پاور بانک باید در ساک دستی باشد و در چمدان نگذارید
۱۶:۳۶
با سلام خدمت زائرین گرامی طفاً اتاقها را کاملاً بررسی نموده تا خدای نکرده موبایل پول دلار ساعت النگو گوشواره انگشتر جا نمونه
۲۲:۰۵
قابل توجه زائرین محترم شماره پرواز ما ۱۵۳۱ میباشد مقصد جده به مشهد ساعت پرواز ۱۱ ظهر به وقت جده و ساعت ۳ بعد از ظهر به وقت ایران انشاالله به زمین خواهد نشست
۲۲:۳۱
باسلام خدمت زائرین وبستگان محترم هواپیما الان درساعت۱۲ به وقت عربستان پرواز خودرا آغاز کرد
۹:۰۰
باسلام خدمت اعزه گرامی اگر کم وکاستی از طرف اینجانب دیدید حلالم بفرمائید ممنون شیخ طاهری
۱۹:۱۱
باسلام خدمت زائرین محترمخدا را شکر که توفیق خدمت به شما زائرین رسول اکرم ص و ائمه مظلوم بقیع ع وبیت الله الحرام نصیب وروزی این حقیر گردیدسفر بسیار خوبی بود وبنده آنچه در توان داشتم بکار گرفتم اگر خدا نکرده احساس کاستی و یادآوری یا اینکه ناراحتی از اینجانب داشتید طلب حلالیت دارم و اگر پیشنهاد و یا انتقاد یا مطلبی دارید در پیوی اینجانب اعلام بفرمایید بسیار سپاسگزارم خادم الحاجمجید ظریف
۵:۲۴
۳:۳۹
۱۸:۰۲
۸:۵۷
۵:۲۳
بازارسال شده از 💫 حج و زیارت تخصصی
پیدا شدن مار خوفناک درون کعبه
ابان بن تغلب (يكى از اصحاب و راويان حديث) حكايت میكند: روزى که حجّاج بن يوسف ثقفى كعبه را تخريب كرد، مردم خاكهاى آن را جهت تبرّك بردند.پس از مدّتى چون خواستند كعبه را تجديد بنا كنند، ناگهان مار بزرگى درون کعبه نمايان شد و مردم را از بناى مجدّد كعبه منع میكرد و آنها را فرارى میداد.
چون خبر به حجّاج رسيد، دستور داد كه مردم جمع شوند و سپس بالاى منبر رفت و گفت: خداوند رحمت كند هر كسى را كه به ما اطلاع دهد چه كسى از واقعيّت اين قضيّه اطّلاع كامل دارد؟
پيرمردى جلو آمد و گفت: تنها امام سجّاد، علىّ بن الحسين(ع) از اين امر مهمّ آگاهى دارد.
حجّاج گفت: آرى، او معدن تمام علوم و فنون است، بايستى از او سؤال كنيم.
پس شخصى را بهدنبال حضرت فرستادند و هنگامى كه امام سجّاد(ع) نزد حجّاج حاضر شد و جريان را به اطّلاع حضرت رساندند، فرمود: اى حجّاج! خطاى بزرگى را انجام دادهاى و گمان كردهاى كه خانه الهى نيز در مُلْك حكومت توست؟!
اكنون بايد بر بالاى منبر بروى و هرطور كه شده، مردم را با تقاضا و نصيحت بگوئى كه هركس هر مقدار خاك برده است بازگرداند.
حجّاج پذيرفت و فرمايش حضرت را اجراء کرد و مردم نيز خاكهائى را كه برده بودند، باز گرداندند.
پس از آنكه خاكها جمع شد، حضرت جلو آمد و دستور داد تا جاى كعبه را حفر نمايند و مار در آن موقع مخفى و پنهان گشت و مردم مشغول حفر و خاكبردارى شدند، تا آنكه به اساس و پایه و بنیان كعبه رسيدند.
سپس امام(ع) جلو آمد و آن جايگاه را پوشانيد و پس از گريه بسيار فرمود: اكنون ديوارها را بالا ببريد. و چون مقدارى از ديوارها بالا رفت، حضرت فرمود: داخل آن را از خاك پر نمائيد.
پس از آنكه ديوارهاى كعبه را بالا بردند و تكميل گرديد، كف درونى كعبه الهى از زمين مسجدالحرام بالاتر قرار دارد و بايد بهوسيله پلّه بالا روند و داخل آن گردند.
حليه الاولياء، ج 3، ص 133مناقب ابنشهرآشوب، ج4، 175كافي، ج 4، ص 222بحارالا نوار، ج 46، ص 115
ابان بن تغلب (يكى از اصحاب و راويان حديث) حكايت میكند: روزى که حجّاج بن يوسف ثقفى كعبه را تخريب كرد، مردم خاكهاى آن را جهت تبرّك بردند.پس از مدّتى چون خواستند كعبه را تجديد بنا كنند، ناگهان مار بزرگى درون کعبه نمايان شد و مردم را از بناى مجدّد كعبه منع میكرد و آنها را فرارى میداد.
چون خبر به حجّاج رسيد، دستور داد كه مردم جمع شوند و سپس بالاى منبر رفت و گفت: خداوند رحمت كند هر كسى را كه به ما اطلاع دهد چه كسى از واقعيّت اين قضيّه اطّلاع كامل دارد؟
پيرمردى جلو آمد و گفت: تنها امام سجّاد، علىّ بن الحسين(ع) از اين امر مهمّ آگاهى دارد.
حجّاج گفت: آرى، او معدن تمام علوم و فنون است، بايستى از او سؤال كنيم.
پس شخصى را بهدنبال حضرت فرستادند و هنگامى كه امام سجّاد(ع) نزد حجّاج حاضر شد و جريان را به اطّلاع حضرت رساندند، فرمود: اى حجّاج! خطاى بزرگى را انجام دادهاى و گمان كردهاى كه خانه الهى نيز در مُلْك حكومت توست؟!
اكنون بايد بر بالاى منبر بروى و هرطور كه شده، مردم را با تقاضا و نصيحت بگوئى كه هركس هر مقدار خاك برده است بازگرداند.
حجّاج پذيرفت و فرمايش حضرت را اجراء کرد و مردم نيز خاكهائى را كه برده بودند، باز گرداندند.
پس از آنكه خاكها جمع شد، حضرت جلو آمد و دستور داد تا جاى كعبه را حفر نمايند و مار در آن موقع مخفى و پنهان گشت و مردم مشغول حفر و خاكبردارى شدند، تا آنكه به اساس و پایه و بنیان كعبه رسيدند.
سپس امام(ع) جلو آمد و آن جايگاه را پوشانيد و پس از گريه بسيار فرمود: اكنون ديوارها را بالا ببريد. و چون مقدارى از ديوارها بالا رفت، حضرت فرمود: داخل آن را از خاك پر نمائيد.
پس از آنكه ديوارهاى كعبه را بالا بردند و تكميل گرديد، كف درونى كعبه الهى از زمين مسجدالحرام بالاتر قرار دارد و بايد بهوسيله پلّه بالا روند و داخل آن گردند.
حليه الاولياء، ج 3، ص 133مناقب ابنشهرآشوب، ج4، 175كافي، ج 4، ص 222بحارالا نوار، ج 46، ص 115
۵:۴۲
با سلام خدمت کلیه زائرین محترم یاد سفر بخیر اگر از دوستان کسی عکس گروهی از سفر در مکه و مدینه دارید لطفاً برای اینجانب ارسال بفرمایید
۷:۳۹
بازارسال شده از 💫 حج و زیارت تخصصی
تنها سفر حج حاج آقا روح الله
همین یک سفر [حج] کافی بود تا حضرت امام با آن پشتوانه شناخت معارف الهی و تحصیلات سطح عالی فقهی، اصولی، عرفانی، فلسفی و قرآنی خود، تأملی در فلسفه و کارکرد سیاسی این فریضه الهی کرده و به عظمت و نقشی که حج میتواند در همبستگی و همزبانی همه ملل مسلمان در برابر دشمنان و استعمارگران داشته باشد پی ببرند و موجبات تحولی عظیم در کیفیت برگزاری آن را به وجود آورند و همچنانکه در کتاب فقه استدلالی خود روایت: «من صلّی معهم فی الصّف الأول، کان کمن صلّی خلف رسول الله صلی الله علیه وآله فی الصّف الأول»؛ کسی که در صف اول جماعت اهلسنت به آنها اقتدا کند، مانند آنست که پشت سر رسول الله(ص) در صف اول نماز خوانده است. (رسائل العشره، ص ۶۳) را از امام صادق(ع) نقل کردهاند، با فتاوی تحولآفرین خود نظیر تأکید به شرکت در نمازهای جماعت در مسجد الحرام و مسجد النبی و توصیه به شیعیان برای استفادهنکردن از مُهر در هنگام نماز و… ، بهرهوری از این سرمایه معنوی را بسیار افزایش دهند.
گفته شده حضرت امام در راستای عمل به این روایت، در همین سفر حج، همواره در صف اول نماز جماعت اهلسنت شرکت میکرد تا فضیلت ذکر شده در روایت امام صادق(ع) را دریابد. همچنانکه مهرماه سال ۱۳۵۷ هنگام مهاجرت بهسوی مرز کویت، وقتی برای استراحت و تجدید وضو کنار مسجدی در شهر زیبر عراق توقف میکنند، به همراهان خود میگویند: درصورتیکه توقف طولانی شود و هنگام نماز ظهر فرا برسد، من به امام جماعت این مسجد اقتدا خواهم کرد، اگر شما به این کار تمایل ندارید، باید قبل از اذان ظهر اینجا را ترک کنیم.
حضرت امام سالها قبل از پیروزی انقلاب، همزمان با برگزاری مراسم حج، ضمن صدور پیام برای حجاج، نمایندگان خود را از فعالیتهایی که معمولاً در بعثههای مراجع عظام تقلید در ایام حج، برای گردآوری وجوهات و افزایش تعداد مقلدین هر مرجع مرسوم است نهی کردند. مرحوم آیتالله سید عباس خاتم یزدی در خاطرات خود میگوید:«یکی از راههای کسب وجوهات برای مراجع، فرستادن نمایندگانی به مکه و مدینه در ایام برگزاری مراسم حج بود. از طرف حضرت امام نیز بنده دو سال متوالی برای این مأموریت عازم حجاز شدم و اگر چه بعضی از دوستان تمایل داشتند که مرحوم حاج آقا مصطفی به این مأموریت برود، منتهی خود حضرت امام نپذیرفت و برای من اجازه نامه بلند بالایی نوشت و وکالت داد که از طرف ایشان به جمعآوری وجوهات بپردازم و در ملاقاتی که قبل از تشرف به مکه مکرمه به منظور رهنمود و نصیحت خواستن با حضرتشان داشتم فرمود: من هیچگاه بهدنبال پول نبودهام و نمیخواهم دوستان و اطرافیانم هم بهدنبال پول بروند، لذا از شما میخواهم که در این سفر در پی جمعآوری وجوهات از این کاروان به آن کاروان نروید و حرص و ولع فراوان برای ازدیاد وجوهات نداشته باشید؛ بلکه تنها هدفتان رفع مشکلات مردم باشد و در صورت مراجعه افرادی به شما، سعی کنید به نحو احسن با آنها برخورد نموده و مشکلات و مسائل شرعی شان را حل کنید. (خاطرات آیتالله خاتم یزدی، ص۱۱۴)
ایشان پس از پیروزی انقلاب ابتدا در سال ۱۳۵۸ هیئتی را برای سرپرستی حجاج ایرانی تعیین کرده و در سالهای بعد به حجاج ایرانی سفارش کردند هرساله مراسم برائت از مشرکین را با حضور دیگر حجاج کشورهای مسلمان در ایام حج برگزار کنند.









https://ble.ir/hajjsazandegi
همین یک سفر [حج] کافی بود تا حضرت امام با آن پشتوانه شناخت معارف الهی و تحصیلات سطح عالی فقهی، اصولی، عرفانی، فلسفی و قرآنی خود، تأملی در فلسفه و کارکرد سیاسی این فریضه الهی کرده و به عظمت و نقشی که حج میتواند در همبستگی و همزبانی همه ملل مسلمان در برابر دشمنان و استعمارگران داشته باشد پی ببرند و موجبات تحولی عظیم در کیفیت برگزاری آن را به وجود آورند و همچنانکه در کتاب فقه استدلالی خود روایت: «من صلّی معهم فی الصّف الأول، کان کمن صلّی خلف رسول الله صلی الله علیه وآله فی الصّف الأول»؛ کسی که در صف اول جماعت اهلسنت به آنها اقتدا کند، مانند آنست که پشت سر رسول الله(ص) در صف اول نماز خوانده است. (رسائل العشره، ص ۶۳) را از امام صادق(ع) نقل کردهاند، با فتاوی تحولآفرین خود نظیر تأکید به شرکت در نمازهای جماعت در مسجد الحرام و مسجد النبی و توصیه به شیعیان برای استفادهنکردن از مُهر در هنگام نماز و… ، بهرهوری از این سرمایه معنوی را بسیار افزایش دهند.
گفته شده حضرت امام در راستای عمل به این روایت، در همین سفر حج، همواره در صف اول نماز جماعت اهلسنت شرکت میکرد تا فضیلت ذکر شده در روایت امام صادق(ع) را دریابد. همچنانکه مهرماه سال ۱۳۵۷ هنگام مهاجرت بهسوی مرز کویت، وقتی برای استراحت و تجدید وضو کنار مسجدی در شهر زیبر عراق توقف میکنند، به همراهان خود میگویند: درصورتیکه توقف طولانی شود و هنگام نماز ظهر فرا برسد، من به امام جماعت این مسجد اقتدا خواهم کرد، اگر شما به این کار تمایل ندارید، باید قبل از اذان ظهر اینجا را ترک کنیم.
حضرت امام سالها قبل از پیروزی انقلاب، همزمان با برگزاری مراسم حج، ضمن صدور پیام برای حجاج، نمایندگان خود را از فعالیتهایی که معمولاً در بعثههای مراجع عظام تقلید در ایام حج، برای گردآوری وجوهات و افزایش تعداد مقلدین هر مرجع مرسوم است نهی کردند. مرحوم آیتالله سید عباس خاتم یزدی در خاطرات خود میگوید:«یکی از راههای کسب وجوهات برای مراجع، فرستادن نمایندگانی به مکه و مدینه در ایام برگزاری مراسم حج بود. از طرف حضرت امام نیز بنده دو سال متوالی برای این مأموریت عازم حجاز شدم و اگر چه بعضی از دوستان تمایل داشتند که مرحوم حاج آقا مصطفی به این مأموریت برود، منتهی خود حضرت امام نپذیرفت و برای من اجازه نامه بلند بالایی نوشت و وکالت داد که از طرف ایشان به جمعآوری وجوهات بپردازم و در ملاقاتی که قبل از تشرف به مکه مکرمه به منظور رهنمود و نصیحت خواستن با حضرتشان داشتم فرمود: من هیچگاه بهدنبال پول نبودهام و نمیخواهم دوستان و اطرافیانم هم بهدنبال پول بروند، لذا از شما میخواهم که در این سفر در پی جمعآوری وجوهات از این کاروان به آن کاروان نروید و حرص و ولع فراوان برای ازدیاد وجوهات نداشته باشید؛ بلکه تنها هدفتان رفع مشکلات مردم باشد و در صورت مراجعه افرادی به شما، سعی کنید به نحو احسن با آنها برخورد نموده و مشکلات و مسائل شرعی شان را حل کنید. (خاطرات آیتالله خاتم یزدی، ص۱۱۴)
ایشان پس از پیروزی انقلاب ابتدا در سال ۱۳۵۸ هیئتی را برای سرپرستی حجاج ایرانی تعیین کرده و در سالهای بعد به حجاج ایرانی سفارش کردند هرساله مراسم برائت از مشرکین را با حضور دیگر حجاج کشورهای مسلمان در ایام حج برگزار کنند.
https://ble.ir/hajjsazandegi
۱۱:۵۹
۶:۳۶
سلام فیلم از غار حرا هست که آقایان حسینی و یعقوبی ارسال کردند
۶:۳۶
۶:۵۸
دعای جوشن کبیر در حال طواف کعبه که در هر طواف ۱۰ بند خوانده شد و در هفت دور طواف ۷۰ بند جوشن کبیر خوانده شد
۶:۵۹
بازارسال شده از 💫 حج و زیارت تخصصی
بازگشت پیامبر از طائف به مکه
پیامبر(ص) چند روزى در نخله اقامت کرد و سپس قصد مکه نمود.زید بن حارثه گفت: با اینکه قریش شما را بیرون کردهاند، چگونه دوباره مىخواهى برگردی؟ حضرت فرمود: خداوند براى این سختى که مىبینى گشایش و راه خروجى قرار خواهد داد و خداوند آیین خود و پیامبر خویش را یارى خواهد فرمود. سپس به غار حرا آمد و مردى از قبیله خزاعه را نزد مطعم بن عدى فرستاد و پیام داد آیا من مىتوانم در پناه تو به مکه بیایم؟ مطعم با اینکه بتپرست بود گفت: آرى، و فرزندان و خویشاوندان را فراخواند و سلاح برگرفتند و در گوشههاى کعبه ایستادند و گفت: من محمد را در پناه خود گرفتهام و پیامبر(ص) همراه زید بن حارثه وارد مسجد الحرام شد.
مطعم بن عدى همچنانکه بر شتر خود سوار بود، گفت: اى گروه قریش، من محمد را پناه دادهام و هیچیک از شما نباید متعرض او شود. پیامبر(ص) طواف کرد و خود را به حجرالاسود رساند و استلام فرمود و دو رکعت نماز گزارد و به خانه خود برگشت، درحالیکه مطعم بن عدى و فرزندانش آن حضرت را احاطه کرده و در میان خود گرفته بودند.
ابوسفیان از دیدن چنین منظرهای سخت ناراحت شد، ولی چون چارهای نداشت، از تعرض به آن حضرت منصرف شد.پیامبر(ص) بعد از انجام مناسک عمره روانه منزل شد.
در نخستین سال هجرت پیامبر(ص) به مدینه، «مطعم» در مکّه از دنیا رفت، پیامبر(ص) پس از شنیدن خبر مرگش از او به نیکی یاد کرد، و «حسان بن ثابت» شاعر پیامبر اسلام(ص) به پاس خدمات او اشعاری سرود.در جنگ بدر که قریش با دادن تلفات سنگین و اسیران زیاد، شکست خورده به مکّه برگشتند، پیامبر اکرم(ص) در این هنگام به یاد مطعم افتاده، فرمود: هرگاه مطعم زنده بود و از من تقاضا میکرد که همه اسیران را آزاد کنم و یا به او ببخشم، من تقاضای او را رد نمیکردم.
تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۹۵
تاریخ ابنهشام، زندگانی محمد، ج۱، ص۲۷۲
ابنأثیر، أسد الغابه، ج۳، ص ۵۰۱
تاریخ طبری، ج۲، ص۳۴۶









https://ble.ir/hajjsazandegi
پیامبر(ص) چند روزى در نخله اقامت کرد و سپس قصد مکه نمود.زید بن حارثه گفت: با اینکه قریش شما را بیرون کردهاند، چگونه دوباره مىخواهى برگردی؟ حضرت فرمود: خداوند براى این سختى که مىبینى گشایش و راه خروجى قرار خواهد داد و خداوند آیین خود و پیامبر خویش را یارى خواهد فرمود. سپس به غار حرا آمد و مردى از قبیله خزاعه را نزد مطعم بن عدى فرستاد و پیام داد آیا من مىتوانم در پناه تو به مکه بیایم؟ مطعم با اینکه بتپرست بود گفت: آرى، و فرزندان و خویشاوندان را فراخواند و سلاح برگرفتند و در گوشههاى کعبه ایستادند و گفت: من محمد را در پناه خود گرفتهام و پیامبر(ص) همراه زید بن حارثه وارد مسجد الحرام شد.
مطعم بن عدى همچنانکه بر شتر خود سوار بود، گفت: اى گروه قریش، من محمد را پناه دادهام و هیچیک از شما نباید متعرض او شود. پیامبر(ص) طواف کرد و خود را به حجرالاسود رساند و استلام فرمود و دو رکعت نماز گزارد و به خانه خود برگشت، درحالیکه مطعم بن عدى و فرزندانش آن حضرت را احاطه کرده و در میان خود گرفته بودند.
ابوسفیان از دیدن چنین منظرهای سخت ناراحت شد، ولی چون چارهای نداشت، از تعرض به آن حضرت منصرف شد.پیامبر(ص) بعد از انجام مناسک عمره روانه منزل شد.
در نخستین سال هجرت پیامبر(ص) به مدینه، «مطعم» در مکّه از دنیا رفت، پیامبر(ص) پس از شنیدن خبر مرگش از او به نیکی یاد کرد، و «حسان بن ثابت» شاعر پیامبر اسلام(ص) به پاس خدمات او اشعاری سرود.در جنگ بدر که قریش با دادن تلفات سنگین و اسیران زیاد، شکست خورده به مکّه برگشتند، پیامبر اکرم(ص) در این هنگام به یاد مطعم افتاده، فرمود: هرگاه مطعم زنده بود و از من تقاضا میکرد که همه اسیران را آزاد کنم و یا به او ببخشم، من تقاضای او را رد نمیکردم.
https://ble.ir/hajjsazandegi
۱۰:۱۱
بازارسال شده از 💫 حج و زیارت تخصصی
🪨 ثابت شده است که حجر الاسود بر روی آب شناور میماند و با هیچ حرارتی گرم نمیشود.
https://ble.ir/hajjsazandegi
۱۹:۰۷
۱۳:۲۵