عکس پروفایل محمد حسین قمریم
۱.۸ هزار عضو

محمد حسین قمری

فارغ‌التحصیل کامپیوتر دانشگاه شریف و مدیریت دانشگاه تهرانبرگزیده جایزه کارآفرین برتر ۱۳۹۸ از سوی وزارت کاربرگزیده دومین جایزه ملی سیاست گذاری و رئیس سابق مرکز اصناف و بازرگانان وزارت صمت
محمد حسین قمری
undefined ما نیامده‌ایم یک فروشگاه بزرگ‌تر بسازیم آمده‌ایم افراد بیشتری را در اقتصاد شریک کنیم چراکه وقتشه از «منِ بزرگ» برسیم به «ماِ بزرگ» undefined تعاون یعنی کارِ گنده با اکثریت، نه اشرافیتِ قارونی. گاهی از ما می‌پرسند تفاوت «همسایه» با سایر فروشگاه‌های زنجیره‌ای چیست؟ مگر آنها هم کالا توزیع نمی‌کنند، تخفیف نمی‌دهند و اشتغال ایجاد نمی‌کنند؟ پاسخ این است که مسئله اصلی در اقتصاد، صرفاً توزیع کالا نیست؛ مسئله این است که ارزش ایجادشده در اقتصاد به چه کسانی می‌رسد. فروشگاه‌های زنجیره‌ای و پلتفرم‌های بزرگ خرده‌فروشی، هرچقدر هم موفق باشند، در نهایت به دنبال توسعه شبکه خود و افزایش سهم خود از بازار هستند. این مدل می‌تواند کارآمد باشد و خدمات خوبی ارائه دهد؛ اما طبیعتاً با بزرگ‌تر شدن آن، بخش بیشتری از بازار و سود اقتصادی در یک ساختار متمرکز منحصر می‌شود. اما در همسایه، هدف صرفاً فروش بیشتر کالا نیست؛ هدف افزایش مشارکت مردم در زنجیره تأمین و توزیع کالا است. در این مدل، فروشگاه محلی حذف نمی‌شود؛ تقویت می‌شود. تولیدکننده محلی پشت درهای بسته نمی‌ماند؛ به بازار متصل می‌شود. تعاونی‌ها و کسب‌وکارهای خرد، به جای رقابت نابرابر با بازیگران بزرگ، بخشی از یک شبکه اقتصادی می‌شوند که امکان رشد برای آنها فراهم می‌کند. تفاوت اصلی اینجاست که همسایه خود را مالک بازار نمی‌داند؛ بلکه تلاش می‌کند زیرساختی برای حضور و مشارکت بیشتر مردم در بازار باشد. ما معتقدیم توسعه اقتصادی زمانی پایدار و فراگیر خواهد بود که مردم تنها مصرف‌کننده نباشند؛ بلکه در تولید، توزیع و خلق ارزش اقتصادی نیز نقش‌آفرین باشند. اگر قرار باشد اقتصاد مردمی شکل بگیرد، نباید تنها چند شرکت بزرگ بزرگ‌تر شوند؛ باید افراد بیشتری بتوانند سهمی از فرصت‌های اقتصادی داشته باشند. شاید بتوان تفاوت این دو نگاه را در یک جمله خلاصه کرد: «برخی مدل‌ها به دنبال افزایش سهم خود از بازار هستند؛ ما به دنبال افزایش سهم مردم از اقتصاد هستیم.» محمد حسین قمری @mhghamary
thumbnail
مردمی‌سازی اقتصاد؛ چرا باید از FMCG آغاز کرد؟
وقتی از «مشارکت مردم در اقتصاد» صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهن‌ها به سمت سرمایه‌گذاری، بورس یا راه‌اندازی کسب‌وکار می‌رود. در حالی که یک بستر بسیار مهم و فراگیر برای مشارکت اقتصادی، همان جایی است که هر روز با آن سروکار داریم؛ زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف.در ادبیات کسب‌وکار، این کالاها با عنوان FMCG (Fast Moving Consumer Goods) شناخته می‌شوند؛ کالاهایی که با سرعت بالایی خرید و مصرف می‌شوند و به دلیل تقاضای مستمر، دائماً در چرخه تولید، توزیع و فروش قرار دارند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنی‌ها، محصولات شوینده، بهداشتی و سلولزی، نمونه‌هایی از این گروه هستند.اما اهمیت FMCG صرفاً به حجم مصرف آن محدود نمی‌شود.این صنعت، بزرگ‌ترین زنجیره تأمین کشور را شکل می‌دهد؛ زنجیره‌ای که از صدها تولیدکننده آغاز می‌شود، از شبکه‌های حمل‌ونقل، انبارداری، توزیع و خرده‌فروشی عبور می‌کند و هر روز به میلیون‌ها خانوار می‌رسد. به همین دلیل، هر اصلاحی در این زنجیره، اثر مستقیمی بر زندگی مردم، قیمت کالاها و بهره‌وری اقتصاد خواهد داشت.اگر هدف، اقتصاد مردمی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که بیشترین ارتباط را با مردم دارد؛ بازاری که همه در آن حضور دارند، نه فقط به عنوان مصرف‌کننده، بلکه بالقوه به عنوان یکی از بازیگران زنجیره ارزش.نگاه سنتی، مردم را تنها خریدار کالا می‌بیند. اما نگاه نوین به اقتصاد، تلاش می‌کند مردم را در خلق ارزش، توزیع منافع و افزایش بهره‌وری این زنجیره نیز سهیم کند. هرچه فناوری بتواند واسطه‌های غیرضروری را حذف کند، اطلاعات را شفاف‌تر کند و امکان مشارکت گسترده‌تر را فراهم آورد، اقتصاد به معنای واقعی کلمه مردمی‌تر خواهد شد.بر همین اساس، باور ما این است که بهترین نقطه آغاز مردمی‌سازی اقتصاد، صنعت FMCG است. زیرا این صنعت، هم بیشترین تماس را با زندگی روزمره مردم دارد و هم ظرفیت آن را دارد که با استفاده از فناوری، منافع بیشتری را میان همه بازیگران زنجیره توزیع کند.در «همسایه» نیز همین نگاه دنبال می‌شود؛ اینکه فناوری، صرفاً ابزاری برای فروش بیشتر نباشد، بلکه بستری برای افزایش سهم مردم از اقتصاد و مشارکت مؤثر آنان در زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف باشد.اقتصاد مردمی، از زندگی روزمره مردم آغاز می‌شود؛ و چه نقطه‌ای نزدیک‌تر از سبد خرید هر خانواده؟
undefined۱۱

۱.۲K

۹:۲۷