بله | کانال روبه قله؛ مادران و همسران شهدا
عکس پروفایل روبه قله؛  مادران و همسران شهدار

روبه قله؛ مادران و همسران شهدا

۵۷ عضو
بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
من هم هر روز صبحانه‌ی بچه ها را می‌دادم و راهی مدرسه‌شان می‌کردم. رخت و لباس‌ها را می‌شستم، ناهارم را بار می‌گذاشتم و زیر گاز را کم می‌کردم بعد کپسول‌های خالی مغازه را برمی‌داشتم و پیاده تا سه‌راه بوتان می‌رفتم. بعد از اینکه کلی در صف گاز می‌ایستادم و پرشان می‌کردم، یک کپسول روی کتف و کپسول دیگر در دست برمی‌گشتم خانه و تحویل رجب می‌دادم. چند دقیقه‌ای دستم را روغن مالی می‌کردم تا کمی دردش ساکت شود. از تظاهرات که بر می‌گشتم، فوری شام درست می‌کردم و مشغول نظافت خانه می‌شدم. حالا که رجب کوتاه آمده بود و کاری به من و بچه‌ها نداشت، نباید بهانه دستش می‌دادم. رجب آخر شب کرکره را پایین می‌کشید و به خانه می‌آمد. همراه بچه ها آب و جارو به دست می‌افتادیم به جان در و دیوار مغازه. علی گاز فر را تمیز می‌کرد و امیر و حسین یخچال را برق می‌انداختند. من هم گوشت و ادویه و پیاز را می‌ریختم داخل کاسه پلاستیکی بزرگ و نیم ساعت ورز می‌دادم...صفحه ۸۳#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۶:۲۷

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
شب با درد می‌خوابیدم و صبح با صورت کبود می‌رفتم جهاد برای کمک. همه از مشکلات من و رجب خبر داشتند، کاری از دستشان برنمی‌آمد جز دعا. همان دعای خیر دوستانم بود که صبرم را هر روز بیشتر می‌کرد. هیچ کس دوست نداشت صابون رجب به تنش بخورد. بعضی از شبها که کاسبی خوب بود و رجب با جیب پر به خانه می‌آمد، سرحال می‌نشست کنارم چای می‌خورد و به جای مشت و لگد نصیحتم می‌کرد: "ان قدر بدو بدو نکن. جهاد نرو زهرا! چشمت میزنن مریض میشی" در جوابش لبخندی می‌زدم و می‌گفتم: "چاییت سرد شد."صفحه ۱۰۱#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
معرفي كتاب در كتابرسان
#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
چشم بستم و زبان دلم را باز کردم: "سلام پسرم! سلام مامان جان. چقدر خوشگل شدی عزیزدلم! اون شمشیر ذوالفقاری که تو خواب دیدم تو بودی جان مادر؟! در راه خدا رفتی.... خدایا! از من قبولش کن. امیر جان! خیالت راحت گریه نمی‌کنم، دشمن شادت نمی‌کنم. امروز نمی‌بوسمت این بوسه‌ی من باشه طلبم از تو برای روز قیامت در محضر حضرت زینب و مادر پهلو شکسته‌ش" تابوت را بست و پرچم ایران را روی آن کشید. به سجده افتادم و گفتم: "خدایا ممنونتم. سعی کردم امانتی که به من دادی سالم تحویلت بدم. شکرت که در راه خودت شهید شد" سر از سجده برداشتم ایستادم کنار تابوت به شیون زن‌های داخل سالن نگاه کردم فریاد زدم: "برای چی گریه می‌کنید؟! مگر نه اینکه بچه های ما در راه خدا به شهادت رسیدن برای اسلام رفتن و دین خدا رو یاری کردن. خوش حال باشید! این جوون‌ها امروز به آرزوشون رسیدن. الله اکبر! الله اکبر!" جمعیت همه ایستادند؛ صدای الله اکبر مرد و زن در سالن پیچید. سر چرخاندم دیدم رجب و فامیل‌ها به طرف تابوت امیر می‌آیند. رجب مقابلم ایستاد و با چشمان سرخش نگاهم کرد. گفت "خوش حالی به آرزوت رسیدی مادر شهید؟! سخنرانی میکنی؟!" سریع خودم را بین جمعیت گم و گور کردم تا بیشتر عصبانی نشود.صفحه ۱۱۵#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
مطالعه کتاب «قصه ننه علی» در فراکتاب:www.faraketab.ir/b/180955
قصه ننه علی روایتی از مادرانگی‌هایی متفاوت از  زهر...

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
از بس با رجب درگیر بودم، در نبودش هم کابوس های شبانه دست از سرم برنمی‌داشت. به این کابوس‌ها فشار روحی صحنه‌هایی هم که می‌دیدم، اضافه شده بود. روزی یک مشت قرص اعصاب می‌خوردم اما اثری نداشت.دسته دسته لباس و پتوی خونی می‌آوردند کنار کرخه به لباس ها چنگ می‌زدیم و جگرمان می‌سوخت. گاهی قطعات بدن شهیدی به لباس چسبیده بود. با ذکر صلوات و گریه تحویل برادرها می‌دادیم و آنها با رعایت احکام شرعی دفن‌شان می‌کردند. شب‌ها کنار مادران شهدا می‌نشستم و به خاطراتشان گوش می‌دادم. بعضی از زن‌های جهادی خوزستان، چندین شهید تقدیم انقلاب کرده بودند و باز هم خودشان را بدهکار انقلاب می‌دانستند. در مقابل آنها خجالت می‌کشیدم بگویم من هم مادر شهید هستم. قدرت روحی زنان جهادگری که از نزدیک می‌دیدم، کلی انگیزه بهم می‌داد. حضور در جمع زنان رزمنده خوزستانی حالم را بهتر کرده بود. بعد از چند هفته برگشتم تهران، سعی کردم قرص‌های اعصاب را کنار بگذارم. دوباره خودم را با جلسات زنانه و کارهای جهاد سرگرم کردم.صفحه ۱۲۳#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
همسایه‌ی طبقه پایین‌مان پاسدار بود دور از چشم رجب به من گفت: "حاج خانوم! مثل اینکه خیلی بهت سخت می‌گذره. من می‌دونم علی با کدوم گردان اعزام شده و الان کجاست می‌خوای هماهنگ کنم برش گردونن؟" نفس عمیقی کشیدم و محکم گفتم: «اولاً اگه سروصدای ما شما رو اذیت می‌کنـه بـه بـزرگی خودت ببخش. دوماً نه این کار رو اصلا انجام نده. به حاجی هم چیزی نگو. علی به راه غلط نرفته که بخوام سد راه کنم و برش گردونم. اگه بفهمم شما کاری کردی علی برگرده روز قیامت در محضر حضرت زهرا جلوت رو می‌گیرم و شکایتت رو می‌کنم. این بچه برای خدا رفته، منم برای خدا تحمل می‌کنم. خدا پشت و پناه همه رزمنده‌ها باشه."- خب حاج خانوم شما مثل مادرمی. من دارم می‌بینم چقدر بهت سخت می‌گذره.- عیب نداره پسر جان. علی تو جبهه می‌جنگه، منم تو خونه! ان شاء الله هر دو پیش خدا سربلند باشیم.صفحه ۱۳۲#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
با پای برهنه، آهسته به سمت تابوت علی قدم برداشتم.چشمانم بسته بود. کمرم خم شد. دستم می لرزید با بغض گفتم: «علی! مادرت اومده دستش رو بگیر.» دستم را داخل تابوت بردم و قنداق سفید علی را بلند کردم. چند ثانیه نگاهش کردم به سینه چسباندم و فشار دادم قلبم از جا کنده شد و با هق هق گفتم «آخ مادر! آخ علی! آخ پسرم! خوش اومدی! گل پسر من خوش اومدی! مرد خونه‌م خوش اومدی! چرا آن قدر دیر اومدی؟! مامان از پا افتاد. کمرم شکست. سوی چشمم رفته مادر. چطور روی ماه تو رو ببینم. دوازده سال چشم به راه بودم تا تو برگردی. پسرم! داشتی می‌رفتی قدت بلند بود، چرا قنداق برای من آوردن؟! لای لای علی جان! علی جان! علی جان!» صفحه ١٧٩#کتاب#قصه_ننه_علی#رو_به_قله_در_مسیر
#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۰:۵۵

بازارسال شده از ح.سادات
undefined نشست به صورت آفلاین در بستر صحن اصلی مادرانه :؛
به مناسبت اربعین*، به‌جای نشست مجازی مادرانه،
undefined *گزیده‌هایی از بیانات رهبر انقلاب
حول محور «نقش حضرت زینب(س) و کاروان اسرا تا اربعین»
را به‌صورت آفلاین مرور می‌کنیم.

undefined پرچم حقیقترهبر انقلاب:
" به همان اندازه که مجاهدت حسین‌ بن‌ علی و یارانش به عنوان صاحبان پرچم سخت بود،به همان اندازه نیز مجاهدت زینب و مجاهدت امام سجاد و بقیه‌ی بزرگواران، دشوار بود.درسی که اربعین به ما می‌دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکی است. (۱۳۶۸/۶/۲۹)"

undefined چهارشنبه ۲۲ مرداد | ساعت ۱۱ صبح
بیایید در این مسیر، همراه کاروان حقیقت باشیم.
#نشست_مجازی #مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefinedاهمّیّت اربعینِ اوّل این بود که رسانه‌ی پُرقدرت عاشورا است.از روز عاشورا تا روز اربعین -بنا بر یک روایت روزی است که اهل‌بیت برگشتند به کربلا- این چهل روز، چهل روزِ فرمانروایی منطقِ حق در میان دنیای ظلمانی حاکمیّت بنی‌امیّه و سفیانی‌ها بود.undefinedرسانه‌ی حقیقی [یعنی] فریاد زینب کبری، فریاد حضرت سجّاد؛ در کجا؟ در کوفه، در شام، در آنجایی که ظلمات محض بود؛ اینها بزرگ‌ترین رسانه بود.همینها بود که عاشورا را نگه داشت، همینها بود که عاشورا را به امروز رساند. تاریخ و ریشه‌ی این روز اربعین و ماجرای اربعین این است. آن روز اهل‌بیت (علیهم‌ السّلام) طوفانی به پا کردند با این حرکت چهل‌روزه؛ یک طوفان به پا شد در آن اختناق عجیب. در آن روزگار، اختناق این قدر است که دور‌وبر امام حسین، فرزند پیغمبر، نوه‌ی پیغمبر، جگرگوشه‌ی زهرای اطهر، ۷۲ نفر بیشتر باقی نمیمانند.در یک چنین روزگاری، ماجرای توّابین را در کوفه به وجود آورد، مدینه را منقلب کرد، شام را منقلب کرد، به طوری که رژیم سفیانی برافتاد؛ این حرکت عظیم اربعینیِ زینب کبری و اهل‌بیت (علیهم‌ السّلام) بود.۱۳۹۸/۰۷/۲۱بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام‌حسین(ع)#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefined اربعین؛ رسانه پر قدرت عاشورازینب کبری برای زنان ما یک الگوسترهبر انقلاب: زینب کبری برای زنان ما در طول تاریخ یک الگوست؛ عقل و متانت، قدرت و شجاعت، شور و احساس عاطفی، صراحت زبان، متانت دل، استواری روح؛ در عین‌حال، مادرانه، خواهرانه، با همه‌ی انسانها برخورد کردن، در محیط خانه شمع محبت را روشن نگه داشتن، همسر و فرزندان را بر سر سفره‌ی محبت و عاطفه‌ی خود دور هم جمع کردن؛ اینها خصوصیات زن مسلمان است.۸۴/۳/۲۵اربعینِ اوّل، رسانه‌ی پُرقدرت عاشورا است. از روز عاشورا تا روز اربعین چهل روزِ فرمانروایی منطقِ حق در میان دنیای ظلمانی حاکمیّت بنی‌امیّه و سفیانی‌ها بود. رسانه‌ی حقیقی یعنی فریاد زینب کبریٰ، فریاد حضرت سجّاد... امروز هم در دنیای پیچیده‌ی پُرتبلیغات و پُرهیاهویی که بر بشریّت حاکم است، این حرکت اربعین، یک فریاد رسا و یک رسانه‌ی بی‌همتا است.۱۳۹۸/۰۷/۲۱#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefined*این چهل روز، اوج مجاهدت همراه با تبیین بود.*
undefinedحضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «این چهل روزی که از عاشورا تا اربعین اتّفاق افتاده، یکی از مقاطع بسیار مهمّ تاریخ اسلام است. روز عاشورا در اوج اهمّیّت است و این چهل روزی هم که بین عاشورا و اربعین هست، تالی‌تلو روز عاشورا است. اگر روز عاشورا اوج مجاهدت همراه با فداکاری -فدا کردن جان، فدا کردن عزیزان، فرزندان و یاران- است، این چهل روز، اوج مجاهدت همراه با تبیین، همراه با افشاگری، همراه با توضیح [است]. اگر این چهل روز نمیبود، اگر حرکت عظیم زینب کبریٰ (سلام الله علیها) و جناب امّ‌کلثوم و حضرت سجّاد (علیه السّلام) نمیبود، شاید آن فقره‌ی «لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَة»  اتّفاق نمی‌افتاد.» ۱۴۰۰/۰۷/۰۵
#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefinedمثل امیرالمؤمنین علیه‌السلامundefinedحضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«بی بی زینب کبری سلام‌الله علیها در بازار کوفه، در حال اسارت، آن خطبه‌ی شگفت آور را ایراد کرد؛ لفظ مثل پولاد محکم، معنا مثل آب روان تا اعماق جانها می‌نشیند. در آن‌چنان وضعیتی زینب کبری سلام‌الله علیها مثل خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرف زد؛ تکان داد دلها را، جانها را و تاریخ را.»۹۲/۰۸/۲۹#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefinedمنش زینب کبری، پیروز استحضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «حادثه‌ی نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه‌ی عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعىِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری؛ زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.»۱۳۸۹/۰۲/۰۱#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefined*صبور و بصیر*
قبل از حرکت به کربلا، بزرگانى مثل ابن‌‌عبّاس و ابن‌‌جعفر و چهره‌‌هاى نامدار صدر اسلام که ادّعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى داشتند، گیج شدند، نفهمیدند چه‌کار باید بکنند.
undefined زینب کبریٰ گیج نشد، فهمید که باید این راه را برود که امامِ خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمی‌فهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس میکرد.او یک زن بود، زنى که از شوهرش و از خانواده‌‌اش جدا میشود براى مأموریّت و به همین دلیل هم بود که بچّه‌‌هاى خردسال خود و نوباوگان خود را هم با خود برد. حس میکرد که حادثه چگونه است. در آن ساعتهاى بحرانى که قویترین انسانها نمیتوانند بفهمند که چه باید کرد، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را تجهیز کرد براى شهید شدن.
undefinedبعد از شهادت حسین‌‌بن‌‌على هم که دنیا ظلمانى شد، دلها و جانها و آفاق عالم تاریک شد، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریّت یعنى پیغمبران میتوانند به آنجا برسند.
۱۳۷۰/۸/۲۲
#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefinedما رأیت الا جمیلاحضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «این همه مصیبت در چشم زینب کبری زیباست؛ چون از سوی خداست، چون برای اوست، چون در راه اوست، در راه اعلای کلمه‌ی اوست. ببینید این مقام، مقام چنین صبری، چنین دلدادگی نسبت به حق و حقیقت، چقدر متفاوت است با آن مقامی که قرآن کریم از جناب آسیه نقل میکند. این، عظمت مقام زینب را نشان میدهد. کار برای خدا اینجور است. لذا نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است.» ۱۳۸۸/۱۱/۱۹#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefined*زن امروزِ دنیا الگو میخواهد.*
undefinedزن امروزِ دنیا الگو میخواهد. اگر الگوى او زینب باشد و فاطمه‌‌ى زهرا باشد، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیارى در درک موقعیّتها، انتخاب بهترین کارها - ولو با فداکارى همراه باشد - و ایستادن پاى همه چیز براى انجام تکلیف بزرگى که بر دوش انسانها خدا گذاشته است. این زنى ‌که الگویش فاطمه‌‌ى زهرا باشد یا زینب کبرىٰ (علیهما السّلام) باشد، این است. اگر زن به فکر تجمّلات و خوش‌گذرانیها و هوسهاى زودگذر و تسلیم شدن به احساسات بی‌بنیاد و بی‌ریشه باشد، آن راه را نمیتواند برود. باید این وابستگی‌ها را که مثل تارعنکبوت است بر پاى یک انسان رهرو، از خود دور کند تا بتواند آن راه را برود.undefined کمااینکه زن ایرانى در دوران انقلاب همین کار را کرد، در دوران جنگ همین کار را کرد و انتظار این است که در همه‌‌ى دوران انقلاب همین کار را بکند. امّا الگوى زن ایرانى در این راه همانى است که گفته شد؛ زینب الگو است.
۱۳۷۰/۸/۲۲
#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از ح.سادات
thumbnail
undefined*زینب کبریٰ یک زن است، یک زن بزرگ!*
undefinedعظمتى که این زن بزرگ در چشم ملّتهاى اسلامى دارد از چیست؟ نمیشود گفت به‌خاطر این است که دختر علىّ‌بن‌ابیطالب است یا خواهر حسین‌بن‌على و حسن‌بن‌على (علیهم‌ السّلام) است. نسبت‌ها هرگز نمیتوانند یک چنین عظمتى را خلق کنند. همه‌ی ائمّه‌‌ى ما دخترهایى داشتند، مادرهایى داشتند، خواهرهایى داشتند. کو یک نفر مثل زینب کبریٰ؟ ارزش و عظمت زینب کبریٰ به‌خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، او را این‌جور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى را بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) هم نباشد، عظمت پیدا میکند؛ بخش عمده‌ى این عظمت از اینجا است. undefinedاوّلاً موقعیّت را شناخت؛ هم موقعیّت قبل از رفتن امام حسین (علیه‌ السّلام) به کربلا، هم موقعیّت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیّت حوادث کُشنده‌ى بعد از شهادت امام حسین را، و طبق هر موقعیّتى یک انتخاب کرد. این انتخابها زینب را ساخت.
۱۳۷۰/۸/۲۲
#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳

بازارسال شده از الهام مصلح راد
thumbnail
undefined*کُلّنا فِداکِ یا زینب...*
کلّنا فداک یا زینبکلّنا فداک یا زینب
نوای نحن ابناء حیدرذکر پرشور رو هر لبیه
نمی‌گذاریم که دشمن بتونهبیاد یه لحظه تا زینبیه
ما به خدا عهدمون رو نشکستیمفدایی حضرت زینب هستیم
حالا دیگه با اذن رهبرمهمینه آرزوی آخرم
عاقبت من بشم یکی از اینشهدای مدافع حرم
کلّنا فداک یا زینبکلّنا فداک یا زینب

#نشست_مجازی_مادرانه#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"

وب‌گاه | بله | ایتا

۱۴:۴۳