عکس پروفایل جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّوج
۱.۷ هزار عضو

جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطباییپژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه
فانتزی علیه بعثت
طرح صریح رهبری در پیام بیستم فروردین، وحدت تشکیلات (میدان، خیابان و دیپلماسی) در کنار وحدت ‏ساحات (ایران، لبنان، عراق، یمن و...) بود. در این وحدت همۀ ارکان باید اراده‌های اختصاصی خود را به ‏صحنه بیاورند و در ظرف یک جبهۀ کلان جمعی سرریز کنند.‏
اما در امتداد تفکری که بعثت را به کف خیابان تقلیل می‌داد، حالا شاهد نوعی نگرش فانتزی_رمانتیک هم ‏در مورد بعثت مردم هستیم. این تفکر ابتدا شکاف میان خیابان با میدان و دیپلماسی را پررنگ می‌کرد و ‏مسئولان سیاسی را خائن یا فریب‌خورده و فرماندهان نظامی را دیپلمات و بیانیه‌نویس توضیح می‌داد. در ‏نتیجۀ این خودبرتربینی در عین اقلیت‌شدگی و تنها‌ماندگی، گفتارهای تراژدیک و تظلم‌خواهانه تولید می‌کرد. ‏گفتاری که حامل غریب ماندن «امت حزب‌الله» در حصار دو نیروی ناتوان یا عقب‌نشسته بود و در عین ‏اینکه خود را بیرون از این تشکیلات یگانه حافظ «مقاومت» معرفی می‌کرد، بر شکست‌ها صحه ‏می‌گذاشت و بر عملیات روانی دشمن ضریب می‌داد و آیۀ یأس می‌خواند. گاهی ناله می‌کرد و گاهی دعوت ‏به انقلاب دیگر. این وضعیت را من با کاراکتر «مقاوم مأیوس در انزوای اراده» توضیح می‌دادم. مقاوم ‏مأیوسی که با مصادرۀ تقلیل‌گرایانۀ «بعثت» خود را موجه و مشروع جلوه می‌دهد.‏
اما در وضعیت‌های دیگر و سایر کشاکش‌ها این نیروی «مقاوم مأیوس» درصدد آمده تا برای جبران ‏اعتماد‌بنفس فروکش‌کرده‌اش به دست خودش، روایت‌های فانتزی «پیروزی خیابان» تولید کند. در این ‏داستان‌سرایی‌ها هر جایی که نشانه‌هایی از تحقق خواسته‌هایش در دیپلماسی و میدان می‌بیند، مارش ‏پیروزی می‌نوازد و از قدرت قشری و تشکیلات‌گریز خود در نتیجۀ صحنۀ‌ جنگ می‌گوید. حال یا این ‏پیروزی فانتزی در کلیت میدان و دیپلماسی دیده می‌شود یا در یکی از آن‌ها. مثلاً وقتی دیروز تنگه با ‏مدیریت ایران باز شد، متأثر از عملیات روانی دشمن به ابزار یأس و روایت شکست متوسل شد تا نشان ‏دهد مسئولان سیاسی «خون رهبر شهید را قمار کردند». امروز که تنگه مجدداً بسته شد به ابزار روایت فانتزی ‏پیروزی متوسل شد که بگوید «فشار خیابان باعث شد نیروهای نظامی وادادگی دیپلماسی را مهار کنند». ‏درحالیکه روشن شد در واقع هم باز شدن تنگه مقتدرانه و حسب یک طرح راهبردی بوده و هم ‏بسته‌شدنش در نتیجۀ زیاده‌گویی دشمن و محاصره دریایی بخشی از همین طرح راهبردی هماهنگ میان ‏دیپلماسی و میدان و مطابق خواسته‌های رهبری معظم و مردم بوده است. هر دوی باز و بسته‌شدنش یک ‏نقشه از پیش‌طراحی‌شده بوده که البته ممکن است نقص‌هایی هم در طرح یا اجرا داشته باشد.‏
به عبارتی درحالیکه می‌توانستیم دیروز و امروز از یک دستاورد و یک پیروزی جمعی و تشکیلاتی ابراز ‏خرسندی کنیم و مدعی شویم که با تعامل سازندۀ مردم، فرماندۀ کل قوا، ساختار سیاسی و نیروهای مسلح ‏کشور توانستیم مدیریت خود را بر تنگه اعمال کنیم، داستان ساختگی پیروزی اینگونه می‌شود که «خشم ‏مردم مبعوث غیرت نیروهای نظامی را تحریک کرد تا مسئولان سیاسی متنبه و منفعل بشوند». این وضعیت ‏نه‌تنها پیشاعقلانی و پیشااخلاقی است که به‌غایت فانتزی و هیجان‌زده و خلاف منطق جنگ است. مشابه ‏این وضعیت در ماجرای لبنان هم تکرار شد و البته در مسائلی دیگر.‏
به گمان من، مردم در کنار سایر نیروها در یک تشکیلات واحد دارند کارشان را به خوبی انجام می‌دهند و ‏این حقیقت بعثت تشکیلات است. بعثت مردم حاکی از ارادۀ ملت ایران برای تحمیل یک دوران تاریخی ‏جدید، یک نظم و وضع تمدنی نوین است که تا کنون تا اندازۀ قابل‌افتخاری پیش رفته و تأثیر خون امام ‏شهید را داریم می‌بینیم. من فکر می‌کنم مردم مقاومت این قبیل روایت‌سازی‌های موهوم و فانتزی را نیاز ‏ندارند. باید هم مراقب یأس‌پراکنی‌ها در نتیجۀ عملیات روانی دشمن باشیم و هم مراقب عاملیت‌سازی‌های ‏هیجانی و کاذب در مورد خیابان.‏ این رویه علیه بعثت و جنگ و پیروزی عمل می‌کند.
undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
undefined۲۲
undefined۶

۳.۴K

۱۲:۰۸