شروع پارت گذاری رمان جنایی،مافیایی (شماره یازده)ble.ir/join/75xVGEWnUH
۱۶:۳۶
6404752463.pdf
۹.۴۷ مگابایت
#پرنیان_شبژانر: #خوناشامی #عاشقانه #تخیلی #ومپایرتعداد صفحات:2636نویسنده: #پرستو_سخلاصه:پرنیان شب عاشقانه ای راز آلود به قلم پرستو.س....پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست ، دنیایی از ناشناخته های خیال و... واقعیت.مینو ، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی روی کتفش رو به رو میشهخالکوبی که دنیای عادیشو زیر و رو میکنه و حقایقی در رابطه با خانواده ودنیای اطرافش براش رو میکنه ... دنیای جدیدی که تب عشق و قدرت و... خون، توش حرف اولو میزنه
۱۶:۳۹
@romandl زهار.pdf
۸.۶۶ مگابایت
#زهارنویسنده : #آرزو_نامداریژانر : #عاشقانه #انتقامی #پسر_خشنخلاصه:سردار،مردی سی و یک ساله ست که برای یه کینه ی قدیمی به خانواده کامیاب نزدیک شده. آهو که عضو این خانواده ست.دختر نوزده ساله ای که با معصومیت و قلب مهربونش قربانی کینه ی سردار میشه...سرداری که با دوست جذابش برای دخترک قصه ی ما تله گذاشتن...یه تله ی بزرگ ناموسی،برای نوه ی حسین علی خان کامیاب که روی ناموسش قسم میخوره...بریم ببینیم سردار بیرحم ما دلش میاد با آبروی آهوی دلبرمون اینجوری بازی کنه.. یااینکه...؟
۱۹:۲۲
@romandl طلاهای این شهر ارزانند.pdf
۸.۶۹ مگابایت
#طلاهای_این_شهر_ارزانند
نویسنده: #هانیه_وطن_خواه(#shazde_koochool) ژانر #عاشقانه #اجباری خلاصه :یه مرد هفتادساله پولداربه اسم زرنگارکه دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختردومش”کیمیا ” مجرده که عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست.کیمیا قراره با برادر شوهر خواهرش به اسم نامدار ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه واز ایران میره.زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا راکه خودش عاشق پسرخالش به اسم امیر را مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه ش به عنوان خدمتکار کارکنه…
نویسنده: #هانیه_وطن_خواه(#shazde_koochool) ژانر #عاشقانه #اجباری خلاصه :یه مرد هفتادساله پولداربه اسم زرنگارکه دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختردومش”کیمیا ” مجرده که عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست.کیمیا قراره با برادر شوهر خواهرش به اسم نامدار ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه واز ایران میره.زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا راکه خودش عاشق پسرخالش به اسم امیر را مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه ش به عنوان خدمتکار کارکنه…
۱۹:۳۱
@romantavansokot فیروزه.pdf
۱.۳۵ مگابایت
#فیروزهنویسنده: #فاطمه_حیدری ژانر : #عاشقانه #اجتماعی قسمتی از رمان:– کیشپریا : «قبول نیست ، من که گفتم بلد نیستم »– و بالاخره ، کیش و مات ..پریا : «اصلا باهات قهرم»– قهر نکن دیگه ، تو یه فرصت مناسب بهت یاد می دم ؛ الان بیا بریم بیرون ناهار مهمون من .پریا : « باشه بریم ، مهمون تو »از اتاق بیرون زدیم ، از مامان که تو آشپزخونه بود ، خداحافظی کردیم و بیرون رفتیم .– چه خبر از خانواده محترم ؟پریا : «خوب هستن ، خبرا پیش خودته !؟
رمان فیروزه چطور بود؟
رمان فیروزه چطور بود؟
۲۰:۳۷
@romantavansokot لاریسا.pdf
۱.۳۷ مگابایت
#لاریسا نویسنده: #کیمیا_رنجبرژانر : #عاشقانهخلاصه:بعضی وقتها مجبور به انتخاب میشی.بعضی وقتها درست و بعضی وقتها غلط.اون درست ترین راه زندگیم بود که از صد راه اشتباه بهش رسیدم.
رمان لاریسا چطور بود؟
رمان لاریسا چطور بود؟
۲۰:۳۹
@romandl آشور.pdf
۲.۵۴ مگابایت
#آشورنویسنده : #نیلوفر_قائمی_فر ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #ازدواج_اجباری #پسر_غیرتیخلاصه:
سمر دختر یکی از اقوام ترک که طبق رسم هاشون، مجبور به ازدواج اجباری با آشور میشه، ازدواج اجباری ای که سرانجامش به عشق آتشین و سوزان ختم میشه اما بعد ازدواج سمر متوجه رفتارهای غیرعادی و خشم بی اندازه آشور میشه و...
رمان آشور چطور بود؟
سمر دختر یکی از اقوام ترک که طبق رسم هاشون، مجبور به ازدواج اجباری با آشور میشه، ازدواج اجباری ای که سرانجامش به عشق آتشین و سوزان ختم میشه اما بعد ازدواج سمر متوجه رفتارهای غیرعادی و خشم بی اندازه آشور میشه و...
رمان آشور چطور بود؟
۲۰:۴۳
@romandl نبض خاموش (1).pdf
۷.۲۸ مگابایت
#نبض_خاموشنویسنده: #سروناز_روحیژانر : #عاشقانه #پزشکیخلاصه:گندم رزیدنت جراحی ساکن تهران، دختری آرام و کم حاشیه از روستاهای اطراف تبریز با موهای قرمز که در خلوت دلش عشقی نه ساله و مخفی نسبت به همکلاسیش شایان دارد؛ شایانی که او را هرگز نمیبیند و حتی او را واسطه آشنایی با حنا دوست مشترکشان میکند. ادغام دو بخش کودکان و جراحی بیمارستان، باعث آشنایی گندم با آیین دکتر اورولوژی کودکان، پسری پرانرژی و شاد که تازه از تگزاس برگشته، میشود. شایعاتی که پشت آیین هست و خصومتی که شایان نسبت به آیین دارد، برای گندم باور کردن آیین را سخت میکند...
نبض خاموش چطور بود؟
نبض خاموش چطور بود؟
۲۰:۴۸
@romandl شیطان یا فرشته.pdf
۲.۸۷ مگابایت
#شیطان_یا_فرشتهنویسنده: #نیلوفر_قائمی_فرژانر: #عاشقانهخلاصه:آرمان در کودکی بخاطر ثپل و چاق بودنش مورد تمسخر فامیل مخصوصا گلیا (دختر خاله اش) قرار میگرفته، حالا او بزرگ شده با هیکلی متفاوت و جذاب ولی قلبی پر از کینه! گلیا در راه سفر به کربلا دزدیده شده و به آرمان فروخته میشه و …
۲۱:۱۶
@romandl جاوید در من.pdf
۲.۹۶ مگابایت
#جاوید_در_من نویسنده : #هانیه_وطن_خواه (#شازده_کوچولو)ژانر : #عاشقانه خلاصه :رمان جاويد در من درباره زندگی آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخالهاش از آلمان ، اين زندگی آرام دستخوش نوساناتی میشود.
این رو خودم خوندم واقعا خوب بود.
رمان جاوید در من چطور بود؟
این رو خودم خوندم واقعا خوب بود.
رمان جاوید در من چطور بود؟
۱۵:۰۱
@romandl ماهی زلال پرست.pdf
۷.۹۷ مگابایت
#ماهی_زلال_پرست نویسنده : #آزیتا_خیری ژانر : #عاشقانه #معمایی خلاصه :داستان یک پرونده پر معما و پر سر و صدا و عشقی که برای پا گرفتنش هزار نفر آسیمه سر انگشت گزیدند که: هیس! اما عشق رسم و قانون ندارد …یک روحانی خلع لباس شدهیک هواپیمای سقوطکردهیک زندانی خودکشیکردهیک هنرپیشهی فیلمفارسیهای قبل از انقلاب که جانماز آب کشیدهیک دختر عصیانکردهو عشقی که برای پا گرفتنش هزار نفر آسیمهسر انگشت گزیدند که: هیس!اما عشق رسم و قانون ندارد. رهاست، حتی اگر متهمینش دربند باشند!
ماهی زلال پرست چطور بود؟
ماهی زلال پرست چطور بود؟
۱۹:۰۴
@romandl لیلیان.pdf
۴.۱۵ مگابایت
#لیلیاننویسنده: #مریم_عباسقلیژانر: #فولعاشقانه_هیجانیخلاصه:از یک تصادف شروع شدبا دومرگبا یک تولدبا تفاوت هادو نفر از دو دنیای کاملا متفاوتلیلیان مربی رقص ک با مرگ ناگهانی نامزدش و نداشتن بکارت مجبور ب ازدواج با سید علیرضا مردی مذهبی و جدی میشودسید علیرضایی ک اوهم زنش را از دست داده و یک فرزند متولد شده روی دست دارد...
۱۳:۲۹
@romandl تنهایی.pdf
۹.۲۷ مگابایت
#تنهایی نویسنده: #مریم_بوذری ژانر: #عاشقانهخلاصه: چند ماهی بود حسابدار یکی از شرکتهای وابسته به هولدینگ ساختمانی جاوید شده بودم که متوجه اختلاس مدیر اجرایی شرکت شدم ...به زحمت شماره مهندس جاوید که به فرعون بزرگ معروف بود رو به دست آوردم و باهاش تماس گرفتم و از اختلاسی که تو شرکت درو پنجره سازی هولدینگ می شد خبر دادم ولی نمی دونستم خودم رو تو چه هچل بزرگی خواهم انداخت .
رمان تنهایی چطور بود؟
رمان تنهایی چطور بود؟
۲۰:۵۱
@romandl نسیان.pdf
۷.۱۲ مگابایت
#نسیاننویسنده: #بهار_جلیلیژانر: #عاشقانه #هیجانیخلاصه :ویان، دختر شاد و کنجکاویست که در حال گذراندن تعطیلات تابستانه خود است.درست زمانی که همه چیز خوب پیش می رود،مرد غریبه ای نیمه شب وارد اتاقش می شود.مردی که باعث رخ دادن اتفاقات عجیب و دگرگون شدن زندگی عادی ویان می شود...
۲۰:۰۱
@romandl حاتم.pdf
۵.۱۵ مگابایت
#حاتمنویسنده: #غزاله_جعفری ژانر #عاشقانهخلاصه:آلا میثاقی دانشجوی پزشکی، درست وقتی که دورهی کارورزی را در بیمارستان شروع میکند؛ با چالش جدیدی در خانواده روبرو میشوداین چالش آن ها را مجبور میکند تا به محلهی قدیمی برگردندجایی که حاتم سلطانزاده در آن بزرگی میکند...
۲۰:۰۲
@romandl سقوط.pdf
۶.۹ مگابایت
#سقوط
نویسنده: #دلان ژانر: #عاشقانهخلاصه:نبات دختر نازپروده و طراح در زمینه طراحی مبلمان بعد چند سال برگشته تا جایگاهش توی قلب مردی که عاشقانه هم رو دوست داشتن پس بگیره.اما عشق امیرصدرا که با رفتن نبات تبدیل به کینه شده. نبات میجنگه برای زنده کردن آتش عشقی که زیر خاکستر کینه ی امیرصدرا خفه شده.و امیرصدرا فقط دنبال جواب یه سواله؛چرا نبات با وجود تموم عشقی که بهش داشت اون رو ترک کرده بود؟
نویسنده: #دلان ژانر: #عاشقانهخلاصه:نبات دختر نازپروده و طراح در زمینه طراحی مبلمان بعد چند سال برگشته تا جایگاهش توی قلب مردی که عاشقانه هم رو دوست داشتن پس بگیره.اما عشق امیرصدرا که با رفتن نبات تبدیل به کینه شده. نبات میجنگه برای زنده کردن آتش عشقی که زیر خاکستر کینه ی امیرصدرا خفه شده.و امیرصدرا فقط دنبال جواب یه سواله؛چرا نبات با وجود تموم عشقی که بهش داشت اون رو ترک کرده بود؟
۲:۱۲
@romandl سیگار سناتور.pdf
۱۱.۹۶ مگابایت
#سیگار_سناتور
نویسنده : #بهار_سلطانیژانر : #عاشقانه خلاصه :من فرهاد صوفی بعداز دوسال و بردن بزرگترین مسابقه رالی ترکیه، به خونه برگشتم. هنوز لباسهای مسابقمو درنیاورده بودم که گفتن باید رخت دامادی به تن کنی!! تا از بی آبرو شدن عروسی که قرار بود عروس برادرش بشه جلوگیری کنم!!چون فرزین درست قبل از خواندن خطبه به طرز مشکوکی ناپدید میشه و دختر حاج فتاح رو سر سفره بی داماد میگذاره و اگر حاج فتاحی که یک روستا به سرش قسم میخورند بفهمد حمام خون راه می افته!
رمان سیگار سناتور چطور بود؟
نویسنده : #بهار_سلطانیژانر : #عاشقانه خلاصه :من فرهاد صوفی بعداز دوسال و بردن بزرگترین مسابقه رالی ترکیه، به خونه برگشتم. هنوز لباسهای مسابقمو درنیاورده بودم که گفتن باید رخت دامادی به تن کنی!! تا از بی آبرو شدن عروسی که قرار بود عروس برادرش بشه جلوگیری کنم!!چون فرزین درست قبل از خواندن خطبه به طرز مشکوکی ناپدید میشه و دختر حاج فتاح رو سر سفره بی داماد میگذاره و اگر حاج فتاحی که یک روستا به سرش قسم میخورند بفهمد حمام خون راه می افته!
رمان سیگار سناتور چطور بود؟
۱۶:۱۶
@romandl خالکوبی.pdf
۷.۳۱ مگابایت
#خالکوبی
نویسنده: #shadow_das (دنیا)تعدادصفحات:1140 ژانر: #عاشقانه #اجتماعی خلاصه:
خلاصه: ساره در خانواده ایی زندگی میکند که در آن خانم خانه یا همان حج خانم همه کار خانه است . مادر به ساره اصرار میکند خواستگارش را بپذیرد . خواستگاری که فقط برای اینکه ازدواج کرده باشد به خواستگاری ساره آمده بدون هیچ عشقی ، ساره نمیپذیرد و غرّ غرّهای حاج خانم را میشنود.ساره دانشجو و مربی شنا بود و عمه ایی دارد که در جوانی از همسرش جدا شده و با پدر ساره قهر است ولی ساره وعلی (برادر ساره) با او بسیار نزدیکند و او را دوست دارند آنها هرگاه از دست غرّ غرّهای حاج خانم خسته میشوند به آنجا پناه میبرند در درگیری که علی به خاطر ساره با مادرش داشته حاج خانم به سفر مشهد میرود و در این سفر با خانمی اشنا میشود که پسری مقبول دارد .کامران پسری زیبا، مهندس پرواز ، کاملا به خود متکی است و به پیشنهاد مادرش به خواستگاری ساره میاید و این آغاز زیباییاست برای داستان بسیار زیبای خالکوبی ……
رمان خالکوبی چطور بود؟
نویسنده: #shadow_das (دنیا)تعدادصفحات:1140 ژانر: #عاشقانه #اجتماعی خلاصه:
خلاصه: ساره در خانواده ایی زندگی میکند که در آن خانم خانه یا همان حج خانم همه کار خانه است . مادر به ساره اصرار میکند خواستگارش را بپذیرد . خواستگاری که فقط برای اینکه ازدواج کرده باشد به خواستگاری ساره آمده بدون هیچ عشقی ، ساره نمیپذیرد و غرّ غرّهای حاج خانم را میشنود.ساره دانشجو و مربی شنا بود و عمه ایی دارد که در جوانی از همسرش جدا شده و با پدر ساره قهر است ولی ساره وعلی (برادر ساره) با او بسیار نزدیکند و او را دوست دارند آنها هرگاه از دست غرّ غرّهای حاج خانم خسته میشوند به آنجا پناه میبرند در درگیری که علی به خاطر ساره با مادرش داشته حاج خانم به سفر مشهد میرود و در این سفر با خانمی اشنا میشود که پسری مقبول دارد .کامران پسری زیبا، مهندس پرواز ، کاملا به خود متکی است و به پیشنهاد مادرش به خواستگاری ساره میاید و این آغاز زیباییاست برای داستان بسیار زیبای خالکوبی ……
رمان خالکوبی چطور بود؟
۱۶:۲۲
@romandl قلب مرا برده به تاراج.pdf
۳.۵۶ مگابایت
#قلب_مرا_برده_به_تاراج👇
ژانر : #عاشقانه #کلکلینویسنده : #شبنم_سعادتی خلاصه :امیراقتدار از نامزد چاق و بدتیپش خوشش نمیاد قرار ازدواجش رو به هم می زنه و با یه دختر خوشتیپ و خوش هیکل ازدواج می کنه و برای ساخت کلیپ فرمالیتهی عروسی شون میرن شمال، اما درست شب حجله دختره قالش میذاره و با لباس خواب فرار میکنه...
ژانر : #عاشقانه #کلکلینویسنده : #شبنم_سعادتی خلاصه :امیراقتدار از نامزد چاق و بدتیپش خوشش نمیاد قرار ازدواجش رو به هم می زنه و با یه دختر خوشتیپ و خوش هیکل ازدواج می کنه و برای ساخت کلیپ فرمالیتهی عروسی شون میرن شمال، اما درست شب حجله دختره قالش میذاره و با لباس خواب فرار میکنه...
۱۶:۵۴
خلاصه رمان آنلاین شماره یازده:
توی دنیای بزرگ مافیا، یک گوشه توی روسیه باندی هست به اسم چشم شیطان که پروژه عجیبی راه انداخته...
پروژهٔ بیست و یک نفری از انسان های شبیه سازی شده که فقط یک نفر از این پروژه تونسته زنده بمونه.
شماره یازده!
بهترین مامور باند چشم شیطان که بسیار باهوش و با مهارت و صد البته بی رحمه!
ولی اون یک زنه...جنسیتی که همه اون رو ضعیف میدونن اما...
برای خواندن این رمان میتونید به کانال زیر مراجعه کنید
ظرفیت محدود
️ble.ir/join/75xVGEWnUH
توی دنیای بزرگ مافیا، یک گوشه توی روسیه باندی هست به اسم چشم شیطان که پروژه عجیبی راه انداخته...
پروژهٔ بیست و یک نفری از انسان های شبیه سازی شده که فقط یک نفر از این پروژه تونسته زنده بمونه.
شماره یازده!
بهترین مامور باند چشم شیطان که بسیار باهوش و با مهارت و صد البته بی رحمه!
ولی اون یک زنه...جنسیتی که همه اون رو ضعیف میدونن اما...
برای خواندن این رمان میتونید به کانال زیر مراجعه کنید
ظرفیت محدود
۱۱:۳۹