ماجرای ونوزئولا را یادتان هست؟ برجستهترین تصویر از آن ماجرا، تصویرِ ربودنِ مادورو بود. یک عملیاتِ هالیوودیِ تمیز که دهانها را باز نگه میداشت و همه را معطوف به خودش میکرد. در پسِ این عملیات سینمایی اما ماهیتِ اصلیِ تغییرات در ونوزئولا از نظرها پنهان نگه داشته شد. ماهیتی که شناختش شاید بتواند توضیح بدهد که چطور آمریکا مثل آب خوردن دستش به مادورو رسید.
بعد از مادورو چه کسی بر قدرت نشست؟ اپوزسیونش؟ نه خیر. معاونش. دلسی رودریگز. کسی که از فردای ربایش مادورو، بعد از چندفقره مصاحبه در محکومیتِ اقدام آمریکا، خیلی شیک و مجلسی با چراغ سبزِ واشنگتن، فرمان کشور را در دست گرفت. دلسی که پیشتر توسط آمریکا تحریم شده بود، نامش از لیست تحریمها خارج شد. او هم به موازاتِ لطف آمریکاییها، سریالی از اقدامات در راستای منافع آمریکا را آغاز کرد که مهمترینش تلاش برای واگذاری نفت ونوزئولا به شرکت آمریکایی شورون را بود.
در واقع از سمت یکی از عناصر داخلی نظامِ ونوزئولا، یک معامله برد-برد با آمریکا اتفاق افتاد. «اگر من قدرت را داشته باشم، تابع خواهم بود». مادورو را بیسروصدا به آمریکا فروخت و خودش بر صدر نشست تا مباشر آمریکاییها در امور نفتِ ونوزئولا باشد. در ظاهر وفادارِ نظام سیاسیِ مادورو و در عمل حافظ منافع آمریکا. برای آمریکا چه فرقی میکند حاکم ونوزئولا چاوز و مادورو را فحش بدهد یا برایشان فاتحه بفرستد. اینکه منافع آمریکا را حفظ کند، کافیست. دلسی همان گزینه ایدهآل بود. یک کودتای تمیز و بیخونریزی که با حذف «راس هرم» - بدون دست خوردن به «ساختار نظام» - یک نفر مطابق منافع آمریکا به جای نفر اول نشانده شد. نظام عوض نشد، طریقتِ نظام عوض شد. این، همان مدلِ پیاده شده در ونوزئولا بود.
چندروز پیش، ترامپ از تکرار مدل ونوزئولا در ایران گفته بود. طبیعی است که ذهنها همه معطوف به آن عملیات هالیوودی شود. عملیاتی که انجامش در ایران کمی دور از انتظار است و همین فرضِ صحیح، باعث شد مواجهه با آن صحبتهای ترامپ، مواجهه با یک جوک باشد. اما اگر معنای «مدل ونوزئولا» را در نسبت با دلسی رودریگز و کودتای نرم او فهم کنیم، آنوقت حرفهای ترامپ خیلی هم بیربط به نظر نخواهد رسید.
در واقع وقتی صحبتهای ترامپ درباره «تکرار مدل ونوزئولا در ایران» را کنارِ تمایلش به روی کار آمدنِ «میانهروها» میگذاریم، به این نتیجه میرسیم که ترامپ شاید در درون ساختار سیاسی ایران هم یک دلسی رودریگز را توی آب نمک نگه داشته است. یک دلسی رودریگز که نه با براندازی و عملیات سخت که براساس ساختارهای درونِ خودِ نظام و براساس اقتضائاتی که پیش خواهد آمد، قرار است روی کار بیاید. چه اقتضائاتی؟ تصور کنید حذف «راس هرم» آنقدر ادامه پیدا کند که بالاخره نوبت به «دلسیِ ایرانی» برسد. و آن دلسی قرار نیست سیدعلی خامنهای را فحش بدهد. نه. برایش گریه هم خواهد کرد اما در عمل، در میدان، خراجِ جمهوری اسلامی را به آمریکا خواهد داد. منافع آمریکا را تضمین خواهد کرد.
جالبتر از همه، همنشینیِ این تقریر از «مدلِ ونوزئولای ترامپ» با آخرین تحلیلی است که رهبر شهید در باب تحولات داخلی ایران ارائه داد. تحلیلی که اساسش بر «کودتا» بود. و کودتا همانطور که همه میدانیم معنای مشخصی دارد. طغیانی از دورن نظام علیه راس هرم. طغیانی که کار غریبهها نیست. مردمی هم نیست. برآمدنِ کسی است که پیش از آن، «خودی» حساب میشده. از حلقه نظام خارج نبوده. به شکل عجیبی حرفهای سیدعلی خامنهای و ترامپ به یک نقطه اشتراک میرسند و آن ایدهی «کودتا به سبک دلسی» است. همان «مدل ونوزئولا».
@naneveshteha
بعد از مادورو چه کسی بر قدرت نشست؟ اپوزسیونش؟ نه خیر. معاونش. دلسی رودریگز. کسی که از فردای ربایش مادورو، بعد از چندفقره مصاحبه در محکومیتِ اقدام آمریکا، خیلی شیک و مجلسی با چراغ سبزِ واشنگتن، فرمان کشور را در دست گرفت. دلسی که پیشتر توسط آمریکا تحریم شده بود، نامش از لیست تحریمها خارج شد. او هم به موازاتِ لطف آمریکاییها، سریالی از اقدامات در راستای منافع آمریکا را آغاز کرد که مهمترینش تلاش برای واگذاری نفت ونوزئولا به شرکت آمریکایی شورون را بود.
در واقع از سمت یکی از عناصر داخلی نظامِ ونوزئولا، یک معامله برد-برد با آمریکا اتفاق افتاد. «اگر من قدرت را داشته باشم، تابع خواهم بود». مادورو را بیسروصدا به آمریکا فروخت و خودش بر صدر نشست تا مباشر آمریکاییها در امور نفتِ ونوزئولا باشد. در ظاهر وفادارِ نظام سیاسیِ مادورو و در عمل حافظ منافع آمریکا. برای آمریکا چه فرقی میکند حاکم ونوزئولا چاوز و مادورو را فحش بدهد یا برایشان فاتحه بفرستد. اینکه منافع آمریکا را حفظ کند، کافیست. دلسی همان گزینه ایدهآل بود. یک کودتای تمیز و بیخونریزی که با حذف «راس هرم» - بدون دست خوردن به «ساختار نظام» - یک نفر مطابق منافع آمریکا به جای نفر اول نشانده شد. نظام عوض نشد، طریقتِ نظام عوض شد. این، همان مدلِ پیاده شده در ونوزئولا بود.
چندروز پیش، ترامپ از تکرار مدل ونوزئولا در ایران گفته بود. طبیعی است که ذهنها همه معطوف به آن عملیات هالیوودی شود. عملیاتی که انجامش در ایران کمی دور از انتظار است و همین فرضِ صحیح، باعث شد مواجهه با آن صحبتهای ترامپ، مواجهه با یک جوک باشد. اما اگر معنای «مدل ونوزئولا» را در نسبت با دلسی رودریگز و کودتای نرم او فهم کنیم، آنوقت حرفهای ترامپ خیلی هم بیربط به نظر نخواهد رسید.
در واقع وقتی صحبتهای ترامپ درباره «تکرار مدل ونوزئولا در ایران» را کنارِ تمایلش به روی کار آمدنِ «میانهروها» میگذاریم، به این نتیجه میرسیم که ترامپ شاید در درون ساختار سیاسی ایران هم یک دلسی رودریگز را توی آب نمک نگه داشته است. یک دلسی رودریگز که نه با براندازی و عملیات سخت که براساس ساختارهای درونِ خودِ نظام و براساس اقتضائاتی که پیش خواهد آمد، قرار است روی کار بیاید. چه اقتضائاتی؟ تصور کنید حذف «راس هرم» آنقدر ادامه پیدا کند که بالاخره نوبت به «دلسیِ ایرانی» برسد. و آن دلسی قرار نیست سیدعلی خامنهای را فحش بدهد. نه. برایش گریه هم خواهد کرد اما در عمل، در میدان، خراجِ جمهوری اسلامی را به آمریکا خواهد داد. منافع آمریکا را تضمین خواهد کرد.
جالبتر از همه، همنشینیِ این تقریر از «مدلِ ونوزئولای ترامپ» با آخرین تحلیلی است که رهبر شهید در باب تحولات داخلی ایران ارائه داد. تحلیلی که اساسش بر «کودتا» بود. و کودتا همانطور که همه میدانیم معنای مشخصی دارد. طغیانی از دورن نظام علیه راس هرم. طغیانی که کار غریبهها نیست. مردمی هم نیست. برآمدنِ کسی است که پیش از آن، «خودی» حساب میشده. از حلقه نظام خارج نبوده. به شکل عجیبی حرفهای سیدعلی خامنهای و ترامپ به یک نقطه اشتراک میرسند و آن ایدهی «کودتا به سبک دلسی» است. همان «مدل ونوزئولا».
۱.۱K
۲۰:۲۲