عکس پروفایل افق دانشگاها
۲۷۸ عضو

افق دانشگاه

ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ می‌گوییم.
undefinedجهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
undefined اقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبیundefinedقسمت دوم؛ دانشگاه، دانشجو و کنشگری در جنگ ترکیبیundefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهرانundefinedبخش اول:
undefinedدر قسمت اول این نوشتار، اقتصاد مقاومتی به‌عنوان یک «دکترین اقتصادی-امنیتی» در بستر جنگ اقتصادی بلندمدت تبیین شد؛ جنگی که در آن، ابزارهایی نظیر تحریم، محدودسازی مالی و فشار بر زنجیره‌های تأمین، به‌عنوان جایگزین‌های کم‌هزینه‌تر جنگ نظامی و یا حتی مکمل جنگ نظامی برای تحقق اهداف آن، به‌کار گرفته می‌شوند. در آنجا تأکید شد که اقتصاد مقاومتی، صرفاً یک الگوی توسعه نیست، بلکه راهبردی برای بازتعریف نسبت «اقتصاد و امنیت ملی» در شرایط منازعه وجودی و ساختاری است. اما این صورت‌بندی، زمانی کامل می‌شود که جنگ اقتصادی را نه به‌عنوان یک پدیده مستقل، بلکه به‌عنوان بخشی از یک «معماری جنگی چندلایه» درک کنیم. در این چارچوب، پرسش اصلی این است که دانشگاه، دانشجو و کنشگری دانشجویی در این معماری چه جایگاهی دارند و چگونه می‌توانند در منطق اقتصاد مقاومتی ایفای نقش کنند؟
undefinedنخست باید توجه داشت که «جنگ» در ادبیات راهبردی معاصر، دیگر محدود به میدان نظامی نیست، بلکه به یک پدیده چندبُعدی و شبکه‌ای تبدیل شده است. جنگ مدرن را باید برآیند لایه‌هایی دانست که شامل بُعد نظامی، اقتصادی، رسانه‌ای، شناختی (cognitive)، سایبری و فناورانه است؛ لایه‌هایی که به‌صورت هم‌افزا عمل کرده و هدف مشترک آنها، تأثیرگذاری بر اراده، محاسبات و ظرفیت‌های طرف مقابل است.
undefinedدر این الگو، تخریب فیزیکی تنها یکی از مسیرهای تحقق اهداف است و در بسیاری از موارد، بدون درگیری مستقیم، از طریق اختلال در کارکرد سیستم‌ها، تغییر در ادراکات عمومی، یا بی‌ثبات‌سازی متغیرهای اقتصادی، نتایج راهبردی حاصل می‌شود. از همین‌رو، جنگ اقتصادی را باید جزئی از یک «جنگ ترکیبی» دانست که در تعامل مستمر با سایر ابعاد عمل می‌کند. تحریم مالی، زمانی بیشترین اثر را دارد که با عملیات رسانه‌ای برای القای نااطمینانی، اقدامات شناختی برای تغییر انتظارات و برتری فناورانه برای کنترل زیرساخت‌ها همراه شود.
undefinedدر این میان، «فناوری» به هسته مرکزی این معماری در جنگ مدرن تبدیل شده است. فناوری نه‌تنها ابزار اجرای جنگ اقتصادی است، بلکه بستری است که سایر ابعاد جنگ را به هم متصل می‌کند؛ از پلتفرم‌های مالی و نظام‌های پرداخت گرفته تا شبکه‌های اطلاعاتی، هوش مصنوعی و زنجیره‌های تأمین پیشرفته؛ برتری در جنگ مدرن، بدون برتری فناورانه عملاً ناممکن است و همین مسئله، جایگاه «دانش» را به سطحی راهبردی در امنیت ملی ارتقاء داده است.
undefinedبر این اساس، اگر در جنگ‌های کلاسیک، تسلیحات و نیروی انسانی تعیین‌کننده بودند، در این الگوی جدید، فناوری، مدل‌های حکمرانی و نوآوری نهادی به سلاح‌های اصلی تبدیل شده‌اند. اینجاست که پیوند مستقیم میان اقتصاد مقاومتی و زیست‌بوم علمی و فناورانه کشور شکل می‌گیرد.
undefinedاز این منظر، دانشگاه را باید «اتاق فرمان شناختی و فناورانه» این جنگ چندلایه دانست. دانشگاه صرفاً محل آموزش نیست، بلکه کانونی برای صورت‌بندی نظری، طراحی راهبرد و تولید ابزارهای مواجهه با فشارهای خارجی است. در امتداد بحث قسمت اول درباره «درون‌زایی»، دانشگاه دقیقاً همان نقطه‌ای است که این درون‌زایی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که دانش به فناوری و فناوری به مزیت رقابتی اقتصادی تبدیل می‌شود.
undefinedاین بدان معناست که هرگونه گسست میان دانشگاه و مسائل واقعی اقتصاد کشور، در شرایط جنگ اقتصادی، به‌معنای ایجاد شکاف در خطوط پشتیبانی است. بنابراین، دانشگاه باید از یک نهاد صرفاً آموزشی، به یک «نهاد مسئله‌محور و راهبردی» ارتقاء یابد؛ نهادی که بتواند مسائل اقتصاد ایران در شرایط تحریم را شناسایی، اولویت‌بندی و برای آنها راه‌حل‌های عملیاتی طراحی کند.
undefinedدر این چارچوب، دانشجو به‌عنوان عنصر محوری دانشگاه، جایگاهی فراتر از یک «آموزش‌گیرنده» دارد. دانشجو هم‌زمان «سرمایه انسانی آینده» و «کنشگر بالفعل» در میدان اجتماعی است. در منطق اقتصاد مقاومتی که بر «بسیج اقتصادی» و مشارکت مردمی تأکید دارد، دانشجو بخشی از نیروی فعال این میدان است؛ نیرویی که می‌تواند در تولید دانش، نوآوری، و حتی در تغییر رفتارهای اقتصادی نقش‌آفرینی کند.ادامه متن
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:undefined@ofogh_daneshgah
undefined۵
undefined۳

۲.۷K

۱۸:۲۱