عرش اعلا شوكتش از گرد نعلين تو گشت رونق هر لاله از عطر تو شد در كوه و دشت
در كنار حوض كوثر شاد اهل دين ز تو قصر جنّت قطعه قطعه روشن و تزيين ز تو
جعد گيسوى سياه دلگذار حور عين گشت از عطر دلاراى عذارت دلنشين
نصّ اصل هل اتى در شأن ذىشأنت رسيد كيست جز تو آنكه در جاى رسول حق خزيد
گر سكندر را نگشتى خضر ره تا حشر، او زان ظلال دل شكن در روشنى نى كرد رو
روضه خلد و جنان آلاى او از جود توست ساكنانش را رياست در جنان از سود تو است
گشته در قرآن ثناى حور خيرات حسان ز آنكه در درگاه تو هستند يكسر رايگان
در هدايت خانه «انّا هديناه الطّريق» نوح گر ننهاد رو، كشتى درآن حالت غريق
راستان راه او احسن الينا خواندهاند طاغيان راى او را سوى دوزخ راندهاند
سالكان كوى او اندر تهجّد هر سحر عاشقان روى او را صدهزار آه جگر
قعر دوزخ جايگاه طاغيان كوى توست صدر جنّت آشيان عاشقان روى تو است
از ازل هر كس خيال عشق تو در سينه ديد آنچه دلخواه خيالش گشت يك يك سر رسيدچون حسين هر لحظه دارد آرزوى كوى تو ساز احسان از عطا، تا راه گيرد سوى تو
نطق گوياى حسين اندر ثناى شير حق لال گردد هر چه خواهد ذكر گويد هر نسق
هر كه را گردد ثناخوان كردگار لايزال نى تحيّر اى حسين از آنكه گردد نطق لال
۱۱:۰۷