۱. تنگه هرمز، سرمایه راهبردی ماست. (سرمایه راهبردی معامله پذیر نیست)
۲. فصل نوین خلیج فارس در حال رقم خوردن است. (اراده ما شکل گرفته و متوقف بر نتیجه مذاکرات نیست)
۳. حضور آمریکایی ها در سرزمین های خلیج فارس، مهم ترین عامل ناامنی در منطقه است.
۴. آینده خلیج فارس، آینده ای بدون آمریکاست و جایی جز در قعر آب های آن ندارد. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، محدود کننده حضور نظامی امریکاست)
۵. اعمال مدیریت بر تنگه هرمز شکر عملی ایران بر نعمت خلیج فارس است. (اعمال مدیریت بر تنگه مستقلاً با ایران است)
۶. اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود. (رژیم امنیتی جدید خلیج فارس، ناظر به خارج کردن آمریکا از منطقه است.)
۷. مواهب اقتصادی ناشی از قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه، دل ملت ایران را شاد خواهد کرد. (عوارض و ... خواهیم گرفت)
۸. نود میلیون ایرانی، فناوری هسته ای و موشکی را سرمایه ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی، پاسدار آن خواهد بود. (هسته ای و موشکی غیرقابل مذاکره است)#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۷:۰۸
یک موضوعی که در برخی تحلیل ها دیده میشود، بحث هدف ترامپ جهت "ساخت تصویر پیروزی و خروج از جنگ" است که در دور قبلی نبرد، حدس زده می شد که با عملیاتهایی مثل هلی برن، تهاجم زمینی و ... انجام شود و طبعاً چنین پیشبینیهایی برای دور بعدی جنگ هم وجود دارد.
با این حال، به نظر میرسد این تحلیل هر چند درست اما کافی نیست؛ ما فرض می گیریم که دشمن اقدام به تهاجم زمینی یا هر اقدام خاص دیگر در دور جدید نبرد کند؛ طبعاً دو نتیجه بیشتر ندارد یا پیروز میشود یا شکست میخورد(در اینجا، مهم انگارهای است که در ذهن دشمن برداشت شود) اگر پیروز شود، چه تضمینی هست که با اتکا به این پیروزی، حتی انگیزه و توان بیشتری جهت هجوم های بعدی تا تحقق کامل اهداف خود پیدا نکند و از سوی دیگر در صورت شکست، با اتکاء به همین فرضِ "ساختِ تصویرِ پیروزی" مجدداً دست به تلاشهای جدید برای ساخت آن تصویر پیروزی مدنظر نزند؟
طبعاً این تحلیل نفی این سناریو نیست که ترامپ اقدامی انجام داده و سریعاً اعلام پیروزی و خروج از جنگ کند اما باید موارد تداوم و دلایل آنها را نیز در نظر داشت تا بتوان راهکارهای مختلف جهت شکست دشمن را تدوین کرد. #نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۷:۱۳
۱۴:۰۱
۲۰:۲۹
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۳:۲۹
سال 1397 نقطه عطف روابط ما با امارات بود. در این سال اماراتی ها همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری ترامپ، همراهی بالایی از خود نشان دادند که مهم ترین اقدام آن ها، اخلال در کانال های مالی ایران بود. با این حال همواره سعی می شد تا با حفظ تهدید یمنی و از سوی دیگر رایزنی های امنیتی با شخص طحنون زاید از سوی آقای شمخانی، با امارات مماشات شود.
با شروع سال 1398، فاز جدیدی از فشار حداکثری آغاز شد و همراهی اماراتی ها علی رغم وعده های قبلی، بیشتر. اینبار عملیات ماهرانه انفجار کشتی ها در بندر الفجیره کافی بود تا ابوظبی اندکی به خود بیاید، البته اینبار توسط شهید سلیمانی با تضمین جان سربازان آمریکایی در عراق و سوریه، یک کانال ارزی ایمن ایجاد شده بود که از جهش های ارزی آن سال جلوگیری کرد، هر چند همواره این انتقاد از سوی متخصصان وجود داشت که چرا کانال های تسویه ارزی ما در یک کشور وابسته به آمریکا وجود دارد تا دست ما زیر ساطور آنها باشد، امری که در دولت شهید رئیسی حدالامکان سعی شد کاهش یابد.
پس از شهادت حاج قاسم، اماراتی ها نیز جری تر شدند و به قطار تطبیع پیوستند. از آن تاریخ، هر چند آن ها سعی می کردند با وعده ها و اقداماتی، برخی مسیرهای ایران را حفظ کنند اما لانه کردن تصاعدی موساد در شهرهای امارات مانند مرکز رصد تراکنش های مالی ایران در دبی، انجام حملات سایبری از مبداء این کشور، جذب و آموزش ایرانی ها و ... روند اقدامات خصمانه خود را افزایش دادند.
پیشنهاد هدف گیری مستقیم اماکن رژیم در امارات نیز در تاریخ های متعدد، من جمله پس از ترور شهید فخری زاده و توسط سردار شهید سلامی پیشنهاد می شد اما هر بار بنا به دلایل مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اقدامات به تعویق می افتاد هر چند زد و خوردهای اطلاعاتی در امارات میان ایران و رژیم صهیونیستی جریان داشت.
در آذرماه 1403 جسد خاخام زوی کوگان در العین یافت شد و برخی سران رژیم تلاش کردند قتل این فرد را به ایران نسبت دهند، امری که توسط سفارت ایران در امارات تکذیب شد.
در اواخر سال 1401 و پس از توافق ایران و عربستان سعودی، طی سفر شهید شمخانی به ابوظبی، رایزنی های اقتصادی جدیدی انجام شد که در آن مقطع خاص مفید بود با این حال و با جدی تر شدن نبرد با شروع عملیات طوفان الاقصی، طرف اماراتی نیز هر روز خود را بیشتر در محور صهیو - آمریکایی جا نمایی می کرد که اوج آن در قرارگیری بندر فجیره به عنوان ترمینال ورودی کریدور آی مک و برخی کمک های دیگر این کشور به صهیونیست ها طی جنگ در غزه بود. در این مدت آنها تلاش می کردند با حفظ برخی کانال های مالی با ایران رفتار ما را مهار و فریز کنند. در نهایت نقش غیرقابل انکار آنها در دادن زمین، هوا و دریا به تجهیزات و افراد آمریکایی و صهیونیستی، از پایگاه الظفره و المنهاد و فرودگاه دبی تا تشکیل اتاق عملیات های متعدد افسران آمریکایی و صهیونیستی در هتل های دبی و ابوظبی و عجمان و البته هدف گیری بسیاری از منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما در این کشور توسط ابوظبی، ما را به مرحله غیرقابل بازگشتی با امارات عبری رساند و پس از آن نیز دیدیم که تا این مرحله چه رخ داده است.
با این حال، روشن است که سرنوشت درگیری دو طرفه ایران و امارات چگونه است پس آنچه تعیین کننده است، درگیری ما با آمریکا و رژیم خواهد بود. بدون شک شکست قطعی این دو، به طور دومینووار تکلیف این وابستگان را روشن خواهد کرد.
#امارات"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۸:۵۸
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۰۹
۱۷:۰۵
ترامپ امروز بالاخره پاسخ ایران به طرح پیشنهادی خود را دریافت کرد. او خیلی سریع واکنش نشان داد و ضمن مخالفت با پیشنهادهای تهران، این پاسخ را «غیرقابل قبول» خواند. همزمان نیز منابع اسرائیلی و آمریکایی از تماس تلفنی ترامپ و نتانیاهو خبر دادند.
همزمانی این تماس با رد سریع پاسخ ایران نشان میدهد که به احتمال زیاد تماس از سوی ترامپ انجام شده و احتمالاً پس از مطالعه پاسخ ایران بوده است.
به نظر میرسد ترامپ پس از خواندن متن پاسخ ایران به شدت عصبانی شده و فورا خواسته است که درباره آن و واکنش احتمالی با نخستوزیر اسرائیل گفتوگو کند.
این نشانهها حاکی از احتمال افزایش تنش در آینده نزدیک است و ممکن است شاهد دور دیگری از درگیری باشیم؛ مگر اینکه اتفاق و تحول خاصی رخ دهد و مانع آن شود و یا خود رئیس جمهور آمریکا نظر خود را تغییر دهد.
همچنین هشدارهای امروز فرماندهی نیروی دریایی و فرمانده نیروی هوافضای سپاه، همزمان با ارسال پاسخ ایران، احتمالا معطوف به این برآورد تهران باشد که منطقه به سمت دور دیگری از تنش نظامی حرکت میکند و با این پیامها احتمالاً خواسته است نسبت به تصمیم احتمالی طرف مقابل برای ازسرگیری درگیری هشدار دهد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۳:۵۲
مباحثات حول مذاکرات و آتش بس همچنان داغ است و در میان برخی جمع ها، فضا آنقدر سنگین است که اصل مذاکره هم خیانت محسوب می شود که غلط است چرا که عقب نشینی از حقوق ملت غلط است نه اصل مذاکره ولی بنظرم آنچه امروز از مذاکره مهمتر است نوع مواجهه ما در دوره آتش بس یا همان نه جنگ نه صلح با «تعرض آمریکایی» است.
رفتارشناسی آمریکا و اسراییل نشان داده که هر نوع احساس ضعف یا ترس در ما منجر به حمله ای جدید و تروری مهم در کشور خواهد شد لذا نباید به هیچ وجه کوچکترین تعرض را بی پاسخ گذاشت! مسامحه در شرایط کنونی می تواند دشمن را به این نتیجه برساند که باید مجدد به ما حمله کند.
این را هم بدانیم که جسارت بر تعرض کم کم بالا میگیرد و از ابتدا یک ضربه موثر نیست. در همین نقطه باید جسارت را در نطفه خفه کرد. اساسا دوره آتش بس، نیروهای سیاسی نظامی را دچار نوعی تردید در سطح پاسخ میکند حال آنکه در مقابل دشمنی با این وقاحت و کارنامه این همه کشتار از سران و مردم ما خصوصا رهبر عزیزمان، هر نوع تردید غلط است.
وقتی سقف تهدید ما زدن زیرساخت انرژی کل منطقه است نمیتوان در مقابل تعرض های کوچک هم احیانا مسامحه کرد. فرمول مشت آهنین در مقابل جریانی که علنا از نابودی ما سخن میگوید جواب میدهد لذا بیانیه اخیر نیروهای نظامی مبنی بر پاسخ به تعرض آمریکایی ها به کشتی های ما در نقاط منافع آنان در منطقه باید حتما اجرایی شود تا بازدارندگی را تقویت نماید. این اقدام یک گام مهم در شکستن تحریم دریایی نیز خواهد بود.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۳:۵۷
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۶:۳۴
با ارتکاب گناه حین انجام واجب مهم چه باید کرد؟ اینکه زنی برخلاف نفع خود و جامعه، حکم خدا را زیر پا بگذارد و #کشف_حجاب کند و در همان حال در صف #امت_مبعوث قرار بگیرد و مهم ترین واجب یعنی #حفظ_جمهوری_اسلامی را انجام دهد را چه باید کرد؟
برخی با استناد به آن واجب، چشم بر حرام میپوشند و حتی جملاتی در کم اهمیتی آن حرام در موقعیت فعلی به زبان میآورند. برخی با استناد به آن حرام، از خیر آن واجب می گذرند و زبان به مقابله تند باز میکنند.
این دو عکس العمل به ظاهر متضاد از یک ریشه نشأت میگیرند و آن چشم پوشیدن بر بخشی از دین است! این دو گروه هر دو چشمشان را به بخشی از دین بستهاند، حالا یکی تشخیص داده چشم بر واجب ببندد و دیگری تشخیص داده حرام را نادیده بگیرد. برخی طوری به واجب وفادار میمانند که حرام خدا تبلیغ میشود و از آن قبح زدایی میشود شبیه آنچه صدا و سیما به کرات انجام میدهد یا آن برادر مجاهد و عزیز هملباسم که با زن مکشفه کلیپ پرچم گردانی ضبط کرد. اینها حق را زیر پا میگذارند که به حق برسند. با پای یزید میخواهند بار امام حسین را بردارند. میخواهند تلخی دین خدا را با تخفیف دادن جبران کنند. دوستی به برخی جوانان گفته بود فعلا بدون وضو نماز بخوانید تا بعدها نمازخوان شوید، غافل از اینکه خدای تخفیف دادنی خدای فدا شدنی نیست، خدای بازیچه است.
برعکس آنچه برخی فکر میکنند نتیجه این سبک از جذب، وارد شدن رقاصی به مسجد است نه فتح رقاص خانه توسط مسجد. برخی هم طوری بر حرام میخروشند که انجام واجب بر زن مکشفه سخت میشود مانند آنچه از #امام_جمعه غیور و دلسوز رشت سر زد.
میشود آن زن را با خلقی زیبا، با محبت و کاملا خواهرانه به جمع خود راه بدهیم اما به بی حجابیش لبخند نزنیم! صبور، مهربان و قدرشناس باشیم ولی بی تفاوت نه! برنامه ریزی کنیم اول خیالش را راحت کنیم که در جمع ما مقبول است. ما خوشحالیم که کنار ماست، ما بهتر از او نیستیم، بی گناه تر و پاک تر از او نیستیم، اما چشم بر گناهش نپوشیم!
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۴۷
مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
مسئله ارتکاب گناه حین انجام واجب
اسماعیل رمضانی با ارتکاب گناه حین انجام واجب مهم چه باید کرد؟ اینکه زنی برخلاف نفع خود و جامعه، حکم خدا را زیر پا بگذارد و #کشف_حجاب کند و در همان حال در صف #امت_مبعوث قرار بگیرد و مهم ترین واجب یعنی #حفظ_جمهوری_اسلامی را انجام دهد را چه باید کرد؟ برخی با استناد به آن واجب، چشم بر حرام میپوشند و حتی جملاتی در کم اهمیتی آن حرام در موقعیت فعلی به زبان میآورند. برخی با استناد به آن حرام، از خیر آن واجب می گذرند و زبان به مقابله تند باز میکنند. این دو عکس العمل به ظاهر متضاد از یک ریشه نشأت میگیرند و آن چشم پوشیدن بر بخشی از دین است! این دو گروه هر دو چشمشان را به بخشی از دین بستهاند، حالا یکی تشخیص داده چشم بر واجب ببندد و دیگری تشخیص داده حرام را نادیده بگیرد. برخی طوری به واجب وفادار میمانند که حرام خدا تبلیغ میشود و از آن قبح زدایی میشود شبیه آنچه صدا و سیما به کرات انجام میدهد یا آن برادر مجاهد و عزیز هملباسم که با زن مکشفه کلیپ پرچم گردانی ضبط کرد. اینها حق را زیر پا میگذارند که به حق برسند. با پای یزید میخواهند بار امام حسین را بردارند. میخواهند تلخی دین خدا را با تخفیف دادن جبران کنند. دوستی به برخی جوانان گفته بود فعلا بدون وضو نماز بخوانید تا بعدها نمازخوان شوید، غافل از اینکه خدای تخفیف دادنی خدای فدا شدنی نیست، خدای بازیچه است. برعکس آنچه برخی فکر میکنند نتیجه این سبک از جذب، وارد شدن رقاصی به مسجد است نه فتح رقاص خانه توسط مسجد. برخی هم طوری بر حرام میخروشند که انجام واجب بر زن مکشفه سخت میشود مانند آنچه از #امام_جمعه غیور و دلسوز رشت سر زد.
میتوان بدون این تبعات منفی هم کاری کرد. میشود نه از واجب گذشت و نه چشم بر حرام پوشاند. ما تحت هیچ شرایطی حق نداریم به حرام خدا باج بدهیم ، کمرنگش کنیم یا طوری حرف بزنیم که گناه کوچک شود تا چه برسد به اینکه تاییدش کنیم! باج دادن به حرام، غیرت خدا را تحریک میکند. از طرفی هم نباید سر سوزنی از ارزش واجب کم کرد. انجام واجب از همگان زیباست چه امام جمعه باشد چه زن مکشفه. واجب بر همه واجب است نه فقط بر بی گناهان. نماز هم بر مرجع تقلید واجب است و هم بر رییس باند قاچاق مواد مخدّر. باید بدون تایید گناه واجب را تشویق کنیم و بدون سخت کردن انجام واجب با گناه مقابله کنیم. میشود آن زن را با خلقی زیبا، با محبت و کاملا خواهرانه به جمع خود راه بدهیم اما به بی حجابیش لبخند نزنیم! صبور، مهربان و قدرشناس باشیم ولی بی تفاوت نه! برنامه ریزی کنیم اول خیالش را راحت کنیم که در جمع ما مقبول است. ما خوشحالیم که کنار ماست، ما بهتر از او نیستیم، بی گناه تر و پاک تر از او نیستیم، اما چشم بر گناهش نپوشیم!
برادران عزیزم! به گناهکار امنیت خاطر بدهید اما به گناه نه. خدا رحمت کند آقا مجتبی را، میفرمود: « آماده کردن گناهکار برای ترک گناه با تایید و چشم پوشی از گناه فرق می کند » ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ "مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
️ @mesle_Beheshti
در پیام بنده درباره شیوه رفتار با حرام همراه واجب و بی حجابی همراه با توفیق دفاع از جمهوری اسلامی تعبیری وجود داشت با این عبارت « آن برادر مجاهد و عزیز هم لباسم که با زن مکشفه کلیپ پرچم گردانی ضبط کرد »
مطلع شدم ظاهرا این تعبیر بنده را برخی به برادر بااخلاق ، موفق به تبلیغ ، عزیز و دوست داشتنی ام حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی سرلک تطبیق داده اند.
در حالیکه ایشان هرگز کلیپ پرچم گردانی ضبط نکرده اند ، در همان کلیپ منتشر شده از ایشان هم جنابشان چیزی در تایید بی حجابی نفرموده اند.
بنده آن حرف را در اشاره به طلبه مجاهد و عزیزی زدم که واقعا و با کارگردانی « کلیپ پرچم گردانی » ضبط کرد. (صدای کارگردان که به برادر ملبس و خواهر مکشفه ام می گوید حالا رو به خیابان بایستید و پرچم تکان بدهید در فیلم موجود است)
بنده از جناب حجتالاسلام والمسلمین سرلک بابت این تعریض ناخواسته و بی خبر عذرخواهی می کنم و برای ایشان آرزوی توفیق دارم.
از ایشان به طور خصوصی حلالیت طلبیده ام اما در اینجا هم از ایشان می خواهم بنده را حلال کنند و بزرگی کردن را به بنده یاد بدهند.
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۴۹
اول؛ توجه بسیار مهم به تفاوت «نهی از گناه» با «تنفر از گناهکار» است که در روایات ما بسیار بر آن تأکید شده است. تعبیر روایات این است که گناهکاری که دل در گرو محبت اهلبیت (ع) دارد، «طیبالروح» است هرچند «فاسقالعمل» باشد، لذا باید نهی از «فعل» کرد نه طردِ «شخص محب».
دوم؛ در این متن، جز در بند اول که از عبارت «مهمترین واجب یعنی حفظ جمهوری اسلامی» استفاده شده، به این نکته کمتر توجه شده است که «واجبِ حفظ جمهوری اسلامی»، واجبی سیاسی است که حفاظت از اصل کیان اسلام و جامعهی مسلمین تلقی میشود. لذا در فرض عدم امکان جمع میان «حرمت بیحجابی» و «وجوب دفاع از اساس جمهوری اسلامی»، بیتردید تقدم با وجوب دفاع از اساس نظام است. ریشه این تقدم نیز به این برمیگردد که در حال حاضر، حضور مکشوفهها در تجمعات دفاع از جمهوری اسلامی، هرچند حرمت شرعی دارد (و حرمت شرعی در احکام فرعیه، بس مهم و دارای اهمیت است)، ولی «حرمت سیاسی» ندارد؛ و همواره در تزاحم میان حرام و واجبهایِ احکام فرعیه با حرام و واجبهایِ سیاسی، تقدم با تکالیف سیاسی است. این نکته از آن جهت عرض شد که تکلیف وضعیت «تزاحم» و عدم امکان جمع مشخص شود؛ وگرنه همانطور که حاجآقای رمضانی فرمودهاند، در صورت وجودِ امکانِ امر به معروف، اهمال نسبت به بیحجابی، خود گناهی بزرگ است.
سوم؛ متن جناب رمضانی حاوی نکتهای بسیار کلیدی است که به نظرم در متن، حقِ آن ادا نشده است؛ و آن این جمله است: «غافل از اینکه خدایِ تخفیفدادنی، خدایِ فداشدنی نیست؛ خدایِ بازیچه است.»این حرف، بسیار مبنایی است. اگر دینداری و پرستش خدای متعال را خفیف و کوچک کردی، برخلاف تصور عمومی، انسانها به آن نمیپیوندند و حاضر به فداکاری در ذیل آن نمیشوند. ریشه این حرف این است که اگر دین به عنوان یک «رسالت بزرگ» و «مأموریت معنابخش» به زندگی انسان عرضه نشود و صرفاً در حد انجام و ترکِ مجموعهای از افعال جلوه کند، انسان تکالیف دینی را -به دلیل عدم درک ربطِ آنها با آرمانهای بزرگ- «تکلف» فهمیده و احساس وبال میکند.اگر بخواهم با ادبیات مکتب امام خمینی (ره) سخن بگویم، «تکریم شدن به امکان مشارکت در مأموریتهای بزرگ» و «دارای هدفهای والا شدن» (یا به عبارت دقیقتر، سیاسی شدن انسانها توسط دین)، مقدم بر «منضبط و متشرع شدن» آنهاست. همین امر در خصوص بعثت مردم ایران نیز صادق است. حضور در این تجمعات و بر دوش کشیدن رسالت بزرگ دفاع از نظام، بزرگترین سرمایه برای تفاهم و تفهیم سایر شئون و ملزومات این مأموریت الهی است. باید مواظب بود این معجزه را قدر دانست و با اهتمام توأمان به واجبات و محرمات و در عین حال رعایت نسبتِ «تابع و متبوع» میان آنها، شکر عملی آن را به جای آورد.
https://eitaa.com/alimohammadi1389/2184"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۵۱
جنگ اخیر و شهادت آقا کاری کرد که اگر همه قرارگاهها و نهادهایی که به اسم مردم و فعالسازی آنان یا مساجد می خواستند هم نمی توانستند یک هزارم این انرژی را آزاد کنند و همین فقدان توان اعتمادسازی و شبکه سازی است که حالا جانفدا را هم دچار بحران کارکرد کرده است!
از همان روزهای اول جنگ، نزدیکانم می گفتند چرا کسی با ما تماسی نگرفته و کاری به ما نمی سپرند؟! من که حدس میزدم این کمپین هم شبیه «حریفت منم» به نمایش پای کار بودن مردم بسنده کند جوابی نداشتم چرا که می دانم شبکه سازی این جمعیت گسترده یا فعالسازی آنان کار نهادهای مذکور نیست!
حالا هم که می شنوم همه چیز میخواهد به سمت «کنترل مصرف انرژی» برود بیشتر مطمئن می شوم که هنوز تا باور قلبی به «حکمرانی مردم» و «امامت امت» خیلی فاصله داریم.
مخالف فعالسازی عموم مردم در برخی عرصه ها مثل مصرف انرژی نیستم هر چند در مقوله آب، عمده آن یا در کشاورزی و صنعت یا هدررفت لوله های پوسیده مصرف میشود و فشار برای صرفه جویی اثر چندانی ندارد! (شایعاتی برای توزیع دستگاه کاهنده آب هست که امیدوارم صحت نداشته باشد!) ولی خب در عرصه برق و بنزین واقعا جای کار جدی هست.
اما چون میدانیم رویارویی ما با آمریکا پایانی ندارد و شرایط کشور بحرانی است نیازمند «ساماندهی و شبکه سازی مبتنی بر محله و تخصص افراد» هستیم. توان های غیرقابل شمارش عجیبی در مردم هست که بدون سامانه های مجازی قابل احصاء هم نیست. منتوری این شبکه ها هم کار هر کسی نیست. امیدوارم فکری به حال شبکه سرحال جانفدا بشود. بهترین راه حل آن است که خود مردم در پیرامون خود دست به کار شوند و منتظر کسی نمانند!
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۵۶
#بعثت_مردم"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۴:۲۰
در بحبوحه جنگ و سایه سنگین یک آتشبس شکننده با ایران، دونالد ترامپ عازم پکن شد. او برای این سفر تهمیدات زیادی در سر داشت، اما اوضاع بر وفق مراد او پیش نرفت. جنگ با ایران تنها نقطه انفجار انباشت بنبست پنجدههای میان تهران و واشنگتن نبود؛ بلکه در کنار متغیرهای منطقهای و اسرائیل، قطعهای از پازل کلان رقابت آمریکا با چین در عرصه جهانی بود. از این منظر، جنگ در واقع یکی از مقدمات اصلی سفر رئیسجمهور آمریکا به چین بود.
ترامپ میخواست که با کارت پیروزی در این جنگ، کنترل منابع انرژی خلیج فارس و گسترش نفوذ ژئوپلیتیک واشنگتن در خاورمیانه، روبهروی شی جینپینگ بنشیند؛ تا با دستی پر امتیاز بگیرد و پکن را در پروندههای مورد اختلاف وادار به عقبنشینی کند. اما اکنون در حالی به دیدار همتای چینی خود میرود که این برگ برنده در دستانش قرار نگرفت. او با گرهی کور در خلیج فارس و خاورمیانه روبهروست و نفوذ و حضور نظامی آمریکا از زمان شروع تاکنون با چنین حملاتی مواجه نشده است.
ترامپ در این سفر میکوشد تا پکن را برای اعمال فشار بر ایران با خود همراه سازد؛ آن هم در جنگی که یکی از اهداف اصلیاش در سطح بینالمللی به زمین زدن خود چین بود.
اگرچه ترامپ پیش از پرواز به چین مدعی شد که در مواجهه با ایران نیازی به کمک پکن ندارد، اما بیتردید تهران یکی از محورهای کلیدی دیدارهای او در این سفر خواهد بود. در حقیقت، رئیسجمهور آمریکا امیدوار است تا از زیانهای ناشی از این جنگ برای چین به علت بسته شدن تنگه هرمز و آسیب به منابع انرژی منطقه به عنوان شریان اصلی تامین نفت پکن، پیشرانی بسازد تا چینیها را برای تحت فشار قرار دادن تهران به منظور بازگشایی تنگه هرمز مجاب نماید.
با این حال، چندان محتمل به نظر نمیرسد که ترامپ با طرحی معقول و میانه برای پایان دادن به جنگ، قدم در پکن گذاشته باشد تا توافقی با برد متقابل با تهران به دست آید. در مقابل، آنچه بیشتر در کانون توجه اوست، جلب نظر شی جینپینگ برای قطع هرگونه حمایت اعم از دیپلماتیک، نظامی و غیره از ایران و در گام بعدی، وارد آوردن فشاری مضاعف بر تهران برای بازگشایی تنگه هرمز است و در این خصوص سرنوشت پیشنویس جدیدی قطعنامه در شورای امنیت نشان خواهد داد که چین در قضیه تنگه هرمز با آمریکا همراهی میکند یا خیر.
اما در نگاهی کلانتر، بسیار بعید است که واشنگتن حاضر شود افسار میانجیگری در این مناقشه را به دست رقیب جهانی خود، یعنی چین بسپارد؛ نه آمریکا پذیرای چنین نقشآفرینیای از سوی پکن است و نه فرصت لازم برای موفقیت در این پرونده را در اختیارش قرار خواهد داد. در آن سو نیز، هرچند چین تحت فشار انسداد تنگه هرمز و پیامدهای جنگ بر منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود در منطقه، ممکن است بخواهد از مسیر پاکستان یا راههای دیگر به راه حلی برای این بحران حمایت جدیتر کند، اما دور از ذهن است که با تمام وزن سیاسی و جهانی خود وارد این کارزار پیچیده در منطقه شود که با همه بازیگران آن تقریبا مناسبات نزدیکی دارد.
دلیل این امر روشن است؛ همانگونه که اشاره شد، آمریکا مجال یک نقشآفرینی موفق را به چین نخواهد داد و از سوی دیگر، با وجود تمام آسیبهای جنگ به منافع پکن، باز هم بعید است که رهبران چین بخواهند همراستا با واشنگتن، فشار سنگینی بر تهران وارد کنند که در نهایت به تحقق اهداف رقیبشان یعنی آمریکا در مذاکرات با ایران یاری رساند. در واقع، ورود آشکار له طرفی علیه دیگران برای چین در این کارزار بسیار دشوار است. کما این که رعایت توازن هم دشواری خاص خود را دارد. هر چند منافع چین در نگاه کلان بینالمللی از منظر رقابتش با آمریکا سطحی همسویی با تهران را ایجاب میکند؛ اما در آن سو هم روابط نزدیکش با بازیگرانی منطقهای چون عربستان نیز الزامات خاص خود را دارد.
کلام آخر اینکه، حتی اگر سفر ترامپ به چین در ظاهر به تکاپوی بیشتر چینیها در قبال پرونده ایران بینجامد، بنا به دلایل پرشمار، بعید است که از مسیر پکن روندی اصلی و جدی برای پایان دادن به این جنگ شکل بگیرد. با این وجود، شکلگیری یک روند مشوق و مکملِ فرمت پاکستان محتمل است؛ امری که البته کاملاً به جمعبندی نهایی پکن از گفتگوها با هیئت آمریکایی و سنجش میزان جدیت شخص ترامپ بستگی خواهد داشت.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۰۱
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۴۳
دیدار میان شی جینپینگ و دونالد ترامپ را میتوان نه فقط رویارویی دو قدرت بزرگ، بلکه تقابل دو مدل سرمایهداری دانست. در یک سو سرمایهداری آمریکایی قرار دارد، بهویژه در شکل ملیگرای معاصر آن: بازاری، مالیشده، جاهطلب در حوزه فناوری، متکی بر شرکتهای خصوصی، قدرت دلار، تقاضای مصرفکننده و حفاظت راهبردی از برتری آمریکا. در سوی دیگر سرمایهداری چینی قرار دارد: مدلی حزب-دولتی که از بازارها، شرکتهای خصوصی، صادرات، مالیه، فناوری و تجارت جهانی استفاده میکند، اما همه آنها را تابع راهبرد ملی، سیاست صنعتی، کنترل سیاسی و قدرت بلندمدت دولت میسازد.
سرمایهداری چینی یا Sino-capitalism به نظامی اشاره دارد که در آن رقابت بازار، کارآفرینی خصوصی، تجارت جهانی، نوآوری فناورانه و سودآوری، زیر اقتدار فرماندهی حزب-دولت عمل میکنند. این نظام نه صرفاً سوسیالیسم است (چون بخش خصوصی گسترده، رقابت شدید بازاری، انباشت ثروت خصوصی، شرکتهای جهانیشده و ادغام عمیق در سرمایهداری جهانی دارد) و نه سرمایهداری لیبرال غربی (چون حزب کمونیست و دولت کنترل تعیینکنندهای بر بخشهای راهبردی، نظام مالی، زمین، داده، زیرساخت، مقرراتگذاری و جهت کلی توسعه اقتصادی حفظ کردهاند). این مفهوم بیش از همه با نام کریستوفر اِی. مکنالی شناخته میشود که آن را در مقالهای در سال ۲۰۱۲ وارد ادبیات دانشگاهی کرد. اهمیت این مدل در آن است که اقتصاد چین بهآسانی در دوگانه قدیمی سرمایهداری و سوسیالیسم نمیگنجد. از دوران اصلاحات (اواخر دهه ۱۹۷۰)، چین از بازارها بهعنوان ابزار توسعه استفاده کرد، اما دولت عقبنشینی نکرد؛ بلکه نقش خود را بازسازی کرد. بازارها گسترش یافتند، اما کنترل «ارتفاعات فرماندهی» اقتصاد (بانکها، انرژی، مخابرات، حملونقل، صنایع دفاعی و بخش عمده نظام مالی) همچنان در دست دولت ماند.تفاوت اصلی با سرمایهداری غربی در این است که در مدل غربی (بهویژه نسخه آنگلوآمریکایی)، بازار حوزهای نسبتاً خودمختار است؛ دولت قانونگذاری میکند، از حقوق مالکیت دفاع میکند و گاه مداخله میکند، اما هماهنگی اقتصادی عمدتاً از طریق شرکتهای خصوصی، رقابت، بازار سرمایه و تقاضای مصرفکننده شکل میگیرد. سودآوری، ارزش سهامداران و نوآوری خصوصی اصول مرکزیاند. اما در سرمایهداری چینی، بازار قدرتمند است اما تابع است. حزب-دولت رقابت را مجاز میداند چون رشد، نوآوری، اشتغال و یادگیری فناورانه تولید میکند، اما هرگاه نیروهای بازار اقتدار سیاسی، ثبات مالی یا اولویتهای ملی را تهدید کنند، با قاطعیت مداخله میکند. بنابراین، این منازعه سرمایهداری در برابر سوسیالیسم نیست؛ بلکه تقابل سرمایهداری لیبرال زیر هژمونی آمریکا با سرمایهداری دولتمحور زیر فرمان حزب-دولت چین است. ترامپ نماینده نسخهای ملیگراتر، حمایتگراتر و معاملهمحورتر از سرمایهداری آمریکایی است، در حالی که شی نماینده نسخهای منضبط، راهبردی و دولتمحور از سرمایهداری چینی.
ویژگیهای کلیدی سرمایهداری چینی نیز نشاندهنده همین تفاوت است: در مالیه، بانکهای دولتی اعتبار را به سمت اولویتهای ملی هدایت میکنند و امکان ساخت سریع زیرساخت، قطار سریعالسیر، انرژی تجدیدپذیر و خودروهای برقی را فراهم کردهاند (هرچند با مشکلاتی مانند بدهی، ظرفیت مازاد و حباب املاک همراه است). توسعه برای چین نه فقط اقتصادی، بلکه پروژهای سیاسی برای تقویت ملت، خوداتکایی فناورانه، حفظ مشروعیت حزب و جایگاه جهانی چین است. بخشهای کلیدی مانند خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی، باتری، هوش مصنوعی، نیمهرساناها و پلتفرمهای دیجیتال با ترکیب کارآفرینی خصوصی، یارانه دولتی، برنامهریزی بلندمدت و رقابت دولتهای محلی توسعه یافتهاند. در مقایسه با مدل اروپایی (مانند آلمان و فرانسه) که دولت نقش قویتری دارد اما درون چارچوب دموکراسی و محدودیتهای نهادی عمل میکند، سرمایهداری چینی سلسلهمراتبی و سیاسی است و زیر برتری مطلق حزب کمونیست قرار دارد.
پارادوکس مرکزی این مدل آن است که چین عمیقاً سرمایهدارانه شد، بیآنکه از نظر سیاسی لیبرال شود. این تجربه فرضیه اصلی نظریه نوسازی (اینکه سرمایهداری بازار به دموکراسی لیبرال منجر میشود) را به چالش میکشد و نشان میدهد سرمایهداری میتواند با اقتدارگرایی، نظارت حزبی و ادغام در اقتصاد جهانی همزیستی داشته باشد. جهانیشدن الزاماً به غربیشدن منتهی نمیشود.
در نهایت، این تقابل فقط بر سر تعرفهها، کسری تجاری، تایوان یا فناوری نیست؛ بلکه بر سر قواعد سرمایهداری قرن بیستویکم است: کدام مدل بازارمحور و دلارمحور آمریکا یا دولتهدایتشده و تمدنی چین غالب خواهد شد.#آمریکا#چین"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹:۴۹
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۰:۳۴