قلبم روشن و گرم میشه با بازخوردهای کارگاه گرامر. الحمدلله که خدا کمک کرد این کلاسا باعث بشن این اعتمادبهنفسنداشتنه از بین بره.طفلک زبانآموز ایرانی سر گرامر زخمخورده و گمگشتهست، چون عین ریاضی محض تست کنکور یادش گرفته و برای حرفزدن اصن نمیدونه از کدوم زمان و قاعده باید استفاده کنه.من این رو میدونستم و برای همین برای تکتک گرامرها، اول ساده و ملموس توضیح دادم کجا استفاده میشن و کجا استفاده نمیشن. اینم نتیجهش.
🫶

۱۵:۴۸
سه تا کارگاه زبان منبرای اینکه خودتون رو لااقل سی پله در زبان بکشین جلوو تا مدتها به هیچ کلاس دیگهای احتیاج نداشته باشین.اولین درس گرامر رو که بگیرین و قشنگ جا بیفته، میتونین مکالمه رو شروع کنید. اگه کارایی رو که در کارگاه خودخوان میگم، موبهمو انجام بدین، واقعاً لازم نیست حتی یه ترم برین آموزشگاه.
تا جمعهٔ همین هفته فرصت ثبت نام هست. قدم سر چشم.
تا جمعهٔ همین هفته فرصت ثبت نام هست. قدم سر چشم.
۱۶:۰۴
۱۶:۰۴
۱۶:۰۴
سرفصلهای دو کارگاه جامع و تکمیلی
اینا رو یاد بگیرین تا پسادکترا قبولیتون در بخش گرامر آزمونهای زبان تضمینه.
اینا رو یاد بگیرین تا پسادکترا قبولیتون در بخش گرامر آزمونهای زبان تضمینه.
۱۶:۴۷
بازارسال شده از سفره موسی بن جعفر( روضه خانگی)
به پیشنهاد یکی از همراهان امروز که روز #هفتم رمضان هستو #چهارشنبه مخصوص امام کاظم علیه السلام ،همه با هم #سفره افطارمون با یک ذکر توسل بنام #بابالحوائج پهن کنیم ....
همه #سفرهموسیبنجعفر بندازیم برای سلامتی امام زمان و دفع بلا از ایران عزیز
موافقین؟پس بچرخونید این پیام رو و برسونید به دست اهلش
ایران شیعه خانهی موسی بن جعفره
#سفرهموسیبنجعفر#هفتمرمضان
@sofre7
همه #سفرهموسیبنجعفر بندازیم برای سلامتی امام زمان و دفع بلا از ایران عزیز
موافقین؟پس بچرخونید این پیام رو و برسونید به دست اهلش
#سفرهموسیبنجعفر#هفتمرمضان
@sofre7
۷:۳۱
جنگ چیزهایی را از من دزدید که دوستشان داشتم. میتوانستم مثل چهاردهسالگیام باشم. واکمنم کنار دستم بتهوون و ویوالدی پخش کند، کتاب بخوانم، دیوانهوار شعر بگویم و ساز بزنم،اما جوان شدم و فهمیدم حالا وقت ادای دِین است. دیگر نمیتوانم به سبکبالی قبل، هرچه میخواهم بخوانم، بشنوم، بنویسم، بزنم.حاشیهٔ امن دنیا محو شد. صاف افتادم وسط میدان که با کلمه بجنگم، با صدا بجنگم، برای آزادی بجنگم، برای آزادگی.اگرچه آن زندگی ملایم گذشته را سخت خوش داشتم، یک تار موی جهان امروزم را با چهاردهسالگیام عوض نمیکنمو روی ماه خداوند را میبوسمکه به ما آرمانی برای مبارزه دادو دلی برای گذشتن از دوستداشتنیهای سادهٔ روزگار بیخبری و تُردسالیبرای رسیدن به عشقی یکّه و بیرقیب و جاافتاده، این مرد روزگار سخت که در چهلوچندسالگی خواستنیتر و پناهتر و ستبرتر از چهاردهسالگیستو نامش«جمهوری اسلامی ایران» است.
" />
پرستو علیعسگرنجاد، فدای ایران
http://ble.ir/parastooasgarnejad
http://ble.ir/parastooasgarnejad
۹:۳۸
تا کوچ
تصویر
این عکسا انگار باز نمیشن برای عدهای.مجدد میذارمبا ذکر این نکته که مهلت ثبت نام تا جمعهٔ همین هفتهست، پسفردا.
۱۵:۵۸
۱۵:۵۸
۱۵:۵۹
۱۵:۵۹
کی دلش برای قصههای عسگرنجاد تنگ شده؟ راست حسینی!
۱۹:۱۳
ترکیب برنده؟دعای سمات در ماه مبارک رمضان
به یاد سه تن، حاجقاسم، حاجاحمد، حاجحسنو به نیابت از شهید محمدمهدی رمیتی.
به یاد سه تن، حاجقاسم، حاجاحمد، حاجحسنو به نیابت از شهید محمدمهدی رمیتی.
۱۴:۰۲
تا کوچ
تصویر
عزیزانمساعات آخر ثبت نام کارگاههای زبانمهجا نمونین.🫶
۱۷:۲۹
تو میگی کسی که عرضه نداره بعد سالها زندگی مشترک، زن خودش رو در یه رابطهٔ متعهدانه حفظ کنه، عرضه داره برای من و تو میهنمون رو حفظ کنه؟اینا عکساییه که از یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی منتشر شده در سفری به همراه مربی یوگاش. حالا اینکه آدم در زمان تأهل، با مربی یوگاش چرا باید به سواحل آفتابی سفر کنه و با فیگور عاشقانه عکس بگیره سؤالیه که پهلویپرستها سعی کردن روش ماله بکشن.
ما یه مشت از خاک ایران رو دست شفتهای مث رضا پهلوی نمیسپریم، چه برسه به میهن ۱/۶میلیون کیلومتر مربعی پهناورمون رو.برای من یقینههرگز دوران بازگشت به بربریت نظام شاه و رعیتی رو نخواهم دید، چون دو حالت بیشتر وجود نداره:یا هرگز رخ نخواهد دادیا پهلویچیها باید برای گرفتن ایران از روی نعش من و امثال من رد شن.قصهٔ ما و بیوطنها، همونه که مرد میدان، شهید یحیی سنوار گفت:صلح و مذاکره در کار نیست. یا پیروز میشویم یا کربلا رخ میدهد.
http://ble.ir/parastooasgarnejad
ما یه مشت از خاک ایران رو دست شفتهای مث رضا پهلوی نمیسپریم، چه برسه به میهن ۱/۶میلیون کیلومتر مربعی پهناورمون رو.برای من یقینههرگز دوران بازگشت به بربریت نظام شاه و رعیتی رو نخواهم دید، چون دو حالت بیشتر وجود نداره:یا هرگز رخ نخواهد دادیا پهلویچیها باید برای گرفتن ایران از روی نعش من و امثال من رد شن.قصهٔ ما و بیوطنها، همونه که مرد میدان، شهید یحیی سنوار گفت:صلح و مذاکره در کار نیست. یا پیروز میشویم یا کربلا رخ میدهد.
http://ble.ir/parastooasgarnejad
۲۱:۵۵
لا تخف و لا تحزن، انّ الله معنا.
۶:۲۶
مهمترین کاری که الان از دست همهٔ ما برمیاد؟۱- حفظ آرامش و طمأنینه و تسلط به خود بهخصوص اگه بچه اطرافمون هست.
۲- سیل صلوات برای سلامتی رهبر، فرماندهان و تمام ایرانیان آزاده و وطندوست و شریف.صلوات زیاد، کوهها رو از جا میکنه. مصائب رو میگردونه. اصلاً دست کم نگیریم.
۳- یه دونه زیارت عاشورا که یادمون بیاد ما با اینا پدرکشتگی داریم و دستورالعمل زندگی ما، وقتی مذاکره جواب نده و صلح میسر نباشه، مبارزه برای آزادی و آزادگیه…
این جنگ را شما آغاز کردید، اما پایانش را ما رقم میزنیم.
۲- سیل صلوات برای سلامتی رهبر، فرماندهان و تمام ایرانیان آزاده و وطندوست و شریف.صلوات زیاد، کوهها رو از جا میکنه. مصائب رو میگردونه. اصلاً دست کم نگیریم.
۳- یه دونه زیارت عاشورا که یادمون بیاد ما با اینا پدرکشتگی داریم و دستورالعمل زندگی ما، وقتی مذاکره جواب نده و صلح میسر نباشه، مبارزه برای آزادی و آزادگیه…
این جنگ را شما آغاز کردید، اما پایانش را ما رقم میزنیم.
۶:۳۹
گوشی رو بذاریم زمین. قرآن دست بگیریم.ما ملت امام حسینیم.ما شیعیان حیدر کرّاریم.ما امت محمد رسول الله (ص) هستیمو میدونیم الا ان نصر الله قریب.
سلاح من و توی مردم عادی، دعاست.با زبون روزه، مجاهدان و مبارزان شریف وطنمون رو دعا کنیم.
سورهٔ فتحدعای ۱۴ صحیفهسورهٔ فیلصلواتپیاپی.بسم الله
سلاح من و توی مردم عادی، دعاست.با زبون روزه، مجاهدان و مبارزان شریف وطنمون رو دعا کنیم.
سورهٔ فتحدعای ۱۴ صحیفهسورهٔ فیلصلواتپیاپی.بسم الله
۹:۳۵
تا کوچ
تصویر
آی من فدای اون که همین الان الان برای ما فیش واریز کلاس زبان فرستاده!چشمام گرد شد!آرامشت رو خریدارم زن!قدمت روی تخم چشمام که انقد سکینهٔ قلبی داری تو که چسبیدی به سنگر کوچیک خودت.خدای شترهای خویش!
بابا زنده باد ایران!
بابا زنده باد ایران!
۱۰:۵۴
۹ اسفند ۱۴۰۴مشاهدات عینی منتهران چه خبره؟
ساعت اول بعد پیچیدن خبر انفجار، پدر و مادرها پریشون شدن و سریع رفتن مدرسه دنبال بچهها.در نتیجه ترافیک خیلی سنگینی در تهران ایجاد شد.از مدرسه بهم زنگ زدن که بیا دنبال بچهها. مدت خیلی زیادی در ترافیک موندم و فرصت پیدا کردم خیابونا و مردم رو خوب تماشا کنم.
تصویر غالب، مامانهای نگران و باباهای خندونی بودن که دست بچهمدرسهایها رو گرفته بودن. کنترل باباها روی اضطرابشون طبیعتاً خیلی بیشتر از مامانها بود.
نکتهٔ مشهود دوم، خریدهای فلهای بود. بیشتر مردم با پلاستیکهای بزرگ خرید داشتن میرفتن سمت خونه. بیشتر دستمال توالت و کنسرو و چیپس و پفک لابد برای فسقلیها که توی خونه حوصلهشون سر میره.
سر ظهر صدای پدافند بلند شد. پرندهها دستهدسته وحشتزده میپریدن. صفهای طولانی پمپ بنزین، ترافیک رو تشدید کرده بود.
نونواییها تا همین لحظه همچنان خیلی شلوغن چون حرومزادهای دشمن ماست که به ملت روزهدارمون در ماه مبارک رمضان حمله کرده. آدما نگرانن برای افطار بدون نون بمونن در روزهای آتی. عدهای هم خیلی آروم و صبور و با طمأنینه توی صف طولانی میایستن دو تا نون میخرن میرن که به بقیه زودتر برسه.
سروصدا و دود نیست. خبری از محل انفجار ندارم.الان که به سمت عصر رفتیم ترافیک کمی بهتر شده اما فشار روی خروجیهای تهرانه چون دولت درخواست کرد مردم خارج شن.
سوپرمارکتها بازن. خلوتن. عابر توی خیابون هست، شبیه قبل، کمی کمتر.آدما غالباً گوشی دستشونه و پی خبرن، چه پیاده، چه پشت فرمون.
من چکار کردم؟ رفتم نزدیک برج آزادی بهعنوان نماد قدیمی تهران عزیز، ویدئو گرفتم برای فضای بینالملل.
دنیا باید بدونه به خاک ما تجاوز شده، میز مذاکره رها شده، به گفتوگو خیانت شده و یکی از یه قارهٔ دیگه چندهزار کیلومتر راه کشیده اومده این سر دنیا ناو خوابونده و پایگاه نظامی زده و به ملت شریف ما حمله کرده.ما هم تا میخوره میزنیمش.
میخوام سورهٔ فتح بخونم.
http://ble.ir/parastooasgarnejad
ساعت اول بعد پیچیدن خبر انفجار، پدر و مادرها پریشون شدن و سریع رفتن مدرسه دنبال بچهها.در نتیجه ترافیک خیلی سنگینی در تهران ایجاد شد.از مدرسه بهم زنگ زدن که بیا دنبال بچهها. مدت خیلی زیادی در ترافیک موندم و فرصت پیدا کردم خیابونا و مردم رو خوب تماشا کنم.
تصویر غالب، مامانهای نگران و باباهای خندونی بودن که دست بچهمدرسهایها رو گرفته بودن. کنترل باباها روی اضطرابشون طبیعتاً خیلی بیشتر از مامانها بود.
نکتهٔ مشهود دوم، خریدهای فلهای بود. بیشتر مردم با پلاستیکهای بزرگ خرید داشتن میرفتن سمت خونه. بیشتر دستمال توالت و کنسرو و چیپس و پفک لابد برای فسقلیها که توی خونه حوصلهشون سر میره.
سر ظهر صدای پدافند بلند شد. پرندهها دستهدسته وحشتزده میپریدن. صفهای طولانی پمپ بنزین، ترافیک رو تشدید کرده بود.
نونواییها تا همین لحظه همچنان خیلی شلوغن چون حرومزادهای دشمن ماست که به ملت روزهدارمون در ماه مبارک رمضان حمله کرده. آدما نگرانن برای افطار بدون نون بمونن در روزهای آتی. عدهای هم خیلی آروم و صبور و با طمأنینه توی صف طولانی میایستن دو تا نون میخرن میرن که به بقیه زودتر برسه.
سروصدا و دود نیست. خبری از محل انفجار ندارم.الان که به سمت عصر رفتیم ترافیک کمی بهتر شده اما فشار روی خروجیهای تهرانه چون دولت درخواست کرد مردم خارج شن.
سوپرمارکتها بازن. خلوتن. عابر توی خیابون هست، شبیه قبل، کمی کمتر.آدما غالباً گوشی دستشونه و پی خبرن، چه پیاده، چه پشت فرمون.
من چکار کردم؟ رفتم نزدیک برج آزادی بهعنوان نماد قدیمی تهران عزیز، ویدئو گرفتم برای فضای بینالملل.
دنیا باید بدونه به خاک ما تجاوز شده، میز مذاکره رها شده، به گفتوگو خیانت شده و یکی از یه قارهٔ دیگه چندهزار کیلومتر راه کشیده اومده این سر دنیا ناو خوابونده و پایگاه نظامی زده و به ملت شریف ما حمله کرده.ما هم تا میخوره میزنیمش.
میخوام سورهٔ فتح بخونم.
۱۱:۳۶