«بدو و نمیر» را بنابر مثَل «وصف العیش، نصف العیش» خواندم. دقیقاً هفتاد روز است که از ورزش منع شدهام و حالا مثل معتادها دنبال هر چیزی هستم که رنگ و بوی ورزش دارد.
مدتها پیش اسم «بدو و نمیر» را در کامنتهای کانال تلگرامم دیدم. آنجا زیاد دربارهی ورزش مینوشتم و هشتگ اختصاصی #ورزش داشتم. اصلاً یکی از انگیزههای ورزشکردنم تبدیل تلاش و تقلّا و عرقریختنها و انرژیگرفتنهایم به کلمه بود. تف به ریا، همان کلمهها برای بسیاری از مخاطبانم انگیزه شد و آنها را هم معتاد کرد یا معتاد کردم.
یکبار دربارهی دلایل ورزشکردنم در هر شرایطی نوشته بودم و گفته بودم خودم هم باورم نمیشود آن منصورهی خمودهی از تن بیخبر، در سفر و حضر و بیماری و بیکاری و پرکاری و خوشحالی و بدبختی و شکست عشقی و چه و چه، ولکُن ورزش نباشد. یکی از دوستان خبرنگار حوزهی نشر و کتاب، ذیل پست کذا کامنت گذاشت که حسام مطهری دارد کتابی مینویسد با عنوان «بدو و نمیر» و یکی دو اپیزود پادکست هم ازش درآورده. حسام مطهری را بهعنوان یوایکسرایتر میشناختم و پیج خانهی یوایکس یا چنین چیزی را دنبال میکردم. نمیدانستم ورزشکار است. فیالفور رفتم و پادکستش را شنیدم و تقریباً هر هفته، چک میکردم که ببینم اپیزود جدید منتشر نکرده؟ که نمیکرد. یکی دوبار هم از آن دوست خبرنگار کتاب پرسیدم که کتابش درنیامده؟ که درنمیآمد.
گذشت تا روزهای اول جنگ کنونی که در یکی از کانالها به نوشتهای از او برخوردم. نمیدانستم اینقدر قاطع است و تکلیفش با خودش روشن. فقط باید در دنیای مارکتینگ نفس کشیده و پول درآورده باشید تا بفهمید این صراحت و ایستادگی، چه هزینههایی برای آدم میتراشد و چه تیر و ترکشهایی به سمت آدم روانه میکند. به نظرم صراحت و شجاعت و جسارت در ابراز نظر و عقیده هم یکی از مزایای ورزشکردن است.خلاصه، یکی از پستهای وطنپرستانهی کانال مذکور را برای دوست نویسندهام فرستادم و باتعجب گفتم: «این همون حسام مطهریِ یوایکسه؟» تأیید کرد. گفتم: «همون بدو و نمیر؟» نفهمید از چه حرف میزنم. چون نمیدانست که هربار یاد #کتاب بیبدیل «وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنمِ» هاروکی موراکامی افتادم یا وقتهایی که داشتم میمردم و بیخیال تمرین نشدهام، فکر کردم چرا حسام مطهری اینقدر دستدست میکند و «بدو و نمیر» را چاپ نمیکند؟
مثلاً میخواستم ریویوی کتاب «بدو و نمیر» را بنویسم اما حسامنامه نوشتم! الغرض، به گمانم جزو اولین خوانندگان این کتاب هستم که بدو خریدمش و بدو خواندمش و حالا هم بدو آمدهام به شما معرفیاش کنم و بگویم: «اگر ورزشکارید یا به ورزش علاقه دارید حتماً از خواندن این کتاب لذت میبرید. اگر هم از ورزش متنفر هستید و حوصلهی تکانخوردن ندارید، باز هم از این کتاب خوشتان میآید و چهبسا با خواندنش به دستهی اول بپیوندید.»باتشکر از توجه شما: پرزنتر منسورح رذایی#کتاب
ble.ir/MahboubeMan
مدتها پیش اسم «بدو و نمیر» را در کامنتهای کانال تلگرامم دیدم. آنجا زیاد دربارهی ورزش مینوشتم و هشتگ اختصاصی #ورزش داشتم. اصلاً یکی از انگیزههای ورزشکردنم تبدیل تلاش و تقلّا و عرقریختنها و انرژیگرفتنهایم به کلمه بود. تف به ریا، همان کلمهها برای بسیاری از مخاطبانم انگیزه شد و آنها را هم معتاد کرد یا معتاد کردم.
یکبار دربارهی دلایل ورزشکردنم در هر شرایطی نوشته بودم و گفته بودم خودم هم باورم نمیشود آن منصورهی خمودهی از تن بیخبر، در سفر و حضر و بیماری و بیکاری و پرکاری و خوشحالی و بدبختی و شکست عشقی و چه و چه، ولکُن ورزش نباشد. یکی از دوستان خبرنگار حوزهی نشر و کتاب، ذیل پست کذا کامنت گذاشت که حسام مطهری دارد کتابی مینویسد با عنوان «بدو و نمیر» و یکی دو اپیزود پادکست هم ازش درآورده. حسام مطهری را بهعنوان یوایکسرایتر میشناختم و پیج خانهی یوایکس یا چنین چیزی را دنبال میکردم. نمیدانستم ورزشکار است. فیالفور رفتم و پادکستش را شنیدم و تقریباً هر هفته، چک میکردم که ببینم اپیزود جدید منتشر نکرده؟ که نمیکرد. یکی دوبار هم از آن دوست خبرنگار کتاب پرسیدم که کتابش درنیامده؟ که درنمیآمد.
گذشت تا روزهای اول جنگ کنونی که در یکی از کانالها به نوشتهای از او برخوردم. نمیدانستم اینقدر قاطع است و تکلیفش با خودش روشن. فقط باید در دنیای مارکتینگ نفس کشیده و پول درآورده باشید تا بفهمید این صراحت و ایستادگی، چه هزینههایی برای آدم میتراشد و چه تیر و ترکشهایی به سمت آدم روانه میکند. به نظرم صراحت و شجاعت و جسارت در ابراز نظر و عقیده هم یکی از مزایای ورزشکردن است.خلاصه، یکی از پستهای وطنپرستانهی کانال مذکور را برای دوست نویسندهام فرستادم و باتعجب گفتم: «این همون حسام مطهریِ یوایکسه؟» تأیید کرد. گفتم: «همون بدو و نمیر؟» نفهمید از چه حرف میزنم. چون نمیدانست که هربار یاد #کتاب بیبدیل «وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنمِ» هاروکی موراکامی افتادم یا وقتهایی که داشتم میمردم و بیخیال تمرین نشدهام، فکر کردم چرا حسام مطهری اینقدر دستدست میکند و «بدو و نمیر» را چاپ نمیکند؟
مثلاً میخواستم ریویوی کتاب «بدو و نمیر» را بنویسم اما حسامنامه نوشتم! الغرض، به گمانم جزو اولین خوانندگان این کتاب هستم که بدو خریدمش و بدو خواندمش و حالا هم بدو آمدهام به شما معرفیاش کنم و بگویم: «اگر ورزشکارید یا به ورزش علاقه دارید حتماً از خواندن این کتاب لذت میبرید. اگر هم از ورزش متنفر هستید و حوصلهی تکانخوردن ندارید، باز هم از این کتاب خوشتان میآید و چهبسا با خواندنش به دستهی اول بپیوندید.»باتشکر از توجه شما: پرزنتر منسورح رذایی#کتاب
۱۴:۰۳