آفات سوپرانقلابیها برای انقلاب (۴)چرا سوپرانقلابیها دچار «هیجان قهرمانی» هستند؟سوپرانقلابیگری وقتی برای فرد به هویتشخصی تبدیل شود فهم واقعیت برایش دشوار میشود چون برایش سوپرانقلابیگری فقط یک مشیسیاسی نیست؛ منبع هویت، منزلت و احساس بزرگی است؛ حس میکند حقانیت محض، شجاعت برتر و نقاش ویژۀ تاریخ است. این روحیه ذاتا بد نیست. اگر با تواضع همراه باشد منشأ فداکاری میشود. اما بدون واقعبینی و تواضع به تورم هویتی میرسد؛ یعنی خود را مرکز جهان میپندارد و دچار باورهای متوهمانه میشود؛ گویی همه تحولات عالم، نتیجه اراده گروه اوست؛ دشمن در برابر گروه او همواره در آستانه فروپاشی است؛ موانع فقط با شعار و ارادۀ بیشتر حل میشوند؛ هر مخالف این تصویرسازی ترسو یا سازشکار است. لذا نقد واقعیت برای او ناممکن میشود؛ چون هر نقدی به تحلیلش ضربه به هویت شخصیاش تلقی میشود.نیاز به قهرمان بودن؛ وقتی هویت انقلابی ابزار کسب اهمیت شود، ذهنش تشنۀ پیامهای اغراقآمیز میشود. شنیدههای حماسی در ذهنش، فوراً اینگونه ترجمه میشوند: گروه ما تعیینکنندۀ تاریخ است! دنیا از گروه ما میترسد! و گروه ما محور فتح بزرگ است!این خودبزرگبینی جمعی حاصل تکرار روایتهای درونگروهی است و خطر زمانی آغاز میشود که این احساس رسالتانتزاعی جایگزین شناخت واقعیت شود؛ دیگر به امکانات واقعی، منابع محدود و موازنه قوا فکر نمیکند. نتیجۀ این تورم هویتی، برآورد غلط از خود و دشمن، تصمیمهای پرهزینه و نهایتا سرخوردگی است. در آخر وقتی واقعیت، خودش را تحمیل میکند، او بهجای اصلاح خود، خوارجوار دیگران را به ترس و خیانت متهم میکند!
https://ble.ir/mohammadmontaj/-999762931515259610/1784003808216
https://ble.ir/mohammadmontaj/-999762931515259610/1784003808216
۴۱
۴:۳۶