مهارتهای لازم برای مدیران میانی در جایگاه معماران فرهنگ سازمانی
سلیمان گلپور
در اولین قسمت از سلسله نوشتار مهارتهای مدیران میانی به مهارت شنیدن فعال پرداختیم و سه تمرین عملی هم برای افزایش مهارت عنوان کردیم. در این قسمت نیز به ادامه بحث میپردازیم:
۲- هوش هیجانی
مدیریت خود، پیششرط مدیریت دیگران و تغییر فرهنگ سازمانی است.
هوش هیجانی یعنی توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات خود و دیگران. مدیران میانی در خط مقدم بحرانها و فشارهای روزمره قرار دارند. اگر نتوانند اضطراب، خشم یا ناامیدی خود را تنظیم کنند، نهتنها فضای تیم را مسموم میکنند، بلکه بزرگترین مانع در مسیر تحول فرهنگ سازمانی میشوند؛ زیرا فرهنگ یک سازمان، حاصل رفتارهای تکراری مدیران آن است.
خودآگاهی (شناخت هیجانات خود در لحظه)
خودمدیریتی (کنترل واکنشهای تکانشی)
آگاهی اجتماعی (همدلی و درک جو تیم)
مدیریت رابطه (تأثیرگذاری مثبت بر دیگران)
این چهار ستون، زمانی به تحول فرهنگی منجر میشوند که مدیران میانی از آنها بهطور روزمره استفاده کنند. مدیر میانی با هوش هیجانی بالا، میتواند اخبار ناخوشایند را بدون تخریب روحیه منتقل کند، کارکنان مضطرب را آرام سازد و بهتدریج نُرمهای ترس و انفعال را به هنجارهای همدلی، شفافیت و یادگیری تبدیل کند. چنین رفتاری از سوی مدیران میانی، فرهنگ سازمانی را از بالا به پایین دگرگون میکند و سازمان را در برابر بحرانها تابآور میسازد.
---تمرینهای عملی:
□ ثبت هیجانات روزانه: هر روز سه بار (مثلاً صبح، ظهر، عصر) لحظهای مکث کنید و نام هیجان غالب خود را بنویسید (خشم، ترس، شادی، غم، تعجب، انزجار) و ببینید چه عاملی آن را برانگیخته است. پس از یک هفته، الگوها را مرور کنید.□ تمرین "توقف ۶ ثانیه": هرگاه احساس کردید میخواهید واکنش تند نشان دهید، ۶ ثانیه مکث کنید، نفس عمیق بکشید و از خود بپرسید: «بهترین نتیجه از این واکنش چیست؟» سپس پاسخ دهید. □ نقشه همدلی: یک برگه بردارید و برای یکی از اعضای تیم که با او چالش دارید، چهار بخش بکشید: چه میگوید؟ چه میکند؟ چه فکر میکند؟ چه احساسی دارد؟ این تمرین به درک عمیقتر از او کمک میکند.با پرورش مهارتهای خود از مجری صِرف به معمار واقعی فرهنگ سازمانی تبدیل شویم.
آکادمی پتروکالچر مرجع علمی و تخصصی تعالی فرهنگ و رفتار سازمانی
️ https://t.me/petroculture
https://ble.ir/petroculture
در اولین قسمت از سلسله نوشتار مهارتهای مدیران میانی به مهارت شنیدن فعال پرداختیم و سه تمرین عملی هم برای افزایش مهارت عنوان کردیم. در این قسمت نیز به ادامه بحث میپردازیم:
۲- هوش هیجانی
مدیریت خود، پیششرط مدیریت دیگران و تغییر فرهنگ سازمانی است.
هوش هیجانی یعنی توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات خود و دیگران. مدیران میانی در خط مقدم بحرانها و فشارهای روزمره قرار دارند. اگر نتوانند اضطراب، خشم یا ناامیدی خود را تنظیم کنند، نهتنها فضای تیم را مسموم میکنند، بلکه بزرگترین مانع در مسیر تحول فرهنگ سازمانی میشوند؛ زیرا فرهنگ یک سازمان، حاصل رفتارهای تکراری مدیران آن است.
این چهار ستون، زمانی به تحول فرهنگی منجر میشوند که مدیران میانی از آنها بهطور روزمره استفاده کنند. مدیر میانی با هوش هیجانی بالا، میتواند اخبار ناخوشایند را بدون تخریب روحیه منتقل کند، کارکنان مضطرب را آرام سازد و بهتدریج نُرمهای ترس و انفعال را به هنجارهای همدلی، شفافیت و یادگیری تبدیل کند. چنین رفتاری از سوی مدیران میانی، فرهنگ سازمانی را از بالا به پایین دگرگون میکند و سازمان را در برابر بحرانها تابآور میسازد.
---تمرینهای عملی:
□ ثبت هیجانات روزانه: هر روز سه بار (مثلاً صبح، ظهر، عصر) لحظهای مکث کنید و نام هیجان غالب خود را بنویسید (خشم، ترس، شادی، غم، تعجب، انزجار) و ببینید چه عاملی آن را برانگیخته است. پس از یک هفته، الگوها را مرور کنید.□ تمرین "توقف ۶ ثانیه": هرگاه احساس کردید میخواهید واکنش تند نشان دهید، ۶ ثانیه مکث کنید، نفس عمیق بکشید و از خود بپرسید: «بهترین نتیجه از این واکنش چیست؟» سپس پاسخ دهید. □ نقشه همدلی: یک برگه بردارید و برای یکی از اعضای تیم که با او چالش دارید، چهار بخش بکشید: چه میگوید؟ چه میکند؟ چه فکر میکند؟ چه احساسی دارد؟ این تمرین به درک عمیقتر از او کمک میکند.با پرورش مهارتهای خود از مجری صِرف به معمار واقعی فرهنگ سازمانی تبدیل شویم.
آکادمی پتروکالچر مرجع علمی و تخصصی تعالی فرهنگ و رفتار سازمانی
۳۶۶
۱۰:۵۹