تأملی در تشییع
رسانه، مردم و حیات ابدی یک اندیشه
ریحانه تقوی نیک ۱/۲
فراتر از وداع
تشییع یک رهبر سیاسی، تنها بدرقهی یک شخصیت نیست؛ لحظهایست که جامعه، نسبت خود را با ارزشهای مشترک، گذشته و آیندهی خویش بازتعریف میکند. اهمیت چنین رخدادی نیز بیش از آنکه در شکوه ظاهری مراسم باشد، در فرایندهای ارتباطی و اجتماعیای نهفته است که از خلال آنها فعال میشوند.این برداشت بر نظریهی ارتباطات آیینی استوار است که ارتباط را صرفاً انتقال پیام و اطلاعات نمیداند؛ بلکه آن را فرایند خلق و استمرار یک جهان معنایی مشترک از طریق مشارکت جمعی معرفی میکند (کری، ۲۰۰۹). در این دیدگاه، تشییع نه صرفاً رسانهی انتقال پیام، بلکه بستری برای بازتولید حیات اجتماعی یک اندیشه تلقی میشود؛ اما این امر نه از طریق سخنرانیها یا نمادهای رسمی، بلکه در «*اجرا*» تحقق مییابد. در مطالعات اجرا (Performance Studies)، کنشهای آیینی، صرفاً بازنمای یک معنا نیستند، بلکه همان معنا را در عمل اجتماعی میآفرینند. اگر اجرا محل شکلگیری معناست، جسم انسان ابزار مهمی در این فرایند است. ایستادن، حرکت جمعی، اشک ریختن، حمل پرچم یا قاب عکس و دیگر کنشهای بدنمند، شیوههایی هستند که از طریق آنها معنای خلقشده، در عرصهی عمومی مرئی میشود (شکنر، ۱۹۸۵؛ الکساندر، ۲۰۱۱). از سوی دیگر، یافتههای حافظهی فرهنگی به ما میگوید که حافظه، تنها در آرشیوها و اسناد حفظ نمیشود، بلکه از طریق اجراها و کنشهای بدنمند نیز استمرار مییابد (تیلور، ۲۰۰۳). از این منظر، تشییع صرفاً یادآوری گذشته و اتفاقی که رخ داده نیست؛ بلکه حافظهی جمعی در خودِ این تجربهی مشترک ساخته و به نسلهای بعد منتقل میشود.
شرط امکان
بازتولید اجتماع، آفرینش معنا، استمرار حافظه و تداوم ارزشها، هر یک به ظاهر کارکردی مستقلاند، اما همگی بر یک بنیان استوارند: حضور معناساز مردم. از این منظر، مردم نه یکی از عناصر تشییع، بلکه شرط تحقق آن به مثابه یک رخداد اجتماعی و ارتباطیاند.
رهبر شهید، همواره در تمام طول عمر مبارزات و رهبری خود، بر نقش تعیینکننده و اثرگذار مردم در عرصههای گوناگون سیاسی و اجتماعی تأکید و باور داشتند؛ با آنها تاریخ معاصر ایران رقم خورده بود، با آنها تداوم داشت و آنها «کار را تمام خواهند کرد.»پس حضور آنان در این مراسم، صرفاً وداع نیست؛ بازنماییِ عملی اندیشهای است که نقش مردم را در تداوم مسیر جامعه، نقشی اساسی میدانست.
باری که رسانه حمل میکند
این نگاه، پیامدهای مستقیمی برای پرداخت رسانهای به این روزهای منحصربفرد دارد. رویکردهایی که اکنون نسبت به این صحنه، در پیوند تشییع و رسانه میشود داشت را میتوان در این موارد خلاصه کرد:
اگر معنای رخداد در خلال حضور معناساز مردم شکل میگیرد، آنها نباید بهعنوان جمعیت و تودهای که فقط صحنه را شلوغ و چشمگیر میکنند، بلکه باید بهعنوان کنشگران فعال، همانطور که هستند، بازنمایی شوند. کنشهای آگاهانه از سمت مردم نظیر حضور داوطلبانه با وجود دشواریها، خدمترسانی، همکاری و انجام مسئولیتهای سنگین یا همزیستیهای مؤمنانه، به سادگی در این چند روز قابل مشاهده است. تعداد بسیاری سوژهی فعال و درحال کنش با دیگر عناصر صحنه، که با نورافکن میتوان آنها را به جهان نشان داد.
همچنین روایت رسانهای بر تجارب زیسته، قصهها، انتخابها و انگیزههای مردم هم متمرکز باشد. داستانهای ساده و در حاشیهی مردمانی متکثر، قابلیت ماندگاری در اذهان را تا سالیانی متمادی دارد.
احساسات بخشی جداییناپذیر از مراسم تشییع و خداحافظی است، و همانگونه که حماسه بدون سوگ ابتر و ناقص است، سوگواری صرف و نمایش آن نیز تصویری نادقیق از مردم ارائه میدهد. قاب این چند روز نباید تنها مردمان را اندوهگین، گریان یا مبهوت نشان دهد؛ زیرا این کار اولاً مردم را تنها «سوژههای احساسی» نشان میدهد. همچنین مردم داغدار یک فقدان طبیعی و معمولی نیستند. این غم مسببی دارد و این خون، خونخواهانی. یک پیام واضح و روشن برای سلطهگران جنایتکار؛ و هشداری جدی که ملت، اجازهی تکرار تهدیدات را نیز به قاتلان نخواهد داد. ملتی که عاطفه و عقلانیتش به یک میزان است و درسهای شیعی خود را بلد است.
ادامه دارد... 
پیوستار را در بله | ایتا | تلگرام | دنبال کنید!
رسانه، مردم و حیات ابدی یک اندیشه
۱.۷K
۲۱:۱۵