عکس پروفایل پیوستارپ
۵۰۳ عضو

پیوستار

اندیشکده‌ی رسانه‌ای پیوستار
صفحه‌ی «پیوستار» در اینستاگرام:instagram.com/peivastar.ir
کانال «پیوستار» در تلگرام:@peivastar_ir
thumbnail
undefined کشتار عروسی از افغانستان تا ایران؛ آسیب جانبی یا الگوی تاریخی؟
#گزارش_محتوا
undefinedدیشب، بر سر یک سفره عروسی در ایران، آتش فرود آمد. این نخستین بار نیست که یک مراسم شادی به صحنه‌ جنگ و عزا تبدیل می‌شود. جنگی که در آن عروسی‌ها «هدف» می‌شوند، نه یک حادثه، که یک الگوی تاریخی است.
undefined فصل بیستم از کتاب Theatres of Violence، با عنوان «کشتارهای عروسی و جنگ در افغانستان»، نوشته استیون جی. راکل، به‌ روایتی مستند و تکان‌دهنده از این الگو پرداخته است؛ الگویی که ریشه در استراتژی‌های استعماری «پلیس هوایی» بریتانیا در دهه ۱۹۲۰ دارد و امروز با نام «آسیب جانبی» در جنگ‌های مدرن تکرار می‌شود.
undefined در ادبیات جنگ مدرن، تلفات غیرنظامیان غالباً زیر پوشش واژگانی چون «*آسیب جانبی*» (Collateral Damage) پنهان می‌شود. استیون جی. راکل در این فصل با بررسی کشتار هوایی مراسم‌های عروسی در افغانستان، نشان می‌دهد که این فجایع ناشی از «استثنا» یا «اشتباه» نیستند، بلکه بازتولید یک دکترین تاریخی حساب‌شده‌اند.
undefined نویسنده با استناد به تعریف ژاک سملن (Jacques Semelin)، کشتار را چنین تعریف می‌کند:«*اقدامی جمعی که هدف آن نابودی غیرنظامیان، اعم از مردان، زنان، کودکان یا سربازان خلع‌سلاح‌شده است.*»بر این اساس، حملات هوایی به مراسم عروسی به‌وضوح در دسته «کشتار» جای می‌گیرند.
undefined الگوی تاریخی: ریشه‌های استعماری «پلیس هوایی»راکل نشان می‌دهد الگوی «پلیس هوایی» (Air Policing) نیروی هوایی بریتانیا در دهه ۱۹۲۰ در عراق، بر «تخریب زیرساخت‌های اجتماعی و تنبیه جمعی» استوار بود. آرتور هریس (از فرماندهان ارشد وقت) در گزارشی صریح نوشت: «آن‌ها اکنون می‌دانند بمباران واقعی چیست... در ۴۵ دقیقه یک روستای کامل نابود و یک‌سوم ساکنان آن کشته یا زخمی می‌شوند.»هریس تأکید داشت که بمباران شبانه ضروری است تا هیچ فاصله امنی برای فرار وجود نداشته باشد.
undefined مصادیق میدانی و الگوی تقابل روایت‌ها (۲۰۰۱–۲۰۰۸)کتاب به ۸ مورد کشتار عروسی مستند اشاره می‌کند (از جمله فاجعه قلعه نیازی در ۲۰۰۱ با بیش از ۱۰۰ کشته و کاچونا/ختای در ۲۰۰۸ که اغلب قربانیان زن و کودک بودند). در تمامی این موارد، یک الگوی سه‌مرحله‌ای ثابت تکرار شده است:۱. ادعای اولیه ارتش آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن «مبارزان و مقرهای نظامی».۲. انکار حضور زنان و کودکان در ساعات اولیه و توصیف صحنه‌های خونین توسط بازماندگان به «کشتارگاه».۳. رد کامل ادعای وجود سلاح یا نظامیان توسط تحقیقات مستقل و تقلیل فاجعه از سوی ارتش به «اطلاعات ضعیف» یا متهم کردن قربانیان به «پناه دادن به دشمن».
undefined در فرهنگ پشتون، عروسی صرفاً یک جشن نیست، بلکه نهاد اصلی دیپلماسی محلی، سیاست عملی و بازتولید هویت جمعی است. از این منظر، حمله به یک عروسی نه یک «اشتباه تاکتیکی»، بلکه تخریب آگاهانه یک نهاد فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود.
undefined «آسیب جانبی» یا الگوی انتقال ریسک؟نویسنده با اشاره به پژوهش‌های مارک هرولد تأکید می‌کند این تلفات نتیجه محاسبه دقیق فرماندهان نظامی برای ترجیح جان نیروهای خودی بر غیرنظامیان است.به گفته راکل، پالایش فناوری‌های دقیق (Precision Technology) تغییری در وضعیت غیرنظامیان ایجاد نکرده و خط مستقیمی میان «بمباران انسان‌دوستانه» دهه ۱۹۲۰ و «کشتارهای عروسی» امروز وجود دارد.
undefined نهایتاً، کشتارهای هوایی: ادامه الگوی «پلیس هوایی» است. پوشش گفتمانی: «آسیب جانبی» نقابی برای خشونتی حساب‌شده است.
تکنولوژی مدرن: فناوری دقیق به‌ جای حفظ جان غیرنظامیان، به ابزاری برای «انتقال ریسک» به جامعه هدف تبدیل شده است.

undefinedاز عراقِ ۱۹۲۰ تا افغانستان ۲۰۰۸ و ایران امروز، الگوی بمباران عروسی‌ها نه تصادف، بلکه میراث مستقیم استراتژی استعمار و آمریکا در جنگ‌هاست.

@Peivastar_ir
undefined۴۷
undefined۱۰

۱۱.۲K

۱۶:۴۹