بله | کانال میم.الف.نون
عکس پروفایل میم.الف.نونم

میم.الف.نون

۲۶۱ عضو
thumbnail
حاج عبدالله طائب پدر حسین طائب رئیس سابق اطلاعات سپاه مرحوم شد.خدا رحمتش کناد.در یک مسجد مردمی و شلوغ در یک محله پر ازدحام مراسم ختم گرفتند. تصور کنید در ختم پدر آدمی که سالها در راس مهم ترین نهاد اطلاعاتی این کشور بوده، چقدر مسئول سوپر مهم و چقدر سردار سپاهی شرکت خواهد کرد.
یک ویژگی ذاتی ما ایرانی ها ، میل به دیده شدن و ریاکاری و نشان دادن خود است.این ویژگی معمولا موقع مراسم ترحیم خوب جلوه میکند. بطور مثال لحظه به لحظه به مجری مراسم کاغذ میدهیم که بگو فلانی آمد، بگو بهمانی از آن اداره آمد ، بگو  فلان کس از آن صنف و گروه و دار و دسته آمد.
گاهی اسم افرادی که پشت میکروفون برده میشود، از تعداد آدم های داخل مسجد بیشتر است. 
و این ویژگی در مسئولین قاعدتا پررنگتر است. بخصوص فیلم و عکس از مراسم ترحیم مسئولین زیاد بیرون می آید. دوجین خبرنگار و عکاس حضور دارند تا ثبت کنند لحظه ها را و به استحضار امت شهیدپرور برسانند که آهای ایهالناس در ختم ننه فلان مسئول، فلان مسئول دیگر آمد تسلیت عرض کرد. گرفتاری ها و آفات اخلاقی و رفتاری در این ماجرای مردن و تدفین و ترحیم بین ما ایرانی ها کم نیست و الان هم محل بحث من نیست.
سوال من این است که در این شرایط جنگ اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ، در شرایطی که چندماه از ترور برق آسای مهم ترین فرماندهان نظامی و دانشمندان این کشور نمیگذرد، باید مراسم هایی اینطوری برگزار شود؟ مکان و زمانی که بهشت اطلاعاتی است برای جمع آوری داده توسط سرویس های امنیتی دشمن
کِی آمد؟ کِی رفت؟ با کی آمد با کی رفت؟ با چی آمد با چی رفت؟ از کجا آمد و مهم تر از آن بعدش کجا رفت؟ چه شماره موبایلهایی در این مکان و زمان مشخص توسط بی تی اس ثبت شدند؟ چه شماره پلاکهایی آمدند و رفتند و الا ماشاء الله داده های دیگری که عقل فنی و اطلاعاتی منِ ساده به آنها قد نمیدهد.
به عنوان نمونه سردار پاکپور ، جانشین شهید سلامی رفته بود.سید مجید موسوی، جایگزین شهید حاجی زاده رفته بود.اسماعیل خطیب ،وزیر اطلاعات رفته بود.سردار وحیدی، سردار نجات،سردار نقدی، سردار ذوالقدر و ....
خلاصه اسرائیل اگر با یک بمبی آنجا را زده بود، دست آوردش از جنگ 12 روزه بیشتر میشد، اما مطمئن باشید دشمن آنجا را زده، اما با بمب هایی که بعداً صدایش در می آید. در یک ربع اول جنگ بعدی صدای آنرا خواهیم شنید.
دیروز در مراسم ولادت حضرت زهرا س، رهبری برای دلگرمی و آرامش مردم، فرمودند: "البته برخی مرتب احتمال تکرار درگیری نظامی را مطرح می‌کنند و بعضی هم عامدانه در این موضوع می‌دمند تا مردم را دل به شک نگه‌ دارند و دلهره ایجاد کنند که ان‌شاءالله موفق هم نمی‌شوند."
مسئولین که نباید این حرفها را باور کنند و خودشان را باید برای هر احتمالی آماده کنند، ظاهرا بیشتر از مردم باور کرده اند که دیگر خبری نخواهد شد.
میم.الف.نون

۴:۲۳

میم.الف.نون
undefined رفلکس های نوزادی نظام ۴۵ سالهundefined
thumbnail
چه عجب یک مسئول چیز فهم پیدا شد و در باره این نهضت کافه سازی صحبت کردالبته مسئول که چه عرض کنمبنده خدا کاره ای هم نیست

۱۱:۳۸

thumbnail
بیچاره زبان پارسیبیچاره فرهنگ بومی و احکام اسلامیبیچاره مصرف کننده ایرانی که باید اجناس بنجل این از خدا بی خبر ها را گران بخرد.بخاطر اینکه تولید کننده داخلی هستند، ارز حمایتی ارزان میگیرند اما جنسشان را گران میفروشند. چون در داخل تولید میکنند، جلوی واردات خارجی هم گرفته میشود یا خیلی گران به دست مصرف کننده میرسد.بعد اینها بجای تشکر از حمایت های رهبری و مردم وطن دوست از تولید داخلی، اینطوری نمک به حرامی میکنند و لگد میزنند به فرهنگ دینی و زبان پارسی و اعتماد مشتری.
نظارت هم که ماشاء الله نیست اصلاًمملکت ول شده و رها شده به امان خداعلی برکت اللهمیم.الف.نون

۱۹:۵۵

میم.الف.نون
undefined این بساط کنسرت های چند ده هزار نفری ، که این شبها در سراسر کشور با چاشنی بی حجابی و بی عفتی در حال اجرا است ، تا حد زیادی دستپخت وزارت ارشاد جمهوری اسلامی است که البته به نظر من باید نام وزارت افساد ضد اسلامی ، بر آن نهاد. بطور ویژه  این کنسرت ها از  ابتکارات خانم  نادره رضایی، معاون هنری وزیر ارشاد، آقای سید عباس صالحی  است. البته اخیراً نادره رضایی از این سمت کناره گیری کرده است، اما جناب وزیر حتما فرد لایق تری را بجای او انتخاب خواهند کرد تا اهدافش را دنبال کند. او یکی از امضا کنندگان نامه به اوباما ، علیه جمهوری اسلامی است. خیلی جالب است، طرف به شیطان بزرگ نامه نوشته که ایران را بیشتر تحریم کن، بعد در این مملکت معاون وزیر شده. قاعدتاً این وزیر باید خودش مورد داشته باشد که چنین فرد مساله داری را معاون کند. وقتی در دوره مدیریت همین رجاله ها، یک کاروانسرای تاریخی توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اختیار پرستو احمدی قرار داده شد تا با لباس شب و نیم تنه لخت، اولین کنسرت یک زن در ایران را اجرا کند، همین خانم نادره رضایی رفت و با ذوق و شوق زیر پستش  را لایک کرد. اخیراً در همین وزارت خانه ، معاونت قرآن و عترت تعطیل و حذف شد. بالاخره باید یکسری فعالیت های دست و پا گیر و غیر ضروری حذف شود تا نیروها بتوانند روی پروژه سراسری دیمبل و دیمبو تمرکز کنند. کیانوش عیاری، کارگردان مطرح کشور، اخیرا مصاحبه ای کرده و  گفته : "به وزیر ارشاد گفتم فیلم کاناپه را که دارم شروع میکنم ، میخواهم کاملا بی حجاب بسازم. بهم گفتند، آخیش ! چقدر خوب مردیم از بس که دخترهایی که از شکل افتاده اند  را با حجاب در فیلم ها دیدیم. چقدر خوب که شما می خواهید بدون حجاب بسازید. من داشتم شاخ در می آوردم که وزیر ارشاد چنین حرفهایی بزند. این عین واقعیت است. میتوانید در تاریخ ثبتش کنید." در دوره همین عباس آقای صالحی ، فیلم "کیک محبوب من"، اولین فیلم بی حجاب تاریخ سینمای ایران ساخته شد و به جشنواره برلین رفت. البته خیلی نباید غصه خورد. چون اوضاع تحت کنترل است و شهر در امن و امان و شاید این چیزها خیلی هم که ما حزب اللهی ها و متدینین فکر میکنیم ، بد نباشد. سال ۱۴۰۱ که سید محمود دعایی بعد ۴۲ سال مدیریت بر قدیمی ترین روزنامه در حال چاپ ایران و موسسه معظم اطلاعات ، از دنیا رفت، فکر میکنید رهبر انقلاب چه کسی را بجای او منصوب کردند؟ سید عباس صالحی مسعود پزشکیان در دفاعیه پایانی خود از وزرای پیشنهادی خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی درباره سیدعباس صالحی وزیر پیشنهادی ارشاد گفت: آقای سیدعباس صالحی قبول نمی‌کرد وارد کابینه شود، چندبار حرف زدیم اما قبول نکردند، رفتم پیش رهبری و گفتم این فهرست است ، این موضوع را به رهبری گفتم. ایشان تماس گرفت و فرمودند ایشان به دولت بیایند.  مردم متدین و حزب اللهی و خانواده های شهدا خیلی از دیدن اوضاع فرهنگی کشور نباید ناراحت باشند. ظاهرا تدبیر این است که همه با هر نوع تفکر و عملکردی، سر سفره نظام باشند و در دو راهی ها بین حفظ ارزشها و اصالت ها با حفظ انسجام و وحدت ملی، ظاهرا قرار است ارزشها و اصالت ها قربانی شوند. این روزها که ما حزب اللهی ها  یکسره داریم بد وبیراه نثار ظریف و روحانی میکنیم، بابت افتضاح برجام، چه کسی از طرف رهبری شدند دبیر شورای عالی امنیت ملی؟شورایی که همه کاره مذاکرات هسته ای است؟ علی لاریجانی ، تصویب کننده برجام با ضرب و زور در ۲۰ دقیقه همین حسن فریدون علیه ما علیه که ما واقعا نفهمیدیم چطور با تابعیت دوگانه،  شد رئیس جمهور این مملکت ، ۱۵ سال نماینده رهبری بود در شورای عالی امنیت ملی، همان سالهایی که فرت و فرت میرفت لندن تا دکترای قلابی اش را بگیرد. خلاصه خیلی نباید حرص و جوش خورد اما خیلی باید دعا کرد دعا برای فرج اللهم عجل لولیک الفرج میم.الف.نون
thumbnail

۸:۵۴

میم.الف.نون
undefined این پیرزن هایی که می افتند و لگنشان میشکند،خیلی مصیبت میکشند. چون اغلب در سنین پیری،دچار پوکی استخوان شده اند و استخوان شکسته به راحتی جوش نمیخورد و علیل و ذلیل می افتند روی تخت که باید تا آخر عمر لگن بگذارند زیرشان. کارشان عملاً تمام است. پوکی استخوان درد خیلی بدی است که گاهی پیش از موعد، در میانسالی به سراغ آدم می آید. به عنوان یک ناظر فرهنگی وقتی اوضاع کشور را رصد میکنم، میبینم فرهنگ ما دارد دچار پوکی زودرس میشود. درد زیاد است و از هر صد موضوعی که میبینم و میخواهم در باره آن بنالم ، وقت فقط به یکی میرسد. یا انرژی ندارم یا امید یا وقت آزاد یا خواننده ی دغدغه مند یا مسئول پیگیر و با غیرت در باب جزیره ی کیش سخن زیاد است. شاه میخواست کیش را به یک مرکز فحشا و قماربازی برای پولدارهای دنیا تبدیل کند. در ابتدای راه بود که انقلاب شد. در سالهای اخیر جمهوری اسلامی با این دست فرمان که میرود، تقریباً در حال تحقق آرمانهای پهلوی برای کیش است. وضع کافه ها و رستورانها و هتل ها و سواحل و حجاب ، نشان از این حرکت تدریجی دارد. این جانور که ملاحظه میفرمایید از رقاص های بنام ایرانی است که در دبی و استانبول برنامه های آنچنانی دارد و حالا در راستای سیاست بازگشت ایرانیان خارج از کشور و جلوگیری از فرار مغزها، او را آورده اند به جزیره کیش تا بجای بیگانگان، هنرش را در اختیار هموطنانش قرار دهد که بزرگان فرموده اند، چراغی که به خانه رواست، به همسایه حرام است. میدانید...؟ میخواهند اینقدر دینداری و فرهنگمداری ما را پوک و پوچ کنند که با کوچکترین تلنگری بشکنیم. مساله ی اصلی این نیست که هفته ی پیش نتانیاهو ما را چجوری زد و ما چطور میخواهیم جوابش را بدهیم. مساله این است که بنیه دینی و فرهنگی ما دارد آب میشود. خطوط قرمز شرع و اخلاق روز به روز زیر پا گذاشته میشود و صدا از کسی در نمی آید. موریانه افتاده است به چهارچوب های اخلاقی جامعه و کسی به فکر نیست. با بزنم بزنم و گزینه های روی میز و زیر میز ، ما را سرگرم کرده اند ، اما جنگ واقعی در عرصه  فرهنگ است. همانجا که کمترین توجه را به آن داریم. نتانیاهو از صدام قوی تر نیست. از او بی کله تر و وحشی تر هم نیست. اگر الان آمریکا و اروپا از نتانیاهو حمایت میکنند، دهه شصت علاوه بر آنها، کل بلوک شرق هم پشت صدام بود اما نتوانست ایران را شکست دهد. از نظر امکانات، ایران امروز دهها برابر قوی تر است از ایران زمان صدام است. اما نگرانی اصلی، ایمان و اعتقاد و غیرت مردم است. مادران دهه شصت ، بچه هایشان فرستادند جبهه بخاطر دفاع از اسلام و انقلاب و ارزشها این روزها که امارات عربی متحده به واسطه ی اتحاد با اسرائیل و آمریکا خیز برداشته برای بلعیدن جزایر ایرانی ، به این فکر کنید که آیا مادران انقلابی و متدین، مثل دهه شصت، حاضرند جوانهایشان را بفرستند به دفاع از این جزایر؟  که آخرش در بهترین حالت بشود مطربکده ای مثل کیش؟؟ خیلی زود دیر میشود فکری کنید میم.الف.نون پینوشت: ببینید مورخین اوضاع فرهنگی مدینه النبی، در قبل و بعد واقعه ی عاشورا را چگونه نقل میکنند و  چقدر شبیه وضع فعلی ماست. از حدود سال سى ام هجرى (نيمه دوم خلافت عثمان) فساد مالى و انحطاط اخلاقى در جامعه اسلامى گسترش يافت و اشراف قريش كه در آمد كلانى از خزانه دولت داشتند و از بخششهاى خلفاى وقت نيز بهره‏مند بودند، به ثروت اندوزى پرداختند و بدين ترتيب رفاه‏طلبى و اشرافيت و تجمل پرستى در جامعه اسلامى رواج يافت. ثروت اندوزان، املاك و مستغلات فراوانى گرد آوردند و كنيزان و غلامان بسيارى خريدند ؛ بخصوص كنيزانى كه براى خوانندگى و بزم آرايى تربيت شده بودند وكم كم مجالس بزم و خوشگذرانى و خنياگرى به طبقات ديگر نيز سرايت كرد. در زمان یزید ساز و آواز در مكه و مدينه آشكار گرديد و مجالس بزم بر پا شد و مردم آشكارا به شرابخوارى پرداختند.» «گويى مکه و مدینه را براى خنياگران ساخته بودند، تا آن‏جا كه نه تنها مردمان عادى، بلكه فقيهان و زاهدان نيز به مجالس آنان مى‏شتافتند.» «نه عالمان، غنا را ناروا مى‏شمردند و نه عابد از آن جلوگيرى مى‏كردند». "در مدينه مجالس رقص و آواز مختلط تشكيل مى‏شد بدون آنكه در ميان زنان و مردان پرده‏اى باش" «عائشه» دختر «طلحه» بزمهاى مختلط ترتيب مى‏داد و در آن «عزّْ الميلا» آواز مى‏خواند. وقتى يكى از مشهورترين زنان آواز خوان آن عصر بنام «جميله» سفرى به مكه كرد، در طول مسير، آن‏چنان از وى استقبال شد كه در مورد هيچ مفتى و فقيه و محدث و مفسر و قاضى زاهدى سابقه نداشت! هنگامى كه كاروان جميله نزديك مكه رسيد، از طرف گروهی از اشراف مكه و ديگران مورد استقبال گرم قرار گرفت و چون به مدينه بازگشت، چنان شور و هلهله‏اى به وجود آمد كه اهالى مدينه بر در خانه‏ها صف كشيده بودند.
thumbnail
این وضع حمکرانی ماستشل بازی و وادادگی برای مثلا جذب حداکثری
طرف را به عنوان رقاص دعوت کردند به کیش و بهش شاباش دادندحالا برگشته خارج و فحش میدهاین یک توهمه که با عبور از خط قرمز های شرع و قانون، میشه ثبات ایجاد کرد.امکان ندارهمیم.الف.نون

۶:۴۹

thumbnail
دولت کریمه جمهوری اسلامی ، شادی شب 12 بهمن و اعیاد شعبانیه را دو چندان کرد.در این وانفسای گرانی و ناامنی و سایه های سیاه جنگ، با پول بیت المال پیامک عمومی زده اند به همه ملت که خبر دهند از گهکاری جدیدشان.
أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ ؟کجاست آن‌که برای راست نمودن انحراف و کجی به انتظار اویند
اللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون

۱۸:۴۹

thumbnail
چند صد نفر از نیروی انتظامی و بسیج بخاطر نداشتن تجیهزات مناسب و اسلحه یا نداشتن اجازه استفاده از آن ، مظلومانه به شهادت رسیده اند و به تبع همین سیاست، هزاران میلیارد تومان خسارت به اموال بیت المال و دارایی های خصوصی مردم وارد شده است، بعد این دادستان بی بخار افتخار میکند که ما چنین حاکمان پخمه ای هستیم. در مقابل مزدور مسلح موساد ، جوانان دست گل این کشور را ، دسته دسته با دست خالی فرستاده ایم جلو تا تکه تکه و مثله و سوزانده شوند.
آقای دادستان ! کجای دنیا در مقابل تروریست مسلح، پلیس را دست خالی میفرستند جلو؟
آقای دادستان! اگر آقازاده شما هم در نیروی انتظامی شاغل بود، همینطوری صفا میکردی که بی اسلحه برود خط مقدم ؟
آقای دادستان! چطور است همین امروز به محافظین شخصی خود دستور بدهید اسلحه هایشان را تحویل بدهند و با تفنگ پینت بال از شما مراقب کنند؟
میم .الف.نون

۱۳:۱۷

thumbnail
از ۷ صبح، غیر چند توقف کوتاه برای نمازها و نهار یک کله داریم می آییم تا از مبدا خرمشهر سفر راهیان نوری خود را آغاز کنیم.الان دوازده و نیم شب است ولی هنوز به تهش نرسیده ایم.عجب مملکت بزرگی است ماشاء اللهتازه از شرقی ترین نقطه اش شروع نکردیم. از وسطش-تهران- راه افتادیم و از شمالی ترین هم شروع نکردیم، باز از تهران که خیلی از سر گربه پایین تر است.بی خود نیست که طمع کرده اند ما را ببلعند.اگر میشد درسته قورت میدادند. اما ایران لقمه خیلی بزرگ و‌گلوگیری است. باید تکه تکه اش کنند تا بتوانند.باید تجزیه اش کنند...خدا نیاورد آن روز را
میم.الف.نون۲۱بهمن۱۴۰۴۳۰دقیقه بامدادنرسیده به خرمشهر(ها)که در پیش است
پینوشت:هنوز شام هم نخورده ایمundefined

۲۰:۵۶

thumbnail
یک زمانی ارتش ایران زیر دست سی هزار مستشار آمریکایی بود.
پینوشت:ورودی یکی از سوله های برادران ارتشی در پادگان دژ خرمشهر

۷:۵۲

thumbnail
ماه مبارک رمضان را تبریک گفته و برای پذیرش افطاری تبلیغ کردهو ضمناً تاکید کرده که طبق روال قبل رمضان، بساط نهار و روزه خواری در ماه مبارک برقرار است.هم از توبره میخواهد بخورد هم از آخور
یادش بخیر، قدیم ها رمضان حرمت داشت.
یادم هست بچه که بودم، ماه رمضان که میشد اغلب رستورانها مشغول تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی و بقیه کارهایی میشدند که در طول سال فرصتش را نداشتند.حتی در دوره آن شاه لعنتی، در ماه رمضان رعایت هایی میشد که الان شاید خیلی از آنها انجام نمیشود.
در رمضان به غصه دیدن بی حجابی و سگ بازی و چندجور گرفتاری دیگر، روزه خواری هم اضافه میشود. به این علت هیچ موقع از آمدنش خوشحال نبوده ام.
یادم می آید که در ده پانزده سال گذشته، فقط یکسال بود که رمضان  بی حرص و جوش و غصه گذشت. سالی که پدرم را در سفر تبلیغی اش  به آمریکا همراهی میکردم.  در شهر سن خوزه بیست روز، روزه گرفتیم. هم هوا خنک بود و مطبوع، هم نبود مسلمانی که پا رو خطی کند و نبود قانونی که شکسته شود و نبود حریمی که نیاز به پاسداری داشته باشد.بعضی ها خیال میکنند دینداری در بلاد غرب خیلی سخت تر از دینداری در ایران است. اما از جهاتی دینداری در آنجا بسیار ساده تر است.اینجا امر به معروف و نهی از منکر بیچاره میکند آدم را.انجام ندهی ، آخرتت نابود است. انجام بدهی عیش دنیایی ات منقّص میشود. اغلب افراد هم دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند.اما آنطرف آب که باشی تکلیف نداری و خیلی از وظایفی که به سبب زندگی در بین امت اسلام بر تو بار میشود، روی دوشت نیست.
معمولا مردم بی دین از ایران مهاجرت میکنند که بی دینی کنند، اما شاید روزگاری هم برسد که دینداران از ایران مهاجرت کنند که دینداری کنند.من که خیلی به آن فکر کرده ام.
میم.الف.نون

۱۹:۳۷

thumbnail

۱۹:۵۱

شهربانی اصفهان در سال 1346 به منظور حفظ شعائر اسلامی در ماه مبارک رمضان دستورالعملی صادر کرد که بازخوانی آن جالب توجه است.
در اعلامیه شهربانی استان اصفهان آمده است:
«بمنظور حفظ شعائر اسلامی در ماه مبارك رمضان نکات زیر جهت استحضار عموم اهالی محترم اصفهان اعلام می‌گردد انتظار می‌رود مفاد آن را دقیقا رعایت فرمایند.
1- هرگونه تظاهر به روزه‌خواری ممنوع است.
2- قهوه‌خانه‌ها، کافه قنادی‌ها، رستوران‌ها و طباخی‌ها و بطور کلی اماکنی که غذا برای فروش تهیه می‌نمایند بایستی تا ساعت ۱۷ بسته باشند
3- مهمانخانه‌هائی که مسافر خارجی می‌پذیرند می‌توانند بدون هیچگونه تظاهر مبادرت بتهيه غذا نمایند بدیهی است این عمل صرفاً برای رفاه حال مسافرین بوده و نبایستی اشخاص روزه‌خوار از این فرصت استفاده نمایند.
4- كليه نوشابه‌فروشی‌ها و اغذیه فروشی‌هایی که مبادرت بفروش نوشابه‌های الکلی می‌نمایند وهمچنین کافه رستوران‌ها و اماکن مشابه آن در تمام ماه مبارك رمضان تعطیل خواهد بود.
5- سینماها و تماشاخانه‌ها در شب‌های احیا و قتل (از روز ۱۸ الی ۲۳ ماه مبارك رمضان) بکلی تعطیل خواهد بود.
6- در تمام ماه مبارك رمضان ترنم هر نوع موزيك ممنوع و سينماها و تماشاخانه‌ها و مغازه‌های صفحه‌فروشی‌ها نبایستی به هیچ وجه وسیله بلندگو صدای موسیقی را بخارج منعکس سازند. به مأمورین انتظامی دستور داده شد در اجرای موارد بالا نهایت مراقبت را معمول و متخلفین را برابر مقررات شديداً تعقيب و تسلیم مقامات صالحه نمایند.سرپرست شهربانی‌های استان اصفهان - سرتیپ پرتو»

۱۹:۵۱

thumbnail
یکی بود ، یکی نبود.یک کافه ای بود که پاتوق خانم های بی حجاب بود.
از ۴۷ سال قبل که در زمستان ۵۷ ، مردم ریختند داخل کافه و میز و صندلی هایش را پرت کردند بیرون و بساط می و مطربی را بهم زدند، اینجا خاک خورد و خاک خورد و تار عنکبوت بست تا یکسال پیش که دوباره احیا شد و شروع به کار کرد. قبل انقلاب کارمندان سفارت آمریکا می آمدند اینجا عرق میخوردند و رقص دختران ایرانی را تماشا میکردند یا رده های پایینتر خاندان سلطنت در آن جشن تولد و پارتی میگرفتند.
حالا کافه ی داستان ما با تغییراتی جزئی بعد ۴۶ سال دوباره باز شده بود. فقط نجسی و استیج رقاصی نداشت، ولیکن بقیه مواهب و نعمات فراهم بود. افتخار معمار و طراح داخلی کافه نونوار شده ی ما ، این بود که تنها کارخانه آبجو سازی تهران در دوره پهلوی را بازسازی کرده و یک مرکز هویتی و تاریخی تهران را احیا و تبدیل کرده به مرکز مثلا فرهنگی.
داستان این کافه سازی ها، شبکه مالی پشت آنها و حامیان آنها در خارج  و در داخل نظام و کسانی که عمدا یا سهوا چشمشان را در این سالها به روی این جریان خزنده و خطرناک بستند، خیلی طولانی و شنیدنی و غصه دار است.
مَخلص کلام اینکهالکافه، مالکافه و ما ادراک مالکافه...
خلاصه از یکسال پیش ، آنجا پر شد از این دختر های ترشیده ی بی حجاب سیگار به دست پاچه ورمالیده که می آمدند لای پسرها بلولند و از این نوشیدنی های اجق وجقِ رنگ و وارنگ بخورند و آروغ روشنفکری بزنند. 
بعضی از اهل محل و همسایه ها ناراحت شدند.از سر و صدا، از ناهنجاری های فرهنگی و از بی حجابیشکایت کردند ، اما فایده ای نداشت. ظاهراً نیروی انتظامی تصمیم گرفته بود چشم هایش را ببندد.وقتی یک از همسایه ها از بی حجابی مشتریان و کارمندان کافه به مراجع مرتبط شکایت برده بود، به او گفته بودند که بی حجابی بالاخره همه جا هست و فعلا تصمیم به برخورد نداریم اما ببین اگر مشروب سرو میکنند بیاییم سریع درش را تخته کنیم!
خلاصه گذشت و گذشت و گذشت تا در ۱۸ ام و ۱۹ام دیماه ، کافه ی داستان ما اطلاعیه داد که ما تعطیلیم و بدین ترتیب با فراخوان دشمنان نظام مقدس همراهی کرد و ناگهان سه سوته پلمب شد.
و برای اولی الابصار در این داستان عبرتهایی وجود دارد که یکی از آنها این است:
تا دین خدا و خطوط قرمز شرع زیر پا گذاشته میشد، سیاست نظام مماشات و تساهل و تسامح و بستن چشم ها بود. اما به محض اینکه قرار شد پایه های صندلی قدرت اندکی لق شود، سریع و قاطعانه برخورد شد.
امام علی علیه السلام میفرمایند :لایَتْرُکُ النّاسُ شَیْئاً مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ لاِسْتِصْلاحِ دُنْیاهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
مردم چیزى از برنامه دین‌شان را براى بهبود دنیای‌شان ترک نمى‌کنند، مگر آنکه خداوند زیان‌بارتر از آن را در کف دست‌شان مى‌نهد.
یعنی آقای نظام جمهوری اسلامی!ترجمه اش این میشود که:
وقتی فضای مجازی مسموم را بی صاحب رها میکنی که معترض نداشته باشی
وقتی با بی حجابی برخورد نمیکنی تا عده ی محدودی بی دین را از خود راضی نگه داری و بالتبع این توهم را در آنها ایجاد میکنی که بیشمارند و قدرتمند و شجاع
وقتی کافه ها و رستورانها و مالها، که  مراکز فساد و خانه های تیمی این جریان های غربگرا هستند را بجای اینکه مدیریت یا تعطیل کنی، رها میکنی و به آنها پر و بال میدهی تا روز به روز گسترده تر شوند...
یکهویی روزی میرسد که طی دوشب باید هزار و خرده ای شهید بدهی تا کار را جمع کنی...  فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
تو ظاهراً نمیخواهی عبرت بگیریحالا هنوز خون شهدایت خشک نشده ، میخواهی گواهینامه دختران موتور سوار را مهر کنیعلی برکت اللهباد بکارتا طوفان درو کنیفقط یادت باشد  فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
نون. الف.میم۲۷ بهمن ۱۴۰۴

۲۰:۰۱

میم.الف.نون
undefined ماه مبارک رمضان را تبریک گفته و برای پذیرش افطاری تبلیغ کرده و ضمناً تاکید کرده که طبق روال قبل رمضان، بساط نهار و روزه خواری در ماه مبارک برقرار است. هم از توبره میخواهد بخورد هم از آخور یادش بخیر، قدیم ها رمضان حرمت داشت. یادم هست بچه که بودم، ماه رمضان که میشد اغلب رستورانها مشغول تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی و بقیه کارهایی میشدند که در طول سال فرصتش را نداشتند. حتی در دوره آن شاه لعنتی، در ماه رمضان رعایت هایی میشد که الان شاید خیلی از آنها انجام نمیشود. در رمضان به غصه دیدن بی حجابی و سگ بازی و چندجور گرفتاری دیگر، روزه خواری هم اضافه میشود. به این علت هیچ موقع از آمدنش خوشحال نبوده ام. یادم می آید که در ده پانزده سال گذشته، فقط یکسال بود که رمضان  بی حرص و جوش و غصه گذشت. سالی که پدرم را در سفر تبلیغی اش  به آمریکا همراهی میکردم.  در شهر سن خوزه بیست روز، روزه گرفتیم. هم هوا خنک بود و مطبوع، هم نبود مسلمانی که پا رو خطی کند و نبود قانونی که شکسته شود و نبود حریمی که نیاز به پاسداری داشته باشد. بعضی ها خیال میکنند دینداری در بلاد غرب خیلی سخت تر از دینداری در ایران است. اما از جهاتی دینداری در آنجا بسیار ساده تر است. اینجا امر به معروف و نهی از منکر بیچاره میکند آدم را. انجام ندهی ، آخرتت نابود است. انجام بدهی عیش دنیایی ات منقّص میشود. اغلب افراد هم دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند. اما آنطرف آب که باشی تکلیف نداری و خیلی از وظایفی که به سبب زندگی در بین امت اسلام بر تو بار میشود، روی دوشت نیست. معمولا مردم بی دین از ایران مهاجرت میکنند که بی دینی کنند، اما شاید روزگاری هم برسد که دینداران از ایران مهاجرت کنند که دینداری کنند. من که خیلی به آن فکر کرده ام. میم.الف.نون
thumbnail
گل بودبه سبزه نیز آراسته شدعلی برکت اللهباج سبیل نظمیه را که پرداخت کنی، حرام خدا هم حلال میشود.این رستوران نه بین راهی است، نه در پایانه های مسافربری واقع است نه در مراکز اقامتی و نه غذای سرد بیرون بر سرو میکند.باقالی پلو با ماهیچه، ظهر رمضانتقبل الله

۱۲:۰۱

thumbnail

۱۲:۵۵

‏ترامپ در حال حاضر با چالش عدم وجود فاکتور غافگیری زمانی مواجه است، امری گه اسراییل تا حدی تواتست آنرا در جنگ ۱۲ روزه محقق کند. در حوزه غافلگیری کیفی نیز حمله اسراییل بخوبی توانست این امر را در آغاز جنگ دوازده روزه محقق کند، تا جایی که تهران نه از حیث تاکتیکی بلکه از حیث راهبردی غافلگیر شد. اکنون در تهران نوعی هوشیاری نسبی نسبت به مساله زمان و کیفیت جنگ محتمل وجود دارد و همین امر کار ترامپ را برای تحقق یک حمله کوتاه، غافلگیرکننده و تمام کننده دشوار میکند. با وجود این، یک خطر مهم هنوز باقیست: این سوء برداشت که آمریکا و اسراییل برای موج اول حمله در چارچوب قواعد جنگ دوازده روزه عمل خواهند کرد، در حالیکه این احتمال وجود دارد که این دو در موج اول حمله با هدف از کار انداختن ماشین آفندی ایران و فلج کردن نظام تصمیم گیری بشکلی بی محابا و دیوانه وار و در محورهای مختلف جغرافیایی و در فازهای مختلف زمینی، هوایی و دریایی و در حجمی ورای تصور محاسبات فعلی اقدام به حمله کنند؛ و از آنجا که نظام تصمیم گیری در کشور بیش از یک دهه بر مبنای نوعی محافظه کاری نهادینه شده عمل کرده و به فرماندهی جنگهای بزرگ و گسترده عادت نکرده است، ایران قادر نباشد در لحظات اولیه پاسخی متناسب داده و در نتیجه در همان ساعات اول جنگ میدان را واگذار نماید. تهران باید پیش فرض را بر این بگذارد که شرایط لازم برای فعال شدن سناریوی "روز قیامت" در همان ساعت و لحظه اول جنگ محقق است و ساز و کارها را بر مبنای این پیش فرض آماده کند؛ در غیر این صورت شانس بقا و پیروزی بسیار اندک خواهد بود
مهدی خراطیان

۱۷:۵۲

thumbnail
چهل نکته در باره جنگ سرنوشت
۱۳.ناامیدی هسته سختundefined

۵:۴۹

چهل نکته در باره جنگ سرنوشت
جنگ ۱۲ روزه که شروع شد، مطالب زیادی به ذهنم رسید تا بنویسم. مقدار فکر و خیالهایم اینقدر زیاد بود که گفتم بهتر است در قالب چهل نوشته ، آنها را ارائه کنم. فهرست تقریبی موضوعاتی را که میخواستم در باره آنها صحبت کنم مشخص کردم. مقالات تا عدد ۱۲ پیش رفت و بعد متوقف شد.نوشتم....۱.عمری شعار دادیم۲.خون و عرق۳.زاویه دید به جنگ۴.غربالهای آخرالزمانی۵.آخرش مرگ است دیگر۶. تقلب به موقع۷.نعمت ولایت فقیه۸.این همه دشمنی، چرا با سپاه؟۹.شما برترید، اگر مومن باشید۱۰.پیروز کیست؟۱۱.بروزرسانی آنتی ویروسها۱۲.سنگرهای کلیدی فلات ایران
و بعد نحسی ۱۳ کار خودش را کرد و کار خوابید.توقف بخاطر این نبود که حرف برای گفتن نداشتم. نوعی کم توفیقی بود یا بی حوصلگی یا عادی شدن موقتی شرایط پس از طوفان ۱۲ روزه یا مقداری ناامیدی و گرفتاری های دیگر.
با خودم میگفتم اینکه از اول گفته ای ۴۰ نکته ، باید حتما ادامه بدهی و بنویسی، وگرنه خواننده ها فکر میکنند یک حرف مفتی زدی، اما از طرفی با خودم میگفتم حالا وقت زیاد است، این جنگ حالا حالاها ادامه دارد. خودم اسمش را گذاشته بودم جنگ سرنوشت و جنگی اینگونه به این راحتی ها و به این زودی ها پایان نمی یابد. پس حالا ، خیلی هم عجله نکردی در نوشتن، اشکالی ندارد. بگذار هر موقع دوباره سر ذوق و شوق آمدی ، ادامه بده...
و حالا در سحر ششم رمضان که تکه نانی خورده ام و سر سوزن ذوقی پدیدار گشته، با خرده هوشی کم مقدار و ناچیز اینگونه مینویسم:
١٣. نااميدی هسته سخت
تقریباً بیست سال پیش در یک دوره کوتاه ۲-۳ ساله ، در ستاد برگزاری نماز جمعه تهران خدمت میکردم. و عملاً جوان ترین عضو شورای مرکزی ستاد بودم. شورای مرکزی جمعی بودند از انقلابیون با سابقه و زندان رفته، پدران شهدا و بازاری های متدین و متمول که فی سبیل الله برای برگزاری نماز جمعه از روز اول تلاش کرده بودند و نه تنها حقوق و مزایایی بابت این کار نمیگرفتند، بلکه از جیب شان هم خرج میکردند و یک روز تعطیل جمعه شان را هم ، وقف اسلام و انقلاب کرده بودند.کار کاملا مردمی بود. تازه این وضع اوائل دهه هشتاد بود. اگر بر میگشتی به بیست سال قبلش و اوائل دهه شصت را میدیدی ، تازه میفهمیدی مردم یعنی چه و نماز جمعه یعنی چه. الان که دیگر اصلا از آن جمع مردمی خبری نیست و نمازجمعه تهران را کارمندان حقوق بگیر شورای سیاست گذاری ائمه جمعه اداره میکنند و نماز جمعه تهران به نسبت جمعیت شهر، شاید خلوت ترین نماز جمعه کشور باشد.
الغرض اینکه من به عنوان یک عضو جوان، قاطی آنهمه ریش سفید و پدر شهید و سابقون السابقون ، سعی میکردم نو آوری هایی در مجموعه ایجاد کنم و به عنوان یک ناظر تقریباً بیرونی معضلات را شناسایی و برای رفع آنها راه حل پیشنهاد کنم.
یک روز در جلسه شورای مرکزی ، جلوی مرحوم مرتضایی فر ، وزیر شعار، نوار صدای خودش را پخش کردم. صدا مربوط به هفته قبلی بود که مقام معظم رهبری خطبه های نماز را خوانده بودند.
مرحوم مرتضایی فر جهت اعلام حضور مقام رهبری در نماز جمعه ،قریب به این عبارات و مضامین را بکار میبرد:
امروز ولی امر مسلمین جهان، رهبر آزادیخواهان عالم، ستون خیمه انقلاب، رهبر مستضعفان در برابر مستکبران، مرجع عالیقدر شیعیان ، امید محرومان و یاور مظلومان، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای، خطبه های پرصلابت و دشمن شکن نماز جمعه تهران را بیان خواهند نمود و از این حرفها و فکر میکنم دعوت میکرد مردم را به فرستادن سه صلوات
خیلی دوست دارم نوار کاست یکی از آن روزهای خاص را داشتم تا دقیق تر برای شما مینوشتم، آنچه را که آقای مرتضایی فر در وصف رهبری میگفت، با آن شور و حال خاصی که داشت
حالا که نوار نیست،اما صادقانه میتوانم بگویم که تقریبا ۷-۸ عبارت پرطمطراق و غلوآمیز را سر هم میکرد و حسابی سنگ تمام میگذاشت.روحش شاد.
ادامه نواری که در جلسه جلوی حضار پخش کردم، مربوط بود به تکه ای از صحبتهای همان جناب پشت تریبون نماز در باره امام زمان(عج) که با یکی دو یا نهایت سه عبارت و مقدمه چینی، مردم را دعوت به صلوات میکرد برای سلامتی حضرتش.
مثلا :جهت سلامتی و تعجیل در فرج حجت ابن الحسن العسکری، آقا امام زمان صلوات
جلوی حضار رو کردم به جناب آقای مرتضایی فر و گفتم ، ما همه از ارادتمندان رهبری هستیم، اما درست نیست که شما در تجلیل از رهبری که خاک پای امام زمان هم نمیشوند ، اینگونه سنگ تمام بگذارید اما وقتی از امام زمان صحبت میکنید، بی رمق و نصفه نیمه سخن بگویید. لطفا تناسب را رعایت کنید. من فکر میکنم خود مقام معظم رهبری هم این روش را نمی پسندند.
برای کسی که قبل از انقلاب از یاران آیت الله طالقانی اولین خطیب جمعه تهران بوده و تکبیر را بجای کف زدن در روز تاریخی ۱۲ بهمن،جلوی امام خمینی اختراع کرده و بیست سال وزیر شعار بوده ، سخت بود که یک جوانک تازه از راه رسیده،

۵:۴۹

اینگونه نصیحتش کند.
در جواب من گفت این آقای نون ، دیر آمده و زود میخواهد برود. این حرفها تفکرات انجمن حجتیه است و ال و بل...
الغرض ، قصدم از بیان این خاطره چه بود؟
عجله نکنید! نوشته بالا مقدمه اول بود برای آنچه میخواهم بگویم.بگذارید مقدمه دوم را هم بگویم و بعد نتیجه گیری کنم.
حتما این فیلم های سینمایی پرحادثه و اکشن و جذاب تاریخ سینما را دیده اید. نقش مثبت فیلم و جریان خیر با مشکلات و موانع و خطراتی مواجه میشود، کار به آن بیخش میرسد و خوبی تا مرز نابودی پیش میرود و نفس های بیننده در سینه حبس میشود.هیجان به اوج میرسد ، آدرنالین خون بالا میرود و دقیقا در آخرین لحظه که قدمی تا نابودی باقی نمانده، ورق بر میگردد و نقش مثبت روی دور پیروزی می افتد و اشرار شکست میخورند و فیلم به خوبی و خوشی تمام میشود. این حالت تعلیق و نگرانی که برای بیننده بوجود آمده بود، لذت موفقیت و پیروزی نقش مثبت داستان را جذاب تر میکند.
خدا فیلم نامه نویس قهاری است. داستان موسی و فرعون را ببینید و فقط یک صحنه آنرا در ذهن مجسم کنید. زن و بچه و پیرمرد بنی اسرائیل شبانه از دست فرعون خون آشام گریخته اند و نزدیکی های نیل به بن بست خورده اند و چیزی نمانده که لشگر تا دندان مسلح فرعون که در تعقیبشان بوده ، سر برسد.ناگهان کارگردان ورق را بر میگرداند و یک شاهکار هنری تاریخ جهان خلق میشود.من فکر میکنم ظهور مولای ما امام زمان هم، همینگونه اتفاق می افتد. خدا این سریال را ۱۴۰۰ سال کش نداده که آخر سر خیلی لوس و بیمزه و کم هیجان تمامش کند. هزار و چهارصد سال که چه عرض کنم، از زمان پدرمان آدم این سریال شروع شده و داستان ظهور آخرین قسمت این سریال است و کارگردان قرار است تمام هنرش را در این قسمت آخر به رخ اولین و آخرین از عالمیان بکشاند.ورق این داستان در اوج ترس و هیجان و غم به اوج امید و شادی و پیروزی خواهد برگشت.
بعد از مقدمه اول و دوم، میخواهم بگویم:ما حزب اللهی های سنتی دو آتشه، خیلی دلمان خوش بود یا هست که انقلاب کردیمکشور را درست کردیم و میکنیماصلاً نسخه میدهیم برای اصلاح عالمما پشتمان به امام و رهبری گرم استتا سایه رهبری را بر سر داریم غمی نداریمما خیلی قوی هستیمدشمنان خیلی حقیر تر از آنند که ما را شکست دهندما پرچم این انقلاب را در یک مراسم رسمی و باشکوه تحویل آقا امام زمان میدهیم، گویی که ایشان یک جورهایی مدیون ما هستند، وگرنه کارشان لنگ و ابتر میشد.
من فکر میکنم کار به یکجایی میرسد که خدا با یک سوزن ریز یا درشت ، باد ما را خالی میکند. ما را تنظیم باد میکند. البته فکر نمیکنم لاستیک را با قمه جر بدهد. چون در این وانفسای عالم شیطانی، یک جورهایی بازهم شاید ما تنها دوستان یا از بهتر دوستانش هستم. اما باد کله مان زیاد بود و هست. باید ما را برساند به جایی که حتی آن هسته سخت مرتضایی فری نظام هم ضجه برآورد که خدایا! خود غلط بود آنچه میپنداشتیم. آن حزب موتلفه ای هم بگوید. خدایا! عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها و آن کسی که همه امید های دست دوم موقتی به اوست با گریه و تضرع بیشتر از قبل فریاد بزند:"ای سید ما! ای مولای ما! دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی"
آری برادر!من فکر میکنم حوادث این ایام در ایران و دنیاغربال آخرالزمانی استاتمام حجت آخر الزمانی استیارکشی آخرالزمانی استو شاید برای ما هسته سخت نظامیک تنظیم باد حسابی
تا بدانیم که فرج است ، تنها و تنها راه نجات مااللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون

۵:۴۹

undefinedیادداشت مهمانسلاح هسته ای، حلقه مفقوده معماری امنیت ملی ایران
یکی از بزرگترین خطاهای شناختی نظام این بود که سلاح هسته ای را به مثابه صرفاً سلاح کشتارجمعی فهم کرد در صورتی که سلاح هسته ای اگرچه می تواند خصلت کشتار جمعی داشته باشد، اما در واقع یک "کالای امنیت" است که باعث بالا رفتن ضریب امنیت ملی و صلح در کشور خواهد شد.
این سلاح در حقیقت برای تأمین بازدارندگی صددرصد و عدم استفاده ساخته می شود و نه استفاده. چون درصورت در اختیار داشتن آن، خودبخود موازنه هسته‌ای و سپس بازدارندگی هسته ای شکل خواهد گرفت که استفاده از آن را منتفی می سازد.
باید بررسی کرد چه کسانی و کدام حلقه‌های موجود در نهادهای عالی امنیتی و دیپلماتیک و براساس چه منافعی، این ذهنیت را برای نظام گفتمان سازی، روایت سازی و تصمیم سازی کردند.
سلاح اتمی برای استفاده کردن نیست برای آن است که کسی علیه تو استفاده نکند!!!!
در واقع سلاح هسته ای نیاز است چون:
نداشتند موجب به خطر افتادن جان صدها هزار نفر از نفوس مسلمین می شود
بقا حاکمیت تهدید جدی می شود؟
دما و خون مسلمین بی قدر و قیمت می شود
و تمامیت ارضی کشور با تهدید جدی مواجه می شود.
این مصالح و البته مصالح دیگری از باب مصلحت عموم مسلمین و از مبنای فقه المصلحه که مبنای تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم امام خمینی ره بود موجب می شود تا حکم ثانوی حرمت سلاح هسته‌ای مورد بازخوانی و تجدید نظر جدی قرار گیرد.
می دانیم که تعبیر مطلقه ولایت فقیه از جانب امام ناظر بر همین احکام ثانویه و احکام ناشی از مصالح عامه و مطلقیت آن برای فقیه بود.
وقتی سلاح آخرین مرحله تهدید و تنش را در اختیار نداشتیم و عامدانه خود را از داشتن آن محروم کردیم طبیعتا نباید با تی ان تی به مصاف قدرتهای اتمی عالم می رفتیم چون قادر به ایجاد بازدارندگی نیستیم.
از دیگر سو، تقریبا اکثر کارشناسان خبره حوزه نظامی و راهبردی سالهاست چنین چیزی را فریاد می زنند و به نظام توصیه می کنند.
برای نمونه در دورات جنگ سرد، آمریکا و شوروی دقیقا به همین دلیل و وجود موازنه بازدارندگی به هم حمله نکردند چون هر دو می‌دانستند آغاز درگیری و پاسخ هسته‌ای یعنی نابودی متقابل ....
من گمان می کنم نتانیاهو بخوبی از عاقبت آمریکا در جنگ با ایران مطلعه و می فهمه که چه خواهد شد.
با این تلاش عجیب و غریبی که آمریکا را ترغیب به حمله به ایران می‌کند قصد دارد آمریکا را در این معرکه حیثیتی بگونه‌ای به دام بیندازد که آمریکا نهایتا مجبور به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران شود.
ماهم عملا خود را در بن بست تصمیم و اقدام راهبردی قرار داده ایم.
از طرفی می گوییم سلاح نمی خواهیم ما انرژی هسته ای را برای برق و رادیو دارو و ... مصارف غیر نظامی می خواهیم.
از طرفی دیگر اصرار به صنعت غنی سازی داریم که در جای خودش منشأ اصلی مناقشه هسته‌ای ما است.
۴۰۰ کیلو اورانیوم‌۶۰٪ را نگه داشته ایم برای چه منظوری؟ خودمان هم نمی دانیم.
همین سخنرانی اخیر وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا در کنگره را ببینید. حداقل در سه سخنرانی به صراحت درباره چین و کره شمالی وقتی مورد سوال قرار می‌گیرند می گویند چین و کره شمالی وضعیتشان با ایران فرق دارند. آنها قدرت هسته ای هستند و ما باید فقط از راه دیپلماسی (اقتصاد سیاسی امنیتی) با آنها تعامل کنیم!
جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد نگهداری اورانیوم با غنای بالا و تهدید گریز هسته ای دیگر بازدارنده نیست. دشمن با پررویی تمام آمد و تاسیسات اصلی هسته ای را با خاک یکسان کرد و رفت.
برای نمونه کافیست جملات ترامپ درباره رهبر کره شمالی را با جملات وی درباره رهبر معظم انقلاب مقایسه کنیم.
به جملات ترامپ در مورد کیم جونگ اون بنگرید:
رئیس جمهور(کیم جونگ‌اون) دوست منه

از اینکه در خاک کره شمالی قدم زدم خوشحالم

_من متوجه شدم که آدم بسیار با استعدادیه و کشورش روخیلی دوست داره

_تمایل دارم دوباره باهاش دیدار کنم

بعد از نامه‌های زیبا عاشق هم شدیم

و در مقابل به جملات ترامپ در مورد رهبر معظم انقلاب بنگرید:
اگر توافق نشه احتمالا اتفاقات بسیار بدی برای او خواهد افتاد. خیلی بد
وقتش رسیده که رهبر ایران تغییر کنه
و...
راز این تفاوت محسوسی در چیست؟ قطعا هیچ ربطی به شایستگی‌های رهبران ندارد، بلکه کاملا برخاسته از منطق زور و قدرت ( هسته ای) حاکم بر نظام بین‌الملل است.
این تفاوت بیش از هرچیز به مسلح بودن کره شمالی به سلاح هسته‌ای و عدم تسلیح ایران به سلاح هسته‌ای باز می گردد.
سلاح هسته ای امروز دیگر برای ایران نه یک انتخاب، که یک جبر و ناچاری وجودی است. برای ماندن ایران و حفظ بقای ایران و تضمین آن چاره‌ای جز تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای در این معرکه وجودی با آمریکا و اسرائیل نداریم.
ایران را همین امروز به بمب اتمی مسلح کنید، فردا ممکن است دیر باشد.
امضا محفوظ

۸:۲۴