اگر فرض کنیم چنین انقلابی بدون شعار حکومت به راه می افتاد به عنوان اصلاحات و همان کارهایی که در تأسیس عدالتخانه و تشکیلات مشروطیت شد بلاشک کار امام، یک دهم کار الان اهمیت نداشت چون بالاخره آن خاندان میرفتند و جناح و جریانی از متدینین که قاعدتاً منتخبـان امام، متدینین بودند. روی کار می آمدند؛ اما آن کار چیزی بود، این کار یک چیز دیگر است. اهمیت کار امام که توقع این است ما این کار را تقویم درستی بکنیم این بود که مسئلهی حاکمیت اسلام را مطرح حکومت اسلامی به معنای حکومت مسلمین نیست؛به معنای حکومت اسلام است والا اگر فقط حکومت مسلمين باشد، حداکثرش این است که مسلمانی در رأس کار می آید و رفتارشخصی او رفتار خوبی خواهد بود. احياناً نمیگذارد در ظواهرجامعه هم فسق و فجوری صورت گیرد؛ اما نظام کشور و ادارهی زندگی بر اساس اسلام نخواهد بود؛ سلایق و فرهنگها و عادات وکج فهمیهای گوناگون تأثیر میگذارند. چیزی که جامعهی اسلامی را مصونیت میبخشد، حکومت اسلامی است؛ یعنی حاکمیت اسلام. هنر بزرگ امام این بوده است که حاکمیت اسلام را در اینجا مطرح کردند.صیغهی خاص ایشان هم برای حاکمیت اسلام، ولایت فقیه بود. انصافاً ولایت فقیه مبنای بسیار مستحکمی دارد. بنده اینطور تصور میکنم که موضوع ولایت فقيه، ولو مقداری در توسعه وتضييقش تفاوتي بين علما وجود داشته باشد جزو واضحات فقه اسلام است. انسان وقتی نگاه میکند، از قدیم الایام تاکنون، اگرکسانی این قضیه را مطرح نکردند یا با سردی با آن برخورد کردند،به خاطر این بوده است که فکر کردند چیزی را که شدنی نیست چرا مطرح کنند؛ والا وقتی انسان به کتابها و حرفهای فقها نگاه میکند، میبیند هیچ کس از آنها نیست که اصلاً حاکمیت غیرحکم اسلامی را قبول داشته باشد. انسان این را در ابواب مختلف فقهی مشاهده میکند. این جزو مسلمات است.¹_¹.دیدار اعضای هیئت علمی کنگرهی امام خمینی(ره) 4/11/ 1378
۶۹۲
۱۰:۴۵