عکس پروفایل کانال شرح مثنوی جانک

کانال شرح مثنوی جان

۱۴۳ عضو
عکس پروفایل کانال شرح مثنوی جانک
۱۴۳ عضو

کانال شرح مثنوی جان

بشنو از نی چون حکایت می‌کند...
فاطمه قوی‌نیت‎@fatemeghaviniat
مثنوی جان در تلگرامhttps://t.me/masnavijan
#مثنوی
ادامه حکایت #فرمودنِ_والی_آن_مرد_را_که_آن_خاربن_را_که_نشانده_ای_بر_سر_راه_برکن
بیتهای ۱۲۶۲ تا ۱۲۶۸
اندر آن تقریر بودیم ای حسود
که خرت لنگ است و منزل دور، زود

undefined️ای شخص حسود، این مطلب را می‌گفتم که منزل دور است و خرت لنگ و ناتوان است، عجله کن، زود باش. (با چنین خری به سختی می‌توانی این مسیر را طی کنی)خر نماد جسماشاره به بیت ۱۲۲۵ در حکایت قبل که مولانا را به این حکایت هدایت کرد.
روز بیگه، لاشه لنگ و ره دراز کارگه ویران، عمل رفته ز ساز
روز بیگه شد: کنایه از اینکه عمر به پایان رسید.در نی نامه هم به این اتفاق اشاره شده:در غم ما روزها بی‌گاه شدروزها با سوزها همراه شدعمل از ساز رفتن: کنایه از ناسازگار شدن کارهاست.
سال بیگه گشت وقت کشت نه
جز سیه‌رویی و فعل زشت نه‏

سیه رویی: کنایه از بی‌آبرویی و شرمندگیundefined️عمر گذشت و وقت انجام کار به پایان رسیده و جز سیه‌رویی و خجالت و بی‌آبرویی از انجام کارهای خطا چیزی نداریم.
کرم در بیخ درخت تن فتاد
بایدش بر کند و در آتش نهاد

کرم استعاره از فعل زشت و سیاه‌‌رویی حاصل از آن بیخ: ریشهبایدش برکند: ش به درخت برمی‌گردد. باید درخت را برکند.
undefined️کارهای ناپسند و سیاه‌رویی چون کِرمی به ریشه درخت تن نفوذ کرده و برای نابودی این کِرم (اخلاق و رفتار اشتباه) چاره‌ای جز سوزاندن درخت تن نیست. (آتش ریاضت )
هین و هین ای راهرو بیگاه شد
آفتاب عمر سوی چاه شد

هین و هین: صوت برای تاکید، عجله کن، زود باشراهرو: سالکبیگاه شد: زمان گذشتای راهرو راه عشق، آگاه باش که زمان زندگی در این دنیا به پایان رسیده و آفتاب عمر رو به غروب خودش نزدیک شده است.
این دو روزک را که زورت هست زود
پرِّافشانی بکن از راه جود

پرّ ِ افشانی کن: کنایه از اینکه اخلاق و رفتار بد را از خودت دور کن. از راه جود: از راه بخشیدن تمام آنچه که داری.
undefined️ای سالک و رَهرو راه عشق ، عجله کن که زمان عمرت به پایان رسیده ، زودتر خلق و خوی بد و رفتار ناپسندت را سخاوتمندانه و با تمام وجود از خودت دور کن. بعضی شارحان فرمودند باقیمانده عمر و توانت را در جود و بخشش صرف کن.
undefined️نکته با توجه به اینکه مولانا در بیت‌های قبل کلمه حسود را برای شخص درشت خوش سخن به کار برد و حسود کسی است که بدخواه است و هیچ بخششی ندارد، در این بیت راه‌کار رهایی از ویژگی‌های ناپسند رفتاری و اخلاقی را تنها از راه جود می‌داند؛ یعنی آنچه دارد همه را از خود دور کند. جود بخشیدن تمام داشته‌هاست. دارایی شخص درشت خوش سخن ، خوب حرف زدن و رفتار خطا و اشتباه اوست. که باید سخاوتمندانه، همه را از خود دور کند. مولانا در بیتهای بعدی به همین مطلب اشاره دارد: "ترک لذتها و شهوتها سخاست"
این قدر تخمی که مانده‌‌استت به باز
تا بروید زین دو دم عمر دراز

مانده‌استت به باز: برای تو باز مانده استدو دَم : مجاز از زمان کوتاهundefined️همین مقدار اندکی از بذر نیکی و سخاوت را که برای تو بازمانده، بیفشان تا در این مدت کوتاه باقی مانده ، نتیجه و عمر دراز پیدا کنی.
تا نمرده‌است این چراغ با گهر
هین فتیله‌‏اش ساز و روغن زودتر

چراغ با گُهَر: استعاره از قلب با گهر: با گوهر، اصیل و ارزشمندفَتیل: استعاره از نور وجودی و هدایت پیر روغن: استعاره از انجام عبادات و ریاضت
undefined️ مراقب باش تا هنوز قلب ارزشمند و اصیل تو نمرده‌است زودتر با انجام عبادات و ریاضت و اتصال به وجود نورانی یک پیر و قرار گرفتن در نور هدایتش، آن قلب را روشن و نورانی کنی.
#شرح_مثنوی_جان
@masnaviijan
undefined۱

۳۷۷

۱۰:۱۲