بله | کانال نامه جمهور
عکس پروفایل نامه جمهورن

نامه جمهور

۷۶۲ عضو
undefined مجتبی نامخواه/سردبیرundefined بخش اول
undefinedتنگه هرمز و معادله تحریم: اقتصاد سیاسی عدالت و توسعه در ایرانچرا یکی از مؤثرترین اهرم‌های ژئوپلیتیک ایران در برابر تحریم، تا امروز به یک دستورکار پایدار تبدیل نشده است؟
undefined کمتر از ده روز از آغاز جنگ می‌گذرد و حدود همین مقدار از آغاز ماجرای تنگه هرمز. یکی از مهم‌ترین واکنش‌های ایران به هجوم ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، بستن تنگه و به تعبیر دقیق‌تر، انسداد و کنترل هوشمند آن بود. پاسخی که در ساعات نخست جنگ محقق شد. و می‌بینیم که این پاسخ در همین مدت کوتاه، نوسان‌های معنادار قابل توجهی در بازار انرژی، اثر اقتصادی و اجتماعی تجاوز به ایران را جهانی کرده است. undefined در یک ارزیابی که چهار کارشناس معتبرِ مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا در دهم مارس منتشر کرده‌اند، مداخله‌های ایران در تنگه هرمز را «بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ بازار مدرن نفت» خوانده‌اند. مداخله‌ای که سبب اختلال در عبور حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز نفت خام و حدود ۵ میلیون بشکه در روز فرآورده/تولید نفتی از تنگه هرمز شده و حدود ۲۰٪ عرضه جهانی و ۳۱٪ تجارت دریابرد نفت در عمل متوقف شده است.undefined تجربه مداخله ایران در عبور و مرور تنگه امروز بیش از هر چیز این پرسش را مطرح می‌کند که اگر اعمال نظارت بر این مسیر، این قدر ممکن و بر اقتصاد ایالات متحده و جهان تا این حد موثر است؛ چرا در همه این سال‌ها که فشار تحریم بر گُرده و زندگی‌های مردم به ویژه توده‌های مستضعف سنگینی می‌کرد، عملی نمی‌شد و یا دست‌کم به یک دستور کار مهم جریان‌های سیاسی و تصمیم‌ساز تبدیل نمی‌شد؟undefined این پرسش از یک کار انجام نشده در گذشته نیست. یک پرسش حیاتی برای آینده است. نمی‌خواهیم بپرسیم در گذشته چرا چنین نشده؛ می‌خواهیم بدانیم در آینده در این باره چه باید کرد؟ تحریم طی بیش از یک و نیم دهه اخیر، قواره جامعه و دولت را در این دگرگون کرده و بر وضعیت عدالت و توسعه در ایران تأثیر مستقیم گذاشته است. به عنوان نمونه فرآیندهای تضعیف کننده دولت ملی را سرعت بخشیده و مستحکم کرده است. فرآیندهایی همچون نئولیبرال‌سازی دولت، واگذاری اموال عمومی و حتی کارکردهای اولیه نهاد دولت به بازار، تعلیق سیاست‌های حمایتی، کالایی‌سازی رفاه عمومی، خصوصی‌سازی‌های گسترده اموال عمومی و بسط بی‌سابقه قدرت بازرگانان صاحب سرمایه، همگی در پاسخ به تحریم به شکل بی‌سابقه و بدون منطقی، بدون این که اهداف سیاست‌گذار را تأمین کنند، تشدید شدند. به عنوان نمونه می‌توان میان آغاز و امواج واگذاری درآمدزاترین بنگاه‌های عمومی یعنی پتروشیمی‌ها در پایان دهه هشتاد و روند تحریم‌ها همبستگی برقرار کرد. طبقه مرفه جدید توانست در حاشیه پاسخ‌های موجود به تحریم‌ها اراده خود را به پیش ببرد و یک منطقه آزاد از نظم تراستی و سرمایه‌داری رفاقتی برای خود دست‌وپا کند. واکنش ایرانی به تحریم، اگرچه منشأ یا عامل اصلی شکل‌گیری این فرآیندها نبود؛ اما نقش مهمی در تشدیدِ فرآیند ایجاد شکلی جدید از دولت و جامعه ایفا کرده و یکی از قدرتمندترین علت‌ها در بسط نابرابری کنونی را شکل داد.undefined طبقات اندکِ فرادست از تجارت غیررسمی، واردات حمایتی و سازوکار تراستی شکل‌گرفته در حاشیه تحریم به شکل گسترده‌ای منتفع شده و درآمد ارزی کسب کردند. آن‌ها همچنین از تورمِ ناشی از تحریم سود برده و درآمد ریالی کسب می‌کنند. علاوه بر این‌ها از طرق دیگر هم از وجود تحریم نفع می‌برند. بنابراین طبیعی است که سیاست‌گذاری‌های موثر از آن‌ها، اقدام‌های موثری برای دگرگونی معادله تحریم و آثار اجتماعی تحریم انجام ندهند و به تکرار ایده شکست خورده رفع تحریم از طریق مذاکره اکتفا کنند. عموم مردمی که از تحریم متضرر هستند اما چرا نتوانسته‌اند کنترل تنگه را به عنوان پاسخی موثر به تحریم که در نیم‌روز قابل وصول است، برجسته کرده و به یک دستورکار اصلی تبدیل کنند؟undefined در اثر تحریم فرآیند توسعه نیز کم‌وبیش متوقف شده است. کسری بودجه، توان دولت در تملک دارایی‌های سرمایه‌ای را به شدت کم کرده و بخش عمرانی در بودجه سالانه، در طراحی و البته در تخصیص به طرز معناداری آب رفته است. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص سرانه طی یک و نیم دهه اخیر سقوط کرده و در سال‌هایی منفی یا صفر شده است. فرسودگی، جایگزین توسعه شده و چشم‌انداز توسعه ایران را بسیار محدود کرده است. در جامعه‌ای که افقی از توسعه ندارد، تولید، طرد شده و تراست و واردات تجاری دست برتر یافته است. چرا یک نیروی مدافع توسعه در تمام این سال‌ها نتوانسته گزینه تنگه را به مثابه یک مسیر معتبر برای توسعه معقولیت و رسمیت ببخشد؟
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۹:۵۷

undefined مجتبی نامخواه/سردبیربخش دوم
undefined ...بنابراین پرسش اصلی این است: در حالی تجربه جنگ تا همین‌جا به ما نشان داده چگونه تنگه می‌تواند پاسخی معتبر به پرسش ایرانی از عدالت و توسعه باشد؛ پس چرا این پاسخ حتی در سطوح تصمیم‌ساز، مبنای استدلالی لازم برای یک طرح سیاسی را شکل نداده است؟ undefined احتمال دارد نخستین پاسخ‌ها به این پرسش‌، بر نقد تص تمیم‌گیریِ عاملیت‌ها و کارگزاران متمرکز باشد؛ در حالی که بخش مهم‌ترِ پاسخ، در روند ساختار تصمیم‌سازی و حتی فراتر از آن در زمینه اجتماعی و اقتصاد سیاسی این تصمیم (عدم تصمیم) قرار دارد. در یک کلام دست برتر صاحبان سرمایه، تراست‌ها و تجار به عنوان عاملیتِ دور زدن تحریم، به عنوان تنها طرح معتبر مواجهه با تحریم باعث شده تا اکثریت متضرر از تحریم نتوانند پاسخ خود به مسئله تحریم را در سطوح حکمرانی معتبر کنند. منتفعان از تحریم سطوح مهمی از سیاست‌گذاری را تسخیر کرده‌اند و ابتکارهایی همچون تنگه، به عنوان پاسخِ ممکن به تحریم را به محاق برده‌اند. اکنون اما این دوران و معادلات آن چند روزی است که گذشته است.undefined ما نیازمند آن بودیم که توازن اجتماعی بیش از پیش بر معادلات سیاسی و توازن قوا اثر بگذارد؛ اکنون اما آن معادلات نابرابر و ساختارهای سازنده آن با جنگی نابرابر فروریخته است. تنگه که تا دیروز گزینه‌ای ممکن نبود، اکنون تجربه‌ای وقوع یافته است. سازندگان معادله مذاکره البته همچنان زنده‌اند و تلاش خواهند کرد ساختار فروپاشیده خود در دوره جنگ را برای پایان آن بازسازی کنند. دستور کار کنونیِ اکثریت متضرر از تحریم اما این است که پاسخ‌‎هایی ابتکاری همچون کنترل تنگه را به عنوان پاسخ معتبر به تحریم و راهکاری برای گشایش در مسیر توسعه و عدالت، تثبیت کنند.undefined وضع تنگه نباید به عقب باز گردد و این بخشی از معقولیت و معنای مقوله انتقام است. انتقام؛ مطالبه تاکید شونده‌ای که در شب‌ها و در خیابان تکرار می‌شود یک مسئله شخصی نیست؛ مسئله‌ای مرتبط با عدالت، توسعه و آینده ایران است. باید تلاش کرد شیوه مواجهه با تحریم، به وضعی که پیش از جنگ بود؛ به وضعی که مطلوب و مولّد نظم تراستی بود باز نگردد و نظارت بر تنگه هرمز به مثابه تنگه اُحد عدالت و توسعه ایران در آینده حفظ گردد. باید تلاش کرد با ترجمه مطالبه‌هایِ شب‌های خیابان، خیابان را برای آینده سیاست ایران حفظ کرد. مسیر عدالت و توسعه از نمایندگی مردم و خیابان‌های ایران می‌گذرد نه از خواسته‌‎های تراستی‌های مستقر در جنوب خلیج. اکثریت متضرر از تحریم هیچ راهی ندارند جز این که در آنومی کنونی، صدایی اجتماعی برای خود بسازند و به پشتوانه خیابان این موضع و موضوع را تثبیت کنند که هر سناریویی برای پایان جنگ، باید تضمین کننده توسعه و عدالت در ایران آینده از مسیر تنگه در برابر تحریم باشد. undefined جنگ، جهان جدیدی را پیش روی ما گشوده است. باید تلاش کنیم و اجازه ندهیم مختصات جهان پیشین در دوره جدید بازتولید و تکرار شوند. یکی از مهم‌ترین مختصات شیوه کلان پاسخ دادن به مسئله تحریم است. هزینه ابتکارهایی همچون اعمال نظارت بر تنگه به مراتب از هزینه سازوکارهای تراستی و مانند آن کمتر است. مسئله البته هزینه نیست؛ مسئله فواید و منافع اقلیتی از شیوه سابق پاسخ به تحریم است. امری که در جهان جدید پس از جنگ نباید تکرار شود. ارزیابی مشترک ریچارد نفیو، کارن ای. یانگ، دنیل استرناف و آن-سوفی کوربو در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا که وضعیت تنگه هرمز در روزهای نخست جنگ را بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ بازار مدرن نفت می‌خواند، در ادامه یک استدلال مهم را مطرح می‌کرد: «مسئله فقط اندازه شوک نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که آیا این اختلال چند روزه خواهد بود یا به یک بحران ممتد تبدیل می‌شود.» تا روز دوازدهم جنگ، پاسخ مسئولان نظامی امنیتی ایرانی به مسئله تنگه، بر استمرار این وضعیت دلالت می‌کرد. می‌توان امیدوار بود که آنان این موضع را در ادامه هم حفظ کنند اما فشار اجتماعی منتفعان از شیوه سابق پاسخ به تحریم را نباید نادیده گرفت. آن‌ها طی این روزها توانسته‌اند تلاش برای استمرار وضعیت پیشین را در چارچوب مخالفت با ادامه جنگ صورت‌بندی کنند. از خسارت‌های جانی و مالی «هر روز تأخیر در خروج از جنگ» می‌گویند اما نمی‌گویند بازگشت به شیوه پیشینِ مقابله با تحریم، چگونه خسارت‌های جانی و مالی به مراتب گسترده‌تری برای اکثریت جامعه به دنبال داشت و البته برای اقلیت فرادست و تراستی تا چه اندازه سودمند بود. جنگ بیش و پیش از هر چیز ساختار ناکارآمد و البته نابرابرِ پاسخ ایرانی به تحریم را ویران کرده است. نباید اجازه بدهیم ذینفعان اندک اما قدرتمند و ثروت‌مند آن وضعیت توان بازیابی و بازسازی وضعیت پیشین را به دست بیاورند. تنگه هرمز، تنگه اُحُد حرکت به سمت توسعه، عدالت و آینده است.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۹:۵۸

thumbnail

۸:۴۹

مقاومت مردم پايه چگونه ممكن خواهد شد؟.pdf

۲۶۵.۳۱ کیلوبایت

undefinedنظام امت و امامت در برابر دولت-استیلا و دولت-مارکت
مقاومت چگونه ممکن خواهد شد؟

undefined حجت‌السلام‌والمسلمین محسن قنبریان
در این متن خواهید خواند:
undefined جنگ‌ها و بحران‌ها، آیینه‌ای هستند که ضرورت‌ها و ویژگی‌های واقعی یک جامعه را آشکار می‌کنند. جنگ اخیر آمریکا-اسرائیل علیه کشورمان ایران نیز همین نقش را ایفا کرد و نشان داد که جامعه ایرانی، با همه تکثر و اختلاف نظرهای داخلی، می‌تواند در مواجهه با یک دشمن خارجی متحد شود و حول یک «نه» مشترک گرد هم آید. این اتحاد در برابر دشمن، اگرچه ارزشمند است، اما یک وحدت حداقلی و کف پیوند اجتماعی است. درحالی‌که برای رسیدن به یک وحدت حداکثری و سقف پیوند اجتماعی، باید بتوانیم در پروژه‌های داخلی نیز به این همبستگی و وحدت دست یابیم.
undefined به‌طورکلی، می‌توان رابطۀ مردم و حکومت را در سه صورت کلی خلاصه کرد:
undefined صورت اول، «دولت-مارکت» است که در آن، دولت برآمده از بازار و در خدمت آن است و مردم در آن به‌عنوان مصرف‌کننده تعریف می‌شوند. undefined صورت دوم، دولت مستبد است که در آن، حکومت برآمده از اراده عمومی نیست و مردم در آن به تماشاگرانی منفعل تبدیل می‌شوند. undefined اما صورت سوم، نظام امت-امامت است. در این نظام، مشروعیت حکومت، حتی اگر از جانب خداوند باشد، منوط به رضایت عمومی است.
undefinedدر جنگ احد وقتی پیامبر -صلی‌الله علیه و آله- به‌عنوان رهبر جامعه، مورد تهاجم واقع شد و شایعه کشته شدن او برخی را متشتت کرد، قرآن تشر می‌زند که: آیا اگر پیامبر مُرد یا کشته شد شما به پشت سر خود (یعنی دوران جاهلیت) باز می‌گردید؟ این یعنی که ایمان به ارکان اسلام که ساخت حقیقی جامعه را پدید آورده است، حتی با کشته شدن پیامبر هم می‌تواند روئین‌تنی کند! این مردم با آن پیوندها مانع از به‌هم‌ریختگی و آشوب می‌شوند و حتی راس و رهبر جدید را طبق ضوابط دینی معلوم و معین می‌کنند و مسیر ایمانی و آرمانی خود را ادامه می‌دهند. ...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۸:۵۶

undefined<img style=" />undefined محسن قنبریان زنانی کارگزار خداوند!«جهاد» را «مردان» به پا می دارند؛ اما «مقاومت» را «زنان»!
۱. جنگ، «زد» و «خورد» دارد. برنده فقط کسی نیست که بیشتر می زند. اگر وقت خوردن، تاب نیاورد، بازنده است.جنگهای مدرن دیگر دو صفْ لشکر در یک بیابان نیست؛ زد و خوردش در «شهرها» و «معاش ها» است. تعطیلی، کسادی، بیکاری، گرانی، کمبود و... «ترکش های جنگ مدرن» است.اینها دقیقاً در «حوزه استحفاظی زنان» است. «ستون فقراتِ تاب آوری» مقابل «ضربات معاشی» آنهایند.زنان تاب آورتر، کشورشان را پیروز می کنند! رسول الله(ص) بهترین زنان را «التی إنْ انفقت انفقت بمعروف و إنْ امسک امسک بمعروف: اگر خرج کند به معروف و متعارف و اگر نگه دارد چنین است»؛ خواند. یعنی «کنترل درست خرج و امساک» دست آنهاست. همین ها را «کارگزاران خداوند» خواند که «دچار انسداد و یأس نمی شوند» (فتلک مِن عُمّال الله و عامل الله لایخیب)
۲. «خوردن های جنگ»، جراحتها، شهادت ها، از دست دادن ها، جاماندن ها و... دارد.اینها «هَمّ» و «غم» می آفریند.این کارگزاران الهی، «مدیریتِ هَمّ و غم» جامعه را هم برعهده دارند!رسول خدا (ص) در جواب مرد اعرابی که درباره همسرش می گفت: «وقتی مرا مهموم و محزون می بیند می پرسد از چیست؟ اگر بخاطر رزق و معاش است، من تکفل کرده بر عهده می گیرم و اگر به خاطر آخرت و معاد است، پس خدا بدان بیفزاید!»؛ فرمود: «إنّ للّه عُمّالاً و هذه مِن عُمّاله لها نصف أجر الشهید: برای خداوند کارگزارانی هست که همسرت یکی از آنهاست برای او نصف اجر شهید می باشد». کشوری که زنانش بتوانند سوگ را حماسه کنند، پیروز است!
۳. اگر جنگ، نابرابر بود، «ناترازیِ نظامی» را «ایمان» باید جبران کند.ایمان به وعده های الهی، «صبر و استقامت» می آورد. جامعه ایمانی تر ۱۰۰ نفرش بر ۱۰۰۰ و جامعه ضعیف الایمان بر ۲۰۰ کفر پیشه غلبه می کند. (۶۵و۶۶انفال) زنان، صاحبِ «ایمانِ خود» و در وقت نکاح متکفل «نیم ایمانِ مردان» هم شده اند.(۱)تو گوئی «زرادخانه ایمانِ جامعه»، زنان هستند!وقتی آنها «نترسند» و «نترسانند»، مانع لغزشهای مردان بخاطر اشتهاهای کاذب در بزنگاه های حساس شوند(۲)، ناترازی نظامی هم اگر باشد، جبران می شود.از اینجا بوده که «تشجیع کردن زنان» در جنگها همیشه تعیین کننده بود. در صفین هم امیرالمومنین (ع) از آنان بهره برد: «ام الخیر»، «عکرشه»، «زرقاء»،«سوده» و...
امام صادق(ع) یکی از چیزهای در همه زمان ها عزیز را «الصالحة الألیفة فی دین الله: همسر درستکاری که در دین خدا با شوهر الفت دارد»؛ خواند. چنین زنانی منظور داشت.
۴. جنگ، «سخت» و «نرم» دارد.میشود زینبی، «صدای همه وجدان خفته» یک جامعه محتضر شود و شکستی ظاهری اما «شهادت» را در کوفه و شام چنان «بشنواند» که «سلسله جنبان قیامها و خوان خواهی ها» شود.و میشود جنگی پیروز هم بخاطر «ناروایتی» و «کج روایتها» به سازش و شکست بکشد! جامعه ی «علی دیده» ، زنانش، «فقیه و ژرف اندیش» شده اند. معاویه به عکرشه همین را گفت (: «هيهات يا أهل العراق فقّهكم ابن أبي طالب») فرقی نمی کند تحصیل کرده و زبان دان باشد و زیر بمباران «الله اکبرِ انقلاب اسلامی» را از تقلبهای داعشی برای جهان باز تعریف کند یا پیرزنی بی سواد در منطقه محروم باشد و کنار جنازه فرزند، رجز بخواند و از تبیین های رهبر شهید بگوید.خامنه ای زنان ایران را فقیه کرد؛ زنان ایران هم او را در جهان سربلند کردند!...................۱. اشاره به روایت معروف: هرکه ازدواج کند نیم ایمانش تضمین شده است. ۲. اشاره به آیه ۱۵۵آل عمران که دلیل گریختن عده ای در اُحد و رها کردن تنگه را «انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا» بیان می کند یعنی: شیطان آنان را به سبب برخی گناهانی (که قبلا) انجام داده بودند، لغزاند.
undefined @m_ghanbarianundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌ جمهور

۱۳:۳۲

قربانی،جنگ و تاسيس سياست.pdf

۲۸۸.۰۵ کیلوبایت

قربانی، جنگ و تاسیس سیاست
آینده ایران در میانه دیگری سازی و همگرایی

undefined اکبر محمدی/ دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی
undefinedدر این یادداشت تلاش شده است تا از امکان هایی که دو پدیده قربانی و جنگ در پیش روی ما قرارداده است سخن گفته شود. قربانی از سویی توانایی ایجاد پیوندهای اجتماعی و گسترش فداکاری را دارد؛ اما اگر قربانی تبدیل به توتم درون گروهی شود تنها همبستگی درون گروهی افزایش می یابد و موجب تشدید تنش با دیگری می شود. جنگ فعلی مختصاتی از خود به نمایش گذاشته است که آن را همچون لحظه های انقلاب ساخته است. یکی از مهم ترین ویژگی انقلاب ها کنش گری همگان برای غایات همگانی است. کنش ورزی همگانی نیازمند نهادهایی همه گیر است که امکان مشارکت عمومی را مهیا سازد. در صورتی که مشارکت در مناسک قربانی به امر همه گیر مبدل شود و نهادهای لازم برای کنشگری و همیاری عمومی شکل بگیرد آینده سیاست در ایران به سوی زایش گری و تاسیس مجدد سیاست خواهد رفت اما در غیر این صورت باید شاهد نحوی از استبداد فرقه ای و تشدید تنش خیابانی باشیم.undefinedمشارکت عمومی در فرایند همیاری باعث شکل گیری نهادهای اجتماعی می شود. نهادهای اجتماعی نیز از طریق سازوکار غیر سلسله مراتبی و به وسیله شورا و گفتگو اداره میشوند. تثبیت نهادهای اجتماعی و فرم شورا و گفتگو در پسا جنگ تداوم خواهد پذیرفت و زایش‌گری و تولد مجدد سیاست در بستر همگانی را ممکن می سازد.

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۶:۱۴

خاطره جمعى اشغال ایران و امنيت ملى جديد .pdf

۲۵۲.۲۳ کیلوبایت

خاطره جمعی اشغال ایران و امنیت ملی جدید
چگونه میراث شهید خامنه‌ای ضامن اصلی تمامیت ارضی ایران شد

undefined متین فارابی/ دانشجوی دکتری اقتصاد
undefinedشاید مهمترین دستاورد مادی شهید خامنه‌ای برای ایران، معماری چهارچوب‌های امنیت ملی جدید در دوره پساجنگ سرد بود. تشخیص رهبر شهید از رویکرد آمریکا پس از استیلای بر جهان آن بود که آمریکا قصد بلعیدن خاورمیانه را دارد و ایران هم یکی از اهداف آمریکا در این مسیر است. شهید خامنه‌ای به خوبی آگاه بود که سلطه آمریکا بر خاورمیانه به قصد استثمار است و این سلطه تضمینی هم بابت تامین امنیت در روزهای سخت نخواهد داشت.undefinedاستراتژی امنیت ملی شهید خامنه‌ای هیچگاه محبوبیت کاملی بین مدیران نظام نداشت، بسیاری از اعضای هیئت حاکمه جمهوری اسلامی ایران در دوره زعامت ایشان مسیر دیگری را دنبال می‌کردند.
undefinedمرحوم هاشمی رفسنجانی از رهبر شهید می‌پرسد:«آیا شما در روز قیامت درمورد عدم توافق با آمریکا و آثاری که آن بر مردم ایران مترتب می‌کند را خواهی داد؟» و رهبری با صلابت جواب می‌دهند که:«بلی، من در روز قیامت پاسخگوی این موضوع خواهم بود.» مشخص است که این پاسخ به آن پرسش امری از سر هوا و هوس نیست.
undefinedقرار گرفتن در چتر امنیتی غرب شاید مزایایی مثل رفاه گذرا و امنیت اجاره‌ای را برای مردم بوجود می‌آورد اما برای شهید خامنه‌ای مثل روز روشن بود، هنگامی که طبل جنگ به صدا در بیاید ایران بلعیده شده توسط آمریکا سرنوشتی بهتر از آنچه پس از جنگ جهانی اول و دوم بر سرش آمد پیدا نخواهد کرد.

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌ جمهور

۱۲:۴۰

radio jang johur 8-1.pdf

۲۴۳.۴ کیلوبایت

فروبستگی ساختاری و شهادت رهایی بخش چهاردهه تلاش شهید آیت‌الله خامنه‌ای برای تحقق ایده جامعه بی‌طبقه توحیدیundefined بخش اول
undefinedعلی اسکندری نداف/ دبیر تحریریه

undefinedاز ویژگی‌های مهم شهید آیت‌الله خامنه‌ای قوت درک ایشان از الاهیات اجتماعی شیعی و فهم جامعه‌شناختی ایشان بود. از ایده طرح کلی اندیشه اسلامی تا جزوه توحید نفی عبودیت غیر الله، از انسان ۲۵۰ساله و دو امام مجاهد تا تفاسیر قرآن ایشان همه و همه نشان از عمق فهم ایشان از این ادبیات بود. طرح ایشان تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی و جامعه عاری از سلطه از مسیر یک جمهوریت تمام عیار یعنی با حضور همیشگی و نظارت همگانی با آگاهی کامل یک ملت بود.
undefined چهار دهه تلاش برای تحقق اقتصاد مردمیبرای مثال و به‌طور مشخص در حوزه اقتصاد تلاش اولیه ایشان در زمان رهبری تحقق تعاونی‌ها بوده است. اگرچه تا اواخر عمر شریف‌شان بر شکل‌گیری و تقویت تعاونی‌ها تاکید بسیاری داشتند. اما پس از تمرکز کامل اولیه ایشان بر تعاونی‌ها در اقتصاد دولتی پساجنگ و عدم همراه مجریان و عدم تحقق واقعی تعاونی‌ها، طرح سیاست‌های کلی اصل ۴۴ به‌جریان می‌افتد و ایشان پس از عدم اقبال به تعاونی‌ها در ساختار اجرایی کشور سعی دارند در این سیاست‌ها ایده اقتصاد مردمی که محقق کننده ایده محوری ایشان که همان جامعه بی‌طبقه توحیدی از مسیر مشارکت عمومی است را دنبال کنند.
undefinedانسداد ساختاری سالیان اخیرآنچه در سالیان اخیر شاهد بودیم فروبستگی در ساختارهای اجرایی و تا حدی تقنینی کشور برای پیشبرد اهداف مبتنی بر ایده ایشان است. در اقتصاد علی‌رغم تعویض دولت‌ها شاهد انسداد ساختاری در تحقق اقتصاد مقاومتی و مردمی هستیم و همین موضوع، عامل نگرانی جدی ایشان در رابطه با عقب‌ماندگی در عدالت است. ... به‌نوعی دهه نود و ۴ سال پس از آن را باید دهه فروبستگی ساختاری در حوزه‌های اقتصاد و سیاست و سیاست خارجه ایران دانست...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌ جمهور

۵:۴۹

radio jang johur 8-2.pdf

۲۵۷.۳۳ کیلوبایت

انقلاب اجتماعی و انفتاح سیاست در ایران
جنگ، فراخوان روحیه نترسی و امکان اراده ورزی ایرانیان
undefined بخش دوم
علی اسکندری نداف/ دبیر تحریریه
شهادت رهبر انقلاب و عزم و اراده جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ متقابل و جدی سبب ظهور اراده‌ورزانه و کنشگرانه مجدد جامعه ایرانی و طبق معمول سبب ظهور پدیده‌ای غیرقابل تصور از یک جامعه شد. پدیده‌ای که شاید در دنیا بی‌نظیر باشد و در خود ایران نیز شبیه به آنچه در انقلاب اسلامی رقم خورد را شاهدیم. آنچه فوکو نام آن را معنویت سیاسی گذاشت و این شیوه سیاست، او را به روح جهان بی روح خواندن ایران وا داشت. سیاستی که به وسعت یک ایران بدون ترس از هیچ چیزی می‌خواهد اراده خود را محقق کند و این شیوه اراده ورزی نه شبیه اراده سلطه‌ورزی سلطه‌گران بلکه از سر مقاومت در برابر تحقق عدم سلطه است.
توصیف خیابانبا پدیده عجیبی در خیابان‌های ایران مواجهیم. در سرمای شدید زمستان و در بمباران شدید دشمن و در لحظاتی که صدای جنگنده‌های دشمن بالای سر خیابان‌های ایران است زن و مرد و پیر و جوان و بچه‌ها به صورت محلی و در میدان‌های شهر به خیابان‌ها آمده‌اند.
رهایی از ترس امکان اراده‌ورزیفوکو در کتاب باید از جامعه دفاع کرد مهم‌ترین امکان برای حاکمیت قدرت مطلق را ترس می‌داند. «این شکست نیست که به استقرار خونین و نامشروع جامعه‌ای قائم بر سلطه بردگی و انقیاد راه می‌برد؛ ... این ترس، روی گردانی از ترس و روی گردانی از خطر مرگ است. این است که ما را به درون نظم حاکمیت و رژیم حقوقی وارد می‌کند. نظم و رژیمی متعلق به قدرت مطلق. اراده به ترجیح زندگی بر مرگ: این چیزی است که حاکمیت را می‌سازد و به اندازه حاکمیت مستقرشده از رهگذر نهاد و توافق متقابل قانونی و مشروع است.» کانت نیز در مقاله روشنگری چیست؟ وقتی می‌خواهد نابالغی انسان را توضیح دهد که روشنگری بناست او را به بلوغ برساند، دو عامل را برای این وضعیت نابالغانه ترسیم می‌کند: تنبلی و ترس.همچنین کاستلز در کتاب گسست، سیاست هراس را نوعی از سیاست می‌داند که آگاهانه از میل آشکار مردم برای حفظ جان‌هایشان استفاده می‌کند تا وضع اضطراری دائمی ایجاد کند؛ وضعیتی که باعث تحلیل رفتن و در عمل سرانجام نفی آزادی‌های مدنی و نهادهای دموکراتیک می‌شود. همه این‌ها به یک ابزار اعمال سلطه اشاره دارند و آن ترس است. ترس است که نفی آزادی و اعمال سلطه را ممکن می‌کند و دیگری‌سازی و طرد را در جامعه فراگیر می‌کند و در نهایت انسان را در اختیار قدرت مطلق قرار می‌دهد. حال مسئله این است که اگر انسان بر این ترس غلبه کند و دیگر ترس از مرگ و ترس از دست دادن زندگی روزمره و لذات زودگذر بر او غالب نباشد، چنین انسانی به آزادی حقیقی که همان آزادی از سلطه است؛ خواهد رسید...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۶:۲۸

radio jang johur 8-3.pdf

۲۴۲.۲۵ کیلوبایت

جمهوری اسلامی دوم و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی
سیاست احیا شده در خیابان چگونه می‌تواند در پساجنگ ادامه یابد
undefined بخش پایانی
علی اسکندری نداف/دبیرتحریریه
چرا جمهوری اسلامی دومجمهوری ها را با رفت‌وآمد افراد متحول نمی‌شوند از اساس اگر جمهوری وابسته به فرد باشد دیگر جمهوری نیست. زیرا جمهوری به‌معنای سیاسی بودن به وسعت یک جامعه و اراده‌ورزی عمومی است و اگر انحصار در فرد و یا گروه خاصی شود دیگر قلب معنایی پیدا کرده است.اگر جمهوری اسلامی اول با انقلاب رقم خورد، جمهوری اسلامی دوم با جنگ در حال رقم خوردن است. این جنگ مجددا ظرفیت عمومی و اراده‌ورزی یک جامعه به وسعت یک ملت و کشور را آزاد کرد. دوباره آنچه در انقلاب اسلامی شاهد بودیم را در حال نظاره هستیم. احیای سیاست و اراده‌ورزی در خیاباندر زمانه‌ای، چنین انقلابی رقم خورد که دیرصباحی است، خیابان‌های ایران عرصه کنشگری فعال عمومی نبوده است. از پساانقلاب به‌خصوص پساجنگ به‌دلایل مختلفی پروژه حذف مردم از خیابان شروع شده بود. خیابان یا عرصه اعتراض‌های دفعی مردم بود که پس از آن در اختیار اغشاشگران قرار می‌گرفت، یا منفعلانه در خیابان برای آیین‌های مذهبی شرکت می‌کردند. در هیچ‌کدام از اینها خبری از قیام عمومی برای تحقق اراده جامعه نبود. دیگر مانند آنچه در انقلاب اسلامی رقم خورد کمتر شاهد بودیم. ضرورت بازسازی سیاست خیابان از مسیر نهادیخواست عمومی جامعه ایرانی برای تحقق اراده خود که این شب‌ها در خیابان نظاره می‌کنیم، نوید یک انسدادزدایی و بن‌بست‌گشایی می‌دهد که امکان جمهوری اسلامی دوم را فراهم می‌کند. برای تحقق جمهوری دوم مهم این است که اولا مسیر جمهوری اسلامی اول در نهادسازی برای تحقق جمهوری را دنبال کنیم و دوما آسیب‌ها و مسیرهایی که سبب جمهوری‌زدایی از جمهوری اسلامی شد را شناسایی و برای آن دنبال چاره باشیم. بازسازی نهادی برای جمهوری اسلامی دومتشکل‌های صنفی، اجتماعی، دینی و امثال آن مهم‌ترین امکان برای امتداد سیاست و جمهوری در زندگی روزمره است. مهم‌ترین آسیب جمهوری اول نیز این بود که این تشکل‌ها اگرچه در قانون اساسی کاملا دیده شده بود اما امکانی برای تحقق آن پدید نیامد و دچار نابرابری‌های جدی در این حوزه بودیم. صرفا تشکل‌های گروه‌های اجتماعی برتر و طبقات بالا این امکان را یافتند یا تشکل‌ها و نهادهای دینی و مذهبی مانند هیئت و مسجد بودند که یا مطلقا از آن سیاست‌زدایی شده بود یا دچار سیاسی‌کاری شده بود و یا دیگر آن گستردگی و همگرایی لازم برای عمومی بودن سیاست را نداشت.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۳:۳۲

پروژه خاورمیانه جدید.pdf

۲۹۸.۵۷ کیلوبایت

پروژه خاورمیانه جدید و سیاست آمریکا در غرب آسیا
ریشه‌های استراتژیک جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران

undefined زهرا معماریان‌پور/ پژوهشگر توسعه و دانشجوی دکتری رفاه اجتماعی
در این متن می‌خوانیم:
undefined برای فهم دقیق‌تر مبدأ بمب‌هایی که این روزها بر سر ما می‌ریزد و اراده‌ای که بالاخره اسرائیل و آمریکا را به نقطه اعلام جنگ علیه ایران رساند، باید کمی به عقب برگردیم؛ به دورانی که «جنگ علیه ترور» تبدیل به چارچوب اصلی سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا شد. باید از روایتی که از اهداف جنگ و دلایل آن سخن می‌گویند کمی فاصله بگیریم. ریشه جنگی که در ۹ اسفند آغاز شد، سی‌سال پیش در اتاق‌های پنتاگون کاشته شده بود: ‌پروژه‌ای که از بغداد شروع می‌شد، از طرابلس و دمشق می‌گذشت و در تهران به مقصد نهایی می‌رسید.
زمینه ایدئولوژیکundefined فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱ یک تحول ژئوپلیتیک بود، اما تأثیر عمیق‌تر آن در سطح ایدئولوژیک رخ داد. فرانسیس فوکویاما در مقاله پایان تاریخ؟ (۱۹۸۹) و کتاب بعدی‌اش (۱۹۹۲) استدلال کرد که لیبرال دموکراسی غربی به پیروزی نهایی در رقابت ایدئولوژیک بزرگ رسیده است. این تحلیل، صرف‌نظر از ارزش فلسفی‌اش، در واشنگتن به چیزی فراتر از یک نظریه آکادمیک تبدیل شد: به توجیه ایدئولوژیک هژمونی آمریکایی.در ۱۹۹۷، «پروژه قرن جدید آمریکایی» (PNAC) با حضور چهره‌هایی چون دیک چنی، دونالد رامسفلد، جب بوش و ولفوویتز تأسیس شد. گزارش این گروه در سال ۲۰۰۰ با عنوان «بازسازی قدرت دفاعی آمریکا» (Rebuilding America’s Defenses) خواستار تحولی بنیادین در ساختار نظامی و استراتژیک آمریکا شد، اما صادقانه اذعان کرد که این تحول «زمان‌بر خواهد بود، مگر آن‌که یک رویداد فاجعه‌بار و کاتالیزور -مانند یک پرل‌هاربر جدید- رخ دهد.»undefined دقیقاً یک سال بعد، ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد. بلایی که استعمار آمریکایی با افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، سومالی و سودان و لبنان نمونه‌هایی است که در این یادداشت به آن پرداخته شده است.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۸:۵۳

-7585588771700793599_1536400678627420.mp3

۲۶:۱۷-۱۲.۰۹ مگابایت
ترسیم ممیزه‌ها و مشخصات الگوی جدیدی از توسعه سیاسی اقتصادی ایران بعد از جنگ رمضان
قسمت اول پادکست رادیو جنگ جمهور
undefined دکتر مهدی موحدی بک‌نظر
جنگ رمضان تا همین لحظه یعنی روز سی‌ام جنگ قطعا به یک نقطه تاریخی و نقطه عطفی بدل شده که نه‌تنها نویدبخش نظم و تعادلی جدید از آرابش قدرت های سیاسی بین‌الملل و نقش‌آفرینی پررنگ جمهوری اسلامی ایران هست، بلکه به نظر می‌رسه نویدبخش شکل‌گیری الگویی نوپدید از توسعه سیاسی اقتصادی آتی جمهوری‌اسلامی ایران هم خواهد بود.باید به این نکته اشاره بکنم که اگر جنگ رمضان با همین روند از توفیقات میدان تا تحقق اهداف مشخصی از جمله توقف جنگ از سوی دشمنان ادامه پیدا کند، میتواند یک نقشه راه ترسیم کند. نقشه راهی که گذار از الگوی توسعه پیشاجنگ به الگوی توسعه مورد انتظار پساجنگ است. الگویی که واجد مولفه‌های متمایز و پارادایمیک از مدیریت حوزه سیاست و اقتصاد منطقه‌ای است.در اینجا لازم است که از این دریچه به تحولات ناشی از جنگ رمضان بپردازیم. در سه دوره به این تحولات اشاره می‌کنم:1. اقتضائات و شرایطی که ایران در دوره جنگ برخوردار بوده2. چگونه رقم خوردن پایان جنگ برای ایران می‌تواند شکل‌دهنده این الگوی توسعه باشد3. ایران پساجنگ و ممیزه‌هایی که می‌تواند ایران پسا جنگ را شکل دهد
مجموعه‌ای از تصورات و پیش‌بینی‌های غلط که نمونه‌ای از الطاف خفیه الهی برای تبدیل یک تهدید ظاهری به فرصتی کم نظیر که شرایطی متفاوت و جدید از میدان جنگ رو به نفع ایران به وجود آورده:۱. امید قوی به شکست ساختار سیاسی جمهوری اسلامی با شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرماندهان ارشد نظامی۲. احتمال بسیار بالا به آغاز ناآرامی‌های مردمی بعد از رصد وقایع و ناآرامی‌های ۱۸ و ۱۹دی۳. ایجاد انگیزه لازم برای پیوستن مردم به ناآرامی‌های داخلی با از بین بردم توان امنیتی نظامی و انتظامی داخل کشور۴. ایجاد انگیزه لازم برای حمله نیروهای تجزیه‌طلب با وارد آوردن صدمه به توان دفاعی ایران در مرزها۵. برآورد اشتباه از توان موشکی نیروهای مقاومت مثل حزب‌الله۶. برآورد اشتباه از توان موشکی ایران بعد از جنگ 12 روزه۷. برنامه جدی در نابودی توان آفندی کشور در روزهای اولیه جنگ رمضانو...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۸:۳۹

jange-vojodi.mp3

۱۱:۱۶-۱۰.۷۸ مگابایت
جنگ وجودی خیر و شرجنگی که دشمن آمریکایی و صهیونیستی بر ما تحمیل کردند در حقیقت جنگی وجودیست
undefined حجت‌السلام‌والمسلمین سیدسعید لواسانی
undefined این یک جنگ وجودیست و ما اگر در این جنگ وجودی کوتاه بیاییم موجودیتمان از بین می‌رود. حقیقت فقط وجود است و یا به تعبیر دیگر عالم پر از وجود است. وقتی به عالم نگاه می‌کنید کل عالم رو فقط وجود پوشانده است. چیزی به جز وجود نداریم و از سوی دیگر مقابل وجود هیچ چیزی نداریم.undefined انسان هم جلوه وجود است. حقیقت وجود، سریان وجود در انسان هم هست منتهی چه انسانی؟! تعبیری که ملاصدرا داره و عرفا هم دارند که اگر این انسان رو تحقق نبخشید در حقیقت هیچ چیز نیست.undefined انسانی که وجودش پر از حق و نور و فضیلت باشد. جامعه انسانی هم جلوه و سریان وجود است. چه جامعه‌ای؟ جامعه‌ای که حق‌طلب باشد، جامعه خیر باشد، جامعه فضیلت باشد. از مبانی حکمت متعالیه و به‌ویژه اندیشه محوری حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در عرفان و همچنین در اندیشه امام شهیدمان این مطلب خیلی جلوه دارد.undefined پیش از انقلاب همه چیز در یک اتاق در بسته در دربار شاهنشاهی و بالاتر از اون در دستوری که در سفارت صادر می‌شد اول انگلیس و بعد از آن آمریکا، تحت حاکمیت آمریکا انجام می‌شد.undefined عالم ظلمانی و لاوجودی که در دوره غرب مدرن به وجود آمد و در قرن نوزده و بیستم اوج گرفت، با انقلاب اسلامی در تقابل قرارگرفت...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۶:۰۲

معنای آتش بس.mp3

۱۸:۱۷-۱۵.۱۱ مگابایت
آتش‌بس به چه معناست؟
بحثی دربارهٔ ماهیت وجودی‌ جنگی که در دل آن هستیم

undefined سجاد مقید/ دانشجوی دکتری علوم اجتماعی
undefined سیاست، عرصهٔ تلاش برای نزدیک کردن واقعیت بیرونی به ایده‌های نظری است. جنگ، نقطهٔ اوج این تلاش‌هاست. نقطه‌ای که دو ارادهٔ متضاد به لحظهٔ امتناع اجتماع می‌رسند: بقای یک اراده، به معنی مرگ ارادهٔ دیگر، و برعکس است. ما در جنگ قرار داریم و دیگر جمع حضور ارادهٔ ما به عنوان یک ملت-دولت بومی و مستقل، و ارادهٔ استعمارگران امپریالیست در منطقهٔ غرب آسیا و شمال آفریقا ممکن نیست. آن که برای استعمار وارد جنگ شده و حاضر است هزینهٔ آن را هم بپردازد، با دستاوردی کمتر از مستعمره کردن کشورمان، با میل خود از این جنگ خارج نخواهد شد.undefined او که به دنبال کشورگشایی و تحقق رویای اسرائیل بزرگ است، وجود یک ملت-دولت مستقل و قوی در منطقه را برنخواهد تافت. خروج از جنگ، جز از راه جنگیدن و تحمیل ارادهٔ خود بر دشمن، ممکن نمی‌شود. غرب آسیا، هزاران سال محل زندگی ما بوده و ما هم چیزی بیش از زندگی مستقل در جغرافیایی که ریشه در آن داریم را نمی‌خواهیم. او که متعلق به این منطقه نیست و برای استعمار ما به اینجا آمده، اسرائیل و آمریکاست.undefined او که باید تسلیم شده و عقب‌نشینی کند، ما نیستیم؛ دشمن مقابل ماست. در پایان این جنگ -هرچقدر که طول بکشد- تنها یکی از دو اراده امکان بقا دارد. یا طرح و ارادهٔ ملت-دولت ایران برای خود از میان می‌رود یا طرح و ارادهٔ امپریالیستی استعمار و کشورگشایی اسرائیل نابود می‌شود. این دو ارادهٔ متضاد به جایی رسیده‌اند که دیگر نمی‌توانند همزمان حضور داشته باشند. روندی که امروز به این نقطه رسیده، از چند قرن گذشته، همزمان با نخستین مواجههٔ «ما» با نیروهای استعمارگر، شروع شده است. قطعاً این جنگ را به شکل مفصل‌تر با جزئیات بیشتری هم می‌توان تحلیل کرد؛ اما هر تحلیل تقلیل‌دهنده‌ای که این تضاد غیر قابل جمع را بپوشاند، تحریف چهرهٔ واقعی جنگ پیش روی ماست.undefined در چنین جنگی، تن دادن به هرگونه آتش‌بسی پیش از اخراج آمریکا از منطقه و فرسایش توان اسرائیل تا جایی که دیگر توان تخیل رویای کشورگشایی نداشته باشد، معنایی جز از میان رفتن ارادهٔ بقای «ما» ندارد. این جنگ بدون شک تا جایی که تنها یکی از این دو اراده باقی بمانند، ادامه خواهد یافت.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۷:۵۲

معنای آتش بس - رادیو جنگ جمهور.pdf

۲۹۹.۴۸ کیلوبایت

آتش‌بس به چه معناست؟
بحثی دربارهٔ ماهیت وجودی‌ جنگی که در دل آن هستیم

undefined نسخه متنی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۰:۱۶

پیروزی و پایداری جامعه ایران.pdf

۲۶۸.۵۵ کیلوبایت

راز پیروزی و پایداری جامعه ایران
در پرتو تجربه انقلاب اسلامی و انسجام کم‌نظیر ایام جنگ

undefined محمدصادق کربلایی‌زاده/ دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی
undefined اگرچه انسان‌ها همگی زندگی اجتماعی را تجربه می‌کنند؛ اما کیفیّت و روح حاکم بر زندگی‌ها و روابط اجتماعی با هم متفاوت است. همین امر پویایی، بقا و سرنوشت جوامع را با هم متفاوت می‌نماید. در اینجا می‌کوشیم در پرتو میراث فلسفی و تجربه اجتماعی خود از انقلاب اسلامی ایران، به تحلیل انسجام و مانایی جامعه ایران در لحظه‌های بحرانی مانند امروز بپردازیم. این تحلیل از یک سو مبتنی بر تمییز میان دو گونه پیوند اجتماعی است که منجر به دو گونه اتحاد طبیعی و مصنوعی می‌شود و از سوی دیگر، مبتنی بر تجربه انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان تجسم عینی و تاریخی یک اتحاد طبیعی در مقیاس ملی است. این یادداشت، می‌کوشد با پیوند این چشم‌اندازها تحلیلی از پایداری و انسجام جامعه ایران در بزنگاه‌های دشوار ارائه دهد.undefined از این منظر، حاصل پیوندهای اجتماعی مبتنی بر دادوستد با منطق بازار آزاد و منفعت‌جویی جامعه‌ای شکننده است که توانایی خودترمیمی و رشد و شکوفایی ندارد. اما حاصل پیوندهای اجتماعی مبتنی بر محبت‌ورزی فطری به مخلوقات ناظر به امر متعالی و مطلق، جامعه‌ای طبیعی و زنده است که از روح و وحدت حقیقی برخوردار است که به آن امکان خودترمیمی، رشد، شکوفایی و مقاومت در برابر آسیب‌ها و دشواری‌ها را می‌دهد.undefined انقلاب ایران، نمونه تاریخی یک اتحاد طبیعی و زنده در مقیاسی ملی بود. این تالیف، قدرتی خلق کرد که با معیارهای مادی جامعه مصنوعی قابل درک نبود. فرهنگ ایثار نقطه مقابل جبران‌ناپذیر منطق بازار و عقلانیت ابزاری است که با ارتقای جامعه از سطح مبادلات مادی به سطح قدسی، یک پیوند ناگسستنی و احساس دِین اجتماعی فراگیر پدید می‌آورد که همه را به مشارکت فعال در جامعه‌ای زنده و پویا فرامی‌خواند. undefined بزرگ‌ترین تهدید این جامعه، بازگشت به منطق منفعت‌جویی فردگرایانه و مادی و تضعیف وحدت با تفرقه و خیانت به زنجیره محبت و ایثار از طریق سوءاستفاده و سودجویی است.undefined بنابراین برتری و قدرت حقیقی یک جامعه، نه در انباشت ثروت و ادوات مادی صرف، که در توانایی آن برای تبدیل افراد پراکنده به یک مای جمعی زنده، متحد و معطوف به هدفی متعالی است. بقای این موجود زنده اجتماعی، مستلزم مراقبت دائمی از آن روح کلی‌ای است که آن را به حرکت درآورده است؛ روحی که از جنس محبت، ایثار و وحدتی الهی است.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۱:۲۲

شرایط قرآنی جنگ و آتش بس.mp3

۱۹:۴۸-۱۶.۳۱ مگابایت
به‌حکم قرآن باید رودررو با دشمن بجنگیدبررسی دلایل ادامه جنگ و ترسیم نقطه پیروزی
undefined حجت‌السلام‌والمسلمین سیدعلی موسوی/ استاد حوزه علمیه قم
undefined براساس آیات قرآن یا روایات اهل‌بیت مکلف به رعایت مبانی فقهی اولیه هستیم. و این مبانی با وضعیت میدان مرتبط است. به عبارتی احکام شرعی، احکامی در خلاء نیست. ابتدائا باید به یک ارزیابی ابتدایی از صحنه برسیم که در چه موقعیتی هستیم؛ به طور کلی احکام اسلامی در مورد جهاد و جنگ مطلقا بیان می‌کند که اگر دشمنی به شما حمله کرد حق ندارید پشت بکنید به جنگ. رو در رو باید بجنگید.undefined و این آیات قرآن و روایات تضمین کرده که اگر پشت نکنید به دشمن و بجنگید، دشمن مجبور به فرار کردن می‌شود و در نهایت هیچکس هم او را یاری نخواهد کرد، علی‌رغم اینکه دشمن به طور طبیعی هم‌پیمان‌هایی دارد ولی در لحظه‌ای که شما رو در رویش محکم بایستید و او پشت بکند به صحنه جنگ دیگر کسی به عنوان یار و انصار برای دشمن باقی نخواهد ماند. و بعد از آن هم دیگر هیچ نصیری پیدا نخواهند کرد.undefined این قاعده اولیه است. یعنی ما مکلف به دفاع هستیم. فرض کنید ما که امروز الحمدلله از نظر امکانات و زیرساخت‌های نظامی، اقتصادی و صنعتی در موقعیتی قرار داریم که گرفتار نیستیم و مردمی داریم که پای کار هستند و سربازان مجاهد و حرفه‌ای، در این وضعیت که هیچ انسان عاقلی عقب‌نشینی نمی‌کند؛ ولی به فرض در زمانی که شما هیچ یار و یاوری ندارید، هیچ امکانات جنگی، هیچ موشکی ندارید، و دست شما کاملا خالی است و حتی نیروی نظامی بسیار اندکی هم دارید، در اینجا هم خداوند متعال دستور دادند به جنگ و ایستادگی رو در رو و تضمین هم شده به پیروزی که نمونه بارزش مردم یمن هستن...undefined کدام کشور را دیده‌اید که در مقابل آمریکا بایستد و بجنگد. در حال حاضر روسیه در حال جنگ با اوکراین است نه آمریکا؛ در تاریخ ما بعد از جنگ جهانی دوم اساسا کسی با آمریکا درگیر نشده است از نظر نظامی و هر هدفی بوده آمریکا تجاوز کرده و کار را به گونه‌ای که می‌خواسته تمام کرده است و این جنگ ما، پدیده‌ای بی‌نظیر در تاریخ معاصر جهان است...سوالی که مطرح میشود این است که نقطه آخر این جنگ کجاست؟undefined پدیده خروج آمریکا از منطقه و نابودی اسرائیل دو پدیده درهم‌تنیده است و نمی‌توان این دو را از هم جدا کرد. اما کدام یک مقدمه دیگری است؟ واقعیت این است که اسرائیل روی پای آمریکا ایستاده است یعنی حمایت‌های آمریکا است که اسرائیل را سرپا نگهداشته است ...undefined روزی که شاهرگ اقتصادی آمریکا در اتصال به خلیج‌فارس بریده بشود می‌توان گفت که ما فاز اول جنگ را رد کردیم و پیروزی اولیه جنگ را کسب کردیم. در غیر اینصورت همه این هزینه‌های داده شده عملا برای بازگشت ما به وضعیت قبلی بوده.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۶:۲۸

radio jang ashayer 17.pdf

۲۹۶ کیلوبایت

عشایر ایرانی در برابر ارتش آمریکایی
افول و امکان بازیابی عاملیت در مقاومت اجتماعی

undefined مجتبی نامخواه/ سردبیر نامه جمهور
undefined طی روزهای اخیر واکنش عشایر و روستانشینان به جستجوی خلبان ارتش ایالات متحده به یک موضوع محبوب در رسانه‌ها تبدیل شده است؛ نه فقط در ایران، که در سطح جهان. دیوید میلر فیلسوف سیاسی بریتانیایی که پژوهش‌ها و کتاب‌های مهمی از جمله درباره عدالت اجتماعی دارد، در صفحه مجازی خود نوشت: «ویدئوهای امروز از روستاییان ایرانی که اسلحه به دست گرفته و به سمت هلیکوپترهای آمریکایی شلیک می‌کنند یادآوری می‌کند که مقاومت یک سازمان نیست که بتوان آن را نابود کرد، بلکه یک گرایش بنیادی انسانی در مواجهه با تجاوز و اشغال است؛ گرایشی که فراتر از زمان و مکان است». undefined این یک استدلال قابل توجه است بازخوانی تاریخ اجتماعی عشایر ایرانی در صد سال اخیر نشان می‌دهد که چگونه بروز اجتماعی این گرایش بنیادین، فرازمان و فرامکان، تاریخ پر فراز و نشیبی طی کرده؛ نهادمند شده و گاه محدود یا حتی ناممکن شده اما از میان نرفته است. بنابراین ما با یک گرایشی در عشایر ایرانی مواجهیم که یک تجربه و تعّین تاریخی و اجتماعی قابل مطالعه را شکل داده است. تجربه‌ای که بازخوانی آن می‌تواند به بازشناسی و بازیابی مقاومت عشایر به عنوان بخش مهمی از مقاومت اجتماعی ایرانیان کمک کند.undefined این متن می‌کوشد تاریخ اجتماعی مقاومت و تغییرخواهی عشایر ایرانی را به شکلی گذرا مرور کند و بپرسد احیای موقعیت اجتماعی مقاومت برای عشایر با چه دشواری‌هایی روبروست؟ تأمل بر جامعه‌شناسی تاریخی مقاومت عشایر از این نظر حائز اهمیت است که گروه‌های حاشیه‌ای همواره حامل اشکال منحصر به فرد و ابتکاری از مقاومت هستند که بازخوانی و بازتولید آن به بازسازی اجتماعی مقاومت کمک شایانی می‌کند.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۲:۵۷

radio jang dedevelopment ajl-1.pdf

۲۹۴ کیلوبایت

توسعه‌زدایی تحمیلی
برنامه آمریکا برای پسرفت منطقه ایرانی-عربی

undefined مکس آیل/ پژوهشگر مطالعات پسااستعماری
undefined عملیات نظامی حماس در ۷ اکتبر رویداد مهمی در تاریخ معاصر جهان تلقی می‌شود. این رویداد نیروهای بزرگ‌تری را در منطقه و جهانی به حرکت درآورد؛ به‌گونه‌ای که آمریکا و متحدان نواستعماری آن در کنار اسرائیل، در برابر جمهوری‌های منطقه، نیروهای بسیج مردمی و ایران صف‌آرایی کردند. فلسطین به نماد تناقض‌های نظم جهانی بدل شد؛ بخشی از مردم فلسطین زیر سلطه موجودیتی نژادپرست و فاشیست زندگی می‌کنند که مورد حمایت قدرت‌های امپریالیستی است؛ این قدرت‌ها درعین‌حال به‌واسطه رژیم‌های قبیله‌گرا، مرتجع و دست‌نشانده جهان عرب، دائماً طبقات زحمتکش آن را غارت می‌کنند. ازاین‌رو، مبارزه با این رژیم‌ها با صف‌بندی مسئله فلسطین پیوند می‌خورد و مطالبه دموکراسی مردمی و ظرفیت مقاومت در برابر آن‌ها را تقویت می‌کند.undefined به‌علاوه، مسئله فلسطین جایگاه خاص اسرائیل به‌عنوان انباشتی از قدرت استعماری و امپریالیستی غرب را نشان می‌دهد و ضعف نهادهای بین‌المللی، بی‌اعتنایی قدرت‌های امپریالیستی به حقوق بین‌الملل، همدستی دولت‌های نواستعماری عربی با سرمایه‌داری غربی، نژادپرستی فاشیستی در اروپا و آمریکا و پوچی دموکراسی لیبرال را آشکار می‌سازد.undefined این یادداشت با قراردادن مفهوم «دفاع از خود» در مرکز انباشت و بازتولید اجتماعی، فایده تاریخی و کنونی اسرائیل برای امپریالیسم آمریکا و پویایی‌های مقاومت در برابر این پروژه را تحلیل می‌کند. همچنین با بازسازی رابطه آمریکا و اسرائیل در پروتو نظریه آزادی ملی و مسئله ملی، مقاومت عربی–ایرانی و منطق نظامی ارتش‌های منطقه و نیروهای مقاومت نامتقارن را به‌عنوان تلاشی ضدسیستمیک برای دفاع از حاکمیت سیاسی تحلیل می‌کند.undefined همدستی اسرائیل و قدرت‌های امپریالیستی برای بالکانیزه‌کردن، توسعه‌نیافتگی، ارعاب و اشغال در منطقه همواره با اهداف اقتصادی و سیاسی مرتبط و جنگ، نفی حاکمیت و کنترل فرایند توسعه بخشی از سیاست‌های امپریالیستی بوده‌اند. در مقابل، حامیان توسعه منطقه عربی از آغاز آن را با ضرورت آمادگی دفاعی و حفظ حاکمیت مرتبط می‌دانستند؛ زیرا تجربه فلسطین نمونه‌ای از توسعه‌نیافتگی تحمیلی توسط امپریالیسم در منطقه بود.undefined پروژه استقرار اسرائیل به‌عنوان «دژ تمدن غرب» ابتدا در چارچوب منافع راهبردی قدرت‌های استعماری، به‌ویژه بریتانیا، پیش رفت. در ادامه آمریکا از پروژه اسرائیل در راستای منافع خود بهره‌برداری کرد. فرانسه نیز، به‌ویژه در تقابل با ناسیونالیسم عربی در شمال آفریقا و مصر، به یکی از متحدان اسرائیل بدل شد. تقابل با جنبش‌های ملی و ضداستعماری، دولت شهرک‌نشین اسرائیل را به حامیان استعماری‌اش پیوند می‌داد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۰:۴۲

1_25552707784.pdf

۳۱۰.۶۱ کیلوبایت

بازآفرینی نیروی ضد استعماریاقتصاد سیاسی ایستادگی در برابر استعمار
undefined مکس آیل/ پژوهشگر مطالعات پسااستعماری
undefined این یادداشت بر ملی‌گرایی ضداستعماری فلسطینی و بر استعمار شهرک‌نشین و امپریالیسم اسرائیل–ناتو تمرکز دارد و به تاریخ سیاسی معاصر فلسطین و چرخش از مقاومت سکولار به مقاومت مسلحانۀ اسلامی می‌پردازد؛ چرخشی که پس از محاصره و جنگ‌افروزی اسرائیل از ۱۹۹۳ و به‌ویژه پس از ۲۰۰۰ در غزه رخ داده است. این تحلیل، فلسطین را خاستگاه جنبشی ضداستعماری در بستری عربی-اسلامی می‌داند که در برابر کارزار محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکا–اسرائیل برای مدیریت‌پذیرکردن فلسطین ایستاده است.undefined چارچوب مفهومی مقاله مسئلهٔ ملی و ضدشورش، به‌ویژه خشونت اسرائیل پس از ۷ اکتبر است؛ درحالی‌که رتوریک‌های پراکنده درباره عاملیت فلسطینی و همبستگی با فلسطین، توجه به جنبش ملی سازمان‌یافته فلسطین، جناح‌های آن و تشکیلات تبعیدی‌اش را کم‌رنگ کرده‌اند. undefinedاین مقاله ابتدا منابع قدرت حماس و جهاد اسلامی در غزه را در بستر استعمار شهرک‌نشین و اشغال اسرائیل و ساختارهای اجتماعی-سیاسی غزه بررسی می‌کند. سپس به تقویت مقاومت اسلام‌گرا در کنار افول نیروهای چپ‌گرا می‌پردازد. بعد از آن، دستورکار امپریالیستی پس از ۲۰۰۰ و ۲۰۱۱ در منطقه، جایگاه فلسطین در آن و موقعیت غزه در راهبرد کلی امپریالیستی–استعماری را توضیح می‌دهد و نقش لابی اسرائیل و کارکرد راهبردی آن را طرح می‌کند. مقاله با بحث درباره بازسازی جناح راست فلسطینی خاتمه می‌یابد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۸:۰۸