ما در حالت جنگی هستیم یا جنگ تمام شده است؟ اگر در حالت جنگی هستیم چرا وقتی #نقض_آتش_بس میشود از این طرف پاسخی دریافت نمیکند؟وزیر دفاع اسرائیل میگوید: منتظر چراغ سبز آمریکاییم برای نابودی تمدن ایران و دودمان خامنهای، اما اینطرف انگار نه انگار.قرار بود کل #جبهه_مقاومت یکپارچه دیده شود ولی تعرض به لبنان تعرض به ایران تلقی نمیشود. قرار بود محاصره دریایی #نقض_آتش_بس باشد اما باز هم بر جبهه ما سکوت حاکم است.
یا نیروهای نظامی ما مشکلی دارند یا برخی از سیاسیون در حال چانه زنی و زمینه چینی برای برگزاری دور دوم #مذاکرات و وارد شدن بحث هستهای به مذاکرات علیرغم نهی قطعی رهبری هستند.
مردم عزیزتر از جانم! شما را به خدا، به جای فستیوالی برگزار کردن تجمعات و کنسرت مذهبی انقلابی، شروط رهبری را از مسئولین مطالبه کنید و به رهبری عزیز اعلان وفاداری در همه سختی های جنگ بنمایید.
مگر رهبر فعلی انقلاب یکی از دلایل حضور و فریادهای ما در خیابان را برای تاثیر در نتیجه مذاکرات اعلام نکردند؟ بگذریم از اینکه رهبر شهید انقلاب مذاکره با تهدید را جز باج دادن و تسلیم چیزی نمیدانستند. به این جمله ترامپ نگاه کنید ببینید کدام آدم باشرفی حاضر به مذاکره با این ادبیات می شود:« اگر جمهوری اسلامی توافق نکند مسئله جمهوری اسلامی را بهطور نظامی با زدن اهداف باقیمانده حل میکنم »چهارم اردیبهشت ۱۴۰۵
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۷:۱۶
۱۸:۲۷
در این میان، توصیه میکنم حتماً سری به «موکب هنر و رسانه» در زیر پل فردوسی در زنبیلآباد قم بزنید و حضور هنر و هنرمند در تراز جامعهٔ مبعوث را ببینید. جایی که هنرمندانی انقلابی از خطاط و کاریکاتوریست و نقاش جمع شدهاند و هرکس متن و عکس و شعاری که میآورد را با زیباترین طرحها بر پلاکاردها و مقواها مینویسند و در اختیار مردم قرار میدهند. این امکان را به همهٔ مردم با هر سلیقه و ذائقهای میدهند که بتوانند ابراز نظر و انفاذ اراده کنند.
البته همین توسعه در قدرت اجتماعی مردم در کلیشههایی که برای ماشینها هم تهیه میشود، میتواند تکرار شود. متناسب با حوادث و وقایع، کلیشههای مختلفی که منعکسکنندهٔ تنوع سلیقهٔ مردم باشد شکل بگیرد و نوشتههای پشت شیشهٔ ماشینها هم به سکوی ابراز نظر و موضع مردم تبدیل شود.
دربارهٔ این نکته باید بسیار تأمل کرد و نوشت. وقتی کسی برانگیخته میشود، خود را مُشارِک و سهیم در امور قلمداد میکند. به جزئیات حساس میشود. به کوچکترین اموری که انحراف تشخیص میدهد واکنش تند نشان میدهد. توقعش بالا میرود و بهطور طبیعی صبرش کمتر میشود. اینجاست که کار رهبران و والیان سختتر میشود. باید در میانهٔ تعامل و گفتگوی شفاف با مردم و اقتضائات پیچیدهٔ زمان جنگ و ناپایدار بودن وضعیتها و جلوگیری از دهنلقیها و درز اطلاعات، به نقطهٔ تعادلی برسند که ظاهراً هنوز تا آن نقطه فاصله داریم. (در اینباره بیشتر مینویسم ان شاء الله)
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۱۸
در هیچ جنگی، نفع و ضرر یک طرفه نیست. جنگ کنونی هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر فرض کنیم ترامپ میخواهد با همین دست فرمان محاصره دریایی ایران جلو برود و از جنگ نظامی اجتناب نماید ابعاد مسأله جای بررسی دارد تا معلوم شود در این وضعیت چه کسی بیشتر ضرر می کند:
به طور خلاصه می توان گفت ضررهای مورد توجه طرف آمریکایی بیشتر از ماست هر چند ما نیز خسارت هایی می بینیم.شرایط کنونی دوره تاب آوری اقتصادی است و واضح است که جنگ نظامی هم نمی تواند تسلط ما بر تنگه را کم کند لذا این تاب آوری مهم و حیاتی است.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۲۰:۰۳
طرحی که تحت عنوان طرح سه مرحلهای برای پایان دادن به جنگ و رسیدن به توافق مطرح شده، ابتکار تازهای است که در اوج بدبینی، امید به مذاکرات را بسیار محدود و کم، زنده نگه داشته است؛ اما چند ابهام و ایراد مهم دارد:
۱. این طرح اگر فرضا شانس موفقیت و رسیدن به توافق را هم داشته باشد، وضعیت تعلیق و نه جنگ و نه صلح فعلی را تا رسیدن به یک توافق کامل ادامه خواهد داد؛ وضعیتی که شاید چندان مطلوب ایران نباشد و فشارهای داخلی را تشدید میکند. البته بستگی به این دارد که توافق در مرحله اول چگونه و با چه کیفیتی حاصل شود!
۲. در مرحله اول(پایان دادن دائمی یا پایدار به جنگ) و مرحله دوم(مدیریت تنگه هرمز و محاصره دریایی) طرح، شاید بتوان به توافقاتی دست یافت، اما احتمالا در مرحله سوم یعنی موضوع هستهای به مانند اکنون همه چیز قفل خواهد شد و به دوره پیش از جنگ برمیگردیم که در این شرایط اگر توافقی حاصل نشود به مرحله کنونی یعنی جنگ و آمادگی برای جنگ خواهیم رسید!
۳. حتی در رابطه با توافق بر سر مراحل اول و دوم نیز تردیدهای جدی وجود دارد. اظهارات امروز مارکو روبیو که گفته مدیریت و کنترل ایران بر تنگه را تحمل نمیکنیم در همین راستا قابل تحلیل است.
۴. در طرح مرحله به مرحله، جزئیات هر مرحله و توافق روی آنها مهم است؛ اما به نظر نمیرسد واشنگتن علاقهای به توافق روی جزئیات داشته باشد. همانطورکه پیش از این نوشتم آمریکا توافقی میخواهد که جامع، کلی و سیاسی باشد. ارزیابی من این است که توافق مرحلهای، جزئی و فنی مورد نظر ترامپ و تیم او نیست.
۵. قاعدتا اگر شانسی برای توافق مرحلهای وجود داشته باشد احتمالا در چارچوب یک توافق اصولی اعلام خواهد شد و مذاکرات پیرامون هر مرحله آغاز میشود. با این حال و به فرض موافقت طرفین با آن، ممکن است مراحل موردنظر ایران و امریکا برای شروع تا خاتمه متفاوت از یکدیگر باشد؛ برای مثال ایران پایان جنگ را مرحله اول در نظر بگیرد و امریکا مذاکرات هستهای! به ویژه اینکه از نظر آمریکاییها حفظ فشار نظامی بر ایران برای کسب امتیازات حداکثری هستهای ضروری است( در چارچوب راهبرد صلح از طریق قدرت). در واقع، آمریکا فشار نظامی را تا رسیدن با اهداف سیاسی خود حفظ خواهد کرد و بعید است این فشار نظامی را در همان گام نخست بردارد!
۶. در طرح مرحلهای، احتمالا ما به ازای باز کردن تنگه هرمز رفع محاصره دریایی خواهد بود و تنگه ما به ازای دیگری ندارد؛ هرچند علیرغم باز شدن، نحوه مدیریت و کنترل تنگه احتمالا متفاوت از پیش از جنگ خواهد بود.
۷. ارزیابی من این است که طرح توافق مرحلهای نیز به نتیجه نخواهد رسید. اگر هم برسد در مرحله دوم یا ابتدا مرحله سوم به بنبست میرسد. ترامپ به دنبال مسیری است که بگوید موضوع ایران را برای همیشه حل و فصل کردم! چه با جنگ چه با توافق و چه با تضعیف کامل!
۸. قطعا ادامه جنگ به نفع کشور نیست و از هر طرحی در هر زمان و مرحلهای از سوی دستگاه دیپلماسی در چارچوب سه اصل عزت، حکمت و مصلحت باید حمایت کرد. مذاکره آنگونه که عدهای میپندارند به معنای تسلیم نیست و به همین جهت در هر مرحله از شرایط کنونی باید ابتکاری برای پیشبرد مسیر دیپلماسی و خاتمه جنگ وجود داشته باشد. ناکامی یک ابتکار نباید به معنای ناکامی کامل و تعطیلی دیپلماسی باشد!#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۴:۵۲
۵:۳۷
۷:۲۲
۸:۰۰
۱۴:۳۳
در طول جنگ 40 روزه این ناوگروه از ترس موشک و پهپاد های ما چند صد کیلومتر عقب نشسته بودند و بعد آتش بس جلو آمده اند. اگر ما بتوانیم آنها را از گلوگاه تنگه که عرض کمی دارد به منطقه ای که قبلا بودند به عقب برانیم، کنترل محاصره عملا بسیار سخت خواهد شد چون باید بر منطقه وسیعی اعمال شود که امکانش نیست.
قبلا هم گفته شده که محاصره دریایی یک اقدام نظامی است که خسارتی بیش از جنگ دارد و نباید اجازه داد تحت یک معامله جدید تثبیت شود.
مزیت ما این است که خلیج فارس خانه ما است و می توانیم سالیان سال در آن و برای آن بجنگیم. مسئله ای که برای گاوچران های وحشی صدق نمی کند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۸:۴۰
برخی به غلط وضعیت امروز (یعنی سکوت جنگ) را با دوران پس از جنگ دوازده روزه (یعنی نه جنگ و نه صلح) مقایسه میکنند. این مقایسه خطا است. در آنجا ایران زیر فشار تهدید جنگ بود و مشغول ترمیم و تکمیل سبک نبرد نظامی خود و مهیا میشد برای خلاص شدن از اهرمهای فشار اقتصادی مثل تحریم و تبعات نوسنات ارز توسط دشمن و امثالهم. زمان البته به نفع اسراییل نبود، دلیلش هم تقویت مقاومت و وخامت حال رژیم بود، خروج اسراییل از جنگ فروپاشی داخلی را تسریع میکرد و تقویت محاصره را. فشارهای دشمن کمترین دریچه را که گشود داعشی های وطنی بیرون ریختند و بیش از دو روز هم البته دوام نیاوردند اما همان مدت دو روز را پاسداشتند و کشتند و غارت کردند و جنایت کردند و صحنه را مهیای حمله دشمن کردند. اما الان در چه وضعی هستیم، الان اهرم فشار ما بر دشمن خیلی متفاوتتر از وخامت حال رژیم در بیرون و درون سرزمینها است. الان ایران لااقل دو بازوی مهم و جدید دارد اول آنکه تهدیدهایش معتبر شده، همه کاملا شیرفهم شده اند که آنچه میگوییم انجام میدهیم بی ملاحظه، خوب کدام تهدید؟ یکی بستن تنگه باب المندب دوم زدن خطوط لوله برای خروج نفت و گاز از منطقه و زیر ساختهای مختلف منطقه، اینها یعنی فشاری چند برابر اینکه هست. دومین بازوی جدید ایران که فعال است، تنگه هرمز است که بستن آن باعث شده قیمت نفت برنت در همین روزها به حوالی ۱۲۰ دلار برسد.
مذاکرات بی نتیجه شد، آیا قابل پیش بینی نبود؟ چرا بود. دلیلش هم خیلی روشن است. خیلی خیلی روشن.
شرایط دنیا عوض شده، دقیقا در نقطه عطف و پیچ تاریخ هستیم، به تعبیر رهبری عزیزمان در طلیعه ابرقدرت شدن ایرانیم و این یعنی ورود به دوران جدید. مذاکرات قرار بود یک خروجی داشته باشد و آن اینکه آمریکا اعتراف کند به این نقطه عطف، قطعا او چنین نمیکند، هنوز خیلی ها باور نکرده اند این تغییر مهم تاریخی را، چطور مانع اصلی این رخداد زودتر از همه چنین اعترافی کند. خوب پس چه فایده ای بر مذاکرات مترتب بود؟ برای ایران دست پر ما برای بالاتر رفتن سطح درگیری، چگونه؟ این جنگ نامتقارن باید اینگونه پیش برود که مشروعیت جنگ با ما باشد، آمریکا عامل جنگ باشد، تا فشار ما بر گلوی نظام اقتصادی دشمن موثر واقع شود. البته همزمان همه دنیا موضع مقتدر ما را درک خواهند کرد. حالا همه چیز آماده است.
نقطه کانونی جنگ فعلی کجا است؟ مقاومت دو طرف، باید ببینیم کانونهای ثروت و قدرت در دنیای مادی بیشتر تحمل فشار افزایش قیمت نفت را دارند یا مردم ایران بیشتر تحمل شرایط دشوار اقتصادی طبیعی جنگ را خواهند داشت.همه معتقدند ایران تحملش را نشان داده و طبیعتا بیشتر تحمل خواهد کرد.
اما دشمن همه اهرمهای فشار به معیشت ایران را فعال خواهد کرد، احتمال حمله دشمن به سفره مردم کم نیست. اما بیش از همه باید نگران چه بود؟
اعتراض ، اختلاف، تشتت، هر روزنه ای از این قبیل را دشمن نیاز دارد. کوچکترین نشانه ای از این قبیل را مثل تشنه ای در بیابان میقاپد از شما.
اختلافات در ساختار حاکمیت و فرماندهی آمریکا کم نیست، شکاف سنا و کنگره، اخراج و استعفاهای مکرر در بالاترین سطوح مدیریت و فرماندهی، لحن تند مدیران با رسانه ها و نسبت به یکدیگر. اما کوچکترین صدای اختلاف یا احساس اختلاف در مسوولین و مردم ما را به سرعت سر دست میگیرند. این یعنی منتظرند. احتمالا افزایش قیمت ها و دست بردن در بازار طلا و ارز و امثالهم را هم ببینیم.تلاش برای ایجاد مشروعیت جنگ را هم خواهند داشت. احتمال جنگ هم هست به گونه ای که بتوانند فشار معیشتی بر مردم را تشدید کنند.
راه حل چیست؟ تلاش مدیران برای اداره کشور که انصافا تا امروز ستودنی بوده و رهبری عزیز نیز در پیامهایشان به این نکته اشاره نموده این باید حفظ و تقویت شود. هر نوع پراکندن بی اعتمادی به دولت دست او را برای اداره کشور میبندد. اما دومین نکته کمک مردم به یکدیگر است، مواسات، مدد به زندگی یکدیگر و دستگیری و نصرت باید گسترش جدی پیدا کند، خصوصا کسانی که شغل و درآمدشان ضربه جدی خورده. این نیز در پیام رهبری عزیز چند بار تاکید شد.
باید این شور و خیزش انقلابی موجود این ضلع جدی را هم پیدا کند.این خود مراقبتی ایران قدرت صبر را شدید میکند و دست دشمن را برای رسیدن به اهدافش میبندد و دست ایران را برای شکستن گردن و کمر طاغوت باز میکند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۸:۴۹
یکی از کارهای مهم برای حفظ تجمعات شبانه پرهیز از پراکندگی و تشتت رویدادهای جمعی است. وقتی مردم هر شب مستمر در میادین جمع هستند میشود رویدادهایی مثل جشن امام رضا یا جشن غدیر را با همان ترکیب کرد. اضافهکردن رویداد در ساعتهای دیگر روز آن هم با این سطح از هزینه و بستن خیابان و ... هم از نیروی تجمعات شبانه میکاهد و هم نارضایتی انباشته ایجاد میکند. این روزها وقت قدرتنماییهای سازمانی نیست. بگذارید تجمعات شبانهٔ کار خودش را بکند...@edraakaat"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۹:۳۷
۱. تنگه هرمز، سرمایه راهبردی ماست. (سرمایه راهبردی معامله پذیر نیست)
۲. فصل نوین خلیج فارس در حال رقم خوردن است. (اراده ما شکل گرفته و متوقف بر نتیجه مذاکرات نیست)
۳. حضور آمریکایی ها در سرزمین های خلیج فارس، مهم ترین عامل ناامنی در منطقه است.
۴. آینده خلیج فارس، آینده ای بدون آمریکاست و جایی جز در قعر آب های آن ندارد. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، محدود کننده حضور نظامی امریکاست)
۵. اعمال مدیریت بر تنگه هرمز شکر عملی ایران بر نعمت خلیج فارس است. (اعمال مدیریت بر تنگه مستقلاً با ایران است)
۶. اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، ناظر به خارج کردن آمریکا از منطقه است.)
۷. مواهب اقتصادی ناشی از قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه، دل ملت ایران را شاد خواهد کرد. (عوارض و ... خواهیم گرفت)
۸. نود میلیون ایرانی، فناوری هسته ای و موشکی را سرمایه ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی، پاسدار آن خواهد بود. (هسته ای و موشکی غیرقابل مذاکره است)#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۷:۰۸
یک موضوعی که در برخی تحلیل ها دیده میشود، بحث هدف ترامپ جهت "ساخت تصویر پیروزی و خروج از جنگ" است که در دور قبلی نبرد، حدس زده می شد که با عملیاتهایی مثل هلی برن، تهاجم زمینی و ... انجام شود و طبعاً چنین پیشبینیهایی برای دور بعدی جنگ هم وجود دارد.
با این حال، به نظر میرسد این تحلیل هر چند درست اما کافی نیست؛ ما فرض می گیریم که دشمن اقدام به تهاجم زمینی یا هر اقدام خاص دیگر در دور جدید نبرد کند؛ طبعاً دو نتیجه بیشتر ندارد یا پیروز میشود یا شکست میخورد(در اینجا، مهم انگارهای است که در ذهن دشمن برداشت شود) اگر پیروز شود، چه تضمینی هست که با اتکا به این پیروزی، حتی انگیزه و توان بیشتری جهت هجوم های بعدی تا تحقق کامل اهداف خود پیدا نکند و از سوی دیگر در صورت شکست، با اتکاء به همین فرضِ "ساختِ تصویرِ پیروزی" مجدداً دست به تلاشهای جدید برای ساخت آن تصویر پیروزی مدنظر نزند؟
طبعاً این تحلیل نفی این سناریو نیست که ترامپ اقدامی انجام داده و سریعاً اعلام پیروزی و خروج از جنگ کند اما باید موارد تداوم و دلایل آنها را نیز در نظر داشت تا بتوان راهکارهای مختلف جهت شکست دشمن را تدوین کرد. #نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۷:۱۳
۱۴:۰۱
۲۰:۲۹
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۳:۲۹
سال 1397 نقطه عطف روابط ما با امارات بود. در این سال اماراتی ها همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری ترامپ، همراهی بالایی از خود نشان دادند که مهم ترین اقدام آن ها، اخلال در کانال های مالی ایران بود. با این حال همواره سعی می شد تا با حفظ تهدید یمنی و از سوی دیگر رایزنی های امنیتی با شخص طحنون زاید از سوی آقای شمخانی، با امارات مماشات شود.
با شروع سال 1398، فاز جدیدی از فشار حداکثری آغاز شد و همراهی اماراتی ها علی رغم وعده های قبلی، بیشتر. اینبار عملیات ماهرانه انفجار کشتی ها در بندر الفجیره کافی بود تا ابوظبی اندکی به خود بیاید، البته اینبار توسط شهید سلیمانی با تضمین جان سربازان آمریکایی در عراق و سوریه، یک کانال ارزی ایمن ایجاد شده بود که از جهش های ارزی آن سال جلوگیری کرد، هر چند همواره این انتقاد از سوی متخصصان وجود داشت که چرا کانال های تسویه ارزی ما در یک کشور وابسته به آمریکا وجود دارد تا دست ما زیر ساطور آنها باشد، امری که در دولت شهید رئیسی حدالامکان سعی شد کاهش یابد.
پس از شهادت حاج قاسم، اماراتی ها نیز جری تر شدند و به قطار تطبیع پیوستند. از آن تاریخ، هر چند آن ها سعی می کردند با وعده ها و اقداماتی، برخی مسیرهای ایران را حفظ کنند اما لانه کردن تصاعدی موساد در شهرهای امارات مانند مرکز رصد تراکنش های مالی ایران در دبی، انجام حملات سایبری از مبداء این کشور، جذب و آموزش ایرانی ها و ... روند اقدامات خصمانه خود را افزایش دادند.
پیشنهاد هدف گیری مستقیم اماکن رژیم در امارات نیز در تاریخ های متعدد، من جمله پس از ترور شهید فخری زاده و توسط سردار شهید سلامی پیشنهاد می شد اما هر بار بنا به دلایل مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اقدامات به تعویق می افتاد هر چند زد و خوردهای اطلاعاتی در امارات میان ایران و رژیم صهیونیستی جریان داشت.
در آذرماه 1403 جسد خاخام زوی کوگان در العین یافت شد و برخی سران رژیم تلاش کردند قتل این فرد را به ایران نسبت دهند، امری که توسط سفارت ایران در امارات تکذیب شد.
در اواخر سال 1401 و پس از توافق ایران و عربستان سعودی، طی سفر شهید شمخانی به ابوظبی، رایزنی های اقتصادی جدیدی انجام شد که در آن مقطع خاص مفید بود با این حال و با جدی تر شدن نبرد با شروع عملیات طوفان الاقصی، طرف اماراتی نیز هر روز خود را بیشتر در محور صهیو - آمریکایی جا نمایی می کرد که اوج آن در قرارگیری بندر فجیره به عنوان ترمینال ورودی کریدور آی مک و برخی کمک های دیگر این کشور به صهیونیست ها طی جنگ در غزه بود. در این مدت آنها تلاش می کردند با حفظ برخی کانال های مالی با ایران رفتار ما را مهار و فریز کنند. در نهایت نقش غیرقابل انکار آنها در دادن زمین، هوا و دریا به تجهیزات و افراد آمریکایی و صهیونیستی، از پایگاه الظفره و المنهاد و فرودگاه دبی تا تشکیل اتاق عملیات های متعدد افسران آمریکایی و صهیونیستی در هتل های دبی و ابوظبی و عجمان و البته هدف گیری بسیاری از منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما در این کشور توسط ابوظبی، ما را به مرحله غیرقابل بازگشتی با امارات عبری رساند و پس از آن نیز دیدیم که تا این مرحله چه رخ داده است.
با این حال، روشن است که سرنوشت درگیری دو طرفه ایران و امارات چگونه است پس آنچه تعیین کننده است، درگیری ما با آمریکا و رژیم خواهد بود. بدون شک شکست قطعی این دو، به طور دومینووار تکلیف این وابستگان را روشن خواهد کرد.
#امارات"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۸:۵۸
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۰۹
۱۷:۰۵