جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو
علیالاصول، تشکیلات ولایی / بخش اول پیام اخیر رهبری را باید با فهم منطق تشکیلاتی فهم و تحلیل کرد. 1- ایشان در موقف نظر فنی شخصی «نظر دیگری» داشتند اما تصمیم را به «نظر دیگر» خود تقلیل ندادند و آن را پس از مباحثات بسیار به «چکیدۀ مسئولان سیاسی و نظامی (شعام)» واسپاری کردند. و از آنجا که «نظر شعام» انحرافی اساسی در حرکت انقلاب اسلامی نبود، با اصرار و تعهد آنها، ایشان نظر نهایی خود را در اولویت دوم قرار دادند. بنابراین در منطق حاکم نه «انحلال شعام» گفتار موجهی است، نه «استعفای مسوولان» و نه فروپاشی ساخت «جمهوری اسلامی». گفتارهای شبهبرانداز در گوشهوکنار خیابان و ایدههای منسوخ با اغراض خاص همگی ضدتشکیلاتی است. موضوعیت دارد که ادارۀ امور توسط «همین» بدنۀ موجود سیاسی در ساختار مدیریتی و نظامی کشور انجام شود الا اینکه مردم در چارچوب قواعد مشروع تشکیلات، بخواهند ترکیب کارگزاران خود را تغییر دهند. 2- در مقابل اگر در تشکیلات کشور، مسئولان سیاسی از سوی رهبری با نوعی «آزادی عمل» مواجه میشوند، ضرورت دارد نسبت به این «اجازه» و عواقب آن هم متعهد بشوند و هم ملزم به تحقق شروط و تعقیب مفاد شوند (اختیار دربرابر مسئولیت). بهعلاوه با موضعگیری قاطعانه رهبری معلوم است در تشکیلات فعلی نه با بازی ندادن جایگاه رهبری مواجه هستیم و نه با بهبازیگرفتن آن. پس شعام اگرچه کانون تصمیمگیری بوده اما جایگاه رهبری را نه اشغال میکند و نه کنار میزند. «علیالاصول» هم به معنای این است که برای آگاهی از نظر رهبری نیازی به کدکشی نیست و باید جامعه روی اصول فکر رهبری مباحثه کند. 3- در گام بعدی با اعلام صریح «نظر دیگر رهبری» خطاب به ملت، «خیابان» باری دیگر به معادله بازمیگردد. هم به خیابان اختیار مشروع و مسئولیت نهادی شعام یادآوری میشود و هم تأکید میشود شعام مجاز نیست قطع نظر از آراء مردم – آنگونه که واقعاً هست – کار تصمیم را نهایی کند. با این کار خیابان که کارش داشت تمامشده اعلام میشد، باز به مدار برمیگردد و در ائتلاف با رهبری کار نظارت و پیگیری از شعام و عناصر سیاسی و میدانی را با قدرت بیشتری از سر میگیرد. از سویی هم برخی عناصر دولت حاکم که بهتدریج زمینهچینی پایان تجمعات را در دستور کار داشتند، در خاموش کردن این پدیدۀ جدید و مبارک سیاسی ناکام میشوند و از سوی دیگر برخی عناصر غربگرای دولتهای قبلی و فعلی که مترصد مصادره «مذاکره» و «بهرهگیری سیاسی» از وضعیت مبهم و مشروط تفاهمنامه بودند، نقاط اتکای خود را از دست میدهند. در این زمینه کار اساسی این است که بدون تولید اختلاف و بدگمانی و با «حسن نظر» سازوکار نشستن مردم در میز شعام کنار مسئولان تولید شود. شعام اگر فرضاً در برابر «نظر دیگر رهبری» اجازۀ پیگیری نظر خود را کسب کرده بود، در برابر «نظر دیگر مردم» واجد چنین اجازهای نخواهد بود.
مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
علیالاصول تشکیلات ولایی / بخش دوم
4- با پیام رهبری جنگ از سراشیبی رو به عادیسازی و پایانبندی خارج شد و باری دیگر سرنوشت نامعلوم آن، ضرورت حضور در میدان جنگ را یادآوری کرد. پشت ویترین آمدن شعام و ذکر مسئولیت نظارت مردم، روزهای «پایان جنگ» را به «دوران جنگ» تحویل داد و روشن ساخت تکلیف خیلی از مسائل از جمله حقوق ملت، پیروز قاطع میدان، انتقام و غرامت، تشییع الهیسیاسی رهبر شهید و در مسند قدرت و امنیت قرارگرفتن رهبر کنونی مشخص نشده و نیاز به پیگیری دارد. «علی الاصول نظر دیگر» به اعتقاد بنده نشان میدهد در اصلیترین اشکال وارد، تفاهمنامه در موقعیت دفع فتنه و شکست مفتضحانۀ دشمن تکوین پیدا نکرده است. اگرچه در تفاهمنامه به شرط تحقق، امتیازات قابلتوجهی از دشمن گرفته خواهد شد اما دشمن در منطق و محاسبات دشمنیاش هنوز تجدیدنظر اساسی نکرده است. علیالاصول وقتی پشیمانی و عقبنشینی وجودی در دشمن حاصل نشده، یعنی هنوز به موعد پایان جنگ نرسیدهایم.
5-* برخی اینگونه میگویند که «رهبر جوان» از «رهبر پیشین» قاطعتر و صریحتر است. این سخن درستی نیست. اما احیاناً اگر تفاوتی احساس میشود تفاوتها در «رهبرها» نیست بلکه در «مردمها» است.* این مردم مجربتر، آزمودهتر و بالغتر هستند و حالا در وضعیت بعثت، این امکان ایجاد میشود که نظر رهبری، صرفاً نظر شخصی ایشان نباشد. وضع سیاست در عالم جمهوری اسلامی با این مردم و این رهبر گامی فراتر رفته و از این منظر با وضع تشکیلات جدیدی مواجه هستیم. تشکیلات جدید امکان مداخلۀ رهبری را بدون استفاده از حکم حکومت فراهم میکند.
6- علیالاصول هیچ خیری جز در «نظر رهبری» نیست.
----مطالب قبلی را در مورد جنگ، بعثت و تشکیلات (مخصوصا دو سه یادداشت پایانی که جمعبندی است) مرور کنید:https://ble.ir/mahdi_takallou/-1435927053019883142/1777965459865
مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
4- با پیام رهبری جنگ از سراشیبی رو به عادیسازی و پایانبندی خارج شد و باری دیگر سرنوشت نامعلوم آن، ضرورت حضور در میدان جنگ را یادآوری کرد. پشت ویترین آمدن شعام و ذکر مسئولیت نظارت مردم، روزهای «پایان جنگ» را به «دوران جنگ» تحویل داد و روشن ساخت تکلیف خیلی از مسائل از جمله حقوق ملت، پیروز قاطع میدان، انتقام و غرامت، تشییع الهیسیاسی رهبر شهید و در مسند قدرت و امنیت قرارگرفتن رهبر کنونی مشخص نشده و نیاز به پیگیری دارد. «علی الاصول نظر دیگر» به اعتقاد بنده نشان میدهد در اصلیترین اشکال وارد، تفاهمنامه در موقعیت دفع فتنه و شکست مفتضحانۀ دشمن تکوین پیدا نکرده است. اگرچه در تفاهمنامه به شرط تحقق، امتیازات قابلتوجهی از دشمن گرفته خواهد شد اما دشمن در منطق و محاسبات دشمنیاش هنوز تجدیدنظر اساسی نکرده است. علیالاصول وقتی پشیمانی و عقبنشینی وجودی در دشمن حاصل نشده، یعنی هنوز به موعد پایان جنگ نرسیدهایم.
5-* برخی اینگونه میگویند که «رهبر جوان» از «رهبر پیشین» قاطعتر و صریحتر است. این سخن درستی نیست. اما احیاناً اگر تفاوتی احساس میشود تفاوتها در «رهبرها» نیست بلکه در «مردمها» است.* این مردم مجربتر، آزمودهتر و بالغتر هستند و حالا در وضعیت بعثت، این امکان ایجاد میشود که نظر رهبری، صرفاً نظر شخصی ایشان نباشد. وضع سیاست در عالم جمهوری اسلامی با این مردم و این رهبر گامی فراتر رفته و از این منظر با وضع تشکیلات جدیدی مواجه هستیم. تشکیلات جدید امکان مداخلۀ رهبری را بدون استفاده از حکم حکومت فراهم میکند.
6- علیالاصول هیچ خیری جز در «نظر رهبری» نیست.
----مطالب قبلی را در مورد جنگ، بعثت و تشکیلات (مخصوصا دو سه یادداشت پایانی که جمعبندی است) مرور کنید:https://ble.ir/mahdi_takallou/-1435927053019883142/1777965459865
۱.۷K
۱۰:۴۴