عکس پروفایل جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّوج
۱.۷ هزار عضو

جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطباییپژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه
بعضی می‌گویند ما تابع ولایتم اما تشکیلات حکومت را قبول نداریم!
«جايگاه ولى قبل و پس از استقرار حكومت اسلامى ولايت را با اين مفهوم وقتى‌كه مطرح ميكنيم، در دوران اختناق، يعنى دوران مبارزه براى تشكيل حكومت، ايجاد يك تشكيلات است. بدون يك تشكيلات كه محور آن تشكيلات، آن ولى باشد، چه پيغمبر، چه امام، چه فقيه، نميتوان ولايت را برقرار كرد، نميتوان مبارزه را ادامه داد. البتّه تشكيلات كه ميگوييم، منظورمان شكل تشكيلاتهاى معمولى عرفى عالم نيست. حتماً حزبى باشد، سازمانى باشد با همان خصوصيّات؛ نه، رابطه‌هاى منظّم و همان‌كه اوّل تعريف كردم؛ پيوند؛ پيوند مستحكم، مثل پيوندى كه بين عناصرى در ايران و امام بود. آن‌وقت بين همه‌ى مردم و امام پيوند نبود؛ بين يك عدّه‌اى در ايران و امام پيوند بود، در طول ساليان اختناق كه حالا شما بعضى‌هايتان اينجا بوديد، از نزديك بوديد، شايد خودتان جزء آن زنجيره‌ى پيوند بوديد، بعضى هم از دور ديديد به‌هرحال مسائل را؛ اين مال دوران اختناق است. بعد كه حكومت اسلامى تشكيل شد، همين ارتباط و تشكيلى كه آن روز وجود داشت، در جمع مسلمانان پذيرفته‌ى اين راه و اين دين، حل ميشود؛ يعنى به اين تعبير ميخواهيم بگوييم آن دايره‌ى اين زنجيره، به ميزان خيلى زيادى ناگهان توسعه پيدا ميكند. پيغمبر يك روز خودش بود و يك هفتاد هشتاد نفر آدم در مكّه؛ آن ولايت وجود داشت. بعد كه آمدند مدينه، اين هفتاد هشتاد نفر تبديل شدند به چند هزار نفر. شهر مدينه مثلاً شايد حدود ده پانزده هزار نفر جمعيّت داشته، با اطرافش، تدريجاً هم روستاها و مانند اينها زياد شده بودند؛ اينها خارج از ولايت كه نبودند، اينها پيوند داشتند؛ به چه پيوند داشتند؟ به ولى. ولى كدام است‌؟ آن كسى كه در محور است. آن مركز، ولى است، ديگران هم مثل محيط دايره از هر نقطه‌اى كه ميخواستند حركت بكنند، به اين ولى ميرسيدند؛ يعنى، ولى مركز و محور حقيقى بود و همه از همه‌جا به او ارتباط پيدا كردند، منتها بعضى در يك دايره‌ى واقعى، نه فرعى؛ دايره‌ى واقعى كوچك‌ترى؛ بعضى در يك دايره‌ى بزرگ‌ترى و همه در دايره‌ى جامعه‌ى اسلامى. و اين ولايت، همان ولايت قبل از پيروزى است. ولايتى كه بر سر محور او پيغمبر است و پيغمبر هم حكومت دارد، عيناً همان ولايتى است كه در دوران اختناق و دوران مبارزه بود كه باز هم در محورش پيغمبر بود؛ منتها افرادش كمتر بودند، حالا افرادش بيشتر شدند؛ « يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اَللّٰهِ أَفْوٰاجاً » . چون آسايش پيدا شده، فوج فوج مى‌آيند. البتّه همه هم برادرند، نه اينكه بى‌خودى بيايند، نه؛ خوبند، برادرند، همه هم از ما هستند. منتها در سابق، قبل از اينكه پيغمبر بيايد مكّه، اينها ديگر نبودند، در مدينه بعداً اينها ملحق شدند يا از خود مكّه بودند، بعداً آمدند... و شناختند؛ به‌هرحال جزو اين دايره‌ى بزرگ شدند. پس آنچه كه شما در دوران مدينه يعنى دوران پيروزى انقلاب، به نام حكومت و در مركز اين حكومت، شخص ولى، ملاحظه ميكنيد اين عيناً همان چيزى است كه در دوران اختناق، يعنى در دوران مكّه، به نام يك پيوند، يك جمع، يك گروه، وجود دارد؛ فرقى نكرده است، منتها بزرگ‌تر شده، متشكّل‌تر شده، پيچيده‌تر شده طبيعتاً و شده اين. مسئوليّتهاى بيشترى هم روى دوشش نشسته. ما در دوران مكّه و مدينه‌مان، دوران مكّه‌مان مال قبل از 57 بود، دوران اختناق ما؛ دوران مدينه‌مان هم حالا است؛ عيناً همين را داريم. البتّه ولىّ ما امام ما است و دايره‌ى نزديك به امام از لحاظ ولايت، دولت و تشكيلات دولتى و حكومتى است، حالا اعمّ از رئيس‌جمهور و تشكيلات دولت و دستگاه اداره‌كننده‌ى دولت. اين ولايت، يعنى اين پيوند، شكل صحيحش آن شكلى است كه از هر نقطه‌ى از اين جامعه، از اين دايره‌ى وسيع، آغاز ميشود تا به اين محور و به اين مركز، از اين طريق برسد. من امروز ميشنوم كه بعضى‌ها در اين كشور اظهار ميكنند كه ما فلان تشكيلات را قبول نداريم، تابع ولايت فقيه‌ايم. اين اصلاً تصوّر غلطى است، چون ولايت فقيه جز اين طريق، طريقى ندارد. يعنى مركز و محور كه ولايت فقيه است، جز اين طريق دايره‌ى كوچك كه طريق دولت است، اصلاً هيچ راهى ندارد؛ اصلاً قاعدتاً بايد عبور كرد تا به آن مركز رسيد. اين براى ما يك درس است؛ اين براى ما يك تصوّر درست از همه‌ى جامعه‌ها و انجمنها و تشكيلاتهايى است كه به وجود مى‌آيد.»
در ديدار با جامعه‌ى اسلامى هيئت علمى دانشگاه ملّى ايران 1361/2/7

undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
undefined۱۷
undefined۴
undefined۱

۲.۴K

۱۳:۰۳