نماز باد...
ای کاش در دین مانمثل نماز باراننماز باد هم داشتیم...تا... میخواندیمششاید که فرصتی میشدتا نفسی کشید
قدما زیبا دعا میکردند که میگفتندخدا کند هیچ وقتکاسه چه کنم چه کنم دست نگیری
این روزها چه کنم چه کنم ها زیاد استآب نیست، جنگ هستهوای تمیز نیست، کرونا و امثالش هستگاز نیست، تحریم هستبرق نیست، دزدی و اختلاس هستارزانی و فراوانی نیست، گناه و فساد هستراستی و درستی نیست، روی و ریا هستفقط ایران هم نیستهمه جای دنیا آسمانکم و بیشهمین رنگ است
مطمئن باشچه کنم چه کنم هاروز به روزبیشتر خواهد شدآنقدر بیشترتا یک روز صبحبشر سر عقل بیایدکاسه گدایی از مثل خودش را به زمین بکوبدو دست های آزاد شده اش رابه سوی آسمان بلند کندو فریاد برآورد
خدایا!دیگر بس استخدایا!برسان نسیم صبح سعادت راخدایا!بفرست حضرت باران را
اللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون
پینوشت:بگفتمی؟ که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
ای کاش در دین مانمثل نماز باراننماز باد هم داشتیم...تا... میخواندیمششاید که فرصتی میشدتا نفسی کشید
قدما زیبا دعا میکردند که میگفتندخدا کند هیچ وقتکاسه چه کنم چه کنم دست نگیری
این روزها چه کنم چه کنم ها زیاد استآب نیست، جنگ هستهوای تمیز نیست، کرونا و امثالش هستگاز نیست، تحریم هستبرق نیست، دزدی و اختلاس هستارزانی و فراوانی نیست، گناه و فساد هستراستی و درستی نیست، روی و ریا هستفقط ایران هم نیستهمه جای دنیا آسمانکم و بیشهمین رنگ است
مطمئن باشچه کنم چه کنم هاروز به روزبیشتر خواهد شدآنقدر بیشترتا یک روز صبحبشر سر عقل بیایدکاسه گدایی از مثل خودش را به زمین بکوبدو دست های آزاد شده اش رابه سوی آسمان بلند کندو فریاد برآورد
خدایا!دیگر بس استخدایا!برسان نسیم صبح سعادت راخدایا!بفرست حضرت باران را
اللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون
پینوشت:بگفتمی؟ که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
۲:۴۱
میم.الف.نون
قال رسول الله (ص): أَيُّمَا رَجُلٍ رَضِيَ بِتَزَيُّنِ اِمْرَأَتِهِ وَ تَخْرُجَ مِنْ بَابِ دَارِهَا فَهُوَ دَيُّوثٌ وَ لاَ يَأْثَمُ مَنْ يُسَمِّيهِ دَيُّوثاً هر مردی راضی باشد که زنش آرایش و زینت کرده از خانه بیرون رود، ديوث است و گناه ندارد هر كه او را ديوث بخواند جامع الأخبار، ج ۱، ص ۱۵۸ شاید اگر بجای روشنفکر بازی درآوردن و به خیال خودمان جاذبه ایجاد کردن، همین احادیث اهل بیت را بدون سانسور برای مردم خوانده بودیم، وضع جامعه الان خیلی بهتر بود. اما یکی گفت: " همان دختر کم حجاب دختر من است" دیگری گفت: " واقعاً مشکل مردم ما، مشکل موی جوانهای ماست؟" و وقتی از آن یکی نظرش را در باره گشت ارشاد پرسیدند، با رندی جواب داد :" من گشت ارشاد مدیران راه می اندازم" و آن مداح معروف با ژست روشنفکری، آروغ زنان گفت : " مرا به لاک سیاه همان زنی ، که پشت دسته های عزای تو میرود ، ببخش! " اینها که تازه خوبهای جمع ما بودند. افساد طلبان که خودشان دست اندرکار تروج بی حجابی اند و این روزها توی دلشان دارد قند آب میشود. علی برکت الله میم.الف.نون پینوشت: علی دایی دیوث به همراه زنش و وریا غفوری دیوث به همراه زنش در کافه وریا غفوری که قبلا بخاطر بی حجابی های گسترده پلمپ شده و بخاطر قوانین آبکی و غیر بازدارنده دوباره باز شده.
تعصی الله و انت تظهر حبههذا محال فی الفعال بدیعان کان حبک صادقا لأطعتهان المحب لمن یحب مطیع
۱۰:۱۷
میم.الف.نون
این بساط کنسرت های چند ده هزار نفری ، که این شبها در سراسر کشور با چاشنی بی حجابی و بی عفتی در حال اجرا است ، تا حد زیادی دستپخت وزارت ارشاد جمهوری اسلامی است که البته به نظر من باید نام وزارت افساد ضد اسلامی ، بر آن نهاد. بطور ویژه این کنسرت ها از ابتکارات خانم نادره رضایی، معاون هنری وزیر ارشاد، آقای سید عباس صالحی است. البته اخیراً نادره رضایی از این سمت کناره گیری کرده است، اما جناب وزیر حتما فرد لایق تری را بجای او انتخاب خواهند کرد تا اهدافش را دنبال کند. او یکی از امضا کنندگان نامه به اوباما ، علیه جمهوری اسلامی است. خیلی جالب است، طرف به شیطان بزرگ نامه نوشته که ایران را بیشتر تحریم کن، بعد در این مملکت معاون وزیر شده. قاعدتاً این وزیر باید خودش مورد داشته باشد که چنین فرد مساله داری را معاون کند. وقتی در دوره مدیریت همین رجاله ها، یک کاروانسرای تاریخی توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اختیار پرستو احمدی قرار داده شد تا با لباس شب و نیم تنه لخت، اولین کنسرت یک زن در ایران را اجرا کند، همین خانم نادره رضایی رفت و با ذوق و شوق زیر پستش را لایک کرد. اخیراً در همین وزارت خانه ، معاونت قرآن و عترت تعطیل و حذف شد. بالاخره باید یکسری فعالیت های دست و پا گیر و غیر ضروری حذف شود تا نیروها بتوانند روی پروژه سراسری دیمبل و دیمبو تمرکز کنند. کیانوش عیاری، کارگردان مطرح کشور، اخیرا مصاحبه ای کرده و گفته : "به وزیر ارشاد گفتم فیلم کاناپه را که دارم شروع میکنم ، میخواهم کاملا بی حجاب بسازم. بهم گفتند، آخیش ! چقدر خوب مردیم از بس که دخترهایی که از شکل افتاده اند را با حجاب در فیلم ها دیدیم. چقدر خوب که شما می خواهید بدون حجاب بسازید. من داشتم شاخ در می آوردم که وزیر ارشاد چنین حرفهایی بزند. این عین واقعیت است. میتوانید در تاریخ ثبتش کنید." در دوره همین عباس آقای صالحی ، فیلم "کیک محبوب من"، اولین فیلم بی حجاب تاریخ سینمای ایران ساخته شد و به جشنواره برلین رفت. البته خیلی نباید غصه خورد. چون اوضاع تحت کنترل است و شهر در امن و امان و شاید این چیزها خیلی هم که ما حزب اللهی ها و متدینین فکر میکنیم ، بد نباشد. سال ۱۴۰۱ که سید محمود دعایی بعد ۴۲ سال مدیریت بر قدیمی ترین روزنامه در حال چاپ ایران و موسسه معظم اطلاعات ، از دنیا رفت، فکر میکنید رهبر انقلاب چه کسی را بجای او منصوب کردند؟ سید عباس صالحی مسعود پزشکیان در دفاعیه پایانی خود از وزرای پیشنهادی خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی درباره سیدعباس صالحی وزیر پیشنهادی ارشاد گفت: آقای سیدعباس صالحی قبول نمیکرد وارد کابینه شود، چندبار حرف زدیم اما قبول نکردند، رفتم پیش رهبری و گفتم این فهرست است ، این موضوع را به رهبری گفتم. ایشان تماس گرفت و فرمودند ایشان به دولت بیایند. مردم متدین و حزب اللهی و خانواده های شهدا خیلی از دیدن اوضاع فرهنگی کشور نباید ناراحت باشند. ظاهرا تدبیر این است که همه با هر نوع تفکر و عملکردی، سر سفره نظام باشند و در دو راهی ها بین حفظ ارزشها و اصالت ها با حفظ انسجام و وحدت ملی، ظاهرا قرار است ارزشها و اصالت ها قربانی شوند. این روزها که ما حزب اللهی ها یکسره داریم بد وبیراه نثار ظریف و روحانی میکنیم، بابت افتضاح برجام، چه کسی از طرف رهبری شدند دبیر شورای عالی امنیت ملی؟شورایی که همه کاره مذاکرات هسته ای است؟ علی لاریجانی ، تصویب کننده برجام با ضرب و زور در ۲۰ دقیقه همین حسن فریدون علیه ما علیه که ما واقعا نفهمیدیم چطور با تابعیت دوگانه، شد رئیس جمهور این مملکت ، ۱۵ سال نماینده رهبری بود در شورای عالی امنیت ملی، همان سالهایی که فرت و فرت میرفت لندن تا دکترای قلابی اش را بگیرد. خلاصه خیلی نباید حرص و جوش خورد اما خیلی باید دعا کرد دعا برای فرج اللهم عجل لولیک الفرج میم.الف.نون
علی برکت الله
۱۸:۱۳
شوییچی یوکویی یک سرباز ژاپنی در جنگ جهانی دوم بود که در جنگلهای گوام خدمت میکرد و پست نگهبانی خود را تا سالها بعد جنگ رها نکرده بود.سال 1944 جنگ دوم پایان یافته بود ولی این سرباز خبر نداشت که آمریکا و ژاپن صلح کرده اند، برای همین در سنگر خود مانده بود و گاهی که کسی از آن حوالی رد میشد، به تصور اینکه دشمن است، به سمتش تیر می انداخت.سال 1972 یعنی 28 سال پس از پایان جنگ با دو صیاد محلی درگیر شد و آنها خونی و مالی دستگیرش کردند و از جنگل بیرونش آوردند و آن زمان تازه دوزاری اش افتاد.
این روزها که بی حجابی توسط جریانهای معلوم الحال با همکاری دولت جمهوری اسلامی و نهاد های حاکمیتی در حال گسترش عجیب و غریب است، حسّی شوییچی طور دارم و به قول شهبازی پاورقی، احساس میکنم ما اسکل های نظام مقدس خبر نداریم، وگرنه جنگ بر سر حجاب ، سالهاست که تمام شده و مسئولین از صدر تا ذیل با این قضیه کنار آمده اند، فقط توی رودربایستی گیر کرده اند که چطوری به ما خبر بدهند.
ما اسکلان نظام مقدس، خیلی به خودمان سخت گرفته ایم. خودم یکی را میگویم. معمولا رستوران نمیرویم چون ممکن است در آنجا بی حجاب بیاید. چون خود را موظف میدانیم که نهی از منکر کنیم و نهی از منکر معمولا به جر و بحث و بی احترامی طرف مقابل منجر میشود و بخاطر همین آن تفریح و آن غذا کوفتمان میشود.متاسفانه آمرین و ناهیان هم مثل یک لشگر بدون صاحب و بدون تدارکات و بدون پشتیبانی اند. هیچکس در حاکمیت آنها را گردن نمیگیرد. آنها به منزله موی دماغی شده اند برای حاکمیت.بله، مرکز خرید، رستوران، کوه، لب دریا ، سینما ، پارک و خیلی جاهای دیگر، نمیرویم چون نقض غرض است ، معدود جاهایی هم که میرویم، برای اعتقادمان میجنگیم. حتی دیگر جنگ به بهشت زهرا و مجالس و دسته های روضه و حرم امام رضا هم کشیده شده.غیرتی از فرماندهان بالایی دیده نمیشود.قانون قبلی عمل نمیشود.قانون جدید را هم رئیس جمهور قبول ندارد.وقتی رییس جمهور استنکاف میکند، رئیس مجلس باید قانون را ابلاغ کند که نمیکند.رهبری هم که باید گوش رئیس جمهور را بپیچاند و به او بگوید:"غلط میکنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد"،میفرمایند که: "از رئیس جمهور محترم و دولت خدمتگزار حمایت کنیم"برای همین من میگویم یحتمل جنگ فرهنگی بر سرحجاب و عفاف و اين برنامه ها تمام شده و ما خبر نداریم. شايد اصلا مصلحت هم همين باشد، شايد عقل ما پایینی ها نمیرسد و کار درست در این شرایط همین است که همه بی خیال شوند.فقط سخن این است که خدا وکیلی اگر اینطور است به ما هم خبر دهید که از جنگل و غار خودمان بیاییم بیرون و مثل آدمیزاد با خوبی و خوشی زندگی کنیم.
شوییچی یوکویی میم.الف.نون
پینوشت:تصاویر مربوط به دو ماراتن دختران بی حجاب در جزیره کیش در 14 آذر 1404 است.
این روزها که بی حجابی توسط جریانهای معلوم الحال با همکاری دولت جمهوری اسلامی و نهاد های حاکمیتی در حال گسترش عجیب و غریب است، حسّی شوییچی طور دارم و به قول شهبازی پاورقی، احساس میکنم ما اسکل های نظام مقدس خبر نداریم، وگرنه جنگ بر سر حجاب ، سالهاست که تمام شده و مسئولین از صدر تا ذیل با این قضیه کنار آمده اند، فقط توی رودربایستی گیر کرده اند که چطوری به ما خبر بدهند.
ما اسکلان نظام مقدس، خیلی به خودمان سخت گرفته ایم. خودم یکی را میگویم. معمولا رستوران نمیرویم چون ممکن است در آنجا بی حجاب بیاید. چون خود را موظف میدانیم که نهی از منکر کنیم و نهی از منکر معمولا به جر و بحث و بی احترامی طرف مقابل منجر میشود و بخاطر همین آن تفریح و آن غذا کوفتمان میشود.متاسفانه آمرین و ناهیان هم مثل یک لشگر بدون صاحب و بدون تدارکات و بدون پشتیبانی اند. هیچکس در حاکمیت آنها را گردن نمیگیرد. آنها به منزله موی دماغی شده اند برای حاکمیت.بله، مرکز خرید، رستوران، کوه، لب دریا ، سینما ، پارک و خیلی جاهای دیگر، نمیرویم چون نقض غرض است ، معدود جاهایی هم که میرویم، برای اعتقادمان میجنگیم. حتی دیگر جنگ به بهشت زهرا و مجالس و دسته های روضه و حرم امام رضا هم کشیده شده.غیرتی از فرماندهان بالایی دیده نمیشود.قانون قبلی عمل نمیشود.قانون جدید را هم رئیس جمهور قبول ندارد.وقتی رییس جمهور استنکاف میکند، رئیس مجلس باید قانون را ابلاغ کند که نمیکند.رهبری هم که باید گوش رئیس جمهور را بپیچاند و به او بگوید:"غلط میکنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد"،میفرمایند که: "از رئیس جمهور محترم و دولت خدمتگزار حمایت کنیم"برای همین من میگویم یحتمل جنگ فرهنگی بر سرحجاب و عفاف و اين برنامه ها تمام شده و ما خبر نداریم. شايد اصلا مصلحت هم همين باشد، شايد عقل ما پایینی ها نمیرسد و کار درست در این شرایط همین است که همه بی خیال شوند.فقط سخن این است که خدا وکیلی اگر اینطور است به ما هم خبر دهید که از جنگل و غار خودمان بیاییم بیرون و مثل آدمیزاد با خوبی و خوشی زندگی کنیم.
شوییچی یوکویی میم.الف.نون
پینوشت:تصاویر مربوط به دو ماراتن دختران بی حجاب در جزیره کیش در 14 آذر 1404 است.
۱۰:۳۲
شوییچی یوکویی سرجوخه ارتش پادشاهی ژاپن در جنگ جهانی دوم
۱۰:۴۵
میم.الف.نون
آرشیدا آنیسا دنیز سارینا ارغوان دانیا مانلی نیکا رها پس کوشن فاطمه و زهرا و زینب؟ چه بلایی سر ما اومد؟ مطمئنم اسم ننه باباهای اینا خیلی با بچه هاشون فرق داره و این نشون میده، نسلی که انقلاب کرد با بچه هاش خیلی فرق کرده. گاهی از زمین تا آسمون گاهی برای ماستمالی وضع موجود میگفتند که درسته تقید مردم به ظواهر دینی شل شده، اما دینداری و محبت اهل بیت تو دلشون هست و به این راحتی از بین نمیره. آیا تو این مدل نام گذاری ها نشونه ای از حُبّ دیده میشه؟ هل الدین الا الحب و البغض؟ میم.الف.نون پینوشت:امروز سالگرد تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگیه شورایی که این روزها به یک نهاد فشل و بی خاصیت تبدیل شده یک مشت آدم پیر و خسته و محافظه کار و گرفتار که صدجای دیگه هم پست و سمت و شغل و گرفتاری دارند، ماهی یکبار دور هم جمع میشن که مثلا فرهنگ را مدیریت کنند. در جهانی که ساعت به ساعت در حال تغییر و تحوله ... ما داریم بازی را میبازیم. ریشه های ما را زده اند و این یکخورده رطوبتی که به برگها و ساقه ها مونده داره تبخیر میشه... عضویت در کانال را با ارسال لینک زیر به دوستانتان توصیه نمایید
https://ble.ir/meem_alef_noon
فاتحة مع الصلوات
۶:۵۳
حاج عبدالله طائب پدر حسین طائب رئیس سابق اطلاعات سپاه مرحوم شد.خدا رحمتش کناد.در یک مسجد مردمی و شلوغ در یک محله پر ازدحام مراسم ختم گرفتند. تصور کنید در ختم پدر آدمی که سالها در راس مهم ترین نهاد اطلاعاتی این کشور بوده، چقدر مسئول سوپر مهم و چقدر سردار سپاهی شرکت خواهد کرد.
یک ویژگی ذاتی ما ایرانی ها ، میل به دیده شدن و ریاکاری و نشان دادن خود است.این ویژگی معمولا موقع مراسم ترحیم خوب جلوه میکند. بطور مثال لحظه به لحظه به مجری مراسم کاغذ میدهیم که بگو فلانی آمد، بگو بهمانی از آن اداره آمد ، بگو فلان کس از آن صنف و گروه و دار و دسته آمد.
گاهی اسم افرادی که پشت میکروفون برده میشود، از تعداد آدم های داخل مسجد بیشتر است.
و این ویژگی در مسئولین قاعدتا پررنگتر است. بخصوص فیلم و عکس از مراسم ترحیم مسئولین زیاد بیرون می آید. دوجین خبرنگار و عکاس حضور دارند تا ثبت کنند لحظه ها را و به استحضار امت شهیدپرور برسانند که آهای ایهالناس در ختم ننه فلان مسئول، فلان مسئول دیگر آمد تسلیت عرض کرد. گرفتاری ها و آفات اخلاقی و رفتاری در این ماجرای مردن و تدفین و ترحیم بین ما ایرانی ها کم نیست و الان هم محل بحث من نیست.
سوال من این است که در این شرایط جنگ اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ، در شرایطی که چندماه از ترور برق آسای مهم ترین فرماندهان نظامی و دانشمندان این کشور نمیگذرد، باید مراسم هایی اینطوری برگزار شود؟ مکان و زمانی که بهشت اطلاعاتی است برای جمع آوری داده توسط سرویس های امنیتی دشمن
کِی آمد؟ کِی رفت؟ با کی آمد با کی رفت؟ با چی آمد با چی رفت؟ از کجا آمد و مهم تر از آن بعدش کجا رفت؟ چه شماره موبایلهایی در این مکان و زمان مشخص توسط بی تی اس ثبت شدند؟ چه شماره پلاکهایی آمدند و رفتند و الا ماشاء الله داده های دیگری که عقل فنی و اطلاعاتی منِ ساده به آنها قد نمیدهد.
به عنوان نمونه سردار پاکپور ، جانشین شهید سلامی رفته بود.سید مجید موسوی، جایگزین شهید حاجی زاده رفته بود.اسماعیل خطیب ،وزیر اطلاعات رفته بود.سردار وحیدی، سردار نجات،سردار نقدی، سردار ذوالقدر و ....
خلاصه اسرائیل اگر با یک بمبی آنجا را زده بود، دست آوردش از جنگ 12 روزه بیشتر میشد، اما مطمئن باشید دشمن آنجا را زده، اما با بمب هایی که بعداً صدایش در می آید. در یک ربع اول جنگ بعدی صدای آنرا خواهیم شنید.
دیروز در مراسم ولادت حضرت زهرا س، رهبری برای دلگرمی و آرامش مردم، فرمودند: "البته برخی مرتب احتمال تکرار درگیری نظامی را مطرح میکنند و بعضی هم عامدانه در این موضوع میدمند تا مردم را دل به شک نگه دارند و دلهره ایجاد کنند که انشاءالله موفق هم نمیشوند."
مسئولین که نباید این حرفها را باور کنند و خودشان را باید برای هر احتمالی آماده کنند، ظاهرا بیشتر از مردم باور کرده اند که دیگر خبری نخواهد شد.
میم.الف.نون
یک ویژگی ذاتی ما ایرانی ها ، میل به دیده شدن و ریاکاری و نشان دادن خود است.این ویژگی معمولا موقع مراسم ترحیم خوب جلوه میکند. بطور مثال لحظه به لحظه به مجری مراسم کاغذ میدهیم که بگو فلانی آمد، بگو بهمانی از آن اداره آمد ، بگو فلان کس از آن صنف و گروه و دار و دسته آمد.
گاهی اسم افرادی که پشت میکروفون برده میشود، از تعداد آدم های داخل مسجد بیشتر است.
و این ویژگی در مسئولین قاعدتا پررنگتر است. بخصوص فیلم و عکس از مراسم ترحیم مسئولین زیاد بیرون می آید. دوجین خبرنگار و عکاس حضور دارند تا ثبت کنند لحظه ها را و به استحضار امت شهیدپرور برسانند که آهای ایهالناس در ختم ننه فلان مسئول، فلان مسئول دیگر آمد تسلیت عرض کرد. گرفتاری ها و آفات اخلاقی و رفتاری در این ماجرای مردن و تدفین و ترحیم بین ما ایرانی ها کم نیست و الان هم محل بحث من نیست.
سوال من این است که در این شرایط جنگ اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ، در شرایطی که چندماه از ترور برق آسای مهم ترین فرماندهان نظامی و دانشمندان این کشور نمیگذرد، باید مراسم هایی اینطوری برگزار شود؟ مکان و زمانی که بهشت اطلاعاتی است برای جمع آوری داده توسط سرویس های امنیتی دشمن
کِی آمد؟ کِی رفت؟ با کی آمد با کی رفت؟ با چی آمد با چی رفت؟ از کجا آمد و مهم تر از آن بعدش کجا رفت؟ چه شماره موبایلهایی در این مکان و زمان مشخص توسط بی تی اس ثبت شدند؟ چه شماره پلاکهایی آمدند و رفتند و الا ماشاء الله داده های دیگری که عقل فنی و اطلاعاتی منِ ساده به آنها قد نمیدهد.
به عنوان نمونه سردار پاکپور ، جانشین شهید سلامی رفته بود.سید مجید موسوی، جایگزین شهید حاجی زاده رفته بود.اسماعیل خطیب ،وزیر اطلاعات رفته بود.سردار وحیدی، سردار نجات،سردار نقدی، سردار ذوالقدر و ....
خلاصه اسرائیل اگر با یک بمبی آنجا را زده بود، دست آوردش از جنگ 12 روزه بیشتر میشد، اما مطمئن باشید دشمن آنجا را زده، اما با بمب هایی که بعداً صدایش در می آید. در یک ربع اول جنگ بعدی صدای آنرا خواهیم شنید.
دیروز در مراسم ولادت حضرت زهرا س، رهبری برای دلگرمی و آرامش مردم، فرمودند: "البته برخی مرتب احتمال تکرار درگیری نظامی را مطرح میکنند و بعضی هم عامدانه در این موضوع میدمند تا مردم را دل به شک نگه دارند و دلهره ایجاد کنند که انشاءالله موفق هم نمیشوند."
مسئولین که نباید این حرفها را باور کنند و خودشان را باید برای هر احتمالی آماده کنند، ظاهرا بیشتر از مردم باور کرده اند که دیگر خبری نخواهد شد.
میم.الف.نون
۴:۲۳
میم.الف.نون
رفلکس های نوزادی نظام ۴۵ ساله
چه عجب یک مسئول چیز فهم پیدا شد و در باره این نهضت کافه سازی صحبت کردالبته مسئول که چه عرض کنمبنده خدا کاره ای هم نیست
۱۱:۳۸
بیچاره زبان پارسیبیچاره فرهنگ بومی و احکام اسلامیبیچاره مصرف کننده ایرانی که باید اجناس بنجل این از خدا بی خبر ها را گران بخرد.بخاطر اینکه تولید کننده داخلی هستند، ارز حمایتی ارزان میگیرند اما جنسشان را گران میفروشند. چون در داخل تولید میکنند، جلوی واردات خارجی هم گرفته میشود یا خیلی گران به دست مصرف کننده میرسد.بعد اینها بجای تشکر از حمایت های رهبری و مردم وطن دوست از تولید داخلی، اینطوری نمک به حرامی میکنند و لگد میزنند به فرهنگ دینی و زبان پارسی و اعتماد مشتری.
نظارت هم که ماشاء الله نیست اصلاًمملکت ول شده و رها شده به امان خداعلی برکت اللهمیم.الف.نون
نظارت هم که ماشاء الله نیست اصلاًمملکت ول شده و رها شده به امان خداعلی برکت اللهمیم.الف.نون
۱۹:۵۵
میم.الف.نون
این بساط کنسرت های چند ده هزار نفری ، که این شبها در سراسر کشور با چاشنی بی حجابی و بی عفتی در حال اجرا است ، تا حد زیادی دستپخت وزارت ارشاد جمهوری اسلامی است که البته به نظر من باید نام وزارت افساد ضد اسلامی ، بر آن نهاد. بطور ویژه این کنسرت ها از ابتکارات خانم نادره رضایی، معاون هنری وزیر ارشاد، آقای سید عباس صالحی است. البته اخیراً نادره رضایی از این سمت کناره گیری کرده است، اما جناب وزیر حتما فرد لایق تری را بجای او انتخاب خواهند کرد تا اهدافش را دنبال کند. او یکی از امضا کنندگان نامه به اوباما ، علیه جمهوری اسلامی است. خیلی جالب است، طرف به شیطان بزرگ نامه نوشته که ایران را بیشتر تحریم کن، بعد در این مملکت معاون وزیر شده. قاعدتاً این وزیر باید خودش مورد داشته باشد که چنین فرد مساله داری را معاون کند. وقتی در دوره مدیریت همین رجاله ها، یک کاروانسرای تاریخی توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اختیار پرستو احمدی قرار داده شد تا با لباس شب و نیم تنه لخت، اولین کنسرت یک زن در ایران را اجرا کند، همین خانم نادره رضایی رفت و با ذوق و شوق زیر پستش را لایک کرد. اخیراً در همین وزارت خانه ، معاونت قرآن و عترت تعطیل و حذف شد. بالاخره باید یکسری فعالیت های دست و پا گیر و غیر ضروری حذف شود تا نیروها بتوانند روی پروژه سراسری دیمبل و دیمبو تمرکز کنند. کیانوش عیاری، کارگردان مطرح کشور، اخیرا مصاحبه ای کرده و گفته : "به وزیر ارشاد گفتم فیلم کاناپه را که دارم شروع میکنم ، میخواهم کاملا بی حجاب بسازم. بهم گفتند، آخیش ! چقدر خوب مردیم از بس که دخترهایی که از شکل افتاده اند را با حجاب در فیلم ها دیدیم. چقدر خوب که شما می خواهید بدون حجاب بسازید. من داشتم شاخ در می آوردم که وزیر ارشاد چنین حرفهایی بزند. این عین واقعیت است. میتوانید در تاریخ ثبتش کنید." در دوره همین عباس آقای صالحی ، فیلم "کیک محبوب من"، اولین فیلم بی حجاب تاریخ سینمای ایران ساخته شد و به جشنواره برلین رفت. البته خیلی نباید غصه خورد. چون اوضاع تحت کنترل است و شهر در امن و امان و شاید این چیزها خیلی هم که ما حزب اللهی ها و متدینین فکر میکنیم ، بد نباشد. سال ۱۴۰۱ که سید محمود دعایی بعد ۴۲ سال مدیریت بر قدیمی ترین روزنامه در حال چاپ ایران و موسسه معظم اطلاعات ، از دنیا رفت، فکر میکنید رهبر انقلاب چه کسی را بجای او منصوب کردند؟ سید عباس صالحی مسعود پزشکیان در دفاعیه پایانی خود از وزرای پیشنهادی خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی درباره سیدعباس صالحی وزیر پیشنهادی ارشاد گفت: آقای سیدعباس صالحی قبول نمیکرد وارد کابینه شود، چندبار حرف زدیم اما قبول نکردند، رفتم پیش رهبری و گفتم این فهرست است ، این موضوع را به رهبری گفتم. ایشان تماس گرفت و فرمودند ایشان به دولت بیایند. مردم متدین و حزب اللهی و خانواده های شهدا خیلی از دیدن اوضاع فرهنگی کشور نباید ناراحت باشند. ظاهرا تدبیر این است که همه با هر نوع تفکر و عملکردی، سر سفره نظام باشند و در دو راهی ها بین حفظ ارزشها و اصالت ها با حفظ انسجام و وحدت ملی، ظاهرا قرار است ارزشها و اصالت ها قربانی شوند. این روزها که ما حزب اللهی ها یکسره داریم بد وبیراه نثار ظریف و روحانی میکنیم، بابت افتضاح برجام، چه کسی از طرف رهبری شدند دبیر شورای عالی امنیت ملی؟شورایی که همه کاره مذاکرات هسته ای است؟ علی لاریجانی ، تصویب کننده برجام با ضرب و زور در ۲۰ دقیقه همین حسن فریدون علیه ما علیه که ما واقعا نفهمیدیم چطور با تابعیت دوگانه، شد رئیس جمهور این مملکت ، ۱۵ سال نماینده رهبری بود در شورای عالی امنیت ملی، همان سالهایی که فرت و فرت میرفت لندن تا دکترای قلابی اش را بگیرد. خلاصه خیلی نباید حرص و جوش خورد اما خیلی باید دعا کرد دعا برای فرج اللهم عجل لولیک الفرج میم.الف.نون
۸:۵۴
میم.الف.نون
این پیرزن هایی که می افتند و لگنشان میشکند،خیلی مصیبت میکشند. چون اغلب در سنین پیری،دچار پوکی استخوان شده اند و استخوان شکسته به راحتی جوش نمیخورد و علیل و ذلیل می افتند روی تخت که باید تا آخر عمر لگن بگذارند زیرشان. کارشان عملاً تمام است. پوکی استخوان درد خیلی بدی است که گاهی پیش از موعد، در میانسالی به سراغ آدم می آید. به عنوان یک ناظر فرهنگی وقتی اوضاع کشور را رصد میکنم، میبینم فرهنگ ما دارد دچار پوکی زودرس میشود. درد زیاد است و از هر صد موضوعی که میبینم و میخواهم در باره آن بنالم ، وقت فقط به یکی میرسد. یا انرژی ندارم یا امید یا وقت آزاد یا خواننده ی دغدغه مند یا مسئول پیگیر و با غیرت در باب جزیره ی کیش سخن زیاد است. شاه میخواست کیش را به یک مرکز فحشا و قماربازی برای پولدارهای دنیا تبدیل کند. در ابتدای راه بود که انقلاب شد. در سالهای اخیر جمهوری اسلامی با این دست فرمان که میرود، تقریباً در حال تحقق آرمانهای پهلوی برای کیش است. وضع کافه ها و رستورانها و هتل ها و سواحل و حجاب ، نشان از این حرکت تدریجی دارد. این جانور که ملاحظه میفرمایید از رقاص های بنام ایرانی است که در دبی و استانبول برنامه های آنچنانی دارد و حالا در راستای سیاست بازگشت ایرانیان خارج از کشور و جلوگیری از فرار مغزها، او را آورده اند به جزیره کیش تا بجای بیگانگان، هنرش را در اختیار هموطنانش قرار دهد که بزرگان فرموده اند، چراغی که به خانه رواست، به همسایه حرام است. میدانید...؟ میخواهند اینقدر دینداری و فرهنگمداری ما را پوک و پوچ کنند که با کوچکترین تلنگری بشکنیم. مساله ی اصلی این نیست که هفته ی پیش نتانیاهو ما را چجوری زد و ما چطور میخواهیم جوابش را بدهیم. مساله این است که بنیه دینی و فرهنگی ما دارد آب میشود. خطوط قرمز شرع و اخلاق روز به روز زیر پا گذاشته میشود و صدا از کسی در نمی آید. موریانه افتاده است به چهارچوب های اخلاقی جامعه و کسی به فکر نیست. با بزنم بزنم و گزینه های روی میز و زیر میز ، ما را سرگرم کرده اند ، اما جنگ واقعی در عرصه فرهنگ است. همانجا که کمترین توجه را به آن داریم. نتانیاهو از صدام قوی تر نیست. از او بی کله تر و وحشی تر هم نیست. اگر الان آمریکا و اروپا از نتانیاهو حمایت میکنند، دهه شصت علاوه بر آنها، کل بلوک شرق هم پشت صدام بود اما نتوانست ایران را شکست دهد. از نظر امکانات، ایران امروز دهها برابر قوی تر است از ایران زمان صدام است. اما نگرانی اصلی، ایمان و اعتقاد و غیرت مردم است. مادران دهه شصت ، بچه هایشان فرستادند جبهه بخاطر دفاع از اسلام و انقلاب و ارزشها این روزها که امارات عربی متحده به واسطه ی اتحاد با اسرائیل و آمریکا خیز برداشته برای بلعیدن جزایر ایرانی ، به این فکر کنید که آیا مادران انقلابی و متدین، مثل دهه شصت، حاضرند جوانهایشان را بفرستند به دفاع از این جزایر؟ که آخرش در بهترین حالت بشود مطربکده ای مثل کیش؟؟ خیلی زود دیر میشود فکری کنید میم.الف.نون پینوشت: ببینید مورخین اوضاع فرهنگی مدینه النبی، در قبل و بعد واقعه ی عاشورا را چگونه نقل میکنند و چقدر شبیه وضع فعلی ماست. از حدود سال سى ام هجرى (نيمه دوم خلافت عثمان) فساد مالى و انحطاط اخلاقى در جامعه اسلامى گسترش يافت و اشراف قريش كه در آمد كلانى از خزانه دولت داشتند و از بخششهاى خلفاى وقت نيز بهرهمند بودند، به ثروت اندوزى پرداختند و بدين ترتيب رفاهطلبى و اشرافيت و تجمل پرستى در جامعه اسلامى رواج يافت. ثروت اندوزان، املاك و مستغلات فراوانى گرد آوردند و كنيزان و غلامان بسيارى خريدند ؛ بخصوص كنيزانى كه براى خوانندگى و بزم آرايى تربيت شده بودند وكم كم مجالس بزم و خوشگذرانى و خنياگرى به طبقات ديگر نيز سرايت كرد. در زمان یزید ساز و آواز در مكه و مدينه آشكار گرديد و مجالس بزم بر پا شد و مردم آشكارا به شرابخوارى پرداختند.» «گويى مکه و مدینه را براى خنياگران ساخته بودند، تا آنجا كه نه تنها مردمان عادى، بلكه فقيهان و زاهدان نيز به مجالس آنان مىشتافتند.» «نه عالمان، غنا را ناروا مىشمردند و نه عابد از آن جلوگيرى مىكردند». "در مدينه مجالس رقص و آواز مختلط تشكيل مىشد بدون آنكه در ميان زنان و مردان پردهاى باش" «عائشه» دختر «طلحه» بزمهاى مختلط ترتيب مىداد و در آن «عزّْ الميلا» آواز مىخواند. وقتى يكى از مشهورترين زنان آواز خوان آن عصر بنام «جميله» سفرى به مكه كرد، در طول مسير، آنچنان از وى استقبال شد كه در مورد هيچ مفتى و فقيه و محدث و مفسر و قاضى زاهدى سابقه نداشت! هنگامى كه كاروان جميله نزديك مكه رسيد، از طرف گروهی از اشراف مكه و ديگران مورد استقبال گرم قرار گرفت و چون به مدينه بازگشت، چنان شور و هلهلهاى به وجود آمد كه اهالى مدينه بر در خانهها صف كشيده بودند.
این وضع حمکرانی ماستشل بازی و وادادگی برای مثلا جذب حداکثری
طرف را به عنوان رقاص دعوت کردند به کیش و بهش شاباش دادندحالا برگشته خارج و فحش میدهاین یک توهمه که با عبور از خط قرمز های شرع و قانون، میشه ثبات ایجاد کرد.امکان ندارهمیم.الف.نون
طرف را به عنوان رقاص دعوت کردند به کیش و بهش شاباش دادندحالا برگشته خارج و فحش میدهاین یک توهمه که با عبور از خط قرمز های شرع و قانون، میشه ثبات ایجاد کرد.امکان ندارهمیم.الف.نون
۶:۴۹
دولت کریمه جمهوری اسلامی ، شادی شب 12 بهمن و اعیاد شعبانیه را دو چندان کرد.در این وانفسای گرانی و ناامنی و سایه های سیاه جنگ، با پول بیت المال پیامک عمومی زده اند به همه ملت که خبر دهند از گهکاری جدیدشان.
أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ ؟کجاست آنکه برای راست نمودن انحراف و کجی به انتظار اویند
اللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون
أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ ؟کجاست آنکه برای راست نمودن انحراف و کجی به انتظار اویند
اللهم عجل لولیک الفرجمیم.الف.نون
۱۸:۴۹
چند صد نفر از نیروی انتظامی و بسیج بخاطر نداشتن تجیهزات مناسب و اسلحه یا نداشتن اجازه استفاده از آن ، مظلومانه به شهادت رسیده اند و به تبع همین سیاست، هزاران میلیارد تومان خسارت به اموال بیت المال و دارایی های خصوصی مردم وارد شده است، بعد این دادستان بی بخار افتخار میکند که ما چنین حاکمان پخمه ای هستیم. در مقابل مزدور مسلح موساد ، جوانان دست گل این کشور را ، دسته دسته با دست خالی فرستاده ایم جلو تا تکه تکه و مثله و سوزانده شوند.
آقای دادستان ! کجای دنیا در مقابل تروریست مسلح، پلیس را دست خالی میفرستند جلو؟
آقای دادستان! اگر آقازاده شما هم در نیروی انتظامی شاغل بود، همینطوری صفا میکردی که بی اسلحه برود خط مقدم ؟
آقای دادستان! چطور است همین امروز به محافظین شخصی خود دستور بدهید اسلحه هایشان را تحویل بدهند و با تفنگ پینت بال از شما مراقب کنند؟
میم .الف.نون
آقای دادستان ! کجای دنیا در مقابل تروریست مسلح، پلیس را دست خالی میفرستند جلو؟
آقای دادستان! اگر آقازاده شما هم در نیروی انتظامی شاغل بود، همینطوری صفا میکردی که بی اسلحه برود خط مقدم ؟
آقای دادستان! چطور است همین امروز به محافظین شخصی خود دستور بدهید اسلحه هایشان را تحویل بدهند و با تفنگ پینت بال از شما مراقب کنند؟
میم .الف.نون
۱۳:۱۷
از ۷ صبح، غیر چند توقف کوتاه برای نمازها و نهار یک کله داریم می آییم تا از مبدا خرمشهر سفر راهیان نوری خود را آغاز کنیم.الان دوازده و نیم شب است ولی هنوز به تهش نرسیده ایم.عجب مملکت بزرگی است ماشاء اللهتازه از شرقی ترین نقطه اش شروع نکردیم. از وسطش-تهران- راه افتادیم و از شمالی ترین هم شروع نکردیم، باز از تهران که خیلی از سر گربه پایین تر است.بی خود نیست که طمع کرده اند ما را ببلعند.اگر میشد درسته قورت میدادند. اما ایران لقمه خیلی بزرگ وگلوگیری است. باید تکه تکه اش کنند تا بتوانند.باید تجزیه اش کنند...خدا نیاورد آن روز را
میم.الف.نون۲۱بهمن۱۴۰۴۳۰دقیقه بامدادنرسیده به خرمشهر(ها)که در پیش است
پینوشت:هنوز شام هم نخورده ایم
میم.الف.نون۲۱بهمن۱۴۰۴۳۰دقیقه بامدادنرسیده به خرمشهر(ها)که در پیش است
پینوشت:هنوز شام هم نخورده ایم
۲۰:۵۶
یک زمانی ارتش ایران زیر دست سی هزار مستشار آمریکایی بود.
پینوشت:ورودی یکی از سوله های برادران ارتشی در پادگان دژ خرمشهر
پینوشت:ورودی یکی از سوله های برادران ارتشی در پادگان دژ خرمشهر
۷:۵۲
ماه مبارک رمضان را تبریک گفته و برای پذیرش افطاری تبلیغ کردهو ضمناً تاکید کرده که طبق روال قبل رمضان، بساط نهار و روزه خواری در ماه مبارک برقرار است.هم از توبره میخواهد بخورد هم از آخور
یادش بخیر، قدیم ها رمضان حرمت داشت.
یادم هست بچه که بودم، ماه رمضان که میشد اغلب رستورانها مشغول تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی و بقیه کارهایی میشدند که در طول سال فرصتش را نداشتند.حتی در دوره آن شاه لعنتی، در ماه رمضان رعایت هایی میشد که الان شاید خیلی از آنها انجام نمیشود.
در رمضان به غصه دیدن بی حجابی و سگ بازی و چندجور گرفتاری دیگر، روزه خواری هم اضافه میشود. به این علت هیچ موقع از آمدنش خوشحال نبوده ام.
یادم می آید که در ده پانزده سال گذشته، فقط یکسال بود که رمضان بی حرص و جوش و غصه گذشت. سالی که پدرم را در سفر تبلیغی اش به آمریکا همراهی میکردم. در شهر سن خوزه بیست روز، روزه گرفتیم. هم هوا خنک بود و مطبوع، هم نبود مسلمانی که پا رو خطی کند و نبود قانونی که شکسته شود و نبود حریمی که نیاز به پاسداری داشته باشد.بعضی ها خیال میکنند دینداری در بلاد غرب خیلی سخت تر از دینداری در ایران است. اما از جهاتی دینداری در آنجا بسیار ساده تر است.اینجا امر به معروف و نهی از منکر بیچاره میکند آدم را.انجام ندهی ، آخرتت نابود است. انجام بدهی عیش دنیایی ات منقّص میشود. اغلب افراد هم دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند.اما آنطرف آب که باشی تکلیف نداری و خیلی از وظایفی که به سبب زندگی در بین امت اسلام بر تو بار میشود، روی دوشت نیست.
معمولا مردم بی دین از ایران مهاجرت میکنند که بی دینی کنند، اما شاید روزگاری هم برسد که دینداران از ایران مهاجرت کنند که دینداری کنند.من که خیلی به آن فکر کرده ام.
میم.الف.نون
یادش بخیر، قدیم ها رمضان حرمت داشت.
یادم هست بچه که بودم، ماه رمضان که میشد اغلب رستورانها مشغول تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی و بقیه کارهایی میشدند که در طول سال فرصتش را نداشتند.حتی در دوره آن شاه لعنتی، در ماه رمضان رعایت هایی میشد که الان شاید خیلی از آنها انجام نمیشود.
در رمضان به غصه دیدن بی حجابی و سگ بازی و چندجور گرفتاری دیگر، روزه خواری هم اضافه میشود. به این علت هیچ موقع از آمدنش خوشحال نبوده ام.
یادم می آید که در ده پانزده سال گذشته، فقط یکسال بود که رمضان بی حرص و جوش و غصه گذشت. سالی که پدرم را در سفر تبلیغی اش به آمریکا همراهی میکردم. در شهر سن خوزه بیست روز، روزه گرفتیم. هم هوا خنک بود و مطبوع، هم نبود مسلمانی که پا رو خطی کند و نبود قانونی که شکسته شود و نبود حریمی که نیاز به پاسداری داشته باشد.بعضی ها خیال میکنند دینداری در بلاد غرب خیلی سخت تر از دینداری در ایران است. اما از جهاتی دینداری در آنجا بسیار ساده تر است.اینجا امر به معروف و نهی از منکر بیچاره میکند آدم را.انجام ندهی ، آخرتت نابود است. انجام بدهی عیش دنیایی ات منقّص میشود. اغلب افراد هم دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند.اما آنطرف آب که باشی تکلیف نداری و خیلی از وظایفی که به سبب زندگی در بین امت اسلام بر تو بار میشود، روی دوشت نیست.
معمولا مردم بی دین از ایران مهاجرت میکنند که بی دینی کنند، اما شاید روزگاری هم برسد که دینداران از ایران مهاجرت کنند که دینداری کنند.من که خیلی به آن فکر کرده ام.
میم.الف.نون
۱۹:۳۷
۱۹:۵۱
شهربانی اصفهان در سال 1346 به منظور حفظ شعائر اسلامی در ماه مبارک رمضان دستورالعملی صادر کرد که بازخوانی آن جالب توجه است.
در اعلامیه شهربانی استان اصفهان آمده است:
«بمنظور حفظ شعائر اسلامی در ماه مبارك رمضان نکات زیر جهت استحضار عموم اهالی محترم اصفهان اعلام میگردد انتظار میرود مفاد آن را دقیقا رعایت فرمایند.
1- هرگونه تظاهر به روزهخواری ممنوع است.
2- قهوهخانهها، کافه قنادیها، رستورانها و طباخیها و بطور کلی اماکنی که غذا برای فروش تهیه مینمایند بایستی تا ساعت ۱۷ بسته باشند
3- مهمانخانههائی که مسافر خارجی میپذیرند میتوانند بدون هیچگونه تظاهر مبادرت بتهيه غذا نمایند بدیهی است این عمل صرفاً برای رفاه حال مسافرین بوده و نبایستی اشخاص روزهخوار از این فرصت استفاده نمایند.
4- كليه نوشابهفروشیها و اغذیه فروشیهایی که مبادرت بفروش نوشابههای الکلی مینمایند وهمچنین کافه رستورانها و اماکن مشابه آن در تمام ماه مبارك رمضان تعطیل خواهد بود.
5- سینماها و تماشاخانهها در شبهای احیا و قتل (از روز ۱۸ الی ۲۳ ماه مبارك رمضان) بکلی تعطیل خواهد بود.
6- در تمام ماه مبارك رمضان ترنم هر نوع موزيك ممنوع و سينماها و تماشاخانهها و مغازههای صفحهفروشیها نبایستی به هیچ وجه وسیله بلندگو صدای موسیقی را بخارج منعکس سازند. به مأمورین انتظامی دستور داده شد در اجرای موارد بالا نهایت مراقبت را معمول و متخلفین را برابر مقررات شديداً تعقيب و تسلیم مقامات صالحه نمایند.سرپرست شهربانیهای استان اصفهان - سرتیپ پرتو»
در اعلامیه شهربانی استان اصفهان آمده است:
«بمنظور حفظ شعائر اسلامی در ماه مبارك رمضان نکات زیر جهت استحضار عموم اهالی محترم اصفهان اعلام میگردد انتظار میرود مفاد آن را دقیقا رعایت فرمایند.
1- هرگونه تظاهر به روزهخواری ممنوع است.
2- قهوهخانهها، کافه قنادیها، رستورانها و طباخیها و بطور کلی اماکنی که غذا برای فروش تهیه مینمایند بایستی تا ساعت ۱۷ بسته باشند
3- مهمانخانههائی که مسافر خارجی میپذیرند میتوانند بدون هیچگونه تظاهر مبادرت بتهيه غذا نمایند بدیهی است این عمل صرفاً برای رفاه حال مسافرین بوده و نبایستی اشخاص روزهخوار از این فرصت استفاده نمایند.
4- كليه نوشابهفروشیها و اغذیه فروشیهایی که مبادرت بفروش نوشابههای الکلی مینمایند وهمچنین کافه رستورانها و اماکن مشابه آن در تمام ماه مبارك رمضان تعطیل خواهد بود.
5- سینماها و تماشاخانهها در شبهای احیا و قتل (از روز ۱۸ الی ۲۳ ماه مبارك رمضان) بکلی تعطیل خواهد بود.
6- در تمام ماه مبارك رمضان ترنم هر نوع موزيك ممنوع و سينماها و تماشاخانهها و مغازههای صفحهفروشیها نبایستی به هیچ وجه وسیله بلندگو صدای موسیقی را بخارج منعکس سازند. به مأمورین انتظامی دستور داده شد در اجرای موارد بالا نهایت مراقبت را معمول و متخلفین را برابر مقررات شديداً تعقيب و تسلیم مقامات صالحه نمایند.سرپرست شهربانیهای استان اصفهان - سرتیپ پرتو»
۱۹:۵۱
یکی بود ، یکی نبود.یک کافه ای بود که پاتوق خانم های بی حجاب بود.
از ۴۷ سال قبل که در زمستان ۵۷ ، مردم ریختند داخل کافه و میز و صندلی هایش را پرت کردند بیرون و بساط می و مطربی را بهم زدند، اینجا خاک خورد و خاک خورد و تار عنکبوت بست تا یکسال پیش که دوباره احیا شد و شروع به کار کرد. قبل انقلاب کارمندان سفارت آمریکا می آمدند اینجا عرق میخوردند و رقص دختران ایرانی را تماشا میکردند یا رده های پایینتر خاندان سلطنت در آن جشن تولد و پارتی میگرفتند.
حالا کافه ی داستان ما با تغییراتی جزئی بعد ۴۶ سال دوباره باز شده بود. فقط نجسی و استیج رقاصی نداشت، ولیکن بقیه مواهب و نعمات فراهم بود. افتخار معمار و طراح داخلی کافه نونوار شده ی ما ، این بود که تنها کارخانه آبجو سازی تهران در دوره پهلوی را بازسازی کرده و یک مرکز هویتی و تاریخی تهران را احیا و تبدیل کرده به مرکز مثلا فرهنگی.
داستان این کافه سازی ها، شبکه مالی پشت آنها و حامیان آنها در خارج و در داخل نظام و کسانی که عمدا یا سهوا چشمشان را در این سالها به روی این جریان خزنده و خطرناک بستند، خیلی طولانی و شنیدنی و غصه دار است.
مَخلص کلام اینکهالکافه، مالکافه و ما ادراک مالکافه...
خلاصه از یکسال پیش ، آنجا پر شد از این دختر های ترشیده ی بی حجاب سیگار به دست پاچه ورمالیده که می آمدند لای پسرها بلولند و از این نوشیدنی های اجق وجقِ رنگ و وارنگ بخورند و آروغ روشنفکری بزنند.
بعضی از اهل محل و همسایه ها ناراحت شدند.از سر و صدا، از ناهنجاری های فرهنگی و از بی حجابیشکایت کردند ، اما فایده ای نداشت. ظاهراً نیروی انتظامی تصمیم گرفته بود چشم هایش را ببندد.وقتی یک از همسایه ها از بی حجابی مشتریان و کارمندان کافه به مراجع مرتبط شکایت برده بود، به او گفته بودند که بی حجابی بالاخره همه جا هست و فعلا تصمیم به برخورد نداریم اما ببین اگر مشروب سرو میکنند بیاییم سریع درش را تخته کنیم!
خلاصه گذشت و گذشت و گذشت تا در ۱۸ ام و ۱۹ام دیماه ، کافه ی داستان ما اطلاعیه داد که ما تعطیلیم و بدین ترتیب با فراخوان دشمنان نظام مقدس همراهی کرد و ناگهان سه سوته پلمب شد.
و برای اولی الابصار در این داستان عبرتهایی وجود دارد که یکی از آنها این است:
تا دین خدا و خطوط قرمز شرع زیر پا گذاشته میشد، سیاست نظام مماشات و تساهل و تسامح و بستن چشم ها بود. اما به محض اینکه قرار شد پایه های صندلی قدرت اندکی لق شود، سریع و قاطعانه برخورد شد.
امام علی علیه السلام میفرمایند :لایَتْرُکُ النّاسُ شَیْئاً مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ لاِسْتِصْلاحِ دُنْیاهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
مردم چیزى از برنامه دینشان را براى بهبود دنیایشان ترک نمىکنند، مگر آنکه خداوند زیانبارتر از آن را در کف دستشان مىنهد.
یعنی آقای نظام جمهوری اسلامی!ترجمه اش این میشود که:
وقتی فضای مجازی مسموم را بی صاحب رها میکنی که معترض نداشته باشی
وقتی با بی حجابی برخورد نمیکنی تا عده ی محدودی بی دین را از خود راضی نگه داری و بالتبع این توهم را در آنها ایجاد میکنی که بیشمارند و قدرتمند و شجاع
وقتی کافه ها و رستورانها و مالها، که مراکز فساد و خانه های تیمی این جریان های غربگرا هستند را بجای اینکه مدیریت یا تعطیل کنی، رها میکنی و به آنها پر و بال میدهی تا روز به روز گسترده تر شوند...
یکهویی روزی میرسد که طی دوشب باید هزار و خرده ای شهید بدهی تا کار را جمع کنی... فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
تو ظاهراً نمیخواهی عبرت بگیریحالا هنوز خون شهدایت خشک نشده ، میخواهی گواهینامه دختران موتور سوار را مهر کنیعلی برکت اللهباد بکارتا طوفان درو کنیفقط یادت باشد فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
نون. الف.میم۲۷ بهمن ۱۴۰۴
از ۴۷ سال قبل که در زمستان ۵۷ ، مردم ریختند داخل کافه و میز و صندلی هایش را پرت کردند بیرون و بساط می و مطربی را بهم زدند، اینجا خاک خورد و خاک خورد و تار عنکبوت بست تا یکسال پیش که دوباره احیا شد و شروع به کار کرد. قبل انقلاب کارمندان سفارت آمریکا می آمدند اینجا عرق میخوردند و رقص دختران ایرانی را تماشا میکردند یا رده های پایینتر خاندان سلطنت در آن جشن تولد و پارتی میگرفتند.
حالا کافه ی داستان ما با تغییراتی جزئی بعد ۴۶ سال دوباره باز شده بود. فقط نجسی و استیج رقاصی نداشت، ولیکن بقیه مواهب و نعمات فراهم بود. افتخار معمار و طراح داخلی کافه نونوار شده ی ما ، این بود که تنها کارخانه آبجو سازی تهران در دوره پهلوی را بازسازی کرده و یک مرکز هویتی و تاریخی تهران را احیا و تبدیل کرده به مرکز مثلا فرهنگی.
داستان این کافه سازی ها، شبکه مالی پشت آنها و حامیان آنها در خارج و در داخل نظام و کسانی که عمدا یا سهوا چشمشان را در این سالها به روی این جریان خزنده و خطرناک بستند، خیلی طولانی و شنیدنی و غصه دار است.
مَخلص کلام اینکهالکافه، مالکافه و ما ادراک مالکافه...
خلاصه از یکسال پیش ، آنجا پر شد از این دختر های ترشیده ی بی حجاب سیگار به دست پاچه ورمالیده که می آمدند لای پسرها بلولند و از این نوشیدنی های اجق وجقِ رنگ و وارنگ بخورند و آروغ روشنفکری بزنند.
بعضی از اهل محل و همسایه ها ناراحت شدند.از سر و صدا، از ناهنجاری های فرهنگی و از بی حجابیشکایت کردند ، اما فایده ای نداشت. ظاهراً نیروی انتظامی تصمیم گرفته بود چشم هایش را ببندد.وقتی یک از همسایه ها از بی حجابی مشتریان و کارمندان کافه به مراجع مرتبط شکایت برده بود، به او گفته بودند که بی حجابی بالاخره همه جا هست و فعلا تصمیم به برخورد نداریم اما ببین اگر مشروب سرو میکنند بیاییم سریع درش را تخته کنیم!
خلاصه گذشت و گذشت و گذشت تا در ۱۸ ام و ۱۹ام دیماه ، کافه ی داستان ما اطلاعیه داد که ما تعطیلیم و بدین ترتیب با فراخوان دشمنان نظام مقدس همراهی کرد و ناگهان سه سوته پلمب شد.
و برای اولی الابصار در این داستان عبرتهایی وجود دارد که یکی از آنها این است:
تا دین خدا و خطوط قرمز شرع زیر پا گذاشته میشد، سیاست نظام مماشات و تساهل و تسامح و بستن چشم ها بود. اما به محض اینکه قرار شد پایه های صندلی قدرت اندکی لق شود، سریع و قاطعانه برخورد شد.
امام علی علیه السلام میفرمایند :لایَتْرُکُ النّاسُ شَیْئاً مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ لاِسْتِصْلاحِ دُنْیاهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
مردم چیزى از برنامه دینشان را براى بهبود دنیایشان ترک نمىکنند، مگر آنکه خداوند زیانبارتر از آن را در کف دستشان مىنهد.
یعنی آقای نظام جمهوری اسلامی!ترجمه اش این میشود که:
وقتی فضای مجازی مسموم را بی صاحب رها میکنی که معترض نداشته باشی
وقتی با بی حجابی برخورد نمیکنی تا عده ی محدودی بی دین را از خود راضی نگه داری و بالتبع این توهم را در آنها ایجاد میکنی که بیشمارند و قدرتمند و شجاع
وقتی کافه ها و رستورانها و مالها، که مراکز فساد و خانه های تیمی این جریان های غربگرا هستند را بجای اینکه مدیریت یا تعطیل کنی، رها میکنی و به آنها پر و بال میدهی تا روز به روز گسترده تر شوند...
یکهویی روزی میرسد که طی دوشب باید هزار و خرده ای شهید بدهی تا کار را جمع کنی... فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
تو ظاهراً نمیخواهی عبرت بگیریحالا هنوز خون شهدایت خشک نشده ، میخواهی گواهینامه دختران موتور سوار را مهر کنیعلی برکت اللهباد بکارتا طوفان درو کنیفقط یادت باشد فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
نون. الف.میم۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۲۰:۰۱
میم.الف.نون
ماه مبارک رمضان را تبریک گفته و برای پذیرش افطاری تبلیغ کرده و ضمناً تاکید کرده که طبق روال قبل رمضان، بساط نهار و روزه خواری در ماه مبارک برقرار است. هم از توبره میخواهد بخورد هم از آخور یادش بخیر، قدیم ها رمضان حرمت داشت. یادم هست بچه که بودم، ماه رمضان که میشد اغلب رستورانها مشغول تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی و بقیه کارهایی میشدند که در طول سال فرصتش را نداشتند. حتی در دوره آن شاه لعنتی، در ماه رمضان رعایت هایی میشد که الان شاید خیلی از آنها انجام نمیشود. در رمضان به غصه دیدن بی حجابی و سگ بازی و چندجور گرفتاری دیگر، روزه خواری هم اضافه میشود. به این علت هیچ موقع از آمدنش خوشحال نبوده ام. یادم می آید که در ده پانزده سال گذشته، فقط یکسال بود که رمضان بی حرص و جوش و غصه گذشت. سالی که پدرم را در سفر تبلیغی اش به آمریکا همراهی میکردم. در شهر سن خوزه بیست روز، روزه گرفتیم. هم هوا خنک بود و مطبوع، هم نبود مسلمانی که پا رو خطی کند و نبود قانونی که شکسته شود و نبود حریمی که نیاز به پاسداری داشته باشد. بعضی ها خیال میکنند دینداری در بلاد غرب خیلی سخت تر از دینداری در ایران است. اما از جهاتی دینداری در آنجا بسیار ساده تر است. اینجا امر به معروف و نهی از منکر بیچاره میکند آدم را. انجام ندهی ، آخرتت نابود است. انجام بدهی عیش دنیایی ات منقّص میشود. اغلب افراد هم دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند. اما آنطرف آب که باشی تکلیف نداری و خیلی از وظایفی که به سبب زندگی در بین امت اسلام بر تو بار میشود، روی دوشت نیست. معمولا مردم بی دین از ایران مهاجرت میکنند که بی دینی کنند، اما شاید روزگاری هم برسد که دینداران از ایران مهاجرت کنند که دینداری کنند. من که خیلی به آن فکر کرده ام. میم.الف.نون
گل بودبه سبزه نیز آراسته شدعلی برکت اللهباج سبیل نظمیه را که پرداخت کنی، حرام خدا هم حلال میشود.این رستوران نه بین راهی است، نه در پایانه های مسافربری واقع است نه در مراکز اقامتی و نه غذای سرد بیرون بر سرو میکند.باقالی پلو با ماهیچه، ظهر رمضانتقبل الله
۱۲:۰۱