قلم تراز | یادداشت های پژوهشگران معارف انقلاب اسلامی
یادداشت های پژوهشگران معارف انقلاب اسلامیارتباط با سردبیر:@alitaghinezhad110
غرب حقیقی و حقیقتِ غربی: هرمنوتیک انتقادیِ سیاست متأله و پنهانسازی حقیقت در نظم رسانهای ـ سرمایهدارانه غرب در اندیشه آیتالله خامنهای (موردمطالعه: نامه به جوانان اروپا و آمریکای شمالی) دکتر#سید_زکریا_محمودی_رجا پژوهشگر دوره سوم مرکز تهران سایت فصلنامه مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی ۱۶ شهریور ۱۴۰۴بخشی از مقاله:مدرنیتهی متأخر، در بطن خود، مکانیسمهای تولید معنا را با سازوکارهای بازتولید سلطه درهمآمیخته و طی سدههای اخیر، تصویری هژمونیک از «مدینهی فاضلهی لیبرال–مدرن» را بهمثابه فرجام محتوم تاریخ بشر تثبیت کرده است. این تصویر، از حیث سطح بیانی، بر مفاهیم کرامت انسانی، تکثرگرایی، حقوق بشر و رفاه عمومی تکیه میکند، اما در لایهی پنهان، منطق همگونسازی هستیشناسی لیبرال و حذف دیگری را بازتولید مینماید.چنین روندی نهتنها در عمل، بلکه در حافظهی تاریخی سه قرن اخیر نیز بهعنوان بسط ماشین جنگ، ترور ساختاری و مهندسی ادراک ثبت شده است. این پارادوکس میان «وعدههای رهاییبخش» و «کارکردهای سلطهگرایانه»، بستری را فراهم ساخته که جریانهای انتقادی در درون غرب از پسامدرنیسم رادیکال تا گفتمانهای پسااستعماری – با افشای تناقضهای درونی مدرنیته و پیوندهایش با نظم سرمایهدارانه صهیونیستی، آن را مورد چالش قرار دهند. همین شکاف گفتمانی، فرصت مداخله را برای رهبران بدیل تمدنی گشود؛ جایی که آیتالله خامنهای، بهعنوان معمار رویکرد «سیاست متأله»، با نامهنگاری راهبردی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، کوشید نه صرفاً پیامرسانی تبلیغاتی، بلکه مداخلهای پارادایمی در سپهر روایتگری جهانی بیافریند.این مداخله، بر بستر منطق حکمرانی اسلام سیاسی و هدفگذاری پروژهی تمدن نوین اسلامی، تلاشی است برای احیای حیثیت هستی¬محور دین و بازآفرینی جهان زیست عدالتمحور. متن کامل این مقاله را از اینجا بخوانید:https://www.irsjournal.ir/article_243509.htmlیادداشت های پژوهشگران معارف انقلاب اسلامی@yaddasht_pajooheshgaran