عکس پروفایل نامه جمهورن

نامه جمهور

۸۴۴ عضو
جنگ رمضان چطور ما را تغییر داد؟
undefined متین فارابی؛ دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی
undefined بخش اول
undefined تجربه شش سال صبر و عقب نشینی از شهادت حاج قاسم تا جنگ رمضان من را مثل بسیاری دیگر ناامید و سرخورده کرده بود؛ ما وضعیت حاکمیت و کشورمان را در این سال‌ها رو به افول می‌دیدیم و بارها این سوال برای ما پیش آمده بود که پس چه چیزی قرار است این روند را تغییر دهد. این شش سال صبر در دل‌های ما در مورد توان واقعی کشورمان تردید انداخته بود همانطور که محاسبات دشمن را نیز تغییر داده بود.
undefined این وضعیت رو به اضمحلال انگیزه‌ بسیاری از جوانان برای کار مفید و موثر را از بین برده بود. انگار همه قبول کرده بودیم که قرار است مضمحل شویم. جنگ رمضان اما نشان داد که انگار پشت پرده چیز دیگری در جریان بود؛ انگار سال‌ها بود که گروهی جان بر کف داشتند خود را برای یک روز سرنوشت ساز آماده می‌کردند و داشتند از همه وجود خود مایه می‌گذاشتند برای اینکه قدرت و استقلال کشورمان را تثبیت کنند. و وقتی روز نبرد رسید به ما نشان دادند که ماجرا از چه قرار بود.
undefined!من نمی‌دانم نتیجه آتش بس و مذاکره چه می‌شود اما آنچه می‌دانم این است که مجاهده دلاورمردان این سرزمین توانست سرگذشت تاریخی ما را که در جنگ‌های جهانی اول و دوم با ذلت و اشغال نوشته شده بود را تغییر دهد. امروز من به عنوان یک ایرانی مطمئن هستم هر معرکه‌ای که در جهان اتفاق بیفتد قرار نیست سرگذشت شهریور ۱۳۲۰ و قحطی بزرگ جنگ جهانی اول برای من تکرار شود. من امروز دیگر نگرانی بابت از بین رفتن استقلال کشورم ندارم و می‌توانم به افق‌هایی فکر کنم که از بعد از سقوط اصفهان به روی این ملت بسته شده بود‌.
undefined در این جنگ من دیدم که چطور گروهی از جوانان هم وطنم در نیروهای مسلح سال‌ها تلاش کردند و از همه چیز خود گذشتند تا برای کشورم قدرت واقعی و موثر خلق کنند و دیدم که می‌شود چنین کرد؛ پس به خودم نهیب می‌زنم که اگر آن دلاور مردان توانستند چنین بکنند پس بر من هم فرض است که در همین مسیر گام بردارم. من هم باید از خود بگذرم و بدنبال کسب قدرت واقعی برای کشورم باشم.
undefined من در دوستانم عده زیادی را دیدم که با من هم نظر هستند و گمان می‌کنم تعداد ما خیلی بیشتر از این باشد؛ این جنگ نه تنها دل ما را گرم کرد بلکه افق دید ما را گشود و اعتماد به نفس ملی ما را جا به جا کرد. ما امروز بزرگ‌تر می‌اندیشیم و بلندتر می‌نگریم چرا که دیدیم در سخت ترین عرصه‌های مبارزه می‌توان چنین کرد.
undefined این جنگ برای ما یک کلاس درس روابط بین الملل بود؛ خطوط دشمنی ما با خون عزیزانمان تثبیت شد، بسیاری از مسیرهای رهزنی که ما را عقب نگه داشته بود از ذهن ما کنار رفت؛ ما موقعیت خودمان در جهان متخاصم امروز را به خوبی درک کردیم. بسیاری از تردیدها کنار رفت و مسیرهای پیش رو شفاف تر شد. الک جنگ هم خیلی‌ها را برای همیشه از عرصه جامعه الک کرد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۵
undefined۲

۹۸۷

۲۰:۰۰

نامه جمهور
جنگ رمضان چطور ما را تغییر داد؟ undefined متین فارابی؛ دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی undefined بخش اول undefined تجربه شش سال صبر و عقب نشینی از شهادت حاج قاسم تا جنگ رمضان من را مثل بسیاری دیگر ناامید و سرخورده کرده بود؛ ما وضعیت حاکمیت و کشورمان را در این سال‌ها رو به افول می‌دیدیم و بارها این سوال برای ما پیش آمده بود که پس چه چیزی قرار است این روند را تغییر دهد. این شش سال صبر در دل‌های ما در مورد توان واقعی کشورمان تردید انداخته بود همانطور که محاسبات دشمن را نیز تغییر داده بود. undefined این وضعیت رو به اضمحلال انگیزه‌ بسیاری از جوانان برای کار مفید و موثر را از بین برده بود. انگار همه قبول کرده بودیم که قرار است مضمحل شویم. جنگ رمضان اما نشان داد که انگار پشت پرده چیز دیگری در جریان بود؛ انگار سال‌ها بود که گروهی جان بر کف داشتند خود را برای یک روز سرنوشت ساز آماده می‌کردند و داشتند از همه وجود خود مایه می‌گذاشتند برای اینکه قدرت و استقلال کشورمان را تثبیت کنند. و وقتی روز نبرد رسید به ما نشان دادند که ماجرا از چه قرار بود. undefined!من نمی‌دانم نتیجه آتش بس و مذاکره چه می‌شود اما آنچه می‌دانم این است که مجاهده دلاورمردان این سرزمین توانست سرگذشت تاریخی ما را که در جنگ‌های جهانی اول و دوم با ذلت و اشغال نوشته شده بود را تغییر دهد. امروز من به عنوان یک ایرانی مطمئن هستم هر معرکه‌ای که در جهان اتفاق بیفتد قرار نیست سرگذشت شهریور ۱۳۲۰ و قحطی بزرگ جنگ جهانی اول برای من تکرار شود. من امروز دیگر نگرانی بابت از بین رفتن استقلال کشورم ندارم و می‌توانم به افق‌هایی فکر کنم که از بعد از سقوط اصفهان به روی این ملت بسته شده بود‌. undefined در این جنگ من دیدم که چطور گروهی از جوانان هم وطنم در نیروهای مسلح سال‌ها تلاش کردند و از همه چیز خود گذشتند تا برای کشورم قدرت واقعی و موثر خلق کنند و دیدم که می‌شود چنین کرد؛ پس به خودم نهیب می‌زنم که اگر آن دلاور مردان توانستند چنین بکنند پس بر من هم فرض است که در همین مسیر گام بردارم. من هم باید از خود بگذرم و بدنبال کسب قدرت واقعی برای کشورم باشم. undefined من در دوستانم عده زیادی را دیدم که با من هم نظر هستند و گمان می‌کنم تعداد ما خیلی بیشتر از این باشد؛ این جنگ نه تنها دل ما را گرم کرد بلکه افق دید ما را گشود و اعتماد به نفس ملی ما را جا به جا کرد. ما امروز بزرگ‌تر می‌اندیشیم و بلندتر می‌نگریم چرا که دیدیم در سخت ترین عرصه‌های مبارزه می‌توان چنین کرد. undefined این جنگ برای ما یک کلاس درس روابط بین الملل بود؛ خطوط دشمنی ما با خون عزیزانمان تثبیت شد، بسیاری از مسیرهای رهزنی که ما را عقب نگه داشته بود از ذهن ما کنار رفت؛ ما موقعیت خودمان در جهان متخاصم امروز را به خوبی درک کردیم. بسیاری از تردیدها کنار رفت و مسیرهای پیش رو شفاف تر شد. الک جنگ هم خیلی‌ها را برای همیشه از عرصه جامعه الک کرد. undefinedundefinedundefinedundefined undefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
جنگ رمضان چطور ما را تغییر داد؟
undefined بخش دوم
undefined مردم ایران در این جنگ چنان شکست ناپذیر و مقاوم بودند که هر کسی را به کرنش وا می‌داشتند؛ این مردم که به درستی نگهدارنده اصلی مملکت بودند، آتش موشک‌های نیروهای مسلح شدند و بنظر من تضمین کننده فتح و ظفر بعد از جنگ خواهند بود. من خود را عمیقاً خاکسار این مردم می‌دانم و هنوز از عظمت این ملت در عجبم‌. عظمت ملت ایران هم چیزی بود که پیش از این شاید می‌دیدیم ولی نمی‌فهمیدیم اما امروز درک آن به وجودمان رخنه کرده است. فکر می‌کنم امروز هر کسی از این ملت خود را موظف می‌داند که برای قدرت و بهروزی این مردم از جان مایه بگذارد و فکر می‌کنم با این تضمینی که مردم به حاکمیت ملی ایران دادند، سیاسیون نخواهند توانست آن‌ها را به خانه بفرستند؛ فکر می‌کنم فردای این جنگ، جمهوریت شکل دیگری خواهد گرفت.
undefined اقتصاد ایران در پانزده سال گذشته طعمه تحریم‌ و سایه جنگ آمریکا شده بود؛ در این سایه نحس کشور مسیر فرسودگی را طی می‌کرد و اوضاع چنان بود که انگار قرار نیست هیچ افق روشنی در میان باشد؛ گمان می‌کنم جنگ رمضان محاسبات آمریکا را به طور معناداری تغییر داده باشد. این موضوع تحولی جدی در وضعیت اقتصادی کشور بوجود خواهد آورد. سیاست‌های اضطراری اقتصادی که بواسطه این شرایط ویژه در پانزده سال گذشته اتخاذ شده بود، بعضاً با فساد و نابرابری جدی همراه بود و وضعیت اجتماعی را شکننده می‌کرد. سیاست‌های اقتصادی غلط در کنار آن سایه نحس، روز به روز سفره مردم را کوچک تر و اختلاف طبقاتی را گسترده تر می‌کرد. مجموعه اجرایی خموده کشور راه حل موثری برای برون رفت از این وضعیت را نمیافت. به گمان من در بعد از این جنگ هم این سیاست‌ها تغییر خواهد کرد و هم آن خمودگی با روح جدیدی که بر ملت ایران دمیده شده از میان خواهد رفت. ما در حوزه اقتصاد رو به افول بودیم اما این جنگ فرصتی برای معکوس کردن روند قبلی پیش روی‌مان گذاشته است. ما چاره‌ای نداریم جز آنکه این فرصت را غنیمت شماریم.
undefined من فکر می‌کنم نتیجه این مذاکره و آتش بس هرچه باشد جامعه ما هرگز به قبل باز نخواهد گشت؛ ما دیدیم که قدرتمندیم و مقاوم؛ دیدیم که می‌توان ایستادگی کرد و بزرگ بود؛ مسیر عظمت ایران تازه شروع شده است همه ما ملت ایران را در آن مسیر هدایت خواهیم کرد.

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۵
undefined۱

۱.۱K

۲۰:۰۱

جنگ در میانۀ توسعه و پیشرفت 23.pdf

۳۲۱.۳۲ کیلوبایت

جنگ در میانۀ توسعه و پیشرفت
درنگی دربارۀ جامعه‌شناسی توسعه/پیشرفت در میانۀ سه جنگ معاصر در ایران، با نگاهی به تحولات منطقۀ غرب آسیا

undefined محمدرضا قائمی‌نیک/ عضو هیئت علمی دانشگاه
undefined تجربۀ ما ایرانیان معاصر از حداقل دو دفاع ملی در مقابل نیروهای اجنبی (مخصوصاً اجنبیِ مدرن و غربی)، با پرسش و پاسخ از شرایط بعد از جنگ همراه بوده است. در جنگ‌های ایران و روس، همانطور که مشهور است، پرسش عباس‌میرزا از ژوبر فرانسوی، پرسش از علت عقب‌ماندگی (و توسعه‌نیافتگی) بود. با توجه به اینکه غرضِ اصلی این یادداشت، پرداختن به تاریخ گذشته نیست، ناگزیر از تفصیل این مقطع باید گذشت؛ اما اجمالاً اینکه همان زمان بر اهل نظر آشکار بود که نیرویِ ظفربخشِ جنگ برای روس‌ها، نیرویِ مدرنی است که در اروپای مدرن سربرآورده است؛ با نظر به جایگاه ازبک‌ها در شکست از ایران در دورۀ صفویه، روس‌ها نیز ازبکِ اروپا خوانده می‌شدند و پرسش عباس‌میرزا از ژوبر فرانسوی، به‌خوبی بیانگر آن است که اهل تحقیق، ریشۀ این شکست را در غفلت و خواب‌ماندن و عقب‌ماندگیِ ایرانیان از اروپایی می‌دانستند که در «قشون جنگیدن و فتح‌كردن و بكار بردن قوای عقلیه» بیش از ایرانیان و شرقی‌ها متبحر بودند. این مقطع اگرچه از حیث پرسش از علت عقب‌ماندگی و التفات این وضعیت، اهمیت بسیاری داشت، اما در نهایت پاسخ به این پرسش، نه از داخل تاریخ و فرهنگ و ملت ایرانی، بلکه از امکان‌هایی بود که اجنبی، برای ترقیِ ایرانیان پیش می‌کشید. ایدۀ ترقی، در این دوره از خلال تلاش منورالفکران، فلسفۀ تاریخِ ایران را ذیل ایدۀ عقب‌ماندگی از غرب و به‌تعبیر دیگر، صدر تاریخ اسلام و ایران را ذیل تاریخ غرب قرار داد و بنیانِ مدرنیزاسیونِ آمرانۀ پهلویِ اول را مهیا ساخت. فراگیرشدنِ احساس عقب‌ماندگی و دریافت پاسخ از مللِ مترقیِ اروپایی که عمدتاً ماحصلِ پیوند منورالفکران و دربار قاجار بود، ناگزیر، طلبِ عمران و آبادانی را از غربی‌ها ذیل ایدۀ استعمار (به‌معنای طلب عمران) فراهم کرد. با این‌حال نتیجۀ بیش از حدود یک قرن تلاشِ غربی‌ها و منوالفکران در جعل فلسفۀ تاریخ جدیدی برای ایران در ذیل ایدۀ ترقیِ غربی، برنامه‌های عمرانی و توسعۀ محمدرضا پهلوی، بنیان‌های فلسفیِ ایدۀ ترقی را تبدیل به برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگیِ برای تبدیل جامعۀ ایرانی به جامعۀ توسعه‌یافتۀ غربی کرد...undefined از جنگ‌های ایران و روس تا جنگ رمضان۱۴۰۴، نسبتی وثیقی میان یک جنگ تحمیلی و پرسش و پاسخ بر سر توسعه برقرار بوده است. در جنگ‌های ایران و روس، مردم، حکومت و علمایِ دینی در میدان کارزار قرار گرفتند، اما در فردای جنگ‌های ایران روس و در ضمنِ التفات عباس‌میرزا به پرسش از علل عقب‌ماندگیِ ایرانیان و پاسخ برای آن، دو پاسخ عمده سربرآورد؛ : پاسخ اول، راه‌حل را در استعمار و طلب عمران و آبادی و نظم‌بخشی به ارتش در غرب دنبال می‌کرد؛ و پاسخ دوم، ضمنِ التفات به عقب‌ماندگی ایران، پاسخ را در احیاء سنت تاریخیِ اسلام و ایران جستجو می‌نمود. مواجهۀ این دو گفتمان در دورۀ مشروطه به اوج خود رسید. در یک‌سو، میرزای نائینی و شیخ‌ فضل‌الله نوری و دیگر علمای دینی، ضمنِ اذعان به عقب‌ماندگی ایران و گرفتاری در استبداد و طاغوت، راه‌حل را در احیاء سنت اسلامی-شیعی و ایرانی می‌دانستند؛ و در سوی دیگر، منورالفکرانی نظیر آخوندزاده، طالبوف و ملکم‌خان، راه‌حل را در تسریع هر چه بیشتر غربی‌شدن معرفی می‌کردند. فرایندهای بعدی جامعۀ ایرانی و منازعات آن، تا انقلاب۱۳۵۷، در دورۀ رضاخان و محمدرضا پهلوی همگی متاثر از همین صورت‌بندی بود...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۸
undefined۱

۳.۴K

۷:۳۸

Radio jang zali 21.pdf

۲۷۶.۷۸ کیلوبایت

جنگ رمضان؛ نزاع سلطه و رهایی
اشاراتی پراکنده پیرامون جنگ و صلح

undefined مصطفی زالی /عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران
غالباً اولین راه‌حل هر منازعه‌ای، مذاکره قلمداد می‌شود؛ ولی فهم موفقیت مذاکره به فهم ماهیت روابط بین‌الملل گره خورده است. یکی از رویکرد‌های مشهور در فلسفه سیاسی مدرن برای توجیه قدرت سیاسی، قراردادگرایی است. در این روش، برای توجیه دولت و قدرت سیاسی، ابتدا یک وضعیت تحت عنوان وضعیت طبیعی جمعی خارج از مرجعیت دولت تصور می‌شود؛ وضعیتی که در آن افراد از حقوقی برخوردارند، ولی به دلیل فقدان دولت، تضمینی برای بهره‌مندی از این حقوق وجود ندارد. فیلسوفان قراردادگرا با نظر به مصائب وضعیت طبیعی، وجود دولت را به‌مثابه امری مشروع توجیه می‌کنند. باید توجه داشت که عرصه روابط بین‌الملل مشابه توصیف فیلسوفان قراردادگرا از وضعیت طبیعی است؛ در این عرصه ملل از حقوقی برخوردارند، ولی یک مرجعیت واحد و فراگیر برای تضمین بهره‌مندی از این حقوق وجود ندارد. در چنین موقعیتی، استناد صرف به هنجار‌های حقوقی، تضمین‌کننده بهره‌مندی دولت‌ها از حقوقشان نیست. در فقدان یک قدرت فراگیر به‌عنوان ضامن بهره‌مندی از حقوق، عوامل دیگری نقش بازدارنده و تضمین‌کننده را بازی می‌کند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها بازدارندگی نظامی است. بنابراین تصور اینکه می‌توان یک ابتکار عمل دیپلماتیک را در فقدان بازدارندگی نظامی، یا به تعبیر دیگر بدون پشتوانه میدان، مبنایی برای استیفای حقوق ملت ایران قرار داد، نشان‌دهنده دریافتی ناقص از سرشت روابط بین‌الملل است و از ابتدا محکوم به شکست خواهد بود. این غفلت بنیادین از سرشت روابط بین‌الملل موجب شده است که برخی به‌صراحت بگویند ایران از ابتدا نباید به دنبال تقویت جبهه نظامی خود در مواجهه با آمریکا می‌رفت و تنها راه استیفای حقوق ملت ایران، تمسک به هنجار‌های حقوقی حاکم بر روابط بین‌الملل است. تجربه برجام و خروج یک‌طرفه آمریکا از آن با وجود پایبندی ایران به تمامی تعهدات، شاهدی روشن از این مدعاست. منازعه ایران و آمریکا را نباید محدود به موضوع نفت و انرژی و چین و دیگر عوامل اقتصادی دانست. سال‌هاست که در یک صورت‌بندی نظری، بسیاری این منازعه را منازعه دو دموکراسی و تئوکراسی یا آزادی و بندگی یا حقوق الهی و بشری می‌دانند. این فهم از منازعه، مبتنی بر این پیش‌فرض است که غربیان منادیان اصلی دموکراسی و آزادی و حقوق بشر هستند و انقلاب اسلامی ایران به دنبال روی‌گردانی از این ارزش‌های جدید بوده است. بااین‌حال، مروری بر تاریخ مواجهه غربیان با ملل دیگر و به‌طور خاص نحوه مداخله آمریکا در غرب آسیا، حکایت از آن دارد که دغدغه آن‌ها برای این منطقه، دموکراسی و حقوق بشر نیست. حکومت‌های متحد غرب در غرب آسیا عموماً سلطنت‌های موروثی هستند و فرسنگ‌ها با این شعار‌های پرطمطراق غربی فاصله دارند. غربی‌ها سال‌هاست که تحت نام دموکراسی و آزادی، به دنبال تثبیت سلطه خویش بر دیگر ملل بوده‌اند. دوگانه مفهومی این منازعه را باید در دوگانه سلطه - ر‌هایی جست‌وجو کرد. غربی که به دنبال سلطه بر غرب آسیاست و ایرانی که تمام تلاشش احیای خودباوری در ملل منطقه و ایجاد زمینه‌ای برای رقم‌زدن سرنوشت ایشان به دست خودشان است. غربی‌ها تصور می‌کردند که با رحلت امام خمینی، انقلاب اسلامی در نظم غربی استحاله می‌شود. در جریانات اخیر نیز تصور می‌کردند که با حذف فیزیکی رهبر انقلاب، نظم حاکم بر کشور فروپاشیده خواهد شد و در پی یک شورش مردمی، حکومتی دست‌نشانده و هماهنگ با آمریکا در ایران بر سرکار خواهد آمد. شاید در ذهن غربی‌ها تجربه چین پس از مائو، یک تجربه ماندگار باشد؛ کشوری کمونیست که پس از مرگ رهبر خویش مائو، دست از نظم پیشین کشید و با طراحی یک الگوی ترکیبی سرمایه‌داری، به یک قدرت اقتصادی جدی در جهان بدل شد. ولی در این میان یک تفاوت جدی در تجربه چین و ایران وجود دارد. ما بر یک مبنای الهیاتی، قائل بر آن هستیم که اهداف انسانی قائم به انسان‌هاست و با فنای آن‌ها، آن هدف نیز فراموش خواهد شد؛ ولی ضامن موفقیت حرکت در مسیری که مبدأ و منتهای آن خداوند متعال باشد، خود خداوند است و بودونبود انسان‌ها در تحقق این هدف نقشی اساسی ندارد. نه اسلام با رحلت پیامبر به پایان رسید و نه مسیر بالندگی الهی مردم ایران با فقدان رهبران آن توقف‌پذیر است. خمینی و خامنه‌ای اگر نیستند، خدا هست. باور به این آموزه الهی، امیدبخش همگی ما در پیمودن این مسیر است.
*منتشر شده در روزنامه فرهیختگان
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۲

۳.۱K

۷:۰۴

افق اقتصاد ایران پس از جنگ رمضان 24.pdf

۳۲۸.۱ کیلوبایت

افق اقتصاد ایران پس از جنگ رمضان
undefined متین فارابی/ دانشجوی دکتری اقتصاد
undefined سال ۱۳۸۹ با شروع موج اول تحریم‌های فلج کننده، اقتصاد ایران مشتی خورد که تا پیش از آغاز جنگ رمضان در گیجی آن به سر می‌برد. جنگ رمضان، ایران را دگرگون کرد و در فردای این جنگ ایران دیگری متولد خواهد شد. ایرانِ پس از جنگ هشیاری خود را باز می‌یابد. انقلاب مردمی که با جنگ رمضان بوجود آمد در همه حوزه‌ها اشراب خواهد کرد و با از بین بردن لختی سیاسی و سیاستی، آینده ایران را راهبری می‌کند.undefined بر عهده تک تک ما مردم است که نگذاریم به گذشته برگردیم و ایران را تا رسیدن به سر منزل مقصود راهبری کنیم. برای نیل به این هدف باید تصویر گذشته خودمان را به درستی بشناسیم و مقصد خود را تصویر کنیم. در این متن تلاش خواهم کرد تکه‌هایی از این دو تصویر را در حوزه اقتصادی تصویر کنم.undefined مواجهه غلط با کاستی‌های زیرساختی: چهار پنج سالی است که صحبت از ناترازی نقل همه محافل شده است. ادبیات ناترازی که ابتدا در جمع‌های کارشناسی و سپس در دهان مقامات سیاسی جا افتاده مدام عقب ماندگی و فلاکت را تکرار می‌کند. در این سال‌‌ها ابتدا ادبیات ناترازی جا افتاد و سپس سه مسیر همگرا برای مواجهه با این بحران تصویر شد؛ تعطیلی، شوک قیمتی و سرمایه گذاری خارجی.undefined نقطه اشتراک این راهکارها طلب تضعیف و تحقیر بیشتر اقتصاد ملی بود. این ادبیات آنچنان پربسامد و خانمان برانداز بود که مقابله با آن انرژی و توان بسیاری از کارشناسان و اقتصاددانان دلسوز و خردمند ایرانی را به هدر داد...undefined غلبه اقتصاد سیاسی فاسد بر فضای سیاست گذاری: پس از دفاع مقدس ایده سیاستی بر فضای اقتصادی کشور مسلط شد که با تابلو کوچک سازی بدنبال واگذاری توانمندی‌ها و ابزارهای قدرت دولت بود. در همین راستا بسیاری از شرکت‌ها و حتی جنبه‌های رگولاتوری دولت طی بیش از ۳ دهه از تمرکز قبلی خارج شده و واگذار شد. بخشی از این واگذاری به گروه‌هایی تحت عنوان بخش خصوصی بود و بخشی از این واگذاری‌ها مجددا ماهیتی دولتی اما ذیل نفود وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های متعدد پیدا کرد... undefined نظام بانکی مخل توسعه: بانک خصوصی در ادامه روند واگذاری که پس از دفاع مقدس هشت ساله آغاز شده بود در دستور کار قرار گرفت؛ همه داستان شکل گیری بانک‌های خصوصی را می‌دانیم و می‌دانیم که چطور گروهی از ذی نفوذان اقتصادی، سیاسی و دستگاه‌های قدرتمند در دهه هشتاد با سرعت هرچه تمام تر درگیر رقابت برای تاسیس بانک شدند. نقش عمده این بانک‌ها در دوره رونق نفتی دهه هشتاد و بخش‌هایی از دهه نود، ساخت دارایی راکد و وام‌های لاوصول به نفع سهام داران بانک و از جیب بانک مرکزی و مردم ایران بود. این غارت در سال‌های ۹۵ به بعد و با کاهش شدید و پیوسته درآمدهای نفتی مشهود شد و منجر به زخم‌های عمیقی در نظام اقتصادی ایران شد... undefined دادن اختیار شاهرگ‌های اقتصادی به دشمن تحریم کننده: هدف آمریکا از تحریم ایران صرفا سخت کردن تجارت کشور و تضعیف اقتصاد ایران نبود؛ علاوه بر این آمریکا بدنبال این بود که رفتار ایران را از طریق تحریم کنترل کند. او برای رسیدن به این هدف تلاش کرد گلوگاه‌های اقتصادی ایران را تحت سلطه خود قرار دهد، متاسفانه ایران نیز در همین نقشه اقتصاد خود را تعریف کرد...undefined بی صدایی اکثریت مردم در سیاست‌های اقتصادی: چنانکه در محورهای قبلی نیز اشاره شد، اقتصاد سیاسی که پس از جنگ شکل گرفت عملا منجر به تقویت قدرت بخش‌های از اقتصاد شد؛ تحریم‌های فلج کننده نیز صدای تجار و تولیدکنندگان در عرصه سیاست گذاری را قوی تر کرد. نهایتا این چینش قدرت در سال‌‌های اخیر به وضعیتی رسیدیم که صرفا یک گروه چند صد هزارنفری از جامعه ایران در محافل سیاست گذاری اقتصادی «صدا» داشتند. همین گروه کوچک سیاست‌های ارزی، پولی، مالی و رفاهی را می‌نوشتند یا جرح و تعدیل می‌کردند. همین‌ها فرصت این را داشتند که از انواع تخفیف‌ها و معافیت‌های مالیاتی بهره مند شوند و قوانین مربوطه را به نفع خودشان بنویسند یا حتی طرخح و لایحه پیشنهاد بدهند...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۱۱

۲.۸K

۱۰:۳۶

nameh dolat.pdf

۱۰۳.۱۷ کیلوبایت

نامه جمعی از فعالین اجتماعی به دکتر پزشکیان در رابطه با ضرورت‌های اجتماعی اقتصادی شرایط جنگی
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیانریاست محترم جمهوری اسلامی ایرانسلام علیکمبا احترام، عدالت اجتماعی و امنیت اجتماعی برآمده از آن رکن بی‌بدیل امنیت ملی، به‌ویژه در شرایط جنگی است. رویکرد اجتماعی و اقتصادیِ بخش مهمی از سیاست‌گذاری‌های دولت‌ها در سال‌های اخیر، به این مهم بی‌توجهی نشان داده و به تعبیر رهبر شهیدمان وضعیت کنونیِ «عقب‌ماندگی در عدالت» را پدید آورده است.نگران‌کننده آن‌که به‌رغم تأکید سیاسی بر اهمیت عدالت در عالی‌ترین سطوح دولت و حکمرانی، رویکرد پیشین با تأکید بر کاهش هزینه‌های عمومی، به سیاست‌های کنونی دولت نیز راه یافته است. این نگران‌کننده است که در موقعیت کنونی، با وجود همه اهمیت جنگ و امنیت عمومی، باز هم دولت می‌کوشد بار تأمین امنیت اجتماعی را از دوش خود بردارد و هزینهٔ آن را پرداخت نکند. این رویه می‌تواند در ادامه نگران‌کننده و تکرار کنندهٔ چرخه‌ای باشد که به فجایع دی‌ماه گذشته و که یکی از زمینه‌های جنگ رمضان بوده است. بر این اساس لازم می‌دانیم نکاتی را خدمت جناب‌عالی یادآور شویم. این نکات، در قالب هشدارهایی برای جلوگیری از تضعیف تاب‌آوری اجتماعی در میانهٔ شرایط جنگی بیان می‌شود...
اسامی امضاء کنندگان:محسن قنبریان، سیدسعید لواسانی، سیدعلی موسوی، سعید زیباکلام، شهاب اسفندریاری، مجتبی عرب، سجاد صفارهرندی، هلیا دوطاقی،علیرضا میرغفاری، سعید شعرباف، روح‌الله رشیدی، میثم مهدیار، محمدرضا قائمی‌نیک، مجتبی نامخواهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۱۷۸
undefined۱۰
undefined۲

۲۵K

۹:۳۵

radio jang 24 keivan soleymani.pdf

۲۹۲.۲۲ کیلوبایت

سرمایه مسلح و مصلح علیه مقاومتنقد اقتصاد سیاسی جنگ ۱۲روزه اسرايیل و آمریکا علیه ایران
undefined کیوان سلیمانی/ دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین
undefined اگرچه جنگ ما با اسراییل، جنگ عزت با ذلت است، و هیهات من الذله! جنگ ما با آمریکا جنگ حق و باطل است و سلام بر حق و حقیقت از ازل تا ابد. اما در همین افق، این جنگ، جنگ فقر و غنا نیز هست، و «تا مبارزه هست ما هستیم». در متن حاضر در پی واکاوی سویه پسین این نبرد تمام‌عیار هستیم؛ بعد اقتصاد سیاسی.undefined جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل با ایران نقطه‌ی عطفی در تقابل سرمایه مرکزی (جهان غرب به رهبری ایالات‌متحده) با محور مقاومت (ایران، حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن، و جنبش‌های فلسطینی) است. این تقابل، لایه‌های چندگانه‌ای دارد: ژئوپلیتیک (کنترل تنگه هرمز، بندر حیفا و مسیرهای انرژی)، اقتصادی (انباشت سرمایه از طریق تخریب زیرساخت‌ها) و ایدئولوژیک (مشروع‌سازی سلطه با گفتمان‌های خیرخواهانه).undefined از منظر نقد اقتصاد سیاسی این جنگ فراتر از نزاعی نظامی یا بحرانی منطقه‌ای، و ذیل تقابلی ایدئولوژیک؛ برآیند تاریخی و ساختاری تضاد میان نظم جهانی سرمایه با امکان مقاومت مستقل، منطقه‌ای و رهایی‌بخش است. در این تقابل تمدنی که به سطح وجودی رسیده، آنچه در سطوح ژئوپلیتیک تا استراتژیک ظاهر شده، تجلی جدال ساختاری سرمایه‌داری جهانی با مقاومت ضدامپریالیستی است، نبردی است میان نظم جهانی سرمایه و نیروهای واگرا از آن؛ پیکاری که در آن، جنگ، تنها شکل پیشرفته‌ای از گردش سرمایه است. این جنگ در متن نظم جهانی‌ای جریان دارد که سرمایه در آن، نه فقط نظام تولید، که البته محور آن است، بلکه معماری قدرت، خشونت، حق و روایت را تعیین می‌کند.undefined سرمایه‌داری متأخر – در صورت‌بندی امپریالیسم نظامی، اقتصاد نولیبرالی، روایت جهانی و فناوری‌های کنترلی – اکنون در مواجهه با الگویی ایستاده که حاضر به ادغام کامل در نظم موجود نیست. نظم سرمایه برای حفظ انباشت خود، ناگزیر از سرکوب هرگونه مقاومت ساختارشکن است.undefined از همین روست که سرانجام آغاز جنگ مستقیم و گسترده، نه با پهپادهای ایرانی، بلکه با شبیخون شبانه اسرائیل به خاک، فرماندهان، دانشمندان و زیرساخت‌های ایران شکل گرفت؛ البته با چراغ سبز آمریکا. این تجاوز نه تصمیمی تاکتیکی بلکه بخشی از استراتژی بازدارندگی تهاجمی اسرائیل بود که با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید وارد فاز نظامی آشکار و گسترده شد. رئیس‌جمهور آمریکا در واپسین روزها، دستور حمله مستقیم آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران را نیز صادر کرد تا مشخص شود این یک جنگ آمریکایی است.undefined اکنون، ما در میانه جنگی آشکار و چندلایه‌ای هستیم؛ نظامی، اقتصادی، تکنولوژیک و روایی. تقویت ظرفیت دفاعی و تهاجمی – موشک، پدافند، جنگنده، جنگال و بازدارندگی – نه‌تنها باید حفظ شود، بلکه باید با درک نظری از بستر جهانی این نبرد تکمیل شود. پرسش بنیادین این‌جاست: چرا نظم جهانی سرمایه، این‌گونه در سرکوب مقاومت و حذف ایران مستقل مصمم است؟
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۱۰

۳.۱K

۱۰:۰۸

radio jang 25 mohammad-eskandari.pdf

۲۷۸.۰۷ کیلوبایت

ایستاده برای جمهور
روایتی از پاسداری رهبری شهید از آرمان جمهوریت و مبارزه ایشان با نیروهای ضدجمهور داخلی و خارجی

undefined محمد اسکندری/ دانشجوی ارشد سیاستگذاری عمومی
undefined از جمله مسائلی که مظهر عقلانیت امام بزرگوار بود، این بود که ایشان به مردم تفهیم کرد که آنها صاحب و مالک این کشورند. مملکت صاحب دارد. این حرف را در دوران حکومت‌های استبدادی بر زبان جاری می‌کردند که آقا مملکت صاحب دارد. مرادشان از صاحب مملکت، دیکتاتورها و مستبدینی بودند که بر کشور حکمرانی می‌کردند. امام به مردم تفهیم کرد که مملکت صاحب دارد و صاحب مملکت، خود مردم هستند. undefined انقلاب اسلامى نگفت حکومت سلاطین را محدود کنیم؛ گفت اصلاً سلطنت یعنى چه؟ معناى سلطنت چیست؟ یک ملّتى دارند زندگى می‌کنند، مملکت مال آنها است، چرا باید یک‌نفرى بیاید مسلّط بر مردم باشد و فرمان او بر زندگى مردم جارى باشد؛ اصلاً انقلاب اصل سلطنت را، اصل حکومت مطلقه را آمد از بین برد. undefined در نظام اسلامی، رابطه اخلاقی با مردم، رابطه مخصوصی است؛ مردم را در همه کارها مالک و صاحب امر دانستن، یک مُراجع مزاحم ندانستن. شما برادران عزیزی که در بخش‌های گوناگون دولتی و قوه قضاییه مشغول کار هستید، یکی از اولین تعلیماتتان به زیردستان و چیزی که از آن مؤاخذه می‌کنید، باید رفتار خوش با مردم باشد. حقیقتاً مردم صاحب قضیه‌اند. حقیقتاً مردم ولی‌نعمت ما و کارگزاران این نظام هستند. این، تعارف نیست. بعضی خیال می‌کنند، امام که این حرف‌ها را می‌زدند، تعارف می‌کردند. undefined جمهورى اسلامى هويتى غير از هويت مردم و ايمان مردم و عزم مردم ندارد...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۶

۵۷۶

۱۴:۱۰

مردم پیشوایان نهضت - 26.pdf

۳۴۱.۲۵ کیلوبایت

مردم، پیشوایان نهضت یا توده‌های مطیع سیاست‌زدایی‌شده؟
مشارکت فعال مردمی، تنگه اجتماعی ضمانت ایران قوی و پایدار

undefined محمدصادق کربلایی‌زاده/ دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی
undefined امروز شاهد بحث‌های گوناگونی از اهمیت مردم و حضور آنان هستیم. در این روزها خیابان نه‌تنها محرک که بخشی از تدارکات و پشتیبانی میدان بود. گویی عملکرد خط مقدم، رابطه‌ای مستقیم با خیابان داشت و قطع آن به هزیمت و استمرار آن به عقب‌نشینی دشمن می‌انجامید. به گفته فرمانده خط‌مقدم موشکی، «عقب‌نشینی‌های چندباره دشمن، نتیجه پشتیبانی مردم در خیابان‌ها از رزمندگان میدان است.» به عبارتی، میدان در این نبرد نماینده جامعه بود و موشک‌ها نه صرفاً حامل تسلیحات جنگی که حامل اراده‌هایی بودند که آن‌ها را در برابر دشمن به جنبش درآورده بود. اما چگونه مردم می‌توانند این‌گونه روح‌بخش و جان‌فزا باشند؟
undefined پاسخ در این آیه شریفه است که «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱستُضعِفُوا فِي ٱلأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّة وَنَجعَلَهُمُ ٱلوٰرِثينَ»؛ اراده الهی بر آن است که مستضعفان را امامان و وارثان زمین گرداند. جمهوری اسلامی به بیان امام خمینی طلوع عصر «امامتِ امت» بود که عموم مردم را از استضعاف نظام طبقاتی پیشین خارج کرد و به پیشوایی رسانید. آنچه در این روزهای بحرانی رخ داد، تجلی عینی «امامتِ امت» بود و به گواه رهبر انقلاب باز «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»
undefined اما این نه یک حضور توده‌ای، بلکه نمود یک جمهوری زنده مردمی بود که با مشارکت آحاد مردم معنا می‌یافت. از همین رو، امام خمینی هشدار می‌دهد که از حمله نظامی خطرناک‌تر این توطئه است که بگوییم «مردم بروند سراغ کارشان»؛ چراکه با خروج ملت از صحنه و انحصار سیاست در دست اقلیتی خاص، زمینه گسست جمهوریت و ارتجاع به وضع سابق فراهم خواهد شد.
undefined حضور مردم را باید نعمتی الهی برای ایرانی قوی دانست که حفظ آن منوط به شکرگزاری این نعمت است. شکر این نعمت در عمل به «تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به ایران قوی» است که مهم‌ترین وجه آن «استمرار حضور مردم» در همه عرصه‌ها است. چنانکه به باور رهبر انقلاب حتی در میانه جنگ و مذاکره، حضور در خیابان نباید متوقف شود، بلکه بر استمرار فریادها در میادین، شرکت در پویش‌های عمومی و نقش‌آفرینی در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... تاکید می‌کنند.
undefined اما راه ادای شکر این نعمت چیست؟ تبدیل حضور مردم از رویداد به رویه. این امر از طریق نهادمندی مشارکت مردم از طریق ایده‌هایی همچون حلقه‌های میانی برای متشکل ساختن توده‌های مردم و تعاونی‌های فراگیر برای گسترش مالکیت عمومی ممکن است که همواره از مهمترین دغدغه‌های رهبر شهید در این زمینه بوده است.
undefined ایران امروز به یمن وقایع اخیر در حال بازشناسی نقاط قوت خود است. همان‌گونه که با قدر دانستن نعمت تنگه هرمز، نظم جهانی جدیدی خلق کرد، در مناسبات داخلی نیز می‌تواند با شکوفایی تنگه حضور مردمی، نظمی نو بیافریند؛ نظمی که مشارکت فعال مردمی را از امری موقت و ابزاری به امری پایدار و اصیل بدل کند. پاسداشت نعمت این تنگه اجتماعی، به اندازه حفظ تنگه‌های ژئوپلیتیک، راهبردی و حتی واجب است. این مسیر گشوده شده را باید ادامه داد؛ چراکه شکر نعمت ایران قوی، آزاد و مستقل، جز از این راه نمی‌گذرد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۷
undefined۱

۴۳۶

۱۴:۳۲

radio jang nahadmardomi 7.pdf

۲۸۳.۳۳ کیلوبایت

نهادهای مردمی و باز احیای سیاست
undefined اکبر محمدی
undefined جنگ رمضان بیش از آنکه خود را با دلهره، تاریکی، یاس، ناامیدی، خودخواهی و ترس از مرگ نشان بدهد. آغوش خود را برای پذیرش مرگ باز کرده است و لحظاتی حماسه آفرین و سلحشورانه را به نمایش گذاشته است. زمانی که جنگ محور حماسه آفرینی قرار می‌گیرد، تولید قربانی می‌کند و قربانی خود را با دعوت به فداکاری آشکار میسازد. فداکاری چرخه ای از مناسبات اجتماعی میسازد که پیوندهای جمعی را بر اساس محبت و بخشش به دیگری سامان میدهد.undefined فصل ممیزه جنگ ها خشونت است و خشونت امری ابزاری و تکنیکی، آنچه امروز مشاهده می کنیم شکل گیری قدرت است که لازمه آن پیوند های جمعی بر اساس محبت و عشق است که از دل خود زاییش گری امرنو را نوید می دهد. به طور کلی آنچه مشاهده میکنیم نه یک جنگ بلکه یک انقلاب یا «بعثت مردم» است. undefined روح انقلابی در جنگ، گرما و تب و تابی ویژه آفریده است؛ اما تداوم آن نیازمند فرم اجتماعی است. برای آنکه چرخه فداکاری امکان تداوم داشته باشد نیاز به فضای عمومی همچون: مدارس، دانشگاه ها، مساجد،بازار و سراهای محله دارد. لازمه دیگر شکل گیری نهادهای مردمی شبکه های اجتماعی از پیش موجود در فضاهای عمومی مربوطه است، همچون انجمن های دانشجویی، انجمن های دانش آموزی، هیئات، اصناف، خیره ها و گروه ها و تشکل های محلی و مردمی. undefined روح فداکاری زمانی که خود را به شکل نهادمند در فضای عمومی و در قالب شبکه های اجتماعی عینیت می بخشد ساختاری تعاونی محور و بر اساس همکاری و دگریاری می یابد. نهادهای مردمی که فداکاری را به چرخه عمومی مناسبات جمعی مبدل می سازند موجودیت اجتماعی را رقم خواهند زد که حداقل یکی از امکان های آینده سیاسی ایران را باید در سیاست مردمی بازیابی کنیم.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور
undefined۲
undefined۱

۱۳۹

۸:۳۶