🩸منطق تعیین خون بهاء در خون خواهی رهبر شهید!
محسن قنبریان ۱ از ۲
☆ یک تعریف و تفکیک لازمدر منطق دینی، خون خواهی دو سطح دارد:۱. قصاص جانیان ( برای هر خون به ناحق ریخته). ۲. انتقام از دشمنان ( برای خونهایی که شخصیت حقوقی یک مکتب و حکومت اند). تفکیک این دو را خلاصه اینجا ببینید و به تفصیل اینجا بخوانید!
☆ منطق تعیین خون بهاءروشن شد خون بهاء در قصاص، جان مباشران و مسببانِ اقوای از مباشر است؛ اما در خون خواهی رهبران و شخصیت های حقوقی چیست؟!
آیا هر آرزو و دل خواستی را می توان خون بهاء قرار داد؟!
✓ مرور ثار و خون خواهی حسین(ع) تا اندازه ای «روش تعیین» را رهنمون می شود: • به حسب روایات اگر قیام حسینی به خون کشیده نمی شد، منجر به «فرج» می گشت. • لکن این قیام به جای گشایش و فرج به «کرب و بلا»( سختی و بلا) کشیده شد. اباعبدالله روز دوم محرم وارد زمین کربلا شد و در پرسش از نام آن، «کربلا» را به «کرب و بلا» تأویل برد و فرمود:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ»! • ائمه بعد از حسین(ع) نیز «فرج» ندیدند و گرچه در «مکان کربلا» نبودند اما «مکانت کرب و بلا» داشتند. امام رضا(ع) سال ۲۰۰ق فرمود:أَوْرَثَتْنَا اَلْكَرْبَ وَ اَلْبَلاَءَ إِلَى يَوْمِ اَلاِنْقِضَاءِ : روز حسین (ع) به ما اهلبیت(ع) کرب و بلاء ارث داد تا روزی که این کرب و بلاء منتقضی شود( یعنی روز فرج)! • از این رو فرج آل محمد(ص)، همان انتقام خون حسین و تحقق خون خواهی اوست که ملازم با کشتن تابعان و راضیان آن ظلم و قتل است؛ نه کشتن دوباره قاتلان. اوصاف این تابعان و راضیان در مثل دعای ندبه فهرست شده است.
خون بهای هر شخصیت حقوقی و زعیم شهید( غیر از قصاص قاتلان) آن چیزی است که هدف مشروع قیام او بوده و با کشته شدن از آن باز مانده است. با این منطق می توان خون بهای شهادت حاج قاسم و سید حسن و رهبر شهید را معین کرد.
ادامه در ۲
@m_ghanbarian
☆ یک تعریف و تفکیک لازمدر منطق دینی، خون خواهی دو سطح دارد:۱. قصاص جانیان ( برای هر خون به ناحق ریخته). ۲. انتقام از دشمنان ( برای خونهایی که شخصیت حقوقی یک مکتب و حکومت اند). تفکیک این دو را خلاصه اینجا ببینید و به تفصیل اینجا بخوانید!
☆ منطق تعیین خون بهاءروشن شد خون بهاء در قصاص، جان مباشران و مسببانِ اقوای از مباشر است؛ اما در خون خواهی رهبران و شخصیت های حقوقی چیست؟!
✓ مرور ثار و خون خواهی حسین(ع) تا اندازه ای «روش تعیین» را رهنمون می شود: • به حسب روایات اگر قیام حسینی به خون کشیده نمی شد، منجر به «فرج» می گشت. • لکن این قیام به جای گشایش و فرج به «کرب و بلا»( سختی و بلا) کشیده شد. اباعبدالله روز دوم محرم وارد زمین کربلا شد و در پرسش از نام آن، «کربلا» را به «کرب و بلا» تأویل برد و فرمود:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ»! • ائمه بعد از حسین(ع) نیز «فرج» ندیدند و گرچه در «مکان کربلا» نبودند اما «مکانت کرب و بلا» داشتند. امام رضا(ع) سال ۲۰۰ق فرمود:أَوْرَثَتْنَا اَلْكَرْبَ وَ اَلْبَلاَءَ إِلَى يَوْمِ اَلاِنْقِضَاءِ : روز حسین (ع) به ما اهلبیت(ع) کرب و بلاء ارث داد تا روزی که این کرب و بلاء منتقضی شود( یعنی روز فرج)! • از این رو فرج آل محمد(ص)، همان انتقام خون حسین و تحقق خون خواهی اوست که ملازم با کشتن تابعان و راضیان آن ظلم و قتل است؛ نه کشتن دوباره قاتلان. اوصاف این تابعان و راضیان در مثل دعای ندبه فهرست شده است.
ادامه در ۲
۱.۸K
۱۷:۰۷