۱- در بین همسنهای ما، یکی از جملههایی که با قاطعیت تمام گفته میشود این است که:+«جمهوری اسلامی هییییچ دستاوردی نداشته. اگر داشته، بگو.»
طرف مقابل هم احتمالا به چند واژه تکراری و کلیشهشده پناه میبرد:-«این همه چیز؛ نانو، تکنولوژی، موشک، ماهواره و یه عالمه چیز دیگه.»
طرف اول بعد از شنیدن این جمله، با زدن یک نیشخند در دل خودش میگوید:+«نانو و تکنولوژی که اصلا چی هست، موشک و ماهواره هم که معلومه برای چی ساختن… برای زندگی ما چی کار کردن؟ هه، هیچی.»
احتمالا این همان فضای خالیست که بقیه برای جوان، با نشان دادن «تاسیان» و «تونل زمان» و… با یک گذشته رنگارنگ و شاد پر خواهند کرد تا پازل آشوب ۱۸ دی از برائت از نظام به «پهلوی برمیگرده…» تبدیل شود.
⸻
۲-میگویند جنگ، خسارت محض است. احتمالا خرده گرفتن به این جمله در بُعد مادی کار سختی باشد، اما اتفاق مثبتی که فقط در جنگ رقم میخورد این است که چیزهای غیرقابلاثبات برای عدهای، نهتنها اثبات، بلکه به مرز قطعیت میرسد.
بعد از گذشت این همه سال، صاحب صنعت شدن، پتروشیمی و فولاد و… داشتن، هنوز برای خیلیها مبهم بود و در حد اسم باقی مانده بود؛ تا جایی که با حمله آمریکا به آن، نام و اهمیتش بلند فریاد زده شد.
اگر جنگ نبود احتمالا بعد از اتمام پروژه پل B1، باید تا سالها درباره این پل صحبت میشد تا جایی که به کلیشه بیفتد و در نهایت، بهجای مایه افتخار، دستمایه شوخی مجازی شود.
جنگ، اتفاقا در این مورد خیر محض بود؛ چون به جایی رسیدیم که تهدید زیرساختها برای کل جامعه موجب نگرانی شد. چراکه طی چند روز گذشته، اهمیت و پررنگ بودن زیرساختها و پیشرفتها بهقدری ترسیم شد که نبودشان برای مردم به چیزی ترسناک تبدیل شد.
⸻
۳-در همین حوالی، از بیبیسی فارسی، یک «ویز ویزِ مغالطه» (موسوم به مستند) جدید منتشر میشود که در آن، رهبرِ رقمزننده پیشرفت، به «زندگی در جهان موازی» متهم میشود.
اتفاقات اخیر، شرایط را طوری رقم زده که اصلا نیازی به پاسخ دادن به این مستند نیست؛ چون احتمالا وقتی در روز ۹ اسفند، قرارداد این پروژه برای چهلم رهبر در حال بسته شدن بود، فکرش هم نمیشد که این خلأ ذهنیِ پررنگ درمورد پیشرفت، آنقدر برای همه واضح و عیان شود که تقریبا همه با خنده از کنار این «ویز ویز» احمقانه عبور کنند.
۲K
۱۶:۴۹