بله | کانال مهاجر [مصطفی سخنگو]
عکس پروفایل مهاجر [مصطفی سخنگو]م

مهاجر [مصطفی سخنگو]

۱۳۴ عضو
آمریکا و اسرائیل؛ قبل از آنکه دشمن «هویت ایران و ایرانی» باشند، دشمن «تفکر مستقل» «آگاهی و دانش مستقل» و «اراده مستقل» انسان هستند!!!
آخر کدام انسان در خلقت خود دوست دارد این سه خصلت که نشان آدمیت او هست را نداشته باشد؟؟ آن هم انسان ایرانی که تبار و تاریخ او با آزادگی در این خصلت‌ها تعیّن یافته است.
آنان از انسان با فریب یا زور می‌خواهند که «برده» یا «عروسک کوکی» آنها بشوند!! در منطق آنها؛ جرم انقلاب اسلامی در طول ۴۶ سال گذشته این بوده است که می‌خواهد با «استقلال» و «آزادی» آینده‌اش را شکل بدهد!!!
@mostafa_sokhangou

۱:۲۴

دو نکته درباره پذیرش توقف جنگ از سوی ایران
آن حکیم الهی در پذیرش توقف تهاجم بر جبهه دشمن که آنان اصرار بر آتش‌بس داشتند، به نظر می‌رسد چند هدف را مد نظر داشته‌اند که دو مورد قابلِ حدس، کمتر بیان شده و بنابر تحلیل بیان می‌کنم:
اولاً جبهه دشمن سناریوی آتش‌بس را در یک استیصال و جنگ ترکیبی در رسانه‌ها بیان کرد و از این موضوع اهدافی را دنبال می‌کرد؛ اما قابل تحلیل است که یکی از اهداف این بود که‌ اگر حاکمیت ایران آتش‌بس را قبول نکند، دوگانه صلح‌طلب و جنگ‌طلب را در میان ملت ایران راه بیندازد و از ایجاد این دوقطبی برای اهداف بعدی خود استفاده کند.
در این میان؛ امام جامعه بدون بردن نامی از آتش‌بس، تنها توقف در تهاجم را اعمال کردند و عملاً به جبهه کفر اجازه تولید دوقطبی و گسست انسجام اجتماعی را در بین مردم ندادند.
ثانیاً آن حکیم الهی نظر بر سنن الهی و سیره ائمه در مبارزه با طاغوت‌های تاریخ، تلاش می‌کنند تا در هر مرحله‌ از مبارزه، زمینه آگاهی ملت‌ها را نسبت به صف‌بندی تاریخی حق و باطل و تشخیص حقیقت را برای آزادگان عالَم گسترش دهند. راز بلوغ عقلانی ملت ایران در مواجهه با این جنگ ۱۲ روزه، ریشه در همین سلوک امامان انقلاب داشته است.
امام خامنه‌ای به خوبی برای ما تبیین کرده‌اند که این موقعیت تاریخی برای جبهه حق و باطل «وجودی» است و آمریکا و اسرائیل برای بقاء در منطقه می‌جنگند و از هیچ حربه‌ای در لحظات واپسین فروگذار نخواهند بود؛ اما امام جامعه با حکمت تلاش دارد تا صف‌بندی حق و باطل را در سطح ایران و اسرائیل نگه ندارد؛ بلکه می‌خواهد این صف‌بندی از سطح جنگ اسلام با کفر تا سطح مبارزه مستضعفان عالَم با مستکبران گسترش یابد. لذا با پذیرش توقف تهاجم بر دشمن، بار دیگر می‌خواهد با تجاوز دوباره دشمن بر حقیقت و آدمیت، ملت‌ها باطن باطل را عریان‌تر از قبل ببینند و بچشند.

۱۹:۴۱

1_19595926201.mp3

۰۴:۴۸-۱۱.۲۷ مگابایت

۱۷:۴۰

مهاجر [مصطفی سخنگو]
undefined موسیقی
متن شعر:
زیور زخم
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
فهمیدم از پیشونی پیمبراز روی حمزه، از تن ابوذرفهمیدم از زخمای بال جعفراز پلک مالک، از وجود حیدر
فهمیدم اینکه اخم:زینت ابروی مردهلازمه‌ی هر نبرده
فهمیدم اینکه زخم:زیور مردای مردهدنیا رو در می‌نوردهدنبال عاشق می‌گرده
آن زخم که زیب فرق حیدر شده‌استدر عرصه‌ی کربلا مکرر شده‌استبی زیور زخم قامت شیعه مباداین کوه به زخم تیشه خوگر شده‌است
إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
از تیغ و آهن واهمه ندارماز بانگ دشمن واهمه ندارمترسی نه از تیر و تفنگ و ترکشاز جون سپردن واهمه ندارم
می‌ترسم از خودم:اینکه یقینم بلرزهاینکه پشیزی نیرزه
می‌ترسم از خودم:اینکه تو دنیا اسیرمجواز عشقو نگیرمجز با شهادت بمیرم
در مسلخ عشق جز نکو را نکشندروبه صفتان زشت خو را نکشندگر عاشق صادقی ز کشتن مگریزمردار بود هر آنکه او را نکشند

إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتليفيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني
شاعر: دکتر محسن رضوانی

۱۷:۴۹

مهاجر [مصطفی سخنگو]
متن شعر: زیور زخم إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني فهمیدم از پیشونی پیمبر از روی حمزه، از تن ابوذر فهمیدم از زخمای بال جعفر از پلک مالک، از وجود حیدر فهمیدم اینکه اخم: زینت ابروی مرده لازمه‌ی هر نبرده فهمیدم اینکه زخم: زیور مردای مرده دنیا رو در می‌نورده دنبال عاشق می‌گرده آن زخم که زیب فرق حیدر شده‌است در عرصه‌ی کربلا مکرر شده‌است بی زیور زخم قامت شیعه مباد این کوه به زخم تیشه خوگر شده‌است إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني از تیغ و آهن واهمه ندارم از بانگ دشمن واهمه ندارم ترسی نه از تیر و تفنگ و ترکش از جون سپردن واهمه ندارم می‌ترسم از خودم: اینکه یقینم بلرزه اینکه پشیزی نیرزه می‌ترسم از خودم: اینکه تو دنیا اسیرم جواز عشقو نگیرم جز با شهادت بمیرم در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز مردار بود هر آنکه او را نکشند إن كانَ دينُ محمدٍ لمْ يَستقِمْ إلّا بقتلي فيا سيوفُ خُذيني/ فَلَن أُفارقَ ديني شاعر: دکتر محسن رضوانی
این اثر؛ ترکیبی از حماسه و انذار به «منِ» انسان در این بزنگاه تاریخ است. ذکر و تفکری مدام برای آنکه طرف درست تاریخ قیام داشته باشیم و از قعود و تماشا کردن بپرهیزیم.

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه‌صفتان زشت‌خو را نکشند

۱۷:۴۹

thumbnail
در این لحظه‌ تاریخی؛ زلال‌تر از این نمی‌شود گفت که: ایران و ایمان در جان توحیدی شما یگانه‌اند.

۲۱:۴۳

بازارسال شده از از دوست داشتن (اشعار و آثار علیمحمد مودب
thumbnail
یار با صولت حیدر سوی خیبر آمد ای شغالان بگریزید که حیدر آمد
بنگر شور و جنون شب عاشورا را یار در خیمه‌گه سید و سرور آمد
یارب این سرو که گلزار وطن خرم از اوست نگهش دار کزو باغ معطر آمد
گوییا عطر خمینی ست در آفاق جهانچشم یعقوب مرا یوسف دیگر آمد
پیر ما دست ابالفضل نگهدارش بادکه جوانانه به دلداری لشکر آمد

#علی‌محمدـمودب
@alimohammadmoaddab

۲۱:۴۷

عُذری برای کم‌کاری در عهد نوشتن
بیش از پنج ماه شده است که خود را در آینه و آیین «نوشتن» در کانال ندیده‌ام؛ اما به غایت کار بود و کاغذهایی که نوشته‌های پراکنده هر گوشه‌ای از آنان، گواه پنجره‌هایی گشوده به «مسئله‌های میدان» و «ساختن» بود.
امری که سالها شهود کرده‌ام؛ تضاد گنجِ «رنجِ» ساختن جهان انسان‌ها با «آسانیِ» ویران کردن جهان آنهاست.
آدمی در خلأ نمی‌تواند زیستن را ادامه دهد؛ اگر جهانی از آن را ویران می‌کنیم، باید اشارتی و راهی بگشاییم که او توان بازآفرینی و ساختن دوباره خود را پیدا کند و الا به «ضد» شعارهای خود تبدیل خواهیم شد.
ما باید از متن و بطن دکّان‌های «نقد» و گفتن از «چیستی‌ها و چرایی‌ها»؛ بازار «چگونگی ساختن» را رونق بدهیم و ساختن جهان انسانی؛ «قیام و تفکر» توامان را طلب می‌کند.
@mostafa_sokhangou

۹:۳۹

در زمانه‌ای که انسان دیوار می‌شود
آغوشِ او
جای تبرهای بی‌دلیل
بوم نقاشی دلقکان
پله‌ای برای دزدیدن و غارت
سرزمینِ مرزهای بی‌اعتبار می‌شود...

در زمانه‌ای که انسان دیوار گشت
سایه‌ها می‌آیند
تا نور را در مرزهای بی‌اعتبار
شلاغ زنند
زندانی‌اش کنند
تا نتابد... .
@mostafa_sokhangou

۲:۱۳

روایت حضور...
توفیق داشتم که امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کنم؛ اما چند نکته قابل توجه و متفاوت نسبت به سال‌های قبل، قابل مشاهده و تأمل بود:
۱. به صورت محسوسی جمعیت بیشتری نسبت به سال‌های قبل در راهپیمایی حضور یافته بود و این مورد توسط کسانی که با آنها هم‌سخن شدم، مورد تأیید و تأکید بود.
۲. حضور معنادار و آگاهانه جمعیت قابل توجهی که با اکثر و یا کل خانواده در راهپیمایی حضور داشتند. این کیفیت از کنش سیاسی بسیار قابل تأمل و تفکر است. حضور کل خانواده در صحنه تقابل؛ نشان از روح بلند خانواده، رشد عقلانیت سیاسی و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی است.
۳. در جنگ وجودی اکنون و ظهور خودآگاهی تاریخی در خانواده ایرانی؛ اراده‌ها، قدم‌ها، گفتارها و شعارهای مردم زنده‌تر از سال‌های قبل بود. آنها خود را در یک حضور تاریخی و با یقینی شهودی می‌یافتند.
@mostafa_sokhangou

۱۹:۱۰

thumbnail
به آرزویت رسیدی علمدار... مَردان خدا در میدان و ایستاده به لقاءالله می‌رسند.

۵:۰۸

بازارسال شده از خِرَد ایران | KHERADE IRAN
thumbnail

۵:۰۹

بازارسال شده از خِرَد ایران | KHERADE IRAN
thumbnail

۵:۰۹

بازارسال شده از خِرَد ایران | KHERADE IRAN
thumbnail

۵:۰۹

بازارسال شده از بهار🌸

خردنامه ایران شماره دوم.pdf

۲۳۰.۹۹ کیلوبایت

نسخه باکیفیت و چاپی خِرَدنامه‌ ایران، شماره دوم#خردنامه#مقاومتundefinedراویان خِرَد ایران

۲۲:۰۵

مهاجر [مصطفی سخنگو]
خردنامه ایران شماره دوم.pdf
خردنامه ایران، شماره دوم؛روایتی از معنا و اراده مردم در جمهوری اسلامی ایران

۲۲:۰۷

#روایت_وطن
امت در مدار امامتدیروز در آن راهپیمایی شکوهمند قدس که در شهر شکل گرفته بود، می‌دیدم چگونه در روزی که دشمن می‌کوشید اراده‌ی یک امت را با فشار و تهدید فرسوده کند، خیابان‌ها صحنه‌ی ظهور حقیقتی دیگر شده بود. مردم آمده بودند برای بازسازی روح جمعی خود؛ روحی که نه بر اثر انگیزه‌های زودگذر، بلکه از پیوندِ عمیق میان ولایت و امت نیرو می‌گرفت. در این لحظه، امت فقط مجموعه‌ای از افراد نبود؛ به یک «اراده‌ی واحد» تبدیل شده بود، اراده‌ای که از ایمان به محور هدایت الهی تغذیه می‌کرد. امام شهیدمان، در این معنا، نه صرفاً نماد سیاسی، بلکه نقطه‌ی تمرکز اراده‌ها بود همان که توانست در دل فشارها، جهتِ واحد را حفظ کند و امت را از پراکندگی به هم‌افزایی برساند. گام‌هایی که کنار هم برداشته می‌شد، تجسم همان نیرویی بود که جامعه را از ترس و تفرق بیرون می‌آورد؛ مقاومتی اجتماعی که سرچشمه‌ی آن ایمان و وحدتِ حولِ محور ولایت بود.در این صحنه، حضور زنان فقط یک مشارکت معمولی نبود؛ بلکه تجلی حیات امت در قالب اراده‌ی زنانه بود. زن در متن جامعه، نه صرفاً کنشگر اجتماعی، بلکه حامل جهت معنوی و پایداری بود؛ نیرویی که اراده‌ی جمعی را تثبیت و شجاعت را در تار و پود جامعه جاری می‌کرد. مادرانی را می‌دیدم که با فرزندان خود در میان جمعیت حرکت می‌کردند؛ آنان تنها تصویری عاطفی نمی‌آفریدند، بلکه استمرار ولایت را در نسل آینده حمل می‌کردند. از همین‌رو، حضور زن در این میدان‌ها کارکردی تمدنی داشت: او پیوندِ زندگی روزمره با حقیقت هدایت را برقرار می‌کرد، امت را از انفعال به حرکت و از تفرقه به وحدت سوق می‌داد. در آن لحظه روشن بود که زنان، با حضور خود، نه حاشیه‌ی امت بلکه قلب تپنده‌ی آن‌اند.وقتی راهپیمایی به پایان رسید، آنچه باقی مانده بود، تنها تجمع خیابانی نبود؛ قیام «امت در مدار امامت» بود. در این قیام، انسان درمی‌یافت که قدرت حقیقی نه در ابزارها، بلکه در روح جمعیِ جهت‌دار است؛ روحی که از سوی رهبر و ولی هدایت و از ایمان توحیدی تغذیه می‌شود. جامعه‌ای که توانسته است اراده‌های پراکنده‌ی خود را در لحظه‌ای تاریخی بر محور ولایت جمع کند، توان تبدیل تهدید به فرصت را دارد. این قیام، از سطح یک کنش سیاسی فراتر رفته بود؛ تجلی ایمان اجتماعی و عزتی بود که در مقاومت معنا پیدا می‌کند. و من در آن لحظه دیدم که غایتِ این حرکت، بازگشت امت به بنیان توحیدی خود است؛ امتی که زندگی و ایمان را در پیوند با ولایت نگه می‌دارد و همین وحدت است که او را شکست‌ناپذیر می‌کند.undefined<img style=" />undefined:الهه تاجیان
undefinedراویان خِرَد ایران

۱۹:۵۱

بازارسال شده از بهار🌸

خرد نامه ایران شماره سوم.pdf

۳۱۵.۱۵ کیلوبایت

نسخه باکیفیت و چاپی خِرَدنامه‌ ایران، شماره سوم#خردنامه#مقاومتundefinedراویان خِرَد ایران

۴:۴۸

جنگ اگر چه تلخ؛ اما داروی اهل غفلت است.جنگ اگر چه سخت؛ اما میدان امتحان مدعیان عقل و بیداری است.جنگ اگر چه شرط لیلی؛ اما میدان سَر بازی مجنون است.
وجود «من» چه حالی در این جنگ دارد؟ غافل، عاقل، عاشق و یا پریشان و پرسه‌زنان در مصاف عقل و عشق...‌؟!
خُنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچ‌اش الا هوس قمار دیگر
@mostafa_sokhamgou

۵:۲۸

thumbnail
حسین علیه السلام؛ آن خورشید لایزال را در طول تاریخ زندگی‌ام خوانده‌ام، شنیده‌ام، گریسته‌ام؛ اما عمق آن خورشید را توان فهم و دیدنم نبود.
اکنون شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای؛ آن سلاله کم‌نظیرش با عروج حسینی‌اش از دنیا، ویرانم کرد... .
من همه آنچه از حسین علیه‌السلام خوانده و شنیده بودم، ظهور آنان را در قامت آن سلاله پاک شهود کردم و ویران‌تر از قبل، از فهم «خورشید حسین» علیه‌السلام در عجز و حیرتم.

@mostafa_sokhangou

۲۱:۴۲