این کشور روزگاری نه چندان دور صاحب بزرگترین کارخانجات تولید مشروب،بزرگترین بنگاه های اقتصادی فحشا و منبع غارت شده ای توسط تمدن منحط غرب بوده است.من ایران را دوست دارم چون مصداق اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ است!امام و امت،ایران را از دهان تمدن غرب بیرون کشیدند، باید هم عصبانی باشند و ازین عصبانیت خواهند مرد انشالله!
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۷:۵۷
به شرط حیات ثواب راهپیمایی فردایم را به روح همه شهدای حادثه تروریستی دیماه مخصوصا شهید سیدحسن حسینی تقدیم میکنم.
اللهم احشرنا مع النبيين والصديقين والشهداء والصالحين
@mkarimibeyranvand
اللهم احشرنا مع النبيين والصديقين والشهداء والصالحين
@mkarimibeyranvand
۱۳:۲۰

پاکت هدیه
محمود کریمی بیرانوند
سالروز شروع استقلال اقتصادی ایران مبارک باشد
وقتی رئیسجمهور، معیار سنجش حقوق خود را «دلار» اعلام میکند، مسئله صرفاً یک بیان ساده نیست؛ این دقیقاً همان نقطهای است که هژمونی ارزی از سطح اقتصاد به سطح ذهن سیاستگذار نفوذ کرده است.مسئله این نیست که رئیسجمهور پزشک است یا اقتصاددان؛ مسئله آن است که منطق حکمرانی او همچنان در زمین نمادها و معیارهای دلار تعریف میشود.باور به استقلال اقتصادی،پیش از سیاست یک ذهنیت است که در اطراف ایشان یافت مینشود!اعلام حقوق به دلار، یک عدد نیست؛ یک نشانه است. نشانهای از اینکه نبرد با هژمونی ارزی، هنوز وارد اتاق فکر دولت نشده و در همان شعار باقی مانده است.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۹:۱۰
سالروز صدور بیانیه گام دوم مبارک.شاید بتوان آن را در کلمات زیر خلاصه کرد:تثبیت توان پیشرفت در گام اولآینده روشن و تمدن ساز در گام دومپیشران اصلی: اقتصاد مقاومتی؛ درونزا، برونگرا، مردمپایه، مولد و دانشبنیان.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۱۴:۲۰
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۴:۴۶
نبود عینیت یا غلبه ذهنیت؟
آیت الله اراکی در گردهمایی طلاب و اساتید خوزستان:« در همه عرصههای فقه نظام، طرح تولید شده آماده برای اجرا داریم – نه اینکه فقط حرفی زده شده باشد – اما باید کسانی باشند که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی حوزه علمیه را در اولویت خود قرار دهند. فقه نظامات اجتماعی در همه ابواب، حرف برای گفتن دارد.»با این حال، در فضای رسانهای و حتی بخشی از گفتمانهای موسوم به انقلابی، ادعایی مکرر مطرح میشود: اینکه جریان اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی «صرفاً نفیگر» است و فاقد طرحهای ایجابی منسجم برای اداره اقتصاد. این ادعا، با اندکی دقت تحلیلی، از چند جهت اساسی قابل نقد و رد است. ۱. انحصار ساحت اجرا در اختیار اقتصاد غربگرا
نخستین واقعیت بنیادین آن است که ساحت اجرایی اقتصاد ایران، جز در مقاطع بسیار محدود، اساساً در اختیار معتقدان به اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی نبوده است. دولتهای پس از جنگ تحمیلی از دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی تا دولتهای خاتمی، دولت دوم احمدی نژاد، روحانی و اکنون پزشکیان همگی بر مبنای مفروضات نظری اقتصاد متعارف غربی طراحی و اداره شدهاند. حتی در دولتهایی که شعار عدالت یا استقلال اقتصادی داده شده، چارچوبهای سیاستگذاری پولی، مالی، ارزی و تجاری عمدتاً برگرفته از نسخههای نهادهای بینالمللی و پارادایم نئوکلاسیک بوده است. ۲. فقدان تقاضای نهادی از سوی دولتها
برخلاف تصور رایج، هیچگاه دولتها بهطور رسمی و نهادمند از حوزههای علمیه یا اندیشمندان اقتصاد اسلامی نخواستهاند که الگوهای اقتصادی خود را مبنای سیاستگذاری قرار دهند. سخن آیتالله اراکی دقیقاً ناظر به همین خلأ است: طرح وجود دارد، اما «کسی نیست که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی را در اولویت قرار دهد». بدون تقاضای نهادی و بدون ایجاد سازوکار انتقال نظریه به سیاست، طبیعی است که تولیدات علمی در حاشیه باقی بمانند. ۳. هژمونی معرفتی اقتصاد غربی در دانشگاهها
تسلط تقریباً کامل جریان فکری اقتصاد متعارف غربی بر دانشکدههای اقتصاد کشور است. برنامههای درسی، نظام ارتقا، داوری مقالات، و حتی زبان مسلط پژوهش، عموماً بازتولیدکننده همان پارادایمی است که پیشفرضهای انسانشناختی، معرفتشناختی و ارزشی آن با مبانی انقلاب اسلامی در تعارض قرار دارد. به تعبیر دقیقتر، در بسیاری از دانشکدههای اقتصاد ایران، گویی «انقلاب اسلامی هنوز رخ نداده است». در چنین فضایی، انتظار شکلگیری جریان غالب اقتصاد اسلامی، بدون تغییر در ساخت قدرت علمی، انتظاری غیرواقعبینانه است. ۴. بیاعتنایی به تولیدات ایجابی موجود
این در حالی است که طی چهار دهه گذشته، آثار نظری و سیاستی قابلتوجهی توسط اساتید برجسته اقتصاد اسلامی در حوزه و دانشگاه تولید شده است؛ از الگوهای بانکداری بدون ربا و مالیه اسلامی گرفته تا نظریههای عدالت توزیعی، مالکیت، تولید و مصرف. پرسش اساسی آن است: کدام دولت یا مجلس این تولیدات را بهطور جدی مبنای تصمیمسازی قرار داده است؟ فقدان استقبال نهادی از این آثار، خود گواه روشنی بر نادرستی اتهام «فقدان ایجاب». ۵. قیاس ناعادلانه با اقتصاد متعارف غربی
ناظر به یک خطای روششناختی مهم است. اقتصاد متعارف غربی محصول حداقل چهار قرن تطور نظری و بیش از یک قرن تجربه عملی و نهادسازی است تا به هژمونی جهانی برسد. در مقابل، اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی، در مقام یک پروژه تمدنی نوین، هنوز در مراحل اولیه استقرار نهادی قرار دارد. عجله برای قضاوت، و منکوبکردن آن در همان گامهای نخست، نه علمی است و نه منصفانه. ۶. بیتوجهی به اقتصاد قانون اساسی
بیاعتنایی ساختاری به اصول اقتصادی قانون اساسی ـ بهویژه اصل ۴۳ بهعنوان زیربنای اصل ۴۴ ـ یکی از ریشههای بحران است. اصل ۴۳، که تضمینکننده استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه است، عملاً به حاشیه رانده شده و تنها برخوردهای گزینشی با برخی بندهای اصل ۴۴ جای آن را گرفته است. این وضعیت، به معنای نادیده گرفتن اصول اساسی قانون اساسی است.(28، و 43 تا 55) ۷. سیاستهای کلان رهبری؛ ایجاب روشن و مکرر
در نهایت، مجموعه سیاستهای کلان ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال، مصرف و دانشبنیانسازی، خود مصادیق روشن «بیان ایجابی» هستند. نادیدهگرفتن این سیاستها یا تقلیل آنها به شعار، نه از فقدان نظریه، بلکه از شکاف اراده و حکمرانی حکایت دارد.
در نهایت باید گفت که مسئله اساسی اقتصاد ایران، فقدان نظریه یا طرح ایجابی نیست؛ مسئله آن است که تا زمانی که در فکر اقتصادی، علم اقتصاد و ساخت تصمیمگیری انقلاب صورت نگیرد، حل پایدار مسائل کشور ممکن نخواهد بود.
@mkarimibeyranvand
آیت الله اراکی در گردهمایی طلاب و اساتید خوزستان:« در همه عرصههای فقه نظام، طرح تولید شده آماده برای اجرا داریم – نه اینکه فقط حرفی زده شده باشد – اما باید کسانی باشند که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی حوزه علمیه را در اولویت خود قرار دهند. فقه نظامات اجتماعی در همه ابواب، حرف برای گفتن دارد.»با این حال، در فضای رسانهای و حتی بخشی از گفتمانهای موسوم به انقلابی، ادعایی مکرر مطرح میشود: اینکه جریان اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی «صرفاً نفیگر» است و فاقد طرحهای ایجابی منسجم برای اداره اقتصاد. این ادعا، با اندکی دقت تحلیلی، از چند جهت اساسی قابل نقد و رد است. ۱. انحصار ساحت اجرا در اختیار اقتصاد غربگرا
نخستین واقعیت بنیادین آن است که ساحت اجرایی اقتصاد ایران، جز در مقاطع بسیار محدود، اساساً در اختیار معتقدان به اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی نبوده است. دولتهای پس از جنگ تحمیلی از دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی تا دولتهای خاتمی، دولت دوم احمدی نژاد، روحانی و اکنون پزشکیان همگی بر مبنای مفروضات نظری اقتصاد متعارف غربی طراحی و اداره شدهاند. حتی در دولتهایی که شعار عدالت یا استقلال اقتصادی داده شده، چارچوبهای سیاستگذاری پولی، مالی، ارزی و تجاری عمدتاً برگرفته از نسخههای نهادهای بینالمللی و پارادایم نئوکلاسیک بوده است. ۲. فقدان تقاضای نهادی از سوی دولتها
برخلاف تصور رایج، هیچگاه دولتها بهطور رسمی و نهادمند از حوزههای علمیه یا اندیشمندان اقتصاد اسلامی نخواستهاند که الگوهای اقتصادی خود را مبنای سیاستگذاری قرار دهند. سخن آیتالله اراکی دقیقاً ناظر به همین خلأ است: طرح وجود دارد، اما «کسی نیست که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی را در اولویت قرار دهد». بدون تقاضای نهادی و بدون ایجاد سازوکار انتقال نظریه به سیاست، طبیعی است که تولیدات علمی در حاشیه باقی بمانند. ۳. هژمونی معرفتی اقتصاد غربی در دانشگاهها
تسلط تقریباً کامل جریان فکری اقتصاد متعارف غربی بر دانشکدههای اقتصاد کشور است. برنامههای درسی، نظام ارتقا، داوری مقالات، و حتی زبان مسلط پژوهش، عموماً بازتولیدکننده همان پارادایمی است که پیشفرضهای انسانشناختی، معرفتشناختی و ارزشی آن با مبانی انقلاب اسلامی در تعارض قرار دارد. به تعبیر دقیقتر، در بسیاری از دانشکدههای اقتصاد ایران، گویی «انقلاب اسلامی هنوز رخ نداده است». در چنین فضایی، انتظار شکلگیری جریان غالب اقتصاد اسلامی، بدون تغییر در ساخت قدرت علمی، انتظاری غیرواقعبینانه است. ۴. بیاعتنایی به تولیدات ایجابی موجود
این در حالی است که طی چهار دهه گذشته، آثار نظری و سیاستی قابلتوجهی توسط اساتید برجسته اقتصاد اسلامی در حوزه و دانشگاه تولید شده است؛ از الگوهای بانکداری بدون ربا و مالیه اسلامی گرفته تا نظریههای عدالت توزیعی، مالکیت، تولید و مصرف. پرسش اساسی آن است: کدام دولت یا مجلس این تولیدات را بهطور جدی مبنای تصمیمسازی قرار داده است؟ فقدان استقبال نهادی از این آثار، خود گواه روشنی بر نادرستی اتهام «فقدان ایجاب». ۵. قیاس ناعادلانه با اقتصاد متعارف غربی
ناظر به یک خطای روششناختی مهم است. اقتصاد متعارف غربی محصول حداقل چهار قرن تطور نظری و بیش از یک قرن تجربه عملی و نهادسازی است تا به هژمونی جهانی برسد. در مقابل، اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی، در مقام یک پروژه تمدنی نوین، هنوز در مراحل اولیه استقرار نهادی قرار دارد. عجله برای قضاوت، و منکوبکردن آن در همان گامهای نخست، نه علمی است و نه منصفانه. ۶. بیتوجهی به اقتصاد قانون اساسی
بیاعتنایی ساختاری به اصول اقتصادی قانون اساسی ـ بهویژه اصل ۴۳ بهعنوان زیربنای اصل ۴۴ ـ یکی از ریشههای بحران است. اصل ۴۳، که تضمینکننده استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه است، عملاً به حاشیه رانده شده و تنها برخوردهای گزینشی با برخی بندهای اصل ۴۴ جای آن را گرفته است. این وضعیت، به معنای نادیده گرفتن اصول اساسی قانون اساسی است.(28، و 43 تا 55) ۷. سیاستهای کلان رهبری؛ ایجاب روشن و مکرر
در نهایت، مجموعه سیاستهای کلان ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال، مصرف و دانشبنیانسازی، خود مصادیق روشن «بیان ایجابی» هستند. نادیدهگرفتن این سیاستها یا تقلیل آنها به شعار، نه از فقدان نظریه، بلکه از شکاف اراده و حکمرانی حکایت دارد.
در نهایت باید گفت که مسئله اساسی اقتصاد ایران، فقدان نظریه یا طرح ایجابی نیست؛ مسئله آن است که تا زمانی که در فکر اقتصادی، علم اقتصاد و ساخت تصمیمگیری انقلاب صورت نگیرد، حل پایدار مسائل کشور ممکن نخواهد بود.
@mkarimibeyranvand
۶:۱۲
بازارسال شده از پایگاه خبری بردار
«واکاوی ناآرامی های اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه های درونی»
۶:۳۴
۱۹:۴۷
رؤیای سرمایه گذاری و تبادل اقتصادی با آمریکا(اگر واقعیت پیدا کند)توافق برد-برد نمیآورد،راه ورود جاسوسان اقتصادی را باز میکند.کمی تاریخ بخوانید و درس بگیرید.مستند«جاسوسان صنعتی» را ببینید.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۱۹:۴۹
درباره فانتزی جدید آقای قنبری که در واقع استراتژی قدیمی آمریکا است و تجربیات ویرانکننده آن بیشتر خواهم نوشت به شرط حیات انشالله.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۲۰:۳۵
بازی مذاکره با آمریکا بر محور «تعامل اقتصادی» میچرخد؛ دقیقاً همان چیزی که برای ترامپ برگ برنده انتخاباتی است.اما عایدی ایران؟ تقریباً هیچ.چرا؟ چون در عدمتقارن قدرت، اقتصاد ابزار مهار و نفوذ است نه معامله برابر.تحریمها تعلیقی و بازگشتپذیرند، سرمایهگذاری پایدار شکل نمیگیرد، و هر گشایش کوتاهمدت، اهرم فشار بلندمدت میسازد.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۱۵:۴۲
نسخه تجربه شده اقتصاد شرطی در ژنو
بازی مذاکره با آمریکا، بهویژه زمانی که بر محور «تعاملات اقتصادی» صورتبندی میشود، بیش از آنکه پروژهای برای حل مسائل ایران باشد، بخشی از منطق تنظیم قدرت در سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده است. این الگو بهطور خاص برای ترامپ جذاب است؛ زیرا بدون پرداخت هزینه ساختاری، امکان تولید تصویر معامله و بهرهبرداری انتخاباتی را فراهم میکند. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: عایدی واقعی ایران چیست؟ تجربه و منطق ساختاری پاسخ روشنی میدهند: تقریباً هیچ.اقتصاد ایران امروز، با وجود همه محدودیتها و فشارها، در وضعیت ایستایی قرار ندارد. مسیرهای متنوعی برای تجارت(200 میلیارد دلار در سال)، تأمین مالی، صادرات انرژی و همکاری منطقهای فعال است و اقتصاد در حال حرکت است. مسئله اصلی اما این است که مذاکرات اقتصادی با آمریکا نه گشایش پایدار ایجاد میکند و نه انسداد موجود را رفع میکند؛ بلکه اقتصاد ایران را در معرض شرطیشدن مجدد قرار میدهد؛ وضعیتی که هزینههای آن پیشتر بهطور عینی تجربه شده است.در منطق سیاست خارجی آمریکا، اقتصاد حوزهای فنی و خنثی نیست. تعامل اقتصادی بخشی از معماری امنیت ملی واشنگتن است؛ به این معنا که هر مسیر مالی، هر قرارداد تجاری و هر نقطه اتصال، بالقوه میتواند به ابزار نظارت، اعمال فشار و قطع ارتباط تبدیل شود. مذاکره اقتصادی در چنین چارچوبی، بهجای آزادسازی ظرفیتهای ایران، آنها را به تصمیمهای سیاسی بیرونی گره میزند و اقتصاد را وارد وضعیت انتظار و تعلیق میکند. تجربه برجام نمونه روشن این روند است. در آن توافق، تحریمها لغو نشدند، بلکه بهطور محدود و موقت تعلیق شدند. نتیجه عملی، شکلگیری امید کوتاهمدت و توقف تصمیمهای بلندمدت در اقتصاد بود. شرکتها و بانکهای بزرگ، بهدلیل امکان بازگشت تحریمها، از تعهد پایدار خودداری کردند. نمونه بارز آن، تجربه شرکت توتال و سایر شرکتهای بزرگ نفتی در دوره دولت روحانی بود؛ شرکتهایی که با تغییر فضای سیاسی و بازگشت فشارهای آمریکا، بدون پرداخت هزینه معنادار، قراردادها را رها کردند و از ایران خارج شدند. این خروج، نه استثنا، بلکه رفتار طبیعی سرمایه در اقتصاد شرطی بود.نتیجه این فرایند آن بود که بخشی از اقتصاد ایران به چند مسیر محدود و شکننده وابسته شد؛ مسیرهایی که با یک تصمیم سیاسی در واشنگتن قابل قطع بودند. به این معنا، اقتصاد حتی بدون انسداد کامل، در معرض نوعی قفلسازی تدریجی و پنهان قرار گرفت؛ قفلسازیای که هزینه آن نه در لحظه مذاکره، بلکه در زمان بازگشت فشارها آشکار شد.در دوره ترامپ، این منطق حتی شفافتر است. هدف اصلی، ایجاد ثبات اقتصادی برای ایران یا حل اختلافات نیست؛ بلکه تولید یک دستاورد نمایشی برای مصرف سیاسی داخلی آمریکاست. امتیازهای محدود، موقتی و کاملاً برگشتپذیر داده میشود، اما در مقابل، جهتگیری اقتصاد ایران دوباره به تصمیمهایی گره میخورد که خارج از کنترل آن است.مسئله اقتصاد ایران باز یا بسته بودن نیست؛ مسئله این است که مذاکرات اقتصادی با آمریکا، اقتصاد را از مسیرهای متنوع و قابل مدیریت، به مسیرهای شرطی، معلق و قابل قطع سوق میدهد. این مسیر نه به توسعه میانجامد و نه به ثبات. آنچه بازتولید میشود صرفا وابستگی نیست؛ بلکه تکرار یک تجربه پرهزینه است. یکبار شرطیشدن اقتصاد، به رشد اقتصادی نزدیک به صفر در یک دهه، ورود ناچیز سرمایهگذاری خارجی، تداوم تورم مزمن همراه با رکود تولید و کاهش پایدار اشتغال منجر شد.
@mkarimibeyranvand
بازی مذاکره با آمریکا، بهویژه زمانی که بر محور «تعاملات اقتصادی» صورتبندی میشود، بیش از آنکه پروژهای برای حل مسائل ایران باشد، بخشی از منطق تنظیم قدرت در سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده است. این الگو بهطور خاص برای ترامپ جذاب است؛ زیرا بدون پرداخت هزینه ساختاری، امکان تولید تصویر معامله و بهرهبرداری انتخاباتی را فراهم میکند. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: عایدی واقعی ایران چیست؟ تجربه و منطق ساختاری پاسخ روشنی میدهند: تقریباً هیچ.اقتصاد ایران امروز، با وجود همه محدودیتها و فشارها، در وضعیت ایستایی قرار ندارد. مسیرهای متنوعی برای تجارت(200 میلیارد دلار در سال)، تأمین مالی، صادرات انرژی و همکاری منطقهای فعال است و اقتصاد در حال حرکت است. مسئله اصلی اما این است که مذاکرات اقتصادی با آمریکا نه گشایش پایدار ایجاد میکند و نه انسداد موجود را رفع میکند؛ بلکه اقتصاد ایران را در معرض شرطیشدن مجدد قرار میدهد؛ وضعیتی که هزینههای آن پیشتر بهطور عینی تجربه شده است.در منطق سیاست خارجی آمریکا، اقتصاد حوزهای فنی و خنثی نیست. تعامل اقتصادی بخشی از معماری امنیت ملی واشنگتن است؛ به این معنا که هر مسیر مالی، هر قرارداد تجاری و هر نقطه اتصال، بالقوه میتواند به ابزار نظارت، اعمال فشار و قطع ارتباط تبدیل شود. مذاکره اقتصادی در چنین چارچوبی، بهجای آزادسازی ظرفیتهای ایران، آنها را به تصمیمهای سیاسی بیرونی گره میزند و اقتصاد را وارد وضعیت انتظار و تعلیق میکند. تجربه برجام نمونه روشن این روند است. در آن توافق، تحریمها لغو نشدند، بلکه بهطور محدود و موقت تعلیق شدند. نتیجه عملی، شکلگیری امید کوتاهمدت و توقف تصمیمهای بلندمدت در اقتصاد بود. شرکتها و بانکهای بزرگ، بهدلیل امکان بازگشت تحریمها، از تعهد پایدار خودداری کردند. نمونه بارز آن، تجربه شرکت توتال و سایر شرکتهای بزرگ نفتی در دوره دولت روحانی بود؛ شرکتهایی که با تغییر فضای سیاسی و بازگشت فشارهای آمریکا، بدون پرداخت هزینه معنادار، قراردادها را رها کردند و از ایران خارج شدند. این خروج، نه استثنا، بلکه رفتار طبیعی سرمایه در اقتصاد شرطی بود.نتیجه این فرایند آن بود که بخشی از اقتصاد ایران به چند مسیر محدود و شکننده وابسته شد؛ مسیرهایی که با یک تصمیم سیاسی در واشنگتن قابل قطع بودند. به این معنا، اقتصاد حتی بدون انسداد کامل، در معرض نوعی قفلسازی تدریجی و پنهان قرار گرفت؛ قفلسازیای که هزینه آن نه در لحظه مذاکره، بلکه در زمان بازگشت فشارها آشکار شد.در دوره ترامپ، این منطق حتی شفافتر است. هدف اصلی، ایجاد ثبات اقتصادی برای ایران یا حل اختلافات نیست؛ بلکه تولید یک دستاورد نمایشی برای مصرف سیاسی داخلی آمریکاست. امتیازهای محدود، موقتی و کاملاً برگشتپذیر داده میشود، اما در مقابل، جهتگیری اقتصاد ایران دوباره به تصمیمهایی گره میخورد که خارج از کنترل آن است.مسئله اقتصاد ایران باز یا بسته بودن نیست؛ مسئله این است که مذاکرات اقتصادی با آمریکا، اقتصاد را از مسیرهای متنوع و قابل مدیریت، به مسیرهای شرطی، معلق و قابل قطع سوق میدهد. این مسیر نه به توسعه میانجامد و نه به ثبات. آنچه بازتولید میشود صرفا وابستگی نیست؛ بلکه تکرار یک تجربه پرهزینه است. یکبار شرطیشدن اقتصاد، به رشد اقتصادی نزدیک به صفر در یک دهه، ورود ناچیز سرمایهگذاری خارجی، تداوم تورم مزمن همراه با رکود تولید و کاهش پایدار اشتغال منجر شد.
@mkarimibeyranvand
۱۶:۰۴
به بهانه افزایش نرخ بیکاری همزمان با کاهش نرخ مشارکت چند یادداشت تحلیلی منتشر خواهم کرد انشالله.بازار کار نه تنها از حیث تحلیل اصل آن حائز اهمیت است،بلکه نشان دهنده روند حرکت اقتصاد کشور نیز هست.
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۸:۱۸
جدیدترین طرح آمارگیری نیروی کار در پاییز ۱۴۰۴ آمارهای نگران کننده ای را نشان میدهد.
کاهش مجدد نرخ مشارکت به میزان ۰.۵ درصد و رسیدن به عدد ۴۰.۷ درصد
افزایش ۰.۶ درصدی نرخ بیکاری و رسیدن به عدد ۷.۸ درصد
کاهش مجدد نسبت اشتغال به میزان ۰.۷ درصد و رسیدن به عدد ۳۷.۵ درصد
کاهش ۱۲۶ هزارنفری جمعیت شاغل
افزایش ۱۴۱ هزار نفری جمعیت بیکار
افزایش بیش از ۸۰۰ هزار نفری جمعیت غیر فعال
اعداد بالا نشاندهنده وضعیت نابسامان بازار کار دارد که البته نتیجه مستقیم انفعال سیاستی،میدانی، مالی و نظارتی دولت در تولید و بازار کار است.در یادداشتهای بعدی تحلیل های مفصلی ارائه خواهم داد انشالله
@mkarimibeyranvand
اعداد بالا نشاندهنده وضعیت نابسامان بازار کار دارد که البته نتیجه مستقیم انفعال سیاستی،میدانی، مالی و نظارتی دولت در تولید و بازار کار است.در یادداشتهای بعدی تحلیل های مفصلی ارائه خواهم داد انشالله
@mkarimibeyranvand
۸:۳۰
روایت از امام صادق(علیه السلام) در شب آخر ماه شعبان و شب اوّل ماه رمضان:
اللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَک الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ جُعِلَ هُدی لِلنَّاسِ وَ بَیناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فِیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنا وَ تَسَلَّمْهُ مِنّا فِی یسْرٍ مِنْک وَ عافِیةٍ، یا مَنْ أَخَذَ الْقَلِیلَ وَ شَکرَ الْکثِیرَ اقْبَلْ مِنِّی الْیسِیرَ؛
اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک أَنْ تَجْعَلَ لِی إِلی کلِّ خَیرٍ سَبِیلاً، وَ مِنْ کلِّ مَا لَا تُحِبُّ مانِعاً یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، یا مَنْ عَفا عَنِّی وَعَمَّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیئاتِ، یا مَنْ لَمْ یؤاخِذْنِی بِارْتِکابِ الْمَعاصِی، عَفْوَک عَفْوَک عَفْوَک، یا کرِیمُ؛
إِلهِی وَعَظْتَنِی فَلَمْ أَتَّعِظْ، وَ زَجَرْتَنِی عَنْ مَحارِمِک فَلَمْ أَنْزَجِرْ، فَما عُذْرِی، فَاعْفُ عَنِّی یا کرِیمُ، عَفْوَک عَفْوَک؛
اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ، عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِک فَلْیحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِک، یا أَهْلَ التَّقْوی وَیا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ، عَفْوَک عَفْوَک؛
اللّهُمَّ إِنِّی عَبْدُک بْنُ عَبْدِک بْنُ أَمَتِک ضَعِیفٌ فَقِیرٌ إِلی رَحْمَتِک، وَ أَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنی وَالْبَرَکةِ عَلَی الْعِبادِ، قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ أَحْصَیتَ أَعْمالَهُمْ، وَ قَسَمْتَ أَرْزاقَهُمْ، وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَلْوانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ، وَ لَا یعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَک، وَ لَا یقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَک، وَکلُّنا فَقِیرٌ إِلی رَحْمَتِک، فَلا تَصْرِفْ عَنِّی وَجْهَک، وَاجْعَلْنِی مِنْ صالِحِی خَلْقِک فِی الْعَمَلِ وَالْأَمَلِ وَالْقَضاءِ وَالْقَدَرِ؛
اللّهُمَّ أَبْقِنِی خَیرَ الْبَقاءِ، وَ أَفْنِنِی خَیرَ الْفَناءِ عَلَی مُوالاةِ أَوْلِیائِک، وَ مُعاداةِ أَعْدائِک وَالرَّغْبَةِ إِلَیک، وَالرَّهْبَةِ مِنْک، وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْلِیمِ لَک، وَالتَّصْدِیقِ بِکتابِک، وَاتِّباعِ سُنَّةِ رَسُولِک
اللّهُمَّ مَا کانَ فِی قَلْبِی مِنْ شَک أَوْ رِیبَةٍ أَوْ جُحُودٍ أَوْ قُنُوطٍ أَوْ فَرَحٍ أَوْ بَذَخٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْ خُیلاءَ أَوْ رِیاءٍ أَوْ سُمْعَةٍ أَوْ شِقاقٍ أَوْ نِفاقٍ أَوْ کفْرٍ أَوْ فُسُوقٍ أَوْ عِصْیانٍ أَوْ عَظَمَةٍ أَوْ شَیءٍ لَاتُحِبُّ، فَأَسْأَلُک یا رَبِّ أَنْ تُبَدِّلَنِی مَکانَهُ إِیماناً بِوَعْدِک، وَ وَفاءً بِعَهْدِک، وَ رِضاً بِقَضائِک، وَ زُهْداً فِی الدُّنْیا، وَ رَغْبَةً فِیما عِنْدَک، وَ أَثَرَةً وَطُمَأْنِینَةً وَ تَوْبَةً نَصُوحاً، أَسْأَلُک ذلِک یا رَبَّ الْعالَمِینَ؛
إِلهِی أَنْتَ مِنْ حِلْمِک تُعْصی فَکأَنَّک لَمْ تَرَ، وَ مِنْ کرَمِک وَجُودِک تُطاعُ فَکأَنَّک لَمْ تُعْصَ، وَ أَنَا وَ مَنْ لَمْ یعْصِک سُکانُ أَرْضِک فَکنْ عَلَینا بِالْفَضْلِ جَواداً، وَبِالْخَیرِ عَوَّاداً، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاةً دائِمَةً لَاتُحْصی وَ لَا تُعَدُّ وَ لَا یقْدِرُ قَدْرَها غَیرُک یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
@mkarimibeyranvand
اللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَک الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ جُعِلَ هُدی لِلنَّاسِ وَ بَیناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فِیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنا وَ تَسَلَّمْهُ مِنّا فِی یسْرٍ مِنْک وَ عافِیةٍ، یا مَنْ أَخَذَ الْقَلِیلَ وَ شَکرَ الْکثِیرَ اقْبَلْ مِنِّی الْیسِیرَ؛
اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک أَنْ تَجْعَلَ لِی إِلی کلِّ خَیرٍ سَبِیلاً، وَ مِنْ کلِّ مَا لَا تُحِبُّ مانِعاً یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، یا مَنْ عَفا عَنِّی وَعَمَّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیئاتِ، یا مَنْ لَمْ یؤاخِذْنِی بِارْتِکابِ الْمَعاصِی، عَفْوَک عَفْوَک عَفْوَک، یا کرِیمُ؛
إِلهِی وَعَظْتَنِی فَلَمْ أَتَّعِظْ، وَ زَجَرْتَنِی عَنْ مَحارِمِک فَلَمْ أَنْزَجِرْ، فَما عُذْرِی، فَاعْفُ عَنِّی یا کرِیمُ، عَفْوَک عَفْوَک؛
اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ، عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِک فَلْیحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِک، یا أَهْلَ التَّقْوی وَیا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ، عَفْوَک عَفْوَک؛
اللّهُمَّ إِنِّی عَبْدُک بْنُ عَبْدِک بْنُ أَمَتِک ضَعِیفٌ فَقِیرٌ إِلی رَحْمَتِک، وَ أَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنی وَالْبَرَکةِ عَلَی الْعِبادِ، قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ أَحْصَیتَ أَعْمالَهُمْ، وَ قَسَمْتَ أَرْزاقَهُمْ، وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَلْوانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ، وَ لَا یعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَک، وَ لَا یقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَک، وَکلُّنا فَقِیرٌ إِلی رَحْمَتِک، فَلا تَصْرِفْ عَنِّی وَجْهَک، وَاجْعَلْنِی مِنْ صالِحِی خَلْقِک فِی الْعَمَلِ وَالْأَمَلِ وَالْقَضاءِ وَالْقَدَرِ؛
اللّهُمَّ أَبْقِنِی خَیرَ الْبَقاءِ، وَ أَفْنِنِی خَیرَ الْفَناءِ عَلَی مُوالاةِ أَوْلِیائِک، وَ مُعاداةِ أَعْدائِک وَالرَّغْبَةِ إِلَیک، وَالرَّهْبَةِ مِنْک، وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْلِیمِ لَک، وَالتَّصْدِیقِ بِکتابِک، وَاتِّباعِ سُنَّةِ رَسُولِک
اللّهُمَّ مَا کانَ فِی قَلْبِی مِنْ شَک أَوْ رِیبَةٍ أَوْ جُحُودٍ أَوْ قُنُوطٍ أَوْ فَرَحٍ أَوْ بَذَخٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْ خُیلاءَ أَوْ رِیاءٍ أَوْ سُمْعَةٍ أَوْ شِقاقٍ أَوْ نِفاقٍ أَوْ کفْرٍ أَوْ فُسُوقٍ أَوْ عِصْیانٍ أَوْ عَظَمَةٍ أَوْ شَیءٍ لَاتُحِبُّ، فَأَسْأَلُک یا رَبِّ أَنْ تُبَدِّلَنِی مَکانَهُ إِیماناً بِوَعْدِک، وَ وَفاءً بِعَهْدِک، وَ رِضاً بِقَضائِک، وَ زُهْداً فِی الدُّنْیا، وَ رَغْبَةً فِیما عِنْدَک، وَ أَثَرَةً وَطُمَأْنِینَةً وَ تَوْبَةً نَصُوحاً، أَسْأَلُک ذلِک یا رَبَّ الْعالَمِینَ؛
إِلهِی أَنْتَ مِنْ حِلْمِک تُعْصی فَکأَنَّک لَمْ تَرَ، وَ مِنْ کرَمِک وَجُودِک تُطاعُ فَکأَنَّک لَمْ تُعْصَ، وَ أَنَا وَ مَنْ لَمْ یعْصِک سُکانُ أَرْضِک فَکنْ عَلَینا بِالْفَضْلِ جَواداً، وَبِالْخَیرِ عَوَّاداً، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاةً دائِمَةً لَاتُحْصی وَ لَا تُعَدُّ وَ لَا یقْدِرُ قَدْرَها غَیرُک یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
@mkarimibeyranvand
۱۲:۱۳
اللّٰهُمَّ إِنَّهُ قَدْ دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ . اللّٰهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذِى أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَجَعَلْتَهُ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدىٰ وَالْفُرْقانِ . اللّٰهُمَّ فَبارِكْ لَنا فِى شَهْرِ رَمَضانَ، وَأَعِنَّا عَلَىٰ صِيامِهِ وَصَلَواتِهِ، وَتَقَبَّلْهُ مِنَّا.خدایا؛ هر آینه ماه رمضان وارد شد، ماهی که در آن قرآن را فرو فرستادی و آن را دلایل آشکاری از هدایت و تشخیص حق از باطل قرار دادی. خداوندا، در ماه رمضان به ما برکت عطا کن و بر روزه و نمازهایش یاریمان فرما و آن را از ما بپذیر
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۱۹:۲۰
حتی اگر میخواهید با ترامپ معامله کنید(که خیری در آن نیست)، باید با او مقابله کنید!#مقاومت
@mkarimibeyranvand
@mkarimibeyranvand
۲:۴۱
وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی(مؤمنون،۱۱۸)
@mkarimibeyranvand
و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی(مؤمنون،۱۱۸)
@mkarimibeyranvand
۸:۱۷