بله | کانال گروه اطلاعات بیمه ای
عکس پروفایل گروه اطلاعات بیمه ایگ

گروه اطلاعات بیمه ای

۲۰۵ عضو
> undefined چرا بیمه بدنه برای همه خودروها ضروریه؟ > > خیلی‌ها فکر می‌کنن بیمه بدنه فقط برای ماشین‌های گرونه، اما واقعیت اینه که: > undefined در تصادف مقصر باشید، خسارت ماشین شما جبران می‌شه > undefined در آتش‌سوزی، سرقت یا سقوط اجسام، پوشش کامل دارید > undefined حتی در برخورد با خودروهای فاقد بیمه، تنها راه جبران خسارت شماست > undefined امکان پرداخت اقساطی بدون چک و صدور فوری > > من سید رضا موسوی هستم، نماینده رسمی بیمه پارسیان > با تجربه در مشاوره تخصصی بیمه خودرو و موتورسیکلت > > undefined همین امروز کارت ماشین‌تون رو در واتساپ ارسال کنید > تا شرایط بیمه بدنه‌تون رو بررسی کنم و هدیه ویژه‌تون رو تقدیم کنم undefined > > محافظت از ماشین‌تون فقط یک پیام فاصله داره undefined

۷:۱۳

> undefined امروز یک بیمه بدنه جدید صادر شد undefined > ممنون از اعتماد دوستان عزیز undefined > > من سید رضا موسوی هستم، نماینده رسمی بیمه پارسیان > undefined صدور فوری بیمه‌نامه > undefined امکان پرداخت اقساطی بدون ضامن > undefined انتخاب از بین چندین شرکت معتبر بیمه > > undefined برای مشاوره رایگان همین الان پیام بدید

۶:۰۳

> undefined دوستان عزیز، توجه داشته باشید: > در بیمه‌نامه خودرو اگر مشخصات ماشین (مثل توناژ یا ظرفیت) اشتباه ثبت بشه، شرکت بیمه می‌تونه موقع خسارت بیمه‌نامه رو باطل کنه یا خسارت رو پرداخت نکنه. > > ارزونی خوبه، اما امنیت و آرامش مهم‌تره undefined > > من سید رضا موسوی هستم، نماینده رسمی بیمه پارسیان > undefined صدور دقیق و فوری بیمه‌نامه > undefinedامکان پرداخت اقساطی > > undefined برای مشاوره رایگان همین الان پیام بدید > بیمه درست یعنی آرامش واقعی undefined

۱۰:۱۵

سلام به همه‌ی اعضای عزیز گروه! از امروز قراره با هم یه سریال طنز رو دنبال کنیم که هم بخندیم، هم با بیمه شخص ثالث آشنا بشیم، هم شاید یه چیزایی یاد بگیریم که تو تصادف بعدی به کارمون بیاد undefined
قهرمان این سریال کسی نیست جز آقای ثالثی؛ مردی ساده، خوش‌قلب، و کمی گیج که با موتور قراضه‌اش هر روز یه ماجرای جدید خلق می‌کنه. نه بیمه‌اش کامل جواب می‌ده، نه موتور درست ترمز می‌گیره، نه کارمند بیمه باهاش راه میاد... ولی خودش همیشه با یه جمله عجیب و یه لبخند نصفه‌نیمه، از هر بحران جون سالم به در می‌بره!
در این سریال با شخصیت‌های بامزه‌ای آشنا می‌شیم:
- undefined کارمند بیمه بداخلاق: همیشه در حال غر زدن، عاشق مدارک ناقص و فرم‌های اشتباه!- undefined موتور شارکی: موتور سخنگوی آقای ثالثی که خودش نظر می‌ده، اعتراض می‌کنه و گاهی قهر می‌کنه!- undefinedundefined همسایه کنجکاو: همیشه در صحنه، آماده‌ی قضاوت و نصیحت!- undefined موتورچی رقیب: موتورسواری حرفه‌ای با بیمه کامل و موتور براق که آقای ثالثی ازش متنفره ولی مخفیانه تحسینش می‌کنه!- undefined بیمه‌نامه سخنگو: برگه‌ای که گاهی خودش حرف می‌زنه و می‌گه: "من فقط برای نفر سومم، لطفاً از من توقع نداشته باش!"
undefined این سریال در فصل اول، شامل ۲۰ قسمت روزانه خواهد بود. هر روز یک قسمت کوتاه، پر از دیالوگ‌های بامزه، موقعیت‌های عجیب، و برخوردهای طنز با دنیای واقعی بیمه.
اگه از قسمت‌ها خوشتون اومد، لایک کنید، نظر بدید، و برای دوستاتون بفرستید. و اگه خودتون هم تجربه‌ای از بیمه شخص ثالث دارید که بامزه‌ست، توی گروه بنویسید، شاید تو فصل دوم نقش گرفتید undefined
پس آماده باشید برای قسمت اول: «تصادف سر کوچه و اولین برخورد با بیمه!» (منتشر می‌شه فردا صبح ساعت ۹)

۶:۱۵

thumbnail

۵:۴۶

undefined قسمت اول: «تصادف سر کوچه»
صبح جمعه، آقای ثالثی طبق معمول با موتور قراضه‌اش راه افتاده بود بره نون بگیره. موتور شارکی غرغرکنان گفت: undefined «اگه یه روز بدون تصادف بریم، من خودمو بازنشسته می‌کنم!»
آقای ثالثی: «تو فقط غر بزن، نون بگیریم برات روغن می‌خرم!» شارکی: «روغن؟ من بیمه می‌خوام، نه روغن!»
هنوز دو کوچه نرفته بودن که صدای «تق!» بلند شد. موتور خورد به ماشین همسایه، آقای قنبری، که تازه ماشینشو واکس زده بود.
آقای قنبری با چهره‌ای که انگار نمره ریاضی بچه‌شو دیده، گفت: undefined «بیمه داری؟» آقای ثالثی با لبخند نصفه‌نیمه: undefined «دارم، ولی فکر کنم بیمه‌ام بیشتر از خودم خسته‌ست!» قنبری: «چی؟» ثالثی: «بیمه شخص ثالثه، یعنی من نفر سومم، موتورم نفر چهارم، و اعصاب شما نفر پنجم!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو از پنجره سرشو بیرون آورد: undefinedundefined «اگه بیمه‌نامه‌ات تاریخش گذشته باشه، من یه نسخه از قانون جدید دارم، با تفسیر!» آقای ثالثی: «شما نسخه قانون داری، من نسخه درد دارم!»
موتور شارکی با صدای لرزان: undefined «من دیگه نمی‌تونم... هر روز تصادف، هر روز توهین، من یه وسیله‌ام نه قربانی!» آقای ثالثی: «آروم باش شارکی، الان می‌ریم اداره بیمه، شاید کارمند بداخلاق امروز بداخلاق نباشه!» شارکی: «اگه اون خوش‌اخلاق بشه، منم پرواز می‌کنم!»
همسایه کنجکاو: «اگه خواستی شکایت کنی، من یه فرم شکایت دارم که خودم طراحی کردم!» آقای ثالثی: «شما فرم طراحی کردی، من فرم پر کردم، ولی آخرش همه‌مون فرم خوردیم!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با موتور زخمی، اعصاب له‌شده، و بیمه‌نامه‌ای که بیشتر شبیه کاغذ باطله‌ست، راهی اداره بیمه می‌شه... و ما هم آماده می‌شیم برای قسمت دوم: «اداره بیمه و کارمند بداخلاق»

۵:۴۶

thumbnail

۵:۴۷

undefined قسمت دوم: «اداره بیمه و کارمند بداخلاق»
آقای ثالثی با موتور زخمی و اعصاب له‌شده، وارد اداره بیمه شد. موتور شارکی بیرون اداره پارک شد و گفت: undefined «اگه تا ظهر برنگردی، منو بفروش به اسقاطی!»
داخل اداره، صف طولانی بود. یه نفر داشت با کارمند بیمه دعوا می‌کرد، یکی دیگه داشت فرم رو برعکس پر می‌کرد، و یکی هم دنبال خودکار می‌گشت که از استرس عرق کرده بود!
آقای ثالثی رسید جلوی میز. کارمند بیمه، با چهره‌ای که انگار تازه از خواب بیدار شده و فهمیده شنبه‌ست، گفت: undefined «مدرک بیار.» ثالثی: «ایناهاش، گواهینامه، کارت ملی، و یه عکس یادگاری با موتورم.» کارمند: «عکس یادگاری به چه درد می‌خوره؟» ثالثی: «برای اینکه ثابت کنم موتورم هنوز زنده‌ست!»
کارمند نگاهی به مدارک کرد، بعد گفت: undefined «بیمه‌نامه‌ات تاریخش گذشته، فرم‌ات ناقصه، و امضات شبیه اثر انگشته!» ثالثی: «خب من آدم ساده‌ای‌ام، امضام هم ساده‌ست!» کارمند: «ساده نباش، رسمی باش!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو وارد شد، با یه کیف پر از کاغذ. undefinedundefined «من اومدم کمک کنم، این فرم شکایت رو خودم طراحی کردم، با فونت نازنین!» کارمند: «شما کی هستی؟» همسایه: «من کارشناس غیررسمی محله‌ام!» ثالثی: «ایشون تو هر دعوا یه نقش داره، گاهی شاهد، گاهی شاکی، گاهی مشاور!»
کارمند نفس عمیقی کشید و گفت: undefined «ببین آقای ثالثی، بیمه شخص ثالث یعنی فقط خسارت نفر سوم. موتور شما نفر چهارمه، اعصاب شما نفر پنجم، و من نفر ششمم که باید تحملتون کنم!» ثالثی: «یعنی موتورم بیمه نیست؟» کارمند: «نه، فقط اون ماشینی که خوردی بیمه‌ست!» ثالثی: «پس من باید موتورمو ببرم روان‌پزشک؟» کارمند: «نه، فقط ببرش صافکاری!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با فرم ناقص، بیمه‌نامه منقضی، و همسایه‌ای که هنوز داره فونت فرم رو اصلاح می‌کنه، از اداره بیرون می‌زنه... و موتور شارکی با حالت قهر می‌گه: undefined «اگه قسمت بعدی هم همین باشه، من می‌رم سریال ترکی بازی می‌کنم!»
آماده باشید برای قسمت سوم: «جلسه خانوادگی و اعتراض زن و بچه!»

۵:۴۸

thumbnail

۵:۵۵

undefined قسمت سوم: «جلسه خانوادگی و اعتراض زن و بچه»
بعد از ماجرای اداره بیمه، آقای ثالثی با چهره‌ای که انگار از جلسه بازجویی برگشته، وارد خونه شد. موتور شارکی هم بیرون در، با حالت قهر گفت: undefined «من تا بیمه نشم، تو پارکینگ نمیام!»
داخل خونه، زن آقای ثالثی با اخم نشسته بود روی مبل. undefined‍🦰 «باز تصادف کردی؟» ثالثی: «نه، فقط یه برخورد دوستانه با ماشین همسایه داشتم!» زن: «دوستانه؟ ماشینش له شده، همسایه‌مون داره دنبال وکیل می‌گرده!»
پسر نوجوانش که تازه از کلاس ریاضی برگشته بود، گفت: undefined «بابا، چرا بیمه شخص ثالث گرفتی؟ مگه نمی‌دونی فقط نفر سوم رو پوشش می‌ده؟» ثالثی: «چون بیمه شخص اول و دوم گرون بود، منم نفر سومم، موتورم نفر چهارم، و اعصاب شما نفر پنجم!»
زن: «یعنی ما تو این خونه بیمه نیستیم؟» ثالثی: «شماها بیمه نشده‌اید، ولی عشق من بهتون بیمه عمره!» زن: «اونم بدون پوشش خسارت!»
پسر کوچیکش که هنوز فرق بیمه با بستنی رو نمی‌دونست، گفت: undefined «بابا، اگه من بیفتم، بیمه منو درست می‌کنه؟» ثالثی: «نه عزیزم، بیمه فقط اونایی رو درست می‌کنه که تو خیابون می‌افتن، نه خونه!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو از پشت پنجره صدا زد: undefinedundefined «اگه خواستید بیمه خانوادگی بگیرید، من یه جدول مقایسه‌ای دارم با فونت نازنین!» زن: «این همسایه از کجا می‌دونه ما جلسه خانوادگی داریم؟» ثالثی: «اون با ماهواره‌اش فقط فوتبال نمی‌بینه، جلسات خانوادگی هم رصد می‌کنه!»
در پایان این قسمت، زن و بچه‌ها تصمیم می‌گیرن خودشون برن دنبال بیمه بهتر، و آقای ثالثی با چهره‌ای مظلوم، به موتور شارکی می‌گه: undefined «اگه تو هم ازم ناراضی‌ای، بگو تا برم یه دوچرخه بخرم!» شارکی: «دوچرخه؟ منو تهدید نکن، من هنوز شخصیت دارم!»
آماده باشید برای قسمت چهارم: «موتور سخنگو و اعتراضات مکانیکی!»

۵:۵۵

thumbnail

۷:۳۹

undefined قسمت چهارم: «موتور سخنگو و اعتراضات مکانیکی»
صبح دوشنبه، آقای ثالثی می‌خواست موتور شارکی رو روشن کنه. undefined شارکی: «نه! امروز حرکت نمی‌کنم. من اعتراض دارم!» ثالثی: «باز شروع کردی؟ اعتراض به چی؟» شارکی: «به اینکه بیمه‌ام فقط نفر سوم رو پوشش می‌ده، منو نه! این تبعیضه!»
همسایه کنجکاو که همیشه در صحنه حاضر بود، با گوشی وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی اینستاگرام همه می‌پرسن: بیمه شخص ثالث خسارت موتور خود راننده رو هم می‌ده یا نه؟» ثالثی: «نه، نمی‌ده! من خودم هر روز قربانی این موضوعم!» شارکی: «پس یعنی من هر روز زخمی بشم، هیچ‌کس به فکر من نیست؟» همسایه: «دقیقاً همین سؤال الان ترند شده، مردم می‌خوان جواب روشن بگیرن.»
زن آقای ثالثی از پنجره داد زد: undefined‍🦰 «اگه موتور حرف می‌زنه، بگو بیاد داخل، منم یه سؤال دارم: چرا بیمه همیشه موقع پرداخت خسارت دنبال بهانه می‌گرده؟» ثالثی: «خانم، این سؤال رو بذار برای قسمت اداره بیمه، الان موتور داره قهر می‌کنه!»
شارکی با غرور گفت: undefined «من می‌خوام توی تلگرام کانال بزنم: "حقوق موتورهای مظلوم". اولین پستم هم اینه: چرا بیمه شخص ثالث فقط دیگران رو پوشش می‌ده، نه خود راننده؟» ثالثی: «اگه اینو بذاری، کارمند بیمه بلاکت می‌کنه!» شارکی: «بلاک کنه، می‌رم توی توییتر، اونجا همه دنبال دعوا هستن!»
در پایان این قسمت، موتور شارکی تصمیم می‌گیره اعتصاب کنه و روشن نشه. آقای ثالثی با چهره‌ای درمانده گفت: undefined «یعنی من باید با پای پیاده برم اداره بیمه؟» همسایه: «پیاده‌روی هم بیمه نداره، ولی شاید سلامتی‌ات بیشتر بشه!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت سوم هنوز منتظر انتخابه؛ یک مشاوره رایگان بیمه جایزه‌ست! undefined به نظرتون سؤال امروز درست بود؟ آیا بیمه شخص ثالث باید موتور خود راننده رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره ورود «بیمه‌نامه سخنگو» هست؛ حدس می‌زنید اون چه حرف‌هایی بزنه؟

۷:۳۹

thumbnail

۷:۲۷

undefined قسمت پنجم: «بیمه‌نامه سخنگو»
آقای ثالثی بعد از قهر موتور شارکی، تصمیم گرفت بیمه‌نامه‌اش رو بررسی کنه. برگه بیمه‌نامه رو از کیفش درآورد، ولی ناگهان برگه تکون خورد و گفت: undefined «آره، ولی...» ثالثی: «چی؟ تو هم حرف می‌زنی؟» بیمه‌نامه: «من سال‌هاست دارم حرف می‌زنم، فقط کسی گوش نمی‌ده!»
آقای ثالثی با تعجب نشست روی جدول کنار کوچه. undefined «خب بگو ببینم، چرا هر وقت تصادف می‌کنم، شما فقط به ماشین طرف مقابل کمک می‌کنی؟» بیمه‌نامه: «چون من بیمه شخص ثالثم، نه شخص اول، نه شخص دوم، نه موتور، نه اعصاب!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با یک لیوان چای وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه واتساپ محله همه دارن می‌پرسن: آیا بیمه شخص ثالث خسارت جانی راننده رو هم پوشش می‌ده؟» بیمه‌نامه: «آره، ولی فقط در حدی که راننده زنده بمونه و دوباره قسط بیمه بده!» ثالثی: «یعنی اگه من پام بشکنه، شما فقط یه چسب زخم می‌دی؟» بیمه‌نامه: «نه، یه بروشور می‌دم که توش نوشته چطور با پای شکسته فرم پر کنی!»
زن آقای ثالثی از پنجره داد زد: undefined‍🦰 «اگه بیمه‌نامه حرف می‌زنه، بگو بیاد داخل، منم یه سؤال دارم: چرا موقع تمدید، قیمتش دو برابر می‌شه؟» بیمه‌نامه: «چون من مثل هندونه‌ام، تا نبری، نمی‌فهمی توش چیه!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای گیج، به بیمه‌نامه گفت: undefined «تو فقط حرف می‌زنی یا واقعاً کاری هم می‌کنی؟» بیمه‌نامه: «من فقط وقتی کار می‌کنم که همه مدارک کامل باشه، فرم درست پر شده باشه، تاریخ اعتبارم نگذشته باشه، و کارمند بداخلاق روز خوبی داشته باشه!» ثالثی: «یعنی باید معجزه بشه؟» بیمه‌نامه: «تقریباً!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت پنجم مبلغ دویست هزار تومان در تمدید بیمه نامه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون بیمه‌نامه سخنگو راست گفت؟ آیا بیمه شخص ثالث باید خسارت جانی راننده رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره «موتورچی رقیب» هست؛ حدس می‌زنید اون چه واکنشی به موتور شارکی نشون بده؟

۷:۲۷

thumbnail

۸:۴۶

undefined قسمت ششم: «موتورچی رقیب وارد می‌شود»
ظهر چهارشنبه، آقای ثالثی با موتور شارکی که هنوز قهر بود، راه افتاد سمت نانوایی. شارکی با صدای خسته گفت: undefined «اگه امروز هم تحقیر بشم، می‌رم توی انبار و دیگه بیرون نمیام!» ثالثی: «آروم باش، امروز فقط نون می‌گیریم، نه تصادف، نه اداره بیمه، نه همسایه!»
اما هنوز دو متر نرفته بودن که صدای موتور براق و پرسرعتی از پشت سرشون بلند شد. موتورچی رقیب با لباس حرفه‌ای، کلاه ایمنی سبز و موتور قرمز براق، کنارشون ایستاد. undefined «زکی! این موتور چیه؟ اسباب‌بازی بچه‌اتونه؟» شارکی با چهره غمگین: undefined «من یه موتورم، ولی احساس دارم!» موتورچی: «احساس؟ من بیمه کامل دارم، ترمز ABS، و حتی جای شارژ موبایل!» ثالثی: «خب منم یه بیمه‌نامه دارم که حرف می‌زنه، ولی کاری نمی‌کنه!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با دفترچه‌ای وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه بیمه‌ای‌ها همه دارن می‌پرسن: فرق بیمه شخص ثالث با بیمه بدنه چیه؟» موتورچی رقیب با غرور گفت: undefined «بیمه بدنه یعنی اگه موتورم بخوره به دیوار، خودش دیوارو هم بیمه می‌کنه!» ثالثی: «یعنی من فقط نفر سومم، دیوار نفر چهارم، و موتورم نفر پنجم؟» همسایه: «تقریباً، ولی تو همیشه نفر آخری!»
شارکی با صدای لرزان گفت: undefined «من دیگه نمی‌تونم رقابت کنم، منو بفروش به اسقاطی!» ثالثی: «نه شارکی، تو قلب منی، حتی اگه بدنه‌ات بیمه نباشه!» موتورچی رقیب با خنده دور شد و گفت: undefined «اگه خواستی موتور عوض کنی، من یه مدل دارم که خودش فرم بیمه پر می‌کنه!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای غمگین، به شارکی گفت: undefined «اگه یه روزی پول داشتم، برات بیمه بدنه می‌گیرم، قول می‌دم!» شارکی: «قول بیمه‌ای مثل چک بدون امضاست!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت پنجم، یک مشاوره رایگان بیمه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون فرق بیمه شخص ثالث با بیمه بدنه چقدر مهمه؟ شما کدوم رو ترجیح می‌دید؟ undefined قسمت بعدی درباره «تصادف با گوسفند» هست؛ حدس می‌زنید گوسفند نفر چندم حساب می‌شه؟

۸:۴۷

thumbnail

۷:۴۴

undefined قسمت هفتم: «تصادف با گوسفند»
صبح پنج‌شنبه، آقای ثالثی با موتور شارکی راه افتاده بود سمت باغ پدرزنش. شارکی با صدای نگران گفت: undefined «امروز فقط خواهش می‌کنم با چیزی برخورد نکنیم که صداش "بع‌بع" باشه!» ثالثی: «آروم باش، این مسیر رو بلدیم، فقط یه پیچ داره و یه گوسفند که همیشه وسط راهه!»
هنوز پیچ رو رد نکرده بودن که صدای «بـــــــــع!» بلند شد. گوسفند وسط جاده ایستاده بود، با نگاهی که انگار می‌گفت: «اگه رد بشی، شکایت می‌کنم!» شارکی ترمز کرد، ولی دیر شده بود؛ برخورد کوچکی رخ داد.
گوسفند با حالت عصبانی گفت: undefined «بیمه داری؟» ثالثی: «تو هم؟! همه تو این شهر اول می‌پرسن بیمه داری؟!» گوسفند: «من عضو اتحادیه دام‌های شهری‌ام، حق دارم بدونم کی خسارت می‌ده!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با دوچرخه وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه دامداران همه دارن می‌پرسن: آیا بیمه شخص ثالث خسارت حیوانات رو هم پوشش می‌ده؟» ثالثی: «اگه حیوان نفر سوم باشه، شاید! ولی این گوسفند انگار نفر اول محله‌ست!» شارکی: «اگه گوسفند بیمه باشه، منم می‌خوام عضو اتحادیه موتورهای مظلوم بشم!»
گوسفند با غرور گفت: undefined «من بیمه دامپزشکی دارم، ولی فقط برای بیماری، نه تصادف!» ثالثی: «یعنی الان باید خسارت رو از جیب بدم؟» همسایه: «مگر اینکه ثابت کنی گوسفند خودش عمداً وسط جاده خوابیده!» شارکی: «اون موقع باید کارشناس بیاد، و کارشناس هم خودش گوسفنده!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای درمانده، به گوسفند گفت: undefined «اگه بخوای شکایت کنی، لطفاً با صدای انسانی حرف بزن، چون دادگاه بع‌بع رو نمی‌فهمه!» گوسفند: «من با وکیلم تماس می‌گیرم، اون یه بز کوهی با مدرک حقوقه!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت ششم، یک مشاوره رایگان بیمه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون آیا بیمه شخص ثالث باید خسارت حیوانات رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره «فرم‌های عجیب بیمه» هست؛ حدس می‌زنید چه سوالاتی توی اون فرم‌ها نوشته شده باشه؟

۷:۴۵

«به مناسبت روز پدر، به همه پدرهای عزیز تبریک می‌گم؛ مخصوصاً شما که مثل بیمه‌نامه معتبر، همیشه پشت خانواده‌تون ایستادید و هیچ‌وقت اجازه نمی‌دید سختی‌ها بی‌پوشش بمونه.
به عنوان مدیر این دفتر بیمه، افتخار می‌کنم که هر روز با پدرهایی روبه‌رو می‌شم که قهرمان واقعی زندگی هستن. و البته از زبان آقای ثالثی هم باید بگم: undefined‍🦱 "پدر یعنی کسی که حتی وقتی موتور شارکی قهر می‌کنه، خودش با پای پیاده می‌ره دنبال نون خانواده!"
پدرها، شما ستون‌های زندگی هستید؛ روزتون مبارک undefined امیدوارم فرم‌های زندگی‌تون همیشه ساده باشه و هیچ‌وقت مجبور نشید ۴۲ صفحه پر کنید!»

۱۶:۵۹