️الگوی حضور در میدان مبارزه و رسالت اندیشکدههای انقلابی(۱) فعالیتهای اندیشکدهای و ورود نسل جوان به عرصه سیاست پژوهی و سیاستگذاری یکی از مهمترین رویش های انقلاب اسلامی در دهه اخیر بوده است. در همین برهه زمانی، مواجهه غرب با جمهوری اسلامی ایران به عرصه اقتصاد کشیده شده و جنگ اقتصادی و نحوه مواجهه با آن به یکی از سیاسیترین موضوعات کشور تبدیل شده است. در نتیجه این شرایط همپوشانی بسیار زیادی میان موضوعات سیاسی و مسائل مرتبط با پیشرفت کشور رخ داده و عملا اندیشکده ها برای انجام فعالیت ذاتی خود یعنی کمک به بهبود تصمیم گیری و حل مسائل کشور، لاجرم به تاثیرگذاری و تاثیرپذیری از محیط سیاسی کشور هستند.توجه به اقتضائات خاص هر دو عرصه سیاسی و سیاستگذاری امری دشوار و بعضا پیچیده است واین نوشته تلاش کرده تا اصولی را برای این مهم تبیین نماید: اصالت حضور در میدان مبارزه و نفی عافیتطلبی مختصات جبهه حق و باطل در شرایط کنونی کاملاً روشن و زمینه حضور برای عمده افراد فراهم است. هر انسان می تواند از خود بپرسد: «اگر من در این میدان نباشم، آیا خلأیی احساس میشود؟ آیا تعطیلی فعالیتهای من اثری در توقف یا کُندیِ پیشبرد جبهه حق دارد؟» غیبت از جبهه حق غالباً ریشه در توجیهات و لغزشهایی دارد؛ از لغزشهای نفسانی مانند ترس، فرار از پرداخت هزینه، محافظهکاری برای حفظ تشکیلات و اشخاص، و یا تنزهطلبی و وابستگیها و تعلقهای مادی تا باورهای غلطی چون «لزوم کار بلندمدت» و «آماده شدن برای آینده» و «پرداختن به خودسازی و مبارزه پس از آن» و...بخشی از غیبت های در میدان مبارزه غلبه یافتن محاسبات مادی در برابر وعده های الهی نظیر «وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» و « وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا » است. وقتی چنین شد انسان در میدان مبارزه از سایر نصرت های الهی هم بی بهره خواهد ماند. به هر حال بخش مهمی از ایمان و مبارزه وابسته به عبور از محاسبات عادی و مادی و ایمان به غیب است. این یادداشت ادامه دارد...@khodjoosh