عکس پروفایل جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّوج
۱.۷ هزار عضو

جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطباییپژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه
نمی‌شود امام را تبعید کرد و حول او متحد شد
وحدت بی‌قاعده نیست و قاعدۀ آن امام است اما نه فقط شخص امام بلکه طرح امام هم باید عامل ‏وحدت باشد. مهم‌تر اما اینکه وحدت بی‌ضابطه هم نیست و ضابطۀ آن تشکیلات است. وحدت در ظرف یک ‏تشکیلات ولایی رخ می‌دهد و نه در خلأ و نه به‌صورت شخصی و ذهنی. امام و فرمانده با اینکه مرکز «حرکت» ‏است اما حرکت را شخصی اداره نمی‌کند. او تشکیلات می‌سازد و جای هر کس را مشخص می‌کند. ‏
تشکیلات می‌تواند غیر از ساختار رسمی حاکمیت باشد و می‌تواند عین آن باشد. اما تشکیلات حتماً غیر از ‏حزب و گروه و فرقه و جریان است و ضرورتاً در نقطۀ مقابل بروکراسی، دیپ‌استیت و ائتلاف‌های پنهان قدرت ‏است. اگر به این پیکره از منظر دغدغۀ وحدت نگاه کنیم، تشکیلات ولایی تعین و تجسد وحدتی است که حول ‏امام جامعه پدید آمده است. تشکیلات به‌مثابه سازوکار تقسیم نقش و اراده آحاد مردم، مسئولان و فرماندهان و ‏نهادها حول امام جامعه حقیقت وحدت است. نمی‌توان با تشکیلات‌ستیزی و در بستر رابطۀ شخصی با امام، ‏ارادۀ وحدت کرد. تشکیلات‌گریزی وحدت‌ستیزی است. خود این تشکیلات بستر وحدت است و امام جامعه ‏هم ارادۀ‌ خود را در همین بستر جاری می‌کند. این تشکیلات است که متولی تحقق «طرح راهبردی امام» است و ‏نه افراد. بنابراین امام جامعه هم با تشکیلات حرف می‌زند و آشکاراً منویات و فرامینش را روی دوش تشکیلات ‏می‌گذارد.‏
لیکن تصویری که برخی از امام جامعه برمی‌سازند، تصویر یک فرمانده کل و قائم و قائد یک تشکیلات نیست ‏بلکه تصویر یک پیر بزرگ خاندان بدون تشکیلات است که در یک گوشه از یک خیمه نشسته و مسئولان ‏هربار دوره‌اش می‌کنند و با صحنه‌آرایی تنها از او یک «بله و خیر» می‌گیرند. این امام نه واجد تشکیلات است ‏و نه حاکم بر آن. او تنها یک شخص است که اطرافیان او با او در احترام تشریفاتی و سازمانی هستند و به ‏جایگاه صوری او تکیه می‌کنند. صدای این امام از خیمه بیرون نمی‌آید و برای برقراری نسبت با او یا باید به ‏خیمه‌اش سرک کشید و یا باید بر اساس «اطلاعات درزکرده» از او اتحاد کرد و صف ساخت. این صورت‌بندی ‏با تقلیل امام از فرمانده یک تشکیلات ولایی به شخص ولی چیزی جز همان استعارۀ «رهبر ضعیف» نیست با ‏این تفاوت که امام بی‌تشکیلات که سرانجامی جز تبعید، تقیه یا اسارت ندارد، اینبار در دل یک حکومت دینی ‏مهجور مانده است.‏
امامی که باید به خیمه‌اش سرک کشید یا باید چشم‌انتظار اطلاعات درزکرده از او بود، نمی‌تواند محور وحدت ‏باشد. در این صورت‌بندی عامل وحدت نه امام است، نه طرح و پروژۀ او و نه حتی اطلاعاتی که از او درز کرده ‏بلکه در اینجا عامل وحدت همین اشخاصی است که اطلاعاتی را از امام افشا می‌کنند. در اینجا هیچ‌چیز جز ‏کسی که به خیمه سرک کشیده یا اخباری را درز داده طبعاً نمی‌تواند مورد اعتماد باشد. این همان لحظۀ آغاز ‏‏«دعوت به خود» بیرون از تشکیلات رهبری است. این دعوت به‌ خود به بیان دیگر سرآغاز تشکیلات‌سازی به ‏موازات تشکیلات فرماندهی است؛ بی‌صبری، افشای سر و دهن‌لقی اساساً استعاره‌هایی از این خروج از ‏تشکیلات هستند. به‌علاوه استبعادی از این نیست که این تشکیلات خارجی به تحمیل فهم خود بر شخص ‏امام هم بینجامد.‏
معنای واقعی جبهۀ حق، تشکیلات امام است. همه‌چیز اینجاست. حتی سازوکار نظارت بر تشکیلات رهبری ‏بیرون از هاضمۀ این تشکیلات نیست، همانگونه که وحدت حول امام هم خارج از این ضابطه امکان‌پذیر ‏نخواهد بود. امام جامعه تشکیلات می‌سازد و امور کشور را بر اساس عقلانیت و ایمان و ارادۀ تشکیلات (از ‏مسئولان تا خیابان) راهبری می‌کند. فی‌المثل در این تشکیلات قالیباف که فراتر از قوۀ مقننه میانجی قوا و نیروها بود رئیس هیئت مذاکره‌کننده می‌شود و خیابان نیز به جناح دیگر این جنگ فرمان داده می‌شود. نتیجۀ این جنگ ‏قرار است از تجمیع ارادۀ‌ این تشکیلات حاصل شود. بازتولید هر شکلی از انگارۀ «امام ضعیف و بی‌تشکیلات» ‏با طاغوت‌نمایی وضعیت، زمینۀ تضعیف جبهۀ جنگ است و هیچ ارتباطی با بعثت تشکیلاتی یک ملت با ‏نظامی 47 ساله ندارد.‏
undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
undefined۶۳
undefined۱۱

۷.۳K

۱۴:۵۰