بله | کانال مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
عکس پروفایل مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلابم

مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب

۱.۱ هزار عضو
undefinedبلاتکلیفی مضرّ
undefinedاسماعیل رمضانی
ما در حالت جنگی هستیم یا جنگ تمام شده است؟ اگر در حالت جنگی هستیم چرا وقتی #نقض_آتش_بس می‌شود از این طرف پاسخی دریافت نمی‌کند؟وزیر دفاع اسرائیل می‌گوید: منتظر چراغ سبز آمریکاییم برای نابودی تمدن ایران و دودمان خامنه‌ای، اما اینطرف انگار نه انگار.قرار بود کل #جبهه_مقاومت یکپارچه دیده شود ولی تعرض به لبنان تعرض به ایران تلقی نمی‌شود. قرار بود محاصره دریایی #نقض_آتش_بس باشد اما باز هم بر جبهه ما سکوت حاکم است.
یا نیروهای نظامی ما مشکلی دارند یا برخی از سیاسیون در حال چانه زنی و زمینه چینی برای برگزاری دور دوم #مذاکرات و وارد شدن بحث هسته‌ای به مذاکرات علی‌رغم نهی قطعی رهبری هستند.
undefinedاگر مشکل نظامی است عرض می‌کنم: سیدمجید عزیز، آقای عبداللهی، برادران نظامی شما را به خدا دست بجنبانید.اگر مشکل سیاسی است از دست کسی کاری بر نمی‌آید جز مردم در خیابان!
مردم عزیزتر از جانم! شما را به خدا، به جای فستیوالی برگزار کردن تجمعات و کنسرت مذهبی انقلابی، شروط رهبری را از مسئولین مطالبه کنید و به رهبری عزیز اعلان وفاداری در همه سختی های جنگ بنمایید.
مگر رهبر فعلی انقلاب یکی از دلایل حضور و فریادهای ما در خیابان را برای تاثیر در نتیجه مذاکرات اعلام نکردند؟ بگذریم از اینکه رهبر شهید انقلاب مذاکره با تهدید را جز باج دادن و تسلیم چیزی نمی‌دانستند. به این جمله ترامپ نگاه کنید ببینید کدام آدم باشرفی حاضر به مذاکره با این ادبیات می شود:« اگر جمهوری اسلامی توافق نکند مسئله جمهوری اسلامی را به‌طور نظامی با زدن اهداف باقی‌مانده حل می‌کنم »چهارم اردیبهشت ۱۴۰۵
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۷:۱۶

undefinedاختلاف پیرامون مذاکرات از کجا نشأت می گیرد؟
undefined مهدی افراز
undefinedاعلام موضع اتحّاد داخلی توسط شخصیت های سیاسی کشور کاملاً جدی و واقعی است. امروز هیچ جریان یا موقعیت مدیریتی، امنیتی و نظامی در ایران قائل به تسلیم در برابر امریکا‌ یا زمینه سازی برای ضربه پذیری های بعدی در آینده نیست.
undefinedوجود این وحدت امّا به معنای عدم وجود تفاوت در ارزیابی ها و تجویزها نیست و از همین رو اختلاف در رویکردها و مواضع در مورد مذاکرات اسلام آباد مسأله ای نیست که اساساً قابل انکار باشد.
undefinedمجموعه اختلافات شکل گرفته که همگی با نیت تثبیت پیروزی ها برای ملّت ایران و انقلاب اسلامی بروز یافته، برخاسته از تفاوت برآورد نسبت به دو مقوله است، اول؛ رفتارشناسی و انگیزه شناسی هیئت حاکمه امریکا‌ در نسبت با ایران و دوم؛ نقطه پایان نظامی جنگ. تفاوت برداشت در این دو زمینه موجب شده است تا در میان نخبگان و تصمیم سازان کشور سه رویکرد مختلف پیرامون کیفیت پایان دادن به جنگ شکل بگیرد.
undefinedرویکرد اول؛ در شرایط فعلی جنگ که ما دست برتر نسبی داریم، می توانیم و می باید برای آمریکا یک پنجره خروج باز کنیم و بدون این که رفتارهای جنون آمیز از او سر بزند یا آسیب ها و خسارات زیرساختی به ما وارد کند، با گرفتن امتیازاتی، به ترامپ‌ امکان خروج از جنگ را بدهیم. بر اساس نحوه عملکرد هیات مذاکره کننده ایرانی و به خصوص بر مبنای گفتگوی تلویزیونی آقای قالیباف به نظر می رسد، چارچوب راهبردی این تیم بر اساس این رویکرد شکل گرفته است.
undefinedرویکرد دوم؛ امریکا‌ هیچ گونه امیتاز واقعی به ما نخواهد داد، لذا با این که رویکرد اول محتاطاته به نظر می رسد اما کاملاً غیرواقعی است و زمینه را برای خالی شدن دست ما در میدان سیاسی و در نتیجه وحشی شدن آن در میدان نظامی باز می کند. این رویکرد قائل است تا زمانیکه تمامی برگ های ترامپ در میدان نسوزد و حجم هزینه های اقتصادی و زیرساختی برای امریکا و اذنابش‌ به حداکثر نرسد، هیچ بازدارندگی و امکان‌ امتیازگیری واقعی برای ما ایجاد نخواهد شد. لذا می باید با تصعید تنش انرژی میدان را به نفع خودمان تخلیه کنیم، سپس زمینه پایان بندی سیاسی جنگ را فراهم کنیم. این رویکردی است که عمده مخالفان مذاکرات اسلام آباد در داخل عاقله موثر نظام بدان گرایش دارند.
undefinedرویکرد سوم؛ امریکا‌ در هیچ شرایطی امتیازدهنده نخواهد بود و در میدان نظامی هم، افقی برای برتری قاطع ما وجود ندارد. بهترین گزینه فریز کردن وضعیت فعلی است. یعنی امریکا‌ با احساس حفظ محاصره دریایی و ما با احساس حفظ اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز، حدود آستانه درگیری با طرف مقابل ایجاد کنیم و جنگ را در سطح یک تنش دریایی‌ نگه داشته و اصراری بر پایان دهی سیاسی یا نظامی به جنگ نداشته باشیم. این رویکردی است که اخیراً در برخی محافل تصمیم ساز مورد طرح قرار می گیرد.
undefined با این توضیح، باید توجه داشت که به دلیل شرایط خاص و تجربه نشده فعلی بروز این تفاوت ها طبیعی و بلکه سازنده است، بدان شرط که اولاً؛ تنوع راهبردی به گونه ای روایت نشود که تصور شود عده ای در حال زدوبند با دشمن و سازش و عده ای دیگر در حال ِماجراجویی و به آتش کشیدن آینده کشور هستند. ثانیاً؛ نظارت عمومی مردم در این روزهای حساس بهترین دارایی برای اثبات کارآمدی هریک از این رویکردهاست، لذا شفافیت و دیالکتیک با این جامعه مبعوث‌ نجات دهنده است. ثالثاً؛ در نقطه نهایی همه مقامات و تصمیم گیران باید بدانند که جمع بندی فرماندهی کل قوا مجرای اراده ورزی عموم ملّت است و تبعیت قطعی و کامل از آن ملاک پایبندی ما به مردم سالاری و پاسخگویی ما به تاریخ و آیندگان خواهد بود و نه رویکردهای شخصی یا جریانی.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۸:۲۷

undefinedملت مبعوث و امتناع همراهی در بی‌خبری!undefined
undefinedعلی محمدی
undefined اول اینکه حقیقتاً در این ایام بیشتر دوست دارم ببینم و لذت ببرم و خدا را شاکر باشم تا بنویسم و حرف بزنم:undefined من جامعه‌ای را می‌بینم که برانگیخته شده است و به‌یکباره با سطحی از قدرت و امکانات خویش مواجه گردیده که گویی سالیان سال از آن محجوب بوده است.undefined من جامعه‌ای را می‌بینم که بعد از گذشتن ۵۰ سال از انقلاب ۵۷ و جا افتادن این حرف غلط که «آن حال و هوا تکرارنشدنی است»، حالا حال و هوایی شبیه و حتی در مواردی قوی‌تر از آن صفا و صمیمیت و یکرنگی و اخوت و بعثت را در خود مشاهده می‌کند. گوهر نهفته در خود را که شاید به‌حس نوستالژیک از مرور خاطرات گذشته تمنا می‌کرد، امروز درخشان و سرزنده در میانهٔ وجودی خود احساس می‌کند.undefined من جامعه‌ای را می‌بینم که با ترس از دست دادن امام و رهبر رشید و کم‌نظیر خود مواجه شده است. در این بلا و مصیبت الهی، دست هدایتگر و سکینه‌ساز و پشتیبانی را دیده و چشیده؛ دستی که هم «مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ» است و هم «جَابِرَ الْکَسْرِ الْعَظِیمِ» (یعنی جوش‌دهندهٔ استخوان شکسته).undefined من این جامعه را در میانهٔ موجی از شور و شعور و خون و جنون و مرگ‌آگاهی و عزم بر زندگی می‌بینم؛ مفاهیمی که لااقل در ذهن بنده، سال‌ها در کشور مصادیق مجزایی داشتند و به‌ندرت موردی یافت می‌شد که بتواند همزمان مصداق همهٔ این مفاهیم باشد.
undefined نکتهٔ دوم اینکه کار بدین‌جا ختم نخواهد شد.undefined این وضعیت تاریخ‌ساز است و إن‌شاءالله انقلابی در سازوکارهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و اجرا در وزان نظام امامت و امت ایجاد خواهد کرد.undefined این وضعیت پایه‌گذار الگویی جدید در مکانیزم‌های مدیریت اجتماعی خواهد شد و بت بزرگی به نام «بروکراسی مدرن» را از میان برخواهد چید. نظامی انقلابی که در عین نظم و وحدت، جوهرهٔ انسانیت یعنی آزادی، کرامت و خلاقیت را هم ارج بِنِهد، بنا خواهد گذاشت.undefined این جامعهٔ مبعوث، هاضمهٔ روحی و عقلانی خود را طلب می‌کند: «کثرتی در عین وحدت» و «وحدتی در عین کثرت». اگر بعد از آتش‌بسِ نظامی (به اصطلاح مرسوم) در خیابان رفته باشید، با پدیدهٔ دست‌نوشته‌ها و پلاکاردهایی مواجه می‌شوید که بیش از آنکه حاوی شعارها و پیام‌های مشترک روزهای قبل باشد، حاوی اظهارنظرها و ابراز دیدگاه‌های خاص شرکت‌کنندگان است. گویی هر کسی در این رسالت و بعثت، اولویتی در راستای هدف و مقصد اصلی تشخیص داده و آن را گردن گرفته است؛ از تأکید بر حجاب و اصرار بر محاکمهٔ حسن روحانی و ظریف گرفته تا تذکر به شرافتمندانه نبودن مذاکره و خائن بودن هر کسی که تن به مذاکره با آمریکا بدهد.
در این میان، توصیه می‌کنم حتماً سری به «موکب هنر و رسانه» در زیر پل فردوسی در زنبیل‌آباد قم بزنید و حضور هنر و هنرمند در تراز جامعهٔ مبعوث را ببینید. جایی که هنرمندانی انقلابی از خطاط و کاریکاتوریست و نقاش جمع شده‌اند و هرکس متن و عکس و شعاری که می‌آورد را با زیباترین طرح‌ها بر پلاکاردها و مقواها می‌نویسند و در اختیار مردم قرار می‌دهند. این امکان را به همهٔ مردم با هر سلیقه و ذائقه‌ای می‌دهند که بتوانند ابراز نظر و انفاذ اراده کنند.
البته همین توسعه در قدرت اجتماعی مردم در کلیشه‌هایی که برای ماشین‌ها هم تهیه می‌شود، می‌تواند تکرار شود. متناسب با حوادث و وقایع، کلیشه‌های مختلفی که منعکس‌کنندهٔ تنوع سلیقهٔ مردم باشد شکل بگیرد و نوشته‌های پشت شیشهٔ ماشین‌ها هم به سکوی ابراز نظر و موضع مردم تبدیل شود.
undefined نکتهٔ سوم اینکه این بعثت و حضور، با موقعیت انفعال و انقیاد مطلق سازگار نیست. اگر مردم را در مقامی به عظمت و فخامت موسیٰی کلیم علیه‌السلام هم فرض کنیم، در «همراهیِ در بی‌خبری» کم می‌آورند؛ ولو اینکه راهبر خضر نبی علیه‌السلام باشد. چه خوب خضر نبی این نکته را به موسیٰی کلیم در سورهٔ کهف تذکر می‌دهد: «قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (۶۷) وَ كَیْفَ تَصْبِرُ عَلىٰ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً (۶۸)» (گفت: [ای موسیٰ!] تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی. و چگونه می‌توانی بر چیزی که به آن احاطهٔ علمی نداری شکیبایی ورزی؟)

دربارهٔ این نکته باید بسیار تأمل کرد و نوشت. وقتی کسی برانگیخته می‌شود، خود را مُشارِک و سهیم در امور قلمداد می‌کند. به جزئیات حساس می‌شود. به کوچکترین اموری که انحراف تشخیص می‌دهد واکنش تند نشان می‌دهد. توقعش بالا می‌رود و به‌طور طبیعی صبرش کمتر می‌شود. اینجاست که کار رهبران و والیان سخت‌تر می‌شود. باید در میانهٔ تعامل و گفتگوی شفاف با مردم و اقتضائات پیچیدهٔ زمان جنگ و ناپایدار بودن وضعیت‌ها و جلوگیری از دهن‌لقی‌ها و درز اطلاعات، به نقطهٔ تعادلی برسند که ظاهراً هنوز تا آن نقطه فاصله داریم. (در این‌باره بیشتر می‌نویسم ان شاء الله)
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۹:۱۸

undefined️ استمرار آتش بس به نفع کیست؟!
undefinedعلیرضا کمیلی
در هیچ جنگی، نفع و ضرر یک طرفه نیست. جنگ کنونی هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر فرض کنیم ترامپ میخواهد با همین دست فرمان محاصره دریایی ایران جلو برود و از جنگ نظامی‌ اجتناب نماید ابعاد مسأله جای بررسی دارد تا معلوم شود در این وضعیت چه کسی بیشتر ضرر می کند:
undefined سمت ایرانبخشی‌ از کالاهای مورد نیاز کشور از طریق دریا وارد می شد. طبعا ما سرزمینی با چهار هزار کیلومتر مرز خاکی هستیم و به فکر راه جایگزین باید باشیم تا به کمبود کالا نرسیم.مهمتر از آن، توقف صادرات نفت است که می تواند در صورت بلتدمدت شدن این محاصره با ما ضربه بزند ولی اساسا طولانی شدن توقف صادرات نفت به ضرر همه جهان از جمله آمریکاست.یک نکته دیگر هم حالت نه جنگ و نه صلح و بلاتکلیفی است که اثرات مخربی بر ثبات و معاملات بازار کشور تحمیل می کند.
undefined سمت آمریکاتداوم حالت «کنترل شدید» بر تنگه هم به معنی ضربه خوردن صادرات نفت همه کشورهای خلیج است هم با وارد شدن به قیمت گذاری فصل سرما، افزایش جدی قیمت را در پی خواهد داشت.بعلاوه، صادرات بسیاری از کالاهای ضروری جهانی از جمله مواد شیمیایی و کود موجب بالا رفتن قیمت مواد غذایی و بسیاری از تولیدات تابع نفت خواهد شد. در این حالت،‌ قبل از آمریکا، اروپا و خلیجی ها که هم پیمانان او هستند آسیب جدی می بینند که اثر بدی بر روابط بلندمدت آنها نیز خواهند گذاشت. بعلاوه تحقیر آمریکا در عدم توان بازگشایی تنگه، نکته ای است که امید مقاومت را از همه جهان خصوصا منطقه تقویت خواهد کرد.
به طور خلاصه می توان گفت ضررهای مورد توجه طرف آمریکایی بیشتر از ماست هر چند ما نیز خسارت هایی می بینیم.شرایط کنونی دوره تاب آوری اقتصادی است و واضح است که جنگ نظامی هم نمی تواند تسلط ما بر تنگه را کم کند لذا این تاب آوری مهم و حیاتی است.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۲۰:۰۳

undefinedدرباره طرح سه‌مرحله‌ای
undefinedمصطفی نجفی
طرحی که تحت عنوان طرح سه مرحله‌ای برای پایان دادن به جنگ و رسیدن به توافق مطرح شده، ابتکار تازه‌ای است که در اوج بدبینی، امید به مذاکرات را بسیار محدود و کم، زنده نگه داشته است؛ اما چند ابهام و ایراد مهم‌ دارد:
۱. این طرح اگر فرضا شانس موفقیت و رسیدن به توافق را هم داشته باشد، وضعیت تعلیق و نه جنگ و نه صلح فعلی را تا رسیدن به یک توافق کامل ادامه خواهد داد؛ وضعیتی که شاید چندان مطلوب ایران نباشد و فشارهای داخلی را تشدید می‌کند. البته بستگی به این دارد که توافق در مرحله اول چگونه و با چه کیفیتی حاصل شود!
۲. در مرحله اول(پایان دادن دائمی یا پایدار به جنگ) ‌‌و مرحله دوم(مدیریت تنگه هرمز و محاصره دریایی)‌ طرح، شاید بتوان به توافقاتی دست یافت، اما احتمالا در مرحله سوم یعنی موضوع هسته‌ای به مانند اکنون همه چیز قفل خواهد شد و به دوره پیش از جنگ برمی‌گردیم که در این شرایط اگر توافقی حاصل نشود به مرحله کنونی یعنی جنگ و آمادگی برای جنگ خواهیم رسید!
۳. حتی در رابطه با توافق بر سر مراحل اول و دوم نیز تردید‌های جدی وجود دارد. اظهارات امروز مارکو روبیو که گفته مدیریت و‌ کنترل ایران بر تنگه را تحمل نمی‌کنیم در همین راستا قابل تحلیل است.
۴. در طرح مرحله به مرحله، جزئیات هر مرحله و توافق روی آن‌ها مهم است؛ اما به نظر نمی‌رسد واشنگتن علاقه‌ای به‌ توافق روی جزئیات داشته باشد. همانطورکه پیش از این نوشتم آمریکا توافقی می‌خواهد که جامع، کلی و سیاسی باشد. ارزیابی من این است که توافق مرحله‌ای، جزئی و فنی مورد نظر ترامپ و تیم‌ او نیست.
۵. قاعدتا اگر شانسی برای توافق مرحله‌ای وجود داشته باشد احتمالا در چارچوب یک توافق اصولی اعلام خواهد شد و مذاکرات پیرامون هر مرحله آغاز می‌شود. با این حال و به فرض موافقت طرفین با آن، ممکن است مراحل موردنظر ایران و امریکا برای شروع تا خاتمه متفاوت از یکدیگر باشد؛ برای مثال ایران پایان جنگ را مرحله اول در نظر بگیرد و امریکا مذاکرات هسته‌ای! به ویژه اینکه از نظر آمریکایی‌ها حفظ فشار نظامی بر ایران برای کسب امتیازات حداکثری هسته‌ای ضروری است( در چارچوب راهبرد صلح از طریق قدرت). در واقع، آمریکا فشار نظامی را تا رسیدن با اهداف سیاسی خود حفظ خواهد کرد و بعید است این فشار نظامی را در همان گام نخست بردارد!
۶. در طرح مرحله‌ای، احتمالا ما به ازای باز کردن تنگه هرمز رفع محاصره دریایی خواهد بود و تنگه ما به ازای دیگری ندارد؛ هرچند علی‌رغم باز شدن، نحوه مدیریت و کنترل تنگه‌ احتمالا متفاوت از پیش از جنگ خواهد بود.
۷. ارزیابی من این است که طرح توافق مرحله‌ای نیز به نتیجه نخواهد رسید. اگر هم برسد در مرحله دوم یا ابتدا مرحله سوم به بن‌بست می‌رسد. ترامپ به دنبال مسیری است که بگوید موضوع ایران را برای همیشه حل و فصل کردم! چه با جنگ چه با توافق و چه با تضعیف کامل!
۸. قطعا ادامه جنگ به نفع کشور نیست و از هر طرحی در هر زمان و مرحله‌ای از سوی دستگاه دیپلماسی در چارچوب سه اصل عزت، حکمت و مصلحت باید حمایت کرد. مذاکره آنگونه که عده‌ای می‌پندارند به معنای تسلیم نیست و به همین جهت در هر مرحله از شرایط کنونی باید ابتکاری برای پیشبرد مسیر دیپلماسی و خاتمه جنگ وجود داشته باشد. ناکامی یک ابتکار نباید به معنای ناکامی کامل و تعطیلی دیپلماسی باشد!#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۴:۵۲

undefinedآیا مذاکرات فایده دارد؟اعتماد ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
undefinedعباس عبدی
undefinedیادداشت‌هایم در باره جنگ را با دفاع از اصل مذاکره آغاز می‌کنم. چرا این مسأله مهم است؟ چون با یک مغلطه رایج علیه آن مواجهیم که عده‌ای با استناد به آن در صدد نفی مذاکره هستند. آنان می‌گویند که ایالات متحده دنبال مذاکره نیست و در صدد اتلاف وقت یا خریدن فرصت است. تجربه مذاکرات بهار سال گذشته (پیش از جنگ ۱۲ روزه) و مذاکرات پیش از جنگ رمضان نیز نشانه درستی این ادعا است. در تایید این ادعا حتی شواهدی را از مذاکرات اخیر هم ارایه می‌دهند.
undefinedهر سه مورد یا حداقل دو مورد اول کاملاً درست است، ولی این نافی فایده‌مند بودن مذاکرات نیست. اتفاقاً در هر دو مورد قبلی برنده اصلی مذاکرات ایران بوده است، هر چند گفتگوها در عمل به نتیجه‌ای نرسید و جنگ شد؟ چرا این ادعا می‌شود؟
undefinedفرض کنیم که بهار سال گذشته پیشنهاد آمریکا در باره مذاکره را نمی‌پذیرفتیم و انجام نمی‌شد. چه دستاورد مثبتی برای ایران حاصل می‌شد؟ هیچ. به معنای دقیق هیچ. هیچ کمکی هم به افزایش آمادگی رزمی ایران نمی‌کرد، چون مسیر آن مستقل از مذاکرات بود. هیچ نفع اقتصادی برای ایران نداشت، فقط قدری هزینه رفت و آمد مذاکره کنندگان را کم می‌کرد.
undefinedدر مقابل نتایج رد کردن پیشنهاد گفتگو، همگی منفی بود. ترامپ می‌گفت ایران نمی‌خواهد مذاکره کند، لذا برای حمله اسراییل و آمریکا مشروعیت‌تراشی می‌کرد. دنیا هم مخالفت با مذاکره را نمی‌پذیرد. از همه بدتر اینکه در داخل اختلاف می‌افتاد و بطور قطع افراد زیادی معتقد می‌شدند که اگر مذاکره می‌کردیم، چنین می‌شد و چنان می‌شد و در نهایت جنگ را محصول مخالفت ایران با مذاکره می‌دانستند.
undefinedپذیرش مذاکره نتایج کاملاً معکوسی داشت. همه پذیرفتند که ایران می‌خواهد حل کند، هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی چنین برداشتی مشهود بود. بویژه آثار آن در داخل بسیار گسترده و عمیق بود. یکی از مهم‌ترین دلایل واکنش مناسب مردم در جنگ ۱۲ روزه، همین بود که ایران وارد مذاکرات شده بود و حتی تاریخ دور بعدی مذاکرات هم تعیین شده بود، ولی بدون هیچ اعلان قبلی و برخلاف اصول متعارف جنگی، و در میانه مذاکرات به ایران حمله کردند.
undefinedشاید رهبری نظام نیز متوجه این نکته بودند که متفاوت از نظرات پیشین خود، اجازه مذاکرات را دادند. جالب اینکه حتی پیش از جنگ اخیر نیز این اجازه صادر شد، علی‌رغم آنکه تجربه مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز وجود داشت. چرا؟ برای اینکه آن مذاکرات که معلوم شد از طرف آمریکا صوری بوده، در نهایت به سود ایران شد.
undefinedچرا آمریکا چنین سیاستی را پیش می‌برد؟ آیا متوجه تبعات منفی این کار نیستند؟ آنان هم محدودیت‌های خود را دارند. در واقع بدون پیشنهاد مذاکره و مستقیماً حمله کردن، در جهان محکوم است. آنان هم نیاز دارند که بگویند ما پیشنهاد مذاکره دادیم، طرف مقابل نپذیرفت یا پذیرفت ولی به توافق مورد نظر ما نرسید. بنابراین هر دو طرف در برابر اصل مذاکره، مجبورند کوتاه بیایند، هر چند ممکن است یکی یا هر دو طرف با آن صوری و شکلی برخورد کنند و هدفشان جنگ باشد.
undefinedعجیب این که در دوره جلیلی ایران بود که مذاکرات نمایشی و صوری دور دنیا را انجام می‌داد و طرف مقابل هم آن را رد نمی‌کرد و مخالفان امروز مذاکره آن زمان از آن مذاکرات بی‌فایده و نمایشی دفاع می‌کردند.
undefinedجالب است که علی‌رغم دو تجربه قبلی، باز هم در این دور، ایران مذاکره را پذیرفت و جالب‌تر اینکه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقیم انجام داد. شاید از ابتدا هم می‌دانستند به نتیجه نمی‌رسند. پس نفی مذاکره هیچ نتیجه‌ای ندارد جز اینکه خود را در موضع ضعیف‌تر قرار می‌دهید. طبعا مذاکره نباید مانع آمادگی‌های دیگر شود، بلکه برعکس باید آنها را تقویت کند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۵:۳۷

undefinedچند نکته درباره حماسه‌سازی F-5 های ایرانی در کویت
undefinedعلی عوض‌خواه
undefinedدر اولین روزهای جنگ، نه یک فروند که دو فروند جنگنده F-5 ایرانی، پایگاه آمریکایی بوهرینگ یا همان العدیری که مجهز به سامانه‌های راداری و پدافندی بوده را در کویت بمباران کرده‌اند. درست زمانی که العدیری و دیگر پایگاه‌های آمریکا در منطقه زیر ضربات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح ایران قرار داشته است.
undefinedدر طول ۴۰ روز جنگ، پایگاه‌ها و منافع آمریکا در کویت، با بیش از ۲۶۵ موشک و ۷۲۱ پهپاد مورد حمله قرار گرفته است. اوج این حملات هم احتمالا در روزی انجام شده که F-5 های ایرانی، اهداف مهمی را در بوهرینگ مورد اصابت قرار داده‌اند؛ یعنی یک عملیات ترکیبی با پهپاد، موشکی و جنگده.
undefinedبه این صورت که حملات موشکی-پهپادی سامانه‌های شناسایی و پدافندی ایالات متحده از جمله پاتریوت، تاد و حتی جنگنده‌های فوق پیشرفته آمریکایی که در برخی موارد در نقش سامانه‌های دفاعی ظاهر می‌شوند را درگیر، تمرکز آنها را برهم زده‌اند و شکافی موقتی در سامانه یکپارچه دفاعی امریکا ایجاد کرده‌اند تا F-5 ها بتواند از آن نفوذ کند.
undefinedخلبانان تایگرهای ایرانی احتمالا از یکی از پایگاه‌های جنوبی کشور به پرواز درآمده، برای کوتاه شدن مسیر، خلیج فارس را انتخاب کرده و برای در امان ماندن از شناسایی توسط رادارهای دشمن، در فاصله حداکثر ۱۰۰ متری سطح دریا پرواز کرده‌اند.با نزدیک شدن به هدف، خلبانان ارتفاع و زاویه پرواز را تنظیم کرده، اهداف اصلی از جمله انبارهای مهمات، آشیانه‌ها و تأسیسات لجستیکی را شناسایی کرده و بمب‌ها را به‌ صورت دستی رها کرده‌اند. این یعنی مهارت و نبوغ خلبانان ایران.
undefinedجالب‌تر آنکه پس از حمله موفق به کمپ بوهرینگ، تایگرهای ایرانی با موفقیت به کشور بازمی‌گردند و جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافندی ایالات متحده مستقر در کویت که در حالت آماده‌باش برای مقابله با حملات احتمالی مشابه بوده‌اند، سه فروند F-15 E را به اشتباه جنگنده‌های ایرانی تشخیص داده و اقدام به انهدام آنها می‌کنند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۷:۲۲

undefined️ جنگ کریدورها؛ جنگی سرنوشت ساز
undefinedعلیرضا فقیهی‌راد
undefinedدر روزهای آخر جنگ نتانیاهو آمد جلو دوربین و گفت:" اسرائیل حملات هوایی به راه‌آهن چین-ایران انجام داد و این اولین حمله مستقیم به منافع کلیدی در ابتکار "کمربند و جاده" چین بود." اما ماجرا چیست؟ چرا این هدف اینقدر مهم بود که نتانیاهو رسما می آید و اعلام می کند؟
undefinedدر لایه بالاتر تحولات منطقه و جهان طی یک دهه گذشته، نبرد اصلی بر سر ایجادنظم نوین جهانی است. نظمی شبکه ای که یکی از مهمترین مولفه هایش نقش کریدورها و جنگ کریدورهاست.
undefinedآمریکا با ائتلاف سازی زمینه سازی طراحی کریدور IMEC(آیمک) را کرد. کریدوری که اولا به عنوان رقیب جدی کریدور یک کمربند_یک جاده(راه ابریشم) چین می باشد دوما این کریدور که یک ماه قبل از ۷اکتبر در حال پیاده سازی بود، مقدمه ای برای ابر پروژه تطبیع و عادی سازی روابط کشورها با رژیم جعلی و عملا حذف همیشگی مساله فلسطین بود که البته با طوفان الاقصی زمین گیر شد. سوما با عملیاتی شدن این کریدور و دور زدن ایران، به دنبال بی اثرسازی ژئوپلیتیک ایران و مقابله با نفوذ منطقه ای ایران می باشند.
undefinedدر این پروژه اسرائیل و بطور خاص بندر حیفا؛ به عنوان لنگرگاه و پیوند دهنده اصلی ایندوپاسیفیک با حوزه اروپا نقش آفرینی می کند. امنیت رژیم صهیونی به عنوان محور توسعه این نظم جدید، اهمیت جهانی پیدا می کند و کشورهای شریک کریدور امنیت او را امنیت و توسعه اقتصادی-امنیتی خود می دانند. اساسا کریدورها در اینجا به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیکی ایفای نقش می کنند.
undefinedاز سویی در مقابل کریدور مقاومت(ایران-عراق-سوریه-لبنان تا سرزمین های اشغالی) نیز نتانیاهو سال گذشته در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل با نشان دادن نقشه ای محور مقاومت را محور نکبت و کریدور داوود را محور برکت خواند و از تلاش خود برای بسط و عملیاتی کردن کریدور داوود گفت. امری که در قنیطره، درعا و سویدا شاهد پیش روی ها و نشانه های میدانی آن هستیم.
undefinedهمچنین کریدور شمال_جنوب به عنوان یکی از اساسی ترین محورهای ژئوپلیتیکی که نقش و جایگاه ایران را در نظم های جدید جهانی ارتقا می دهد و کشورهای شمال اروپا و روسیه را از طریق ایران و دریای خزر به کشورهای حوزه اقیانوس هند، خلیج فارس و جنوب آسیا برقرار می کند. بندرچابهار و سواحل مکران در این بین نقشی استراتژیک ایفا می کنند.
undefinedنهایتا کریدورهایی چون ترانس_کاسپین و کریدور زنگه زور نیز موجب دور زدن ایران و در نهایت خفگی ژئوپلیتیک ایران خواهد شد. بی اثرسازی ژئوپلیتیک ایران در نهایت موجب کم اهمیتی جغرافیای ایران برای کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای خواهد شد، و تاثیرات جدی بر امنیت ملی کشور خواهد شد.
undefinedحالا دلیل هدف قراردادن نقاط اصلی کریدور راه ابریشم در جنگ رمضان از سوی اسرائیل و ایجاد ناامنی مستمر در بندرچابهار و از سویی(بجز دلایل نظامی) مورد اصابت قراردادن ویژه بندر حیفا از سوی ایران را بهتر متوجه خواهید شد؛ جنگ کریدورها و در حقیقت جنگ برای ایجاد نظم نوین شبکه ای در منطقه.وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۸:۰۰

undefinedراهبرد مذاکره و بلاتکلیفی
undefined#سید_حامد_ترابی
undefinedیکی از مهم‌ترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطل ماندن کشور و بلاتکلیفی است.
undefinedاز ابتدای شروع این مسیره ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد به عنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و.....
undefinedدر طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که ان شاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیافتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمی‌رفت یا اگر پیش می‌رفت گشایشی حاصل نمی‌شد و گشایش معطل مذاکره بعدی می‌شد.
undefinedاتفاقی که در عمل رخ می‌داد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو می‌کرد. ایران به سمت این می‌رفت که با دادن امتیاز بهانه را از طرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد می کرد و دوباره دعوت به مذاکره می‌کرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز می‌داد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید می‌شد. یا آمریکا از برجام خارج می‌شد، ایران را متهم می‌کرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران می‌رفت که این بهانه را رفع کند و fatf را می‌پذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید می‌کرد که با fatf کارآیی آن بیشتر می‌شد و دوباره دعوت می‌کرد به مذاکره برای دادن امیتاز بیشتر.
undefinedیا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب می‌کرد، ایران برای اینکه بهانه را از آنها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هسته‌ای(مانند پارچین) می‌داد، اما بعد ایران در آژانس محکوم می‌شد و دوباره دعوت به مذاکره.
undefined همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی می‌کرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امتیاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره!
undefinedاین چرخه باطل تا کنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد!
undefinedدر مقابل میدان توانسته دست‌آوردهای به مراتب بهتری داشته باشد.
undefinedحال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با آمریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم می‌شود؟
undefinedسوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار معنی ندارد. اگر امروز بعد از صحبت‌های شیخ نعیم قاسم، همچنان علی‌رغم حمله رژیم صهیونی به لبنان تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی به سمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
undefinedسوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان می‌رسد؟ جنگ‌ها می‌توانند با اقدامات یک‌طرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات، بازدارنده عینی.
undefined و اما در نهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیش‌آمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، می‌تواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. امیدواریم که مسیر ۱۳_۱۴ ساله‌ای که منجر به جنگ و شهادت رهبری شد، دوباره طی نشود.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۴:۳۳

undefinedبیانیه قرارگاه فرماندهی خاتم‌الانبیاء و یک نکته
undefined#سلمان_کدیور
undefinedقرارگاه خاتم الانبیاء بیانیه مهمی پیرامون ادامه محاصره داده است:
undefined«ادامه دزدی و غارت دریایی آمریکایی‌ها به شکل محاصره دریایی بزودی با عملی نظامی و بی‌سابقه پاسخ داده خواهد شد.صبر به پایان رسیده و اگر واشنگتن به سیاست محاصره دریایی اطراف تنگه هرمز ادامه دهد، پاسخ دردناکی لازم است. ایران در جنگ‌های تحمیلی گذشته نشان داده است که آمریکا دیگر با یک دشمن منفعل یا قابل پیش‌بینی روبرو نیست.میانه‌رویی که تاکنون از سوی نیروهای مسلح نشان داده شده، فرصتی برای دیپلماسی بوده و به آمریکا اجازه داده تا شرایط ایران برای پایان دائمی جنگ را بیاموزد و بپذیرد.اگر لجاجت و توهمات آمریکایی ادامه یابد و شرایط ایران رد شود، دشمن باید به زودی انتظار نوعی پاسخ متفاوت به محاصره دریایی مداوم را داشته باشد.»........ undefined باز کردن محاصره دریایی به روش نظامی برای ما کار یک ساعت است. بخصوص الان که ناوگروه آمریکایی در فاصله 150 کیلومتری چابهار قرار دارند، یعنی در گلوگاه تنگه، و با راکت هم قابل هدفگیری هستند.
در طول جنگ 40 روزه این ناوگروه از ترس موشک و پهپاد های ما چند صد کیلومتر عقب نشسته بودند و بعد آتش بس جلو آمده اند. اگر ما بتوانیم آنها را از گلوگاه تنگه که عرض کمی دارد به منطقه ای که قبلا بودند به عقب برانیم، کنترل محاصره عملا بسیار سخت خواهد شد چون باید بر منطقه وسیعی اعمال شود که امکانش نیست.
قبلا هم گفته شده که محاصره دریایی یک اقدام نظامی است که خسارتی بیش از جنگ دارد و نباید اجازه داد تحت یک معامله جدید تثبیت شود.
مزیت ما این است که خلیج فارس خانه ما است و می توانیم سالیان سال در آن و برای آن بجنگیم. مسئله ای که برای گاوچران های وحشی صدق نمی کند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۸:۴۰

undefinedهمه جنگ متمرکز در یک نقطه
undefinedعلی مهدیان
برخی به غلط وضعیت امروز (یعنی سکوت جنگ) را با دوران پس از جنگ دوازده روزه (یعنی نه جنگ و نه صلح) مقایسه میکنند. این مقایسه خطا است. در آنجا ایران زیر فشار تهدید جنگ بود و مشغول ترمیم و تکمیل سبک نبرد نظامی خود و مهیا میشد برای خلاص شدن از اهرمهای فشار اقتصادی مثل تحریم و تبعات نوسنات ارز توسط دشمن و امثالهم. زمان البته به نفع اسراییل نبود، دلیلش هم تقویت مقاومت و وخامت حال رژیم بود، خروج اسراییل از جنگ فروپاشی داخلی را تسریع میکرد و تقویت محاصره را. فشارهای دشمن کمترین دریچه را که گشود داعشی های وطنی بیرون ریختند و بیش از دو روز هم البته دوام نیاوردند اما همان مدت دو روز را پاسداشتند و کشتند و غارت کردند و جنایت کردند و صحنه را مهیای حمله دشمن کردند. اما الان در چه وضعی هستیم، الان اهرم فشار ما بر دشمن خیلی متفاوت‌تر از وخامت حال رژیم در بیرون و درون سرزمینها است. الان ایران لااقل دو بازوی مهم و جدید دارد اول آنکه تهدیدهایش معتبر شده، همه کاملا شیرفهم شده اند که آنچه میگوییم انجام میدهیم بی ملاحظه، خوب کدام تهدید؟ یکی بستن تنگه باب المندب دوم زدن خطوط لوله برای خروج نفت و گاز از منطقه و زیر ساختهای مختلف منطقه، اینها یعنی فشاری چند برابر اینکه هست. دومین بازوی جدید ایران که فعال است، تنگه هرمز است که بستن آن باعث شده قیمت نفت برنت در همین روزها به حوالی ۱۲۰ دلار برسد.
مذاکرات بی نتیجه شد، آیا قابل پیش بینی نبود؟ چرا بود. دلیلش هم خیلی روشن است. خیلی خیلی روشن.
شرایط دنیا عوض شده، دقیقا در نقطه عطف و پیچ تاریخ هستیم، به تعبیر رهبری عزیزمان در طلیعه ابرقدرت شدن ایرانیم و این یعنی ورود به دوران جدید. مذاکرات قرار بود یک خروجی داشته باشد و آن اینکه آمریکا اعتراف کند به این نقطه عطف، قطعا او چنین نمیکند، هنوز خیلی ها باور نکرده اند این تغییر مهم تاریخی را، چطور مانع اصلی این رخداد زودتر از همه چنین اعترافی کند. خوب پس چه فایده ای بر مذاکرات مترتب بود؟ برای ایران دست پر ما برای بالاتر رفتن سطح درگیری، چگونه؟ این جنگ نامتقارن باید اینگونه پیش برود که مشروعیت جنگ با ما باشد، آمریکا عامل جنگ باشد، تا فشار ما بر گلوی نظام اقتصادی دشمن موثر واقع شود. البته همزمان همه دنیا موضع مقتدر ما را درک خواهند کرد. حالا همه چیز آماده است.
نقطه کانونی جنگ فعلی کجا است؟ مقاومت دو طرف، باید ببینیم کانونهای ثروت و قدرت در دنیای مادی بیشتر تحمل فشار افزایش قیمت نفت را دارند یا مردم ایران بیشتر تحمل شرایط دشوار اقتصادی طبیعی جنگ را خواهند داشت.همه معتقدند ایران تحملش را نشان داده و طبیعتا بیشتر تحمل خواهد کرد.
اما دشمن همه اهرمهای فشار به معیشت ایران را فعال خواهد کرد، احتمال حمله دشمن به سفره مردم کم نیست. اما بیش از همه باید نگران چه بود؟
اعتراض ، اختلاف، تشتت، هر روزنه ای از این قبیل را دشمن نیاز دارد. کوچکترین نشانه ای از این قبیل را مثل تشنه ای در بیابان میقاپد از شما.
اختلافات در ساختار حاکمیت و فرماندهی آمریکا کم نیست، شکاف سنا و کنگره، اخراج و استعفاهای مکرر در بالاترین سطوح مدیریت و فرماندهی، لحن تند مدیران با رسانه ها و نسبت به یکدیگر. اما کوچکترین صدای اختلاف یا احساس اختلاف در مسوولین و مردم ما را به سرعت سر دست میگیرند. این یعنی منتظرند. احتمالا افزایش قیمت ها و دست بردن در بازار طلا و ارز و امثالهم را هم ببینیم.تلاش برای ایجاد مشروعیت جنگ را هم خواهند داشت. احتمال جنگ هم هست به گونه ای که بتوانند فشار معیشتی بر مردم را تشدید کنند.
راه حل چیست؟ تلاش مدیران برای اداره کشور که انصافا تا امروز ستودنی بوده و رهبری عزیز نیز در پیامهایشان به این نکته اشاره نموده این باید حفظ و تقویت شود. هر نوع پراکندن بی اعتمادی به دولت دست او را برای اداره کشور میبندد. اما دومین نکته کمک مردم به یکدیگر است، مواسات، مدد به زندگی یکدیگر و دستگیری و نصرت باید گسترش جدی پیدا کند، خصوصا کسانی که شغل و درآمدشان ضربه جدی خورده. این نیز در پیام رهبری عزیز چند بار تاکید شد.
باید این شور و خیزش انقلابی موجود این ضلع جدی را هم پیدا کند‌.این خود مراقبتی ایران قدرت صبر را شدید میکند و دست دشمن را برای رسیدن به اهدافش میبندد و دست ایران را برای شکستن گردن و کمر طاغوت باز میکند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۸:۴۹

undefinedلزوم پرهیز از پراکندگی و تشتت رویدادهای جمعی
undefinedفاطمه رایگانی
یکی از کارهای مهم برای حفظ تجمعات شبانه پرهیز از پراکندگی و تشتت رویدادهای جمعی است. وقتی مردم هر شب مستمر در میادین جمع هستند می‌شود رویدادهایی مثل جشن امام رضا یا جشن غدیر را با همان ترکیب کرد. اضافه‌کردن رویداد در ساعت‌های دیگر روز آن هم با این سطح از هزینه و بستن خیابان و ... هم از نیروی تجمعات شبانه می‌‌کاهد و هم نارضایتی انباشته ایجاد می‌کند. این روزها وقت قدرت‌نمایی‌های سازمانی نیست. بگذارید تجمعات شبانهٔ کار خودش را بکند...@edraakaat"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۹:۳۷

undefinedدلالت های مذاکراتی پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز خلیج فارس
undefinedمهدی افراز
۱. تنگه هرمز، سرمایه راهبردی ماست. (سرمایه راهبردی معامله پذیر نیست)
۲. فصل نوین خلیج فارس در حال رقم خوردن است. (اراده ما شکل گرفته و متوقف بر نتیجه مذاکرات نیست)
۳. حضور آمریکایی ها در سرزمین های خلیج فارس، مهم ترین عامل ناامنی در منطقه است‌.
۴. آینده خلیج فارس، آینده ای بدون آمریکاست و جایی جز در قعر آب های آن ندارد. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، محدود کننده حضور نظامی امریکاست)
۵. اعمال مدیریت بر تنگه هرمز شکر عملی ایران بر نعمت خلیج فارس است. (اعمال مدیریت بر تنگه مستقلاً با ایران است)
۶. اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، ناظر به خارج کردن آمریکا از منطقه است.)
۷. مواهب اقتصادی ناشی از قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه، دل ملت ایران را شاد خواهد کرد. (عوارض و ... خواهیم گرفت)
۸. نود میلیون ایرانی، فناوری هسته ای و موشکی را سرمایه ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی، پاسدار آن خواهد بود. (هسته ای و موشکی غیرقابل مذاکره است)#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۷:۰۸

undefined[نگاهی به تحلیل خروج ترامپ از جنگ]
undefinedمحلِّل
یک موضوعی که در برخی تحلیل ها دیده می‌شود، بحث هدف ترامپ جهت "ساخت تصویر پیروزی و خروج از جنگ" است که در دور قبلی نبرد، حدس زده می شد که با عملیات‌هایی مثل هلی برن، تهاجم زمینی و ... انجام شود و طبعاً چنین پیش‌بینی‌هایی برای دور بعدی جنگ هم وجود دارد.
با این حال، به نظر می‌رسد این تحلیل هر چند درست اما کافی نیست؛ ما فرض می گیریم که دشمن اقدام به تهاجم زمینی یا هر اقدام خاص دیگر در دور جدید نبرد کند؛ طبعاً دو نتیجه بیشتر ندارد یا پیروز می‌شود یا شکست می‌خورد(در اینجا، مهم انگاره‌ای است که در ذهن دشمن برداشت شود) اگر پیروز شود‌، چه تضمینی هست که با اتکا به این پیروزی، حتی انگیزه و توان بیشتری جهت هجوم های بعدی تا تحقق کامل اهداف خود پیدا نکند و از سوی دیگر در صورت شکست، با اتکاء به همین فرضِ "ساختِ تصویرِ پیروزی" مجدداً دست به تلاش‌های جدید برای ساخت آن تصویر پیروزی مدنظر نزند؟
طبعاً این تحلیل نفی این سناریو نیست که ترامپ اقدامی انجام داده و سریعاً اعلام پیروزی و خروج از جنگ کند اما باید موارد تداوم و دلایل آن‌ها را نیز در نظر داشت تا بتوان راهکارهای مختلف جهت شکست دشمن را تدوین کرد. #نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۷:۱۳

undefinedایران، پرچم‌دار جنگ‌های مدرن
undefinedعلی عوض‌خواه
undefinedروی کاغذ، پیش از آغاز جنگ، برای امریکا نتیجه تقریباً از پیش مشخص به نظر می‌رسید. اینکه ایالات متحده با بودجه نظامی نزدیک به یک تریلیون دلار، نیروی هوایی و دریایی عظیم و فناوری‌های پیشرفته، باید در برابر ایران به‌ سرعت به پیروزی می‌رسید؛ یک قدرت برتر با برتری مطلق در تجهیزات، در برابر رقیبی به‌ مراتب ضعیف‌تر.
undefinedاما آنچه در میدان رخ داد، این معادله ساده امریکا را به‌هم زد. نه‌ تنها پیروزی سریع محقق نشد، نه تنها جمهوری اسلامی فرونپاشید و نه تنها توان موشکی از بین نرفت، بلکه ایران توانست ابتکار عمل را به دست بگیرد و امریکا را غافلگیر کند. مصداق عینی این غافلگیری، بسته شدن تنگه هرمز بود.
undefinedالبته که این غافلگیری تصادفی نبود و ریشه آن را باید در تفاوت دو نوع نگاه به جنگ جست‌وجو کرد. ایران سال‌هاست که بر «جنگ نامتقارن» سرمایه‌گذاری کرده؛ مدلی از نبرد که به ‌جای تکیه بر برتری کلاسیک در تجهیزات سنگین، بر انعطاف، پراکندگی، هزینه پایین و ضربه ‌زدن مستمر استوار است. در مقابل، امریکا همچنان تا حد زیادی با منطق جنگ‌های کلاسیک پیش می‌رود، جایی که ناوهای عظیم، جنگنده‌های پیشرفته و سامانه‌های پیچیده، ستون فقرات قدرت نظامی را تشکیل می‌دهند.
undefinedمشکل امریکا دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. ابزارهایی که برای شکست یک ارتش مشابه طراحی شده‌اند، لزوماً در برابر تهدیدات ارزان، چابک و انبوه کارایی ندارند. در این جنگ، پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های متنوع و تاکتیک‌های پراکنده ایران، به چالشی جدی برای سامانه‌های گران‌قیمت امریکایی تبدیل شدند. به بیان ساده، امریکا با سلاح‌هایی وارد میدان شد که برای نوع دیگری از جنگ ساخته شده بودند و ایران با تاکتیکی قدم به میدان گذاشت که امریکا تجربه‌ای برای آن نداشت.
undefinedایران توانست با تکیه بر ترکیبی از موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های تندرو، کنترل تنگه هرمز، این گذرگاه حیاتی را در دست بگیرد. در مقابل، امریکا با وجود برخورداری از ناوگان دریایی گسترده، نتوانسته در تمام ۶۰ روز گذشته، این وضعیت را تغییر دهد و هدف ورود امریکا از ورود به جنگ به ایران نیز، از براندازی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه‌ای که پیش از جنگ باز بود، تقلیل پیدا کرده است.
undefinedجنگ مدرن، بیش از آنکه به حجم تجهیزات وابسته باشد، به نوع تفکر و دکترین جنگی بستگی دارد. ایران طی سال‌ها، دقیقاً برای چنین سناریویی آماده شده بود؛ سناریویی که در آن بتواند با هزینه کمتر، حداکثر فشار را بر دشمن وارد کند. در مقابل، امریکا با وجود قدرت نظامی، در تطبیق سریع با این نوع جنگ با چالش‌های جدی مواجه شد.
undefinedاکنون و پس از گذشت ۶۰ روز از جنگ، دو دکترین متفاوت جنگی دو کشور، در دو کفه ترازو قرار دارد. ترور و شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح و همه خساراتی که دیده‌ایم، هیچ کدام برای امریکایی که قرار بود ظرف مدت سه روز پایان جمهوری اسلامی و تجزیه ایران را رقم بزند، پیروزی راهبردی محسوب نمی‌شود. قطعا دستاورد تاکتیکی است، اما قطعا دستاورد راهبردی نیست. همین نتیجه باعث شده تا در پاسخ به این سوال که دکترین جنگی کدام طرف نتیجه‌بخش بوده، کفه ترازو به سمت «جنگ نامتقارن» ایران سنگینی کند. نتیجه این جنگ، به نقشه راهی برای کشورهایی مثل روسیه، کره شمالی و چین تبدیل شده که می‌خواهند در آینده، پنجه در پنجه امریکا بیاندازند.
undefinedجنگ چهل روزه نشان داد که برتری مطلق، لزوما تضمین‌ کننده پیروزی نیست و اگر یک طرف بتواند قواعد بازی را تغییر دهد، حتی در برابر قدرتمندترین ارتش‌ها نیز می‌تواند دست بالا را پیدا کند. ایران در این نبرد، دقیقا همین کار را انجام داد. یعنی تغییر زمین بازی از جنگ کلاسیک به جنگی که خودش سال‌ها برای آن آماده شده بود و خب، بسته ماندن تنگه هرمز پس از ۶۰ روز تلاش‌های بی‌ثمر امریکا، شاهد مثال خوبی برای موفقیت راهبرد ایران در جنگ‌های مدرن است.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۴:۰۱

undefinedموضوع بستن تنگه هرمز نیست، «امکان» بستن آن است
undefinedعلی عوض‌خواه
undefinedتا پیش از جنگ، اهمیت راهبردی تنگه هرمز بیشتر در حد یک ظرفیت بالقوه باقی مانده بود. بسیاری از تحلیلگران و ناظران، چه در ایران و چه در دنیا، هرچند به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اذعان داشتند، اما تصور نمی‌کردند این ظرفیت هیچ‌گاه به یک سلاح بالفعل تبدیل شود.
undefinedفرض غالب این بود که هزینه‌های چنین اقدامی برای ایران به‌ قدری بالا خواهد بود که تهران هرگز به سمت استفاده عملی از این اهرم نخواهد رفت. نتانیاهو نیز با توسل به همین گزاره ترامپ را برای حمله به ایران متقاعد کرده بود.
undefinedاما جنگ اخیر این معادله را به‌ طور بنیادین تغییر داده است. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران از همان روزهای نخستین جنگ، نشان داد که آنچه پیش‌تر صرفاً یک تهدید نظری تلقی می‌شد، در عمل به نحو احسن قابلیت اجرا دارد.
undefinedاکنون، با گذشت دو ماه از آغاز جنگ و تجربه کنترل گسترده و هوشمند ایران در این آبراه کلیدی جهان و البته تثبیت این کنترل، نگاه جهان به تنگه هرمز نیز در حال تغییر است.
undefinedهرچند ایالات متحده و برخی متحدانش همچنان بر بازگشت به وضعیت پیشین تأکید دارند، اما در عمل، بسیاری از بازیگران بین‌المللی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که «هرمزِ پساجنگ» دیگر همان هرمزِ پیش از جنگ نخواهد بود.
undefinedکاهش شدید تردد کشتی‌ها، افزایش بی‌سابقه قیمت انرژی، و تلاش شرکت‌ها و دولت‌ها برای جلب رضایت و نظر ایران، همگی نشانه‌هایی از یک تغییر پایدار در ادراک جهانی نسبت به این گذرگاه هستند.
undefinedمقاومت امریکا در برابر پذیرش این واقعیت نیز، ریشه در ملاحظات عمیق‌تر راهبردی دارد.
undefinedاساسا پذیرش اینکه ایران توانسته تنگه هرمز را به یک اهرم عملی و مؤثر تبدیل کند، به‌ معنای اذعان به یک شکست راهبردی خواهد بود. شکستی که نه‌ تنها اهداف اعلامی جنگ را برای امریکا محقق نکرده، بلکه به تقویت موقعیت ایران، نسبت به پیش از جنگ نیز انجامیده است.
undefinedاصرار واشنگتن بر بین‌المللی بودن تنگه و رد هرگونه کنترل ایران نیز تلاشی برای جلوگیری از تثبیت یک واقعیت جدید در نظم منطقه‌ای و جهانی است.
undefinedبا این حال، مسئله اصلی فراتر از این است که ایران در مقطع کنونی تنگه هرمز را بسته است. نقطه کلیدی، تغییری است که در سطح ادراک توانمندی رخ داده است.
undefinedایران اکنون نه‌ تنها نشان داده که قادر به بستن تنگه است، بلکه این پیام را نیز به دنیا مخابره کرده که این اقدام، در صورت لزوم، بارها و بارها و با کم‌ترین هزینه قابل تکرار است. به بیان دیگر، آنچه اهمیت دارد، «امکان» بستن تنگه است، نه لزوماً «تداوم» بسته ماندن آن.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۲۰:۲۹

undefined️ضرورت خنثی سازی پروژه ترامپ
undefinedعلیرضا فقیهی‌راد
undefinedباتوجه به تداوم مسدود ماندن تنگه هرمز و کاهش ذخایر استراتژیک کشورها بخصوص آمریکا دقیقا ساعتی قبل از بازشدن بازارهای جهانی در حالیکه انتظار می رفت قیمت نفت با قیمت بالایی باز شود مجددا ترامپ با توییتی تلاش برکنترل قیمت کرد.
undefinedاز سویی ترامپ با کلیدزدن پروژه عبور آزاد کشتی های بیطرف تحت عنوان بشردوستانه، به دنبال پیشبرد عادی سازی عبور از تنگه هرمز و مقدمه بازشدن تنگه و نهایتا مقصرنمایی از ایران درصورت تداوم مسدودسازی و ایجاد مشروعیت برای هرگونه درگیری است. امری که می بایست در همین ابتدای امر محکم مقابل آن ایستاد و اجازه تغییرمعادلات به نفع دشمن را نداد.وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۳:۲۹

undefinedروابط ایران و امارات
undefinedمحلِّل
سال 1397 نقطه عطف روابط ما با امارات بود. در این سال اماراتی ها همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری ترامپ، همراهی بالایی از خود نشان دادند که مهم ترین اقدام آن ها، اخلال در کانال های مالی ایران بود. با این حال همواره سعی می شد تا با حفظ تهدید یمنی و از سوی دیگر رایزنی های امنیتی با شخص طحنون زاید از سوی آقای شمخانی، با امارات مماشات شود.
با شروع سال 1398، فاز جدیدی از فشار حداکثری آغاز شد و همراهی اماراتی ها علی رغم وعده های قبلی، بیشتر. اینبار عملیات ماهرانه انفجار کشتی ها در بندر الفجیره کافی بود تا ابوظبی اندکی به خود بیاید، البته اینبار توسط شهید سلیمانی با تضمین جان سربازان آمریکایی در عراق و سوریه، یک کانال ارزی ایمن ایجاد شده بود که از جهش های ارزی آن سال جلوگیری کرد، هر چند همواره این انتقاد از سوی متخصصان وجود داشت که چرا کانال های تسویه ارزی ما در یک کشور وابسته به آمریکا وجود دارد تا دست ما زیر ساطور آنها باشد، امری که در دولت شهید رئیسی حدالامکان سعی شد کاهش یابد.
پس از شهادت حاج قاسم، اماراتی ها نیز جری تر شدند و به قطار تطبیع پیوستند. از آن تاریخ، هر چند آن ها سعی می کردند با وعده ها و اقداماتی، برخی مسیرهای ایران را حفظ کنند اما لانه کردن تصاعدی موساد در شهرهای امارات مانند مرکز رصد تراکنش های مالی ایران در دبی، انجام حملات سایبری از مبداء این کشور، جذب و آموزش ایرانی ها و ... روند اقدامات خصمانه خود را افزایش دادند.
پیشنهاد هدف گیری مستقیم اماکن رژیم در امارات نیز در تاریخ های متعدد، من جمله پس از ترور شهید فخری زاده و توسط سردار شهید سلامی پیشنهاد می شد اما هر بار بنا به دلایل مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اقدامات به تعویق می افتاد هر چند زد و خوردهای اطلاعاتی در امارات میان ایران و رژیم صهیونیستی جریان داشت.
در آذرماه 1403 جسد خاخام زوی کوگان در العین یافت شد و برخی سران رژیم تلاش کردند قتل این فرد را به ایران نسبت دهند، امری که توسط سفارت ایران در امارات تکذیب شد.
در اواخر سال 1401 و پس از توافق ایران و عربستان سعودی، طی سفر شهید شمخانی به ابوظبی، رایزنی های اقتصادی جدیدی انجام شد که در آن مقطع خاص مفید بود با این حال و با جدی تر شدن نبرد با شروع عملیات طوفان الاقصی، طرف اماراتی نیز هر روز خود را بیشتر در محور صهیو - آمریکایی جا نمایی می کرد که اوج آن در قرارگیری بندر فجیره به عنوان ترمینال ورودی کریدور آی مک و برخی کمک های دیگر این کشور به صهیونیست ها طی جنگ در غزه بود. در این مدت آنها تلاش می کردند با حفظ برخی کانال های مالی با ایران رفتار ما را مهار و فریز کنند. در نهایت نقش غیرقابل انکار آنها در دادن زمین، هوا و دریا به تجهیزات و افراد آمریکایی و صهیونیستی، از پایگاه الظفره و المنهاد و فرودگاه دبی تا تشکیل اتاق عملیات های متعدد افسران آمریکایی و صهیونیستی در هتل های دبی و ابوظبی و عجمان و البته هدف گیری بسیاری از منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما در این کشور توسط ابوظبی، ما را به مرحله غیرقابل بازگشتی با امارات عبری رساند و پس از آن نیز دیدیم که تا این مرحله چه رخ داده است.
با این حال، روشن است که سرنوشت درگیری دو طرفه ایران و امارات چگونه است پس آنچه تعیین کننده است، درگیری ما با آمریکا و رژیم خواهد بود. بدون شک شکست قطعی این دو، به طور دومینووار تکلیف این وابستگان را روشن خواهد کرد.
#امارات"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۸:۵۸

undefinedمروری بر اتفاقات دیروز
undefined#سید_حامد_ترابی
undefinedابتدای بامداد ترامپ دو ادعا مطرح کرد، ابتدا گفت می‌خواهد با پروژه آزادی کشتی‌ها را از تنگه هرمز عبور دهد و مذاکرات نیز به خوبی انجام می‌شود. به نظر می‌رسد هدف از این کار هم تلاش برای افزایش تردد از تنگه هرمز بود هم کاهش قیمت نفت در ابتدای روز دوشنبه‌.
undefined اقدام ترامپ از همان ابتدای روز با چند پاسخ و شکست جدی رو‌به رو شد. هم دستگاه دیپلماسی و سخنگوی وزارت خارجه به یاوه‌گویی ترامپ در مورد مذاکرات پاسخ داد، هم ناو آمریکایی با پاسخ جدی ایران رو به رو شد‌ و نتوانست اقدامی انجام دهد. البته آمریکا مجدد نشان داد به هیچ تعهدی پایبند نیست و باعث شهادت پنج ایرانی شد. در انتهای روز نیز ایران با بستن بیشتر تنگه هرمز و حمله محدود به بندر فجیره، نشان داد که بر سر حاکمیت تنگه هرمز جدی است‌. قیمت نفت نیز نه تنها کاهش نیافت بلکه افزایش حدود ۵ دلاری داشت. ترامپ هم گویا تا کنون پاسخی به درخواست امارات برای پاسخ حمله ایران به فجیره نداده که خودش نکته بسیار مهمی است!
undefined اما در این میان یک توئیت از وزیر امور خارجه کشورمان بود که نشان‌دهنده یک اشتباه قدیمی در دستگاه دیپلماسی ما است که امیدواریم اصلاح شود و موجب اتفاقات قبلی نشود. دستگاه دیپلماسی ایران یک خوش‌خیالی غیرخردمندانه در این سال‌ها داشته که هزینه‌های گزافی بر کشور تحمیل کرده. دستگاه دیپلماسی فکر می‌کرده می‌تواند بین آمریکا و اسرائیل جدایی بیاندازد. ماحصل این نگاه تا کنون برای ایران حداقل دو جنگ تحمیلی و شهادت رهبر شهید و فرماندهان و مردم ایران شده. توئیت آقای وزیر خارجه و بیان این نکته که مذاکرات با وساطت پاکستان پیش می‌رود و ترامپ نباید اسیر دیگران شود نشان‌دهنده همین خوش‌خیالی کاذب است.
undefined جنگ و شهادت بسیاری از عزیزان ما باید به سیاست‌مداران ما چند نکته را بیاموزد. اولا جدایی از درهم و هاب ارزی امارات، ثانیا پایان توهم جدایی بین اسرائیل و آمریکا و در نهایت بی فایده بودن مذاکره با آمریکا.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۹:۰۹

undefined️ بازهم مقاومت جواب داد
undefinedعلیرضا فقیهی راد
undefinedدر روزهای آتش بس این دومین ایستادگی ما در مقابل دشمن ذیل نظریه بازیگر دیوانه است که موجب عقب نشینی دشمن و پیروزی راهبردی ما شده است.
undefinedپس از پایان تاریخ دوهفته ای آتش بس ترامپ اعلام کرد آتش بس تمدید نخواهد شد و اگر ایران تسلیم نشود او را نابود خواهم کرد، ایران تن به فشار دشمن نداد و حتی آتش بس را هم نپذیرفت و اعلام آمادگی برای جنگ کرد؛ نتیجه عقب نشینی دشمن شد.
undefinedاکنون نیز "پروژه آزادی" ترامپ برای تنگه هرمز با حضور ناوهای جنگی و پشتیبانی هوایی و ایجاد پروپاگاندای رسانه ای دشمن هم با ضربات قاطع و حرفه ای ایران متولد نشده، بعد از ۴۸ ساعت مُرد و ترامپ عقب نشست.
undefinedنه تنها تنگه هرمز باز نشد که اولا محدود جدیدی به حاکمیت ایران در تنگه هرمز افزوده شد و امارات و فجیره نیز شامل شد، دوما حمله موشکی و پهپادی از مبداء غیبی به بندر فجیره و جبل علی امارات سوما شلیک چند موشک به سمت ناوهای رزمی آمریکایی و عقب نشینی خفت بار آنها و چهارما افزایش قیمت نفت جهانی و بنزین آمریکا از دستاوردهای ما بود.این است نتیجه مقاومت و ایستادگی...وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِundefined @haallaj#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined@mesle_Beheshti

۱۷:۰۵