قسمت اول: بلای «تأویلِ زمانزده»
در تاریخ اندیشه و رفتار سیاسی، هیچ آفتی ویرانکنندهتر از «مصادره به مطلوبِ حقیقت» به دست هوادارانِ پرشور نبوده است. در ادبیات دینی، از بدعتها و انحرافات صدر اسلام تا تحریفهای فکری معاصر، همواره با پدیدهای مواجه بودهایم که در آن، خطوط فکری و اصول بنیادین توسط کسانی که ادعای بیشترین قرابت را با آن تفکر دارند، به پای هیجانات، کریخوانیها و مصلحتهای خودساخته قربانی شده است. این روزها در حاشیه انتشار تصاویر مانورهای رزمی و دورههای چریکی بانوان در رویدادهایی چون «جانفدا» و داغ شدن مسابقه تعیین پاداشهای ارزی و میلیاردی برای به اسارت درآوردن سربازان متجاوز آمریکایی، شاهد بازتولید همین رویه آسیبزا در بدنه نیروهای انقلابی هستیم؛ پدیدهای که میتوان آن را «بلای تأویل زمانزده» یا «مصلحتتراشی در برابر نصوص قطعی» نامید.
ماجرا از یک نقطه روشن و عریان آغاز میشود: وقتی منتقدان دلسوز، طراحان و مروجان پادگانهای چریکی زنان را به مبانی مکتبی و کلام صریح رهبر انقلاب ارجاع میدهند — آنجا که فرمودند نباید از زن، یک «مرد مصنوعی و کپی دوم مرد» ساخت و ارزش زن را در ورود به عرصههای خشن و نامتناسب جستوجو کرد — بهجای بازنگری در شیوه، با سپری از توجیهاتِ شتابزده روبهرو میشویم:«آن سخنان رهبری مربوط به سال ۸۶ و در شرایط آرامش و صلح بود؛ الان در وضعیت جنگی و آرایش تمامعیار نظامی هستیم و اقتضائات فرق کرده است» و منطقِ «آن حرف برای آن روز بود»این پاسخ، در ظاهر هوشمندانه و ناظر به درک زمانه به نظر میرسد، اما در حقیقت، بازتولید همان بیماری تاریخی و کلامی است که اصول ثابت معرفتی را دستخوش نسبیگرایی مقطعی میکند. پرسش بنیادین این است: بیانات رهبری پیرامون «هویت، شأن تکوینی و رسالت زن در اسلام»، یک دستور مقطعی تاکتیکیبود یا تبیین یک اصل موضوعه در فلسفه و انسانشناسی اسلامی؟ آیا تعریف هویت زن مسلمان و مرزهای حیا، عاطفه، نقش مادری و رسالت بنیادین تمدنی او، مانند قیمت دلار و آرایش استقرار توپخانههاست که با تغییر شرایط جوی و منطقهای از این رو به آن رو شود؟!ادامه دارد...
─-•┅•-─•°°•
۳۱۹
۶:۴۶