سازِ کوکِ شرافت (بهبهانۀ نوازندگی قمصری در نیروگاه دماوند) سید محسن ملاباشیعضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روزها بسیاری از مردم و تحلیلگران از سکوت کرکنندۀ سلبریتیها و حتی برخی سیاستمداران، ناراحت و عصبانیاند؛ چون بسیاری از اینها بیشترین بهره را از سرمایههای عمومی کشور بردهاند و توانستهاند سرمایۀ اجتماعی و نمادین و اقتصادی چشمگیری بهخاطر امکاناتی که در اختیارشان بوده است، به دست آورند؛ اما امروز که دشمنان، قصد جان ایران را کردهاند، این افراد یا از کشور گریختهاند یا گوشۀ امنی گزیدهاند تا نه جانشان گزندی ببیند، نه ویزا و سرمایههایشان در خارج از کشور. در این بین اما هنرمندان شریفی هم هستند که وظیفۀ ایرانیبودن و البته هنرمندبودنشان را ادا کردهاند؛ چنانکه در یادداشتی اختصاصی اثر «حسبیالله» جناب چاوشی را ستودیم. امروز ویدئویی از جناب علی قمصری، یکی از نوازندگان و آهنگسازان طرازاول ایران دیدم که در آن اعلام میکند در پی نواختن تار در نیروگاه دماوند است تا به این وسیله بتواند از حمله به این نیروگاه جلوگیری کند. جالب اینکه او در همین ویدئوی کوتاه به این نکته اشاره میکند که هنرمندی مستقل است و سررشته و تخصصی در سیاست ندارد و فقط از موضع هنرمندی ایرانی و با هدف انجام کنشی ملیمیهنی و بهدور از هرگونه مرزبندی سیاسی قرار است دست به این اقدام نمادین بینالمللی بزند. از قضا او با این کنش نشان میدهد بهتر از هرکسی سیاست را درک میکند که در این موقعیت، هدفی مهمتر از حفظ کیان ایران وجود ندارد و به این وسیله، شرافت و آزادگی خود را نشان میدهد که به دور از هرگونه منفعتطلبی شخصی، فقط در پی هزینه از سرمایۀ اجتماعی و نمادین خود در این راه است که در این سالها در این آبوخاک به دست آورده و امروز قرار است برای دفاع از همین آبوخاک آن را هزینه کند. شرافت هم معنایی جز این ندارد که انسان براساس ارزشهایی اصیل، از منافع شخصیاش در راه دستیافتن به اهدافی بلندتر چشم بپوشد. من تا به امروز هنر جناب قمصری را ستایش میکردم و به آن غبطه میخوردم و از امروز به شرافت او هم رشک میبرم و آن را میستایم. مسئلهٔ ایران