#یادداشت «نورافشانی بیعتِ خون؛ تحت شجرهی انقلابِ معنا» - بخش سوم به قلم آقای برگزیده ادامهی بخش اول و دوم که در پستهای قبل تقدیم شد: اساساً این نبرد دیگر نه با جنگ کلان روایتها بلکه، در سطحی معنا میگیرد که دشمن چندی است از موقف های پیشینَش عبور کرده و به سطح عمیقتری از استحالهی وجودی رسیده است.درحالی که در وادی دیگری به لحاظ ماهیت و سطح، ورود کردهایم. بهای چنین خونی، سزاوار آن بود که سپیدهی انقلابی دیگر در جبههی طرید و مظلوم اما سرنوشتسازِ جنگِ نرمِ نور بشکافد؛ انقلابی در ژرفای جانها، آنجا که حقیقت نه با هیاهوی صفوف متراکم خباثت ظلمت که با بیداری ارواح طیب به میدان میآید. هنوز هم یگانه رسانه و زبانِ ائتلاف ساز در این ابرواقعه، خونی است که خلأ انقلاب درونی را پرکرده. خونی که چونان چشمهای سرخ بر صفحهی تاریخ جاری میشود؛خونی که گامهای امت تحت شجره را از خاک به افقِ عرش بیعت میبرد، راهِ زمین را به آسمان ولایت پیوند میزند و قلوب را بر قندیل های ائتلاف صاحب سدرة المنتهی میآویزد. همین خون است که انقلاب را در ملکوت معنا میکند و روح آن را در رگهای زمان جاری میسازد و در معنا انقلاب میکند. اما شگفتا که در آثار اهالی فرهنگ، پژواکی از این معنا به گوش نمیرسد؛ گویی نور حقیقت در این فصل بیداری جهانی ، در بحر ظلمت انباشته قلم ها و کلمات ناپیداست و روح زنده واقعه در هیاهوی کلان روایات خرد خاموش مانده است. در خلأ فهم و کنشِ جبههی نرم، سکوتی سنگین بر میدان نشسته در حالیکه ارواح امت بر بلندای ریاح مرسل گام برمیدارند و امید، در جایی دیگر میتپد، در قلب امت. این امت واحده است که هرگز پشت مقاومت را خالی نخواهد کرد. مردم، چون رودخانهای صبور و پیوسته، راه خویش را به سوی وعدههای لایتغیر الهی میگشایند؛ و آنگاه که زمان به کمال خویش برسد، همین مردماند که امانت را به پایان خواهند رساند.انشاءالله... پایان این #راز گفتنی است؛ به راز بپیوندید: @razmedia_info