عکس پروفایل افق دانشگاها
۲۷۸ عضو

افق دانشگاه

ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ می‌گوییم.
undefinedجهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
افق دانشگاه
undefinedاقتصاد مقاومتی؛ دکترین امنیت ملی ایران در جنگ اقتصادی بلندمدت undefinedقسمت اول undefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران undefinedبخش اول: undefinedدر ادبیات راهبردی معاصر، «اقتصاد» دیگر نه یک حوزه صرفاً فنی، بلکه یکی از میدان‌های اصلی اعمال قدرت و منازعه در نظام بین‌الملل است. در این چارچوب، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» را نمی‌توان صرفاً یک الگوی توسعه اقتصادی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را به‌مثابه یک استراتژی جنگی در برابر نوعی جنگ بلندمدت اقتصادی دانست که از سوی جبهه‌ای متشکل از قدرت‌های غربی و شبکه های هم‌پیمان آنها با محوریت ایالات متحده و از طریق ابزارهایی چون تحریم‌های OFAC، محدودیت‌های SWIFT، و فشارهای FATF علیه جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا شده است. مسئله اصلی این نوشتار آن است که چگونه می‌توان اقتصاد مقاومتی را به‌عنوان یک دکترین امنیت ملی در شرایط جنگ اقتصادی فهم و تحلیل کرد. undefinedبر اساس متن ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در سال ۱۳۹۲، صراحتاً از «جنگ اقتصادی تمام‌عیار» سخن به میان آمده است. این تعبیر، نشان‌دهنده تغییر ماهیت تهدیدات از شکل نظامی کلاسیک به شکل پیچیده و چندلایه اقتصادی است؛ جنگی که ابزارهای آن شامل تحریم، محدودسازی دسترسی به بازارها، فشار بر زنجیره تأمین، و ایجاد بی‌ثباتی در متغیرهای کلان اقتصادی است. undefinedتجربه تاریخی کشورهایی نظیر کوبا در دوران تحریم‌های دهه ۱۹۶۰، روسیه پس از الحاق کریمه در ۲۰۱۴، و کره شمالی نشان می‌دهد که واکنش‌های درون‌زا به تحریم‌های سیستماتیک، الگوهای بسیار متفاوتی از موفقیت و شکست را رقم زده‌اند، مقایسه‌ای که می‌تواند محک ارزیابی واقع‌بینانه‌تری برای اقتصاد مقاومتی ایران فراهم کند. در چنین شرایطی، پاسخ نیز نمی‌تواند صرفاً اقتصادی به معنای متعارف باشد، بلکه باید واجد ماهیتی راهبردی و حتی «رزمی» در سطح سیاستگذاری باشد. undefinedاقتصاد مقاومتی در این چارچوب، تلاشی برای بازتعریف نسبت اقتصاد و امنیت ملی است. اقتصاد به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین قدرت ملی، در صورت فقدان استحکام درونی، به‌سرعت به نقطه آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل می‌شود. از این‌رو، اقتصاد مقاومتی را باید راهبردی برای «امنیتی‌سازی اقتصاد» در برابر تهدیدات خارجی دانست؛ به‌گونه‌ای که اقتصاد نه‌تنها در برابر فشارها مقاوم باشد، بلکه بتواند به‌عنوان ابزار فشار متقابل نیز ایفای نقش کند. undefinedاز منظر نظری، مفهوم اقتصاد مقاومتی قرابت‌هایی با مفهوم «فنریت اقتصادی» (Economic Resilience) در ادبیات جهانی دارد، اما از آن فراتر می‌رود. به بیان دقیق‌تر، اگر فنریت اقتصادی معطوف به حفظ تعادل در برابر شوک‌هاست، اقتصاد مقاومتی ناظر بر «بازطراحی فعال ساختار اقتصاد» به‌منظور کاهش اثرگذاری شوک‌ها و حتی تغییر جهت آنهاست. در ادبیات بین‌المللی، نزدیک‌ترین مفهوم به این رویکرد ، «خوداتکایی راهبردی» (Strategic Autarky) در اقتصاد سیاسی است که در سیاست صنعتی چین پس از ۲۰۱۵ به‌ویژه در سند Made in China 2025 نیز به‌روشنی قابل ردیابی است. به تعبیر دیگر، در حالی که فنریت اقتصادی عمدتاً ماهیتی تدافعی دارد، اقتصاد مقاومتی ترکیبی از رویکردهای تدافعی و تهاجمی را در بر می‌گیرد. undefinedیکی از مهم‌ترین ابعاد این استراتژی، «درون‌زایی» است. در شرایط جنگ اقتصادی، وابستگی به خارج به‌مثابه یک نقطه ضعف راهبردی عمل می‌کند. از این‌رو، سیاست‌هایی نظیر توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، افزایش تولید داخلی کالاهای اساسی، و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، در واقع معادل «تقویت خطوط پشتیبانی» در یک جنگ کلاسیک هستند. این اقدامات، ظرفیت تاب‌آوری اقتصاد را افزایش داده و هزینه اعمال فشار را برای طرف مقابل بالا می‌برد. ادامه متن undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید: undefined@ofogh_daneshgah
undefinedاقتصاد مقاومتی؛ دکترین امنیت ملی ایران در جنگ اقتصادی بلندمدتundefinedقسمت اولundefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهرانundefinedبخش دوم:
undefinedدر این چارچوب، درون‌زایی و برون‌گرایی نه دو رویکرد متعارض، بلکه دو مؤلفه مکمل یک استراتژی واحد هستند. «برون‌گرایی هوشمند» به معنای انزواگریزی فعال، تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی، گسترش پیوندهای منطقه‌ای و بهره‌گیری از دیپلماسی اقتصادی برای خنثی‌سازی فشارهاست. در این راستا، ظرفیت‌های به‌فعل‌درآمده در چارچوب سازمان شانگهای، پیوستن به بریکس، و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نخستین نشانه‌های عملیاتی‌شدن این رویکرد در سطح بین‌المللی هستند؛ هرچند ارزیابی میزان اثربخشی واقعی این مشارکت‌ها در کاهش فشار تحریمی مستلزم تحلیل جداگانه و داده‌محور است. در منطق جنگی، این رویکرد را می‌توان معادل ایجاد ائتلاف‌ها و خطوط ارتباطی جایگزین برای عبور از شرایط محاصره اقتصادی دانست.
undefinedنکته مهم دیگر، نقش مردم و کنشگران اقتصادی در این استراتژی است. تأکید بر «اقتصاد مردمی» نشان می‌دهد که اقتصاد مقاومتی صرفاً یک پروژه دولتی نیست، بلکه نوعی «بسیج اقتصادی» در سطح ملی است. در شرایط جنگی، همان‌گونه که پیروزی صرفاً با اتکا به توان نظامی ممکن نیست، در جنگ اقتصادی نیز بدون مشارکت فعال بخش خصوصی و جامعه، امکان تحقق اهداف راهبردی وجود نخواهد داشت. در این میان، طراحی سازوکارهای انگیزشی برای بخش خصوصی از جمله کاهش بار نهادی، شفافیت در حقوق مالکیت، و دسترسی به تأمین مالی از ضروریات عملیاتی‌سازی این بُعد از دکترین است.
undefinedاز منظر ساختاری، اقتصاد مقاومتی را می‌توان در قالب یک فرآیند سه‌سطحی تحلیل کرد: توانمندسازی درونی، پایدارسازی ساختاری، و اثرگذاری فراملیاین سطوح را می‌توان با مراحل یک جنگ بلندمدت مقایسه کرد: ابتدا تقویت زیرساخت‌ها و بنیان‌های داخلی، سپس تثبیت و ایجاد پایداری در برابر فشارهای خارجی، و در نهایت دستیابی به سطحی از توانمندی که امکان ارائه الگو به کشورهای دیگر در وضعیت مشابه را فراهم آورد آنچه می‌توان آن را «قدرت نرم مقاومتی» نامید.
undefinedدر جمع‌بندی، می‌توان گفت که اقتصاد مقاومتی یک «دکترین اقتصادی-امنیتی» است که در پاسخ به شرایط خاص جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با جنگ اقتصادی طراحی شده است. این دکترین، با تأکید بر درون‌زایی، برون‌گرایی هوشمند، مشارکت مردمی و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، در پی آن است که نه‌تنها آسیب‌پذیری‌های ساختاری را کاهش دهد، بلکه ظرفیت‌های جدیدی برای قدرت‌سازی اقتصادی ایجاد کند. در واقع، اقتصاد مقاومتی را باید صورت‌بندی اقتصادیِ یک راهبرد کلان بقا و پیشروی در شرایط منازعه ساختاری دانست؛ راهبردی که در آن، اقتصاد نه صرفاً عرصه‌ای برای تولید ثروت، بلکه میدان اصلی تثبیت و گسترش قدرت ملی است.undefinedاین نوشتار ادامه دارد...
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:undefined@ofogh_daneshgah
undefined۵
undefined۲

۱.۸K

۱۳:۵۹