بله | کانال مهرآب ☫
عکس پروفایل مهرآب ☫م

مهرآب ☫

۴۰۶ عضو
بازارسال شده از فرزندان ابراهیم
thumbnail
روضه‌های خانگی و مقاومت
undefinedخانم یافا شانیک، استاد دانشگاه بیرمنگام، کتابی دارد با عنوان: "the art of resistance in Islam"او در کتاب به بررسی سیاست و مقاومت در خاورمیانه و ابزارهای مقاومتِ مسلمانان می‌پردازد. ایده محوری کتاب این است که مقاومت در برابر قدرت‌های استعماری و گفتمان‌های غربی، صرفا از مسیر سیاسی و نظامی نمی‌گذرد، بلکه ریشه‌های عمیقی در هنر، زیبایی شناسی ، ادبیات، هنرهای اسلامی و ... دارد.
undefined شانیک به شکل ویژه سراغ زنان مسلمان می‌رود و یکی از پر قدرت ترین ابزارهای مقاومت که از آن نام می‌برد؛ #مجالس_عزاداری_زنان_شیعه است. او به این نکته اشاره می‌کند که مجالس عزاداری زنان شیعه فقط جای دعا و گریه نیست؛ زنان در این مجالس و در فضایی صمیمی و جمعی، تربیت سیاسی می‌شوند.
undefined هم‌چنین اشاره ای به تمایز تربیت سیاسی زنان در غرب و در جهان اسلام می‌کند و می‌گوید:برخلاف بسیاری از زنان غربی که بیشتر در انجمن‌ها و ساختارهای مدنی و با آموزش های رسمی و به شکل فردی با سیاست آشنا می‌شوند و غالبا هویت سیاسی و دینی آنان مجزا از هم است ، اما زنان شیعه در محافل مذهبی–خانگی، به پیوستگیِ هویتِ دینی و سیاسی رسیده و برای کنشگری، مسئولیت پذیری ،مطالبه‌گری و رهبری معنوی و سیاسی جامعه آماده می‌شوند.
او اذعان می‌کند: محافل عزاداری زنان شیعه همان جایی است که تربیت سیاسی و اجتماعی ، خیلی طبیعی وارد زندگی روزمره‌ زنان می‌شود و روح مقاومت و ایستادگی نسل به نسل در آن‌ها ادامه می یابد.‌..
undefinedعکس‌ها متعلق است به روضه‌های خانگی محرم ۱۴۰۴
@safar_be_gheble

۶:۱۹

thumbnail
دزدی که اشتباه گرفت... خیلی اشتباه
تابستون تهران یعنی گرما، پشه، کولر خراب، و شب‌هایی که خواب از چشم آدم فرار می‌کنه. اما واسه بعضیا، شب فقط وقت خنک شدن نیست... وقتِ "کار"ه.امید، دزد با سابقه‌ی محله‌ی ما، اون شب تصمیم گرفت بره ساختمون نوساز سر کوچه که همه‌اش پچ‌پچ بود دربارش. می‌گفتن مال یه تاجر ساکته که همیشه پرده‌ها رو کشیده نگه می‌داره و کلی دوربین گذاشته دور خونه.امید گفت:«وقتی این‌همه دوربینه، حتماً چیز دندون‌گیری هست!»نردبون قرضی رو گذاشت، از دیوار بالا رفت، خودشو رسوند به طبقه سوم. پنجره نیمه‌باز بود. انگار خودش دعوت شده بود!تا پاشو گذاشت داخل، یه نفس عمیق کشید... و ناگهان خشکش زد.اتاق شبیه کارگاه اختراعات شرلوک هلمز بود، البته اگه شرلوک هلمز داعشی بود! همه‌جا پر بود از پهپاد، سیم، باتری، ریموت، و یه چیزی که امیدوار بود بمب نباشه.با خودش گفت:«یا خدا! من دزد شدم که آیفون بدزدم، نه اینکه بشم شاهد بمب‌گذاری بین‌المللی!»عرق از پیشونیش شره کرد. قلبش تند می‌زد. به جای اینکه فلش برداره، گوشی رو درآورد. شماره گرفت: ۱۱۰.اون‌ور خط گفتن:«بله، ۱۱۰.»گفت:«سلام... آقا من یه اعتراف دارم. دزد شدم. رفتم دزدی، ولی اشتباه اومدم یه ساختمون... پره از پهپاد و مواد عجیب و چیزایی که به عمرم ندیدم. به خدا راست می‌گم. آدرس رو بدم؟»آدرس رو با دقت گفت. بعد، لحظه‌ای سکوت کرد. گفت:«درسته دزدم... ولی آدمم! وظیفه‌ی شهروندی‌مه خب!»بعد گوشی رو قطع کرد، به خودش گفت:«برم یا بمونم؟ اگه بمونم می‌گیرنم. اگه برم، وجدانم درد می‌گیره... نه خب، چه کاریه، برم یه دوغ بخورم شاید خواب بودم!»و پرید پایین. هنوز به سر کوچه نرسیده بود که صدای آژیر پلیس اومد. پشت سرش دود و نور و جیغ همسایه‌ها.همون شب، تو گروه‌های محلی، یه پیام دست‌به‌دست می‌شد:«قهرمان ملی: دزد محترم با گزارش خود، عملیات تروریستی را ناکام گذاشت.»امید، از اون شب به بعد، دیگه دزدی نکرد... ولی یه کانال زد به اسم «افشاگری‌های اتفاقی»!
این ماجرا، واقعی است.
#روایت_نگار#وعده_صادق
https://ble.ir/mehr_o_ab

۱۷:۰۷

این داستان، داستان نیست
اپیزود اول – سال ۱۳۶۵ | دشت مهران
هوا تازه روشن شده بود.رزمنده‌ها در پشت تپه و خاکریز پناه گرفته بودند؛بین‌شان سی متر فضای باز بود، پر از تیر و مرگ.هر که پا می‌گذاشت، می‌افتاد.تک‌تیرانداز دشمن آن مسیر را می‌پایید.مهمات بچه‌ها تمام می‌شد.راه برگشت نبود.یکی با وانت رفت، از میان گلوله‌ها عبور کرد، مهمات رساند.برگشت. زنده.
فرمانده گفت: «باید خاکریز بزنیم.»لودر رسید.پنج نفر کمک، یک راننده.اولی رفت، لودر را روشن کرد، پنج متر خاک بالا آورد.گلوله خورد. افتاد.دومی سینه‌خیز رفت، نشست، نیم متر خاک ریخت، شهید شد.سومی، چهارمی، پنجمی...ششمین نفر، آخرین لودرچی، هنوز کابین را درست ندیده، تیر خورد.ده متر خاک. شش شهید.اما حالا، راهی باز شده بود.
اپیزود دوم – سال ۱۴۰۴ | تونل پرتاب موشک- تهران
صدای انفجار پیچید.موشک، لانچر، دو اپراتور... همه در یک لحظه سوختند.بدن‌ها ناپدید، شعله‌ها بلند.سکوت، دیوار تونل را پوشانده بود.
فرمانده فهرست را باز کرد:۲۰ داوطلب، یکی برای هر پرتاب.هر پرتاب یعنی احتمال صفرِ برگشت.بیرون، هر اصابت موفق با کف و سوت همراه بود.اما داخل تونل، هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت.افسر جوان بلند شد، جلو رفت.صدایش لرز نداشت: «نوبت منه.»فرمانده فقط نگاهش کرد.دست گذاشت روی شانه‌اش؛ داغ، سنگین.لانچر دوباره غرید.افسر رفت.و دیگر صدایی از او نیامد.

ایران همان ایران است، رزمنده همان رزمنده....
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۵:۰۶

پویش بزرگ «نقش‌آفرینی در جبهه حق»
آغاز ماجرا undefinedhttps://ble.ir/mehr_o_ab/2335415040088477693/1751821529248
undefined بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالضُّحَى ﴿١﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿٢﴾ مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿٣﴾ وَلَلآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الأولَى ﴿٤﴾ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿٥﴾ أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى ﴿٦﴾ وَوَجَدَکَ ضَالا فَهَدَى ﴿٧﴾ وَوَجَدَکَ عَائِلا فَأَغْنَى ﴿٨﴾ فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ ﴿٩﴾ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ ﴿١٠﴾ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ﴿١١﴾
  

فرامی‌خوانم
به صوت حزین
جمیع ملائک موکل سوره مبارکه ضحی
و حضرت جلیله مطهره خدیجه الکبری
و شهید یحیی سنوار
برای ...

#سپاه_حق#ختم_قرآن#نقش‌آفرینی_در_جبهه_حقundefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۱۹:۵۰

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى يُؤْمِنُ الْخائِفِينَ، وَيُنَجِّى الصَّالِحِينَ ، وَيَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ، وَيَضَعُ الْمُسْتَكْبِرِينَ، وَيُهْلِكُ مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرِينَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ قاصِمِ الْجَبَّارِينَ، مُبِيرِ الظَّالِمِينَ، مُدْرِكِ الْهارِبِينَ، نَكالِ الظَّالِمِينَ، صَرِيخِ الْمُسْتَصْرِخِينَ، مَوْضِعِ حاجاتِ الطَّالِبِينَ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِينَ

احساس می‌کنم در میانه یک حماسه عظیم و شکوهمند الهی ایستاده‌ام. undefined️نوازده دوره گردی در فرانسه سرود ای ایران مرز پرگهر را می‌نوازد.undefined️اپراتوری در تهران، زنی در هنگامه بمباران زنی در شیراز را ارام می‌کند و برایش شارژ می‌خرد. undefined️جهادی‌هایی که بی‌منت خانه‌های خراب شده کسانی که فحششان می‌دادند را رفت و روب می‌کنند.undefined️در استرالیا و چین و اسپانیا و خیلی جاهای دیگر دنیا به زبان فارسی مرگ بر اسرائیل می‌گویند. چه افتخاری است که زبانمان برای درهم کوبیدن ظالمان دارد جهانی می‌شود. undefined️پیشخدمتی در اسپانیا، اسرائیلی‌ها را از رستورانش بیرون می‌کند.undefined️مردمی در ساحل یونان اجازه پیاده شدن اسرائیلی‌ها در بندرشان را نمی‌دهند.undefined️مردمی که به سپاهشان دشمنام می‌دادند و هر روز برج و بارویی از شهر را به یکی از انها منتسب می‌کردند، حالا دارند روایت شهدایشان و فرزندان شهید ساده زیستشان را می‌شنوند.undefined️تصویب کننده برجام، در جایگاه سرباز نظام با اقتدار به روسیه می‌رود و توی دهن اسرائیل می‌زند.undefined️نویسنده‌ای که در فتنه زن زندگی از روی نیروهای امنیتی رد شده بود، حالا به دنبال روایت قدرت از جنگ است. undefinedحالا در این میان دولتی هم به دنبال افزایش واردات سگ و گربه باشد یا همین طور با قیمت نان و آب بازی کند.چه غم در این میانه هولناک حماسهسال‌هاست اهل روایت خودشان و ما را کشتند که سیاهی و سپیدی وجود ندارد، هر چه هست خاکستری استحالا این روزها هیچ کس نمی‌خواهد وسط بایستد. هیچ کس نمی‌خواهد خاکستری باشد.undefined و آه از غزهآه از غم غزه که دارد دنیا را دوپاره می‌کند میان حرامزادگان و فرزندان ابراهیم.و آقا و مقتدایم که دهه‌ها کرور کرور هزینه کردند تا کسی او را نشنود و نبیند و امروز مسلمان و غیر مسلمان نام او را به سینه میزنند و خود را مفتخر و صاحب فضیلت می دانند که او رهبر و آقایشان هست. undefined دنیا آتشفشانی شده است که برای قدوم آن موعود آخرالزمان، دارد بر سر مستکبران و ظالمان عالم می‌ریزد با هر گدازه ای که شهیدی است از فردای طوفان الاقصی
شما هم می‌بینید؟ می‌شنوید؟
و ما در این میانه‌ایمدر آخرین روزهایی که مهلت ملحق شدن داریم تا آن ندای در جوار کعبه

#سپاه_حق#آینده_نزدیک#نقش‌آفرینی_در_جبهه_حق
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۱۴:۱۳

thumbnail
مرکز نوآوری شهید آوینی (منشاء) با همکاری مرکز علم و فناوری پژوهش‌های بنیادین هنر و رسانه دانشکده شهید آوینیو اندیشکده مُشعِر (علوم شناختی، هنر و رسانه) برگزار می‌کند:
امنیت فرهنگی
مطالعه تطبیقی سینمای ایران و آمریکا


مدرس: دکتر قدسیه پائینی undefined یکشنبه ۱۲ و ۲۶ مرداد ماهundefinedساعت ۱۵undefinedشهرک شهید محلاتی، دانشکده شهید آوینی
ثبت نام: undefined @z_kouhsar
undefined @hooshnegaran_com

۷:۳۶

thumbnail
undefined توصیه «حاج رمضان» به اهالی رسانه: به جای «اَبَر رسانه» دنبال «اَبَر اثر» باشید!
undefinedسید محمد هاشمی رئیس سازمان هنری رسانه‌ای اوج به مناسبت چهلمین روز شهادت شهید محمد سعید ایزدی معروف به حاج رمضان از فرماندهان ارشد محور مقاومت، یادداشتی را تحت عنوان «الحاج رمضان في معركة الرواية: عقل المقاومة و قلب فلسطين» در اختیار روزنامه الاخبار لبنان قرار داد که ترجمه بخشی از آن چنین است:
undefined حاج رمضان در داخل ایران تنها به رهبری محور پشتیبانی مقاومت بسنده نکرد بلکه به دنبال شکل‌گیری و تثبیت فکر عمومی استراتژیک در رسانه‌های ایرانی بود به نحوی که مرکزیت موضوع فلسطین را درک عمیق کنند. او اهالی رسانه را به این موضوع متوجه کرد که اعتبار قضیه فلسطین برای وحدت مسلمین مانند «اکسیر» است و نقطه وفاق شیعه و سنی و عرب و عجم است.
undefined شهید حاج رمضان مکرر می‌گفت: «در مواجهه با دشمن اسرائیلی - آمریکایی در انتظار موازنه عِده و عُده رسانه‌ای نباشید»، باید از ابزار موجود در نهایت توان و به صورت بهینه استفاده کرد. استفاده درست از عنصر زمان و مکان، ضامن موفقیت رسانه‌هاست.
undefined او خواستار رسانه‌های فعال، جوان، سبک و سریع و غیر تقلیدی بود که به جای اندازه کمی بر تاثیر کیفی تکیه کند. او معتقد بود به جای اینکه به دنبال " اَبَر رسانه " باشید دنبال «اَبَر اثر» باشید.
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۴:۴۲

هر آن کس که راهی است
امکان دارد بر من منت بگذارد و اگر توانست در کنار مزار حضرت علی‌اکبر (یا هر گوشه‌ای از حرم)؛ یک سوره یس به نیابت از شهید جواد الله‌کرم هدیه به حضرت علی اکبر بخواند؟

۹:۳۹

thumbnail
تفکر انسان از جنس گزاره است؛ جملات کوتاه خبری
۱. محل آشکار شدن تمام درونیات و نیت‌ها و سعی‌ها و تلاش‌های انسان در مشاهده اثر است.یعنی حاصل و ثمره هر چیز خودش را در اثر نشان می‌دهد.۲. اثر حاصل جمع تمام هستی انسان است از ابتدای تکلیف تا لحظه انجام عملیعنی فقط به محاسبات و اعمال مربوط به یک عمل نیست که اثر آن را می‌سازد.یعنی بین موفقیت یک عمل و تلاش‌های مستقیم برای آن عمل رابطه مستقیمی وجود ندارد. رابطه اصلی برای اثرگذاری بین یک عمل و تمام هستی یک انسان است.در نتیجه۳. برای اثر داشتن هر عمل، برای به هدف نشستن هر گلوله‌ای (علم و دانش و فرهنگ و هنر و ...) باید ،عمل کننده آن صاحب نفسی برای اثر گذاشتن باشد. (شنیده‌اید که می‌گویند آدم‌های قدیمی صاحب نفس بودند)۴. ایجاد اثر برای هر انسانی نیاز به یک ذخیره دارد. ده سال، بیست سال، سی سال دروغ نگفتن، غیبت نکردن، وفای به عهد و .....خلاصه کلام این که برای اثر دار شدن کلام باید در نفس به سکون ف ذخیره داشت.هر کدام از این گزاره‌ها حاصل جلسه و گفتگو و مطالعه‌ای برای یکی از روزهای هفته گذشته است تا آخرینش در کانال تا کوچ و روایت زندگی محمدمهدی رمیتی شهید ۱۸ ساله لبنانی
۵. سوال آخر سوالی که جگر را می‌سوزاند من چه ذخیره‌ای برای اثر در کلام دارم؟

https://ble.ir/mehr_o_ab

۵:۳۶

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل مهرآب ☫م

مهرآب ☫

برای باشکوه‌ترین دلیل هست بودنمان
thumbnail
امروز صبح وقتی از خانه بیرون آمدم، دردمندانه از حضرت حجت عذرخواهی کردم، از این که این قدر در ساخت نظامی که دست قدرتمند ایشان باشد، عاجز مانده‌ایم. اما خداوند را شاکرم که در روزگاری پا به هستی گذاشته‌ام که رزمندگی برای الله سکه رایج جهان شده است. از مرزهای مسلمانی شناسنامه‌ای و تشیع صوری بیرون رفته است. مرز میان انسان‌ها دین حنیف شده است. دین ابراهیم خلیل الله.شجره ابراهیم، با چهره خونین‌شان در هنگام لقا، فخر رسول خاتم هستند در برابر ملکوت وملائکه‌اش. شهید پشت شهید فانوس‌های این راه می‌شوند و راه به نور باز می‌کنند.گمانم این است آن عجز، گشاینده فجری است که شهدا در حال ساخت آنند.
#هفت_اکتبر#آینده‌سازی_غیبundefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۵:۵۶

thumbnail
در دست همانی بود که آن جا ایستاده است.از روی تابوت برداشته بود.نگاهم را دید و دستش را بلند کرد.درست در میان دست‌های بالا آمده‌ام نشست.

https://ble.ir/mehr_o_ab

۷:۳۹

thumbnail
ای حیدر شهسوار وقت مددستای زبدهٔ هشت و چار وقت مددست
من عاجزم از جهان و دشمن بسیارای صاحب ذوالفقار وقت مددست

۶:۴۰

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل مهرآب ☫م

مهرآب ☫

پیام حامل قرآن همین‌ استفقط حیدر امیرالمؤمنین است undefined
بازارسال شده از نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی
undefined حالا نوبت آمریکاست! undefined
undefined آیت الله حائری شیرازی undefined
undefined کسانی به امام سجاد (ع) اصرار می‌کردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل می‌کنند که: پدرم به اینهایی که اصرار می‌کردند، فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟»: كدامتان حاضر است یک تكه از این آتش‌ها را در دست بگيرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمی‌آید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمی‌آید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالت‌زده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آن‌ها سوخت و رهایشان کرد.undefined ببینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسل‌به‌نسل تکرار می‌شده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم #وفا احساس کرد؛ چون مردم‌شناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر می‌داریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد. undefined اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام(ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست می‌گیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکه‌تکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاق‌هایی که در زندان می‌خوردند، تعقیب‌ها، هجوم به خانه‌ها و ...، همۀ اینها تکه‌تکه‌های گوشت بود که می‌ریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت 15 سال از نیمۀ خرداد 42 تا 22 بهمن 57، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حكومت بعثی را گرفتند تا سرد شد.undefined سپس به امام گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند. #مقاومت به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد می‌شود. آمریکای سال 58 کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیمایی‌هایی که در عالَم واقع میشود، جرأت‌هایی که مردم دنیا پیدا کرده‌اند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا می‌آید. ما باید دعا کنیم که امت‌ها، در این راهی که آمده‌اند تا آخر بروند. در فلسطین، این آتش را بدست گرفته‌اند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش 40 ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) می‌گوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشته‌اید، بعد از چند سال می‌خواهید آن را زمین بگذارید؟! undefined اين همه #شهید، سوختگی‌های دست امت است كه #آتش_استكبار را نگه داشته و تاكنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نياورده است. اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به ميان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن #آتشِ_استكبار است كه زيارتش خواهیم کرد. مساله، مسالۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است. undefined اگر بدنبال حکمت‌های ناب هستید، هم‌اکنون عضو کانال #رسمی آیت الله حائری شیرازی شوید:undefined http://ble.ir/haerishirazi

۲:۲۷

thumbnail
امام آمدبرای ۴۷ مین بار دلمان از شادی غنج می‌رود امام آمدایرانِ زخمی و دردمند، سوخته و زخم خورده هنوز ایستاده استچون منتظر است منتظر آخرین صیحه آسمانی: یا اهل العالم ایران به عزت و شکوه ایستاده چون می‌داند امام آمد یعنی طلیعه ألا يا أهل العالم أنا الإمام القائم ألا يا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم، ألا يا أهل العالم إن جدّي الحسين قتلوه عطشان، ألا يا أهل العالم إنّ جدّي الحسين عليه السّلام طرحوه عرياناألا يا أهل العالم إنّ جدّي الحسين عليه السّلام سحقوه عدواناامام آمد یعنی ای اهل عالم این امت، ملت امام حسین است.ایستاده است حتی زخمی، حتی دردمند، حتی سوخته عَلَمی را بر دوش می‌کشد که تنها جای دست آن، سالم است.

#امام_آمد#ملت_امام_حسین
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۱۷:۰۰

thumbnail
بهار امسال حمله‌ی اسرائیل به ایران را داشتیم. دو سه هفته پیش، پیوست عقب‌افتاده‌ی همان جنگ را کف خیابان‌ها دیدیم. تمام فاصله‌ی بهار تا تابستان را هم در سایه‌ی جنگ زندگی کردیم.حالا… نباید از ساختار فرهنگی کشور ــ و از بزرگ‌ترین میدان فرهنگی‌اش، یعنی جشنواره‌ی فجر ــ انتظار داشته باشیم به وظیفه‌ی قانونی و فرهنگی خودش عمل کند؟یک کشور در حال جنگ به چه روایتی احتیاج دارد؟ تاب‌آوری؟ احساس قدرت؟ هوشمندی؟ صبر؟ وحدت؟ امید؟و هنوز باید همان جمله‌ی امن را تکرار کنیم که «*هر کسی هر چیزی دوست داشت، حق دارد بگوید*» و اصلا نقدی هم به آن وارد نیست؟ به نظرم الان دیگر احدالناسی نیست که نداند وسط جنگ شناختی و جنگ رسانه‌ای هستیم.پس سؤال این است: آیا نباید فارغ از نقدهای تکنیکی ــ فیلمنامه، بازیگری، فرم و اجرا ــ خود «*ساختار روایت*» را در نسبت با «*ساختار جنگ*» بسنجیم؟ وقتی جنگ فقط در مرزها نیست و در ادراک، معنا، اعتماد و امید جریان دارد، بی‌طرفی فرهنگی گاهی اسم مستعار بی‌مسئولیتی می‌شود.اینجا بحث بستن دهان نیست؛ بحث معیار است. روایت در چنین وضعیتی فقط اثر هنری نیست؛ ابزار جهت‌دهی است. روایتی که تاب‌آوری را می‌شکند، امید را مسخره می‌کند، وحدت را می‌فرساید یا تحلیل را به پوچی تبدیل می‌کند، حتی اگر از نظر فرم درخشان باشد، در میدان جنگ شناختی خنثی نیست؛ اثر دارد، جهت دارد، هزینه دارد.اگر فجر بزرگ‌ترین میدان فرهنگی است، یعنی بخشی از زیرساخت روایت‌سازی کشور است؛ و زیرساخت روایت‌سازی در جنگ موضوع سلیقه‌ی شخصی نیست. در چنین موقعیتی، جشنواره فقط ویترین نیست؛ قطب‌نماست. انتخاب‌ها، جوایز، تریبون‌ها و حتی سکوت‌ها، پیام تولید می‌کنند. مسئله این نیست که همه یک حرف بزنند؛ مسئله این است که هر روایت، نسبتش با نیازهای جمعی روشن باشد و قابل پاسخگویی. نقد هم باید همین‌جا شروع شود.نقد تکنیکی لازم است، اما کافی نیست.در شرایط عادی می‌شود ساعت‌ها درباره‌ی ریتم و میزانسن و دیالوگ و بازی حرف زد.اما در شرایط جنگی، یک لایه‌ی بالاتر هم هست که نمی‌شود از آن فرار کرد:این فیلم ــ یا این مجموعه آثار ــ دارد چه الگوی ادراکی می‌سازد؟ مخاطب را به کدام احساس و کدام کنش هل می‌دهد؟ حس قدرت می‌دهد یا درماندگی؟ امید می‌سازد یا بی‌افقی؟ صبر را معنا می‌کند یا تسلیم را زیبا می‌کند؟و اگر ساختار فرهنگی کشور این سطح را نبیند، چه کسی باید ببیند؟اگر بزرگ‌ترین میدان فرهنگی کشور در جنگ، خودش را صرفا برگزارکننده‌ی «نمایش آثار» بداند، پس دقیقا کجای این میدان ایستاده است؟این‌ها سؤال‌های تزئینی نیست.این‌ها سؤال‌های مربوط به بقاست.و شاید وقتش رسیده به جای اینکه مدام بگوییم «*هر کس هر چه خواست بگوید*»، بپرسیم: در جنگ شناختی، هر روایت چه کاری با مردم می‌کند؟

#جشنواره_فیلم_فجر#جنگ_شناختی#مخاطب_شناسی
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۷:۰۵

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل مهرآب ☫م

مهرآب ☫

و لله الحمد علی ما هدانا
thumbnail
جشنواره 44 و ماجرای امنیتی گسل‌های قومیتی
تا به حال دیده‌اید کسی آلبوم قدیمی‌اش را بیاورد وسط جمع؟ عکس‌ها را یکی‌یکی ورق بزند، با شوقی کودکانه هر قاب را توضیح بدهد، انگار که دوباره در همان لحظه زندگی می‌کند؟ برق چشم‌هایش را دیده‌اید؟ اما هم‌زمان، صورت دیگران را هم دیده‌اید؟ نگاه‌هایی خسته، بی‌حوصله، بی‌ارتباط. برای آن‌ها فقط چند تصویر تخت است؛ بی‌خاطره، بی‌نسبت، بی‌دلبستگی.حالا این تصویر چه نسبتی با جشنواره فیلم امسال دارد؟در جشنواره امسال چند فیلم روی پرده رفت که هر کدام تکه‌ای از یک ایران بزرگ را روایت می‌کردند؛undefined مارون درباره شهید هدایت‌الله طیب از قوم لر،undefined آن دو درباره شهید نوجوان بختیاری، ظفر خالدی،undefined جانشین_ درباره شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان،
undefined *کوچ
درباره شهید قاسم سلیمانی و خطه کرمان،
undefined پل درباره لشکر کرج با ترکیبی از شهدای ترک و کرد و لر.از نظر کیفیت ساخت، این فیلم‌ها هم‌وزن نبودند. برخی متوسط، برخی حتی ضعیف؛ آن‌قدر که می‌شد درباره فیلم بودنشان هم بحث کرد. اما مسئله فقط تکنیک نیست. از چشم مردمان هر یک از این قومیت‌ها نگاه کنید: تصویر یکی از فرزندانشان روی پرده سینما رفته است. شاید روایت ناقص باشد، شاید پرداخت سست؛ اما آن تصویر دیده شده. در سراسر ایران دیده شده. مردمی که شاید نام آن شهید را هرگز نشنیده بودند، حالا با او آشنا شده‌اند، دوستش داشته‌اند، و حتی حسرت خورده‌اند که چرا داستانش قوی‌تر روایت نشده است. این یعنی پیوند.undefined دفاع مقدس فقط یک جنگ نبود؛ یک لحظه تاریخی بود که ایران را در باریکه‌ای چند ده کیلومتری کنار هم فشرده کرد. ترک، گیلک، لر، عرب، بلوچ، کرد… کنار هم ایستادند. یکی قمقمه را به لب دیگری رساند، دیگری ماسک را روی صورت همرزمش گذاشت. در آن میدان، قوم در امت حل شد.undefined امروز هم تصویر همین شهدا همان کار را می‌کند. در جهانی که میلیاردها دلار خرج شکاف‌سازی قومی و پروژه‌های تجزیه می‌شود، این چهره‌ها همچنان نخ تسبیح این ملت هفتاد‌رنگ‌اند.undefined می‌توان نقد کرد، می‌توان سخت گرفت، می‌توان از استاندارد گفت. اما در تراز راهبردی، همین قاب‌های مشترک ستون‌های نامرئی این خانه‌اند.و شاید حقیقت این باشد: ملتی که تصویر فرزندانش را کنار هم بر پرده ببیند، دیگر به این سادگی‌ها از هم جدا نخواهد؛ ان شاءالله.
#جشنواره_۴۴#امنیت_ملی#آینده_نگار
undefined https://ble.ir/mehr_o_ab

۶:۴۱