مهدیاران | Mahdiaran
سلسله درسهای مهدویت با موضوع #تربیت_نسل_مهدوی ، قسمت سیزدهم
ما در آستانۀ یک فتح بزرگ جهانی هستیم ■ ما در آستانۀ یک فتح بزرگ جهانی هستیم اما نه به این فتح میاندیشیم و نه دربارهاش گفتگو میکنیم و نه بر اساساش زندگی خودمان را تنظیم میکنیم. ما نباید غفلت کنیم. این غفلت خیلی عجیب است. ما اصلاً خودمان را در حال یک مبارزه نمیبینیم. اگر خودمان را در حال یک مبارزه ببینیم، فرزندان ما از جبهۀ خودی بیشتر حمایت میکنند و مقاومتشان افزایش پیدا میکند. ولی وقتی که مبارزهای نباشند، خودشان را رها میکنند. خیلیها خودشان را رها کردند و در هاضمۀ فرهنگ جهانی، هضم شدند. دیگر با اینها از چیزی به نام آخرالزمان نمیتوان صحبت کرد.
تربیت آخرالزمانی چگونه است؟ ■ شما اگر بخواهید بچههایتان را در فضای آخرالزمان تربیت کنید، باید برای یک زندگی متفاوت آنها را تربیت کنید. ما نباید فرزندانمان را فردگرایانه تربیت کنیم. باید آنها را اهل زندگی جمعی بار بیاوریم. با توجه به امام زمان(عج)، نظر به ظهور و نظر به فتنههای آخرالزمان، چگونه باید بچههایمان را رشد دهیم؟ آموزش و پرورشمان را چگونه باید جهت دهیم؟ ■ بعضی از تعلیمات دینی که در آموزش و پرورش است، اصلاً رنگ و بوی آخرالزمانی و امام زمانی ندارد. اگر شما موضوع غیبت را جذاب و معماگونه برای دانشآموز مطرح کنی و او هم شروع کند به سؤال کردن، برایش جذاب میشود. اگر به نوجوان همه چیز را روشن بگویی، رها میکند و میرود. این معمایی مطرح کردن باعث میشود ذهنش خسته نشده و به صورت سریالی بحث را پیگیری کند و همچنین این معماها را مبدأ تفکر و انگیزۀ خودش برای رفتار قرار میدهد. ■ ما باید دربارۀ ظهور حضرت ولیعصر(عج) به عنوان یک امر تعیینکننده در زندگی برخورد کنیم. کما اینکه در روایات هم آمده است. مثلاً در روایتی است که یک تیر و کمانی برای ظهور نگهدار، یک مرکبی برای ظهور نگهدار. اما منظور این نیست که تیر و کمان یا اسب نگه داری! اهلبیت عاقل بودند و با فکر حرف زدهاند، شما هم که میشنوی، عاقل هستی. منظور این است که تو آمادگی داشته باشی، یک فکری بکنی، بعد این فکرت، یک نما و بروز و ظهوری در زندگیات داشته باشد. بگویی این بخش از زندگی من، متعلق به حضرت است. اگر یک افق هیجانی و افق جهانی به بچهها در موضوع دینداری بدهید، دینداریشان کاملاً متفاوت خواهد شد. بعضی از کتابهای دینی، بعضی از کتابهایی که معطوف به مسائل غیرمهدوی است را حذف کنیم و فکر نکنیم فرزندمان باید همه چیز را بداند. نوجوان را مستقیم محضر امام زمان(عج) ببریم و بگوییم چنین واقعیتی بناست اتفاق بیفتد. ببینید چه تحولی در ذهن نوجوان ایجاد میشود! حسابی ذهنش درگیر میشود.
استاد #پناهیان - ۱۴۰۳/۰۷/۲۰
رسانه مهدیاران @Mahdaviat
■ دین اسلام، دین اصیلی است و قبولی اعمال یک امر مخفی است و به همین دلیل خیلی از اولیاء خدا یکی از دغدغههای اصلیشان عاقبت بهخیری است. روایت داریم وقتی پیامبر اکرم(ص) خبر شهادت حضرت علی(ع) را به ایشان میدهند، ایشان نگران عاقبت بهخیری خودشان میشوند و این نگرانی را به رسول خدا(ص) ابراز میکنند که آیا آن موقع من با دین سالم از دنیا میروم؟(مناقب الإمام أمیرالمؤمنین ع، ج۲، ص۵۵۱). این خیلی حرف سنگینی است، در حالی که ایشان قسیم و الجنة و النّار هستند ولی خوف از عاقبت به خیری را اینطوری مطرح میکنند.
■ دین مجموعهای است از ایمان به خدا، تقوا، ولایتمداری، و اموری از این قبیل. خدا هم به ظرفیت آدمها نگاه میکند. شما مجموعۀ دینداریات از ایمان تا عمل صالح، از تقوا تا ولایتمداری، از انفاق تا عبادت، آیا نتیجهاش این شده که حسّ انتظارت تقویت شود یا نه؟ نتیجهاش این شده که دوست داشته باشی ظهور رخ بدهد؟ نتیجهاش این شده که حضور حضرت را بخواهی یا خیر؟ اگر نتیجۀ دینداری، خودش را در انتظار نشان داد، ایمانت درست است. این یک سؤال اساسی است. نمیشود آدم دینداری کند و عصارۀ دینداری و شاخص دینداری او ارتباطش با امام زمان(عج) نباشد. یا او را از پشت پرده غیبت، حس نکند و با او ارتباط روحی نداشته باشد. هرکسی باید خودش را بررسی کند. وقتی که دعای «اللهم کن لولیک الحجة» میخوانی، چه حسی داری؟ اصلاً چقدر به این دعا اهتمام میورزی؟ در کشورهای خطّ مقاومت معمولاً مردم در قنوتهایشان این دعا را میخوانند.
■ نکتۀ دیگری که اینجا مطرح میشود، دغدغۀ ما برای ظهور است. این حسّ ما برای انتظار که این همه پاداش و اجر برایش درنظر گرفته شده، چطور ملموس میشود؟ کجا خودش را نشان میدهد؟ یکی از مشکلات زمان ما، همین وضعیت ناملموس و نامحسوسی است که دچار آن هستیم. هر چه به آخرالزمان نزدیکتر میشویم ایمان، معرفتیتر و وابسته به تعقل ما میشود تا به احساس ما. مثلاً ما آخرین امامی را قبول داریم که در پنج سالگی به امامت رسیدند و همان زمان هم غایب شدند. مدتی هم دوران غیبت صغری و بعد دوران غیبت کبری آغاز شده است. با این امامی که در طول تاریخ هزار ساله، با کسی آنچنان ارتباطی نداشته، چطور باید ارتباط برقرار کنیم؟ با معرفت قلبی. ما باید در چنین شرایطی با امام زمان(ع) ارتباط پیدا کنیم.
■ مثلاً اگر بخواهیم با امام حسین(ع) و ماجرای عاشورا ارتباط برقرار کنیم، روز عاشورا و اربعین، قصههای فراوان تاریخی، کربلای معلی و... اینها همه اموری است که ما را در محسوسها، مرتبط با حضرت میکند. ولی اگر شما بخواهید با حضرت ولیعصر(عج) مرتبط شوید، یک امر کاملاً یا بیشتر قلبی میشود. باید تصمیم بگیری که چگونه ارتباط خود را با ایشان برقرار کنی؛ از طریق زیارت آل یاسین یا دعای ندبه یا دعای عهد. اینجا محلّ زیارت تو با حضرت خواهد بود و یا اینکه در دل حادثهها، خودت زمینهای را برای یاد امام زمان(عج) فراهم میکنی. مسئله این است که ما باید نسبت به ظهور حساس باشیم و این حساسیت را یک جایی نشان بدهیم.
۱۷۹
۱۲:۲۹