ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ میگوییم. جهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
اقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبی قسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آینده علیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ️بخش اول در دو بخش گذشته، اقتصاد مقاومتی بهعنوان دکترین جمهوری اسلامی برای مواجهه با جنگ اقتصادی بلندمدت و سپس جایگاه دانشگاه در معماری جنگ ترکیبی تبیین شد. در آنجا استدلال شد که جنگ امروز، دیگر صرفاً در میدان نظامی رخ نمیدهد، بلکه در عرصههای اقتصاد، فناوری، رسانه، شناخت، حکمرانی و حتی سبک زندگی جریان دارد. بر همین اساس، اقتصاد مقاومتی نیز صرفاً یک الگوی اقتصادی نیست، بلکه راهبردی برای حفظ و افزایش قدرت ملی در شرایطی است که منازعه، به بخشی پایدار از محیط راهبردی کشور تبدیل شده است. اما هر دکترینی، برای آنکه از سطح اسناد و سیاستها به واقعیت اجتماعی تبدیل شود، نیازمند نیروی انسانی، نهادهای مؤثر و سازوکارهای اجرایی است. پرسش اساسی این است که چه کسانی قرار است این دکترین را اجرا کنند، آن را توسعه دهند و در نسلهای آینده استمرار بخشند؟ پاسخ این پرسش، ما را به دانشگاه و به طور مشخصتر، به دانشجو و تشکل دانشجویی میرساند. دانشجو، پیش از آنکه عضو یک تشکل یا فعال یک جریان فکری باشد، یک جوان در حال ساختن آینده است. فلسفه حضور او در دانشگاه، آمادگی برای پذیرش مسئولیتهای آینده است. او در سالهای پیش رو، به عنوان مهندس، پزشک، پژوهشگر، معلم، مدیر، کارآفرین یا سیاستگذار، بخشی از ساختار اقتصادی، علمی و اجتماعی کشور را شکل خواهد داد. به همین دلیل، درس خواندن صرفاً کسب مدرک یا دستیابی به یک موقعیت شغلی نیست؛ بلکه فرآیند آماده شدن برای ایفای نقش در ساخت آینده است. این آینده نیز صرفاً آینده فردی نیست؛ هر دانشجو، خواه ناخواه، در ساخت آینده جامعه خود نیز سهیم است. توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی، اقتدار فناورانه، کارآمدی نظام حکمرانی و حتی سرمایه اجتماعی کشور، در نهایت محصول تصمیمها و عملکرد نسل امروز دانشگاهیان خواهد بود. از این منظر، دانشگاه را باید کارخانه تولید انسان آینده دانست؛ جایی که نه تنها دانش، بلکه مدیران، متخصصان و معماران فردای کشور در آن شکل میگیرند. اما این تصویر، زمانی کامل میشود که واقعیت محیط راهبردی ایران را نیز در نظر بگیریم. ایران کشوری است که به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی، ظرفیتهای انسانی و قرار گرفتن در چهارراه کریدورهای مهم منطقهای، همواره در کانون رقابت قدرتهای بزرگ قرار داشته است. تجربه دهههای گذشته نیز نشان داده است که فشار بر ایران، تنها به ابزار نظامی محدود نبوده و در قالب تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای فناورانه، عملیات رسانهای، جنگ شناختی، فشارهای مالی و رقابتهای ژئواکونومیک دنبال شده است. بنابراین، آیندهای که دانشجوی امروز برای ساختن آن آماده میشود، آیندهای عادی و بدون چالش نیست؛ بلکه آیندهای است که در آن، پیشرفت کشور باید همزمان با مدیریت تهدیدها و فشارهای بیرونی محقق شود. در همین نقطه، مفهوم «مقاومت» اهمیت پیدا میکند. مقاومت، صرفاً ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ مقاومت، توانایی ساختن آینده مطلوب علیرغم وجود تهدیدهاست. اگر مقاومت را تنها به معنای تحمل فشار یا جلوگیری از آسیب بدانیم، نهایتاً به حفظ وضع موجود خواهیم رسید؛ اما منطق انقلاب اسلامی و به تبع آن، منطق اقتصاد مقاومتی، صرفاً حفظ وضع موجود نیست، بلکه حرکت به سوی آیندهای قویتر، پیشرفتهتر و مستقلتر است. جامعه مقاوم، جامعهای نیست که تنها از خود دفاع کند؛ جامعه مقاوم، جامعهای است که بتواند در دل محدودیتها، فرصت خلق کند، ظرفیتهای خود را فعال سازد و مسیر پیشرفت را متوقف نکند. از همین منظر، اقتصاد مقاومتی نیز نباید صرفاً مجموعهای از سیاستهای مقابله با تحریم تلقی شود. اقتصاد مقاومتی، دکترین ساختن اقتصادی توانمند، درونزا، دانشبنیان و در عین حال برونگراست؛ اقتصادی که بتواند حتی در شرایط فشار، مسیر رشد، نوآوری و افزایش قدرت ملی را ادامه دهد. بنابراین، مقاومت و پیشرفت دو مفهوم متقابل نیستند، بلکه پیشرفت، هدف مقاومت است و مقاومت، راه رسیدن به آن. وقتی مقاومت چنین تعریفی پیدا میکند، جایگاه دانشگاه نیز معنای تازهای مییابد. دانشگاه دیگر صرفاً نهادی برای آموزش نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نهادهای تولید قدرت ملی است. اگر در جنگهای کلاسیک، قدرت کشورها با شمار نیروها و تجهیزات نظامی سنجیده میشد، در جنگ ترکیبی امروز، قدرت بیش از هر چیز به توان تولید دانش، فناوری، نوآوری، سرمایه انسانی و کیفیت نظام حکمرانی وابسته است. همه این عناصر، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در دانشگاه شکل میگیرند.ادامه متن با افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah