برای آزاد سازی قیمت بنزین، سیاست را اسیر نکنید!
روزهای سختی برای نقد است؛ که طرف هتک و هُوْ نشود! بنده در این بیان دکتر، بیشتر از بنزین، نگران سیاست شدم!
ریشه، در این سئوال اساسی است: «جامعه، بمثابه خانواده، یا دولتْ شهر، یا محیطی مدنی است»؛ یا «جامعه، خود یک بازار است»؟! انتخاب بین این دو گزینه ، سوزن بانی مهمی می کند:
دسته اوّل،«سیاست» را بر اقتصاد، مقدم می کنند.«دولت» را ذیل بازار نمی برند و «جامعه ی دارای بازار» را تدبیر می کنند. از ارسطو تا الهیات مسیحی و اسلام و تمدنهای شرقی به شکل طیفی، جانب اول می نشستند.
اما انتخاب دوم،«اقتصاد» را بر سیاست تفوّق داده،جامعه را بمثابه بازار دیده، دولت را ذیل «بازار» تعریف می کنند.
وجود و انکار نئولیبرالیسم دست آخر به حکمیت IMF ( صندوق بین المللی پول) کشید! این سه خصوصیت برای نئولیبرالیسم اعلام شد:• حذف نظارت دولت در اقتصادهای سراسر جهان • گشودن اجباری درهای بازارهای ملی بهسوی تجارت و سرمایه • تقاضا از دولتها برای کوچککردنِ خود با بهرهگیری از ریاضت و خصوصیسازی.
نئولیبرال در ادبیات سیاسی ایران، فحش است؛ اما به لحاظ علمی رویکردهایی که اقلا این سه ویژگی را داشته باشند، به نظر imf نئولیبرال اند!
دکتر صادق الحسینی با «اقتصادی تعریف کردن سیاست»، به طیف دوم نزدیک و با تعریف آن به «کمینه کردن هزینه ها و خونهای ریخته شده برای رفاه بیشتر» کاملا آن را «اسیر و خادم بازار» می کند! کار ویژه سیاست در «جامعه ی بازار» فقط همین است؛ البته به اشتباه گردن همه تاریخ می اندازد.
مرتبط: 1 / 2 / 3
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۵
@m_ghanbarian
روزهای سختی برای نقد است؛ که طرف هتک و هُوْ نشود! بنده در این بیان دکتر، بیشتر از بنزین، نگران سیاست شدم!
ریشه، در این سئوال اساسی است: «جامعه، بمثابه خانواده، یا دولتْ شهر، یا محیطی مدنی است»؛ یا «جامعه، خود یک بازار است»؟! انتخاب بین این دو گزینه ، سوزن بانی مهمی می کند:
دسته اوّل،«سیاست» را بر اقتصاد، مقدم می کنند.«دولت» را ذیل بازار نمی برند و «جامعه ی دارای بازار» را تدبیر می کنند. از ارسطو تا الهیات مسیحی و اسلام و تمدنهای شرقی به شکل طیفی، جانب اول می نشستند.
اما انتخاب دوم،«اقتصاد» را بر سیاست تفوّق داده،جامعه را بمثابه بازار دیده، دولت را ذیل «بازار» تعریف می کنند.
وجود و انکار نئولیبرالیسم دست آخر به حکمیت IMF ( صندوق بین المللی پول) کشید! این سه خصوصیت برای نئولیبرالیسم اعلام شد:• حذف نظارت دولت در اقتصادهای سراسر جهان • گشودن اجباری درهای بازارهای ملی بهسوی تجارت و سرمایه • تقاضا از دولتها برای کوچککردنِ خود با بهرهگیری از ریاضت و خصوصیسازی.
نئولیبرال در ادبیات سیاسی ایران، فحش است؛ اما به لحاظ علمی رویکردهایی که اقلا این سه ویژگی را داشته باشند، به نظر imf نئولیبرال اند!
دکتر صادق الحسینی با «اقتصادی تعریف کردن سیاست»، به طیف دوم نزدیک و با تعریف آن به «کمینه کردن هزینه ها و خونهای ریخته شده برای رفاه بیشتر» کاملا آن را «اسیر و خادم بازار» می کند! کار ویژه سیاست در «جامعه ی بازار» فقط همین است؛ البته به اشتباه گردن همه تاریخ می اندازد.
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۵
۳.۷K
۱۰:۱۱