معرفی تولیدات علوماسلامیترویجوگفتمانسازی علوماسلامیبازنشرآثاردانشگاهی ایجادزمینه مناسببرای بومیسازیعلوممصاحبهتخصصیبااساتیدمطرح وبگاه:https://manainstitute.ir ارتباط با ادمین و تبادل :@maanainstitute_admin
سلسله یادداشتهای معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز معادلات پنهان نبرد (۲۴) | سننِ مختصِ جبههی حق: امدادهای تکوینی و معنوی در تقابل با جبههی استکبار در مصافِ تاریخیِ جبههی حق (مستضعفین و رزمندگان اسلام) با جبههی باطل (مستکبرین و کفر)، عالم هستی یک تماشاگرِ خنثی نیست؛ بلکه نظامِ آفرینش بر اساسِ سننِ الهی، پشتیبانِ مستحکمِ کسانی است که در مسیرِ حق گام برمیدارند. این سننِ اختصاصی، توازنِ قوا را به نفعِ جبههی حق تغییر میدهند: ۱. سنتِ ذکرِ متقابل: اتصالِ قلبی و نزولِ سکینه در میدانِ نبرد: هنگامی که رزمندهی جبههی حق در بحبوحهی تقابل با جبههی کفر، خدا را در دل و زبان یاد میکند، مشمولِ سنتِ «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» میشود. یادِ خدا از سوی بنده، موجبِ توجهِ ویژه و یادِ متقابلِ پروردگار میگردد. این ذکرِ باطنی، ترس و تزلزل را از دلِ مؤمنان پاک کرده و آرامش و طمأنینه («أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ») را در برابرِ هیمنهی پوشالیِ دشمن به ارمغان میآورد. ۲. سنتِ نفیِ خوف و حزن: رویینتنیِ معنویِ اولیای الهی: یکی از مهمترین برتریهای جبههی حق، رهایی از قید و بندهای مادی است که عاملِ اصلیِ ترس و اندوه در جبههی باطل محسوب میشود. ترس از دست دادنِ منافع، یا اندوه برای شکستها، ریشه در «مالکیتانگاری» دارد. اما رزمندگانِ اسلام و اولیای الهی، خود و تمامِ داراییشان را مِلکِ طِلقِ خداوند میدانند؛ لذا در تقابل با مستکبرین، نه از تهدیداتِ آینده میترسند و نه بر از دست دادنِ متاعِ دنیا یا شهادتِ همرزمان اندوهگین میشوند («أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»). ۳. رابطهی احسان با هدایت و ظلم با گمراهی: کوریِ استراتژیکِ دشمن: در مسیرِ مبارزه، جبههی حق با تکیه بر «احسان» و عملِ صالح، خود را تحتِ چترِ هدایتِ الهی قرار میدهد و راهکارهای خروج از بنبستها را مییابد. در مقابل، جبههی مستکبرین به دلیلِ اتکا بر «ظلم» و طغیان، از دایرهی هدایتِ تکوینی خارج شده و دچارِ کوریِ استراتژیک و گمراهی در محاسبات میشود؛ مسألهای که در نهایت منجر به شکستِ نقشههای آنان میگردد. ۴. همراهیِ عالم با اهل فطرت: قیامِ هستی علیه جبههی کفر: عالمِ هستی بر مدارِ فطرتِ الهی خلق شده است. جبههی حق که اهدافش منطبق بر این فطرت است، تمامِ کائنات را به عنوانِ یاریگر در کنارِ خود دارد. اما جبههی استکبار با ترویجِ فساد و گناه، در واقع به جنگ با کلِ نظامِ آفرینش برخاسته است («ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ…»). علامه طباطبایی تأکید میکنند که اگر انسان (یا جریانِ باطل) با اجزای عالم سازگار نباشد، عالمِ هستی در نابود ساختنِ او همقسم شده و زمین را از لوثِ وجودِ مستکبران پاک خواهد کرد. ۵. رابطهی ایمان با نزولِ نعمت: سرازیر شدنِ برکات بر جبههی مستضعفین: ایمان و پایداریِ رزمندگانِ حق، کلیدِ گشایشِ نعمات و برکاتِ الهی است، در حالی که کفر و عنادِ جبههی باطل، در نهایت منجر به نزولِ نقمت و عذابِ تکوینی میشود. کسی که در راستای اهدافِ الهی شمشیر میزند، اجزای عالم با او هماهنگ شده و درهای نصرت به رویش باز میشود؛ اما آنکه در جبههی طاغوت شمشیر میزند، دیر یا زود با واکنشِ قهرآمیزِ نظامِ هستی مواجه خواهد شد. جمعبندی: در تقابلِ بنیادینِ حق و باطل، رزمندهی جبههی اسلام تنها به تسلیحاتِ ظاهری متکی نیست. او با اتصال به شبکه سننِ الهی—از طریق ذکر، خلعِ تعلقاتِ مادی، احسان، تطابق با فطرت و ایمانِ خالص—کلِ ظرفیتِ عالمِ هستی را به نفعِ جبههی مستضعفین فعال میکند و باطل را که در تضادِ ذاتی با نظامِ آفرینش است، به سوی نابودیِ حتمی سوق میدهد. دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) یادداشت قبلی #سنن_الهی#یادداشت_بیست_چهارمـ_ــ_ـ_ـ#یادداشت آدرس تارنمای ما :https://manainstitute.ir ما را در ایتا دنبال کنید:@maanainstitute