عکس پروفایل یادداشت‌های محمّدمنتجی
۱۳۲ عضو

یادداشت‌های محمّدمنتج

عقلانیت انقلابی؛ «اصول‌گرایی در مبانی» و «اصلاح‌طلبی در روش‌ها» است.
https://virasty.com/montajhttps://eitaa.com/mohammadmontaj@Mohamadmontaj
thumbnail
علی‌الاصول؛ کمال شعام در «مشورت‌دادن» است و کمال سرباز در «اطاعت‌کردن»سوپرانقلابی‌ها چطور سفسطه می‌کنند دربارۀ مرز میان مشاوران و مجریان
خلاصۀ آنچه خواهید خواند: شعام در «مقام مشورت» وظیفه دارد پیش از تصمیم، تمام بیم‌ها و امیدها، خطرات و نقاط ضعف و قوت را یکجا روی میز بگذارد تا نگاه رهبری را «وسعت» ببخشد؛ اما سرباز(حتی سرداران بزرگی چون سلیمانی و نصرالله) در «مقام اجرا» وظیفه دارد همان تصمیم صادرشده را به درستی تشخیص دهد و با شجاعت و بی‌چون‌وچرا به خط پایان برساند. و انقلاب، به هر دوی این‌ها نیاز دارد: شعام برای آنکه «بهترین راه» کشف شود، و سرباز برای آنکه آن راه، «فتح» شود.
مقدمهدر مدیریت یک نظام پویا، بزرگ‌ترین آفت، «جابه‌جا فهمیدن دو مقام کاملا مجزا» است: مقام «اتاق فکر» و مقام «میدان عمل».خلط میان این دو، نه تنها منجر به تصمیمات غلط می‌شود، بلکه چرخ اجرای کشور را با ترمزهای بی‌مورد فلج‌می‌کند. این پیچیدگی، به‌ویژه در اعضای «شورای عالی امنیت ملی» (شعام) به اوج می‌رسد. آنان در موقعیتی دوگانه و بسیار حساس ایستاده‌اند: پیش از ابلاغ حکم، «مشاور» هستند و موظف به واکاوی حقیقت؛ پس از ابلاغ حکم، در قامت مسئولین نهادی و سازمانی، «سرباز اجرایی» هستند و موظف به انجام امر.همین تداخل نقش‌ها است که وظایف این اعضا را دشوارتر و حساس‌تر می‌کند؛ چرا که باید مرز میان صراحت مشورتی و قاطعیت اجرایی را در وجود خود به زیبایی جمع کنند.برای حفظ سلامت تصمیم‌گیری، باید مرز باریک میان توسعه‌ی نظر و تبعیت در اثر را بازشناسی کرد:
۱. کمال شعام در «وسعت‌بخشی» نگاه رهبری استشوراهای عالی در وهله‌ی نخست، ظرف و ظرفیتی برای مشورت هستند. کمال اعضای این شوراها در آن است که با امانت‌داری و وسعت دید، نکات حساس و زوایای پنهان مسائل را برای رهبری(این مُسلمِ حسینِ زمان) بازگو کنند. وظیفه‌ی مشاور، «بصیرت‌افزایی» و «تکمیل نگاه رهبری» است.مشاور نباید در تریبون تملق، صرفاً به دنبال تأیید نظر اولیه رهبری باشد. او باید همچون آینه‌ای صادق، واقعیت را آن‌گونه که هست منعکس کند؛ حتی اگر آن واقعیت، برخلاف میل اولیه رهبری باشد.هنر مشاور در «تولید گزینه» و «واکاوی پیامدها» است. او باید با نقد دقیق و ارائه راه‌کارهای جامع، نقاط ضعف و خطرات بالقوه را بنمایاند تا رهبری با چشمانی کاملاً باز، تصمیم نهایی را اتخاذ کند. در این مقام؛ نقد، عین وفاداری به نظام است.
۲. کمال سرباز در «اثربخشی اجرا» است
اما به محض آنکه فرآیند مشورت طی شد و ولی‌امر فرمان را صادر کرد، پرونده‌ی گفت‌وگو بسته و پرونده‌ی عمل باز می‌شود. در این مرحله، کمال سرباز در اطاعت قاطع و اجرای مؤثر معنا می‌یابد.سرباز مکتب ولایت، کسی است که پس از صدور امر، دیگر در پی تحلیل شخصی یا ورود به چرخۀ تصمیم‌سازی مجدد نیست. سرباز واقعی تنها یک گوش‌به‌فرمان ساده نیست؛ او کسی است که آن حکم صادرشده را با تمام توان، خلوص و دلسوزی به سرانجام برساند، به‌گونه‌ای که گویی آن تصمیم، ایدۀ خود اوست. کمال او در این است که امر ولی را با قدرت تمام به فتح میدان برساند.
۳. مغالطۀ سوپرانقلابی‌های اسیر «نظر دیگری داشتم» و واگذارندۀ «فرمان ولی»سوپرانقلابی‌ها که مدام بر طبل عدم تمکین دیگران می‌کوبند، دچار یک خطای استراتژیک شده‌اند. آن‌ها نقد تخصصی در مقام مشورت را با لجاجت در مقام اجرا اشتباه معرفی می‌کنند!آنها در «نظرم چیز دیگری بود» (نظرات پیش از تصمیم) گیر کرده‌اند. آن‌ها نمی‌خواهند بپذیرند که رهبری، پس از دریافت مشورت‌ها و بررسی واقعیت‌ها، نظر خود را به یک تصمیم جدید و نهایی تغییر داده و تکمیل نموده است؛ که موضوع، از مرحله‌ی مشورت عبور کرده و وارد مرحله‌ی عمل شده است.

۴. کلام آخر
تفاوت میان شعام و سرداران بزرگی چون سلیمانی و نصرالله در همین مرز نهفته است: مشاور در مقام مشورت وظیفه دارد پیش از تصمیم، تمام بیم‌ها و امیدها، خطرات و نقاط ضعف و قوت را یکجا روی میز بگذارد تا نگاه رهبری را وسعت ببخشد؛ اما سرباز، در مقام اجرا وظیفه دارد همان تصمیم صادرشده را به درستی تشخیص دهد و با شجاعت و بی‌چون‌وچرا به خط پایان برساند.و انقلاب به هر دوی این‌ها نیاز دارد: شعام برای آنکه «بهترین راه» کشف شود، و سرباز برای آنکه آن راه «پیمایش و فتح» شود.https://ble.ir/mohammadmontaj/7974955445043692250/1783385998117
https://eitaa.com/mohammadmontaj/752

۱۵۵

۰:۵۹