#جنگ_رمضان#تولیدات_چند_رسانهای#خرداد
آینده پیشروی ایران پس از جنگ
در جدیدترین قسمت از ویژه برنامه خرداد، مصطفی زمانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به آینده ایران پس از جنگ و ظرفیت های قابل دسترس در دوره رهبری سوم انقلاب میپردازد.
گفتوگوی کامل را در آپارات اندیشکده تماشا کنید
خرداد: تلویزیون سیاستی اندیشکده حکمرانی شریف
۱۰:۱۰
نقطه صفر استقرار؛ نشانهشناسی تحول و امید در اولین بیانیه رهبر جدید انقلاب
مصطفی زمانیانعضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمدیر موسسه ایران آینده
در بزنگاههای تاریخی، کلام رهبران نه فقط حامل پیام، بلکه بخشی از خود صحنه واقعه است. نخستین پیام رسمی رهبری جدید انقلاب در شرایطی صادر شد که کشور میان دو کشش قدرتمند سوگ فقدان و اضطراب جنگ قرار داشت. این نوشتار با هدف واکاوی لایههای پنهان این پیام، به دنبال تحلیل ظرفیتهای گفتمانی این پیام جهت اثرگذاری در جذب نسلهای نوظهور و جریان ملیگرای وطنی و از سوی دیگر امکانیابی استخراج نقشه راهی است که کشور را از تله بحران به سوی امکانپذیری آیندهای امیدبخش هدایت میکند.
تصویر رهبر صادق: عبارت «از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجه رای مطلع شدم»، قدرتمندترین نشانه برای این نسل است. این روراستی، صراحت و صداقت، اولین توجهبخشی برای جلب اعتماد نسلی است که از پنهانکاری بیزار و به دنبال شفافیت حتی در عالیترین سطح حکمرانی است.
همسرنوشتی با مردم: اشاره پر احساس و لطیف به شهادت همسر، خواهر و طفل خردسال، فاصله ذهنی میان وضعیت زیست حاکم و مردم را از بین میبرد و بدان معناست که شخص اول نظام خودش هزینه جنگ را در شخصیترین لایه زندگیاش پرداخته است. این همسرنوشتی، پیوند عاطفی عمیقی با جامعه ایجاد میکند و ایشان را از برای نسلی که دنبال قهرمان است یک مقام رسمی به یک همسنگر تبدیل میکند.
تبدیل شخص رهبر با شبکه رهبری: ایشان با استناد به آیات الهی تاکید میکند که اگر نعمتی سلب شد، نعمتی بزرگتر (حضور آگاهانه مردم) جایگزین شده است. این یعنی در اندیشه سیاسی رهبر جدید، خاستگاه حقیقی قدرت نه فرد حتی در تراز رهبری، بلکه شبکهای از آحاد مردم است که در مقاطعی میتواد سکان اداره کشور در تراز رهبری را در دست بگیرد. این عالیترین سطح آیندهپردازی برای یک نظام اجتماعی و متعالیترین نصاب برای اثبات یک سیستم تابآور است.
عمومیسازی دکترین امنیت ملی: تهدید به گرفتن غرامت مالی از دشمن و تبیین صریح و گام به گام آن در یک پیام عمومی، امنیت و بازدارندگی ملی را از یک مفهوم انتزاعی به یک معادله اقتصادی تبدیل میکند. این پیام قابل فهم توسط عموم جامعه میگوید که هرگونه تجاوز احتمالی به ایران هزینه مالی سنگینی برای دشمن خواهد داشت.
بازتعریف ایران به عنوان خط قرمز مطلق: اشاره صریح به مقابله با توهم تجزیه ایران در بخش مربوط به رزمندگان، مستقیما دغدغههای طیف ملیگرا را هدف قرار میدهد.
دکترین عزت شهروندی: اینکه رهبری جدید اعلام فرمودند هر عضوی از ملت که شهید شود، موضوع مستقلی برای انتقام است، برای جامعه ایرانی با رویکردهای ملیگرایی به معنای توجه ویژه به جان تک تک شهروندان است. تفسیر این پیام آن است که حاکمیت در کنار بقای ایدئولوژیک، خود را موظف به صیانت از جان تکتک شهروندان ایران میداند.
ایران قدرتآفرین در منطقه: در مخاطبه با کشورهای منطقه، تاکید بر اینکه آنها باید از رفتار تحقیرآمیز جبهه کفر رها شوند، با روحیه استقلالطلبی ملیگرایان همخوانی دارد. این پیام را منتقل خواهد کرد که ایران نه به عنوان یک قدرت سلطهگر، بلکه به عنوان لنگرگاه عزت کشورهای منطقه میخواهد
نظر به بازتاب موثر اولین بیانیه رهبری جدید انقلاب، بنظر میرسد پیشنهادهای ذیل در تکمیل زنجیره انتقال پیام و ایجاد حس اثربخشی و کارآمدی در ذهن مخاطب میتواند اثرگذار واقع گردد:
- تعیین دستگاه متولی ارزیابی و پیگیری وعده گرفتن غرامت از دشمن مورد انتظار جامعه است.
- جامعه نیاز دارد بداند این ایستادگی و اقتدار نظامی، چه سرنوشتی دارد و به عبارت دیگر، فردای پس از مقاومت چه تصویری دارد؟ این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه و تبیین قرار گیرد.
- فرصت جنگ و تجاوز غیر قابل انکار دشمن به ایران فرصت کمنظیری را فراهم نموده است تا بتوان برای همیشه ضرورت تامین امنیت درونزای ملی به عنوان پیش شرط توسعه را بر همگان به اثبات رساند.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
مصطفی زمانیانعضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمدیر موسسه ایران آینده
در بزنگاههای تاریخی، کلام رهبران نه فقط حامل پیام، بلکه بخشی از خود صحنه واقعه است. نخستین پیام رسمی رهبری جدید انقلاب در شرایطی صادر شد که کشور میان دو کشش قدرتمند سوگ فقدان و اضطراب جنگ قرار داشت. این نوشتار با هدف واکاوی لایههای پنهان این پیام، به دنبال تحلیل ظرفیتهای گفتمانی این پیام جهت اثرگذاری در جذب نسلهای نوظهور و جریان ملیگرای وطنی و از سوی دیگر امکانیابی استخراج نقشه راهی است که کشور را از تله بحران به سوی امکانپذیری آیندهای امیدبخش هدایت میکند.
تصویر رهبر صادق: عبارت «از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجه رای مطلع شدم»، قدرتمندترین نشانه برای این نسل است. این روراستی، صراحت و صداقت، اولین توجهبخشی برای جلب اعتماد نسلی است که از پنهانکاری بیزار و به دنبال شفافیت حتی در عالیترین سطح حکمرانی است.
همسرنوشتی با مردم: اشاره پر احساس و لطیف به شهادت همسر، خواهر و طفل خردسال، فاصله ذهنی میان وضعیت زیست حاکم و مردم را از بین میبرد و بدان معناست که شخص اول نظام خودش هزینه جنگ را در شخصیترین لایه زندگیاش پرداخته است. این همسرنوشتی، پیوند عاطفی عمیقی با جامعه ایجاد میکند و ایشان را از برای نسلی که دنبال قهرمان است یک مقام رسمی به یک همسنگر تبدیل میکند.
تبدیل شخص رهبر با شبکه رهبری: ایشان با استناد به آیات الهی تاکید میکند که اگر نعمتی سلب شد، نعمتی بزرگتر (حضور آگاهانه مردم) جایگزین شده است. این یعنی در اندیشه سیاسی رهبر جدید، خاستگاه حقیقی قدرت نه فرد حتی در تراز رهبری، بلکه شبکهای از آحاد مردم است که در مقاطعی میتواد سکان اداره کشور در تراز رهبری را در دست بگیرد. این عالیترین سطح آیندهپردازی برای یک نظام اجتماعی و متعالیترین نصاب برای اثبات یک سیستم تابآور است.
عمومیسازی دکترین امنیت ملی: تهدید به گرفتن غرامت مالی از دشمن و تبیین صریح و گام به گام آن در یک پیام عمومی، امنیت و بازدارندگی ملی را از یک مفهوم انتزاعی به یک معادله اقتصادی تبدیل میکند. این پیام قابل فهم توسط عموم جامعه میگوید که هرگونه تجاوز احتمالی به ایران هزینه مالی سنگینی برای دشمن خواهد داشت.
بازتعریف ایران به عنوان خط قرمز مطلق: اشاره صریح به مقابله با توهم تجزیه ایران در بخش مربوط به رزمندگان، مستقیما دغدغههای طیف ملیگرا را هدف قرار میدهد.
دکترین عزت شهروندی: اینکه رهبری جدید اعلام فرمودند هر عضوی از ملت که شهید شود، موضوع مستقلی برای انتقام است، برای جامعه ایرانی با رویکردهای ملیگرایی به معنای توجه ویژه به جان تک تک شهروندان است. تفسیر این پیام آن است که حاکمیت در کنار بقای ایدئولوژیک، خود را موظف به صیانت از جان تکتک شهروندان ایران میداند.
ایران قدرتآفرین در منطقه: در مخاطبه با کشورهای منطقه، تاکید بر اینکه آنها باید از رفتار تحقیرآمیز جبهه کفر رها شوند، با روحیه استقلالطلبی ملیگرایان همخوانی دارد. این پیام را منتقل خواهد کرد که ایران نه به عنوان یک قدرت سلطهگر، بلکه به عنوان لنگرگاه عزت کشورهای منطقه میخواهد
نظر به بازتاب موثر اولین بیانیه رهبری جدید انقلاب، بنظر میرسد پیشنهادهای ذیل در تکمیل زنجیره انتقال پیام و ایجاد حس اثربخشی و کارآمدی در ذهن مخاطب میتواند اثرگذار واقع گردد:
- تعیین دستگاه متولی ارزیابی و پیگیری وعده گرفتن غرامت از دشمن مورد انتظار جامعه است.
- جامعه نیاز دارد بداند این ایستادگی و اقتدار نظامی، چه سرنوشتی دارد و به عبارت دیگر، فردای پس از مقاومت چه تصویری دارد؟ این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه و تبیین قرار گیرد.
- فرصت جنگ و تجاوز غیر قابل انکار دشمن به ایران فرصت کمنظیری را فراهم نموده است تا بتوان برای همیشه ضرورت تامین امنیت درونزای ملی به عنوان پیش شرط توسعه را بر همگان به اثبات رساند.
۱۰:۱۱
سرور و مولا جان!خدا کند تا آخر عمر، حرف های شما را بزنم.دعا کن روزیمان شود، مشتهایی که تا آخر بسته بماند.
۲۳:۳۵
معماری خودباوری؛ چگونه رهبر شهید انقلاب «زبان توانستن» را به پلتفرم پیشرفت ایران تبدیل کرد؟
نظامسازی رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای در طول ۳۷ سال گذشته را باید فراتر از مدیریتهای کلان معمول، به مثابه تلاش برای طراحی و تثبیت یک «منظومه زبانی بومی و ملی» برای پیشرفت ایران تحلیل کرد. در لایه هستیشناختی، بزرگترین دستاورد این دوران، خلق یک دستگاه فکری نو بود که توانست مفهوم پیشرفت را از قید الگوهای تحمیلی رها کرده و آن را بر مدار عاملیت ایرانی بازتعریف کند. در شرایطی که بحرانهای پیرامونی و فشارهای بینالمللی میتوانست ایران را به یک کنشگر منفعل و دنبالهرو تبدیل کند، نگاه راهبردی ایشان بر ساخت یک پلتفرم ملی متمرکز شد که هدف آن، باورپذیر کردن توانمندیهای درونی در تمامی عرصهها در ذهن جوانان و نخبگان ایران بود. نسلی که حتی دوران سخت جنگ و دوران قبل از انقلاب را ندیده بودند، اما باورمندانه این دستگاه زبانی و اندیشهای را پذیرفتند و بدان عامل شدند.
رهبر شهید انقلاب با درک این واقعیت که بستر، محتوا را میبلعد، تمرکز خود را بر تغییر بستر ذهنی نخبگان و جامعه قرار دادند. ایشان با استفاده از «زبان آفرینشگری و تاسیس»، توانستند منظومهای زبانی خلق کنند که در آن، واژگانی چون «جنبش نرمافزاری»، «بومیسازی» و «خودکفایی»، از سطح شعار خارج شده و به یک واقعیت پدیدار شده در زیستبوم پیشرفت ایران تبدیل شوند. این پلتفرم زبانی و اندیشهورزی، خاصه در سه حوزهی کلیدی دفاعی، نهادسازی و فناوری، چنان با قدرت عمل کرد که توانست آیندهی پیشفرضی که در آن ایرانی را ضعیف و وابسته تصویر میکرد را در هم شکسته و آیندهای متمایز را اعلام و ابراز نماید.
در حوزه دفاعی، ایشان موفق شدند قدرتی را تأسیس کنند که ریشه در دانش و ارادهی بومی دارد. این دستاورد، فراتر از ابزارهای نظامی، به معنای تولید یک زبان اقتدار بود که به دشمنان نشان داد ایران دیگر یک دستور کار سیاستگذاری برای دیگران نیست، بلکه خود خالق بستر امنیت در منطقه است. این توانمندی دفاعی، در واقع تکیهگاهی شد تا سایر بخشهای توسعه بتوانند در فضایی سرشار از اعتمادبهنفس رشد کنند.
در حوزه نهادسازی، ایشان با خلق منظومه زبانی و گفتمانی جدید و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی در کنار ساختارهای رسمی، مدلی از حکمرانی را پیش بردند که در آن مشارکت نخبگانی و عاملیت آحاد مردم اصل بنیادین است. این نهادسازی، فضایی گشوده ایجاد کرد که در آن استعدادهای ایرانی، خود را نه در حاشیه، بلکه در متن پیشرفت کشور بازشناسی کردند.
در حوزه فناوری نیز، پافشاری راهبردی ایشان بر مرجعیت علمی و حمایت از شرکتهای دانشبنیان، منجر به تولید باور به توانستن در پیچیدهترین سطوح تکنولوژی شد. ایشان با تغییر نحوه پدیدار شدن دانش در ذهن جوان ایرانی، نشان دادند که دستیابی به قلههای علم، نه یک آرزوی دور، بلکه یک دسترسیِ ممکن و در دسترس است. این منظومه زبانی، چنان در عمق جان جامعه نخبگانی ریشه دوانده که امروز ایرانِ مقتدر» به یک باور عمومی و یک حقیقت غیرقابلانکار تبدیل شده است.
دفاع از کارنامه ۳۷ ساله ایشان از منظر توسعه، دفاع از هوشمندی یک معمار توسعه و پیشرفت است که با اولویت دادن به خلق منظومه زبانی و اندیشهای در پیشرفت، مسیر پیشرفت را برای نسلهای آینده ایران تضمین کرد. ایشان ثابت نمودند که پیشرفت واقعی، تنها زمانی رخ میدهد که یک ملت به داشتههای خود باورمند باشد و آیندهاش را با دستان خردمند خود ترسیم کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک نظام ساختاریافته پیشرفت است که با تکیه بر این منظومه زبانی بومی و ملی، راه خود را به سوی افقهای روشن باز میکند.
این میراث گرانسنگ، یعنی پلتفرم ملی پیشرفت و آبادانی و استقلال، همان سرمایهی پایهای است که رهبری آینده ایران با درایت و هوشمندی از آن محافظت خواهد کرد. این دستاورد، نه یک نقطه پایان، بلکه یک سکوی پرتابی است که رهبر آینده کشور با تکیه بر آن و با استفاده از این منظومه زبانی و فکری منسجم، گامهای بلندتری را برای تحقق عدالت، کارآمدی و رفاه در عصر جدید برخواهد داشت؛ چرا که پاسداری از این میراث خودباوری، ضامن تداوم عاملیت و شکوه ایرانی در جهان فرداست.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
نظامسازی رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای در طول ۳۷ سال گذشته را باید فراتر از مدیریتهای کلان معمول، به مثابه تلاش برای طراحی و تثبیت یک «منظومه زبانی بومی و ملی» برای پیشرفت ایران تحلیل کرد. در لایه هستیشناختی، بزرگترین دستاورد این دوران، خلق یک دستگاه فکری نو بود که توانست مفهوم پیشرفت را از قید الگوهای تحمیلی رها کرده و آن را بر مدار عاملیت ایرانی بازتعریف کند. در شرایطی که بحرانهای پیرامونی و فشارهای بینالمللی میتوانست ایران را به یک کنشگر منفعل و دنبالهرو تبدیل کند، نگاه راهبردی ایشان بر ساخت یک پلتفرم ملی متمرکز شد که هدف آن، باورپذیر کردن توانمندیهای درونی در تمامی عرصهها در ذهن جوانان و نخبگان ایران بود. نسلی که حتی دوران سخت جنگ و دوران قبل از انقلاب را ندیده بودند، اما باورمندانه این دستگاه زبانی و اندیشهای را پذیرفتند و بدان عامل شدند.
رهبر شهید انقلاب با درک این واقعیت که بستر، محتوا را میبلعد، تمرکز خود را بر تغییر بستر ذهنی نخبگان و جامعه قرار دادند. ایشان با استفاده از «زبان آفرینشگری و تاسیس»، توانستند منظومهای زبانی خلق کنند که در آن، واژگانی چون «جنبش نرمافزاری»، «بومیسازی» و «خودکفایی»، از سطح شعار خارج شده و به یک واقعیت پدیدار شده در زیستبوم پیشرفت ایران تبدیل شوند. این پلتفرم زبانی و اندیشهورزی، خاصه در سه حوزهی کلیدی دفاعی، نهادسازی و فناوری، چنان با قدرت عمل کرد که توانست آیندهی پیشفرضی که در آن ایرانی را ضعیف و وابسته تصویر میکرد را در هم شکسته و آیندهای متمایز را اعلام و ابراز نماید.
در حوزه دفاعی، ایشان موفق شدند قدرتی را تأسیس کنند که ریشه در دانش و ارادهی بومی دارد. این دستاورد، فراتر از ابزارهای نظامی، به معنای تولید یک زبان اقتدار بود که به دشمنان نشان داد ایران دیگر یک دستور کار سیاستگذاری برای دیگران نیست، بلکه خود خالق بستر امنیت در منطقه است. این توانمندی دفاعی، در واقع تکیهگاهی شد تا سایر بخشهای توسعه بتوانند در فضایی سرشار از اعتمادبهنفس رشد کنند.
در حوزه نهادسازی، ایشان با خلق منظومه زبانی و گفتمانی جدید و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی در کنار ساختارهای رسمی، مدلی از حکمرانی را پیش بردند که در آن مشارکت نخبگانی و عاملیت آحاد مردم اصل بنیادین است. این نهادسازی، فضایی گشوده ایجاد کرد که در آن استعدادهای ایرانی، خود را نه در حاشیه، بلکه در متن پیشرفت کشور بازشناسی کردند.
در حوزه فناوری نیز، پافشاری راهبردی ایشان بر مرجعیت علمی و حمایت از شرکتهای دانشبنیان، منجر به تولید باور به توانستن در پیچیدهترین سطوح تکنولوژی شد. ایشان با تغییر نحوه پدیدار شدن دانش در ذهن جوان ایرانی، نشان دادند که دستیابی به قلههای علم، نه یک آرزوی دور، بلکه یک دسترسیِ ممکن و در دسترس است. این منظومه زبانی، چنان در عمق جان جامعه نخبگانی ریشه دوانده که امروز ایرانِ مقتدر» به یک باور عمومی و یک حقیقت غیرقابلانکار تبدیل شده است.
دفاع از کارنامه ۳۷ ساله ایشان از منظر توسعه، دفاع از هوشمندی یک معمار توسعه و پیشرفت است که با اولویت دادن به خلق منظومه زبانی و اندیشهای در پیشرفت، مسیر پیشرفت را برای نسلهای آینده ایران تضمین کرد. ایشان ثابت نمودند که پیشرفت واقعی، تنها زمانی رخ میدهد که یک ملت به داشتههای خود باورمند باشد و آیندهاش را با دستان خردمند خود ترسیم کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک نظام ساختاریافته پیشرفت است که با تکیه بر این منظومه زبانی بومی و ملی، راه خود را به سوی افقهای روشن باز میکند.
این میراث گرانسنگ، یعنی پلتفرم ملی پیشرفت و آبادانی و استقلال، همان سرمایهی پایهای است که رهبری آینده ایران با درایت و هوشمندی از آن محافظت خواهد کرد. این دستاورد، نه یک نقطه پایان، بلکه یک سکوی پرتابی است که رهبر آینده کشور با تکیه بر آن و با استفاده از این منظومه زبانی و فکری منسجم، گامهای بلندتری را برای تحقق عدالت، کارآمدی و رفاه در عصر جدید برخواهد داشت؛ چرا که پاسداری از این میراث خودباوری، ضامن تداوم عاملیت و شکوه ایرانی در جهان فرداست.
۱۶:۴۷
#جنگ_رمضان#تولیدات_چند_رسانهای#خرداد
نشانهشناسی تحول و امید در اولین بیانیه رهبر جدید انقلاب
در این ویدئو از برنامهی خرداد، مصطفی زمانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، به واکاوی نخستین پیام رسمی رهبری جدید انقلاب میپردازد؛ پیامی که در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر صادر شد.
زمانیان با نگاهی تحلیلی، ظرفیتهای گفتمانی این پیام را برای گفتوگو با نسلهای نوظهور، ایجاد همگرایی اجتماعی و ترسیم افقی واقعبینانه و امیدبخش برای آینده کشور بررسی میکند.
خرداد: تلویزیون سیاستی اندیشکده حکمرانی شریف
۲۲:۳۶
#جنگ_رمضان#تولیدات_چند_رسانهای#خرداد
دستاوردهای دوران رهبری آیتالله خامنهای و لزوم گفتوگو درباره آینده بعد از ایشان
در ویژه برنامه خرداد، مصطفی زمانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با امیرحسین عباسپور، به موضوع آینده ایران پس از جنگ میپردازد .
گفتوگوی کامل را در آپارات اندیشکده تماشا کنید.
خرداد: تلویزیون سیاستی اندیشکده حکمرانی شریف
۲۲:۳۸
دکترین همسفرهگی؛ تحول زبان حکمرانی به سوی استحکام پیوند ملی در پیام نوروزی ۱۴۰۵ رهبر جدید انقلاب
مصطفی زمانیانعضو هیئتعلمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمدیر موسسه ایران آینده
پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ رهبری جدید، در اوج همزمانی جنگ میدانی و استقرار رهبری جدید صادر شد. تحلیل ساختار زبانی هر دو پیام صادره نشاندهنده یک چرخش آگاهانه در دستگاه زبانی قدرت است که تلاش میکند از لایه پروتکلهای کلامی عبور کرده و مستقیما بر ذهن و ادراک عمومی جامعه اثر بگذارد. هدف این متن، واکاوی ابعاد این تمایزهای زبانی و استفاده از ظرفیت آن برای مدیریت گذار از شرایط حساس پیش رو است.
۱. هجرت از زبان «دانای کل» به «یادگیرنده مشارکتجو»: منظومه زبانی به کار رفته در این پیام، فراتر از یک تغییر لحن ساده، نشاندهنده توجهدهی عینی به خاستگاه حقیقی شکلگیری قدرت نرم است. اشاره صریح به همسفری با مردم در تاکسی، آنجا که میگویند: «با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی ... همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم»، قدرتمندترین کد زبانی برای جذب شنونده جویای تحول است. ایشان با صراحت اعلام میکنند که «این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم»؛ اشارهای که ذهنیت رابطه یکسویه رهبری با مردم را میشکند و این پیام را مخابره میکند که راس قدرت، واقعیت را مستقیما از بستر زیست عمومی دریافت میکند. همچنین استفاده از عبارت «خیلی چیزها از شما فرا گرفتم و همچنان به دنبال یادگیریهای جدید هستم»، الگوی ذهنی از رهبری به عنوان یک توصیهگر یکسویه را به یک یادگیرنده از جامعه تغییر میدهد. این زبان تواضعمحور و در عین حال به غایت اصیل، حذف موانع ذهنی امکان ارتباط با رهبری را هدف قرار داده است.
۲. امید در قامت عمل: این بیانیه تلاش دارد تا امید را فراتر از یک مفهوم انتزاعی و به عنوان یک خروجی اطمینانبخش و قابل توقع بازتعریف کند. برخلاف رویههای مرسوم، متن بر ارائه یک برنامه در دست تهیه تاکید دارد و از آن به عنوان «نسخه علاجی کارساز و کارشناسیشده» نام میبرد که «به زودی آماده عمل توسط مسئولین عالیهمت خواهد بود». این اقدام مستقیما بدنه تکنوکرات را به توجه و تخاطب فرا میخواند. از سوی دیگر، بازتعریف تولید ثروت به عنوان «نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر» در مقابل جنگ اقتصادی، به فعالیتهای روزمره مردم معنایی راهبردی میبخشد. این رویکرد، تلاش فردی برای بهبود معیشت را از یک کنش منفعلانه در برابر تورم، به یک «نقشآفرینی فعال» در پازل قدرت ملی تبدیل میکند و بیآنکه ادعای حل یکشبه بحرانها را داشته باشد، بر تقویت احساس تاثیرگذاری و مسئولیتپذیری آحاد جامعه تمرکز دارد.
۳. حفظ نبض زندگی در میانه بحران: سیاست نهفته در پیام نوروزی، همچون پیام اول ایشان بر ترمیم گسستهای عاطفی جامعه تمرکز دارد. توصیه به تداوم زندگی، آنجا که میگویند: «خیلی خوشحال میشویم که در این ایام، نوعروسان و نودامادهای ما به خانه بخت بروند»، تلاشی برای جلوگیری از انسداد روانی جامعه در میانه بحران است. همچنین پیشنهاد اینکه «مردم هر محلهای... دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهدای همان محل آغاز نمایند»، تلاشی برای بازتولید سرمایه اجتماعی در مقیاس خرد یعنی محلهمحور است. این اقدام، ارتقای انسجام اجتماعی را از رویکردی دستوری و دولتمحور به امری ذاتا اجتماعی و مردمپایه تبدیل میکند.
۴. اقتدار سیاسی و صداقت سیاستی: بیانیه حاوی نشانههایی برای ارتباط با بدنه ملیگرا است. اشاره به «حیلهای که دشمن صهیونی با استفاده از ترفند پرچم دروغین» برای ایجاد تفرقه در منطقه به کار میبرد و تاکید بر «عناصر معنوی... اشتراک در تدین و همزبانی» با همسایگان، تصویری از رهبری هوشمند ارائه میدهد که برای طیف نگران از انزوای ایران، حامل پیام درایت است. از سوی دیگر، اذعان به اینکه «برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولا به شکل انتقادات مختلف... بیان میشد، بود»، تلاش دارد تا اعتبار از دست رفته بسیاری از مراجع رسانهای رسمی و مراکز پژوهشی وابسته به دولت و نهادهای حاکمیتی در انعکاس گزارشهای غیرواقعی را بازسازی کرده و اولین قدم برای بازگشت منتقدان دلسوز را به دایره سرمایه اجتماعی نظام بردارد.
در مجموع، پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ را باید «مانیفست استقرار اجتماعی» رهبری جدید نامید و اذعان کرد که منظومه زبانی صادق و دقیق رهبر جوان انقلاب در این دو پیام، به ظرافت در جستجوی ایجاد بستر لازم ذهنی و ادراکی برای عبور جامعه از پیشفرض ابهام و بیم متاثر از جنگ به سوی امکان خلق آینده شکوهمند و با عظمت برای ایران است. به یاری خدا.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
مصطفی زمانیانعضو هیئتعلمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمدیر موسسه ایران آینده
پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ رهبری جدید، در اوج همزمانی جنگ میدانی و استقرار رهبری جدید صادر شد. تحلیل ساختار زبانی هر دو پیام صادره نشاندهنده یک چرخش آگاهانه در دستگاه زبانی قدرت است که تلاش میکند از لایه پروتکلهای کلامی عبور کرده و مستقیما بر ذهن و ادراک عمومی جامعه اثر بگذارد. هدف این متن، واکاوی ابعاد این تمایزهای زبانی و استفاده از ظرفیت آن برای مدیریت گذار از شرایط حساس پیش رو است.
۱. هجرت از زبان «دانای کل» به «یادگیرنده مشارکتجو»: منظومه زبانی به کار رفته در این پیام، فراتر از یک تغییر لحن ساده، نشاندهنده توجهدهی عینی به خاستگاه حقیقی شکلگیری قدرت نرم است. اشاره صریح به همسفری با مردم در تاکسی، آنجا که میگویند: «با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی ... همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم»، قدرتمندترین کد زبانی برای جذب شنونده جویای تحول است. ایشان با صراحت اعلام میکنند که «این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم»؛ اشارهای که ذهنیت رابطه یکسویه رهبری با مردم را میشکند و این پیام را مخابره میکند که راس قدرت، واقعیت را مستقیما از بستر زیست عمومی دریافت میکند. همچنین استفاده از عبارت «خیلی چیزها از شما فرا گرفتم و همچنان به دنبال یادگیریهای جدید هستم»، الگوی ذهنی از رهبری به عنوان یک توصیهگر یکسویه را به یک یادگیرنده از جامعه تغییر میدهد. این زبان تواضعمحور و در عین حال به غایت اصیل، حذف موانع ذهنی امکان ارتباط با رهبری را هدف قرار داده است.
۲. امید در قامت عمل: این بیانیه تلاش دارد تا امید را فراتر از یک مفهوم انتزاعی و به عنوان یک خروجی اطمینانبخش و قابل توقع بازتعریف کند. برخلاف رویههای مرسوم، متن بر ارائه یک برنامه در دست تهیه تاکید دارد و از آن به عنوان «نسخه علاجی کارساز و کارشناسیشده» نام میبرد که «به زودی آماده عمل توسط مسئولین عالیهمت خواهد بود». این اقدام مستقیما بدنه تکنوکرات را به توجه و تخاطب فرا میخواند. از سوی دیگر، بازتعریف تولید ثروت به عنوان «نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر» در مقابل جنگ اقتصادی، به فعالیتهای روزمره مردم معنایی راهبردی میبخشد. این رویکرد، تلاش فردی برای بهبود معیشت را از یک کنش منفعلانه در برابر تورم، به یک «نقشآفرینی فعال» در پازل قدرت ملی تبدیل میکند و بیآنکه ادعای حل یکشبه بحرانها را داشته باشد، بر تقویت احساس تاثیرگذاری و مسئولیتپذیری آحاد جامعه تمرکز دارد.
۳. حفظ نبض زندگی در میانه بحران: سیاست نهفته در پیام نوروزی، همچون پیام اول ایشان بر ترمیم گسستهای عاطفی جامعه تمرکز دارد. توصیه به تداوم زندگی، آنجا که میگویند: «خیلی خوشحال میشویم که در این ایام، نوعروسان و نودامادهای ما به خانه بخت بروند»، تلاشی برای جلوگیری از انسداد روانی جامعه در میانه بحران است. همچنین پیشنهاد اینکه «مردم هر محلهای... دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهدای همان محل آغاز نمایند»، تلاشی برای بازتولید سرمایه اجتماعی در مقیاس خرد یعنی محلهمحور است. این اقدام، ارتقای انسجام اجتماعی را از رویکردی دستوری و دولتمحور به امری ذاتا اجتماعی و مردمپایه تبدیل میکند.
۴. اقتدار سیاسی و صداقت سیاستی: بیانیه حاوی نشانههایی برای ارتباط با بدنه ملیگرا است. اشاره به «حیلهای که دشمن صهیونی با استفاده از ترفند پرچم دروغین» برای ایجاد تفرقه در منطقه به کار میبرد و تاکید بر «عناصر معنوی... اشتراک در تدین و همزبانی» با همسایگان، تصویری از رهبری هوشمند ارائه میدهد که برای طیف نگران از انزوای ایران، حامل پیام درایت است. از سوی دیگر، اذعان به اینکه «برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولا به شکل انتقادات مختلف... بیان میشد، بود»، تلاش دارد تا اعتبار از دست رفته بسیاری از مراجع رسانهای رسمی و مراکز پژوهشی وابسته به دولت و نهادهای حاکمیتی در انعکاس گزارشهای غیرواقعی را بازسازی کرده و اولین قدم برای بازگشت منتقدان دلسوز را به دایره سرمایه اجتماعی نظام بردارد.
در مجموع، پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ را باید «مانیفست استقرار اجتماعی» رهبری جدید نامید و اذعان کرد که منظومه زبانی صادق و دقیق رهبر جوان انقلاب در این دو پیام، به ظرافت در جستجوی ایجاد بستر لازم ذهنی و ادراکی برای عبور جامعه از پیشفرض ابهام و بیم متاثر از جنگ به سوی امکان خلق آینده شکوهمند و با عظمت برای ایران است. به یاری خدا.
۲۳:۵۴
خامنهای جوان؛ بازتولید ژنتیک کلامی خامنهای شهید
امروز در شرایطی که جامعه در هیجان شناخت کلامی و بیانی رهبر جدید انقلاب است، این سوال در ذهنها وجود دارد که آیا با تغییر نسلی رهبری، همچنان میتوان استمرار الگوهای اندیشهای و کلامی رهبر شهید را انتظار داشت؟ و یا باید توقع داشت که رهبری جدید با توجه به اقتضائات زمانه، منظومه فکری و زبانی جدیدی را برای اداره کشور اختیار کند؟ و اساسا اینکه چه میزان از تغییر در سبک و مشی مدیریتی رهبری جدید از سوی جامعه مورد پذیرش و از سوی دیگر مورد انتظار است؟این قبیل پرسشها و دغدغههایی است که امروز در فضای نخبگانی، اذهان دلدادگان انقلاب و گفتگوهای قشر میانه جامعه مطرح میشود تا ابعاد مورد انتظار از تحول روشنتر گردد.
سادهترین فرضیه برای پاسخ به این قبیل سوالات، بازگشت به تاریخ و بازخوانی سیره رهبر شهید انقلاب است؛ به عبارت سادهتر، اگر رهبر شهید، در همان قامت آرمانگرا و مقتدر خود، صرفا به جوانی بازمیگشت، قطعا میان یک رهبر ۵۰ ساله با یک رهبر ۸۷ ساله تفاوتهایی در الگوی زبانی بیانات و تدابیر مشاهده میشد.
برای اثبات این فرضیه و با یک بررسی تطبیقی ساده، ساختار زبانی دو بیانیه صادره از رهبر جدید انقلاب با منظومه زبانی رهبر شهید در سخنرانیها، دیدارها و پیامهای سالهای آغازین مسئولیت (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰) مورد مقایسه قرار گرفته است. اگرچه این مقایسه اولیه برای اثبات و اتقان نظری، نیاز به منابع بیشتر و مداقه عمیقتر دارد، اما بررسی مختصر نیز حاوی نکات ارزشمندی است که در هشت محور قابل تطبیق است:
۱. «صراحت در پذیرش واقعیتهای تلخ و نقد درونی»:۲. «اقتدار و خونخواهی»۳. «فقدان جانکاه و تداوم مقتدرانه»۴. «جنگشناسی و اشاره به اشتباه محاسباتی دشمن»۵. «صراحت در تنبیه متجاوز» ۶. «وحدت در جبهه مقاومت و همبستگی همسایگان»۷. «ارتباط بیواسطه با مردم»۸. «مجاهده در مسیر کارگشایی از معیشت مردم»
مقایسه مصادیق کلامی دو بزرگوار موید فرضیه تداوم اصیل در تفکر سیاسی و ژنتیک کلامی رهبر شهید است. این شباهت در ساختار زبانی نشاندهنده حفظ همان الگوی اندیشهای و زبانی در بدو استقرار ایشان است که با هدف تثبیت اقتدار ملی در شرایط پس از ارتحال امام راحل و نیز بازسازی سرمایه اجتماعی در شرایط پس از پذیرش قطعنامه و ضرورت بسیج ملی برای دوره بازسازی و سازندگی مورد تاکید قرار گرفته است.
در این میان، آنچه دوره پیشرو را متمایز و امیدبخش میسازد، نوعی بهروزرسانی ابزاری و نوزایی هوشمندانه از الگوی گفتگو با مردم، برای انطباق با واقعیتهای عصر جدید و شرایط نبرد مستقیم است. رهبری جدید با حفظ آرمانهای اصیل و اصول انقلابی، به دنبال نوسازی ابزارهای ارتباطی و کلامی، توجهدهی به لزوم جراحی بروکراسی صلب و ضرورت استقرار عدالت ادراکی در سطح جامعه است تا از دل تهدیدهای میدان جنگ، پنجرهای به سوی یک جهش بزرگ در کارآمدی نظام بگشاید.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
امروز در شرایطی که جامعه در هیجان شناخت کلامی و بیانی رهبر جدید انقلاب است، این سوال در ذهنها وجود دارد که آیا با تغییر نسلی رهبری، همچنان میتوان استمرار الگوهای اندیشهای و کلامی رهبر شهید را انتظار داشت؟ و یا باید توقع داشت که رهبری جدید با توجه به اقتضائات زمانه، منظومه فکری و زبانی جدیدی را برای اداره کشور اختیار کند؟ و اساسا اینکه چه میزان از تغییر در سبک و مشی مدیریتی رهبری جدید از سوی جامعه مورد پذیرش و از سوی دیگر مورد انتظار است؟این قبیل پرسشها و دغدغههایی است که امروز در فضای نخبگانی، اذهان دلدادگان انقلاب و گفتگوهای قشر میانه جامعه مطرح میشود تا ابعاد مورد انتظار از تحول روشنتر گردد.
سادهترین فرضیه برای پاسخ به این قبیل سوالات، بازگشت به تاریخ و بازخوانی سیره رهبر شهید انقلاب است؛ به عبارت سادهتر، اگر رهبر شهید، در همان قامت آرمانگرا و مقتدر خود، صرفا به جوانی بازمیگشت، قطعا میان یک رهبر ۵۰ ساله با یک رهبر ۸۷ ساله تفاوتهایی در الگوی زبانی بیانات و تدابیر مشاهده میشد.
برای اثبات این فرضیه و با یک بررسی تطبیقی ساده، ساختار زبانی دو بیانیه صادره از رهبر جدید انقلاب با منظومه زبانی رهبر شهید در سخنرانیها، دیدارها و پیامهای سالهای آغازین مسئولیت (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰) مورد مقایسه قرار گرفته است. اگرچه این مقایسه اولیه برای اثبات و اتقان نظری، نیاز به منابع بیشتر و مداقه عمیقتر دارد، اما بررسی مختصر نیز حاوی نکات ارزشمندی است که در هشت محور قابل تطبیق است:
۱. «صراحت در پذیرش واقعیتهای تلخ و نقد درونی»:۲. «اقتدار و خونخواهی»۳. «فقدان جانکاه و تداوم مقتدرانه»۴. «جنگشناسی و اشاره به اشتباه محاسباتی دشمن»۵. «صراحت در تنبیه متجاوز» ۶. «وحدت در جبهه مقاومت و همبستگی همسایگان»۷. «ارتباط بیواسطه با مردم»۸. «مجاهده در مسیر کارگشایی از معیشت مردم»
مقایسه مصادیق کلامی دو بزرگوار موید فرضیه تداوم اصیل در تفکر سیاسی و ژنتیک کلامی رهبر شهید است. این شباهت در ساختار زبانی نشاندهنده حفظ همان الگوی اندیشهای و زبانی در بدو استقرار ایشان است که با هدف تثبیت اقتدار ملی در شرایط پس از ارتحال امام راحل و نیز بازسازی سرمایه اجتماعی در شرایط پس از پذیرش قطعنامه و ضرورت بسیج ملی برای دوره بازسازی و سازندگی مورد تاکید قرار گرفته است.
در این میان، آنچه دوره پیشرو را متمایز و امیدبخش میسازد، نوعی بهروزرسانی ابزاری و نوزایی هوشمندانه از الگوی گفتگو با مردم، برای انطباق با واقعیتهای عصر جدید و شرایط نبرد مستقیم است. رهبری جدید با حفظ آرمانهای اصیل و اصول انقلابی، به دنبال نوسازی ابزارهای ارتباطی و کلامی، توجهدهی به لزوم جراحی بروکراسی صلب و ضرورت استقرار عدالت ادراکی در سطح جامعه است تا از دل تهدیدهای میدان جنگ، پنجرهای به سوی یک جهش بزرگ در کارآمدی نظام بگشاید.
۱۳:۰۵
پیوست: مصادیق تطبیق بیانات:۱. «صراحت در پذیرش واقعیتهای تلخ و نقد درونی»:«برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولاً بهشکل انتقادات مختلف مربوط به جهات اقتصادی و مدیریتی بیان میشد، بود.» (رهبری معظم، پیام اول) «تأمین معیشت مردم و ارتقاء زیرساختهای زیستی... نکته کانونی و نوعی دفاع» است که در آن ضعفهایی وجود داشته است. (رهبری معظم، پیام اول)«ما نمیگوییم در نظام ما هیچ نقص و مشکلی نیست .... نقص هست، کمبود هست، گرانی هست. ما باید اینها را با تلاش و وحدت برطرف کنیم.» (رهبری شهید، ۱/۱/۶۹)«این پیچ وخمهای اداری و این کاغذبازیهایی که گاهی یک کار ساده را ماهها به تاخیر میاندازد، باید اصلاح شود. ما باید کاری کنیم که مردم در دستگاههای دولتی احساس غربت نکنند.» (رهبری شهید، ۱۵/۶/۶۸)۲. «اقتدار و خونخواهی»«هر عضوی از ملّت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است.» (رهبری معظم، پیام اول) «اگر دشمن امتناع کند، به اندازهای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» (رهبری معظم، پیام اول) «هر دست متجاوزی که به سوی این کشور دراز شود، قطع خواهد شد... دشمن باید بداند که هزینه هرگونه جسارت به ایران، برای او کمرشکن خواهد بود.» (رهبری شهید، ۱۸/۶/۶۹)۳. «فقدان جانکاه و تداوم مقتدرانه»«رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید... مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید... ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلای این پرچم با تمام وجود تلاش کنیم.» (رهبری معظم، اولین پیام)«ارتحال جانگداز پیشوای بزرگ امت... داغی است که هیچ چیز آن را تسلی نمیبخشد؛ اما راه امام، راه ما، هدف او، هدف ما، و رهنمود او، مشعل فروزان ماست.» (رهبری شهید، ۲۳/۴/۶۸)۴. «جنگشناسی و اشاره به اشتباه محاسباتی دشمن»«دشمن بهخاطر اشتباه فاحش محاسباتی گمان میکرد که بعد از یک یا دو روز، نظام درونی کشور فرو خواهد پاشید... اما پایمردی و بصیرت این ملت، ورق را برگرداند.» (رهبری معظم، پیام نوروزی)«دشمنان ما همیشه در محاسباتشان اشتباه کردهاند؛ خیال میکردند با رفتن امام، مردم از صحنه خارج میشوند... اما دیدند که این پیوندِ قلبی، گسستنی نیست.» (رهبری شهید، ۲۴/۵/۶۹)۵. «صراحت در تنبیه متجاوز» «هر نقطهای که در منطقه برای تجاوز به حریم ایران مورد استفاده قرار گیرد، هدف مستقیم ما خواهد بود... انتقام خون هر یک از آحاد ملت را موضوعی مستقل میدانیم.» (رهبری معظم، پیام نوروزی)«ما حق خود میدانیم که از دشمن غرامت بگیریم.» (رهبری معظم، پیام اول)«ما برای دفاع از کیان اسلام و مرزهای کشور، از هیچ قدرتی واهمه نداریم... دشمن اگر یکی بزند، باید بداند که ده تا خواهد خورد.» (رهبری شهید، ۱۰/۸/۶۸)«ملت ایران نشان داده است که هر متجاوزی را پشیمان میکند... دشمن باید بداند که دورانِ بزن و دررو تمام شده است.» (رهبری شهید، ۱۱/۴/۶۹)۶. «وحدت در جبهه مقاومت و همبستگی همسایگان»«دو کشور برادرمان، افغانستان و پاکستان، باید برای رضای الهی روابط بهتری برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستم.» (رهبری معظم، پیام نوروزی)«به کشورهای همسایه توصیه میکنیم پایگاههای آمریکا را تعطیل کنند... هر نقطهای که علیه ما استفاده شود، هدف مستقیم ما خواهد بود.» (رهبری معظم، پیام نوروزی)«سیاست ما با همسایگان برادری است، اما حضور بیگانگان در منطقه مخل امنیت است. ما اجازه نخواهیم داد خلیجفارس به جولانگاه قدرتهای استکباری تبدیل شود.» (رهبری شهید، ۱۴/۴/۶۸)۷. «ارتباط بیواسطه با مردم»«بنده از مدتها قبل برای لمس واقعیتهای جامعه، به صورت ناشناس در میان مردم عزیز حضور یافتهام؛ مثلاً با سوار شدن بر تاکسی و گفتگو با آحاد مردم.» (رهبری معظم، اولین پیام)«رابطه بین مسئولان و مردم باید رابطه دو دوست، دو برادر و دو شریک باشد... مسئولین نباید اجازه دهند دیوارهای تشریفات میان آنها و تودههای مردم فاصله بیندازد.» (رهبری شهید، ۱۲/۵/۶۸)«مسئولان نباید به گزارشهای اداری اکتفا کنند؛ بروید میان مردم، درددل آنها را بشنوید.» (رهبری شهید، ۳/۶/۷۰)۸. «مجاهده در مسیر کارگشایی از معیشت مردم»«امروز سنگر اصلی دفاع، اقتصاد است. معیشت مردم نکته کانونی و نوعی دفاع است... نسخه علاجی که تدوین شده، بر مدار عدالت و تخصصگرایی است.» (رهبری معظم، پیام نوروزی)«عدالت اجتماعی هدف اصلی ماست. اگر ثروت تولید شود اما در خدمت رفع فقر و محرومیت نباشد، با ارزشهای اسلامی سازگار نیست. ما به دنبال سازندگی برای مستضعفین هستیم.» (رهبری شهید، ۹/۱/۷۰)
۱۳:۰۹
به یاد پاکبان شهید والامقام حسن خیران
جگرم سوخت.کنار همه سردارها و دانشمندان و نامها و نشانها، تقدیر به نام او هم اینگونه خواست.یک تابوت، روی امواج دستان، با پرچم سه رنگ، با پیشوند شهید والامقام.به جای آن جاروی دسته بلند و آن دو دست سرد و خشک پینه بسته، حالا خدا دو بال از نور به اون بخشیده است.آن نیمه شبی که خیابان، معراج آسمانی شدنش شد، بر درختها و گلهای باغچه چه سخت گذشت.
آقای سلبریتی!خانم بازیگر!ورزشکار!تویی که یک عمر است بر شانههای حسن و هموطنان حسن ایستادهای و پُز افتخار میدهی!خواستم به یادتان بیاورم، آن شبهایی را که به دعوت شما، حرامیان زنجیر پاره کرده، به رقص قمه و شمشیر، هلهله کنان فریاد میکشیدند و آتش میزدند و ویران میکردند، بعد از آنکه مستیشان فرو مینشست و خواب مرگ بر چشمانشان مینشست، حسن، با همان جاروی بلند، خودش را زود به خاکستر آتشهایشان میرساند تا خاک آتش رذالت اینان، بر دامن دختر بچهای که قرار بود صبح به مدرسه برود ننشیند.آری! حسن بود که نمیگذاشت بچههای شهر با دیدن آثار جامانده از توحش گرگهای آزادی خواه، در دلهای پاکشان آب تکان بخورد و بر قلبهایشان لکه سیاه پلیدی و کینه بیفتد. حتما حسن هم مثل خیلی از مردم، آن لحظههای سخت که مجبور بود نجاست این وحشیان را از کف کوچههای شهر جاروب کند، قلبش سخت میشد و دندانهایش را بهم میفشرد و زیر لب بر باعث و بانی این اوضاع لعنت میفرستاد. اما بیشتر از همه ما تحمل می کرد و خیلی زود بغضش را فرو میبرد تا مادران بچه به دست، در مسیر مدرسه، وقتی او را میبینند، فقط از او لبخند را به یاد بسپارند.آری! با شما هستم.اگر آن شبهای سخت یادتان آمد، حالا که حسن رفته، اگر هنوز یک جو شرف در وجودتان مانده، به یک استوری و لایک در غم از دست دادنش شریک غم باشید. مثل درختهای کوچه، مثل سنگهای جدول کنار خیابان، مثل برگهای خشک که دلشان برای حسن سوخت، وگرنه از همه اینها کمترید، حتی کمتر.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
جگرم سوخت.کنار همه سردارها و دانشمندان و نامها و نشانها، تقدیر به نام او هم اینگونه خواست.یک تابوت، روی امواج دستان، با پرچم سه رنگ، با پیشوند شهید والامقام.به جای آن جاروی دسته بلند و آن دو دست سرد و خشک پینه بسته، حالا خدا دو بال از نور به اون بخشیده است.آن نیمه شبی که خیابان، معراج آسمانی شدنش شد، بر درختها و گلهای باغچه چه سخت گذشت.
آقای سلبریتی!خانم بازیگر!ورزشکار!تویی که یک عمر است بر شانههای حسن و هموطنان حسن ایستادهای و پُز افتخار میدهی!خواستم به یادتان بیاورم، آن شبهایی را که به دعوت شما، حرامیان زنجیر پاره کرده، به رقص قمه و شمشیر، هلهله کنان فریاد میکشیدند و آتش میزدند و ویران میکردند، بعد از آنکه مستیشان فرو مینشست و خواب مرگ بر چشمانشان مینشست، حسن، با همان جاروی بلند، خودش را زود به خاکستر آتشهایشان میرساند تا خاک آتش رذالت اینان، بر دامن دختر بچهای که قرار بود صبح به مدرسه برود ننشیند.آری! حسن بود که نمیگذاشت بچههای شهر با دیدن آثار جامانده از توحش گرگهای آزادی خواه، در دلهای پاکشان آب تکان بخورد و بر قلبهایشان لکه سیاه پلیدی و کینه بیفتد. حتما حسن هم مثل خیلی از مردم، آن لحظههای سخت که مجبور بود نجاست این وحشیان را از کف کوچههای شهر جاروب کند، قلبش سخت میشد و دندانهایش را بهم میفشرد و زیر لب بر باعث و بانی این اوضاع لعنت میفرستاد. اما بیشتر از همه ما تحمل می کرد و خیلی زود بغضش را فرو میبرد تا مادران بچه به دست، در مسیر مدرسه، وقتی او را میبینند، فقط از او لبخند را به یاد بسپارند.آری! با شما هستم.اگر آن شبهای سخت یادتان آمد، حالا که حسن رفته، اگر هنوز یک جو شرف در وجودتان مانده، به یک استوری و لایک در غم از دست دادنش شریک غم باشید. مثل درختهای کوچه، مثل سنگهای جدول کنار خیابان، مثل برگهای خشک که دلشان برای حسن سوخت، وگرنه از همه اینها کمترید، حتی کمتر.
۱۸:۳۸
بازارسال شده از ایران فردا؛ رسانهٔ بسیج فرهنگیان
#نهضت_معلمان_ایران تلویزیون اینترنتی ایران فردا برگزار میکند:
سلسله نشستهای:بازخوانی جنگ از دریچه علوم انسانی
بازخوانی نقش رویای اجتماعی در تقویت مقاومت میهنی
مهمان: دکتر مصطفی زمانیان
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران
رئیس اسبق مرکز بررسیهای استراتژیک نهاد ریاست جمهوری
میزبان: حسین سیستانی
معلم و تربیتپژوه
️ زمان:شنبه ۸ فروردین؛ ساعت ۱۵
بصورت مجازی در اسکای روم:https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136367/l/fa
ایران فردا؛ رسانهٔ بسیج فرهنگیانhttps://ble.ir/iranfarda_ir
۱۸:۰۳
بازارسال شده از مهاد(مرکز هم اندیشی استادان)
جلسه مجازی هماندیشی استاداندانشگاه علوم پزشکی تهران
موضوع جلسه: زمان مناسب برای گفتگو در مورد اینده؟
مدرس محترم: دکتر مصطفی زمانیانعضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهرانمدیر مؤسسه ایران آینده
زمان: یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵
ساعت: ۱۳ الی ۱۵
این جلسه به شکل مجازی و با احتساب امتیاز فرهنگی برگزار خواهد شد.
️ لینک ثبت نام:
https://polling.tums.ac.ir/Poll/Show/eaf0efdbc89f459
لینک جلسه:https://www.skyroom.online/ch/vcrtums/it.setad
اطلاعات بیشتر
تماس با ۰۲۱۶۶۴۰۹۳۵۵ صرفا در ساعات اداری
کانال اطلاع رسانی دفتر هم اندیشی استاداندانشگاه علوم پزشکی تهران
🟢 در پیامرسان ایتا :https://eitaa.com/HamAndeeshiTUMS
🟢 در پیامرسان بله: https://ble.ir/hamandeeshitums
️ ارتباط با ادمین (همه پیامرسانها):@m_m_g_k_s
مدیریت هماندیشی استاداندانشگاه علوم پزشکی تهران
این جلسه به شکل مجازی و با احتساب امتیاز فرهنگی برگزار خواهد شد.
کانال اطلاع رسانی دفتر هم اندیشی استاداندانشگاه علوم پزشکی تهران
🟢 در پیامرسان ایتا :https://eitaa.com/HamAndeeshiTUMS
🟢 در پیامرسان بله: https://ble.ir/hamandeeshitums
مدیریت هماندیشی استاداندانشگاه علوم پزشکی تهران
۱۰:۰۲
میثاق بیداری؛ از سوگِ مؤمنانه تا حماسهی وحدتِ ملی حول دفاع از ایران(منشور پیشنهاد تحول در تجمعات شبانه مردمی)
عزاداری در مکتب شیعه، نه پاسداشت یک میراث در گذشته و نه تمنای بازگشت آنچه از دست رفته است، بلکه نوعی پاکسازی درونی مستمر برای دیدن افقهای روشنتر و نوعی مکانیزم ماموریت یابی در قبال آینده است. تجمعات شبانه این شبها، در شرایط حساس جنگی، نباید تنها بازنمایی فراق یک رهبر باشد؛ بلکه باید به مثابه فرصتی برای رهایی آگاهانه از ناکاملیهای گذشته عمل کند که در آن تمام ایرانیان - فراتر از سلایق سیاسی و پیوندهای اعتقادی - حول محور خللناپذیر «دفاع از ایران» گرد هم آیند. تمایز بنیادین عزاداری ما در این است که از دل اشک، وضوح و از دل فقدان، قدرت استخراج میکند؛ اشکی که چشمها را به روی ضرورتهای وحدت ملی میگشاید.
حقیقت آن است که گسستهای اجتماعی، بزرگترین تهدید برای امنیت ملی در شرایط جنگی هستند. امروز، خیابانهای ما باید از بستر «عزاداریِ قشری به بستری برای «حکمرانی مبتنی بر وحدت قلوب» تبدیل کند. ما در آستانه یک دوره جدید از رهبری هستیم و این تجمعات، اولین اعلان ما به جهان و به خودمان درباره هویت نوین ایران آینده است. بر این اساس، پیشنهادهای زیر تلاشی است برای تبدیل تهدید فقدان به فرصتی جهت بازسازی پیوندهای اجتماعی و تاسیس آیندهای که در آن، هر ایرانی، خود را بخشی از پیکره واحد دفاع از میهن میبیند. لذا پیشنهاد می شود:
تجمعات شبانه به "سنگرِ انسجام ملی" و "کانون اقتدار تمدنی" تبدیل شود؛ جایی که سوگ شخصی به تعهد ملی برای صیانت از ایران تبدیل شده و با حذف زبان طرد، بستری برای عاملیت تمامی ایرانیان (حتی منتقدان) حول مفهوم امنیت و شکوه میهن فراهم میآید.
بر این اساس ملاحظات و اقدامات زیر برای مسئولین و برگزارکنندگان تجمعات شبانه پیشنهاد می شود:
۱. تغییر بستر از «تجمع پیروان» به «پناهگاه ملی» : طراحی و زبان حاکم بر تجمعات باید به گونهای باشد که یک منتقد یا فرد غیرمذهبی احساس نکند «غریبه» است. پرچم ایران باید بر هر نماد دیگری غلبه داشته باشد.
۲. تاسیس «تریبون همدلی» به جای «تکگویی مداح و سخنران مذهبی»: بخشی از زمان تجمع را به سخنان کوتاه نخبگان یا حتی چهرههای مورد احترام طبقه متوسط اختصاص دهید که بر مفهوم «ایران برای همه» و ضرورت امنیت در شرایط جنگی تاکید میکنند.
۳. حذف زبان طرد و دوقطبیساز: اکیدا از شعارها یا سخنانی که منتقدان را «دشمن» یا «بیبصیرت» مینامد پرهیز شود. بستر فعلی، بستر «جذب حداکثری برای دفاع از مرز» است.
۴. تولید «معنای امنیتبخش» از سوگ: ضروری است که سخنرانان به گونهای تبیین کنند که برای همه شرکت کنندگان مشخص شود که چطور عزاداریِ مقتدرانه، پیام «امنیت» را به جامعه و «اقتدار» را به دشمنان مخابره میکند.
۵. خدمات اجتماعی در حاشیه تجمع: ایستگاههای صلواتی در حاشیه میدان و مسیرهای تجمع باید به «ظرفیت گره گشایی» برای مردم و خصوصا خانوادههای آسیب دیده های محله تبدیل شود.
۶. بازتعریف سوگ به مثابه «بیداری»: استفاده از نمادها و المانهای بصری و شعارهایی که نشان دهد این عزاداری، ما را هوشیارتر کرده است. (مانند شعار: ما را بکشید، بیدارتر میشویم).
۷. مدیریت هوشمند خشم: در شرایط جنگی پیش رو، خشم ناشی از شهادت رهبری باید به سمت اراده ملی برای تولید و مقاومت هدایت شود، بیم آن میرود که این تجمعات و شیوه حضور و بروز جریان انقلابی به سمت تصفیهحسابهای داخلی با منتقدان پیش برود. پرهیز از مخاطب قرار دادن کسانی که در خانهها و یا مغازههای اطراف مسیر، راهپیمایی کنندگان را نظاره میکنند حائز اهمیت است. شعارها باید ناظر بر دعوت باشد نه تخاطب.
۸. دعوت نمادین از طیفهای مختلف: مسئولین تجمعات باید به طور رسمی از شخصیتهای منتقد اما ملیگرا و البته وفادار به نظام و ایران دعوت کنند تا در صفوف اول حضور یابند و تصویر «وحدت در عین کثرت» را مخابره کنند.
۹. استفاده از هنر وحدتآفرین: به جای نوحههای صرفاً مذهبی، از سرودهای ملی - حماسی که ریشه در تاریخِ قهرمانی ایران دارد استفاده کنند تا «اشتراک عاطفی» میان همه اقشار ایجاد شود. اشعاری همچون «ای ایران» نه صرفا در قالب نوحه بلکه به عنوان یک سرود ملی توصیه میشود.
۱۰. اعلام عهدنامه دوره جدید: در پایان هر شب، یک بند از «میثاقنامه آینده» ناظر بر عهد با سربلندی ایران آينده قرائت شود که بر اصلاح گسستها، رفع تبعیضها و ایستادگی همگانی در برابر تهدید خارجی تأکید دارد.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
عزاداری در مکتب شیعه، نه پاسداشت یک میراث در گذشته و نه تمنای بازگشت آنچه از دست رفته است، بلکه نوعی پاکسازی درونی مستمر برای دیدن افقهای روشنتر و نوعی مکانیزم ماموریت یابی در قبال آینده است. تجمعات شبانه این شبها، در شرایط حساس جنگی، نباید تنها بازنمایی فراق یک رهبر باشد؛ بلکه باید به مثابه فرصتی برای رهایی آگاهانه از ناکاملیهای گذشته عمل کند که در آن تمام ایرانیان - فراتر از سلایق سیاسی و پیوندهای اعتقادی - حول محور خللناپذیر «دفاع از ایران» گرد هم آیند. تمایز بنیادین عزاداری ما در این است که از دل اشک، وضوح و از دل فقدان، قدرت استخراج میکند؛ اشکی که چشمها را به روی ضرورتهای وحدت ملی میگشاید.
حقیقت آن است که گسستهای اجتماعی، بزرگترین تهدید برای امنیت ملی در شرایط جنگی هستند. امروز، خیابانهای ما باید از بستر «عزاداریِ قشری به بستری برای «حکمرانی مبتنی بر وحدت قلوب» تبدیل کند. ما در آستانه یک دوره جدید از رهبری هستیم و این تجمعات، اولین اعلان ما به جهان و به خودمان درباره هویت نوین ایران آینده است. بر این اساس، پیشنهادهای زیر تلاشی است برای تبدیل تهدید فقدان به فرصتی جهت بازسازی پیوندهای اجتماعی و تاسیس آیندهای که در آن، هر ایرانی، خود را بخشی از پیکره واحد دفاع از میهن میبیند. لذا پیشنهاد می شود:
تجمعات شبانه به "سنگرِ انسجام ملی" و "کانون اقتدار تمدنی" تبدیل شود؛ جایی که سوگ شخصی به تعهد ملی برای صیانت از ایران تبدیل شده و با حذف زبان طرد، بستری برای عاملیت تمامی ایرانیان (حتی منتقدان) حول مفهوم امنیت و شکوه میهن فراهم میآید.
بر این اساس ملاحظات و اقدامات زیر برای مسئولین و برگزارکنندگان تجمعات شبانه پیشنهاد می شود:
۱. تغییر بستر از «تجمع پیروان» به «پناهگاه ملی» : طراحی و زبان حاکم بر تجمعات باید به گونهای باشد که یک منتقد یا فرد غیرمذهبی احساس نکند «غریبه» است. پرچم ایران باید بر هر نماد دیگری غلبه داشته باشد.
۲. تاسیس «تریبون همدلی» به جای «تکگویی مداح و سخنران مذهبی»: بخشی از زمان تجمع را به سخنان کوتاه نخبگان یا حتی چهرههای مورد احترام طبقه متوسط اختصاص دهید که بر مفهوم «ایران برای همه» و ضرورت امنیت در شرایط جنگی تاکید میکنند.
۳. حذف زبان طرد و دوقطبیساز: اکیدا از شعارها یا سخنانی که منتقدان را «دشمن» یا «بیبصیرت» مینامد پرهیز شود. بستر فعلی، بستر «جذب حداکثری برای دفاع از مرز» است.
۴. تولید «معنای امنیتبخش» از سوگ: ضروری است که سخنرانان به گونهای تبیین کنند که برای همه شرکت کنندگان مشخص شود که چطور عزاداریِ مقتدرانه، پیام «امنیت» را به جامعه و «اقتدار» را به دشمنان مخابره میکند.
۵. خدمات اجتماعی در حاشیه تجمع: ایستگاههای صلواتی در حاشیه میدان و مسیرهای تجمع باید به «ظرفیت گره گشایی» برای مردم و خصوصا خانوادههای آسیب دیده های محله تبدیل شود.
۶. بازتعریف سوگ به مثابه «بیداری»: استفاده از نمادها و المانهای بصری و شعارهایی که نشان دهد این عزاداری، ما را هوشیارتر کرده است. (مانند شعار: ما را بکشید، بیدارتر میشویم).
۷. مدیریت هوشمند خشم: در شرایط جنگی پیش رو، خشم ناشی از شهادت رهبری باید به سمت اراده ملی برای تولید و مقاومت هدایت شود، بیم آن میرود که این تجمعات و شیوه حضور و بروز جریان انقلابی به سمت تصفیهحسابهای داخلی با منتقدان پیش برود. پرهیز از مخاطب قرار دادن کسانی که در خانهها و یا مغازههای اطراف مسیر، راهپیمایی کنندگان را نظاره میکنند حائز اهمیت است. شعارها باید ناظر بر دعوت باشد نه تخاطب.
۸. دعوت نمادین از طیفهای مختلف: مسئولین تجمعات باید به طور رسمی از شخصیتهای منتقد اما ملیگرا و البته وفادار به نظام و ایران دعوت کنند تا در صفوف اول حضور یابند و تصویر «وحدت در عین کثرت» را مخابره کنند.
۹. استفاده از هنر وحدتآفرین: به جای نوحههای صرفاً مذهبی، از سرودهای ملی - حماسی که ریشه در تاریخِ قهرمانی ایران دارد استفاده کنند تا «اشتراک عاطفی» میان همه اقشار ایجاد شود. اشعاری همچون «ای ایران» نه صرفا در قالب نوحه بلکه به عنوان یک سرود ملی توصیه میشود.
۱۰. اعلام عهدنامه دوره جدید: در پایان هر شب، یک بند از «میثاقنامه آینده» ناظر بر عهد با سربلندی ایران آينده قرائت شود که بر اصلاح گسستها، رفع تبعیضها و ایستادگی همگانی در برابر تهدید خارجی تأکید دارد.
۱۸:۰۱
تجمعات شبانه به مثابه یک نهاد عملیاتی مدنی
هدف:تلنگری به ذهنها برای تبدیل تجمعات شکوهمند شبانه به سنگرهای اجتماعی آمادگی با نبرد
مفروضات گفتگو:۱. ساختارهای رسمی علاقه / امکانی بیشتر برای آمادهسازی جامعه برای مواجهه با وخامت احتمالی بحران در آینده را ندارند. دوباره باید سراغ مردم رفت.۲. اقتدار میدان در کنار توان شلیک موشک، در میزان تابآوری و آمادگی مردم در کف خیابان وابسته است. ۳. اگر قرار است ماشین بروکراسی کشور در پساجنگ به نفع مردم تغییر کند، این تمرین باید از همین شبها و در قلب تجمعات آغاز شود.
ایدههای اجرایی:
۱. دیوار پاکاریم: به جای فرمهای پیچیده اداری، در حاشیه تجمع تابلویی با عنوان «من چه کمکی میتوانم بکنم؟» نصب شود. مردم با چسباندن کارتهای ساده، مهارت و شماره تماس خود را برای کمک در شرایط بحران اعلام میکنند. این اقدام حس عاملیت و مفید بودن را در افراد تقویت کرده و برای لایههای خاکستری جامعه که شاید با نوحه ارتباط نگیرند و در جستجوی مجالی عملیاتی برای کمک به هموطنان خود هستند ، بستری برای اثربخشی فراهم میکند.
۲. رزمایش «ساعت صفر»: تجمعات نباید همیشه در وضعیت عادی برگزار شود. در برخی شبها، با هماهنگی قبلی، با هدف شبیهسازی شرایط بحران زیرساختی، برق میدان برای ۱۰ دقیقه قطع شود. در این مدت، تیمهای شناساییشده (با چراغقوه و تجهیزات اولیه) باید ظرفیتهای امدادی خود را تمرین کنند. این تمرین با هدف تبدیل ترس از بحران به «آمادگی روانی» و شناسایی نقاط ضعف در فرماندهی محلی میدان اجرا میشود.
۳. نذر وقت و تخصص: هدف طرح ترویج این فرهنگ است که در شرایط جنگی، نذر خدمت بالاتر از نذر اطعام است. روش اجرای آن نیز فراخوان برای پزشکان، تعمیرکاران، مهندسین و حتی خانمهای خانهدار و داوطلبان عمومی جهت اختصاص ساعاتی در هفته برای خدمات رایگان به خانوادههای آسیبدیده محله است. حتی مشابه راهپیماییهای شبانه خودرویی، میتوان این ظرفیت را در محلات آسیب دیده نزدیک هم اجرا کرد. تقویت عدالت ادراکی و دیدن این صحنه که نخبگان و متخصصین در کنار مردم در میدان حضور دارند، حائز اهمیت است.
۴. رادیو میدان: هدف این طرح ایجاد یک سیستم اطلاع رسانی محلی که بتواند فراتر از شبکههای اطلاع رسانی ملی و عمومی، اخبار محلی و آموزشهای فوری را برای اهالی محلات اطلاع رسانی کند. این ایده میتواند با ایجاد کانالها و گروههای محلی در شبکههای اجتماعی آغاز شود و نیز با اختصاص ده دقیقه در فواصل برنامههای شبانه، نسبت به معرفی کانال و پخش پادکستهای کوتاه آموزشی از جمله آموزش کمکهای اولیه، مقابله با شایعات، مدیریت مصرف، اخبار محله، آخرین اعلام آمادگیهای داوطلبانه و ... تکمیل شود.
۵. میثاقنامه «سهم من از آینده ایران»: طراحی یک طومار یا عهدنامه بصری در ورودی میدانهای محل تجمع به صورتی که هر شب یک بند اقدام عملیاتی هر شهروند (مثلاً: امروز یک شایعه را قطع کردم، امروز بخشی از مصرف انرژی را کاستم، امروز به همسایه آسیبدیده سر زدم) روی آن نوشته شود و مردم با امضای آن، داوطلبانه متعهد به انجام آن در روزهای آینده شوند. این کار نمادین میدان را به ساحت خلق اراده عملیاتی و ایجاد پیوند میان ایمان شخصی و امنیت ملی در مسیر ساختن ایران آینده تبدیل خواهد کرد.
این خلاصه با هدف انتشار در میان فعالان مردمی و دست اندرکاران تجمعات ارزشمند شبانه نوشته شد.در توزیع آن کوشا باشید.
مصطفی زمانیان
https://ble.ir/mostafa_zamanian
https://t.me/mostafazamanian_ir
هدف:تلنگری به ذهنها برای تبدیل تجمعات شکوهمند شبانه به سنگرهای اجتماعی آمادگی با نبرد
مفروضات گفتگو:۱. ساختارهای رسمی علاقه / امکانی بیشتر برای آمادهسازی جامعه برای مواجهه با وخامت احتمالی بحران در آینده را ندارند. دوباره باید سراغ مردم رفت.۲. اقتدار میدان در کنار توان شلیک موشک، در میزان تابآوری و آمادگی مردم در کف خیابان وابسته است. ۳. اگر قرار است ماشین بروکراسی کشور در پساجنگ به نفع مردم تغییر کند، این تمرین باید از همین شبها و در قلب تجمعات آغاز شود.
ایدههای اجرایی:
۱. دیوار پاکاریم: به جای فرمهای پیچیده اداری، در حاشیه تجمع تابلویی با عنوان «من چه کمکی میتوانم بکنم؟» نصب شود. مردم با چسباندن کارتهای ساده، مهارت و شماره تماس خود را برای کمک در شرایط بحران اعلام میکنند. این اقدام حس عاملیت و مفید بودن را در افراد تقویت کرده و برای لایههای خاکستری جامعه که شاید با نوحه ارتباط نگیرند و در جستجوی مجالی عملیاتی برای کمک به هموطنان خود هستند ، بستری برای اثربخشی فراهم میکند.
۲. رزمایش «ساعت صفر»: تجمعات نباید همیشه در وضعیت عادی برگزار شود. در برخی شبها، با هماهنگی قبلی، با هدف شبیهسازی شرایط بحران زیرساختی، برق میدان برای ۱۰ دقیقه قطع شود. در این مدت، تیمهای شناساییشده (با چراغقوه و تجهیزات اولیه) باید ظرفیتهای امدادی خود را تمرین کنند. این تمرین با هدف تبدیل ترس از بحران به «آمادگی روانی» و شناسایی نقاط ضعف در فرماندهی محلی میدان اجرا میشود.
۳. نذر وقت و تخصص: هدف طرح ترویج این فرهنگ است که در شرایط جنگی، نذر خدمت بالاتر از نذر اطعام است. روش اجرای آن نیز فراخوان برای پزشکان، تعمیرکاران، مهندسین و حتی خانمهای خانهدار و داوطلبان عمومی جهت اختصاص ساعاتی در هفته برای خدمات رایگان به خانوادههای آسیبدیده محله است. حتی مشابه راهپیماییهای شبانه خودرویی، میتوان این ظرفیت را در محلات آسیب دیده نزدیک هم اجرا کرد. تقویت عدالت ادراکی و دیدن این صحنه که نخبگان و متخصصین در کنار مردم در میدان حضور دارند، حائز اهمیت است.
۴. رادیو میدان: هدف این طرح ایجاد یک سیستم اطلاع رسانی محلی که بتواند فراتر از شبکههای اطلاع رسانی ملی و عمومی، اخبار محلی و آموزشهای فوری را برای اهالی محلات اطلاع رسانی کند. این ایده میتواند با ایجاد کانالها و گروههای محلی در شبکههای اجتماعی آغاز شود و نیز با اختصاص ده دقیقه در فواصل برنامههای شبانه، نسبت به معرفی کانال و پخش پادکستهای کوتاه آموزشی از جمله آموزش کمکهای اولیه، مقابله با شایعات، مدیریت مصرف، اخبار محله، آخرین اعلام آمادگیهای داوطلبانه و ... تکمیل شود.
۵. میثاقنامه «سهم من از آینده ایران»: طراحی یک طومار یا عهدنامه بصری در ورودی میدانهای محل تجمع به صورتی که هر شب یک بند اقدام عملیاتی هر شهروند (مثلاً: امروز یک شایعه را قطع کردم، امروز بخشی از مصرف انرژی را کاستم، امروز به همسایه آسیبدیده سر زدم) روی آن نوشته شود و مردم با امضای آن، داوطلبانه متعهد به انجام آن در روزهای آینده شوند. این کار نمادین میدان را به ساحت خلق اراده عملیاتی و ایجاد پیوند میان ایمان شخصی و امنیت ملی در مسیر ساختن ایران آینده تبدیل خواهد کرد.
این خلاصه با هدف انتشار در میان فعالان مردمی و دست اندرکاران تجمعات ارزشمند شبانه نوشته شد.در توزیع آن کوشا باشید.
۱۵:۲۳
۱۱:۵۵
گلی گم کردهام، میجویم او را ...
۶:۲۷
بازارسال شده از کانال رسمی وزارت بهداشت
https://skyroom.online/ch/pasteur_institute/tavanmandsazi
۱۴:۵۲
#روایت_مردم
۴:۰۷