دستان پر از اراده مردم و بیتاریخی اندیشیدن ما «۱»
چند روز پیش؛ مستندی از تاریخچه شکلگیری حزبالله لبنان میدیدیم. در آن مستند به این موضوع اشاره میشود که امام موسی صدر برای دفاع از مردم جنوب لبنان در مقابل هجومهای اسرائیل، در نوبتهای مختلف با دولت وقت لبنان گفتگو داشته تا ارتش لبنان از منطقه جنوب حمایت کند؛ اما دولت وقت به این موضوع اهتمامی نداشته و پاسخگو نبوده است.
امام موسی صدر در آن میانه؛ نگاه بلند تاریخیاش را معطوف به «مردم» و شکلدهی «هستههای مردمی مقاومت» در جنوب میکند.
در مستند؛ نکتهای خیلی برایم جالب بود! دانشآموزان، دختران کوچک، زنان و مردانِ بزرگسال و ... در میانه کوه و دشت و خیابانهای شهر، مشغول «رنج» و «گنجِ» ساختن «مقاومت» با دستان خالی بودند. اکنون آن شجره طیبه قد کشیده و « حزبالله لبنان» نام دارد.
حال پس از چند دهه و در تاریخ ابتلای عظیم مؤمنان در جنگ با شقیترین دشمنان توحید، نمازجمعه نصر شکل میگیرد و امام جامعه در خطبه اول؛ تأکید بر اتصال و بهم پیوستگی شدید مؤمنان با یکدیگر دارند و این بُعد از ولایت را برجسته میکنند. امری که بیش از یک دهه است به روایتهای مختلف بر آن تأکید دارند تا جبهه مؤمنان سامان و سازمان بگیرد!
ما در این ابتلاء عظیم و در مغناطیس خون شهیدان؛ فرصتی تاریخی پیدا کردهایم تا در بستر جنگهای سخت و شناختی، از پراکندگی به «جمع» و « توحید» برسیم. اکنون باید به تکثیر هستههای مردمی برای «مقاومت» اندیشید و در این فرایند؛ ریشههای جبهه شدن امت اسلامی را از سطح محلی تا بینالمللی و از تعالی نگرشی تا امتداد عملی آن قوام بخشید.
@mostafa_sokhangou
چند روز پیش؛ مستندی از تاریخچه شکلگیری حزبالله لبنان میدیدیم. در آن مستند به این موضوع اشاره میشود که امام موسی صدر برای دفاع از مردم جنوب لبنان در مقابل هجومهای اسرائیل، در نوبتهای مختلف با دولت وقت لبنان گفتگو داشته تا ارتش لبنان از منطقه جنوب حمایت کند؛ اما دولت وقت به این موضوع اهتمامی نداشته و پاسخگو نبوده است.
امام موسی صدر در آن میانه؛ نگاه بلند تاریخیاش را معطوف به «مردم» و شکلدهی «هستههای مردمی مقاومت» در جنوب میکند.
در مستند؛ نکتهای خیلی برایم جالب بود! دانشآموزان، دختران کوچک، زنان و مردانِ بزرگسال و ... در میانه کوه و دشت و خیابانهای شهر، مشغول «رنج» و «گنجِ» ساختن «مقاومت» با دستان خالی بودند. اکنون آن شجره طیبه قد کشیده و « حزبالله لبنان» نام دارد.
حال پس از چند دهه و در تاریخ ابتلای عظیم مؤمنان در جنگ با شقیترین دشمنان توحید، نمازجمعه نصر شکل میگیرد و امام جامعه در خطبه اول؛ تأکید بر اتصال و بهم پیوستگی شدید مؤمنان با یکدیگر دارند و این بُعد از ولایت را برجسته میکنند. امری که بیش از یک دهه است به روایتهای مختلف بر آن تأکید دارند تا جبهه مؤمنان سامان و سازمان بگیرد!
ما در این ابتلاء عظیم و در مغناطیس خون شهیدان؛ فرصتی تاریخی پیدا کردهایم تا در بستر جنگهای سخت و شناختی، از پراکندگی به «جمع» و « توحید» برسیم. اکنون باید به تکثیر هستههای مردمی برای «مقاومت» اندیشید و در این فرایند؛ ریشههای جبهه شدن امت اسلامی را از سطح محلی تا بینالمللی و از تعالی نگرشی تا امتداد عملی آن قوام بخشید.
۱۷:۵۵
https://www.aparat.com/v/x4061c1
لینک مستند تاریخچه شکلگیری حزبالله لبنان تهیه کننده: موسسه روایت فتح
لینک مستند تاریخچه شکلگیری حزبالله لبنان تهیه کننده: موسسه روایت فتح
۱۸:۱۵
این عکس و وجود نوشابههای کوکاکولا بر روی میز؛ نشانی از وضعیت تاریخی متناقض و بیعالَم بسیاری از متفکران، رهبران و سیاستمداران ایران میباشد.
ایشان آنچه میاندیشند، میگویند و شعار میدهند را به زیست فردی، اجتماعی و تاریخی خود تبدیل نکردهاند؛ لذا در سادهترین رفتارهای اجتماعی، فاصله فکر و عمل آنها آشکار میشود.
باید درباره این وضعیت تاریخی اندیشید، مصادیق بیشمار آن را لیست کرد و دوباره پرسید:
چرا بخش زیادی از متفکران، رهبران، مدیران و سیاستمداران در ایران، وضعیتی بیتاریخ و متناقض دارند؟
@mostafa_sokhangou
ایشان آنچه میاندیشند، میگویند و شعار میدهند را به زیست فردی، اجتماعی و تاریخی خود تبدیل نکردهاند؛ لذا در سادهترین رفتارهای اجتماعی، فاصله فکر و عمل آنها آشکار میشود.
باید درباره این وضعیت تاریخی اندیشید، مصادیق بیشمار آن را لیست کرد و دوباره پرسید:
چرا بخش زیادی از متفکران، رهبران، مدیران و سیاستمداران در ایران، وضعیتی بیتاریخ و متناقض دارند؟
@mostafa_sokhangou
۲۰:۱۹
معجزه در تاریخی که تماماً دعوت به زمین و غریزه میکند ؛ ظهور انسانهایی است که «آسمان حقیقت» را نه «لفاظی» که «طلب»، «زندگی» و برای ایصال به آن «مقاومت» میکنند.
درست به همین دلیل است که باید به «جبهه مقاومت» در هر شرایطی امیدوار بود و زندگی را با افق وجودی آنها معنا کرد.
@mostafa_sokhangou
درست به همین دلیل است که باید به «جبهه مقاومت» در هر شرایطی امیدوار بود و زندگی را با افق وجودی آنها معنا کرد.
@mostafa_sokhangou
۱۹:۴۷
ای قلب؛گاهی به این بیندیش که در بلاهای اجتماعی و تاریخی؛ چقدر مؤمن خواهی ایستاد؟
اگر اساس هستی بر آن است که معشوق میخواهد تمام تعلقات را از تو بگیرد تا تنها عاشق او باشی؛ پس چه مقدار پوچی معشوقهای وهمی دنیا را چشیدهای؟
حتی علاقه شدید تو به عارفان مجاهدی که شهید شدهاند؛ باید در جان، امید و نشاطِ مقاومت تولید کند و الا اگر بخواهد یأس و ناتوانی در تو جولان بدهد؛ حتماً آن علاقههای مخدر را باید تبر زد که معشوق حقیقی را آیینگی نمیکنند و جان را در تنِ نشانهها گرفتار میکنند.
در این زمانه که هر روز خبری از غربت اهل حقیقت به گوش میرسد؛ چه بسیار فرصت است که «دلآگاه» و «مرگآگاه» به «بلاء» اندیشید و از «نیستی دنیا» عبور کرد؛ آنگاه رندانه قیام را صبوح صبوح جرعه کشید و این بیت را در زیر آتش و دودِ عبور از حجاب تن آواز خواند:
خُنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
@mostafa_sokhangou
اگر اساس هستی بر آن است که معشوق میخواهد تمام تعلقات را از تو بگیرد تا تنها عاشق او باشی؛ پس چه مقدار پوچی معشوقهای وهمی دنیا را چشیدهای؟
حتی علاقه شدید تو به عارفان مجاهدی که شهید شدهاند؛ باید در جان، امید و نشاطِ مقاومت تولید کند و الا اگر بخواهد یأس و ناتوانی در تو جولان بدهد؛ حتماً آن علاقههای مخدر را باید تبر زد که معشوق حقیقی را آیینگی نمیکنند و جان را در تنِ نشانهها گرفتار میکنند.
در این زمانه که هر روز خبری از غربت اهل حقیقت به گوش میرسد؛ چه بسیار فرصت است که «دلآگاه» و «مرگآگاه» به «بلاء» اندیشید و از «نیستی دنیا» عبور کرد؛ آنگاه رندانه قیام را صبوح صبوح جرعه کشید و این بیت را در زیر آتش و دودِ عبور از حجاب تن آواز خواند:
خُنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
۰:۱۹
«بیتفاوتی اجتماعی و تاریخی» از بیعالَمی انسان برمیخیزد و بیعالَمی؛ از تقلیلِ وجود و معنای انسان خبر میدهد. «انسان» کوچک و مسطح شده است.
نشانههای اجتماعی این واقعیت در گفتار و رفتار جامعه آشکار است و به صورت معنادار و متمایزی از گذشته ظهور دارد:- به من چه...ـ به تو چه...ـ زندگی من به خودم مربوط هست.ـ مهم الان و لذت بردن هست.ـ کشورهای دیگر به ما چه مربوط؟!ـ مهم مدرک هست! - همه این کار را میکنند، من هم انجام میدهم.ـ بهشت و جهنم تو همین دنیاست.ـ از کجا معلوم حرفهای اهل دین درست باشد.ـ بحث سیاسی ممنوع.ـ و... .
انسانها دیگر تنها به بقاء میاندیشند و از «لقاء حقیقت» گریزان هستند.
در این میان؛ انسانهای بزرگ با بعثت و شهادتشان، «تقلیلِ وجود و معنای انسان» را متذکر میشوند و ستارههایی برای رهایی از بیعالَمی میگردند. مردم یمن، غزه و حزبالله لبنان از جمله کسانی هستند که اکنون مستغرق در افق صورت آرمانی انسان زیست میکنند.
ما باید «صورت آرمانی انسان» را در «سیرت» و «سیره» این شهیدان بزرگ بازیابی و روایت کنیم. در اکنونِ تاریخ؛ ما محتاج به این نسبت وجودی و رِوایی هستیم.
@mostafa_sokhangou
نشانههای اجتماعی این واقعیت در گفتار و رفتار جامعه آشکار است و به صورت معنادار و متمایزی از گذشته ظهور دارد:- به من چه...ـ به تو چه...ـ زندگی من به خودم مربوط هست.ـ مهم الان و لذت بردن هست.ـ کشورهای دیگر به ما چه مربوط؟!ـ مهم مدرک هست! - همه این کار را میکنند، من هم انجام میدهم.ـ بهشت و جهنم تو همین دنیاست.ـ از کجا معلوم حرفهای اهل دین درست باشد.ـ بحث سیاسی ممنوع.ـ و... .
انسانها دیگر تنها به بقاء میاندیشند و از «لقاء حقیقت» گریزان هستند.
در این میان؛ انسانهای بزرگ با بعثت و شهادتشان، «تقلیلِ وجود و معنای انسان» را متذکر میشوند و ستارههایی برای رهایی از بیعالَمی میگردند. مردم یمن، غزه و حزبالله لبنان از جمله کسانی هستند که اکنون مستغرق در افق صورت آرمانی انسان زیست میکنند.
ما باید «صورت آرمانی انسان» را در «سیرت» و «سیره» این شهیدان بزرگ بازیابی و روایت کنیم. در اکنونِ تاریخ؛ ما محتاج به این نسبت وجودی و رِوایی هستیم.
۵:۲۳
مَردی بَر تاریخ
شخصیتهایی که بَر تاریخ هستند؛ تاریخسازند و آثار وجودی این مردان را نمیتوان محدود به مشاهدات کرد. آنها باطن جامعه و تاریخ را منقلب میکنند و عمق آثار وجودی آنها در آینده تاریخ به ظهور میرسد.
تجربه وجودی من:یادم نمیرود بیش از ۲۰ سال پیش که نوجوان بودم و در محلهای از روستا مشغول بازی بودم؛ دو جوان از اقوام در کنار من مشغول صحبت شدند و با حس عزتی از سید حسن نصرالله سخن میگفتند که چگونه شیرمردی است و قلب آنها گرم به قدرت و میدانداری سید بود. من آن زمان از سید تنها تصویری در تلویزیون دیده بودم و هیچ عمقی از حضور تاریخی این مرد نمیفهمیدم؛ اما آنچه برای من عمیقاً ماند، انتقال قلبی حس عزتی بود که در آن دو جوان به ظهور رسیده بود و من هم در آن لحظه، متأثر از آنها شدم. هنوز هم آن تصویر در ذهنم ماندگار مانده است... .
پینوشت:اکنون که هنگامه تشییع سیدنا نصرالله فرا رسیده است، آن صحنهای که بیش از بیست سال پیش تجربه کردهام، از جلوی چشمانم رد میشود و میگویم چگونه بر تاریخ زیست کرده بودی که در آن روستای دورافتاده، عدهای به دور از حضور رسانهها و خودنماییها، آنگونه عزت را در افق وجودی شما میدیدند.
حماسه زندگی و شهادتت در آینده؛ تحول باطنی انسانهای آزاده را تسریع خواهد کرد.
انّا علی العهد
@Mostafa_sokhangou
شخصیتهایی که بَر تاریخ هستند؛ تاریخسازند و آثار وجودی این مردان را نمیتوان محدود به مشاهدات کرد. آنها باطن جامعه و تاریخ را منقلب میکنند و عمق آثار وجودی آنها در آینده تاریخ به ظهور میرسد.
تجربه وجودی من:یادم نمیرود بیش از ۲۰ سال پیش که نوجوان بودم و در محلهای از روستا مشغول بازی بودم؛ دو جوان از اقوام در کنار من مشغول صحبت شدند و با حس عزتی از سید حسن نصرالله سخن میگفتند که چگونه شیرمردی است و قلب آنها گرم به قدرت و میدانداری سید بود. من آن زمان از سید تنها تصویری در تلویزیون دیده بودم و هیچ عمقی از حضور تاریخی این مرد نمیفهمیدم؛ اما آنچه برای من عمیقاً ماند، انتقال قلبی حس عزتی بود که در آن دو جوان به ظهور رسیده بود و من هم در آن لحظه، متأثر از آنها شدم. هنوز هم آن تصویر در ذهنم ماندگار مانده است... .
پینوشت:اکنون که هنگامه تشییع سیدنا نصرالله فرا رسیده است، آن صحنهای که بیش از بیست سال پیش تجربه کردهام، از جلوی چشمانم رد میشود و میگویم چگونه بر تاریخ زیست کرده بودی که در آن روستای دورافتاده، عدهای به دور از حضور رسانهها و خودنماییها، آنگونه عزت را در افق وجودی شما میدیدند.
حماسه زندگی و شهادتت در آینده؛ تحول باطنی انسانهای آزاده را تسریع خواهد کرد.
انّا علی العهد
@Mostafa_sokhangou
۲۲:۱۱
@mostafa_sokhangou
۱۵:۰۵
در ایام عید اقبال همراه گشت و به مشهد رفتم؛ در میان جلسات و بازدیدها به دنبال فرصتی برای رفتن به کتابفروشیهای برجسته شهر بودم. در بازدید یکی از پردیسهای کتاب، چشمم به دو قفسه خورد که عناوین آنان بر خلاف تقسیمبندیهای رایج علوم در کتابفروشیها بود. یک قفسه عنوان آن «خودیاری» و قفسه دیگر «خودیاری عرفانی» بود.
برای من از پیش روشن بود که نیستانگاری انسان معاصر و بحران روحی او، زمینهساز شکلگیری روانشناسی مدرن و توسعه مکاتب و مَنشهای مُخدّر روان انسان شده است؛ اما این عنوانبندی و برجستهسازی از منظری دیگر هم جالب مینمود:
۱. نظام تقاضای قابل توجه مخاطب و اعتقاد کتابفروش بر این موضوع که دو قفسه مفصل را برای این موضوعات قرار داده بود.
۲. تناقض باطنی این عنوانبندی درباره «خود مدرن» که «خود» در بحران است و «خودبنیاد» هم میخواهد «خود» را نجات بدهد.
اما مگر میشود ظلمت را با ظلمت به روشنی رساند؟؟
@mostafa_sokhangou
برای من از پیش روشن بود که نیستانگاری انسان معاصر و بحران روحی او، زمینهساز شکلگیری روانشناسی مدرن و توسعه مکاتب و مَنشهای مُخدّر روان انسان شده است؛ اما این عنوانبندی و برجستهسازی از منظری دیگر هم جالب مینمود:
۱. نظام تقاضای قابل توجه مخاطب و اعتقاد کتابفروش بر این موضوع که دو قفسه مفصل را برای این موضوعات قرار داده بود.
۲. تناقض باطنی این عنوانبندی درباره «خود مدرن» که «خود» در بحران است و «خودبنیاد» هم میخواهد «خود» را نجات بدهد.
اما مگر میشود ظلمت را با ظلمت به روشنی رساند؟؟
@mostafa_sokhangou
۳:۲۵
اگر غفلت، نهان در سنگ خارا میکند ما راجوانمردست درد عشق، پیدا میکند ما را
امام من؛ شما مَظهر و چشمه جوشان «درد عشق» در این تاریخ سرد نیستانگار هستید که ما «قبرستاننشینان عادات سخیف را» دعوت به «عرفان» «قیام» و «حماسه» میکنید تا «انسان» بر صورت آسمانی خویش احیاء گردد.
«من» در تو پیدا گشتهام
@mostafa_sokhangou
امام من؛ شما مَظهر و چشمه جوشان «درد عشق» در این تاریخ سرد نیستانگار هستید که ما «قبرستاننشینان عادات سخیف را» دعوت به «عرفان» «قیام» و «حماسه» میکنید تا «انسان» بر صورت آسمانی خویش احیاء گردد.
«من» در تو پیدا گشتهام
@mostafa_sokhangou
۲۲:۱۵
آمریکا و اسرائیل؛ قبل از آنکه دشمن «هویت ایران و ایرانی» باشند، دشمن «تفکر مستقل» «آگاهی و دانش مستقل» و «اراده مستقل» انسان هستند!!!
آخر کدام انسان در خلقت خود دوست دارد این سه خصلت که نشان آدمیت او هست را نداشته باشد؟؟ آن هم انسان ایرانی که تبار و تاریخ او با آزادگی در این خصلتها تعیّن یافته است.
آنان از انسان با فریب یا زور میخواهند که «برده» یا «عروسک کوکی» آنها بشوند!! در منطق آنها؛ جرم انقلاب اسلامی در طول ۴۶ سال گذشته این بوده است که میخواهد با «استقلال» و «آزادی» آیندهاش را شکل بدهد!!!
@mostafa_sokhangou
آخر کدام انسان در خلقت خود دوست دارد این سه خصلت که نشان آدمیت او هست را نداشته باشد؟؟ آن هم انسان ایرانی که تبار و تاریخ او با آزادگی در این خصلتها تعیّن یافته است.
آنان از انسان با فریب یا زور میخواهند که «برده» یا «عروسک کوکی» آنها بشوند!! در منطق آنها؛ جرم انقلاب اسلامی در طول ۴۶ سال گذشته این بوده است که میخواهد با «استقلال» و «آزادی» آیندهاش را شکل بدهد!!!
@mostafa_sokhangou
۱:۲۴
دو نکته درباره پذیرش توقف جنگ از سوی ایران
آن حکیم الهی در پذیرش توقف تهاجم بر جبهه دشمن که آنان اصرار بر آتشبس داشتند، به نظر میرسد چند هدف را مد نظر داشتهاند که دو مورد قابلِ حدس، کمتر بیان شده و بنابر تحلیل بیان میکنم:
اولاً جبهه دشمن سناریوی آتشبس را در یک استیصال و جنگ ترکیبی در رسانهها بیان کرد و از این موضوع اهدافی را دنبال میکرد؛ اما قابل تحلیل است که یکی از اهداف این بود که اگر حاکمیت ایران آتشبس را قبول نکند، دوگانه صلحطلب و جنگطلب را در میان ملت ایران راه بیندازد و از ایجاد این دوقطبی برای اهداف بعدی خود استفاده کند.
در این میان؛ امام جامعه بدون بردن نامی از آتشبس، تنها توقف در تهاجم را اعمال کردند و عملاً به جبهه کفر اجازه تولید دوقطبی و گسست انسجام اجتماعی را در بین مردم ندادند.
ثانیاً آن حکیم الهی نظر بر سنن الهی و سیره ائمه در مبارزه با طاغوتهای تاریخ، تلاش میکنند تا در هر مرحله از مبارزه، زمینه آگاهی ملتها را نسبت به صفبندی تاریخی حق و باطل و تشخیص حقیقت را برای آزادگان عالَم گسترش دهند. راز بلوغ عقلانی ملت ایران در مواجهه با این جنگ ۱۲ روزه، ریشه در همین سلوک امامان انقلاب داشته است.
امام خامنهای به خوبی برای ما تبیین کردهاند که این موقعیت تاریخی برای جبهه حق و باطل «وجودی» است و آمریکا و اسرائیل برای بقاء در منطقه میجنگند و از هیچ حربهای در لحظات واپسین فروگذار نخواهند بود؛ اما امام جامعه با حکمت تلاش دارد تا صفبندی حق و باطل را در سطح ایران و اسرائیل نگه ندارد؛ بلکه میخواهد این صفبندی از سطح جنگ اسلام با کفر تا سطح مبارزه مستضعفان عالَم با مستکبران گسترش یابد. لذا با پذیرش توقف تهاجم بر دشمن، بار دیگر میخواهد با تجاوز دوباره دشمن بر حقیقت و آدمیت، ملتها باطن باطل را عریانتر از قبل ببینند و بچشند.
آن حکیم الهی در پذیرش توقف تهاجم بر جبهه دشمن که آنان اصرار بر آتشبس داشتند، به نظر میرسد چند هدف را مد نظر داشتهاند که دو مورد قابلِ حدس، کمتر بیان شده و بنابر تحلیل بیان میکنم:
اولاً جبهه دشمن سناریوی آتشبس را در یک استیصال و جنگ ترکیبی در رسانهها بیان کرد و از این موضوع اهدافی را دنبال میکرد؛ اما قابل تحلیل است که یکی از اهداف این بود که اگر حاکمیت ایران آتشبس را قبول نکند، دوگانه صلحطلب و جنگطلب را در میان ملت ایران راه بیندازد و از ایجاد این دوقطبی برای اهداف بعدی خود استفاده کند.
در این میان؛ امام جامعه بدون بردن نامی از آتشبس، تنها توقف در تهاجم را اعمال کردند و عملاً به جبهه کفر اجازه تولید دوقطبی و گسست انسجام اجتماعی را در بین مردم ندادند.
ثانیاً آن حکیم الهی نظر بر سنن الهی و سیره ائمه در مبارزه با طاغوتهای تاریخ، تلاش میکنند تا در هر مرحله از مبارزه، زمینه آگاهی ملتها را نسبت به صفبندی تاریخی حق و باطل و تشخیص حقیقت را برای آزادگان عالَم گسترش دهند. راز بلوغ عقلانی ملت ایران در مواجهه با این جنگ ۱۲ روزه، ریشه در همین سلوک امامان انقلاب داشته است.
امام خامنهای به خوبی برای ما تبیین کردهاند که این موقعیت تاریخی برای جبهه حق و باطل «وجودی» است و آمریکا و اسرائیل برای بقاء در منطقه میجنگند و از هیچ حربهای در لحظات واپسین فروگذار نخواهند بود؛ اما امام جامعه با حکمت تلاش دارد تا صفبندی حق و باطل را در سطح ایران و اسرائیل نگه ندارد؛ بلکه میخواهد این صفبندی از سطح جنگ اسلام با کفر تا سطح مبارزه مستضعفان عالَم با مستکبران گسترش یابد. لذا با پذیرش توقف تهاجم بر دشمن، بار دیگر میخواهد با تجاوز دوباره دشمن بر حقیقت و آدمیت، ملتها باطن باطل را عریانتر از قبل ببینند و بچشند.
۱۹:۴۱
1_19595926201.mp3
۰۴:۴۸-۱۱.۲۷ مگابایت
۱۷:۴۰
مهاجر [مصطفی سخنگو]
موسیقی
متن شعر:
زیور زخم
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
فهمیدم از پیشونی پیمبراز روی حمزه، از تن ابوذرفهمیدم از زخمای بال جعفراز پلک مالک، از وجود حیدر
فهمیدم اینکه اخم:زینت ابروی مردهلازمهی هر نبرده
فهمیدم اینکه زخم:زیور مردای مردهدنیا رو در مینوردهدنبال عاشق میگرده
آن زخم که زیب فرق حیدر شدهاستدر عرصهی کربلا مکرر شدهاستبی زیور زخم قامت شیعه مباداین کوه به زخم تیشه خوگر شدهاست
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
از تیغ و آهن واهمه ندارماز بانگ دشمن واهمه ندارمترسی نه از تیر و تفنگ و ترکشاز جون سپردن واهمه ندارم
میترسم از خودم:اینکه یقینم بلرزهاینکه پشیزی نیرزه
میترسم از خودم:اینکه تو دنیا اسیرمجواز عشقو نگیرمجز با شهادت بمیرم
در مسلخ عشق جز نکو را نکشندروبه صفتان زشت خو را نکشندگر عاشق صادقی ز کشتن مگریزمردار بود هر آنکه او را نکشند
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
شاعر: دکتر محسن رضوانی
زیور زخم
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
فهمیدم از پیشونی پیمبراز روی حمزه، از تن ابوذرفهمیدم از زخمای بال جعفراز پلک مالک، از وجود حیدر
فهمیدم اینکه اخم:زینت ابروی مردهلازمهی هر نبرده
فهمیدم اینکه زخم:زیور مردای مردهدنیا رو در مینوردهدنبال عاشق میگرده
آن زخم که زیب فرق حیدر شدهاستدر عرصهی کربلا مکرر شدهاستبی زیور زخم قامت شیعه مباداین کوه به زخم تیشه خوگر شدهاست
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
از تیغ و آهن واهمه ندارماز بانگ دشمن واهمه ندارمترسی نه از تیر و تفنگ و ترکشاز جون سپردن واهمه ندارم
میترسم از خودم:اینکه یقینم بلرزهاینکه پشیزی نیرزه
میترسم از خودم:اینکه تو دنیا اسیرمجواز عشقو نگیرمجز با شهادت بمیرم
در مسلخ عشق جز نکو را نکشندروبه صفتان زشت خو را نکشندگر عاشق صادقی ز کشتن مگریزمردار بود هر آنکه او را نکشند
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
شاعر: دکتر محسن رضوانی
۱۷:۴۹
مهاجر [مصطفی سخنگو]
متن شعر: زیور زخم إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني فهمیدم از پیشونی پیمبر از روی حمزه، از تن ابوذر فهمیدم از زخمای بال جعفر از پلک مالک، از وجود حیدر فهمیدم اینکه اخم: زینت ابروی مرده لازمهی هر نبرده فهمیدم اینکه زخم: زیور مردای مرده دنیا رو در مینورده دنبال عاشق میگرده آن زخم که زیب فرق حیدر شدهاست در عرصهی کربلا مکرر شدهاست بی زیور زخم قامت شیعه مباد این کوه به زخم تیشه خوگر شدهاست إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني از تیغ و آهن واهمه ندارم از بانگ دشمن واهمه ندارم ترسی نه از تیر و تفنگ و ترکش از جون سپردن واهمه ندارم میترسم از خودم: اینکه یقینم بلرزه اینکه پشیزی نیرزه میترسم از خودم: اینکه تو دنیا اسیرم جواز عشقو نگیرم جز با شهادت بمیرم در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز مردار بود هر آنکه او را نکشند إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني شاعر: دکتر محسن رضوانی
این اثر؛ ترکیبی از حماسه و انذار به «منِ» انسان در این بزنگاه تاریخ است. ذکر و تفکری مدام برای آنکه طرف درست تاریخ قیام داشته باشیم و از قعود و تماشا کردن بپرهیزیم.
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبهصفتان زشتخو را نکشند
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبهصفتان زشتخو را نکشند
۱۷:۴۹
در این لحظه تاریخی؛ زلالتر از این نمیشود گفت که: ایران و ایمان در جان توحیدی شما یگانهاند.
۲۱:۴۳
بازارسال شده از از دوست داشتن (اشعار و آثار علیمحمد مودب
یار با صولت حیدر سوی خیبر آمد ای شغالان بگریزید که حیدر آمد
بنگر شور و جنون شب عاشورا را یار در خیمهگه سید و سرور آمد
یارب این سرو که گلزار وطن خرم از اوست نگهش دار کزو باغ معطر آمد
گوییا عطر خمینی ست در آفاق جهانچشم یعقوب مرا یوسف دیگر آمد
پیر ما دست ابالفضل نگهدارش بادکه جوانانه به دلداری لشکر آمد
#علیمحمدـمودب
@alimohammadmoaddab
بنگر شور و جنون شب عاشورا را یار در خیمهگه سید و سرور آمد
یارب این سرو که گلزار وطن خرم از اوست نگهش دار کزو باغ معطر آمد
گوییا عطر خمینی ست در آفاق جهانچشم یعقوب مرا یوسف دیگر آمد
پیر ما دست ابالفضل نگهدارش بادکه جوانانه به دلداری لشکر آمد
#علیمحمدـمودب
@alimohammadmoaddab
۲۱:۴۷
عُذری برای کمکاری در عهد نوشتن
بیش از پنج ماه شده است که خود را در آینه و آیین «نوشتن» در کانال ندیدهام؛ اما به غایت کار بود و کاغذهایی که نوشتههای پراکنده هر گوشهای از آنان، گواه پنجرههایی گشوده به «مسئلههای میدان» و «ساختن» بود.
امری که سالها شهود کردهام؛ تضاد گنجِ «رنجِ» ساختن جهان انسانها با «آسانیِ» ویران کردن جهان آنهاست.
آدمی در خلأ نمیتواند زیستن را ادامه دهد؛ اگر جهانی از آن را ویران میکنیم، باید اشارتی و راهی بگشاییم که او توان بازآفرینی و ساختن دوباره خود را پیدا کند و الا به «ضد» شعارهای خود تبدیل خواهیم شد.
ما باید از متن و بطن دکّانهای «نقد» و گفتن از «چیستیها و چراییها»؛ بازار «چگونگی ساختن» را رونق بدهیم و ساختن جهان انسانی؛ «قیام و تفکر» توامان را طلب میکند.
@mostafa_sokhangou
بیش از پنج ماه شده است که خود را در آینه و آیین «نوشتن» در کانال ندیدهام؛ اما به غایت کار بود و کاغذهایی که نوشتههای پراکنده هر گوشهای از آنان، گواه پنجرههایی گشوده به «مسئلههای میدان» و «ساختن» بود.
امری که سالها شهود کردهام؛ تضاد گنجِ «رنجِ» ساختن جهان انسانها با «آسانیِ» ویران کردن جهان آنهاست.
آدمی در خلأ نمیتواند زیستن را ادامه دهد؛ اگر جهانی از آن را ویران میکنیم، باید اشارتی و راهی بگشاییم که او توان بازآفرینی و ساختن دوباره خود را پیدا کند و الا به «ضد» شعارهای خود تبدیل خواهیم شد.
ما باید از متن و بطن دکّانهای «نقد» و گفتن از «چیستیها و چراییها»؛ بازار «چگونگی ساختن» را رونق بدهیم و ساختن جهان انسانی؛ «قیام و تفکر» توامان را طلب میکند.
@mostafa_sokhangou
۹:۳۹
در زمانهای که انسان دیوار میشود
آغوشِ او
جای تبرهای بیدلیل
بوم نقاشی دلقکان
پلهای برای دزدیدن و غارت
سرزمینِ مرزهای بیاعتبار میشود...
در زمانهای که انسان دیوار گشت
سایهها میآیند
تا نور را در مرزهای بیاعتبار
شلاغ زنند
زندانیاش کنند
تا نتابد... .
@mostafa_sokhangou
آغوشِ او
جای تبرهای بیدلیل
بوم نقاشی دلقکان
پلهای برای دزدیدن و غارت
سرزمینِ مرزهای بیاعتبار میشود...
در زمانهای که انسان دیوار گشت
سایهها میآیند
تا نور را در مرزهای بیاعتبار
شلاغ زنند
زندانیاش کنند
تا نتابد... .
@mostafa_sokhangou
۲:۱۳
روایت حضور...
توفیق داشتم که امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کنم؛ اما چند نکته قابل توجه و متفاوت نسبت به سالهای قبل، قابل مشاهده و تأمل بود:
۱. به صورت محسوسی جمعیت بیشتری نسبت به سالهای قبل در راهپیمایی حضور یافته بود و این مورد توسط کسانی که با آنها همسخن شدم، مورد تأیید و تأکید بود.
۲. حضور معنادار و آگاهانه جمعیت قابل توجهی که با اکثر و یا کل خانواده در راهپیمایی حضور داشتند. این کیفیت از کنش سیاسی بسیار قابل تأمل و تفکر است. حضور کل خانواده در صحنه تقابل؛ نشان از روح بلند خانواده، رشد عقلانیت سیاسی و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی است.
۳. در جنگ وجودی اکنون و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی؛ ارادهها، قدمها، گفتارها و شعارهای مردم زندهتر از سالهای قبل بود. آنها خود را در یک حضور تاریخی و با یقینی شهودی مییافتند.
@mostafa_sokhangou
توفیق داشتم که امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کنم؛ اما چند نکته قابل توجه و متفاوت نسبت به سالهای قبل، قابل مشاهده و تأمل بود:
۱. به صورت محسوسی جمعیت بیشتری نسبت به سالهای قبل در راهپیمایی حضور یافته بود و این مورد توسط کسانی که با آنها همسخن شدم، مورد تأیید و تأکید بود.
۲. حضور معنادار و آگاهانه جمعیت قابل توجهی که با اکثر و یا کل خانواده در راهپیمایی حضور داشتند. این کیفیت از کنش سیاسی بسیار قابل تأمل و تفکر است. حضور کل خانواده در صحنه تقابل؛ نشان از روح بلند خانواده، رشد عقلانیت سیاسی و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی است.
۳. در جنگ وجودی اکنون و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی؛ ارادهها، قدمها، گفتارها و شعارهای مردم زندهتر از سالهای قبل بود. آنها خود را در یک حضور تاریخی و با یقینی شهودی مییافتند.
@mostafa_sokhangou
۱۹:۱۰