مردمیسازی اقتصاد؛ چرا باید از FMCG آغاز کرد؟
وقتی از «مشارکت مردم در اقتصاد» صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت سرمایهگذاری، بورس یا راهاندازی کسبوکار میرود. در حالی که یک بستر بسیار مهم و فراگیر برای مشارکت اقتصادی، همان جایی است که هر روز با آن سروکار داریم؛ زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف.در ادبیات کسبوکار، این کالاها با عنوان FMCG (Fast Moving Consumer Goods) شناخته میشوند؛ کالاهایی که با سرعت بالایی خرید و مصرف میشوند و به دلیل تقاضای مستمر، دائماً در چرخه تولید، توزیع و فروش قرار دارند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنیها، محصولات شوینده، بهداشتی و سلولزی، نمونههایی از این گروه هستند.اما اهمیت FMCG صرفاً به حجم مصرف آن محدود نمیشود.این صنعت، بزرگترین زنجیره تأمین کشور را شکل میدهد؛ زنجیرهای که از صدها تولیدکننده آغاز میشود، از شبکههای حملونقل، انبارداری، توزیع و خردهفروشی عبور میکند و هر روز به میلیونها خانوار میرسد. به همین دلیل، هر اصلاحی در این زنجیره، اثر مستقیمی بر زندگی مردم، قیمت کالاها و بهرهوری اقتصاد خواهد داشت.اگر هدف، اقتصاد مردمی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که بیشترین ارتباط را با مردم دارد؛ بازاری که همه در آن حضور دارند، نه فقط به عنوان مصرفکننده، بلکه بالقوه به عنوان یکی از بازیگران زنجیره ارزش.نگاه سنتی، مردم را تنها خریدار کالا میبیند. اما نگاه نوین به اقتصاد، تلاش میکند مردم را در خلق ارزش، توزیع منافع و افزایش بهرهوری این زنجیره نیز سهیم کند. هرچه فناوری بتواند واسطههای غیرضروری را حذف کند، اطلاعات را شفافتر کند و امکان مشارکت گستردهتر را فراهم آورد، اقتصاد به معنای واقعی کلمه مردمیتر خواهد شد.بر همین اساس، باور ما این است که بهترین نقطه آغاز مردمیسازی اقتصاد، صنعت FMCG است. زیرا این صنعت، هم بیشترین تماس را با زندگی روزمره مردم دارد و هم ظرفیت آن را دارد که با استفاده از فناوری، منافع بیشتری را میان همه بازیگران زنجیره توزیع کند.در «همسایه» نیز همین نگاه دنبال میشود؛ اینکه فناوری، صرفاً ابزاری برای فروش بیشتر نباشد، بلکه بستری برای افزایش سهم مردم از اقتصاد و مشارکت مؤثر آنان در زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف باشد.اقتصاد مردمی، از زندگی روزمره مردم آغاز میشود؛ و چه نقطهای نزدیکتر از سبد خرید هر خانواده؟
وقتی از «مشارکت مردم در اقتصاد» صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت سرمایهگذاری، بورس یا راهاندازی کسبوکار میرود. در حالی که یک بستر بسیار مهم و فراگیر برای مشارکت اقتصادی، همان جایی است که هر روز با آن سروکار داریم؛ زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف.در ادبیات کسبوکار، این کالاها با عنوان FMCG (Fast Moving Consumer Goods) شناخته میشوند؛ کالاهایی که با سرعت بالایی خرید و مصرف میشوند و به دلیل تقاضای مستمر، دائماً در چرخه تولید، توزیع و فروش قرار دارند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنیها، محصولات شوینده، بهداشتی و سلولزی، نمونههایی از این گروه هستند.اما اهمیت FMCG صرفاً به حجم مصرف آن محدود نمیشود.این صنعت، بزرگترین زنجیره تأمین کشور را شکل میدهد؛ زنجیرهای که از صدها تولیدکننده آغاز میشود، از شبکههای حملونقل، انبارداری، توزیع و خردهفروشی عبور میکند و هر روز به میلیونها خانوار میرسد. به همین دلیل، هر اصلاحی در این زنجیره، اثر مستقیمی بر زندگی مردم، قیمت کالاها و بهرهوری اقتصاد خواهد داشت.اگر هدف، اقتصاد مردمی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که بیشترین ارتباط را با مردم دارد؛ بازاری که همه در آن حضور دارند، نه فقط به عنوان مصرفکننده، بلکه بالقوه به عنوان یکی از بازیگران زنجیره ارزش.نگاه سنتی، مردم را تنها خریدار کالا میبیند. اما نگاه نوین به اقتصاد، تلاش میکند مردم را در خلق ارزش، توزیع منافع و افزایش بهرهوری این زنجیره نیز سهیم کند. هرچه فناوری بتواند واسطههای غیرضروری را حذف کند، اطلاعات را شفافتر کند و امکان مشارکت گستردهتر را فراهم آورد، اقتصاد به معنای واقعی کلمه مردمیتر خواهد شد.بر همین اساس، باور ما این است که بهترین نقطه آغاز مردمیسازی اقتصاد، صنعت FMCG است. زیرا این صنعت، هم بیشترین تماس را با زندگی روزمره مردم دارد و هم ظرفیت آن را دارد که با استفاده از فناوری، منافع بیشتری را میان همه بازیگران زنجیره توزیع کند.در «همسایه» نیز همین نگاه دنبال میشود؛ اینکه فناوری، صرفاً ابزاری برای فروش بیشتر نباشد، بلکه بستری برای افزایش سهم مردم از اقتصاد و مشارکت مؤثر آنان در زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف باشد.اقتصاد مردمی، از زندگی روزمره مردم آغاز میشود؛ و چه نقطهای نزدیکتر از سبد خرید هر خانواده؟
۱.۲K
۹:۲۷