عکس پروفایل 🇮🇷جامعه‌شناسی مردم🇮
۱.۲ هزار عضو

🇮🇷جامعه‌شناسی مردم

تاملاتی تلگرافی درباره جامعه، فرهنگ، سیاست و تاریخ
نشانی ما در ایتاundefined
eitaa.com/Popular_Sociology
نشانی ما در تلگرام: t.me/Popular_Sociology
نشانی ما در اینستاگرام: https://instagram.com/Popular_Sociology/
به بهانه سخنان روبیو؛undefinedتضاد بنیادین شرق و غرب: رازی که ترامپیست ها برملا می کنند! | بخش اول
undefined یحیی حمدی
undefinedسال‌هاست ما یعنی گوشه ای از شرق به غرب نظر داشته ایم و در پس آن شناخت و یا به عبارت بهتر تلاش هایی تئوریک برای شناخت غرب از سوی متفکرانی چون آل احمد، فردید، شادمان، آوینی تا داوری، رفیع پور و کچویان صورت پذیرفته و گفتمان هایی را برساخته اند
دال مرکزی آنها بر تقابل و تضاد میان ما با غرب است؛ این گفتمان در ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب اسلامی رونق گرفت اما پس از جنگ تحمیلی اول به تدریج جای خود را به نگاه رومانتیک به غرب و شیفتگی به آن داد
در پس این ماجرا ظهور تجدیدنظرطلبان و گفتمان اصلاحات بود که رابطه با غرب را نه در تضاد بنیادین که آن را به یک سوءتفاهم تقلیل می داد که می توان در تعامل و عرصه دیپلماتیک حل کرد که نقطه اوج آن در تفاهم هسته ای موسوم به برجام و عاقبت آن مشاهده شد
در آن سال‌ها(۱۳۹۵)که این گفتمان و حاصل آن برجام در سپهر عمومی ایران حکمرانی می کرد و کامروایانه هیچ صدای دیگری تحمل نمی شد؛ استاد دکتر رفیع پور کتابی نوشت به نام "*تضاد غرب و شرق؛ ایران و کشورهای غربی*" و در آن کتاب تلاش کرد به تصمیم گیران و نخبگان ایرانی خطای بزرگشان یعنی نگاه سطحی و مقطعی به غرب و فرجام آن را تفهیم کند او استدلال کرد که تضاد میان ما و غرب یک سوءتفاهم گذرا یا چالش صرفا دیپلماتیک نیست بلکه برآمده از سه لایه‌ی: ساختاری_تمدنی، روانشناختی_اجتماعی و تاریخی است
او غرب را به یک درخت تنومند با شاخ و برگ، میوه و ثمرات فراوان تشبیه می کند و تبیین می کند که صرفا نمی توان با نگاه به میوه ها و دستاوردهای امروز آن مثل تکنولوژی، رفاه یا دموکراسی ماهیت غرب را ادراک کرد، بلکه باید ریشه های عمیق آن در خاک، مسیر رشد تاریخی و مکانیزم های آن را شناخت؛ همان که سازه گرایان رمانتیک ایرانی فاقد آن بودند
بر این اساس، تنها به دوره معاصر بسنده نمی‌کند، بلکه تاریخ سالهای تعامل و تقابل شرق و غرب را مرور می‌کند: از عصر فیلیپ مقدونی و جهان‌گشایی اسکندر، عبور از امپراتوری روم و قرون وسطی، تا شکل‌گیری دولت-ملت‌های مدرن، رنسانس، انقلاب صنعتی و در نهایت نظام بین‌الملل معاصر
"لایه ساختاری و تمدنی" عمیق‌ترین سطح تعارض میان ایران (به‌عنوان نماینده‌ای از شرق/اسلامی) و غرب است از این منظر، تقابل این دو نه یک اختلاف‌نظر سیاسی مقطعی، بلکه نتیجه مکانیسم ذاتی نظام غرب در برخورد با جهان پیرامون است.
رفیع پور این لایه را در چهار محور اصلی تبیین می کند:
۱ - ذات "مرکز-پیرامون" در ساختار سرمایه‌داری غرب:غرب پس از رنسانس و انقلاب صنعتی، بر پایه انباشت مداوم سرمایه، دستیابی به منابع خام ارزان و تسخیر بازارهای مصرف شکل گرفت و برای حفظ رفاه و رشد خود، جهان را به دو بخش؛ "مرکز" (کشورهای مسلط و توسعه‌یافته) و"پیرامون" (کشورهای تأمین‌کننده منابع و مصرف‌کننده کالا) تقسیم کرد. در این حالت وقتی کشوری مانند ایران تصمیم می‌گیرد زنجیره وابستگی را قطع کند و فناوری، علم و صنایع بومی خود را بسازد، کارکرد تعیین‌شده در ساختار نظام جهانی غرب را برهم می‌زند و بدل به یک "عنصر نامطلوب ساختاری" می‌شود
۲ - استمرار منطق تاریخی سلطه و تمرکز قدرت: استاد رفیع پور با مرور تاریخ نشان می‌دهد که تمرکز قدرت در غرب (از دوره یونان باستان و روم تا امپریالیسم مدرن)، همواره بر مبنای "گسترش حوزه نفوذ به سوی شرق" بوده است از منظر غرب، شرق یا باید منطقه تحت‌الحمایه باشد یا حائل امنیتی، بنابراین استقلال ژئوپلیتیک و ظهور یک قطب تصمیم‌گیری مستقل در جغرافیای راهبردی غرب آسیا، توازن ساختاری قدرت غرب را به چالش می‌کشد
۳ - تضاد پارادایم‌های تمدنی (انسان‌محوری در برابر خدامحوری):در سطح تمدنی،دو جهان‌بینی کاملاً متفاوت در برابر هم قرار دارند: تمدن غرب مبتنی بر انسان‌محوری (اومانیسم)، سکولاریسم، اصالت سود و تسلط انسان بر طبیعت و جهان است و تمدن شرق/اسلامی: مبتنی بر اصالت معنا، خدامحوری و اولویت ارزش‌های اخلاقی-معنوی بر منافع صرفاً مادی است.این تفاوت مبنایی منجر به بروز تعاریف متفاوت از مفاهیمی مثل "توسعه"، "پیشرفت"،"آزادی" و "حقوق" در این دو تمدن می شود و هرگونه مدل توسعه غربی در بطن جامعه شرقی دچار پس‌زدگی ساختاری می شود
۴ - نهادها و ساختارهای بین المللی ابزار بازتولید هژمونی غرب:غرب، ساختارهای بین‌المللی(حقوقی، مالی، رسانه‌ای) را طوری طراحی کرده که برتری آن را بازتولید کند؛ پس کشورهایی که با این ساختار هماهنگ می شوند، از منافع آن بهره‌مند می‌شوند اما کشورهایی که این قواعد و نهادها را نقد کنند یا خارج از آن دست به اقدام بزنند، با واکنش‌های تنبیهی ساختار نظام بین‌الملل (تحریم، انزوای دیپلماتیک و فشار رسانه‌ای) مواجه می‌شوند.
ادامه دارد
undefined جامعه‌شناسی مردمundefined @Popular_Sociology
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۱.۳K

۲۲:۳۶