واژه هایی عمیق در مطالعات تعلیم و تربیت
بخشهایی خواندنی از کتاب “*خوانشی بر دلالتهای تربیتی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن”
#کتاب #تربیت #گزیده
اندیشکده مرآت
www.merat-thinktank.ir
۱۰:۳۵
چهارمین جلسه از سلسله نشستهای «آموختن تا ساختن» با محوریت «انگاره کار در اسلام و سایر مکاتب» برگزار شد؛ نشستی که در آن، کار فراتر از یک فعالیت اقتصادی و بهعنوان نهادی چندبعدی و بنیادین در حیات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی انسان مورد بازاندیشی قرار گرفت.
۱۹:۴۶
#یادداشت هوش مصنوعی و مسئله عاملیت انسانی
مواجهه انسان معاصر با هوش مصنوعی را نمیتوان صرفا در سطح یک تحول فناورانه تحلیل کرد. این مواجهه، در بنیان خود، امری فرهنگی، فلسفی و اخلاقی است که مستقیما به چیستی انسان، حدود عاملیت او و نحوه زیست آگاهانه در جهان رسانهای مربوط میشود. از اینرو، پیش از پرداختن به کارکردهای تربیتی هوش مصنوعی، لازم است نسبت انسان و این ابزار نوظهور از منظر انسانشناسی فلسفی مورد بررسی قرار گیرد.عاملیت انسان در نسبت با هوش مصنوعیدر فلسفه انسانشناختی، بهویژه در سنت فلسفه اسلامی، عاملیت انسان مفهومی بنیادین است که بر اختیار، قوه عاقله و اراده مبتنی است. عاملیت در این چارچوب، فرآیندی آگاهانه متشکل از ادراک، انتخاب و عمل است و با مسئولیت اخلاقی همراه میشود. انسان بهعنوان فاعل مختار واجد عقل فعال و توان داوری اخلاقی است.در مقابل، هوش مصنوعی فاقد چنین عاملیتی است. این سامانهها، هرچند قادر به شبیهسازی برخی فرآیندهای شناختی انسان هستند، اما نه دارای آگاهیاند، نه فهم معنایی و نه مسئولیت اخلاقی. عملکرد آنها مبتنی بر الگوریتمها و دادههای تجمیعشده انسانی است. دادههایی که گاه بدون ارجاع معتبر، دقت علمی یا رعایت اصول اخلاق پژوهش مورد استفاده قرار میگیرند. نمونههای متعددی از تولید منابع جعلی، ارجاعات نادرست و حتی محتوای ساختگی(عم از متون علمی یا دینی)نشان میدهد که خروجیهای هوش مصنوعی الزاماً از وجاهت علمی و اخلاقی برخوردار نیستند.با وجود فقدان عاملیت مستقل، هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً ابزاری خنثی و بیطرف تلقی کرد. این فناوری، بهواسطه نحوه طراحی و سازوکار الگوریتمی خود، قادر است نگرشها، ترجیحات و حتی الگوهای فکری کاربران را تحت تأثیر قرار دهد. در این معنا، هوش مصنوعی میتواند هم تقویتکننده عاملیت انسان باشد و هم آن را به چالش بکشد.در شرایطی که فرد از این ابزار برای ارتقای تواناییهای شناختی، بهبود کیفیت زندگی و تسهیل یادگیری استفاده میکند، هوش مصنوعی نقشی توانافزا ایفا میکند. اما هنگامی که اختیار، قضاوت و تصمیمگیری بهطور کامل به این سامانهها واگذار میشود و خروجیهای آن بدون ارزیابی و نقد پذیرفته میشوند، عاملیت انسانی تضعیف شده و قدرت عقلانی فرد به چالش کشیده میشود.از این منظر، استفاده بیضابطه از هوش مصنوعی میتواند پیامدهای قابلتوجهی به همراه داشته باشد؛ از جمله نقض حریم خصوصی، وابستگی اطلاعاتی و تعصب الگوریتمی. تعصب الگوریتمی زمانی رخ میدهد که سامانههای هوش مصنوعی، بر اساس علایق، جستوجوها و الگوهای رفتاری کاربر، تنها نوع خاصی از محتوا، نگرش یا ایدئولوژی را برجسته میکنند. در نتیجه، فرد بهتدریج در یک حباب شناختی قرار میگیرد و بهصورت ناخودآگاه تصور میکند که واقعیت، منحصر به همان دیدگاه ارائهشده است، بدون آنکه با نظرات و روایت های بدیل مواجه شود.این وضعیت، نهتنها تنوع فکری را محدود میکند، بلکه زمینهساز کاهش تفکر انتقادی و افزایش انفعال شناختی میشود، امری که در تعارض مستقیم با اهداف تربیت رسانهای قرار دارد.در چنین شرایطی، وظیفه والدین، معلمان و مربیان صرفاً آموزش نحوه استفاده فنی از ابزارهای هوش مصنوعی نیست. آنچه در تربیت رسانهای اهمیت بنیادین دارد، پایهریزی یک سواد انتقادی–فلسفی در مواجهه با این فناوریهاست. این نوع سواد، فرد را از یک مصرفکننده منفعل به ناظری فعال، پرسشگر و مسئول تبدیل میکند.تربیت رسانهای باید به نسل آینده کمک کند تا در تعامل با هوش مصنوعی، به درکی نوین از انسانیت دست یابد، درکی که در آن، هوش مصنوعی نه جایگزین انسان، بلکه مکمل او تلقی شود. حفظ و تقویت مهارتهایی چون خلاقیت اصیل، همدلی، تفکر انتقادی، اخلاق و خرد جمعی (مهارتهایی که ماشین فاقد آنهاست) بخش جداییناپذیر این رویکرد تربیتی است.از اینرو هوش مصنوعی همزمان یک فرصت و یک تهدید است و این دوگانه، بیش از هر چیز، به نحوه مواجهه و استفاده انسان از آن بستگی دارد. تربیت رسانهای با رویکرد فلسفی و انتقادی میتواند تضمین کند که انسان در این مسیر، عاملیت خود را حفظ کرده و بهجای انفعال، با آگاهی، مسئولیتپذیری و خرد، مسیر تعامل با هوش مصنوعی را انتخاب کند.
به قلم دکتر زینب نادری
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
مواجهه انسان معاصر با هوش مصنوعی را نمیتوان صرفا در سطح یک تحول فناورانه تحلیل کرد. این مواجهه، در بنیان خود، امری فرهنگی، فلسفی و اخلاقی است که مستقیما به چیستی انسان، حدود عاملیت او و نحوه زیست آگاهانه در جهان رسانهای مربوط میشود. از اینرو، پیش از پرداختن به کارکردهای تربیتی هوش مصنوعی، لازم است نسبت انسان و این ابزار نوظهور از منظر انسانشناسی فلسفی مورد بررسی قرار گیرد.عاملیت انسان در نسبت با هوش مصنوعیدر فلسفه انسانشناختی، بهویژه در سنت فلسفه اسلامی، عاملیت انسان مفهومی بنیادین است که بر اختیار، قوه عاقله و اراده مبتنی است. عاملیت در این چارچوب، فرآیندی آگاهانه متشکل از ادراک، انتخاب و عمل است و با مسئولیت اخلاقی همراه میشود. انسان بهعنوان فاعل مختار واجد عقل فعال و توان داوری اخلاقی است.در مقابل، هوش مصنوعی فاقد چنین عاملیتی است. این سامانهها، هرچند قادر به شبیهسازی برخی فرآیندهای شناختی انسان هستند، اما نه دارای آگاهیاند، نه فهم معنایی و نه مسئولیت اخلاقی. عملکرد آنها مبتنی بر الگوریتمها و دادههای تجمیعشده انسانی است. دادههایی که گاه بدون ارجاع معتبر، دقت علمی یا رعایت اصول اخلاق پژوهش مورد استفاده قرار میگیرند. نمونههای متعددی از تولید منابع جعلی، ارجاعات نادرست و حتی محتوای ساختگی(عم از متون علمی یا دینی)نشان میدهد که خروجیهای هوش مصنوعی الزاماً از وجاهت علمی و اخلاقی برخوردار نیستند.با وجود فقدان عاملیت مستقل، هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً ابزاری خنثی و بیطرف تلقی کرد. این فناوری، بهواسطه نحوه طراحی و سازوکار الگوریتمی خود، قادر است نگرشها، ترجیحات و حتی الگوهای فکری کاربران را تحت تأثیر قرار دهد. در این معنا، هوش مصنوعی میتواند هم تقویتکننده عاملیت انسان باشد و هم آن را به چالش بکشد.در شرایطی که فرد از این ابزار برای ارتقای تواناییهای شناختی، بهبود کیفیت زندگی و تسهیل یادگیری استفاده میکند، هوش مصنوعی نقشی توانافزا ایفا میکند. اما هنگامی که اختیار، قضاوت و تصمیمگیری بهطور کامل به این سامانهها واگذار میشود و خروجیهای آن بدون ارزیابی و نقد پذیرفته میشوند، عاملیت انسانی تضعیف شده و قدرت عقلانی فرد به چالش کشیده میشود.از این منظر، استفاده بیضابطه از هوش مصنوعی میتواند پیامدهای قابلتوجهی به همراه داشته باشد؛ از جمله نقض حریم خصوصی، وابستگی اطلاعاتی و تعصب الگوریتمی. تعصب الگوریتمی زمانی رخ میدهد که سامانههای هوش مصنوعی، بر اساس علایق، جستوجوها و الگوهای رفتاری کاربر، تنها نوع خاصی از محتوا، نگرش یا ایدئولوژی را برجسته میکنند. در نتیجه، فرد بهتدریج در یک حباب شناختی قرار میگیرد و بهصورت ناخودآگاه تصور میکند که واقعیت، منحصر به همان دیدگاه ارائهشده است، بدون آنکه با نظرات و روایت های بدیل مواجه شود.این وضعیت، نهتنها تنوع فکری را محدود میکند، بلکه زمینهساز کاهش تفکر انتقادی و افزایش انفعال شناختی میشود، امری که در تعارض مستقیم با اهداف تربیت رسانهای قرار دارد.در چنین شرایطی، وظیفه والدین، معلمان و مربیان صرفاً آموزش نحوه استفاده فنی از ابزارهای هوش مصنوعی نیست. آنچه در تربیت رسانهای اهمیت بنیادین دارد، پایهریزی یک سواد انتقادی–فلسفی در مواجهه با این فناوریهاست. این نوع سواد، فرد را از یک مصرفکننده منفعل به ناظری فعال، پرسشگر و مسئول تبدیل میکند.تربیت رسانهای باید به نسل آینده کمک کند تا در تعامل با هوش مصنوعی، به درکی نوین از انسانیت دست یابد، درکی که در آن، هوش مصنوعی نه جایگزین انسان، بلکه مکمل او تلقی شود. حفظ و تقویت مهارتهایی چون خلاقیت اصیل، همدلی، تفکر انتقادی، اخلاق و خرد جمعی (مهارتهایی که ماشین فاقد آنهاست) بخش جداییناپذیر این رویکرد تربیتی است.از اینرو هوش مصنوعی همزمان یک فرصت و یک تهدید است و این دوگانه، بیش از هر چیز، به نحوه مواجهه و استفاده انسان از آن بستگی دارد. تربیت رسانهای با رویکرد فلسفی و انتقادی میتواند تضمین کند که انسان در این مسیر، عاملیت خود را حفظ کرده و بهجای انفعال، با آگاهی، مسئولیتپذیری و خرد، مسیر تعامل با هوش مصنوعی را انتخاب کند.
۱۳:۵۰
میلاد با سعادت حضرت امام علی (ع)، امیرالمؤمنین*، پیشوای عدالت، الگوی شجاعت و عدل مبارک باد.
باشد که سیره تربیتی آن حضرت، چراغ راه ما در پرورش نسلی آگاه، مسئول، و متعهد به اخلاق و انسانیت باشد.
*میلاد امام عدالت و انسانسازی مبارک باد 
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
باشد که سیره تربیتی آن حضرت، چراغ راه ما در پرورش نسلی آگاه، مسئول، و متعهد به اخلاق و انسانیت باشد.
۱۳:۳۵
گزارش حضور اندیشکده مرآت در رویداد خیزش تا ثریا
رویداد «*خیزش تا ثریا*» روز پنجشنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۴ در محل صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری برگزار شد. این رویداد با حضور نخبگان علمی، پژوهشگران و هستههای نوآور برگزار شد و شرکتکنندگان به ارائه و معرفی دستاوردهای علمی و فناورانه خود پرداختند.
در این رویداد، اندیشکده راهبردی مرآت بهعنوان یکی از مجموعههای فعال در بخش علوم انسانی حضور داشت. در همین رابطه، سارینا صراحی معاون ترویج و توسعه اندیشکده مرآت گفت: اندیشکده مرآت در رویداد خیزش تا ثریا، با ارائه و رونمایی اولیه از پروژه «ویکی تربیت» نقشآفرینی کرد.
وی افزود: «ویکی تربیت» یک پلتفرم تخصصی و دانشمحور در حوزه تعلیم و تربیت است که با هدف ایجاد یک مرجع جامع و قابل اعتماد طراحی شده است. این سایت تلاش میکند مفاهیم، مبانی و موضوعات تعلیم تربیت را بهصورت منسجم و ساختارمند در اختیار پژوهشگران، معلمان، مربیان و والدین قرار دهد.
معاون ترویج و توسعه اندیشکده مرآت در پایان تأکید کرد: مراحل نهایی طراحی دانشنامه «ویکی تربیت» در حال انجام است و این پروژه در آینده ای نزدیک بهصورت رسمی رونمایی خواهد شد .
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
رویداد «*خیزش تا ثریا*» روز پنجشنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۴ در محل صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری برگزار شد. این رویداد با حضور نخبگان علمی، پژوهشگران و هستههای نوآور برگزار شد و شرکتکنندگان به ارائه و معرفی دستاوردهای علمی و فناورانه خود پرداختند.
در این رویداد، اندیشکده راهبردی مرآت بهعنوان یکی از مجموعههای فعال در بخش علوم انسانی حضور داشت. در همین رابطه، سارینا صراحی معاون ترویج و توسعه اندیشکده مرآت گفت: اندیشکده مرآت در رویداد خیزش تا ثریا، با ارائه و رونمایی اولیه از پروژه «ویکی تربیت» نقشآفرینی کرد.
وی افزود: «ویکی تربیت» یک پلتفرم تخصصی و دانشمحور در حوزه تعلیم و تربیت است که با هدف ایجاد یک مرجع جامع و قابل اعتماد طراحی شده است. این سایت تلاش میکند مفاهیم، مبانی و موضوعات تعلیم تربیت را بهصورت منسجم و ساختارمند در اختیار پژوهشگران، معلمان، مربیان و والدین قرار دهد.
معاون ترویج و توسعه اندیشکده مرآت در پایان تأکید کرد: مراحل نهایی طراحی دانشنامه «ویکی تربیت» در حال انجام است و این پروژه در آینده ای نزدیک بهصورت رسمی رونمایی خواهد شد .
۲۰:۴۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#یادداشتاعتکاف، معنا، سرگرمی
قوام و اصالت اعتکاف، پیش از هر چیز، به «معنایی» وابسته است که این برنامه منتقل میکند. اعتکاف نه صرفاً توقف فیزیکی در مسجد، بلکه نوعی زیست موقتِ متفاوت است؛ زیستی که با تعلیق ریتم عادی زندگی، انسان را وارد افق دیگری از معنا میکند. در این افق، عبادتهای فردی همچون ذکر، دعا، تلاوت و تفکر در خلوت، در کنار عبادتهای جمعی نظیر نماز جماعت، همنفسی ایمانی و تجربه «باهمبودن برای خدا»، شبکهای از معنا میسازند که بدون آن، اعتکاف به پوستهای بیروح فروکاسته میشود.در منطق دینی، اعتکاف تمرینی فشرده، برای بازسازی نسبت انسان با خدا و جامعه ایمانی است. عبادت فردی، ساحت درون را تصفیه میکند و عبادت جمعی، فرد را در یک کلّ معنابخش ادغام میسازد. این ترکیب، نوجوان و جوان را به تجربهای میرساند که نه در تنهایی مطلق حاصل میشود و نه در جمعِ صرفاً سرگرمکننده. اعتکاف دقیقاً از همین توازن معنا میگیرد؛ توازنی که اگر به هم بخورد، کل تجربه فرو میریزد.با این حال، در سالهای اخیر، برخی از مسئولان فرهنگی و برگزارکنندگان اعتکاف، با نیت «جذب حداکثری نوجوانان»، دست به تقلیل آگاهانه یا ناآگاهانه مؤلفههای اصلی اعتکاف زدهاند. کاهش زمان خلوت و انس با خدا، کمرنگ شدن برنامههای عبادی، و جایگزینی آنها با مسابقه، جنگهای شبانه و شبنشینیهای پرهیجان، نشانه همین رویکرد است. رویکردی که گمان میکند برای نزدیککردن جوان به دین، باید دین را شبیه سرگرمیهای رقیب کرد.مسئله اینجاست که این سیاست، هرچند ممکن است در کوتاهمدت آمار مشارکت را بالا ببرد، اما در سطح معنا، اعتکاف را از درون تهی میکند. نوجوان به اعتکاف میآید چون تشنه معناست، نه چون دنبال برنامهای جذابتر از اردوست. وقتی اعتکاف به تجربهای کمعمق و شلوغ بدل میشود، نهتنها پاسخ این تشنگی داده نمیشود، بلکه خود دین در ذهن نوجوان به امری سطحی و جایگزینپذیر فروکاسته میشود.اعتکاف را نمیتوان هم عملی معناگرا دانست و هم آن را با منطق سرگرمی اداره کرد. هر جا برای جذب بیشتر، از معنا کم کردهایم، در واقع اصل اعتکاف را قربانی کردهایم. اگر قرار است اعتکاف بماند، باید شجاعانه بپذیریم که جذابیت آن نه در هیجان، بلکه در عمق و معنای آن است؛ و هر سیاستی که این عمق را قربانی کند، حتی اگر نیتش خیر باشد، در نهایت علیه دین عمل کرده است.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
قوام و اصالت اعتکاف، پیش از هر چیز، به «معنایی» وابسته است که این برنامه منتقل میکند. اعتکاف نه صرفاً توقف فیزیکی در مسجد، بلکه نوعی زیست موقتِ متفاوت است؛ زیستی که با تعلیق ریتم عادی زندگی، انسان را وارد افق دیگری از معنا میکند. در این افق، عبادتهای فردی همچون ذکر، دعا، تلاوت و تفکر در خلوت، در کنار عبادتهای جمعی نظیر نماز جماعت، همنفسی ایمانی و تجربه «باهمبودن برای خدا»، شبکهای از معنا میسازند که بدون آن، اعتکاف به پوستهای بیروح فروکاسته میشود.در منطق دینی، اعتکاف تمرینی فشرده، برای بازسازی نسبت انسان با خدا و جامعه ایمانی است. عبادت فردی، ساحت درون را تصفیه میکند و عبادت جمعی، فرد را در یک کلّ معنابخش ادغام میسازد. این ترکیب، نوجوان و جوان را به تجربهای میرساند که نه در تنهایی مطلق حاصل میشود و نه در جمعِ صرفاً سرگرمکننده. اعتکاف دقیقاً از همین توازن معنا میگیرد؛ توازنی که اگر به هم بخورد، کل تجربه فرو میریزد.با این حال، در سالهای اخیر، برخی از مسئولان فرهنگی و برگزارکنندگان اعتکاف، با نیت «جذب حداکثری نوجوانان»، دست به تقلیل آگاهانه یا ناآگاهانه مؤلفههای اصلی اعتکاف زدهاند. کاهش زمان خلوت و انس با خدا، کمرنگ شدن برنامههای عبادی، و جایگزینی آنها با مسابقه، جنگهای شبانه و شبنشینیهای پرهیجان، نشانه همین رویکرد است. رویکردی که گمان میکند برای نزدیککردن جوان به دین، باید دین را شبیه سرگرمیهای رقیب کرد.مسئله اینجاست که این سیاست، هرچند ممکن است در کوتاهمدت آمار مشارکت را بالا ببرد، اما در سطح معنا، اعتکاف را از درون تهی میکند. نوجوان به اعتکاف میآید چون تشنه معناست، نه چون دنبال برنامهای جذابتر از اردوست. وقتی اعتکاف به تجربهای کمعمق و شلوغ بدل میشود، نهتنها پاسخ این تشنگی داده نمیشود، بلکه خود دین در ذهن نوجوان به امری سطحی و جایگزینپذیر فروکاسته میشود.اعتکاف را نمیتوان هم عملی معناگرا دانست و هم آن را با منطق سرگرمی اداره کرد. هر جا برای جذب بیشتر، از معنا کم کردهایم، در واقع اصل اعتکاف را قربانی کردهایم. اگر قرار است اعتکاف بماند، باید شجاعانه بپذیریم که جذابیت آن نه در هیجان، بلکه در عمق و معنای آن است؛ و هر سیاستی که این عمق را قربانی کند، حتی اگر نیتش خیر باشد، در نهایت علیه دین عمل کرده است.
۲۱:۰۲
واژه هایی عمیق در مطالعات تعلیم و تربیت
بخشهایی خواندنی از کتاب “خوانشی بر دلالتهای تربیتی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن”
#کتاب #تربیت #گزیده
۱۰:۴۶
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۵:۳۲
بازارسال شده از کانال رسمی آستان قدس رضوی و حرم مطهر
۲۰:۰۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۰:۰۷
بازارسال شده از خبرگزاری فارس
شعر میلاد عرفانپور برای معلم شهید حسین بابری
زیباتر از زیباشدی، آقامعلمتصویر عاشورا شدی، آقا معلم
هم سالها پروانۀ نور حسینیهم شمع جمع ما شدی، آقا معلم
آنشب چه شد دکتر به بالینت نیامدآنشب چه شد تنها شدی آقا معلم!
آقا خودم دیدم تو هم لبتشنه رفتیچون حضرت سقا شدی آقامعلم
زخمی به پهلو داشتی، زخمی به بازو خود، روضهی زهرا شدی، آقامعلم!
یک لحظه دیدم باوجود زخمهایتچون رستم از جا پاشدی آقا معلم
از شوق فردا گفته بودی، شوق رفتنامشب خودت فردا شدی آقا معلم
معلوم شد دیگر، چرا اسمت حسین استبا رفتنت معنا شدی آقا معلم
ممنون که برگشتی کلاس درس، ممنونموضوع این انشا شدی، آقامعلم@Farsna
زیباتر از زیباشدی، آقامعلمتصویر عاشورا شدی، آقا معلم
هم سالها پروانۀ نور حسینیهم شمع جمع ما شدی، آقا معلم
آنشب چه شد دکتر به بالینت نیامدآنشب چه شد تنها شدی آقا معلم!
آقا خودم دیدم تو هم لبتشنه رفتیچون حضرت سقا شدی آقامعلم
زخمی به پهلو داشتی، زخمی به بازو خود، روضهی زهرا شدی، آقامعلم!
یک لحظه دیدم باوجود زخمهایتچون رستم از جا پاشدی آقا معلم
از شوق فردا گفته بودی، شوق رفتنامشب خودت فردا شدی آقا معلم
معلوم شد دیگر، چرا اسمت حسین استبا رفتنت معنا شدی آقا معلم
ممنون که برگشتی کلاس درس، ممنونموضوع این انشا شدی، آقامعلم@Farsna
۰:۱۸
بازارسال شده از حوزه هنری انقلاب اسلامی
إِنَّ اللّهَ بَعَثَ مُحَمَّدًا رَحْمَةً لِلعَالمِينَ وَ تَمَّمَ بِهِ نِعْمَتَهُ
*عید سعید مبعث؛ روز تجلی رحمت الهی بر تمامی مسلمین مبارک باد*
@hozehonari_ir
حوزهی هنری در فضای مجازی:سایت | آپارات | ایتا | روبیکا | اینستاگرام
۲۳:۴۴
واژه هایی عمیق در مطالعات تعلیم و تربیت
بخشهایی خواندنی از کتاب “خوانشی بر دلالتهای تربیتی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن”
#کتاب #تربیت #گزیده
۶:۴۷
امام حسین (علیه السلام) الگویی بینظیر در اخلاق، معنویت و عدالتخواهی هستند. ایشان با عمل به دستورات الهی و تحمل مظالم، درس ایستادگی در برابر طاغوت و دفاع از حقوق مستضعفان را به جهانیان آموختند.
۲۰:۲۲
#یادداشت حکمرانی و اثربخشی پیشگیرانه مدرسه در تربیت شهروندان مطلوب در رویکردهای نوین جرمشناسی، پیشگیری اجتماعی از جرم به عنوان یکی از کارآمدترین و پایدارترین راهبردها برای کنترل و کاهش بزهکاری در جامعه شناخته میشود. برخلاف رویکردهای واکنشی که پس از وقوع جرم مداخله میکنند، جرمشناسی پیشگیرانه تاکید بر شناسایی و اصلاح عوامل زمینهساز رفتارهای ضد اجتماعی در مراحل اولیه زندگی دارد. در این چارچوب، تربیت کودکان و نسل جوان اهمیت فوق العادهای دارد. زیرا بخش عمدهای از نگرشها، ارزشها و الگوهای رفتاری افراد در سالهای نخستین زندگی و پیش از ورود به بزرگسالی شکل میگیرد.خانواده نخستین نهاد اجتماعی مؤثر در فرآیند تربیت فردی و اجتماعی کودک است، اما پس از آن، مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی و یکی از ارکان اساسی پیشگیری اجتماعی، کانال و مجرایی مؤثر برای انتقال مجموعهای از دانشها، مهارتها، ارزشها و باورهای اجتماعی به شمار میآید. مطالعات بینالمللی در حوزه مدارس موفق نشان میدهد که نهاد مدرسه باید «مدرسه زندگی» باشد تا «مدرسه آموزشی» تا از این مسیر، بتواند فرصتهایی را فراهم سازد تا فراگیران ارزشها و باورهای مختلف را از دیدگاههای گوناگون مورد بررسی و نقد قرار دهند و نسبت به نقش و مسئولیت خود به عنوان شهروندان مطلوب جامعه آگاهی یابند. چراکه شهروندی و تربیت اجتماعی مفهومی نیست که پس از فراغت از مدرسه شکل گیرد بلکه رفتارهای جمعی و تجربههای اجتماعی در بستر تعاملات واقعی دانشآموزان با یکدیگر و با معلمان و سایر اعضای جامعه مدرسه آموخته و تمرین میشود تا شهروندانی فعال، مسئول و آگاه تربیت شوند. امروزه جامعهشناسان تربیتی و جزایی بر این باور هستند که نظامهای آموزشی موفق، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و پرورش شهروندان سالم و مسئول را به عنوان دو هدف به هم پیوسته دنبال میکنند. در این نظامها، آموزش شهروندی، مهارتهای زندگی، خودکنترلی، حل تعارض، همدلی و احترام به قانون، بخشی جداییناپذیر از مأموریت مدرسه تلقی میشود. چنین رویکردی مبتنی بر این فرض است که تقویت شایستگیهای شهروندی، به طور مستقیم در کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر و ضد اجتماعی نقش دارد.در این میان، حکمرانی و اثربخشی مدرسه نقشی تعیینکننده ایفا میکند. مدرسهای میتواند نقش پیشگیرانه خود را به درستی ایفا کند که از اثربخشی سازمانی برخوردار باشد و بتواند اهداف تربیتی خود را به صورت عملی محقق سازد. اثربخشی مدرسه در این معنا، تنها به موفقیت تحصیلی محدود نمیشود بلکه شامل توانایی مدرسه در ایجاد محیطی امن، حمایتگر و مشارکت محور است که در آن دانشآموزان احساس تعلق، ارزشمندی و مسئولیت اجتماعی را تجربه کنند. چنین محیطی، یکی از مهمترین عوامل محافظت کننده در برابر بروز رفتارهای بزهکارانه و مجرمانه در دوران نوجوانی و جوانی به شمار میآید.
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
۲۱:۳۸
حکمرانی مدرسه به عنوان چارچوب هدایت و تصمیمگیری درونسازمانی، نقش اساسی در تحقق این کارکرد ایفا میکند. حکمرانی کارآمد مدرسه، با تأکید بر مشارکت معلمان، دانشآموزان و خانوادهها و حتی دستگاهها و نهادهای مختلف آموزشی و پرورشی مانند جامعه دانشگاهی و حوزوی، زمینهساز شکلگیری فرهنگ مدرسهای مبتنی بر قانونمداری، عدالت و احترام متقابل میشود. در مدارس برخوردار از حکمرانی مطلوب، قواعد و مقررات نه از طریق اجبار، بلکه از راه اقناع، گفتوگو و مشارکت جمعی و برنامههای مختلف و هدفمند آموزشی و پرورشی برای خانوادهها و دانشآموزان و حتی معلمان و مدیران نهادینه میشوند؛ امری که در پیشگیری از قانونگریزی و رفتارهای ضداجتماعی نقشی اساسی دارد.نقش معلمان در این فرآیند، نقشی محوری و غیرقابل جایگزین است. معلمان، پس از خانواده، مؤثرترین کنشگران تربیتی در زندگی کودکان و نوجوانان محسوب میشوند و تعامل روزمره آنان با دانشآموزان، تأثیر عمیقی بر شکلگیری نگرشها و رفتارهای اجتماعی دارد. شیوههای آموزشی معلمان، نحوه مدیریت کلاس درس، برخورد با تعارضها و میزان توجه به تربیت اخلاقی و اجتماعی، همگی پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی در حوزه پیشگیری از بزهکاری دارند. در مدارس اثربخش، معلمان با بهرهگیری از روشهای آموزشی فعال، مشارکتی و مسئله محور، فرصت تمرین رفتارهای مسئولانه و قانونمدار را برای دانشآموزان فراهم میکنند.مدرسه اثربخش میتواند با طراحی و اجرای برنامههای متنوع آموزشی و تربیتی، نقش پیشگیرانه خود را تقویت کند. برنامههایی نظیر آموزش مهارتهای زندگی، گفتوگوی اجتماعی، فعالیتهای گروهی، مشارکت دانشآموزان در تصمیمگیریهای مدرسه و تعامل مستمر با خانواده و جامعه محلی، از جمله راهبردهایی هستند که در مدارس برجسته جهانی برای کاهش آسیبهای اجتماعی به کار گرفته میشوند. این برنامهها به دانشآموزان کمک میکنند تا پیامدهای رفتارهای خود را درک کرده، مسئولیت اعمال خویش را بپذیرند، همزیستی بهینه و راه حلهای مسالمتآمیز برای حل مسائل خود را پیدا کنند.
به قلم دکتر مریم اسماعیلی
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
۲۱:۳۹
واژه هایی عمیق در مطالعات تعلیم و تربیت
بخشهایی خواندنی از کتاب “خوانشی بر دلالتهای تربیتی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن”
#کتاب #تربیت #گزیده
۲۰:۴۰
#یادداشت تحلیلی بر نقش هویتیِ نوجوانان و جوانان در اغتشاشات اخیر این روزها که بحث اغتشاشات بسیار فراگیر شده است؛ افراد مختلفی در زمینه نقش بازیهای موبایلی در تحریک هیجانات نوجوانان، مصرف مواد مخدر و تاثیر آن بر جسارت نوجوان و نقشی که کانالهای ماهوارهای و شبکههای مجازی در این امر داشته اند قلمفرسایی کرده و حرفهای درستی زدهاند، اما این یادداشت قصد دارد از زاویه هویتیِ نوجوانان و جوانان به این مسئله نگاهی بیاندازد. با توجه به گزارش نهادهای مربوطه اغلب جمعیت اغتشاشگران در سنین زیر 25 سال بودند که شامل قشر نوجوان و جوان جامعه میشوند. از اینرو این یادداشت به بررسی سازوکارهای هویتی نسل جدید بر رفتارهای جمعی از جمله اغتشاشات و اعتراضات خواهد پرداخت. با تکیه بر نظریههای "هویت اجتماعی" و " گذار نسلی" در جامعه شناسی فرهنگی، نحوه شکلگیری احساس تعلق جوانان به جامعه ملی و فرهنگی ایران در دهه اخیر با چالشهایی چون بحران اعتماد نهادی، گسترش فضای مجازی و شکاف ارزشی نسلها روبرو شده است. هویت اجتماعی نوجوانان و جوانان، محصول پیوند میان فرد و جامعه است. در دههی اخیر، با رشد سریع فناوری ارتباطی و تغییر سبکهای زندگی، ساختار هویتی جوانان ایرانی از الگوهای سنتی، خانوادگی و نهادی فاصله گرفته و بیشتر به سمت هویت شبکهای و شخصی حرکت کرده است. این تحول فرصت و تهدیدی همزمان برای نظام اجتماعی محسوب میشود.از اینرو؛ از طرفی جوان ایرانی امروز دیگر تنها محصول خانواده و مدرسه نیست، بلکه به طور چشمگیری تحت تاثیر الگوسازی از سلبریتیها، فضای مجازی و جریانهای جهانی قرار دارد. در این فضا، هویت فردی انعطاف پذیر و ناپایدار شده است. نتیجه، افزایش گرایش به اعتراض نمادین و کنشهای نمایشی است. از طرف دیگر یکی از عوامل اساسی در بروز رفتارهای جمعی جوانان، کاهش اعتماد به نهادهای رسمی است. بی اعتمادی سیاسی- اجتماعی(که ریشه در عوامل بسیاری دارد) به خصوص در میان نوجوانان که هنوز تجربهی زیست نهادی عمیقی ندارند، باعث میشود کنشهای هیجانی سریعتری نسبت به رخدادهای سیاسی داشته باشند. در اغتشاشات اخیر، فضای مجازی به مثابه بستر تولید معنا، هم جهتدهنده هیجانات و هم شکلدهنده هویت اعتراضی بوده است. نسل z در ایران به جای تعلق به نهادها، در شبکهها هویتسازی میکند. بنابراین هر رخداد سیاسی به جنگ روایتها تبدیل میشود، نه صرفا نزاع فیزیکی. از نظر روانی نیز بخش قابل توجهی از مشارکت نوجوانان جنبهی نمادین دارد و با هدف تلاش برای دیده شدن، ابراز فردیت و کسب معنا در فضایی که درک آینده و منزلت اجتماعی با ابهام روبروست، صورت میگیرد. در این چارچوب، رفتارهای اعتراضی بیشتر نوعی بازتعریف هویت است تا براندازی هدفمند سیاسی. در مجموع میتوان اینگونه بیان نمود که اغتشاشات دی ماه ایران، در سطح کلان، نشانهی بروز شکاف در نظام فرهنگی و ارتباطی میان حاکمیت و نسل جدید است. بازسازی اعتماد، گفتوگوی بیننسلی و فراهمسازی بسترهای مشارکت مسئولانه برای جوانان لازم است تا این انرژی اجتماعی از مسیرهای سالم و سازنده هدایت شود.
به قلم دکتر زینب نادری
*مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت*www.merat-thinktank.ir
ایتا | بله | اینستاگرام
۲۰:۴۸
۲۱:۵۶