«شطرنج صحرا» استعارهای از پویایی و ظرافت بازی قدرت در خاورمیانه است؛ جایی که هر حرکت بازیگران محلی و فرامنطقهای پیامدهای راهبردی دارد. این کانال تحولات منطقه را از زاویهای فراتر از روایتهای رسانهای بررسی میکند. ارتباط با ادمین:@aliasghar_beheshti1
دیوار آهنین: از نظریه تا فروپاشی و بازگشت «ما دیوار آهنین را نمیسازیم تا بر دشمن بتازیم، بلکه میسازیم تا دشمن از تاختن بر ما ناامید شود.» ژابوتینسکی، ۱۹۲۳/ تاسیس اسرائیل: ۱۹۴۸ نظریهی امنیتی اسرائیل ریشه در نوشتههای زئو ژابوتینسکی، رهبر صهیونیسمِ تجدیدنظرطلب، در اوایل دههی ۱۹۲۰ دارد. او در مقالهی مشهور «*دیوار آهنین*» استدلال کرد که هیچ توافق داوطلبانهای با اعراب سرزمین فلسطین ممکن نیست، چرا که آنان هرگز رضایت نمیدهند سرزمینشان از دست برود. راهحل؟ ساخت «دیواری آهنین» از قدرت یهودی است آنچنان مستحکم که اعراب را قانع کند هر تلاشی برای نابودی صهیونیسم محکوم به شکست است. فقط در آن هنگام است که عناصرِ عملگرا در جهان عرب تقویت میشوند و راه برای سازشهای سیاسیِ پایدار گشوده میشود. ژابوتینسکی به روشنی میگفت: «دیوار آهنین» به معنای جنگِ همیشگی نیست، بلکه به معنای قدرتی است که جنگ را غیرضروری میکند. پارادوکسِ بنیادینِ این نظریه آن است که صلح تنها از راهِ نمایش مطلق ناتوانی دشمن در جنگ ممکن میشود. بنگوریون، نخستین نخستوزیر اسرائیل، این نظریه را پذیرفت و در چارچوب سه اصل بازتعریف کرد: هشدارِ زودهنگام، بازدارندگی، و پیروزی قاطع. در سالهای نخست، این سهگانه بنیاد دکترین امنیتی بود. حتی پس از پیروزی در ۱۹۶۷ و گسترش بیسابقهی مرزها که برای نخستین بار به اسرائیل «ژرفای راهبردی» داد این دکترین امنیتی دگرگون نشد. احزاب لیکود و حیروت از باقی ماندگان حزبی هستند که ژابوتینسکی قبل از ایجاد اسرائیل پایهگذاری کرده بود. ادامه دارد... بلهایتاتلگرام