مبانی عقلی شریعت توحیدی- ۳۶



۱.در حديث قدسی، به نقل از امام حسن عسکری صلوات الله علیه، ذیل آیات 165 الی 167 سوره بقره، آمده است:[ترجمه:] هنگامی که مؤمنان ایمان آوردند و عاقلان ولایت حضرات محمد و علی [صلوات الله عليهما]را پذیرفتند،و معاندان از ولایت ایشان رویگردانی کردند و منحرف شدند، خداوند عزّ وجلّ فرمود:یا محمد!و برخی از مردم کسانی هستند که بجای الله، مشابه هایی مخالف و دشمن را اتخاذ میکنند که آنها را مثلِ خدا قرار می دهند؛ آنها [این مشابه ها] را مانند دوست داشتنِ خدا، دوست می دارند؛ آن بتهای مشابه[خدا] را مانند دوست داشتنِ خدا،دوست دارند؛درحالیکه کسانی که ایمان آورده اند، نسبت به این اشخاصی که مشابه هایی را در کنار خداوند اتخاذ می کنند، محبت شدیدتری به خداوند دارند؛ زیرا مؤمنان، ربوبیت را فقط برای خداوند میدانند و [ در ربوبیت، برای خداوند] شریک قائل نیستند(التفسير المنسوب إلى الإمام العسکري عليه السلام، ج ۱، ص ۵۷۸).



۲.باید من و شما باور کنیم که خداوند در ریز حوادث، اراده اش کار میکند...[شهید] حججی به خدای خود گفت خداجون!من میخواهم مثل مولای خودم شهید بشوم در راه تو.مولای خودش ابی عبدالله چطور شهید شد؟ سرش را بریدند، این هم همینطور شهید شد، این اتفاق نیست.



مجموعه فایلهای کوثر - ۴۶۲@MortezaTehrani@kowsar_fatemi
۱۹:۲۸
صراط مستقیم- ۳۰



۱-چه بخواهيم وچه نخواهيم،حركات و تغييرات جهان و انسان، فراتر از دنياي ماده است.در بيان حضرت امام حسن عسگري-صلوات الله عليه- پنج علامت براي مؤمن شمرده شده:يكي خواندن ۵۱ ركعت نماز در شبانه روز است؛۱۷ ركعت نمازواجب،و۳۴ركعت نافله هاي روزانه.اين نافله ها براي جبران نقايص واجبات است.اما باطني هم دارد؛اجداد پيامبر اسلام-صلوات الله عليه و آله و سلّم- ۵۱ نفر بوده(به تعداد كل ركعات نمازهاي روزانه) كه ۱۷ نفر از آنان، نبي بوده اند؛به تعداد ركعتهاي واجب.



۲-علامت دوم،انگشتر را به دست راست كردن است. پيامبر(ص)هم فرموده بودند كه انگشتر را به دست راست كنيد. بعداز ماهها جنگ در صفّين، وقتي حكميت را به حضرت اميرالمؤمنين(ع) تحميل كردند، عمروعاص كه از سركردگان نفاق و حَكَمِ بني اميّه بود،انگشترش را از دست راست درآوردو به دست چپ كرد تا علي(ع) را از خلافت محروم كند ومعاويه را نصب كند.از آن زمان، اهل سنت،انگشتر را به دست چپ مي كنند.



۳-سومين نشانه اينكه بعداز نماز، پيشاني را روي خاك و مهر بگذارد و در سجده هم حداقل سه بار يا بيشتر «شكراً لِله»بگويد و بابت عبوديت خدا، تشكر كند.اين عمل،آثار بسيار فراوان دارد.



۴-چهارمين علامت،«بسم الله الرحمن الرحيم»را در نمازها بلند بخواند درحاليكه غالباًاهل سنت، ابتداي حمدوسوره، بسم الله را نميگويند و برخي هم كه آن را مي گويند، آرام ميگويند تا حتماً با اهل بيت(ع) مخالفت شده باشد.



۵-پنجمين نشانه، زيارت اربعين است كه يكي از خصائص امام حسين(ع)است و هيچكدام از انبياء و اهل بيت(عليهم السلام)چنين زيارتي ندارند.اما دربارهء معناي آن، يك احتمال اينست كه در چهلمين روز شهادت، زيارت حضرت را بخواند.اما احتمال ديگر اين است كه چهل روز پشت سر هم زيارت امام حسين(ع) را بخواند. نكته ديگر اينكه، بعداز مرگ،روح ملكوتي در شب سوم و هفتم واربعين و سال، بالاي سرِ آن بدن مي آيد و بايستي به متوفّي، توجه خاص شود.البته نكات ديگري هم هست.درصورت تمایل برای مطالعه بقیه فایلهای 《صراط مستقیم》، و نیز سایر عناوین فایلهای کوثرفاطمی، می توانید به لینک زیر مراجعه فرمایید



مجموعه فایلهای کوثر- ۴۳۰@kowsar_fatemi
۰:۱۴
شیخ طوسی نقل کرده که صفوان جمّال روایت كرده است: مولایم حضرت صادق(ع) درباره زیارت اربعین فرمود: هنگامی که روز بلند شده باشد این زیارت را بخوان:
اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ
اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَقآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاْنْبِیاَّءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاْوْصِیاَّءِ
فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاْرْذَلِ الاْدْنى وَشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاْوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ
فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاْوْصِیاَّءِ
اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً
وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ
فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدّینِ وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنین
َ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ وَاَشْهَدُ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا
وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى لاِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ
صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَعلى اَرْواحِکُمْ وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغائِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.سپس دو رکعت نماز میخوانی.
۰:۱۶
صراط مستقیم- ۴۵وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ (سوره بقره/٢٠٧)





۱.حق تعالی پس از بيان حال منافق،كه دينش را بدنيا مىفروشد،دربارۀ مؤمن با اخلاص كه براى دين خدا،از مال و جان مىگذرد مىفرمايد:[ترجمه] و بعضى از مردم كسى است كه براى طلب و بدست آوردن رضاء و خوشنودى خدا جانش را مىفروشد (بذل می نماید و مىبخشد) و خدا به این بندگان، مهربان است ( پاداشهای بىشمار عطاء مىكند).





۲.دربارهء شأن نزول این آیه گفته شده است:هنگامیكه حضرت پیامبر اسلام صلّى اللّٰه عليه وآله وسلّم از توطئه قتل توسط مشركين، بسوى غار گريخت،وامير المؤمنين علىّ صلوات الله علیه در بستر آن حضرت خوابيد، اين آيه بين مكّه و مدينه دربارۀ حضرت اميرالمؤمنين روحی فداه نازل شد.





۳.همچنین روايت شده:چون حضرت اميرالمؤمنين صلواتاللهعليه در بستر، به جای پيغمبر اكرم صلواتاللهعليه و آله و سلّم خوابيد،جبرائيل عليه السلام بالاى سر،وميكائيل عليه السلام پائين پايش ايستادند و جبرائيل فرياد مىزد:بَخ بَخ مَن مِثلُك يا ابن ابى طالب.يباهى اللّٰه بك الملائكة «آفرين! آفرين!كيست مانند تو اى پسر ابى طالب!خدا به وجود تو،به فرشتگان، مباهات و فخر مىنمايد





۴.عجیب آن كه فخر رازى[اهل سنت]در تفسير خود،گفتار جبرائيل دربارۀ امير المؤمنين عليه السّلام را روايت مىكند، اما باز ديگرى را بر حضرت علی اميرالمؤمنين صلواتاللهعليه مقدّم مىدارد.خداوند جل شأنه، همه را از تعصب های جاهلانه وشیطانی محفوظ فرماید.
مجموعه فایلهای کوثر-۴۶۳@kowsar_fatemi
مجموعه فایلهای کوثر-۴۶۳@kowsar_fatemi
۸:۱۳
صراط مستقیم- ۴۶



حضرت امام حسن عسکری صلوات الله علیه:
خِصلَتانِ لیسَ فَوْقَهُما شیءٌ: الایمانُ باللهِ و نفْعُ الإخوانِ(تحف العقول، ص 489).
دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: ایمان به خدا و سودرسانی به برادران.



ایمان و «خداباوری» نتیجه ی معرفت درست و عمیق است. «ایمان»، مؤمن را در مسیر صلاح قرار میدهد و مانع گناه و ظلم و فساد می شود. 



سودمند بودن برای جامعه و خیررساندن به برادران دینی هم یک توفیق الهی است که هرکس این توفیق را دارد، باید شاکر خدا باشد. محبوب ترین فرد نزد خدا کسی است که خیر بیشتری به دیگران برساند.این راهی است که اولیای سالک الی الله ، آن را مسیر سلوک می دانند.



مجموعه فایل های کوثر-۴۶۴@kowsar_fatemi
خِصلَتانِ لیسَ فَوْقَهُما شیءٌ: الایمانُ باللهِ و نفْعُ الإخوانِ(تحف العقول، ص 489).
دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: ایمان به خدا و سودرسانی به برادران.
۱۷:۱۱
آخر الزمان-۱هدف شناسی و وضع انسان امروز-۱

۱-وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء/۱۰۵)ترجمه:قطعا این را نوشتیم،در زبور (کتاب حضرت داوود (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) بعد از ذکر (مراد،همهی کتب الهی است) که حتما زمین را بندگان صالح من،به ارث میبرند.

۲-مرحوم قمی در تفسیر خود میفرمایند: عبادی الصالحون،حضرت قائم صلوات الله علیه و ارواحنافداه و اصحاب ایشان هستند (ج۲/ص۷۷).مرحوم علامه طباطبایی نیز فرموده اند که روایات در مورد ظهور حضرت حجت صلوات الله علیه و پر کردن عالم از قسط و عدل پساز پرشدن از ظلم و جور، بیش ازحد تواتر است(المیزان/ج۱۴/ص۳۷۷).

۳-آیهء بالا آينده را بیان کرده.انسان تا نفهمد آینده و هدف او چیست نمیفهمد چه چیزهایی بایستی با خود همراه کند.چه قدر از سالهای عمرمان بوده که نمیدانستیم بایستی چه کنیم؟ چون هدف را نشناخته ایم.انسانها غالباً سردرگم هستند."سردرگم" محترمانهترین کلمه در وصف آنان است. حتی گاه انسانی در مجالس مذهبی شرکت میکند،اما نمیفهمد که برای چه غایتی شرکت کرده. انسانهای روزگار ما روزمرگی میکنند،"امروز هم بگذرد تا فردا".

۴- اکثر انسانها نه تنها هدف خود را نمیشناسند بلکه به روشن شدن مسیر هم تن نمیدهند.در دورهء ما،بسیاری حواسشان نیست،درحالیکه آخر الزمان دوره غربالگری است؛و عاقبت،افراد اندکی، بر ایمان خود پایدار میمانند.بدبختانه،انسانها برای اهداف معنوی،حتی به اندازه اهداف مادی،ارزش قائل نیستند.ادامه دارد

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۵@kowsar_fatemi
۱۶:۱۲
آخرالزمان -۲هدف شناسی؛تعیین هدف توسط حکیم برای صالحان-۲ 



وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء/۱۰۵)ترجمه: قطعا این را نوشتیم، در زبور (کتاب حضرت داوود (علی نبیّنا و اله و علیه السلام) بعد از ذکر (مراد همهی کتب الهی است)، که حتما زمین را بندگان صالح من به ارث میبرند.



۱- آیندهء زمین و وراثت آن برای صالحان، برای حق تعالی از قبل مشخص بوده است. به تعبیر دقیقتر،در هر آن، همهی امور نزد حق تعالی حاضر است. این حضور به معنای "صرف علم داشتن" نیست.ما مقید به زمان و مکان هستیم، لیکن خداوند چنین نیست. برای انسان که آینده، نزد او حاضر نیست این آیه، کارکرد تعیین هدف را دارد. 



۲- این تعیین هدف توسط خدای حکیم-جلّ شأنه- دارای دو خصوصیت و معناست:نخست معنای ایجابی آن؛ بدین صورت که هدفِ تعیین شده در آخرالزمان آن است که زمین به وراثت، بندگان صالح خداوند برسد. دوم معنای سلبی آن. به این صورت که این هدف و وضعیت به هیچ وجه هنوز محقق نشده است.اگر شخص حکیمی هدفی را تعیین کرد، یعنی باید به دنبال تحقق آن بود.اگر محقق شده بود، ذکر آن به عنوان سرانجامِ آخرالزمان، با حکمت حق تعالی در تعارض بود.



۳- این آیه به ما میفهماند که هدف نهایی چیست و ما چه هستیم و چه نیستیم و در کجای این حرکت کلی توحیدی هستیم و چگونه باید خود را مهیّا و آماده سازیم و اینکه مهیا بودن برای سرانجام زمین، نیازمند چه امری است؟




مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۶@kowsar_fatemi
مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۶@kowsar_fatemi
۱۶:۱۳
آخرالزمان-۳هدف شناسی-۳؛ صالحان چه کسانی اند؟

۱- بیان شد که آیهء(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ: سوره انبیاء/۱۰۵) توصیف حضرت صاحب الزمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف و یاران ایشان است.دراین کلمات حکیمانه،حق تعالی میتوانست بجای (بندگان صالح)-که ناظر بر حُسنِ فاعلیِ اشخاص است- بفرماید: "کسانی که عمل صالح انجام میدهند"-که بیان حُسن فعلی است نه حُسن فاعلی. تمایز در اینست که گاه فردی در زمرهء بندگان صالح نیست لیکن عمل صالحی انجام میدهد. وراثت زمین،متعلق به صالحان است نه کسانی که صالح نیستند اماگاهی عمل صالح انجام میدهند.

۲- بشارتهای به صالحان،دو گونه اند:اخروی و دنیوی.لذا وعدههای نیک به ایشان، منحصر به آخرت نیست.آیهء مذکور نیز مربوط به دنیا است وضمیر "ها"در (يَرِثُهَا) به همین زمین مادی اشاره دارد،نه آخرت.گرچه نعمتهای مادی با پاداشهای اخروی قابلقیاس نمیباشند،بااین حال در این آیه، حق تعالی یکی از پاداشهای دنیوی را بیان داشته است. 

۳-صالحان،درمقابل طالحان(بدکاران) قرار دارند.در وقایع کربلای سال ۶۱ ه.ق، طالحان ابتدا با حضرت مسلم سلام الله علیه اظهار وفاداری کردند؛اما به فاصلهء اندک،تبدیل شدند به قاتل سیدالشهداء صلوات الله علیه.اصلاً کافی نیست که انسان در جلسات مذهبی،فقط به زبان بگوید:آقا بیا،آقا بیا (صلوات الله علیه).در کربلا،بخش عظیمی از ۳۰هزارنفر دشمنان،نه تنها طالبِ آمدن حضرت سيدالشهداء-روحي فداه بودند، بلکه برای ایشان دعوتنامه نیز نوشتند.

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۷@kowsar_fatemi
۱۱:۳۲
آخرالزمان-۴هدف شناسی-۴؛پایان تاریخِ همه ادیان
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء/۱۰۵)

۱-براساس چه حکمتی،در این آیه، گفته شده که "به وراثت رسیدن زمین توسط صالحان" در کتب پیشین، مکتوب بوده است؟ فهم این پرسش در این آیه و پاسخ آن، بخشی از کمال معرفتی هر انسانی است که بفهمد چرا حق تعالی چنین ارتباطی میان ادیان توحیدی با آخرالزمان برقرار ساخته است؟ 

۲-تمام بشریت از ابتدای خلقت تا انتها، یک خالق و معبود و یک ربّ بیشتر ندارند؛"لا اله الّا الله".آموزهء اصلی همه ادیان الهی، توحید است و بس.همه معارف دیگر،ذیل سایه توحید هستند نه در عرض آن ودعوت همه پیامبران الهی متمرکز بر توحید بوده است. به یک بیان، تمام بشریت، یک امت هستند. بنابراین وضع فعلی یعنی تعدد گروهها و امّتها حاصل عملکرد انسانهاست نه پیامبران. "عیسی به دین خود و موسی به دین خود" (علی نبیّنا و اله و علیهما السلام) را مردم درست کردند. والّا یا توحید و دین حق پذیرفته میگردد و یا کافر خواهید بود.سمت و سوی دیگری وجود ندارد.

۳-مقصد این امت واحد در دنیا، و پایان کارِ همه ادیان توحیدی هم در این دنیا، واحد است؛ یعنی وراثت زمین توسط بندگان صالح. ما هم برای سعادت خودمان،بایستی تعیین کنیم که در کدام سو قرار داریم. با دودلی و وابستگی دل به صد جا، سعادت نهایی حاصل نمیشود.

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۸@kowsar_fatemi
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء/۱۰۵)
۵:۳۶
آخرالزمان-۵هدف شناسی-۵؛ مقامات اخروی صالحان

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ(سوره انبیاء/۱۰۵)

۱.برخی افراد صرفا بر نشانههای تكويني آخرالزمان متمركز شدند و کمتر پرداختند به اینکه علائم انسانی چیست؟ و حال آنکه برای ما مهم اينست كه در آخرالزمان، تكليف انساني خودمان را تشخيص بدهيم و به اين فهم برسيم كه چطور عاقبت به خير بشويم.

۲.عاقبتِ صالحان،دو بخش دارد:دنیوی و اخروی. دستاوردهای اخرویِ آنان، مقاماتي است كه مختص آنهاست و برای ما قابل تصور نيست.

۳.از مواردي كه فهمش براي ما دشوار است آن است كه حق تعالي خودش تشكر از صالحان را به عهده گرفته است.برای فهم آن، ابتدا بايد تصور كرد كه تشکر شخصی عادي از ما، چه احساسي در نفس ما ایجاد میکند؛ سپس تصور كنيم با تشکر انسانی الهي یا امام معصوم(علیه السلام)چه حالی ميشويم؛ درنهايت، تلاش كنيم بفهميم كه اگر حق تعالي از ما تشكر كند چه لذت و کمالی در ما به وجود ميآيد. 

۳.از موارد ديگر در آخرت، تمام شدن رياضتهايي است كه صالحان در دنيا با آنها مواجه بودهاند.

۴.همچنين خداوند خودش، ايشان را مورد تكريم خود قرار ميدهد.در دنیا اگر نیازهای مادی و حیوانی آدم ها به هم نباشد جواب سلام همدیگر را هم نمیدهند.برخلاف دنيا كه غالبا تحويل گرفتنها و تكريمها،به نوعي معامله ميباشد، در آخرت، خداوند صالحان را تكريم حقيقي ميكند.

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۶۹@kowsar_fatemi
۱۲:۴۵
در محضر جامع السعادات-۱
انسانيت به چیست؟

۱.چه بخواهيم چه نخواهيم،چه دوست داشته باشيم چه دوست نداشته باشيم، انسانيت به خصلتهايي است كه جذب ميكند. انسان را با آن خصلتهايي كه دارد ميشناسند. فاصل حقيقي ميان انسان و غير انسان است، خصلتهای اوست



۲.اگر كسي خيال كند كه فاصل انسان با حيوانات، به نوع غذا است،پس حیوانات بايد از ما برتر باشند؛چراکه آنها مثلا گوشت آهویی میخورند که دست ما به آن نمیرسد. اگر معيار انسانيت، نوع پوشاك باشد، ناچار حيوانات از انسانها برتر ميشوند؛چراكه بهترين پوشاك انسانها، پوست حيوانات است.بااین حساب،حيواناتي كه اين پوست را ذاتا دارند از انساني كه اين پوست را عاریه ای از حیوانات میگیرد، برتر ميشوند



۳.امتيازِ انسان از غير انسان چيزي وراي اينها است،چه بخواهيم چه نخواهيم.واین امتیاز،نتايج زيادي دارد. يكي از نتايج،اينست كه اگر كسي با استناد به خوراك و پوشاكش و ساير موارد اين چنيني خودش را برتر بداند،در واقع به حیات حيوانی خودش دارد افتخار ميكند. چون اينها ابعاد حيواني انسان است.خوراك لازم است و انسان بايد حتما غذا ميل كند. پوشاك هم حتما لازم است.اما اينها نيازِ ما هستند نه از موجباتِ افتخار ما.



۴.آن قدر شهر شلوغ است و گرفتار دور و برمان هستیم و سَرِمان به امور حیوانی گرم است كه به امور انسانی اصلا توجه نميكنيم يعني حواسمان به اينها ملتفت نميشود. چه برسد به اینكه به آنها فكر كنيمو چه برسد به اينكه باورشان كنيمو چه برسد به اينكه اين مسائل در ما عملي و محقق بشودفاصله خيلي زياد است



مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۷۰@kowsar_fatemi
انسانيت به چیست؟
۱۳:۵۷
آخرالزمان-۶هدف شناسی-۶؛ مفهوم وراثت زمين

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء/۱۰۵)[ترجمه] قطعا این را نوشتیم، در زبور (کتاب حضرت داوود (علی نبیّنا و اله و علیه السلام)) بعد از ذکر (مراد همهی کتب الهی است)، که حتما زمین را بندگان صالح من به ارث میبرند.

۱.مطابق آيه فوق، از مواردي كه در دنيا براي صالحان پيشبيني شده است، وراثت زمين ميباشد.وراثت زمين داراي دو بخش ميباشد: بخش اول مربوط به تسلط بر تمام منافع زمين ميباشد به اين معنا كه صالحان و البته در رأس آنان، حضرت حجت ارواحنا فداه، نه تنها تمامي منافع پنهان زمين را كشف ميكنند بلكه بر همهي آنها تسلط پيدا ميكنند به نحوي كه در جهان صاحب قدرت برتر ميشوند. 

۲.بخش دومِ وراثت، دارا شدن بركات زمین است.داشتن بركات با تسلط داشتن بر منافع، متفاوت است.چه بسا ثروتمنداني كه در مالشان، بركتي نبوده است.بركت در تسلط بر منافع دنيا،به اين معنا است كه منابع،كالاها و زيورهاي دنيا مورد استفادهء صالحانه قرار بگيرند نه استفادهء طالحانه و مفسدانه. 

۳.نکتهی دیگری که از آیه فهم میشود اين است كه وراثت صالحان بر زمين، مستلزم آن است كه مفسدان، خبيثها، اهل معصيت و شرك،ديگر تسلط غالب بر منابع زمين نداشته باشند.

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۷۱@kowsar_fatemi
۱۹:۴۳
در محضر جامع السعادات-۲انسان بالقوه و انسان بالفعل 

۱.از مقدمات انسانشناختی اینست كه كسانی كه به شكل انسان متولد میشوند، بالقوه انسان هستند وهنوز بالفعل انسان نشده اند.اما خداوند ظرفیت انسان شدن را در بدو خلقت، به همه داده وهر كسی در طول عمرش باید ببیند با این ظرفیت چه كرده و آیا انسان شدن را در روح خودش فعلیت بخشیده یا به سمت حیات حیوانی برده است؟

۲.همزمان كه انسان به سمت بزرگسالی حركت میكند، روحش در حال شكلگیری است.و این، انتخابِ خود اوست كه روحش را چگونه فعلیت ببخشد و حتی به چه شخصی اجازه بدهد روح او را شكل بدهد.با رها كردن روح خود، این روح ثابت و بیتغییر نمیماند بلكه عوامل بسیاری بر باطن انسان اثر میگذارند.اهل باطن، تشخیص میدهند كه شكل باطنی، انسانی است یا حیوانی.

۳.در ایام حج خانه خدا،هنگامی كه ابوبصیر از كثرت حاجیان در داخل مسجدالحرام خبر میداد،امام باقر علیه السلام پرده از چشمان ابوبصیر برداشتند تا جایی كه او به چشم دید اکثر كسانی كه به دور كعبه طواف میكردند،به شكل میمون و خوک بودند (المناقب/ج۴ ص۱۸۴). باید فكر كرد كه چرا افرادی كه در بهترین مكان و درحال انجام بهترین اعمال بودند، در باطن چنین شكلی داشتند؟

۴)میدانیم با مرگ،صورت جسمیِ دنیویِ ما از بین خواهدرفت.آنچه از ما باقی میماند، صورت باطنیمان است. باطن میتواند بصورت انسانی به برزخ منتقل شود یا بصورت حیوانی.البته در آن عالم،دیگر جایی برای اقدام و عمل نیست.خوشا به حال كسانی كه با اعمالشان در دنیا،حقیقت انسانی برای آخرتشان فراهم آورند.

مجموعه فایل های کوثر معارف-۴۷۲@kowsar_fatemi
۵:۰۲
در فایل ارسالی (در محضر جامع السعادات-۲ )، در بند ۲، عبارت زیر صحیح است:《با رها كردن روحِ خود، این روح، ثابت و بیتغییر نمیماند بلکه ...》
۱۰:۴۹
آخرالزمان-۷هدف شناسی-۷؛پَسَندِ ماو پَسَندِ حق تعالی

۱-وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(سوره نور/ ۵۵)«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده که قطعاً آنان را خلافت روی زمین خواهد داد، همان گونه که کسانی که پیش از ایشان بودند را خلافت عطا کرد؛وحتماً قدرت اعمال دینشان را که برای آنان پسندیده، به آنان خواهد داد؛و قطعاً پس از ترسشان، آنان را به امنیّت مبدّل میکند،[طوری که] تنها مرا بپرستند وچیزی را شریک من نسازند.وکسانی که پس از آن کافر شوند، همان آنها فاسقانند»

۲.به خیالِ برخي،عادلانهترين وحقترين وضعيت آنست كه بهترينها را بخورندو بپوشند؛واگر شرایط آخرالزمان،ناعادلانه است چون اينها فراهم نميباشد.گويي اگر بهتر بخورد وبپوشد،به انسانيت نزديكتر است!!!یعنی پلنگي كه گوشت آهو ميخورد ازانسانها هم انسان تر است؟؟!!

۳.طبق آيهءفوق،خداوند در آخرالزمان براي مؤمنين،قدرت ايجاد ميكند تاآنها ديني را كه خداوند ميپسندد اعمال كنند نه دین خیالیِ خودرا و نه آنكه خوردنيها و آشاميدنيها و سایر نفسانیّاتِ آنها محقق گردد.مقصد، تحقق دينِ مورد پَسَند حق تعالی است،نه پَسَندِ نفسِ ما. 

مجموعه فایلهای کوثرمعارف- ۴۷۳ @kowsar_fatemi
۱۷:۰۶
در محضر جامع السعادات-۳اخلاق و تمایلات پَست؛سبب محرومیت ها و نقصهای شخصیتی و معنوی

۱.جناب ملامهدی نراقی در این كتاب بیانی دارند:الاخلاق الذمیمه تحجب عنالمعارف؛ یعنی اخلاقیات پست و رذائل اخلاقی مانع ورود معارف الهی به قلب انسان میشوند. رذائل موجب پستی انسان میشوند.هرقدر كه در شخصی،از رذائل باشد، به همان نسبت از فهم حقایق توحیدی و معارف الهی حتما محروم میشود. 

۲.حضرت رسول (صل الله علیه و آله و سلم) میفرماید: لولا أنَّ الشَّیاطینَ یحُومونَ على قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ (المحجّة البیضاء: ج۲/ ص ۱۲۵):اگر اینگونه نبود كه شیاطین،قلبهای انسانها را در خودشان احاطه كرده باشند،آنها ملكوت آسمانها و زمین را میدیدند.مبتنی بر این روایت،دیدن باطن و حقایق عالم،مختص معصومین صلوات الله علیهم نیست.اگر ما این حقایق را نمیبینیم به این خاطر است كه بر سر خودمان بلاها آوردهایم.اگر تمایلات و خواستههای حیوانی و شیطانی را مانند پیلهای،به دور خودمان پیچیدیم نباید انتظار داشته باشیم حقایق نصیب ما بشود.

۳.نوع انسانها-به علت انس با مادیات- معتقدند كه اگر یك روز منافع مالیشان زیاد نشود ضرر كردهاند؛اما چنانچه روح انسانیشان دریافتهای معنوی نداشته باشد،کاملا غافلند و اصلا احساس ضرر نمیكنند.واقعیت این است كه انسان بابت هر آن، كه دریافت معنوی نداشته باشد، بشدّت افسوس خواهد خورد.پس هیچ كاری را نباید بر انسانِ کامل شدن مقدم كرد. همهی کارهای دنیا زمانی ارزش دارند كه قدمی ما را به سمت انسان کامل، نزدیكتر كنند.

مجموعه فایلهای کوثرمعارف-۴۷۴@kowsar_fatemi
۲۱:۴۵
آخرالزمان-۸هدف شناسی-۸؛سنجش صحیح با معصومین علیهمالسلام 

۱.اگر مقصدِ آخرالزمان،لذتهاي بیشترِ دنيوي بود،چرا اولياي معصوم (علیهم السلام) طوری عمل كردندکه بسیاری از مشقت هارا متحمل شدند؟اگر فقط دنیای بهتر،مقصد بود، چه كسي از اميرالمومنين-روحی فداه- شايستهتر بود که بجای نان جو،بهترین ها را میل کند؟چرا حضرت بناچار زره خود را گرو گذاردند؟چرا حضرت سيدالشهداء روحي فداه،بجای زندگی بی دغدغه، مصائب و فجایع کربلا را تحمل کردند؟

۲.یکی از اسامی حضرت حجت صلوات الله علیه،خائف است،به معنی ترسان و نگران. مراقب هستند که دشمنان،حجت خدا را نکشند.همانطور که سیدالشهداء صلوات الله علیه را آنانی به شهادت رساندند که ظاهرا خواهان آمدن ایشان به کوفه بودند اما برگشتند.اميرالمؤمنين صلوات الله علیه میفرمایند:ارتدّ الناس بعد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم إلّا ثلاثة(او اربع)[روضة المتقین/ج۴/ص۲۱۷]: مردم بعداز پیامبرص، برگشتند جز۳نفر(یا ۴نفر). عجیب نیست اگر که در جامعه ما نیز وضعیت بهتر از این نباشد.لذا از وعده های آخرالزمانی(سوره نور/۵۵)،تحقق امنیت است.باید برای اجرای دین مَرضیِّ خدا، حجت او،حاضر باشد.

۳.وعده های آخرالزمانی،به کسانی نیست که صرفا شهادتین را گفته اند؛اینها،اکثراً کسانی اند که گاه قیامت را هم انکار میکنند،چرا؟: «بَلْ یُرِیدُ الإنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ»(سوره قیامت)،یعنی حقایق را انکار میکنند تا جلوی راه خودشان را باز بگذارند و هر کاری را که نفسشان دوست دارد انجام دهند.اینها که در آخرالزمان،صلاحیت خلیفةالله شدن ندارند

مجموعه فایلهای کوثرمعارف-۴۷۵ @kowsar_fatemi
۱۲:۳۹
در محضر جامع السعادات-۴

۱.وَیسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی (اسراء/85)و از تو درباره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است.

۲.روح به عنوان یك موجود در عالم واقع یك ویژگیهایی دارد. یكی از ویژگیها که در آیهی بالا آمده،این است كه روح انسان متعلق به عالم امر است نه عالم دنیا. عالم امر در مقابل عالم خلق قرار دارد. 

۳.پس خصوصیات روح مربوط به عالم امر میباشدو اگر کسی میخواهد به انسانیت برسد، باید عملكردش متناسب با روحش باشد،نه متناسب با جسمش.البته جسم،زائد نیست و در همین حیات جسمانی امكان تكامل روحانی وجود دارد.اما نكتهی مهم آن است كه جسم وسیله است نه هدف.

۴.حضرت رسول (صل الله علیه و آله و سلم) میفرماید: لولا أنَّ الشَّیاطینَ یحُومونَ على قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ (المحجّة البیضاء: ج۲/ ص ۱۲۵).مطابق این روایت،روح هر انسانی ظرفیت درك ملكوت آسمانها و زمین را داراست.منتها بایددنبال رفتارها و خصائلی باشد كه مانع دیدن ملکوت شده است.بسیاری از دستورات الهی این است كه(انسان چه كارهایی را انجام ندهد).ظرفیت کمال،در ما وجود دارد.فقط ما باید از ایجاد مانع،خودداری كنیم.

۵.وقتی انسان از اموری كه مانع هستند، اجتناب میكند،خداوند با اسباب و وسایلش، اعمالی راكه برای ارتقاء نیاز است،بتدریج به او میشناساند.لذااجتناب از موانع، بر انجام افعال،مقدَّم است.اگر كسی بهترین قابلیتها را هم در روح خود داشته باشد اما جلوی آنها مانع بگذارد، به هیچ مقامی نخواهد رسید

مجموعه فایلهای کوثرمعارف-۴۷۶@kowsar_fatemi
۷:۴۷
بازارسال شده از آیت الله مرتضی تهرانی
صدیقۀ کبری سلاماللهعلیها نسبت به مقام رسالت، بالاترین نقش در به ثمر رسیدن رسالت را داشت. پس بدون مبالغه ایشان امابیها هستند.#فاطمیه (برگرفته از سخنرانی 1377/07/02)@mortezatehrani
۴:۲۱