۱۹:۴۱
۱۹:۴۱
۱۹:۴۱
ادامه دارد...
#دانشجو_در_میدان_مبارزه
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
یعنی ما آنقدرها هم برایش خطر نداریم؟!
قدم آهسته میکنم و برای بار چندم، خانهی فروریختهی دکتر طهرانچی را تماشا میکنم؛ سوزشی به عمق جانم مینشیند و چیزی از درون، چنگ میاندازد و گلویم را میفشارد؛ چشمهایم تر میشوند و تمام وجودم آه میشود، راستش نه بهخاطر وحشیگری و ناجوانمردی رژیم صهیونیستی-که آن هم درد دارد.-بلکه بهخاطر خودم، نقشم و عاقبتم؛ من میترسم.بعد از جنگ، ذهنم ذهن سابق نشد، حتی آمدم یک کلاس هنری بروم، ولی با تمام علاقهام، چیزی در وجودم نمیگذاشت در این تحولات سریع عصر، پای آن بنشینم، چیزی میگفت بلند شو و اسرائیل را نابود کن! به دنبال خودت، نقشت و عاقبتت، بدو.روزهای نوجوانیام، نقش خودم را در قالب یک دانشمند هستهای میدیدم، آن روزها نشان انرژی هستهای را میدیدم، که تصویر شهدای هستهای را در پرههای ستارهمانندش کشیدهاند و هنوز یک جای آن خالی است، و با خودم میخواندم که "رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده..."و حالا دست روزگار من را پشت میز های دانشکدهی روانشناسی نشانده، ولی من هنوز همان آدمم! روزهای جنگ با خودم فکرمیکردم همهی آنهایی که اسرائیل حاضر شده برای کشتنشان هزینه دهد، یا دانشمند هستهای بودهاند یا نظامی؛ پس این وسط ما چه میشویم؟ ما یعنی همان علوم انسانی خواندههایی که با دغدغههای اسلامی این سالها کار کردهایم؛ ما یعنی (آرمانِ) امتداد فکر مطهری، دشمن سالهاست هزینهی ترور مطهریها را نمیدهد، یعنی آنقدر برایش نمیصرفیدیم؟ یعنی ما آنقدرها هم برایش خطر نداریم؟ برای خودم توجیه میآورم، امروزه ترور مطهریها با رسانه و این حرفهاست، شاید هم توجیه نباشد؛ نمیدانم، ذهنم به هم ریخته! من نمیتوانم مهم نبودن خودم برای جبههی کفر را به نظاره بنشینم.داستان رویان را دیدهاید؟ کتاب خط مقدم را چطور؟ من کجا باید حسن تهرانی مقدم خودم را پیدا کنم؟ اصلا با این روانشناسی که هنوز تکلیف تمدنیمان با آن خیلی روشن نیست، چطور باید به یک جنگ آخرالزمانی رفت؟ این روزهای بعد جنگ، سرگردانتر شدهام؛ یعنی ما آنقدرها هم برایش خطر نداریم؟
#روایت_جنگ#علوم_انسانی
| @madrese_moteahhed
قدم آهسته میکنم و برای بار چندم، خانهی فروریختهی دکتر طهرانچی را تماشا میکنم؛ سوزشی به عمق جانم مینشیند و چیزی از درون، چنگ میاندازد و گلویم را میفشارد؛ چشمهایم تر میشوند و تمام وجودم آه میشود، راستش نه بهخاطر وحشیگری و ناجوانمردی رژیم صهیونیستی-که آن هم درد دارد.-بلکه بهخاطر خودم، نقشم و عاقبتم؛ من میترسم.بعد از جنگ، ذهنم ذهن سابق نشد، حتی آمدم یک کلاس هنری بروم، ولی با تمام علاقهام، چیزی در وجودم نمیگذاشت در این تحولات سریع عصر، پای آن بنشینم، چیزی میگفت بلند شو و اسرائیل را نابود کن! به دنبال خودت، نقشت و عاقبتت، بدو.روزهای نوجوانیام، نقش خودم را در قالب یک دانشمند هستهای میدیدم، آن روزها نشان انرژی هستهای را میدیدم، که تصویر شهدای هستهای را در پرههای ستارهمانندش کشیدهاند و هنوز یک جای آن خالی است، و با خودم میخواندم که "رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده..."و حالا دست روزگار من را پشت میز های دانشکدهی روانشناسی نشانده، ولی من هنوز همان آدمم! روزهای جنگ با خودم فکرمیکردم همهی آنهایی که اسرائیل حاضر شده برای کشتنشان هزینه دهد، یا دانشمند هستهای بودهاند یا نظامی؛ پس این وسط ما چه میشویم؟ ما یعنی همان علوم انسانی خواندههایی که با دغدغههای اسلامی این سالها کار کردهایم؛ ما یعنی (آرمانِ) امتداد فکر مطهری، دشمن سالهاست هزینهی ترور مطهریها را نمیدهد، یعنی آنقدر برایش نمیصرفیدیم؟ یعنی ما آنقدرها هم برایش خطر نداریم؟ برای خودم توجیه میآورم، امروزه ترور مطهریها با رسانه و این حرفهاست، شاید هم توجیه نباشد؛ نمیدانم، ذهنم به هم ریخته! من نمیتوانم مهم نبودن خودم برای جبههی کفر را به نظاره بنشینم.داستان رویان را دیدهاید؟ کتاب خط مقدم را چطور؟ من کجا باید حسن تهرانی مقدم خودم را پیدا کنم؟ اصلا با این روانشناسی که هنوز تکلیف تمدنیمان با آن خیلی روشن نیست، چطور باید به یک جنگ آخرالزمانی رفت؟ این روزهای بعد جنگ، سرگردانتر شدهام؛ یعنی ما آنقدرها هم برایش خطر نداریم؟
#روایت_جنگ#علوم_انسانی
۶:۵۹
چه مشکلاتی تو دانشگاه وجود داشت؟!
مسئله ما با علوم انسانی چی بود؟
حالا چیکار کنیم؟؟ بریم «علم» تولید بکنیم؟؟
آیا این، همهی قضیهست؟؟🪴ادامه دارد...
#قسمت_دوم#معرفی_مدرسه_دانشجویی_علومانسانی_متعهد
| @madrese_moteahhed
مسئله ما با علوم انسانی چی بود؟
حالا چیکار کنیم؟؟ بریم «علم» تولید بکنیم؟؟
آیا این، همهی قضیهست؟؟🪴ادامه دارد...
#قسمت_دوم#معرفی_مدرسه_دانشجویی_علومانسانی_متعهد
۱۸:۳۳
مدرسه دانشجویی علومانسانی متعهد برگزار میکند:
«دوره معرفتی_تشکیلاتی از تحول تا تمدن*»
-ویژه اعضای تشکلها و دانشجویان دغدغهمند در حوزه تحول علومانسانی.
زمان: *۷ تا ۹ مرداد ماه
مکان: تهران، میدان شهدا، خانه رشد و توانمند سازی تابش
ظرفیت محدود
پیوند ثبت نام : https://survey.porsline.ir/s/t2BHRzbZ(پر کردن این فرم به منزله ثبت نام نهایی نیست و برای قطعی شدن تماس با شما ارتباط خواهیم گرفت.)
مهلت ثبت نام : ۴مرداد ماه
پاسخگویی به سوالات: @zey_farahani
#دوره_تشکیلاتی#ازتحولتاتمدن
| @madrese_moteahhed
«دوره معرفتی_تشکیلاتی از تحول تا تمدن*»
-ویژه اعضای تشکلها و دانشجویان دغدغهمند در حوزه تحول علومانسانی.
#دوره_تشکیلاتی#ازتحولتاتمدن
۱۴:۰۱
•تو قسمت قبل پرسیدیم که جریان سازی و گفتمان سازی که ازش حرف میزنیم چطور میتونه شکل بگیره؟؟
•دانشجو اینجا چه نقشی داره؟
•جمع شدن دانشجوها کنار هم چی؟؟ تاثیر داره؟
•مدرسه دانشجویی علوم انسانی متعهد چجور جاییه؟ چه ربطی به دانشجوها داره؟؟
🪴منتظر دیدار شما در دوره تشکیلاتی از تحول تا تمدن هستیم....
#قسمت_پایانی#معرفی_مدرسه_دانشجویی_علومانسانی_متعهد
| @madrese_moteahhed
•دانشجو اینجا چه نقشی داره؟
•جمع شدن دانشجوها کنار هم چی؟؟ تاثیر داره؟
•مدرسه دانشجویی علوم انسانی متعهد چجور جاییه؟ چه ربطی به دانشجوها داره؟؟
🪴منتظر دیدار شما در دوره تشکیلاتی از تحول تا تمدن هستیم....
#قسمت_پایانی#معرفی_مدرسه_دانشجویی_علومانسانی_متعهد
۱۷:۵۴
[شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همهی بخشها، وظیفه نخبگان علمی است.]
پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلمین روز شهادت جمعی از هموطنان، فرماندهان نظامی و دانشمندان برجسته هستهای.
برنامه روز اول دوره معرفتی_تشکیلاتی «از تحول تا تمدن»
#ازتحولتاتمدن#دوره_تشکیلاتی
🪴| @madrese_moteahhed
#ازتحولتاتمدن#دوره_تشکیلاتی
🪴| @madrese_moteahhed
۱۳:۰۳
#گزارش_تصویری
روز اول دوره معرفتی_تشکیلاتی «از تحول تا تمدن»
سرفصل های امروز: - کلیاتی از نظام محاسباتی مبتنی بر طرح ولی- اشاراتی به نزاع تاریخی، بیانیه گام دوم، الگوی پیشرفت و... - جایگاه علومانسانی و ضرورت تحول - منطق رشد دانشجوی علوم انسانی...
#دوره_تشکیلاتی#ازتحولتاتمدن
🪴| @madrese_moteahhed
#دوره_تشکیلاتی#ازتحولتاتمدن
🪴| @madrese_moteahhed
۱۸:۴۴
۱۸:۴۴
۱۸:۴۴
[شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همهی بخشها، وظیفه نخبگان علمی است.]
پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلمین روز شهادت جمعی از هموطنان، فرماندهان نظامی و دانشمندان برجسته هستهای.
برنامه روز دوم دوره معرفتی_تشکیلاتی «از تحول تا تمدن»
#ازتحولتاتمدن#دوره_تشکیلاتی
🪴| @madrese_moteahhed
#ازتحولتاتمدن#دوره_تشکیلاتی
🪴| @madrese_moteahhed
۱۸:۴۵
بازارسال شده از کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
«به کجا چنین شتابان؟»
گَوَن از #نسیم پرسید
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری، ز غبار این بیابان؟»
موقعیت ۱:فکرمیکنم فلانی مشخصا "اضطراب جدایی" دارد، کاملا از رویکار آمدن افراطی طرحوارههایش در این حوزه، نگرانیها، گاهی اجبارهای عملی و سایر سیمپتومها این را میفهمم.موقعیت ۲:سوار اسنپ شدهام، از پیشواز خاص زنگ گوشی راننده، از نگاه عجیبش، از تیپ و قیافه و جراحات دست و صورتش، از عدم رعایت قوانین رانندگی؛ ترس برم میدارد که نکند سوار ماشین یک "شخصیت ضداجتماعی" شده باشم؟ موقعیت ۳:توی گروهی دوستانه و حزباللهی از افراد با رشتههای مختلف، فردی از نشخوار فکری میگوید و دیگری او را به فرآیندهای ذهنآگاهی ارجاع میدهد. موقعیت ۴:کانالهای خانمهای محجبهی روانشناس را در ایتا نگاه میکنم، از راهبردهای گوناگون ACT و فلان و اینها که زیر کلماتشان قابل رؤیت است گرفته و تا حجم دنبالکنندههایشان برای بهبود زندگی، برایم جلب توجه میکنند.
میپرسد تو که روانشناسی میخوانی، در زندگی روزمرهات هم برایت کاربرد دارد؟غرق میشوم در مغز پر از سیمپتوم و سیندروم خودم که حالا بعد چند سال، روانشناسی مشخصا فراتر از یک رشته به من سیستم تحلیل در زندگی و طبقهبندی داده و در فرهنگی که علائم روانشناسیزدگی در آن مشهود است.روانشناسی، فراتر از کاربرد، به ما سیستم تحلیل "انسان" را داده، و این مرا میترساند؛او به خودش "تبارک" گفت از خلقت چنین موجودی؛ سالهای سال آنان که به او متصل بودهاند - و نه آنانکه منقطع از او سخن میگویند- برای ما از انسان گفتند و خود نیز در قله قرار گرفتند و صحت راه را بر ما با طی آن اثبات کردند؛ حال بعد از چنین میراثی، داریم با چنین سرعتی به کجا میشتابیم؟
موقعیت ۵:مادر همسرش، آزارش میداد، از فحش و بدزبانی و... مضایقه نمیکرد؛ در حدی در فشار بود که به فکر طلاق از همسرش افتاده بود، استادش گفت مسیر تربیت تو از همین راه است، صبر کرد، در یکی از این ایام که دیگر صبرش تمام میشود، از خانه بیرون میرود، و در آن هنگام میبیند دو تا شده، خودش و خود دیگر مجردی که به او گزندی از ناسزاها نمیرسد؛ آوازهی سید هاشم حداد را چه کسی نشنیدهاست؟
به تراپی فکرمیکنم، به اکتی که اولین بار چقدر برایم جذاب بود و کمی بعد اما مرا به فکر فرو برد؛"غایت رشدی انسان این است که برای درمان مثلا اضطراب یاد بگیرد بگذارد افکارش آزادانه در ذهنش جاری باشند (چون کنترل افکار در طولانی مدت آسیبزاست.)، آنها را بپذیرد و زندگی بر مدار هدفش را پیش ببرد؟یا اینکه به جایی برسد که نه تنها اجازهی خیالش دست خودش باشد، بلکه مثل سید هاشم حداد به ارادهی خودش، ساعتها موت اختیاری داشته باشد و بعد به بدن برگردد؟"
@eslamiravan_shakeleh
گَوَن از #نسیم پرسید
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری، ز غبار این بیابان؟»
موقعیت ۱:فکرمیکنم فلانی مشخصا "اضطراب جدایی" دارد، کاملا از رویکار آمدن افراطی طرحوارههایش در این حوزه، نگرانیها، گاهی اجبارهای عملی و سایر سیمپتومها این را میفهمم.موقعیت ۲:سوار اسنپ شدهام، از پیشواز خاص زنگ گوشی راننده، از نگاه عجیبش، از تیپ و قیافه و جراحات دست و صورتش، از عدم رعایت قوانین رانندگی؛ ترس برم میدارد که نکند سوار ماشین یک "شخصیت ضداجتماعی" شده باشم؟ موقعیت ۳:توی گروهی دوستانه و حزباللهی از افراد با رشتههای مختلف، فردی از نشخوار فکری میگوید و دیگری او را به فرآیندهای ذهنآگاهی ارجاع میدهد. موقعیت ۴:کانالهای خانمهای محجبهی روانشناس را در ایتا نگاه میکنم، از راهبردهای گوناگون ACT و فلان و اینها که زیر کلماتشان قابل رؤیت است گرفته و تا حجم دنبالکنندههایشان برای بهبود زندگی، برایم جلب توجه میکنند.
میپرسد تو که روانشناسی میخوانی، در زندگی روزمرهات هم برایت کاربرد دارد؟غرق میشوم در مغز پر از سیمپتوم و سیندروم خودم که حالا بعد چند سال، روانشناسی مشخصا فراتر از یک رشته به من سیستم تحلیل در زندگی و طبقهبندی داده و در فرهنگی که علائم روانشناسیزدگی در آن مشهود است.روانشناسی، فراتر از کاربرد، به ما سیستم تحلیل "انسان" را داده، و این مرا میترساند؛او به خودش "تبارک" گفت از خلقت چنین موجودی؛ سالهای سال آنان که به او متصل بودهاند - و نه آنانکه منقطع از او سخن میگویند- برای ما از انسان گفتند و خود نیز در قله قرار گرفتند و صحت راه را بر ما با طی آن اثبات کردند؛ حال بعد از چنین میراثی، داریم با چنین سرعتی به کجا میشتابیم؟
موقعیت ۵:مادر همسرش، آزارش میداد، از فحش و بدزبانی و... مضایقه نمیکرد؛ در حدی در فشار بود که به فکر طلاق از همسرش افتاده بود، استادش گفت مسیر تربیت تو از همین راه است، صبر کرد، در یکی از این ایام که دیگر صبرش تمام میشود، از خانه بیرون میرود، و در آن هنگام میبیند دو تا شده، خودش و خود دیگر مجردی که به او گزندی از ناسزاها نمیرسد؛ آوازهی سید هاشم حداد را چه کسی نشنیدهاست؟
به تراپی فکرمیکنم، به اکتی که اولین بار چقدر برایم جذاب بود و کمی بعد اما مرا به فکر فرو برد؛"غایت رشدی انسان این است که برای درمان مثلا اضطراب یاد بگیرد بگذارد افکارش آزادانه در ذهنش جاری باشند (چون کنترل افکار در طولانی مدت آسیبزاست.)، آنها را بپذیرد و زندگی بر مدار هدفش را پیش ببرد؟یا اینکه به جایی برسد که نه تنها اجازهی خیالش دست خودش باشد، بلکه مثل سید هاشم حداد به ارادهی خودش، ساعتها موت اختیاری داشته باشد و بعد به بدن برگردد؟"
۱۵:۲۲