بله | کانال روایت | سارارمضانی
عکس پروفایل روایت | سارارمضانیر

روایت | سارارمضانی

۶۴ عضو

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم

خدا می‌رساند
نزدیک دو ماه گذشته و او هرشب، هر طور شده خودش را می‌رساند به تجمع. با دوست یا همسایه‌ای همراه می‌شود. واکِرش را خودش یا با کمک دیگران از ماشین پیاده می‌کند و آرام آرام قدم بر می‌دارد و توی موکب می‌نشیند.قرآن و دعا می‌خواند. وقتی بین مداحی‌ها اسم اهل بیت می‌آید، سر و دستانش را بالا می‌گیرد و با اشک صدایشان می‌زند و برای سربلندی ایران دعا می‌کند.پرچم ایران همیشه کنار دستش است.به روحیه و همتش غبطه می‌خورم. دلم می‌خواهد اگر به پیری می‌رسم روحیه‌ی او‌ را داشته باشم.چند شب پیش خانم کنار دستی‌ام گفت: «حاج خانم رو می‌بینی؟ بهم می‌گفت:«از خونه میام بیرون و میگم خدا خودش می‌رسوندم.» »
حاج خانم درست می‌‌گوید، خدا همه‌ی ما را می‌رساند به محل قرار شبانه‌مان با پرچم ایران.undefined
#سارارمضانی
شیراز. اردیبهشت ۱۴۰۵
@revayat_sararamezani

۴:۰۸

بازارسال شده از رިࡐ‌ܝ݅‌ߊ‌ࡍ߭ ܥ‌‌ܝ‌ܟܿܢܚ݅ߊ‌ࡅ߭ܨ
thumbnail
پخش تلویزیونی صحبت های خانم سارا رمضانی در خصوص حضور در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری
‌انجمن ادبی آستان مهر را دنبال کنیدundefinedundefinedundefinedروبیکاhttps://rubika.ir/joinc/EGGGBAHI0JNYWNOLHPYECXTKRWWUAJHEایتاhttps://eitaa.com/mansoorehttaheriبله:ble.ir/join/YmYxNWY5OD

۱۱:۵۶

بازارسال شده از رިࡐ‌ܝ݅‌ߊ‌ࡍ߭ ܥ‌‌ܝ‌ܟܿܢܚ݅ߊ‌ࡅ߭ܨ
thumbnail
پخش تلویزیونی شعر خوانی شاعر گرانقدر
خانم سارا رمضانی
‌انجمن ادبی آستان مهر را دنبال کنیدundefinedundefinedundefinedروبیکاhttps://rubika.ir/joinc/EGGGBAHI0JNYWNOLHPYECXTKRWWUAJHEایتاhttps://eitaa.com/mansoorehttaheriبله:ble.ir/join/YmYxNWY5OD

۱۱:۵۷

thumbnail
#شعار_نوشته:
بیگانه جایی در تنگه هرمز ندارد مگر در قعر خلیج فارسundefinedundefined

ایده قشنگی هست که در کنار نوشته، کاریکاتور رنگی هم ضمیمه‌‌ شده.undefined
@revayat_sararamezani

۱۲:۱۴

بازارسال شده از سووشون | عصرهای روایت خون جوانان وطن
thumbnail
undefined رویداد: سووَشون (مهمان دهم) *
عصرهای روایتِ خونِ جوانانِ وطن

undefined
مهمان:*
● خانواده محترم شهید رحمان رضایی● شعرخوانی آقای ایوب پرندآور● مرثیه خوانی حاج عباس زحمتکشان
undefinedمیزبان: سید میلاد دانشور
undefined چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماهundefined ساعت ۱۷undefinedپردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو
undefined حوزه هنری انقلاب اسلامی فارسundefined پردیس سینمایی امین تارخ
undefinedبا همراهی:undefinedبنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس undefinedسازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری شیرازundefinedهیئت لثارات الحسین (ع) شیراز
#پردیس_سینمایی_تارخ
@Tarokh_cineplex

۷:۳۲

thumbnail
آیات نصر بر لب او جاریستقرآن به دست آمده در میدان...undefined
#سارا_رمضانی
شیراز.اردیبهشت ۱۴۰۵
@revayat_sararamezani

۷:۱۶

thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم
روزِ بله
همسر شهید رحمان رضایی گفت:«دخترم مهرانا، یه روزایی داشت به اسم روز «بله» که تو اون روز هر درخواستی از باباش داشت، «بله» می شنید.»
مهرانا گفت:«وقتی رفتم معراج شهدا، به بابا گفتم:«میشه بیدار شی بابا؟»
کاش آن روز هم روز «بله» بود.
#سارا_رمضانی
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵. شیرازعصر روایت سووشون، گفتگو با خانواده شهید رحمان رضایی

@revayat_sararamezani

۳:۰۸

بازارسال شده از روایت‌نامه| محمدحسین عظیمی
thumbnail
در شهر نوای سووشون پیچیده

روانشناس‌ها بهش می‌گویند فوبی. ساده‌سازی شده‌اش یعنی ترسِ مرضی؛ هراس.
خودم یکی از همین ترس‌های مرضی را دارم. فکر کنم اگر جایی تعریفش کنم خنده‌شان بگیرد.
ریشه‌اش برمی‌گردد به دوران
بسیج دانشجویی*. اولین برنامه‌، به‌مناسبت هفته دفاع مقدس بود. دو تا کارگردان و تهیه‌کننده فیلم‌های اسمی جنگی را دعوت کرده بودیم. وقت شروع برنامه، توی سالن پشه پر نمیزد. واقعیتش را بخواهم بگویم، برای یک سالن ۳۰۰-۴۰۰نفره، ۱۰-۲۰نفر می‌شود همین پشه پر نزدن دیگر. با این‌که هر دو، بزرگوارانه و کریمانه برخورد کردند ولی از آن موقع چنان دل‌آشوبی به جانم افتاد که تا همین الان ادامه دارد.
بعدا هرچه برنامه‌هایمان رونق گرفت و علاوه‌بر پر شدن کل تالار، صندلی‌های پلاستیکی بین مسیر هم خالی نمی‌ماند و تازه سی چهل نفر کف زمین و روی سن می‌نشستند، باز هم ترس مرضی‌ام درست نشد.
این روزها، هر هفته یک بار این هراس سراغم می‌آید؛ وقتی چهارشنبه‌ها، یک ساعتی قبل‌ از برنامه سووشون، خودم را می‌رسانم سینما تارخ تا ساعت شروع برنامه توی دلم رخت می‌شویند. می‌ترسم مخاطب کم بیاید و شرمنده خانواده شهید شویم. پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر و فرزندان شهدا یک حالت قداستی برایم دارند. از وقتی پله‌های هزار تایی سینما تارخ را پایین می‌آیند استرسشان را دارم تا وقتی کلیپ بازخوردشان را می‌بینم که از برنامه تعریف و تشکر کرده‌اند. انگار بالای سرشان یکی از همان حلقه‌های نوری است که توی کارتن‌ها، دور سر فرشته‌ها می‌گذارند.
من ولی از یک ساعت قبل از برنامه، خودم را یک جایی گُم و گور می‌کنم تا ورود و خروج جمعیت را نبینم. می‌روم توی ماشین یا نمازخانه می‌نشینم به چک کردن گوشی یا انجام کارهای ناتمام یا خواندن قرآن روزانه.سرم را هم بالا نمی‌آورم تا متوجه چیزی شوم. فقط هر چند دقیقه یک بار ساعت ماشین یا گوشی را زیرچشمی چک می‌کنم.یکی از فرح‌بخش‌ترین لحظه‌‌های زندگی‌ام، زمانیست که پایم را از ماشین بیرون می‌گذارم یا بدون این‌که داخل سالن را نگاه کنم از پله‌های ورودی بروم‌ بالا و ببینم پارکینگ سینما تارخ پُر از ماشین شده. ثانیه‌هایی که انگار هوای خنک، ریه‌ها و جوارح و جوانحم را حال می‌آورد. انگار وارد باغ سرسبزی شده باشم و هر کدام از این ماشین‌ها درخت تناورِ خوش‌سایه یا غنچه گُلی باشند و بوی آهن زنگ‌زده پیکان درب و داغان یک‌ور رنگ رفته برایم از گل نرگس شیراز در فصل زمستان خوش‌بوتر است.حتی آخرین‌بار، وقتی چهل دقیقه توی ترافیک گیر کردم و وارد پارکینگ سینما شدم و نگهبان گفت پارکینگ پُر شده و در جواب سوال: "جا نیست؟" سر بالا انداخت و هدایتم کرد تا بیرون محوطه، کنار خیابان پارک کنم، یکی از زیباترین "نَه‌"های زندگی‌ام را شنیدم. هرچه در ترافیک حرص خوردم، یک‌باره در همان چند ثانیه پارک کردن کنار خیابان جبران شد. از ماشین پیاده شدم و عکس پارکینگ پرماشین را در حالی گرفتم که سلول‌هایم در حال نشاط و انبساط بود.
پی‌نوشت: ما ترس‌مرضی‌ها را بیشتر درک کنید. وقتی دعوتتان می‌کنیم به مراسمی، بهانه نیامدن نیاورید. مخصوصا که مجلس شهدا باشد و بساط فیض مهیا.
* مصرع آخر دوبیتی سرکار خانم رمضانی:سرو است اگرچه او جراحت دیدهتا سبز بماند وطنم، جنگیدهبر پیکر او شکوه پرچم زیباستدر شهر نوای سووشون پیچیده
@ravayat_nameh

۱۹:۰۲

وقتی همه می‌گفتند:« بزن که خوب می‌زنی» آقای میانسالی، پرچم ایران را تکان می‌داد و بلند و با اقتدار می‌گفت: «بزن بُویاش بوسوزونی!*»undefinedundefined

*بزن تا پدرش را بسوزانیundefinedundefined

اردیبهشت ۱۴۰۵. شیراز
@revayat_sararamezani

۵:۴۴

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail
undefined برای #شب هفتادم به میدان آمدیم..
undefined یادواره شهدای دانشگاهی فارس،با حضور خانواده شهدای جنگ رمضان دانشگاه شیراز؛ شهیده نرجس شیخ‌پورشیرازی_ شهید محمد مهدی نجابت_ شهید محمد حسین بیات_ شهید حسین شاهین‌شمس‌آبادی«از شهرکرد»
undefined شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
undefined موکب سیدالشهدای انقلاب دانشگاه شیراز
@seyedoshohada_enghelab

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷

بازارسال شده از قرارگاه سیدالشهدای انقلاب
thumbnail

۶:۴۷