۵._حفظ مصالح جامعهی اسلامی_بعضی خیال میکنند که مصلحت در مقابل حقیقت است؛ در صورتی که مصلحت هم یک حقیقت است؛ کما اینکه حقیقت مصلحت است. اصلا حقیقت و مصلحت از هم جدا هم نیستند. مصالح پنداری و شخصی است که بد است. وقتی مصلحت شخصی نیست وقتی مصلحت مردم و مصلحتِ
کشور است این میشود یک امر مقدس یک امر خوب یک چیز عزيز بنده تا مسئولیت دارم و تا نفس میکشم اجازه نخواهم داد که اینها با مصالح این کشور بازی کنند، بنده کسی نیستم این را هم بدانند؛ من هم که نباشم هر کس دیگری در این مقام و مسئولیت باشد همین طور است. غیر از این امکان ندارد. آن دست ملکوتی و الهی که اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی گذاشت فهمید چه کار میکند. آن کسی که در این مسند هست اگر همین دفاع از مصالح انقلاب و مصالح کشور ومصالح عالیه ی اسلام و مصالح مردم و این روحیه و این عمل را نداشته باشد شرایط از او سلب شده است؛ آن وقت صلاحیت نخواهد داشت؛ لذاست که شما میبینید با همین اصل مخالفند چون میدانند که مسئله، مسئلهی اشخاص نیست. ²حکمت، يعنى حكيمانه کار کند؛ از روی احساسات و بیتوجه به منافع و شرایط لازم و بهرههایی که ما از رابطهی با دنیا باید بگیریم حرکت نشود. دید، کاملاً حکیمانه و پخته بایستی باشد. ای بسا ما با یک دشمن که در نهایت هم با او برخورد داریم الان بایستی بنشینیم طرح دوستی بریزیم؛ این حکمت است. خیال نکنید اینها از اسلام نیست؛ نخیر از اسلام است. آنجایی که جای آن باشد، از اسلام است. کما اینکه رسول اکرم با خیلیها از جمله با یهود اطراف مدينه مذاکره کرد. از این سه طایفه یکیشان را به قتل رساند دو طایفه را نفی بلد کرد.... یا پیغمبر اکرم با کفار قریش در حدیبیه قرارداد بستند؛ حتی با بعضی از کفار قرارهای بلند مدت داشتند؛ یعنی هیچ انگیزهی دعوا نداشتند....غرض حکمت که میگوییم، یعنی رعایت مصلحت جمهوری اسلامی و تمام استفادههایی که میتواند این نظام از ارتباط با آن دولت یا آن دولتها ببرد ملاحظه کردن بر این اساس باشد.³_².خطبه های نماز جمعه١٣٧٩/٩/٢٣³.در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام ١٣۶٨/١١/٩
#ولایت_فقیه#سوال_سوم #بخش_سوم_دو@payame_ou
۶۶۳
۸:۲۵