بیش از آنکه با آقای پزشکیان هماهنگ باشند دنبالهرو دیدگاههای احزاب و گروههای مورد اشاره خواهندبود. یک خطر دیگر سهمخواهی این حداقل سه گروه در دولت ایشان خواهدبود که بر سر مناصب و وزارتخانههای کلیدی خواهند جنگید. این مسئله وقت زیادی از دولت آقای پزشکیان خواهدگرفت تا به یک تعادلِ -هر چند نامطلوب از دیدگاه منافع ملی- برسد.آقای جلیلی در این زمینه وضعیت بهتری دارد. سالهاست با اندیشکدهها در ارتباط است و برای چنین موقعیتی مدتها برنامهریزی کرده است. در برنامههای تبلیغاتی دور اول هم ایشان نسبت به سایرین برنامههای منسجمتری ارایه کرد بدون اینکه درگیر ارایه وعدههای عجیب و غریب شود. در مسایل مختلف به ویژه موضوعات اقتصادی مدتها با حوصله نظرات کارشناسی را شنیده است و به یک فهم کارشناسی منسجم رسیده است که او را قادر میسازد به سرعت وارد اجرا شود و اثرات اقتصادی کارهایش مشخص شود. اگر خوب بود کشور و مردم از این اثرات منتفع شوند و اگر نبود فرصت اصلاح در همین دولت وجود داشته باشد.مهمترین فرصتهای و تهدیدهای ناشی از انتخاب هر یک از دو نامزدهمانطور که گفته شد آقای پزشکیان از قبل تیم اجرایی توانمند و هماهنگ با خود ندارد و جریانهای حامی در یک رقابت بین حزبی، افرادی را به ایشان تحمیل خواهندکرد. به تعادل و هماهنگی رسیدن تیم دولت حتماً زمان زیادی از کشور خواهدگرفت. علاوه بر این آقای پزشکیان در بین نامزدهای تایید صلاحیت شده، کمترین اعتقاد را به ادامه راه رئیس جمهور شهید آقای رئیسی دارد. لذا ایشان تلاش خواهد کرد ریلگذاری سه سال گذشته را تغییر دهد. اهمیت این مسئله از آن جنبه بیشتر است که دولت آقای رئیسی در سه سال فعالیت خود، تعریف جدیدی از نحوه تعامل با دنیا ارایه کرد و کشور را از سراب و بنبست رابطه یک-طرفه با غرب خارج کرد و همین باعث گشایشهای بزرگی مثل؛ عضویت در پیمان شانگهای، عضویت در بریکس، ورود به اتحادیه اورآسیا، افزایش فروش نفت و فعال شدن مجدد پروژه کریدور شمال-جنوب از مسیر ایران شد.در دولت آقای پزشکیان کشور از نظر مدیریتی دچار یک شوک بزرگ خواهدشد. با تغییر وزرا و انتخاب افرادی از جناح مخالف دولت سیزدهم، همه مدیریتهای میانی نیز تغییر خواهد کرد و عدم ثبات مدیریت به کشور هزینههای زیادی تحمیل خواهدکرد. در طول چهار دههیِ پس از انقلاب متداول این بوده که دولتها دو دورهای و هشت ساله باشند تا کشور کمتر متحمل هزینه جابجایی مدیریتی شود. حتی مردم هم به یک فهم جمعی در این خصوص رسیدهاند و علیرغم عملکرد ضعیف دولتها و یا تلاش جناحهای رقیب، به دولتها اجازه دادهاند که در دورههای هشت ساله، برنامههای خود را اجرا کنند. شهادت آقای رئیسی متاسفانه این زنجیره را گسست و شوک بزرگی به کشور وارد کرد و آمدن یک دولت غیرهمگرا با دولت سیزدهم این شوک مدیریتی را دوچندان خواهدکرد. دولت احتمالی آقای جلیلی اما بیشترین همگرایی را با دولت سیزدهم خواهدداشت. آقای جلیلی در مسئله نگاه به شرق، خلاصه نکردن دنیا در آمریکا و چند کشور اروپایی و شرطی نکردن اقتصادکشور به رابطه با آمریکا، بیشترین همگرایی را با دولت مرحوم آقای رئیسی دارد. لذا ریلگذاری کلی انجام شده در کشور در سه سال اخیر تغییر نخواهد کرد و حداقل 4 سال و شاید 8 سال این فرصت فراهم باشد تا این رویکرد هم نتایج خود را در عمل نشان دهد.آقای جلیلی اگرچه تیم خود را در سطح وزرا و معاونین خواهدداشت اما حداقل در سطح مدیران میانی شاهد تغییرات شوکآور نخواهیم بود. برخی از وزرا و معاونین هم احتمالاً ابقا خواهندشد. لذا هزینه تغییرات مدیریتی در دولت آقای جلیلی نسبت به دولت آقای پزشکیان برای کشور بسیار کمتر خواهدبود.نقطه مزیت دولت آقای پزشکیان فعال کردن بخشی از طیف خاموش جامعه و افزایش مشارکت آنها در ساختار حکمرانی کشور خواهد که در جای خود بسیار مهم است. اما در بدنه طرفداران آقای جلیلی طیفی (از قبیل آقایان رائفیپور و رسایی) وجود دارد که برخلاف دیدگاه رهبری، دایره نظام و انقلاب را بسیار محدود و تنگنظرانه میبینند که افرادی مثل آقای قالیباف هم که همه عمر خود را صرف خدمت به انقلاب و کشور کردهاند، در آن نمیگنجند. این نگرش بیتردید یا جاهلانه است و یا مغرضانه. آقای جلیلی در صورت پیروزی اگر نتواند در کوتاهمدت مرزبندی خود را با چنین طیفی شفاف کند، در عمل دچار مشکلات جدی خواهدشد و شاید کار دولتش در همان چهار سال اول پایان یابد و اقبال مردم و نخبگان را برای دوره چهار ساله دوم از دست بدهد. جمعبندیبا توجه به مطالبی که بیان شد با اینکه شخص آقای پزشکیان را فردی سادهزیست، اخلاقمدار و در دایره انقلاب میدانم لیکن نداشتن پشتوانه و تیم اجرایی و وابستگی بیش از حد به جریانهای حامی (اصلاحات/اعتدال/کارگزاران) را برای اقتصاد و اقتدار کشور آسیبزا میدانم. برگشت به عقب و شرطیکردنِ مجدد اقتصاد کشور به رابطه
۲۱:۵۷
یک طرفه و بیثمر با آمریکا و دو-سه کشور اروپایی را فرصتسوزی و گناه نابخشودنی میدانم. حضور فردی مثل آقای ظریف به عنوان محور کمپین تبلیغاتی ایشان، بسیار جای نگرانی دارد. فردی که حاضر است همه منافع ملی را فدای رابطه با آمریکا کند. نمونهاش که اخیراً اسناد آن منتشر شده، پروندهسازی در دولت روحانی برای افرادی است که بازوهای ایران در دور زدن تحریمها برای فروش نفت بودهاند.آقای جلیلی اگرچه زبان قشر خاکستری جامعه را بلد نیست و در اطراف خود به افرادی میدان داده است که دایره انقلاب را بسیار تنگنظرانه و محدود میبینند اما با ریلگذاری اقتصاد و سیاست کشور به سمت چندقطبی دیدن جهان و تکیه بر توانمندیهای درونی کشور، زاویه ندارد و انتخاب او شوک مدیریتی به کشور وارد نخواهد کرد. امید است به تدریج مرزبندی خود را با افراد حاشیهساز و تنگنظر هم مشخص کند و از همهیِ ظرفیتهای جامعه ایرانی فارغ از نگرشهای سیاسی استفاده کند.لذا با کمال احترام به تشخیص و سلیقهیِ همهیِ دوستان؛ در دور دوم انتخابات به آقای جلیلی رای خواهم داد#رضا #اسدی_فرد10 تیر ماه 1403 شمسی
۲۱:۵۷
۱۹:۱۰
انتشار مجدد یادداشتی از محرم ۱۴۰۲ پرده اول: آغاز خلقت انسان
خداوند میفرماید: ای فرشتگان؛ من موجودی به نام انسان (آدم ع) را خلق کردهام و به او چیزهایی آموخته و او را به مقامی رساندهام که شایستگی آن را یافته که شما فرشتگان مقربِ من بر او سجده کنید. همه فرشتگان بر آدم (مقام انسان) سجده کردند جز شیطان که از جن بود. خداوند فرمود: ای ابلیس چرا از امر من اطاعت نکرده و بر آدم سجده نکردی؟شیطان: جایگاه من از انسان بالاتر است چون او را از خاک و مرا از آتش خلق کردی (یعنی تشخیص منِ مخلوق از تو که خالق هستی در مورد جایگاه خودم و انسان درستتر است)و اینچنین شد که او مطرودترین موجود در بارگاه خداوند و بزرگترین دشمن هدایت انسان گردید.
پرده دوم: عصرِ آخرین پیامبر آسمانی
جانشین پیامبر آخرالزمان از همسر دوم خود امالبنین (بعد از شهادت همسر اولش) فرزندی دارد که در زیبایی و جنگاوری زبانزد است. او سالها مشق رزم کرده و خود را برای روز مبادای خاندان پیامبر ص آماده کرده است. آن روز مبادا یعنی عاشورا فرا رسیده است. همه اصحاب امام ع در همان چند ساعت اول شهید شدهاند. همه فرزندان ذکور پیامبر نیز از کودک چند ساله تا علیاکبر دلاور و شبیه پیامبر به شهادت رسیدهاند و تنها عباس بن علی برای حسین (ع) مانده است. همه جا حرف از اوست. اگر به میدان بیاید ممکن است ورق برگردد. یادتان هست در جمل چه دلاوریها نشان داد.با وجودی آکنده از ارادت و ولایتپذیری، نزد برادر و مولای خود میآید و اذن میدان میخواهد تا از حق خاندان پیامبر و نام پدرش علی (ع) دفاع کند. اما از امام و برادر خود پاسخی عجیب میشنود که هر پهلوانِ نامآورِ جنگاورِ آمادهیِ نبردی را در درستی انتخابش به شک میاندازد. امام ع میگوید: "بله عباس جان میتوانی بروی اما نه برای جنگیدن بلکه برای آوردن آب به خیمهگاه!"عباس کوچکترین چون و چرایی نکرده و حتی سرش را بلند نمیکند. مَشک و علماش را برداشته و بدون کلاه خود و زره، سوار مرکب میشود تا امر مولای خود را اجرا کند.شاید دشمن هم باورش نمیشود که عباس برای رزم به میدان نیامده است لذا از سر راهش کنار میروند و راه او را به سمت فرات باز میکنند. در برگشت اما مطمئن میشوند که عباس قصد رزم ندارد بلکه میخواهد مشک آبی را به خیمهگاه حسین ع برساند. فرمانده دشمن دستور مخفی شدن پشت نخلها و غافلگیر کردن عباسبنعلی ع را میدهد چرا که حتی با دست خالی هم جرات روبهرویی با او را ندارند. عباس (ع) اما تنها یک دغدغه بیشتر ندارد و آن اطاعت امر مولایش حسین و رساندن آب به خیمهگاه است لذا همه حواسش به مشکِ آب است.ناگاه سرباز دشمن از کمین بیرون آمده و با ضربهای، دست راستش را قطع میکند. اما ذرهای در اراده عباس ع خللی ایجاد نمیشود و میگوید به خدا قسم اگر دست راستم را هم قطع کنید دست از یاری دین خدا برنمیدارم. تا اینکه دست چپش قطع و فرقش نیز شکافته میشود و مشک آب با اصابت تیرها، همزمان با آخرین رشته امید عباس (ع) پاره میشود. در اینجاست که او برای اولین بار در عمرش به جای مولای من، حسین ع را با لفظ برادر صدا میزند.
و اینچنین عباس (ع) به قله ولایتپذیری که هدف خلقت انسان بوده است دست مییابد و کسی در ذریه آدم ع از اولین تا آخرین (غیر از معصومین ع) به این قله نخواهد رسید.
خداوند میفرماید: ای فرشتگان؛ من موجودی به نام انسان (آدم ع) را خلق کردهام و به او چیزهایی آموخته و او را به مقامی رساندهام که شایستگی آن را یافته که شما فرشتگان مقربِ من بر او سجده کنید. همه فرشتگان بر آدم (مقام انسان) سجده کردند جز شیطان که از جن بود. خداوند فرمود: ای ابلیس چرا از امر من اطاعت نکرده و بر آدم سجده نکردی؟شیطان: جایگاه من از انسان بالاتر است چون او را از خاک و مرا از آتش خلق کردی (یعنی تشخیص منِ مخلوق از تو که خالق هستی در مورد جایگاه خودم و انسان درستتر است)و اینچنین شد که او مطرودترین موجود در بارگاه خداوند و بزرگترین دشمن هدایت انسان گردید.
پرده دوم: عصرِ آخرین پیامبر آسمانی
جانشین پیامبر آخرالزمان از همسر دوم خود امالبنین (بعد از شهادت همسر اولش) فرزندی دارد که در زیبایی و جنگاوری زبانزد است. او سالها مشق رزم کرده و خود را برای روز مبادای خاندان پیامبر ص آماده کرده است. آن روز مبادا یعنی عاشورا فرا رسیده است. همه اصحاب امام ع در همان چند ساعت اول شهید شدهاند. همه فرزندان ذکور پیامبر نیز از کودک چند ساله تا علیاکبر دلاور و شبیه پیامبر به شهادت رسیدهاند و تنها عباس بن علی برای حسین (ع) مانده است. همه جا حرف از اوست. اگر به میدان بیاید ممکن است ورق برگردد. یادتان هست در جمل چه دلاوریها نشان داد.با وجودی آکنده از ارادت و ولایتپذیری، نزد برادر و مولای خود میآید و اذن میدان میخواهد تا از حق خاندان پیامبر و نام پدرش علی (ع) دفاع کند. اما از امام و برادر خود پاسخی عجیب میشنود که هر پهلوانِ نامآورِ جنگاورِ آمادهیِ نبردی را در درستی انتخابش به شک میاندازد. امام ع میگوید: "بله عباس جان میتوانی بروی اما نه برای جنگیدن بلکه برای آوردن آب به خیمهگاه!"عباس کوچکترین چون و چرایی نکرده و حتی سرش را بلند نمیکند. مَشک و علماش را برداشته و بدون کلاه خود و زره، سوار مرکب میشود تا امر مولای خود را اجرا کند.شاید دشمن هم باورش نمیشود که عباس برای رزم به میدان نیامده است لذا از سر راهش کنار میروند و راه او را به سمت فرات باز میکنند. در برگشت اما مطمئن میشوند که عباس قصد رزم ندارد بلکه میخواهد مشک آبی را به خیمهگاه حسین ع برساند. فرمانده دشمن دستور مخفی شدن پشت نخلها و غافلگیر کردن عباسبنعلی ع را میدهد چرا که حتی با دست خالی هم جرات روبهرویی با او را ندارند. عباس (ع) اما تنها یک دغدغه بیشتر ندارد و آن اطاعت امر مولایش حسین و رساندن آب به خیمهگاه است لذا همه حواسش به مشکِ آب است.ناگاه سرباز دشمن از کمین بیرون آمده و با ضربهای، دست راستش را قطع میکند. اما ذرهای در اراده عباس ع خللی ایجاد نمیشود و میگوید به خدا قسم اگر دست راستم را هم قطع کنید دست از یاری دین خدا برنمیدارم. تا اینکه دست چپش قطع و فرقش نیز شکافته میشود و مشک آب با اصابت تیرها، همزمان با آخرین رشته امید عباس (ع) پاره میشود. در اینجاست که او برای اولین بار در عمرش به جای مولای من، حسین ع را با لفظ برادر صدا میزند.
و اینچنین عباس (ع) به قله ولایتپذیری که هدف خلقت انسان بوده است دست مییابد و کسی در ذریه آدم ع از اولین تا آخرین (غیر از معصومین ع) به این قله نخواهد رسید.
۹:۳۶
#پای_درس_استاد (1): تسخیر متقابل#رضا_اسدی_فرد، تیر 1402همهی ما به عنوان یک مسلمان، بارها ذهنمان با این سوال درگیر شده است که اصول اقتصادی و کسب و کاری دین اسلام چیست؟ آیا قرآن به عنوان کتاب آسمانی مسلمانان، حرف روشنی در این زمینه دارد که قابلیت کاربرد در دنیای پیچیده امروز ما را داشتهباشد؟در این زمینه بهتر است پای درس استاد برجسته تفسیر قرآن در عصر حاضر یعنی #علامه_جوادی_آملی بنشینیم و از دریای دانش ایشان که بیش از چهار دهه از عمر گرانبهای خود را صرف تدریس تفسیر کل قرآن نمودهاند، بهرهمند شویم.درس اول: تسخیر متقابل صاحبان مشاغلیکی از شبهات و یا سوالاتی که در خصوص عدالت در کسب و کار و شغل انسانها مطرح میشود آن است که چرا یک نفر در جامعه شغل سطح پایینتر از نظر اجتماعی (مثلاً رفتگر) و فرد دیگر جایگاه شغلی معتبرتری (مثل پزشک یا وکیل) دارد. همهی ما اجمالاً براساس آیات قرآن این را هم قبول داریم که این جایگاههای شغلی و اعتبار اجتماعیِ آنها، صرفاً مربوط به این دنیاست و معیار برتری نزد خداوندِ عالمیان چیز دیگری است. اما از این جواب کلامی و عقیدتی که بگذریم واقعاً چه توجیهی در دین اسلام برای این تفاوتها وجود دارد؟ آیا این تفاوتها با عدالت خداوند سازگار است؟قرآن برای پاسخ به این سوال، قاعده تسخیر متقابل را مطرح میکند:أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ۚ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ۗ وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ [سوره الزخرف : 32]علامه جوادی آملی در تفسیر این آیه و تبیین قاعدهیِ تسخیر متقابل موارد ذیل را بیان میکند:الف- جامعه انسانی، برای اینکه جریان زندگی در آن روال عادی و صحیح داشته باشد نیازمندیهای مختلفی دارد که باید به همه آنها پاسخ داده شود. باید کشاورزی باشد که بکارد، دامداری باشد که گاو و گوسفند برای تامین شیر و گوشت مورد نیاز بشر را پرورش دهد، کارگر و بنایی باشند که مسکن بسازند، معلمی باشد که آموزش دهد و طبیبی باشد که درمان کند.فرض کنید که هر کدام از این شغلها نباشد، حتما بخشی از زندگی اجتماعی دچار اختلال میشود. مثلاً اگر کشاورز نباشد تامین غذا دچار مشکل میشود و اگر رفتگر نباشد از بوی بد زباله در شهر نمیتوان راه رفت و زندگی کرد.پس در هر صورت همه شغلها لازمند مثل اجزا یک صورت. اگر در صورتی که تناسب اجزاء و حالت چشم و ابرو در نهایت زیبایی باشد نقصی جدی در حالت بینی، دهان و یا سایر اجزاء صورت وجود داشته باشد، صاحب آن صورت به فرد دارای معلولیت در جامعه شناخته خواهدشد نه یک فرد زیبا و حتی عادی.ب- موضوع دوم نسبتِ شغلها به همدیگر و رابطه بین صاحبان آنها در جامعه است. در نگاه اول شاید به نظر برسد صاحبان برخی شغلها نسبت به برخی دیگر دارای برتری است. اما نگاه دقیقتر نشان میدهد که صاحبان مشاغل به طور متقابل به همدیگر خدمت میکنند. در این خصوص استاد علامه جوادی آملی (حفظها...) مثال جالبی میزند. یک کارگر روزمزد ساختمانی را در نظر بگیرید که در ساخت منزل یک پزشک به او خدمت میکند. وقتی آن کارگر مریض میشود همان پزشک باید از نمونه خون و حتی ادرار او آزمایش بگیرد تا بتواند بیماری او را تشخیص داده و درمان کند. پس افراد در زنجیرهای از مشاغل به هم خدمت میکنند که در ادبیات قرآن از آن به تسخیر متقابل یاد شده است (لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا).ج- اما نکته آخر پاسخ به این سوال است که آیا این با عدالت حق تعالی سازگار است که فردی مثلاً یک کارگر ساده باشد و فرد دیگر یک کارخانهدار، بازرگان موفق و یا پزشک باشد. در اینجا باید گفت اولاً: از دیدگاه اسلام هیچکدام از این شغلها و در نتیجه صاحبان آنها برتری ذاتی نسبت به صاحبان مشاغل دیگر ندارد. اگرچه ظاهراً در اجتماع، جایگاه بالاتری داشته باشد. اینکه درآمد برخی مشاغل بیشتر است و صاحبان آنها زندگی دنیایی بهتری دارند نه تنها از نگاه دین مزیتی نیست، بلکه هر کسی که از نظر مادی و یا توانمندیهای خدادادی مزیتی نسبت به سایرین دارد، مسئولیت اجتماعی بیشتری نیز خواهدداشت. هر که باماش بیش، برفاش بیشترثانیاً: فرض کنید که جایگاه افراد عوض شود و شخص اول که کارگر ساده است به یک کارخانهدار یا پزشک تغییر وضعیت دهد و برعکس. در این صورت باز اصل مساله اختلاف جایگاه صاحبان مشاغل حل نشده و به جای خود باقی است و فقط مصادیق تغییر کرده است.جمعبندیجمعبندی اینکه؛ اسلام تنوع مشاغل در جامعه را یک ضرورت برای جریان درست زندگی اجتماعی میداند و همه مشاغل را -هر چند کم اهمیت از نظر مردم- برای سلامت، امنیت و رفاه جامعه ضروری و دارای ارزش میداند. جایگاه بالاتر صاحبان مشاغل از نظر مادی و یا اعتبار اجتماعی باعث ایجاد
۲۱:۳۱
ارزش ویژه برای آنها نمیشود مگر اینکه از این مزیتهای خدادادی در راستای تامین منافع جمعی استفاده شود. یک ضعف جدی که از نظر آموزشی و فرهنگی در جامعه ما وجود دارد آن است که احترام واقعی به صاحبان برخی مشاغل گذاشته نمیشود و این موضوع اعتماد به نفس خود آنها را هم در خصوص درک ارزشی که برای جامعه ایجاد میکنند کاهش میدهد. در برنامههایِ رسمی آموزشی و فرهنگسازی عمومی در کشور باید توجه جدی به اصلاح این کاستی شود. همچنین در خصوص تامین حداقل شرایط زندگی عزتمندانه برای همه اقشار جامعه و کلیه صاحبان مشاغل، نیاز به تقویت نظامهای تامین اجتماعی و اصلاح قوانین شغلی و مالیاتی وجود دارد.
۲۱:۳۱
Mininng Machinary Industry- Chaina Report-Andishkade Mashinsazi-1403-10-23.pdf
۴.۹۵ مگابایت
سیاستنامه بررسی تجربه کشور چین در توسعه صنعت ساخت ماشینآلات معدنی - اندیشکده صنعت ماشینسازی-پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری- زمستان 1403
۸:۴۵
الزامات نقشآفرینی شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشورمصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور- دی 1403، با دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوریبخش اول: چهار دوره رشد کشور در حوزه علم، فناوری و نوآوریمن یک تقسیمبندی از دورههای رشد کشور در حوزه علم فناوری و نوآوری دارم که بعداز پایان جنگ و تقریباً از دهه هفتاد آغاز میشود و اکنون در دوره چهارم رشد هستیم. دوره اول، از سال 1370 تا 1380 «دوره رشد آموزش عالی در کشور» بود، چون قبل از آن، واقعاً مقاطع تحصیلی ارشد و دکترا در دانشگاه بسیار کم و محدود بود. تقریباً از اواخر دهه 70، که همزمان با پایان دوران کارشناسی من در دانشگاه شریف بود، بسیاری از دانشگاهها طراحی و برگزاری دورههای کارشناسی ارشد و بعد هم دکترای رشتههای مختلف را شروع کردند، تعداد نیروی انسانی در مقاطع تحصیلات تکمیلی بالاتر رفت و در نتیجه، تولیدات علمی کشور رشد کرد. در دوره دوم، مشوقهایی برای «انتشار مقالات»، بهویژه مقالات ISI در نظر گرفته شد و این سیاستها باعث شد رتبه علمی کشور رفتهرفته ارتقا یابد. در اواخر دهه 1380 این سؤال مطرح شد که این رشد علمی کشور، چه نفعی برای کشور دارد؟ منافع انتشار این مقالات، بیشتر متوجه کشورهای پیشرو است و ازسویدیگر، بحث مهاجرت نخبگان را داریم. چون محیط کاری متناسب با توانمندی علمی بسیاری از این نخبگان نداریم که بعداز دریافت مدرک دکترا، این افراد مشغول به کار شوند. این سؤال مبنای آغاز دوره سوم رشد علم و فناوری در کشور بود. در این مقطع، این ایده مطرح شد که باید روی «کاربردیسازی علم و کاربردیسازی دانش» کار کنیم. بدین ترتیب، ایده شکلگیری شرکت دانشبنیان در اواخر دهه هشتاد شکل گرفت و در سال 1389 قانون «حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و تجاریسازی نوآوریها و اختراعات» مصوب شد. تجربه شکلگیری و توسعه شرکتهای دانشبنیان، تجربه خوب و موفقی بود، بهویژه به این دلیل که با ایجاد نهاد جدید توسعهای به نام «معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری» همزمان شد. معاونت علمی و فناوری، تقریباً یکی دو سال پیشاز تصویب قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان راهاندازی شده بود و این تجربه که سازمان توسعهای مشخصی بر اجرای یک قانون خاص متمرکز شود، تجربه خوبی بود و خروجی آن، افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان و اساساً پررنگشدن گفتمان دانشبنیان در کشور بود که در نهایت به این منجر شد که رهبر انقلاب، سال 1401 را سال «تولید، دانشبنیان و اشتغالآفرین» نامگذاری کنند. اما اجرای ده ساله قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان، ما را به بینشی جدید رساند: اگرچه ماهیت شرکت دانشبنیان در راستای کاربردیسازی علم و دانش و تبدیل آن به فناوری و تبدیل فناوری به محصول و کسبوکار مفید است، اما با توجه به آمار و ارقام اقتصادی کشور، این شرکتها سهم شایان توجهی از اقتصاد ندارند و نمیتوانیم انتظار داشته باشیم این شرکتها از نظر حجم و تأثیرگذاری اقتصادی، جایگزین صنایع موجود شوند. بنابراین، این سؤال مطرح شد که برای اینکه اقتصاد کشور از اقتصاد مبتنی بر منابع طبیعی خدادادی که نتیجه آن خامفروشی است، یک قدم بالاتر برود و به سمت اقتصاد مبتنی بر ارزشافزوده دانشی حرکت کند، چه کار باید کرد. این ایده و این سوال ریشهای باعث آغاز دوره چهارم رشد علم، فناوری و نوآوری کشور شد و بدین ترتیب مبنای قانون «جهش تولید دانشبنیان» گذاشته شد. روح قانون جهش تولید دانشبنیان، مختص شرکت دانشبنیان نیست، بلکه اساس قانون جهش تولید دانشبنیان برای دانشبنیانکردن اقتصاد کشور است و به همین دلیل، حمایتهای درنظرگرفتهشده در اغلب مادههای این قانون مانند ماده 11 (اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه و سرمایهگذاری)، شرط دانشبنیانبودن یا حتی دولتی یا غیردولتیبودن را ندارد. دلیل این تغییر رویکرد در سیاستگذاری این بود که بخش عمده اقتصاد ما شرکتهای پتروشیمی، نفتی، فولادی، معدنی و خودرویی است و با ملاکها و معیارهایی که در قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان داریم، تمرکز این شرکتها حوزه دانشبنیان نیست. به علاوه، بخش عمدهای از این شرکتها، یا مستقیم وابسته به دولتاند یا متعلق به نهادهای شبهدولتی یا نیمهدولتی هستند و در نتیجه نمیتوان آنها را بهعنوان شرکت دانشبنیان ارزیابی و تأیید کرد. بنابراین، شاهد سیر تحول از توسعه آموزشعالی و توسعه سطح علمی مقالات علمی کشور، سپس کاربردیسازی دانش در شرکتهای دانشبنیان و بعد گسترش آن به کل اقتصاد کشور هستیم. این سیر، حاصل رشد سیاستگذاری و یادگیری سیاستی است. سعی میکنیم، از اجرای قوانین درس بگیریم و آنها را ارتقا دهیم.
۱۶:۵۷
الزامات نقشآفرینی شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشورمصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور- دی 1403 با:دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوریبخش دوم: شرکتهای دانشبنیان؛ نهادهای دوزیست دانشگاهی-صنعتیسالها در کشور موضوع «دولت، دانشگاه و صنعت» بهعنوان موضوع محوری کنفرانسها و همایشها مطرح بوده است و البته در سطح جهانی نیز ادبیات مارپیچ سهگانه رایج و شناختهشده است. اما از این گفتمانها خروجی ملموسی در کشور نگرفتهایم؛ برخلاف گفتمان دانشبنیان که خروجیهای ملموسی برای کشور داشته است. برای مثال، در بعضی بحرانها مانند بحران کرونا، شرکتهای دانشبنیان به داد کشور رسیدند و توانستند در مواردی از قبیل؛ تولید ماسک، دستگاه تنفس مصنوعی و واکسن واقعاً گرهگشا باشند و در واقع، سطح فناوری کشور در این حوزه را یک پله ارتقا دهند. اما در بحث گفتمان دولت، دانشگاه و صنعت چنین فضایی ایجاد نشد. دلیل این امر شاید این باشد که وصلکردن دانشگاه و صنعت به یکدیگر، بهطور مستقیم امکانپذیر نیست. صنعت در ایران، ماهیتی است که حدود صد سال پیش با مدل غربی شکل گرفته است، به این معنا که همیشه از نظر فناوری و تجهیزات به کشورهای پیشرفته و پیشرو صنعتی متکی بوده است، غالباً فناوری را در قالب تجهیزات تولیدی خریداری کرده است و با راهاندازی کارخانه، شروع به تولید کرده است. در دانشگاه نیز، بهویژه در دورههای اولیه تحصیلات تکمیلی دانشگاه، اغلب اساتید، دانشآموخته دانشگاههای کشورهای دیگر بودند و مسائلی که در تحقیقات دوره دکترای خود با آن درگیر بودهاند، مسائل کشور نبوده است. پس دو درخت تنومند را میخواهیم به هم وصل کنیم؛ و این امر امکانپذیر نیست. اگر دانشگاه و صنعت، از ابتدا مانند دو نهال در کنار هم بودند که به هم گره میخوردند و بالا میرفتند، میتوانستند همتکاملی را تجربه کنند. راهکاری که کشور بعد از مدتها دستوپنجه نرمکردن با این مسئله یافته است، شرکت دانشبنیان است. شرکت دانشبنیان مانند چسب دوطرفه، ماهیتی دوزیست دارد؛ به این معنا که یا اساتید دانشگاه نقش مستقیم در ایجاد و بنیانگذاری شرکتهای دانشبنیان دارند و عضو هیئتمدیره یا مدیرعامل این شرکتها هستند، یا دانشآموختگان جوان مقاطع تحصیلات تکمیلی این شرکتها را بنیانگذاری میکنند که اغلب ارتباط نزدیک با دانشگاه دارند. بسیاری از این شرکتها در حاشیه دانشگاه در مراکز رشد یا پارکهای علم و فناوری یا نواحی نوآوری شکل گرفتهاند و مشابه با تجارب جهانی، از یک طرف به دانشگاه متصلاند و از طرف دیگر، بنگاهی اقتصادی هستند که ماهیت شرکتی پیدا کرده است، یعنی باید حتماً درآمد داشته باشد که بتواند حقوق کارکنان خود را پرداخت کند. دیگر بودجه دولتی مصوب سالانه وجود ندارد و به همین خاطر مسئله تولید، کسبوکار، محصول، درآمد، هزینه، بیمه، مالیات و ... برای آنها مهم شده است. بنابراین، این موجودات دو زیست دانشگاهی ـ صنعتی یا چسبهای دوطرفه، راهکار کشور برای وصلکردن محل تولید دانش (یعنی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی) به صنعت (محل کاربرد این دانش) است.
۱۰:۰۰
الزامات نقشآفرینی شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشور
مصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوری – دی 1403
بخش سوم: پیوند بزرگ مریخی، کوچک ونوسی؛ پیشران توسعه اقتصاد دانشبنیانآمار و ارقام، در کشور ما و در سطح جهان، نشان میدهد که اثرگذاری مستقیم شرکتهای دانشبنیان بهواسطه محدودیتهایی که دارند، غالباً بالا نیست. حتی در کشورهایی که زیرساختهای خوب و توسعهیافته دارند، بیشتر شرکتهای دانشبنیان بهطور مستقیم اثر بزرگی در اقتصاد نداشتهاند. صرفنظر از استثنائات، این اثر اقتصادی زمانی ایجاد شده است که دانشِ شرکت دانشبنیان، بهنحوی در بستر سرمایهگذاری و تولید شرکتهای بزرگ قرار بگیرد. شرکتهای بزرگ معمولاً اقدام به سرمایهگذاری یا ادغام و اکتساب (Merger & Acquisition) میکنند. بخش عمدهای از شرکتهای نوپای جهان، آرزو دارند به مرحلهای از رشد برسند که شرکتی بزرگ مایل به سرمایهگذاری روی آنها یا اکتساب آنها باشد. در کشور ما هم طبیعتاً این مسئله وجود دارد و شرکتهای دانشبنیان، دستکم در اوایل مسیر رشد خود نیاز دارند بهنحوی با شرکتهای بزرگ مشارکت کنند. برخی شرکتها که ممکن است تمایلی به مشارکت مبتنی بر سهام نداشته باشند، میتوانند از انواع دیگر مشارکت استفاده کنند. مسئله مهم این است که داراییهای مکمل در کنار هم قرار بگیرد؛ یعنی دارایی دانشی شرکت دانشبنیان با دارایی تولیدی، شناخت بازار و توان سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ کنار هم قرار بگیرد که بتواند ارزشافزوده بزرگی ایجاد کند. اما این مسیر، به دلایل متعدد، واقعاً آسان نیست. بخشی از دلایل، فرهنگی است و بخشی زیرساختی. از جنبه فرهنگی، با توجه به سابقه فعالیت حدود 20 ساله در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان یا زیرمجموعههای آن، باید اعتراف کنم، ما هم در این گفتمان مقصر بودیم که باعث شدیم، بسیاری از مجموعههای دانشبنیان تمایل داشته باشند بدون مشارکت با دیگران، راه خود را بروند. یعنی یک شرکت نوپا میخواهد خودش کارخانه راهاندای کند و خودش تولید کند. اما این امر در عمل امکانپذیر نیست، زیرا بزرگشدن فرایندی طبیعی است؛ بزرگشدن از نظر مالی به اعتبار نزد نهادهای مالی نیاز دارد و این اعتبار در طول زمان، براساس گردش مالی و براساس ایجاد دارایی ساخته میشود. بزرگشدن از نظر منابع انسانی نیز پیچیدگیهای خاص خود را دارد؛ رسیدن شرکت از 2 نفر به 20 نفر قابل مدیریت است، اما زمانی که بخواهید شرکت 20 نفره را به 2000 نفر برسانید، فناوریهای مدیریت منابع انسانی متفاوت میشود. از نظر من، آورده اصلی سرمایهگذاران مجموعههایی مانند دیجیکالا (که از وبگاه فروش موبایل در سال 88 به مجموعهای با چند هزار میلیارد فروش در حال حاضر رسیده است) واقعاً پول نیست، دانش مدیریت منابع انسانی است؛ دانش مدیریت دارایی، دانش توسعه و دانش افزایش مقیاس (Scale-up) است. اما شرکتهای نوپای جوان فکر میکنند تنها با تزریق منابع مالی، بقیه مسائل حلوفصل خواهد شد. مانند این است که بخواهید دانشآموز کلاس پنجم ابتدایی را در کلاس دوازدهم بنشانید و انتظار جهش از او داشته باشید. شرکت، باید مسیر طبیعی یادگیری کسبوکار را طی کند. هر جایی که تیمسازی خوبی انجام شود، سرمایهگذار، پول هوشمند وارد مجموعه کند (منابع مالیِ همراه با دانش مدیریت)، شرکتها میتوانند رشد کنند و اثرگذاری اقتصادی داشته باشند. بنابراین، نقشآفرینی اقتصادی شرکتهای دانشبنیان مستلزم این است که دانشی که تولید میکنند، در بستر اقتصاد واقعی کشور قرار بگیرد. برای این کار، دو راه وجود دارد: یک راه این است که این دانش، در قالب «مدلهای مشارکتی» در اختیار شرکتهای بزرگ قرار بگیرد که البته دشوار است و پیچیدگیهایی دارد. در سال 1397، در کتاب «بزرگ مریخی، کوچک ونوسی» به برخی راهکارهای آن اشاره کردهایم. راه دوم این است که شرکتهای دانشبنیان، فرآیند زمانی رشد خود را طی کنند، بزرگ بشوند و بتوانند در اقتصاد کشور نقشآفرینی کنند که البته زمان زیادی خواهد برد.
مصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوری – دی 1403
بخش سوم: پیوند بزرگ مریخی، کوچک ونوسی؛ پیشران توسعه اقتصاد دانشبنیانآمار و ارقام، در کشور ما و در سطح جهان، نشان میدهد که اثرگذاری مستقیم شرکتهای دانشبنیان بهواسطه محدودیتهایی که دارند، غالباً بالا نیست. حتی در کشورهایی که زیرساختهای خوب و توسعهیافته دارند، بیشتر شرکتهای دانشبنیان بهطور مستقیم اثر بزرگی در اقتصاد نداشتهاند. صرفنظر از استثنائات، این اثر اقتصادی زمانی ایجاد شده است که دانشِ شرکت دانشبنیان، بهنحوی در بستر سرمایهگذاری و تولید شرکتهای بزرگ قرار بگیرد. شرکتهای بزرگ معمولاً اقدام به سرمایهگذاری یا ادغام و اکتساب (Merger & Acquisition) میکنند. بخش عمدهای از شرکتهای نوپای جهان، آرزو دارند به مرحلهای از رشد برسند که شرکتی بزرگ مایل به سرمایهگذاری روی آنها یا اکتساب آنها باشد. در کشور ما هم طبیعتاً این مسئله وجود دارد و شرکتهای دانشبنیان، دستکم در اوایل مسیر رشد خود نیاز دارند بهنحوی با شرکتهای بزرگ مشارکت کنند. برخی شرکتها که ممکن است تمایلی به مشارکت مبتنی بر سهام نداشته باشند، میتوانند از انواع دیگر مشارکت استفاده کنند. مسئله مهم این است که داراییهای مکمل در کنار هم قرار بگیرد؛ یعنی دارایی دانشی شرکت دانشبنیان با دارایی تولیدی، شناخت بازار و توان سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ کنار هم قرار بگیرد که بتواند ارزشافزوده بزرگی ایجاد کند. اما این مسیر، به دلایل متعدد، واقعاً آسان نیست. بخشی از دلایل، فرهنگی است و بخشی زیرساختی. از جنبه فرهنگی، با توجه به سابقه فعالیت حدود 20 ساله در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان یا زیرمجموعههای آن، باید اعتراف کنم، ما هم در این گفتمان مقصر بودیم که باعث شدیم، بسیاری از مجموعههای دانشبنیان تمایل داشته باشند بدون مشارکت با دیگران، راه خود را بروند. یعنی یک شرکت نوپا میخواهد خودش کارخانه راهاندای کند و خودش تولید کند. اما این امر در عمل امکانپذیر نیست، زیرا بزرگشدن فرایندی طبیعی است؛ بزرگشدن از نظر مالی به اعتبار نزد نهادهای مالی نیاز دارد و این اعتبار در طول زمان، براساس گردش مالی و براساس ایجاد دارایی ساخته میشود. بزرگشدن از نظر منابع انسانی نیز پیچیدگیهای خاص خود را دارد؛ رسیدن شرکت از 2 نفر به 20 نفر قابل مدیریت است، اما زمانی که بخواهید شرکت 20 نفره را به 2000 نفر برسانید، فناوریهای مدیریت منابع انسانی متفاوت میشود. از نظر من، آورده اصلی سرمایهگذاران مجموعههایی مانند دیجیکالا (که از وبگاه فروش موبایل در سال 88 به مجموعهای با چند هزار میلیارد فروش در حال حاضر رسیده است) واقعاً پول نیست، دانش مدیریت منابع انسانی است؛ دانش مدیریت دارایی، دانش توسعه و دانش افزایش مقیاس (Scale-up) است. اما شرکتهای نوپای جوان فکر میکنند تنها با تزریق منابع مالی، بقیه مسائل حلوفصل خواهد شد. مانند این است که بخواهید دانشآموز کلاس پنجم ابتدایی را در کلاس دوازدهم بنشانید و انتظار جهش از او داشته باشید. شرکت، باید مسیر طبیعی یادگیری کسبوکار را طی کند. هر جایی که تیمسازی خوبی انجام شود، سرمایهگذار، پول هوشمند وارد مجموعه کند (منابع مالیِ همراه با دانش مدیریت)، شرکتها میتوانند رشد کنند و اثرگذاری اقتصادی داشته باشند. بنابراین، نقشآفرینی اقتصادی شرکتهای دانشبنیان مستلزم این است که دانشی که تولید میکنند، در بستر اقتصاد واقعی کشور قرار بگیرد. برای این کار، دو راه وجود دارد: یک راه این است که این دانش، در قالب «مدلهای مشارکتی» در اختیار شرکتهای بزرگ قرار بگیرد که البته دشوار است و پیچیدگیهایی دارد. در سال 1397، در کتاب «بزرگ مریخی، کوچک ونوسی» به برخی راهکارهای آن اشاره کردهایم. راه دوم این است که شرکتهای دانشبنیان، فرآیند زمانی رشد خود را طی کنند، بزرگ بشوند و بتوانند در اقتصاد کشور نقشآفرینی کنند که البته زمان زیادی خواهد برد.
۱۰:۲۷
الزامات نقشآفرینی شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشور
مصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوری – دی 1403
بخش چهارم: آموزههای بحران کرونا برای سیاستگذاری فناوری و نوآوریدوران کرونا، مانند دوران جنگ تحمیلی، آموزههای فراوانی برای سیاستگذاری و توسعه فناوری کشور دارد. کرونا، مسئلهای واقعاً فوریتی بود. سادهترین مسئله محدودشدن پروازهای بینالمللی بود و اینکه راهحلهای جایگزین چندانی در دسترس ما نبود. در نتیجه، نوع حکمرانی ما هم در دوره کرونا عوض شد. در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان، در صندوق نوآوری و شکوفایی، در نهادهای دولتی مانند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که باید مجوزهایی صادر میشد، فرایندها تسریع و تسهیل شد. برای مثال، ورود محصولات حوزه سلامت به بازار، فرایندی طولانی و پیچیده دارد. اما در دوران کرونا، با توجه به شرایط بحرانی و اینکه پای جان مردم در میان بود، باعث شد فرایندهای حاکمیتی، اعطای مجوزها و حمایتها تسریع و تسهیل شود. شرکتها نیز، در کنار نگاه اقتصادی، نگاه مسئولیت اجتماعی نیز به موضوع داشتند و در نتیجه، فرایند تحقیق و توسعه که در حالت عادی ممکن بود 3 سال طول بکشد، طی 6 تا 8 ماه به نتیجه رسید. شرکتها در تعامل با بیمارستانها، فرایند تحقیق و توسعه را با شتاب بیشتری پیش بردند، نهادهای حمایتی نیز رویکرد فعال اتخاذ کردند. برای مثال، ما در ستاد توسعه فناوری نانو، به سراغ شرکتهایی رفتیم که اگرچه تجربه ساخت دستگاه نداشتند، فناوریهای مرتبط را داشتند و به آنها مأموریت داده شد که با استفاده از فناوریهای موجود، اقلامی مانند دستگاه ساخت ماسک و ... را تولید کنند. با توجه به درسهای دوران کرونا، میتوانیم در روالهای دولتی، چابکتر عمل کنیم. دولت در تأمین اقلام راهبردی باید بهصورت فعالانه شرکتهای مرتبط را شناسایی کند، خارج از قواعد پیچیده تأمین مالی کند و مأموریت تأمین این اقلام را به شرکتها واگذار کند. برای مثال، مانند دوران کرونا، منابعی از صندوق نوآوری و شکوفایی در اختیار صندوقهای پژوهش و فناوری قرار گیرد تا چابکتر برای توسعه فناوری هزینه کنند. اگر فضای مدیریتی اجازه بدهد، دانشبنیانها میتوانند در اقتصاد کشور، نقشآفرینی کنند، اگر در جایی مثل صنعت خودرو، شاهد نوآوری نیستم دلیل آن مسئله فناوری نیست؛ بلکه مسئله مدیریت است.
مصاحبهیِ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با دکتر رضا اسدیفرد؛ عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فناوری – دی 1403
بخش چهارم: آموزههای بحران کرونا برای سیاستگذاری فناوری و نوآوریدوران کرونا، مانند دوران جنگ تحمیلی، آموزههای فراوانی برای سیاستگذاری و توسعه فناوری کشور دارد. کرونا، مسئلهای واقعاً فوریتی بود. سادهترین مسئله محدودشدن پروازهای بینالمللی بود و اینکه راهحلهای جایگزین چندانی در دسترس ما نبود. در نتیجه، نوع حکمرانی ما هم در دوره کرونا عوض شد. در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان، در صندوق نوآوری و شکوفایی، در نهادهای دولتی مانند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که باید مجوزهایی صادر میشد، فرایندها تسریع و تسهیل شد. برای مثال، ورود محصولات حوزه سلامت به بازار، فرایندی طولانی و پیچیده دارد. اما در دوران کرونا، با توجه به شرایط بحرانی و اینکه پای جان مردم در میان بود، باعث شد فرایندهای حاکمیتی، اعطای مجوزها و حمایتها تسریع و تسهیل شود. شرکتها نیز، در کنار نگاه اقتصادی، نگاه مسئولیت اجتماعی نیز به موضوع داشتند و در نتیجه، فرایند تحقیق و توسعه که در حالت عادی ممکن بود 3 سال طول بکشد، طی 6 تا 8 ماه به نتیجه رسید. شرکتها در تعامل با بیمارستانها، فرایند تحقیق و توسعه را با شتاب بیشتری پیش بردند، نهادهای حمایتی نیز رویکرد فعال اتخاذ کردند. برای مثال، ما در ستاد توسعه فناوری نانو، به سراغ شرکتهایی رفتیم که اگرچه تجربه ساخت دستگاه نداشتند، فناوریهای مرتبط را داشتند و به آنها مأموریت داده شد که با استفاده از فناوریهای موجود، اقلامی مانند دستگاه ساخت ماسک و ... را تولید کنند. با توجه به درسهای دوران کرونا، میتوانیم در روالهای دولتی، چابکتر عمل کنیم. دولت در تأمین اقلام راهبردی باید بهصورت فعالانه شرکتهای مرتبط را شناسایی کند، خارج از قواعد پیچیده تأمین مالی کند و مأموریت تأمین این اقلام را به شرکتها واگذار کند. برای مثال، مانند دوران کرونا، منابعی از صندوق نوآوری و شکوفایی در اختیار صندوقهای پژوهش و فناوری قرار گیرد تا چابکتر برای توسعه فناوری هزینه کنند. اگر فضای مدیریتی اجازه بدهد، دانشبنیانها میتوانند در اقتصاد کشور، نقشآفرینی کنند، اگر در جایی مثل صنعت خودرو، شاهد نوآوری نیستم دلیل آن مسئله فناوری نیست؛ بلکه مسئله مدیریت است.
۸:۵۰
در جنگ جهانی تعرفهای، ما کجا ایستادهایمدکتر رضا اسدیفردرئیس اندیشکده صنعت ماشینسازی – پژوهشکده مطالعات فناوریاگرچه با ظهور سازمان تجارت جهانی در سال 1995 (به عنوان جایگزین معاهده چند جانبه گات)، تلاشهای زیادی برای کاهش موانع تعرفهای در عرصه تجارت بینالمللی انجام شد اما تعرفه گمرکی همچنان به عنوان اصلیترین ابزار اعمال حاکمیت کشورها برای تنظیم رقابت کالاهای وارداتی با تولیدات داخلی مطرح است و اصلیترین مبحث در جنگ تجاری بین کشورها از جمله آمریکا و چین و آمریکا و اروپا، جنگ تعرفههاست.استفاده موثر از این ابزار به نحوی که هم فرصت رشد را به صنایع نوپا و نوظهور داخلی فراهم کند و هم از رخوت و تنبل شدن صنایع داخلی جلوگیری شود، نیازمند رعایت اصولی است که اغلب کشورهای دارای ساختار صنعتی و تولیدی در بدنه اقتصاد خود به آنها توجه میکنند. متاسفانه در کشور ما دو دیدگاه افراطی نسبت به موضوع تعرفه در بین سیاستگذاران صنعتی وجود داشته است. برخی کارایی و اثربخشی این ابزار را به طور کلی زیر سوال میبرند و در حدی فراتر از بنیانگذاران سازمان تجارت جهانی، موضوع کاهش و حذف تعرفهها را مطرح میکنند که البته غالباً از طیف بازارگانان هستند که افزایش منافع آنها در واردات، به کاهش تعرفهها گره خورده است. برخی دیگر بر حمایت تعرفهای و حتی غیرتعرفهای بیحد و مرز از صنایع داخلی تاکید دارند که البته در عمل تنها مصادیق آن صنعت خودرو (حدود 100 درصد) و لوازم خانگی بزرگ مثل یخچال و فریز (حدود 50 درصد) است.در مجموع بررسیها نشان میدهد به دلایل مختلف از جمله نرخ ارز مرجع مصوب برای محاسبه تعرفههای گمرکی، نرخ موثر این تعرفهها در ایران (بدون احتساب خودور)، بسیار پایین و در حد 5 درصد است. این بدان معناست که ما خود را از مهمترین ابراز اِعمال سیاست صنعتی یعنی تعرفه، محروم کردهایم و بدون آنکه وارد سازمان تجارت جهانی شویم و در قالب آن از شرکای تجاری خود امتیازی بگیریم، معافیت تعرفهای به آنها دادهایم.البته شاید برخی فعالان صنعتی که در عمل درگیر فرآیندهای بازرگانی و گمرکی برای تامین ماشینآلات، قطعات و سایر نهادههای تولید خود هستند، این موضوع یعنی کم بودن نرخ موثر تعرفههای واردات را احساس نکنند. اما دلیل این موضوع مسایل دیگری از قبیل؛ پیچیدگیهای روزافزون فرآیند ثبت سفارش واردات در سالهای اخیر، افزایش مستمر نرخ ارز و در نتیجه افزایش قابل توجه میزان پرداختی عوارض گمرکی توسط بنگاههای واردکننده و موانع غیرتعرفهای مثل ممنوعیتهای واردات یا صادرات اعمالی توسط وزارت صمت در مورد برخی کالاهاست. اما تجربه کشورهای موفق صنعتی از جمله ژاپن و هند نشان میدهد که آنها یک حمایت تعرفهای محدود و زمانمند از صنایع خود داشتهاند که با افزایش درجه بلوغ صنایع، میزان محافظت تعرفهای از آنها نیز کاهش مییابد اما هیچ وقت به صفر نمیرسد. همچنین میزان تعرفه در زنجیره ارزش صنایع از حلقه مواد اولیه با کمترین میزان شروع و در محصول نهایی به بیشترین مقدار میرسد و ماشینآلات خطوط تولید و تجهیزات صنعتی معمولاً در بین دو سر زنجیره از نظر میزان تعرفه قرار دارد.
۷:۱۴
آیا اتاق بازرگانی برای نمایندگی بخش خصوصی در سیاستگذاریهای صنعتی کشور کافی است؟دکتر رضا اسدیفردرئیس اندیشکده صنعت ماشینسازی-پژوهشکده مطالعات فناوریبخش خصوصی به علت مواجهه مستمر با شرایط عینی بازار، نیازها، اولویتها، فرصتهای جدید و همچنین بسترهای توسعه فناورانه در هر صنعت را به خوبی میشناسد و بازوی اصلی سیاستگذاری صنعتی و اقتصادی در کشورهای موفق است. به عنوان نمونه در ژاپن، همکاری نزدیک بین دولت و بخش خصوصی یک عامل کلیدی در موفقیت و اثربخشی سیاستهای صنعتی بوده است. شورای ساختار صنعتی ژاپن که در سال 1964 تشکیل شد و نقشی حیاتی در تدوین سیاستهای صنعتی ژاپن ایفا نمود، متشکل از اعضایی از دولت (معمولاً مقامات دولتی بازنشسته)، بازرگانان، نمایندگان شرکتهای تولیدکننده خصوصی، دانشمندان و اصحاب رسانه بوده است تا در مورد سیاستهای صنعتی ژاپن اجماع نظر ایجاد نموده و نتایج را به وزیر صنعت و تجارت بینالملل ژاپن گزارش نمایند. البته باید توجه داشت نقش بازرگانان در ژاپن عمدتاً جهانیسازی کالاهای ژاپنی بوده است و با نقش بازرگانان ایرانی حداقل در یک قرن اخیر-که عمدتاً واردات کالاهای درجه چندم خارجی برای عموم مردم و یا کالاهای لوکس برای طبقه پردرآمد بوده- متفاوت بوده استدر ایران نیز برای ایجاد ارتباط موثر و همکاریهای سازنده بین دستگاههای دولتی متولی سیاستهای اقتصادی و صنعتی و بخش خصوصی، نیازمند اتخاذ گامهای جدیتر برای درگیر کردن بیشتر بخش خصوصی در طراحی و پیادهسازی سیاستها، راهبردها و برنامههای عملیاتی هستیم. اندیشکدههای و اتاقهای فکر صنعتی، بستر مناسبی برای اینگونه تعاملات هستند تا نمایندگان بخش خصوصی تولیدی بتوانند در فضای مناسب و آزادانه نظرات خود را مطرح کنند و حتی در صورت لزوم از بخشهای ناکارآمد سیاستهای صنعتی و یا متولیان اجرای آنها در بدنه دولت انتقاد کنند.اگرچه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، بستر اصلی کنشگری بخش خصوصی در ساختار حکمرانی کشور است اما واقعیت آن است که عقبه این اتاق از نظر تاریخی در دست بخش بازرگانی و واردات است و به همین علت در تعاملات با دولت و حاکمیت، آنچنان که باید، بخش تولید و ساخت داخل را نمایندگی نمیکند و در مواردی که منافع بخش بازرگانی و واردات با منافع بخش تولید در تعارض باشد ناخواسته گرایش به سمت تسهیل واردات و تضعیف تولید وجود دارد. لذا در کنار اتاق بازرگانی به عنوان ساختار رسمی نمایندگی بخش خصوصی، انجمنهای تولیدکنندگان در کنار اندیشکدههای سیاستپژوهشی، میتوانند نقش مکمل را بازی کنند و در مواردی که سیاستهای صنعتی محل تعارض و تزاحم منافع بخش بازرگانی و بخش تولید و ساخت داخل است، این اندیشکدهها و اتاقهای فکر صنعتی هستند که با همکاری انجمنها و اتحادیههای صنعتی میتوانند مطالبات قانونی و به حق بخش تولید و صنعت را پیگیری و محقق کنند.اتاق فکر و اقدام صنعت ماشینسازی (آفکام) که از سال 1398 ذیل اندیشکده صنعت ماشینسازی در پژوهشکده مطالعات فناوری شکل گرفته، یک نمونه نسبتاً موفق از این نوع همکاری بوده و توانسته است بستر گفتگوی خوبی میان حاکمیت و بخش خصوصی برای هماهنگی در زمینه توسعه صنعت مادر و راهبردی ماشینسازی ایجاد نماید. در این اتاق فکر 7 انجمن اصلی سازندگان ماشینآلات خطوط تولید و تجهیزات صنعتی شامل؛ ستصا، استصنا، ماشینسازان صنایع غذایی، ماشینسازان پلیمری، ماشینسازان معدنی، ماشینسازان دارویی و سازندگان قالبهای صنعتی حضور فعال دارند.پ.ن: سایت اندیشکده: http://mi.tsi.ir
۸:۲۹
جنگ امروز، یک جنگ تمام عیار واقعی است، نه یک پدیده مقطعی و کم اهمیت باید مردم ما را مثل دوران کرونا و جنگ تحمیلی برای یک دوره نسبتا طولانی جنگی آماده کنیم. دشمن برنامه مفصلی برای ایران و منطقه دارد که همه هزینههایش را هم پذیرفته است کوچکترین نشانه ضعف و پا پس کشیدن از سمت ایران، نتیجه اش نابود شدن کشور است. دشمن به کمترین از این راضی نخواهدشد باید کمربندها را محکم ببندیم. برادران در زمان جنگ هم که من کودکی ۱۰ ساله بودم بار اصلی جنگ بر دوش ۱۰ تا ۱۵ درصد مردم بود. باید تلاش کنیم تا حد ممکن فشار بر عموم مردم قابل تحمل باشد البته برای سناریوهای بدبینانه تر هم باید آماده باشیم. هر کسی که دل در گرو ایران و اسلام دارد در هر سازمان و شرکت باید ببینید چه کمکی می تواند به کشور کند که رزمندگان جان بر کف وطن، مسئولیت های خطیرشان را به نحو احسن انجام دهند. مثلا اگر در آشنایان و دوستان کسانی دارید که مرد خانواده در نیروهای مسلح عملیاتی است به خانواده شان رسیدگی کنید و احتیاجات شان برآورده کرده و به آنها دلگرمی بدهید. با جوانان و نوجوانان صحبت کنیم و تاریخ باعظمت ایران را برای آنها توضیح بدهیم و اینکه دشمن چقدر سفاک و بی رحم است. تجربه کشورهایی که کوتاه آمدند و نابود شدند را یادآوری کنیم. به خانواده خودمان و مردم عادی توصیه کنیم خرید و مصرف شان را با شرایط جنگی کشور تنظیم کنند. داستانهای ایثار گذشتگان به ویژه زمان جنگ را تعریف کنیم. خلاصه اینکه امروز، روز راحت نشستن نیست اگر کوتاهی کنیم زیر پای وحوش غربی که در کفرشان به شدت متحد هستند، پایمال خواهیم شد. برادر کوچک شما، رضا اسدیفرد
۶:۱۹
*دوستان برای پیروزی بر دشمن وحشی و متجاوز باید سبک زندگی خودمان را تغییر دهیم و تا حد ممکن برای اصلاح سبک زندگی دیگران هم تلاش کنیم از جمله موارد زیر*:- از هر چیزی که گفتن آن موجب ترس و ناامیدی شود تا حد ممکن اجتناب کنیم و حوادث و اخبار تلخ را با رعایت این اصل مهم بیان کنیم.- حجم شایعات و اخبار جعلی از سوی عوامل دشمن و برخی افراد نادان بسیار بالاست مواظب باشیم به بلندگوی بی جیره و مواجب دشمن تبدیل نشویم.- در نشر اخبار همدلی، از خود گذشتگی و همکاری مردم با هم برای گذر از این شرایط خاص بکوشیم چرا که همدلی به شدت مسری است.- در مصرف هر چیزی صرفه جویی کنیم تا فشار تقاضا مهار شود.- به اندازهای که قبلا برای نیاز چند روز مواد غذایی و بهداشتی خرید میکردیم بخریم و حتی کمتر. دوستان و آشنایان را هم به این موضوع توصیه کنیم.- در جایی که صفی برای بنزین و یا کالای دیگر وجود دارد بیشتر از قبل رعایت حقوق دیگران را بکنیم - افراد کم تحمل را دلداری دهیم و اگر شد کمک کنیم کارشان سریعتر راه بیافتد.- به افراد مشکوکی که با حرفهای جهتدار سعی در تحریک مردم دارند تذکر بدهیم و اگر همچنان ادامه می دهند به نهادهای امنیتی گزارش کنیم.- بدانیم که مقام صبر یکی از بالاترین مقامات معنوی است که توصیه اکید قرآن است و برخی دستاوردهای بزرگ فقط با صبر بر دشواریهای مسیر حق حاصل می شود (و ما یلقاها الا الصابرون).
۱۲:۰۲
... و این چنین پایاموند متولد شدتا جایی که یادم هست از دوران نوجوانی به ساختن علاقمند بودم در دوران دبیرستان دارالقران مسجد محلمان و در دوره دانشجویی در دانشگاه شریف گروه فرهنگی یاران واقعه را بنیانگذاری کردم.دست روزگار از سال 1379 که سال آخر دوره کارشناسیام در دانشگاه صنعتی شریف بود مرا به سمت شغل دولتی هدایت کرد. دوره 24 ساله حضورم در دولت (1379 تا 1403) از کارشناس ساده در مرکز همکاریهای فناوری شروع شد، با فعالیت در ستاد توسعه فناوری نانو به مدت 18 سال در سمتهای دبیر کمیته زیرساخت، مدیر شبکه آزمایشگاهی و معاونت توسعه صنعت و بازار ستاد ادامه یافت و در نهایت به معاونت توسعه شرکتهای دانشبنیان معاونت علمی و فناوری رسید (یک سال معاون دکتر ستاری و دو سال معاون دکتر دهقانی فیروزآبادی بودم). در همه این سالها بنیانگذار اصلی و یا همبنیانگذار نهادهای مختلفی بودم از جمله:- شبکه آزمایشگاهی فناوری نانو (1383) و شبکه آزمایشگاهی فناوریهای راهبردی (1393) (به مدت 20 سال مدیر این شبکهها بودم)- نمایشگاه تجهیزات ایران ساخت (1392) (9 دوره دبیر این نمایشگاه بودم)- صندوق توسعه صنعت ماشینسازی (1399) و صندوق بیمه محصولات دانشبنیان (1403)- شرکت سرمایهگذاری صنایع نانوتک آینده (1398)- شبکه تبادل فناوری نانو (1394)- نمایشگاه آبادایران (1402)- پلتفرم ماشینبازار (1400)و ...اما همه اینها که شاید بتوان عنوان نقش من را در آنها کارآفرین سیاستی گذاشت نتوانستند عطش ساختن و کارآفرینی مرا فروبنشانند چرا که ظرف نهادهای دولتی محدودیتهای ذاتی برای رشد و مقیاسپذیری دارد و با تغییر مدیران بالادست گاهی اولویتها به طور کلی تغییر میکند و چیزهای خوبی که قبلیها ساختهاند به برنامههای نامحبوب برای مدیران جدید تبدیل میشوند لذا تصمیم گرفتم برای نیمه دوم عمرم (هر چند سال که خداوند سبحان عنایت کند) مسیر کاملاً متفاوتی در بخش کاملاً خصوصی پیش بگیرم و رویای همیشگیام برای ساختن بنگاههای بزرگ و مفید برای کشور را در خارج از دولت پیگیری کنم.یکی از خوشبختیهای من در زندگی آدمهای خوبی است که خداوند مهربان همواره در مسیرم قرار داده است جوری که همواره خودم را در آغوش گرم پروردگارم حس میکنم از پدر و مادر، برادر و خواهر و همسر و فرزندان خوب و مومن گرفته تا دوستان، همکاران و اساتید آدم حسابی و دوستداشتنی!یکی از لطفهای بزرگ خدا به من آشنایی با رضا باقری در اولین روزهای ورودم به دانشگاه شریف در سال 1375 بود با اینکه هم رشتهای نبودیم ولی در طول دوره تحصیل و بعد از آن دوستیمان همواره ادامه داشت. برخلاف من، رضا مسیر کارآفرینی در بخش خصوصی و فضای استارتاپی را در پیش گرفت و انصافاً یکی از موفقترینهای این حوزه شد. بنیانگذاری وادا، اسمارتآپ ونچرز، همراه مکانیک، دکتر ساینا، خانومی و دهها استارتاپ موفق دیگر از نقاط درخشان کارنامه #دکتر_رضا_باقری است.وقتی تصمیم گرفتم وارد فضای کارآفرینی بخش خصوصی شوم اول با آقا رضا باقری مطرح کردم. او آنچنان گرم و صمیمی از این تصمیم من استقبال کرد که قرار شد با هم روی ایده کسب و کار آینده به صورت مشترک کار کنیم. حدود یک سال طراحی این کسب و کار طول کشید و در اسفند 1402 پایاموند با مشارکت، من، رضا باقری و یک دوست مشترک جوانتر و باانگیزهترمان یعنی آقا محسن قربانی متولد شد.ما در پایاموند این دغدغه اصلی را دنبال میکنیم که چگونه میتوان به حدود 5 تا 10 از شرکتهای در مرحله رشد که قابلیت مقیاسپذیری (Scale-up) جهشی دارند کمک کرد تا هر سال چند برابر نسبت به سال قبل از آن بزرگتر شوند.بعد از مدتی فعالیت یک دغدغه جدید هم به ایده قبلی اضافه شد و آن اینکه چگونه میتوانیم به مردم و اشخاص حقوقی کمک کنیم داراییها وثروتشان را که در قالب ملک، ارز، رمز ارز یا طلا از چرخه مولد اقتصاد خارج شده است به چرخه اقتصاد مولد در کشور برگردانیم و به دست کسب و کارهای با قابلیت رشد بالا برسانیم تا هم مردم سودی بالاتری از داراییهایشان نسبت به نرخ تورم به دست آورند و هم کسب و کارها بزرگتر شوند.خداوند متعال باز مثل گذشته چتر محبت خود را بر سر من و تیم پایاموند گسترانید و ما توانستیم در مدت حدو یک و سال نیم فعالیت، حدود هزار میلیارد تومان خدمات مالی به 37 کسب و کار باقابلیت رشد بالا ارایه کنیم.در اینجا باید از همه دوستانی که به تیم پایاموند اعتماد کردند و یاریگر ما در ساختن این بنگاه نوپا بودند تشکر کنم از صندوقهای پژوهش و فناوری همکار (ماشینسازی، نانو، امیرکبیر، زنجان و ...) گرفته تا سکوهای تامین مالی جمعی (حلال فاند، اسمارت فاندینگ، همآفرین، زرین کراد و ...) و دوستانی که با ترهین ملکشان و یا مشارکت در سرمایهگذاری بر روی پروژههای معرفی شده توسط پایاموند به ما در این مدت دلگرمی و حس حمایت دادند.
۲۰:۵۵
... امیدوارم در آینده نزدیک بتوانیم کارنامه درخشانی از اثربخشی در زمینه اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری برای ایران عزیزمان ارایه دهیم.در این مسیر همچنان به لطف و رحمت خداوند مهربان و حمایت و راهنمایی دوستان عزیزمان نیاز مبرم داریم.برادر کوچک شما
رضا اسدیفرد
همبنیانگذار پلتفرم پایاموند
آذر 1404
رضا اسدیفرد
همبنیانگذار پلتفرم پایاموند
آذر 1404
۲۰:۵۶
چاپ جدید کتاب «بزرگ مریخی؛ کوچک ونوسی» در سکوی ایران کتاب عرضه شد
کتاب «بزرگ مریخی؛ کوچک ونوسی» برای اولین بار در سال 1397 توسط انتشارات رسا منتشر شد و از طرف دانشجویان حوزه مدیریت و کارآفرینی و همچنین کارآفرینان جوان در شرکتهای نوپا دانشبنیان و نوآور مورد استتقبال خوبی قرار گرفت.این کتاب به این موضوع مهم در زیستبوم اقتصاد دانشبنیان کشور میپردازد که «چالشهای اصلی همکاری فناروانه بین شرکتهای نوپای فناوری محور با شرکتهای بزرگ صنعتی و تجاری در ایران» چیست و چگونه میتوان راهکارهای عملی برای مواجهه با آنها پیدا کرد؟اهمیت این موضوع از این واقعیت ناشی میشود که بسیاری از فناوریهای توسعهیافته در دانشگاهها و شرکتهای نوپای فناور، اگر در بستر سرمایهگذاری، تولید و تجارت شرکتهای صنعتی و غولهای تجاری قرار نگیرند اثرگذاری چندانی در رشد و بالندگی اقتصاد کشور نخواهندداشت.ویژگی متمایز کتاب حاضر نسبت به کتابهای تالیفیِ فارسی در حوزه مدیریت آن است که سراسر کتاب مملو از داستانهای کوتاه و واقعیِ مربوط به همکاری بین استارتاپها و شرکتهای فناوریمحور برخاسته از دانشگاههای ایرانی با شرکتهای صنعتی ایرانی است. این ویژگی باعث میشوند مخاطبان کتاب ارتباط نزدیکی با شخصیتهای داستانکها و مثالهای کتاب برقرار کرده و محتوای کتاب را کاملاً درک و هضم کنند.برخی از اساتید محترم رشتههای سیاستگذاری علم و فناوری، مدیریت فناوری و کارآفرینی در دانشگاههای علم و صنعت، امیرکبیر، علامه طباطبایی و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، در سالهای اخیر این کتاب را به عنوان کتاب اصلی یا جنبی درس خود به دانشجویان معرفی کردهاند.انتشارات وزین رسا در سالهای 98-1397 در سه نوبت این کتاب را چاپ کرد ولی با وقوع همهگیری کرونا و کم شدن فروش، دیگر کتاب تجدید چاپ نشد. با توجه به تقاضای دانشجویان، اساتید و کارآفرینان جوان، تصمیم گرفتیم چاپ جدید کتاب را با طراحی جلد متفاوت از چاپهای پیشین؛ توسط انتشارات جدیدالتاسیس پژوهشکده مطالعات فناوری -که من عضو هیئت علمی و دانشیار این پژوهشکده هستم- منتشر کنیم. در این خصوص باید از زحمات و همکاری بیدریغ دکتر سید محمد حسین شجاعی معاون پژوهشی پژوهشکده تشکر ویژه نمایم.امیدوارم کتاب #بزرگ-مریخی_کوچک_ونوسی که حاصل تلاش گروهی سه نفرهای شامل بنده (#رضا_اسدی_فرد)، دکتر آرمان خالدی و دکتر یاسر خوشنویس بوده است مورد توجه و استفاده جامعه فرهیخه علم، فناوری و نوآوری کشور قرار گیرد.مشتاق شنیدن نظرات ارزشمندشما از طریق آدرس reza_asadifard(at)tsi(.)ir هستم.#بزرگ-مریخی_کوچک_ونوسی، #رضا_اسدی_فرد، #ایران_کتاب، #آرمان_خالدی، #یاسر_خوشنویس، #پژوهشکده_مطالعات_فناوری، #زیست_بوم_دانش_بنیان، #مدیریت_فناوری_و_نوآوریلینک تهیه کتاب از سکوی فروش آنلاین ایران کتاب :https://www.iranketab.ir/book/32143-bozorg-e-merikhi
کتاب «بزرگ مریخی؛ کوچک ونوسی» برای اولین بار در سال 1397 توسط انتشارات رسا منتشر شد و از طرف دانشجویان حوزه مدیریت و کارآفرینی و همچنین کارآفرینان جوان در شرکتهای نوپا دانشبنیان و نوآور مورد استتقبال خوبی قرار گرفت.این کتاب به این موضوع مهم در زیستبوم اقتصاد دانشبنیان کشور میپردازد که «چالشهای اصلی همکاری فناروانه بین شرکتهای نوپای فناوری محور با شرکتهای بزرگ صنعتی و تجاری در ایران» چیست و چگونه میتوان راهکارهای عملی برای مواجهه با آنها پیدا کرد؟اهمیت این موضوع از این واقعیت ناشی میشود که بسیاری از فناوریهای توسعهیافته در دانشگاهها و شرکتهای نوپای فناور، اگر در بستر سرمایهگذاری، تولید و تجارت شرکتهای صنعتی و غولهای تجاری قرار نگیرند اثرگذاری چندانی در رشد و بالندگی اقتصاد کشور نخواهندداشت.ویژگی متمایز کتاب حاضر نسبت به کتابهای تالیفیِ فارسی در حوزه مدیریت آن است که سراسر کتاب مملو از داستانهای کوتاه و واقعیِ مربوط به همکاری بین استارتاپها و شرکتهای فناوریمحور برخاسته از دانشگاههای ایرانی با شرکتهای صنعتی ایرانی است. این ویژگی باعث میشوند مخاطبان کتاب ارتباط نزدیکی با شخصیتهای داستانکها و مثالهای کتاب برقرار کرده و محتوای کتاب را کاملاً درک و هضم کنند.برخی از اساتید محترم رشتههای سیاستگذاری علم و فناوری، مدیریت فناوری و کارآفرینی در دانشگاههای علم و صنعت، امیرکبیر، علامه طباطبایی و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، در سالهای اخیر این کتاب را به عنوان کتاب اصلی یا جنبی درس خود به دانشجویان معرفی کردهاند.انتشارات وزین رسا در سالهای 98-1397 در سه نوبت این کتاب را چاپ کرد ولی با وقوع همهگیری کرونا و کم شدن فروش، دیگر کتاب تجدید چاپ نشد. با توجه به تقاضای دانشجویان، اساتید و کارآفرینان جوان، تصمیم گرفتیم چاپ جدید کتاب را با طراحی جلد متفاوت از چاپهای پیشین؛ توسط انتشارات جدیدالتاسیس پژوهشکده مطالعات فناوری -که من عضو هیئت علمی و دانشیار این پژوهشکده هستم- منتشر کنیم. در این خصوص باید از زحمات و همکاری بیدریغ دکتر سید محمد حسین شجاعی معاون پژوهشی پژوهشکده تشکر ویژه نمایم.امیدوارم کتاب #بزرگ-مریخی_کوچک_ونوسی که حاصل تلاش گروهی سه نفرهای شامل بنده (#رضا_اسدی_فرد)، دکتر آرمان خالدی و دکتر یاسر خوشنویس بوده است مورد توجه و استفاده جامعه فرهیخه علم، فناوری و نوآوری کشور قرار گیرد.مشتاق شنیدن نظرات ارزشمندشما از طریق آدرس reza_asadifard(at)tsi(.)ir هستم.#بزرگ-مریخی_کوچک_ونوسی، #رضا_اسدی_فرد، #ایران_کتاب، #آرمان_خالدی، #یاسر_خوشنویس، #پژوهشکده_مطالعات_فناوری، #زیست_بوم_دانش_بنیان، #مدیریت_فناوری_و_نوآوریلینک تهیه کتاب از سکوی فروش آنلاین ایران کتاب :https://www.iranketab.ir/book/32143-bozorg-e-merikhi
۱۰:۲۱
بسم الله الرحمن الرحیممِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
شهادت افتخار و میراث امام حسین علیه السلام ماست
شهادت پسر عمه عزیزم سرهنگ پاسدار عباس تولدی لیقوان را به محضر حضرت ولی عصر عج و خانواده ی آن شهید تبریک و تسلیت عرض مینمایم.لطفا برای تسکین دل مادرش دعا بفرمایید، خواهر شهیدی که حالا مادر شهید هم شد. همچنین برای سکینه قلب همسر و دو فرزند نوجوانش دعا کنید.رضا اسدی فرد
شهادت افتخار و میراث امام حسین علیه السلام ماست
شهادت پسر عمه عزیزم سرهنگ پاسدار عباس تولدی لیقوان را به محضر حضرت ولی عصر عج و خانواده ی آن شهید تبریک و تسلیت عرض مینمایم.لطفا برای تسکین دل مادرش دعا بفرمایید، خواهر شهیدی که حالا مادر شهید هم شد. همچنین برای سکینه قلب همسر و دو فرزند نوجوانش دعا کنید.رضا اسدی فرد
۸:۱۶
برای اسلام مثل یک اسب نجیب باشید
سال 78 که دانشجوی سال سوم کارشناسی در دانشگاه شریف بودم در قالب تیم ده نفرهای از دانشگاه برای شرکت در طرح غدیر که در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشد، اعزام شدیم. در اواسط این دوره فهمیدیم رهبر انقلاب مشرف شدهاند به مشهد. برای دیدار آقا پاپیچ مسئولین دوره شدیم و بالاخره اصرارمان کارگر شد و در دارالزهد حرم، با آقا دیدار کردیم. از آن دیدار یک جمله برای همیشه در ذهنم مانده و در قلبم میدرخشد و به من انگیزه حرکت میدهد: برای اسلام مثل یک اسب نجیب باشید؛ اسبِ نجیب برای سوارش چنان میتازد که توانی برای خودش نمیماند. وقتی میایستد که میافتد و میمیرد
#رهبر_شهید_عزیزمرضا اسدی فرد
سال 78 که دانشجوی سال سوم کارشناسی در دانشگاه شریف بودم در قالب تیم ده نفرهای از دانشگاه برای شرکت در طرح غدیر که در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشد، اعزام شدیم. در اواسط این دوره فهمیدیم رهبر انقلاب مشرف شدهاند به مشهد. برای دیدار آقا پاپیچ مسئولین دوره شدیم و بالاخره اصرارمان کارگر شد و در دارالزهد حرم، با آقا دیدار کردیم. از آن دیدار یک جمله برای همیشه در ذهنم مانده و در قلبم میدرخشد و به من انگیزه حرکت میدهد: برای اسلام مثل یک اسب نجیب باشید؛ اسبِ نجیب برای سوارش چنان میتازد که توانی برای خودش نمیماند. وقتی میایستد که میافتد و میمیرد
#رهبر_شهید_عزیزمرضا اسدی فرد
۹:۰۹